شبکه‎‎های اجتماعی صرفا ابزار‎‎هایی هستند در اختیار تحولات حقیقی.
25 بازدید
تاریخ ارائه : 1/8/2013 4:24:00 PM
موضوع: ارتباطات

فیس‌بوک هیچ وقت انقلاب‌ساز نبوده است

فیس‎بوک هیچ‎وقت نمی‎تواند منجر به انقلاب شود. کما این‎که مسأله‎ای که دو سال پیش در ایران اتفاق افتاد، اسمش یک انقلاب توییتری یا فیس‎بوکی نبود. به‎نظرمن یک مقداری در مورد نقش شبکه‎‎های اجتماعی در ایجاد انقلاب‎‎ها بزرگ نمایی می‎شود. هرچند که ابزار شبکه‎‎های اجتماعی به ایجاد انقلاب‎‎ها کمک کرد؛ اما آماده بودن بستر‎‎های اجتماعی این جوامع در بروز این انقلاب‎‎ها بسیار مهم‎تر و تأثیرگذار‎تر است.

صحبت درباره شبکه‎ای اجتماعی، شاخه‎‎های متعددی را در بر می‎گیرد. از خاستگاه و کارکرد این شبکه‎‎ها گرفته تا تأثیرگذاری‎شان بر جوامع و حتی نقش آن‎‎ها در تحولات منطقه و تأثیرگذاری‎شان بر زندگی شخصی افراد. مسأله این است که شبکه‎‎های اجتماعی، بخش بزرگی از آینده جامعه ما و هر کشوری را به خود اختصاص داده است.

چراکه نوعی از ارتباط و تأثیر‎گذاری را به روی بشر گشوده که تا پیش از این، تجربه آن را نداشته است. ارتباطاتی که به‎راحتی مرز‎‎های زمان و مکان را در نوردیده و می‎تواند شما را به‎عنوان یک شخصیت متفاوت در آینده مطرح کند. گفت‎وگو با «محمد صالح مفتاح»، عضو شورای مرکزی مجمع وبلاگ نویسان مسلمان و مدیر سایت تریبون مستضعفین و «علی فلاح»، مدیر شبکه اجتماعی نت ایران و دبیر شورای هماهنگی فعالین سایبری درباره شبکه‎‎های اجتماعی، تبدیل به یک میزگرد جذاب شد؛ گفت‎وگویی سه نفره که موضوعات متفاوت و دغدغه‎‎های متعددی را در بر می‎گرفت. البته هریک از آن‎‎ها برای خودشان تجربیاتی داشتند که توانست به باز شدن هرچه موجز‎تر این موضوع کمک کند.

یوسفی: اولین‎بار شبکه‎‎های اجتماعی چگونه شکل گرفت؟ و چگونه استفاده از آن، این اندازه سریع در تمام فرهنگ‎‎ها و کشور‎‎های مختلف جای خود را باز کرد؟

مفتاح: احتمالا این روزها؛ همه فیلم «شبکه اجتماعی» ساخته دیوید فینچر را دیده‎اند. این فیلم بخشی از واقعیت ایجاد شبکه اجتماعی فیس‎بوک را نشان می‎دهد. اگر بخواهیم در این مورد جدی‎تر صحبت کنیم؛ باید عرض کنم که چرایی وجود شبکه‎‎های اجتماعی، از یک نیاز فطری انسانی بر گرفته شده و آن هم نیاز انسان‎‎ها به ارتباط است. همه انسان‎‎ها بر اساس قواعد اجتماعی موجود، نیازمند برقراری ارتباط با یکدیگر هستند. از زمانی که فضای مجازی به این شدت گسترش پیدا کرد، بخشی از زندگی حقیقی انسان‎‎ها در فضای مجازی باز نمایی پیدا کرد. در این میان نیاز فطری انسان به اطلاع یافتن و داشتن ارتباط با سایرین، خودش را در قالب شبکه‎‎های اجتماعی بروز داد. همه ما در فضای مجازی حس کنجکاوی ویژه‎ای نسبت به دیگران داریم، و علاقه‎مندیم درباره آن‎‎ها انواع مختلف اطلاعات را کسب کنیم. از سوی دیگر، نیاز مبرمی به برقراری ارتباط با دیگران داریم. طبیعتا این نیاز‎‎ها در فضای مجازی ما‎به‎ازای خودش را پیدا می‎کند؛ کما این‎که ما در سایر مسائل بیرونی نیز به‎دنبال ما‎به‎ازای مجازی می‎گردیم. مثلا برای تجارت، قوانین و مقررات قضایی، ارتباطات انسانی و همه و همه دارای یک ما‎به‎ازای مجازی در فضای نت هستند.

فلاح: تاریخ پیدایش فیس‎بوک از سال ۲۰۰۴ است. همان‎طور که پیداست در آن زمان شبکه‎‎های اجتماعی دیگری نیز حضور داشتند و خیلی پیش از این فعالیت خود را آغاز کرده بودند؛ از جمله اورکات و مای اسپیس که شبکه‎‎های اجتماعی قدرتمندی هم هستند. به عقیده من، برگ برنده فیس‎بوک برای همه گیر شدن؛ ساده بودن و کاربر پسند بودن فضای فیس‎بوک است. از نظر فنی و تکنیکی هم دارای ویژگی‎‎های منحصر به فردی بود. البته داشتن ویژگی‎‎های فنی سطح بالا، تنها دلیل همه‎گیر شدن یک شبکه اجتماعی نیست. یقینا برای همه گیر شدن این شبکه‎‎های اجتماعی می‎بایست از آن حمایت‎‎هایی شود تا بتواند سریع رشد کند. غول شرکت‎‎های کامپیوتری دنیا، شرکت مایکروسافت، در همان ابتدای کار از فیس‎بوک حمایت کرد. و مبالغ هنگفتی را در ازای تبلیغات آتی فیس‎بوک در اختیار او قرار داد. چراکه اطمینان داشت آینده روشنی برای فیس‎بوک متصور است و یقینا سرمایه‎گذاری‎اش با سود هنگفتی باز می‎گردد. بعد از آن‎هم رقابت بین مایکروسافت و یاهو برای خریدن فیس‎بوک به‎وجود آمد که فیس‎بوک نهایتا راضی به فروش نشد و زیر چتر هیچ‎کدام از این نام‎‎ها نرفت. دومین مزیت نسبی فیس‎بوک نسبت به سایر شبکه‎‎های اجتماعی، داشتن یک دسته‎بندی بسیار خوب برای کاربرانش در سایت بود. اولین این دسته‎بندی، داشتن زبان‎‎های متعدد بود. فیس‎بوک خیلی سریع توانست به ۷۰ زبان برسد؛ و این موفقیت بسیار بزرگی برای یک شبکه اجتماعی است.

یوسفی: در میان صحبت‎‎ها، به قابلیت‎‎های فنی فیس‎بوک اشاره کردید؛ آن‎چنان‎که کاربران فیس‎بوک از نظر فنی رغبت بیشتر به‎کار کردن در فیس‎بوک دارند تا هر شبکه اجتماعی دیگری. به‎طور مثال در فیس‎بوک، اعضا خیلی راحت‎تر از هرجای دیگری توانایی نگاه کردن و سرک کشیدن به فضا‎ها و حریم‎‎های خصوصی یکدیگر دارند. آن‎چنان‎که در فیلم شبکه اجتماعی هم به آن اشاره شد؛ حتی مدیر فیس‎بوک بعد از شهرت نسبی و ثروت چشم‎گیری که به‎هم زده، در پلان آخر باز نشسته پشت لب تاپش و در حال رفرش کردن سایت است تا ببیند دختر مورد علاقه‎اش که قبلا با او دعوا کرده؛ درخواست دوستی‎اش را در فیس‎بوک قبول کرده است یا نه! من تصورم این است که پایه و اساس برنامه‎نویسی در فیس‎بوک بر مبنای همین وارد شدن به حریم‎‎های خصوصی یکدیگر طراحی گشته است.

فلاح: ببینید این نکته‎ای که شما اشاره کردید؛ به نوعی کاربرد قابلیت‎‎های فنی و برنامه‎نویسی فیس‎بوک است و من فقط از نظر فنی، داشتن چنین کارایی را برای یک شبکه اجتماعی یک حسن می‎بینم. چراکه فیس‎بوک دارای الگوریتم‎‎هایی است که هیچ شبکه اجتماعی قبل از آن نتوانسته آن را پیاده کند. الگوریتم‎‎های شناسایی کاربران. مثلا در جست‎وجوی افرادی که در نوار بالای فیس‎بوک قرار دارد؛ هر اسمی را که سرچ کنید، در صورت عضویت آن فرد در شبکه؛ به‎راحتی پروفایل‎اش را پیدا می‎کنید. در حالی‎که اگر همین جست‎وجو را در گوگل انجام دهید، به این سهولت به نتیجه نمی‎رسید! فیس‎بوک با منطق جست‎وجو در میان دوستان و دوستان دوستان و دوستان دوستان دوستان؛ خیلی سریع می‎فهمد که شما دقیقا به‎دنبال چه‎کسی هستید و این الگوریتم‎‎ها نقطه قوت فیس‎بوک است. هرچند که کاربرد آن در فضای فعلی فیس‎بوک کاربرد مناسبی نیست اما به‎لحاظ فنی و برنامه‎نویسی، گوی سبقت را از رقیبان خود به‎سرعت ربوده است. همین الان در گوگل باز هم همین تکنولوژی و کارآیی برای جست‎وجوی افراد پیاده شده است.

مفتاح: سخن شما درست است؛ بر این اساس که فیس‎بوک اساس کار خود را بر مبنای حریم شخصی افراد بنا نهاد. اما لزوما این به این معنی نیست که کار فیس‎بوک مبتنی بر شکستن حریم خصوصی است. به‎نظرم گذشت زمان توانسته است فیس‎بوک را به چیزی فراتر از آن ایده اولیه تبدیل کند. همین سیستم هوشمند جست‎وجوی افراد، خودش کاربرد و برگ برنده بسیار بزرگی در دست فیس‎بوک است. از طرفی امروز، آدم‎‎های مختلف کارکرد‎‎های مختلفی را از فیس‎بوک می‎طلبند و استفاده می‎کنند. به‎طور مثال در همین تحولات کشور‎های عربی؛ فیس‎بوک به‎عنوان یک ابزار به‎شدت نقش‎آفرینی می‎کند. و این بدان معناست که آن ایده اولیه فیس‎بوک؛ امروز به چیزی فراتر از آن رشد پیدا کرده است. آن‎چنان‎که همین امروز هم افراد کارکرد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی از فیس‎بوک می‎طلبند.

یوسفی: به‎زعم برخی از تحلیل‎گران، در دو سه سال اخیر فیس‎بوک و سایر شبکه‎‎های اجتماعی حتی توانسته‎اند منجر به وقوع انقلاب‎‎های رنگی در برخی کشور‎ها شوند و یا امروز توانسته به‎عنوان اصلی‎ترین وسیله ارتباطات مردمی به انقلاب‎‎های عربی در منطقه کمک کند. استفاده‎‎ها و کارکرد‎های تعریف شده برای فیس‎بوک آن‎چنان جدید و عجیب است که می‎تواند به‎عنوان افقی جدید برای نسل آینده شبکه‎‎های اجتماعی تلقی شود. فکر می‎کنید سازندگان فیس‎بوک در ابتدای کارشان به این تنوع کارکرد، چقدر فکر کرده بودند؟

مفتاح: ذات شبکه اجتماعی، بر اساس کاربر محوری‎شان است. کاربران هر شبکه اجتماعی به‎وسیله استفاده‎ای که از آن شبکه می‎کنند، محتوای غالب آن را شکل می‎دهند. البته ممکن است پشتوانه‎‎های فنی مهمی هم در این میان برای شبکه‎‎های اجتماعی وجود داشته باشد و به‎طور مثال مشخص شود که فلان شبکه اجتماعی، متعلق به فلان گروه سیاسی یا فلان نهاد امنیتی در جهان است. به‎طور مثال ابزار گفت‎وگوی مشهوری در جهان عرب وجود دارد به اسم بیروت، که بر اساس شنیده‎‎ها احتمال این‎که این سایت یک بدافزار باشد و اطلاعات کاربرانش را در اختیار صهیونیست‎‎ها قرار دهد، خیلی زیاد است. اما در عین‎حال رادیویی مردمی در همین سایت راه‎اندازی شده است به‎عنوان رادیو مقاومت که توانسته یک ساعت از روز را به انتشار اخبار و مطالب در جهت منافع مردم لبنان درشبکه بپردازد. به‎نظرم کاربران در تغییر کارکرد یک شبکه اجتماعی بسیار مؤثرند.

فلاح: نسل اول وب در دنیا شبیه به مدرسه‎ای بود که فقط توسط مدیرانش اداره می‎شد و دانش‎آموزان تنها حق داشتند در مدرسه حضور داشته باشند؛ اما در اداره آن نقشی نداشتند و نهایتا در حد یک نظر دادن ابراز عقیده می‎کردند. این مدل برمی‎گشت به زمان گذشته، زمانی‎که ما پای اینترنت؛ مثل روزنامه فقط می‎توانستیم مطالب سایت‎‎ها را بخوانیم و از آن‎‎ها عبور کنیم. و حتی چیزی به‎عنوان کامنت هم نبود و جایی برای ابراز عقیده وجود نداشت. اما امروز کاربران اینترنتی حکم شاگردانی را دارند که با حضور مدیر و ناظم و معلمان، حق دارند تا حدودی در اداره این مدرسه نقش داشته باشند. به‎راحتی ابراز عقیده کنند، مطالب را بپسندند و به یکدیگر پیشنهاد دهند. در این میان دو اتفاق توأمان می‎افتد. مطمئنا برخی از دانش‎آموزان برای مقاصد خودشان سعی دارند به‎جایگاه‎‎هایی برسند که بتوانند از آن استفاده کنند. و این ماجرا دقیقا در اینترنت اتفاق افتاده است. وقتی که رادیو مقاومت در یک شبکه صهیونیستی راه می‎افتد، مسلم است که رویکرد کاربران این شبکه‎‎ها مقابل اهداف راه‎اندازندگان این شبکه‎‎ها قرار دارد. اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که هنوز مدیر و ناظم و معلم سرجای خودشان هستند و مدیریت نهایی فضا دست آن‎هاست. بنابراین؛ آن‎‎ها در مواقعی که موضوع حیثیتی شود و عملکرد کاربری با اهداف خودشان مغایرت داشته باشد؛ وارد می‎شوند و او را به‎راحتی حذف می‎کنند. به‎عنوان مثال فلان بازیکن معروف تیم رئال مادرید؛ صرفا به‎خاطر این‎که از پیج غزه طرفداری کرده بود؛ به‎سرعت صفحه این بازیکن از فیس‎بوک حذف شد. ولی با وجود این نظارت سخت، بازهم افرادی پیدا می‎شوند که زرنگ ترند و صفحاتی در فیس‎بوک راه‎اندازی می‎کنند که مثلا تمام هماهنگی‎‎های انقلاب تونس در آن اتفاق می‎افتد. اساسا کارکرد‎‎های متفاوت و مهم شبکه‎‎های اجتماعی رو به افزایش است. مثلا همین چندی هفته پیش، رهبر کشور‎‎های گروه جی ۸ با حضور مدیران شبکه‎‎های اجتماعی تشکیل کنفرانس سیاسی دادند. این‎که زاکربرگ در جلسه‎ای می‎نشیند که در آن رییس‎جمهوری و نخست‎وزیر کشور‎‎های مهم و قدرتمند حضور دارند؛ نشان‎دهنده اهمیت فوق‎العاده تأثیر‎گذاری این شبکه‎‎های اجتماعی است. از کنار این مسائل نمی‎توان به سادگی گذشت، چراکه نشان می‎دهد؛ آن‎‎ها حواس‎شان هست که در این شبکه‎‎ها چه می‎کنند.

مفتاح: در مورد این‎که فیس‎بوک و کلا شبکه‎‎های اجتماعی چقدر در شکل‎گیری انقلاب‎‎های منطقه تأثیرگذار بوده‎اند باید بگویم؛ فیس‎بوک هیچ‎وقت نمی‎تواند منجر به انقلاب شود. کما این‎که مسأله‎ای که دو سال پیش در ایران اتفاق افتاد، اسمش یک انقلاب توییتری یا فیس‎بوکی نبود. به‎نظرمن یک مقداری در مورد نقش شبکه‎‎های اجتماعی در ایجاد انقلاب‎‎ها بزرگ نمایی می‎شود. هرچند که ابزار شبکه‎‎های اجتماعی به ایجاد انقلاب‎‎ها کمک کرد؛ اما آماده بودن بستر‎‎های اجتماعی این جوامع در بروز این انقلاب‎‎ها بسیار مهم‎تر و تأثیرگذار‎تر است. به‎نظر من برخی مواقع درباره این موضوع یک سری شیطنت‎‎های رسانه‎ای هم اتفاق افتاده است. به اعتقاد من، این‎گونه نیست که یک صفحه فیس‎بوک به‎خاطر داشتن چند صد هزار نفر عضو، منجر به انقلاب شود؛ شبکه‎‎های اجتماعی صرفا ابزار‎‎هایی هستند در اختیار تحولات حقیقی.

یوسفی: بر این اساس چه بپسندیم و چه نپسندیم؛ ما هم اکنون در زمین و بازی از پیش تعریف شده حریف بازی می‎کنیم؛ حریفی که در بسیاری موارد اهداف و ساختار‎‎های فکری‎اش مغایر اهداف و منافع ملی ماست. بر این اساس هیچ‎وقت یک اجازه تمام و کمال برای فعالیت در اختیار کاربران شبکه‎‎های اجتماعی قرار نمی‎گیرد. با این حال، وقت‎گذاری و حضور گسترده نیرو‎های خودی در این شبکه‎‎های اجتماعی برای خلق این تحرکات اجتماعی و تأثیر‎گذاری بر جوامع چقدر می‎تواند قابل‎اعتنا و قابل‎اعتماد باشد؟

فلاح: یک اصل مهم در اینترنت وجود دارد؛ و آن این است که در اینترنت کسی برنده است که مخاطب دارد. اصلا دلیل این همه رقابت بین گوگل و یاهو و فیس‎بوک و توییتر چیزی جز این نیست. چرا سایتی مثل گوگل این همه امکانات سایبری را آن‎هم به‎طور رایگان در اختیار کاربران قرار می‎دهد؟ برای این‎که مخاطب بیشتری داشته باشد. هر یک عضوی که به اعضایشان اضافه شود؛ درآمد جدیدی برایش رقم می‎خورد. حال اگر از این طرف به ماجرا نگاه کنیم؛ می‎بینیم که سایتی مثل فیس‎بوک بیش از ٧٠٠ میلیون نفر کاربر فعال دارد. و ما برای داشتن مخاطب پا به جفت و فعال، اگر بخواهیم، خودمان سایتی را راه اندازی کنیم و به مرور روی افزایش مخاطبش حساب کنیم؛ تعداد مخاطبان‎مان نهایتا بیشتر از ۱۰ هزار نفر هم نمی‎شود. پس مجبوریم اول جایی برویم که مخاطب آماده‎ای وجود دارد و از آن‎جا فعالیت خودمان را آغاز کنیم و کم‎کم مخاطبمان رابه‎سمت سایت خودمان هدایت کنیم.

یوسفی: نگاه شما به پدیده‎ای مثل فیس‎بوک از چه جنسی است؟ آیا فیس‎بوک را در حد یک رسانه می‎دانید یا آن را تنها یک ابزار و حتی نخ تسبیحی برای تمام اتفاقات واقعی دنیای امروز تلقی می‎کنید؟

مفتاح: کارکرد شبکه‎‎های اجتماعی در حوزه‎های مختلف رسانه‎ای و ارتباطات میان فردی که شما به‎عنوان نخ تسبیح از آن یاد کردید؛ تعریف می‎شود. شما با نوشتن یک مطلب در شبکه‎‎های اجتماعی، هم اطلاع‎رسانی می‎کنید و هم می‎توانید ارتباطات وسیعی بگیرید و دیگران را رصد کرده و با آن‎‎ها ارتباط برقرار کنید. این دو حوزه از یکدیگر جدا نیستند. هر دو‎شان را می‎توان برای شبکه‎‎های اجتماعی در نظر گرفت. ولی در عین‎حال نقش نخ تسبیح بودن و ارتباطات میان فردی برای شبکه‎‎های اجتماعی به مراتب مهم‎تر است. چراکه شما می‎توانید همان مطلب را در یک وبلاگ منتشر کنید و طبیعتا حوزه مخاطبان‎تان به هیچ وجه بیشتر از یک حد مشخص نمی‎شود. به همین دلیل با تعریف رسانه گروهی که ترجمه شده است مغایرت دارد. شبکه‎‎های اجتماعی تنها می‎توانند ارتباطات میان فردی خوبی را برای شما فراهم کنند.

یوسفی: هرکسی بعد از مدتی کارکردن با شبکه‎‎های اجتماعی دچار معضلاتی می‎شود که تقریبا غیرقابل‎اجتناب هستند. مثلا شما در پروفایل فیس‎بوک‎تان دارای دوستانی هستید که شامل فامیل، همکاران، دوستان، هم‎کلاسی‎‎ها و افراد خیلی زیادی می‎شوند. طبیعتا ادبیات و زبانی‎ که شما با هریک از این دسته افراد به‎کار می‎برید مختص همان گروه و همان صنف است که در شبکه اجتماعی مثل فیس‎بوک قابل‎تفکیک نیستند، ممکن است دوستی از دوستان شما کامنتی پای پستی از شما بگذارد که خواندنش اصلا مناسب همکارتان یا خانم‎‎های گروه دوستان شما نباشد. یا به‎طور مثال افراد به‎راحتی به گالری‎‎های عکس دوستان‎شان مراجعه می‎کنند و عکس‎‎های شخصی و حتی خانوادگی‎ای را که آن‎‎ها به اشتراک گذاشته‎اند تماشا می‎کنند. همه این‎ها روی هم رفته به مرور باعث شکسته شدن حریم‎‎های حیا می‎شود. کنترل چنین موضوعی چقدر امکان‎پذیر است؟

فلاح: ببینید؛ دو حالت متصور است. یا سخن شما درست است و در حال اتفاق افتادن است و یا خیر. اگر این‎گونه باشد که شما اشاره کردید؛ ضعف را از جانب خودمان و سیاست‎گذاران امر می‎دانم. چراکه در زمانی در حال صحبت از این موضوع هستیم که نزدیک به هفت سال از فراگیر شدن این موضوع گذشته است. اما اگر این‎طور نیست و اشکالی در این موضوع نمی‎بینیم؛ پس لااقل بایستی فتوایی از بزرگان و علما بگیریم در خصوص اشکال نداشتن این نوع روابط. چراکه هر روز داریم می‎بینیم انواع مختلف این مدل رابطه‎‎ها را. پس اگر کسی مدعی است که این‎گونه روابط، حیا را از بین نمی‎برد، پس باید فتاوای علما و بزرگان، پشت این نظر باشد. اما من با حالت اول بیشتر موافقم؛ به این معنا که این اتفاق خارج از کنترل اتفاق افتاده است. متأسفانه ما در انتخاب دوستان مان تقسیم‎بندی درستی نداریم. مخاطب ما از خانم و آقا و سنین مختلف و حتی اقشار مختلف را یک‎جا شامل می‎شود. موقعی که ما مطلبی را منتشر می‎کنیم؛ طبیعتا برای همه این افراد قابل‎رؤیت است و وقتی این مطلب ادامه پیدا می‎کند و کامنت‎‎ها بسط پیدا می‎کند؛ دیگر جلوی شوخی و جدی‎اش را نمی‎شود گرفت؛ طبیعتا بحث به شاخه‎‎های مختلفی بحث کشیده می‎شود که یقینا همه آن‎ها مناسب همه افرادی که در حال خواندن این کامنت هستند؛ نیست. مدیر گوگل در یکی از مصاحبه‎‎های خود آماری داده که بر اساس آن اکثر نوجوانان آمریکایی بعد از این‎که به سن ۳۰ سالگی رسیدند؛ تمام پروفایل‎‎های اینترنتی خود را حذف می‎کنند. وقتی یک فرد در ۳۰ سالگی مجبور به حذف پروفایل‎هایش می‎شود؛ معنایش این است که فهمیده ردپایی در فضای مجازی از خود به‎جا گذاشته که امروز به‎نفع‎اش نیست و ممکن است باعث ریختن آبرویش شود. حتی ممکن است به‎عنوان یک سابقه بد و یا رزومه منفی برایش ثبت شود. ایران هم تا چند سال دیگر به همین ترتیب خواهد شد.

مفتاح: بخشی از موضوع حیا‎زدایی که در شبکه‎‎های اجتماعی وجود دارد؛ به خود ما باز می‎گردد که در این شبکه‎‎ها حضور داشته و اجازه داده‎ایم که تا این حد موضوع پیش برود. اما واقعیت این است که فضای مجازی با جامعه ما این کار را کرده است که به‎طور مثال خانم و آقایی که در فضای حقیقی حریم‎‎های بسیار جدی نسبت به هم داشته‎اند؛ در فضای مجازی، رفته رفته این حریم‎‎ها را کنار گذاشته‎ و حیا را فراموش کرده‎اند. به‎نظر می‎رسد که این حیایی که بین کاربران اجتماعی از بین رفته، در فضای حقیقی خیلی از بین نرفته است. و چه‎بسا وقتی جایی یکدیگر را می‎بینند؛ به‎دلیل کامنت‎‎ها و مطالبی که گذاشته‎اند؛ خجالت هم بکشند. اما متأسفانه همه موضوع به این بازنمی‎گردد.

مثلا من در شبکه اجتماعی فرند فید ممکن است عکسی غیراخلاقی را ببینم؛ آن را حذف می‎کنم؛ برای دومین‎بار هم از فردی دیگر، عکسی شبیه این را می‎بینم، بازهم حذفش می‎کنم؛ اما به مرور زمان چشم من به این اتفاق عادت می‎کند. مسأله این است که این موضوع برای همه عادی می‎شود. یا به‎طور مثال بسیاری از خانم‎‎ها قبلا مایل نبودند که عکس واقعی خودشان را در پروفایل‎شان قرار دهند؛ اما امروز رفته‎رفته این امر عادی شده است تا حدی که حتی خانم‎‎های مذهبی هم عکس واقعی خودشان را روی پروفایل خودشان می‎گذارند.

خانم‎‎های غیرمذهبی هم در سطحی دیگر این اتفاق برای‎شان افتاده است. مثلا اگر قبلا فقط یک عکس پرسنلی ساده از خودشان می‎گذاشتند؛ امروز به‎راحتی عکس‎‎های شخصی و مغایر با عرف عمومی جامعه از خودشان منتشر می‎کنند. حال قرار گرفتن در چنین جمع و فضایی، باعث می‎شود که همه حریم‎‎ها برای همه شکسته شود و روند عادی شدن و بی‎تفاوت شدن، در بین افراد سریع اتفاق بیفتد

نمایه ها:, ,