گره‌افکنی در کار تولید و شکنجۀ کارآفرینان
89 بازدید
موضوع: اقتصاد

من از چند چیز آن‌چنان بدم می‌آید که نه تنها چندش‌ام می‌شود بلکه موی بر بدن‌ام سیخ می‌گردد! یکی موسیقی متنی که یکی دو سال است برای سریال‌ها و فیلم‌ها، حتی برخی سخنرانی‌ها و نوحه‌خوانی‌ها می‌گذارند و هم‌چون طبل و نقاره‌خانه‌، آن‌چنان می‌کوبدکه نمی‌توانی حرف‌های هنرپیشگان و گویندگان را بفهمی! و دیگری که دل‌آشوب بیشتری می‌آفریند، مذاکرات 1+5 است که امروز 5-1 گشته است و غلام‌سیاه صهیونیست‌ها که به جای رنگین‌پوستی، به ریاست جمهوری مردم ساده‌اندیش آمریکا جا زده شده، آقای همه‌کاره گشته و پررویی که دیروز به خانه راهش نمی‌دادند، امروز صاحب‌خانه شده و می‌گوید چرا وقتی که من به خانه می‌آیم، چراغ جلوی پایم نمی‌گیرید؟!

از یک چیز دیگر هم خیلی بدم می‌آید، از مذاکره‌کنندگانی که یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ! و در گفت‌وگو، کاسه گدائی به‌دست گرفته و به حال کج‌دار و مریز! سخن می‌گویند.

یکی هم از خرفت‌ها یا خائنان دورویی که از یک طرف می‌خواهند برای مقابله با تحریم‌ها، اقتصاد مقاومتی را تقویت کنند و از طرف دیگر با هزار حیلۀ قانونی‌نما، دست و پای تولیدکنندگان را بسته و هر که را به تولید مفیدی بپردازد، به چهارمیخ می‌کشند و برای تولیدات زیان‌بار و برج‌سازی‌ها تا هر کجا که به پیش روی، راهِ رفتن‌ات را آب و جارو می‌کنند.

سوگند به خدا هنگامی که من برای رفع مشکلات گروه مهندسان آبیاری شرکت «زرچکان مزرعه»، تلفنی با دفتر رئیس جمهور وقت تماس گرفتم، یکی گوشی را برداشت و گفت آقا اگر مجوز تأسیس کارخانه لوازم آرایش می‌خواهید بفرمایید چه مشکلی دارید؟ و دربارۀ چنین مشکلاتی، دیگر با ما حرفی نزنید! با این که تنها ایران است که چه از راه ساخت‌وساز و چه از راه واردات لوازم آرایشی تقلبی می‌تواند با عربستان، در مصرف لوازم آرایشی رقابت کند! با این فرق که زن‌های عربستان در حرمسراها و خلوت‌خانه‌ها و برای افراد خاصی، آن همه آرایش می‌کنند ولی در ایران بیشترین لوازم آرایش زنان به مصرف زنان خیابان‌گرد می‌رسد!

راستی یک چیز دیگری هم هست که هر گاه بدان می‌اندیشم به نمایندگی حاکمان، گونه‌هایم از خجالت سرخ می‌شود و آن، این که دولت‌مردان و نمایندگان از جوانان بی‌کار و نیمه‌گرسنه و بی‌خانمان و یک لاقبا می‌خواهند که هر چه زودتر ازدواج کنند و کوچه و خیابان را پر از بچه ساخته و نگذارند جمعیت کشور پیر گردد.     

شهربانو خانوم، کمکِ منزل ماست که با حقوق کارگری، بچه‌اش را به لیسانس رسانده و اکنون آقای لیسانس بیکار، یک‌سره برای پیداکردن کار در کوچه و بازار می‌گردد. وقتی که تلویزیون دربارۀ تولد بسیار نسل آینده بلبل‌زبانی می‌کرد با عصبانیّت گفت: حالا همین را که زائیده‌اید بزرگ کنید، پس از آن به فکر نسل آینده باشید و من می‌گویم آقایان بر کرسی‌پریده، قربان آن قد و بالای بی‌هنرتان، شما که در کشوری قاره‌گونه و همیشه چهارفصل و با این همه آبی که به هرز می‌رود و این همه زمین مرغوب و افتاده و ده‌ها گونه معدن، توان ایجاد کار برای چند میلیون تحصیل‌کردۀ فریب‌خورده را ندارید و زرنگ‌هایشان که نمی‌خواهند قهوه‌چی بنگاه‌ها یا رانندۀ روزمزد تاکسی‌ها شوند و برای گذران زندگی از آن‌جا که می‌دانند کسی تحصیل‌کرده را بر سر کار نمی‌برد، لباس روستائی می‌پوشند و سر کار می‌روند، امروزه چه کاری کرده‌اید؟ که از کمبود جوانان برای کارهای به زمین‌ماندۀ آینده می‌ترسید.

انقلابمان از شما می‌پرسد آیا برای یک لحظه فکر کرده‌اید که چرا چین، سرزمینی که سرریز یک میلیارد جمعیت آن، نزدیک پنج برابر جمعیت ایران است و انقلاب کشور گیشا و تریاک نیز هم‌زمان با انقلاب ما بوده است، چه‌طور مسئولانش برای هر کسی در خور توانش، کاری را آفریده و امروزه بساط تولیداتشان را در همۀ کشورهای جهان، از جمله قاره ایران با پنج میلیون بیکار پهن کرده است ولی شما برای تحصیل‌کرده‌های خودتان به جز اداره‌نشینی و دلالی و ایجاد مشکل، کار دیگری را تولید نمی‌کنید.

عزیزان! «اداره» در کشوهای دیگر برای رفع مشکلات کار و کارآفرینان می‌باشد و در این کشور برای گره‌افکنی در کار تولید و شکنجۀ کارآفرینان! در آن‌جا، بانک‌ها مشکلاتی را که به دلیل کمبود سرمایه پیش می‌آید برطرف می‌کنند و در این‌جا بانک‌ها تولیدکنندگان را به شکل گاوهای شیری می‌نگردند و هر گاوی که شیرش خشک شود به کشتارگاه می‌فرستند.

سروران! این برای من شبیه یک معما است که در چنین کشوری با چنین آئین و رهبری که هر کاری، به حضرتش مربوط بوده در ظرف سی سال، چه در نانوتکنولوژی، چه در دانش هسته‌ای و... ارزش و رشد آن را از زمین تا به آسمان بالابرده است و ارتشی را که هیچ گونه خودکفایی نداشت اینک دارای سلاح‌هایی کرده است که یکْ جهان دشمن از ایران می‌ترسند، وضعیت تولید و اشتغال و واردات این‌گونه باشد!

آیا چنین امتی که امام(ره) فرمود نظیرش تا کنون دیده نشده، چرا این‌چنین پا در گل، به زمین چسبیده است؟

آقایان! نکند دشمن در شیوه‌های بر کرسی پریدن مدیران، نقش مرموزی داشته باشد؟

و لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.