آخرالزمان، ظهور منجی و عدالت و صلح بی ‏پايان
83 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
آخرالزمان را باور كني۰
فرهنگ انتظار طی قرون گذشته، نيروی محركه خيزشهای بزرگ عدالت‏خواهانه و ظلم ستيز بوده كه قيام شكوهمند امام راحل(ره) را می‏ توان آخرين آن ناميد.
به گزارش جهان، ابراهیم معصومی در وبلاگ "جنگ نرم" نوشت:
«آخرالزمان» اصطلاحی است كه طی سالهای اخير بارها شنيده ‏ايم و هر چه پيش می‏ رويم بر كاربرد آن افزوده می ‏شود.
 
گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفكر اسلامی دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهای اين كلمه، در اديان ديگر كاربرد وسيع و متنوعی دارد. حتی در مكاتب و مباحث سياسی غير دينی نيز بحثهای متعددی راجع به آن صورت گرفته است. آنچه كه در بين تمامی اديان و حتی مكاتب غير دينی راجع به «آخرالزمان» مشترك است، اشاره به مقطعی از تاريخ انسان است كه در آن، بشر به عالی‏ ترين برنامه و اسلوب اداره زندگی اجتماعی دست يافته و به وسيله آن فصل نوينی از همزيستی متعالی توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهانی را آغاز می‏ كند. تأكيد اديان و فرهنگهای متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدينه فاضله»، «آرمان‏شهر»، «شهر سالم»، «اورشليم»، «اتوپيا» و... دقيقا مبتنی بر همين اعتقاد است. البته يكی از وجوه تمايز اعتقاد به آرمان‏شهر و جامعه موعود بر پايه اديان الهی با اعتقاد به اين موضوع بر پايه مكاتب دست‏ ساز بشر (مكاتب اومانيستی)، ديدگاه‏های ارائه شده در زمينه ريشه تأسيس چنين جامعه‏ ای است. پيروان اديان آسمانی، ريشه آن را در «ظهور منجی آخرالزمان» می ‏دانند و پيروان ايسم های منحرف غير دينی، آن را ثمره سير تكاملی جوامع انسانی دانسته و پايان تاريخ می‏ نامند.
 
به هر حال آنچه مسلم و انكارناپذير است، انتظار تمام عالم برای فرا رسيدن روز موعود و نجات انسان از پليديها و زشتيها و آغاز حكومت صالحان بر كره خاكی است و البته مترقی‏ ترين، كامل‏ترين و صحيح‏ ترين باور، اعتقاد آخرالزمانی شيعه مبنی بر ظهور امام دوازدهم(ع)، حجت غايب، حضرت ولی‏ اللّه‏ الاعظم، ارواحنا فداه، می‏ باشد.
 
شيعيان براساس وعده‏ های داده شده از سوی رسول اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) منتظر تحقق موعد قيام و ظهور قائم آل محمد(ع) هستند و برای اين انتظار نيز تكاليف و وظايفی دارند. فرهنگ انتظار طی قرون گذشته، نيروی محركه خيزشهای بزرگ عدالت‏خواهانه و ظلم ستيز بوده كه قيام شكوهمند امام راحل(ره) را می‏ توان آخرين آن ناميد. از سوی ديگر روايات و متون متعدد، نشانه‏ های مختلفی را برای مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذكر كرده‏ اند كه اين بخش، هميشه مورد توجه خاص و عام بوده است.
 
در سالهای اخير مباحث پيرامون فرا رسيدن دوره آخرالزمان در ميان پيروان اديان مختلف رشد چشمگيری يافته كه اعتقاد به رجعت و ظهور مسيح در سال 2000 ميلادی در ميان برخی از فرق مسيحی، از آن جمله بود. همچنين اعتقادات بحث‏ انگيز مسيحيان انجيلی (مسيحيان صهيونيست و يهوديان درباره آخرالزمان و طرح تفكرات جنجالی همچون نبرد آرماگدون (هرمجدون)، تخريب مسجدالاقصی و... از اين دست است. ارائه عجولانه نظريه‏ هايی همچون پايان تاريخ، به منظور منحرف نمودن تفكر فطری منجی خواهی نيز دليل بر رشد همين باور ارزيابی می‏ شود. البته هدف اين نوشتار پرداختن به اين دسته از مطالب نيست و واشكافی آنها نياز به مباحث مشروح جداگانه ‏ای دارد، اما توجه به موارد ياد شده لازم است، تا بدانيم احساس فرا رسيدن آخرالزمان در تمام اديان شكل گرفته است.
 
آنچه در اينجا مورد توجه است، باور نزديك بودن تحقق وعده ظهور مهدی موعود(ع)، در بين اكثريت شيعيان و محبين خاندان عترت(ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر اين امر دارند كه اين مسئله از حد يك آرزو و اميد صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدی در حال فرا رسيدن و محقق شدن است. ان‏شاءاللّه‏.
 
به نظر می‏ رسد برای اثبات اين مدعا ذكر نكاتی كه در زير می‏ آيد كفايت كند:
 
اول، آية‏اللّه‏ ناصری در سخنرانی‏ ای در مدينة‏النبی كه در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبی را در زمينه بشارت به نزديكی ظهور حضرت بقية‏اللّه‏ الاعظم ع بيان كرده‏ اند.
 
ايشان در اين سخنرانی ابتدا مطلبی را به نقل از حضرت آية‏اللّه‏ العظمی بهجت بيان می‏ كند و سپس خطاب به مخاطبان می ‏گويد:
خدا می ‏داند زمان ظهور نزديك است.
 
دوم، حضرت آية‏اللّه‏ العظمی مكارم شيرازی فرموده‏ اند:
همانطور كه برای حضرت مهدی(ع) يك غيبت صغرا و يك غيبت كبرا است؛ يعنی درست مانند آفتاب [كه] وقتی می ‏خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشيد پشت افق پنهان می ‏شود ولی هوا نيمه روشن است و كم‏كم اين روشنايی برچيده و تاريك می ‏شود، برای ظهورش هم يك ظهور كبرا و يك ظهور صغرا است؛ مانند موقعی كه آفتاب می‏ خواهد طلوع كند قرص خورشيد هنوز پيدا نشده اما هوا نيمه روشن است و بعد خورشيد ديده می ‏شود. مرحله غيبت ايشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ايشان هم ظهور صغرا و هم ظهور كبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان(ع( زياد می ‏شود و همه جا صحبت از امام زمان (ع) است و جلسات امام زمان(ع) پر شور می‏ شود و بحثهای امام زمان (ع) همه جا را می‏ گيرد. وضع طوری می‏ شود كه مردم تشنه و آماده می ‏شوند. ما تصور می ‏كنيم كه در اين عصر و زمان؛ ما ان‏شاءاللّه‏ در بين‏ الطوعين ظهور حضرت مهدی(ع) قرار داريم. من فراموش نمی ‏كنم پنجاه سال قبل مؤسساتی كه به نام حضرت مهدی(ع) بود خيلی كم بود و كتابهايی كه درباره حضرت مهدی(ع) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدی(ع) به اين گستردگی نبود، اگر كسی چهل يا پنجاه سال قبل مسجد جمكران می ‏رفت در بهترين شبها ده يا بيست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضی از شبهای حساس هستند. ما به سوی طلوع كبرا پيش می‏ رويم.
 
سخنان فوق از بزرگانی است كه ما به راستگويی و تقوای آنها اعتماد كامل داريم و ضمنا اين مطالب در لفافه و ابهام بيان نگرديده بلكه صراحتا نويد نزديك بودن زمان ظهور را می‏ دهد.
 
در خصوص توجه خاص به امام مهدی(ع)، ذكر اين نكته مناسب است كه در ديداری كه حجة‏الاسلام ری‏ شهری نماينده ولی فقيه در امور حج به همراه دست ‏اندركاران حج گذشته، با مقام معظم رهبری داشتند، آقای ری‏ شهری يكی از ويژگيهای حج امسال را توجه ويژه حجاج تمام كشورها به امام زمان(ع) برشمرد.
 
اكنون سؤال اين است كه در اين شرايط وظيفه ما به عنوان جامعه شيعی كه خود را پيرو و سرباز آن حضرت می ‏دانيم و نيز براساس وعده ‏های داده شده كه اصل سپاه حضرت مهدی(ع) متشكل از ما (ياران سيد خراسانی كه 200 هزار تا يك ميليون نفر ذكر گرديده است) چيست؟
 
وظايفی كه شيعيان در آستانه ظهور دارند، متعدد و مختلف است و لازم است كارشناسان موضوع به تبيين، معرفی و تبليغ آن بپردازند. در اينجا بخشی از وظايفی مد نظر است كه به گسترش فضای منجی ‏خواهی می ‏انجامد. آية‏اللّه‏ مكارم در ادامه مطالب فوق، اين بخش از وظايف را برشمرده ‏اند. ايشان می ‏فرمايند:
اگر می ‏خواهيم به آن ظهور كمك كنيم، اين ظهور صغرا را توسعه دهيم. همين بحثهای مختلف درباره حضرت را ميان جوانان، بزرگسالان، زنان، مردان، مسلمانان و غير مسلمانان توسعه دهيم و به اينترنت بكشانيم. خلاصه با امواج، نام مهدی(ع) را به همه دنيا برسانيم و اين ظهور صغرا را پررنگ كنيم تا نام حضرت مهدی(ع) در همه جلسات حضور پيدا كند. من معتقدم اگر اين كار را بكنيم اين يك مصداق عملی دعای تعجيل فرج می ‏شود.
 
بيان فوق، كليد اصلی راهكار انجام وظيفه است و مابقی كار، اجرايی كردن آن است. در سالهای اخير مكررا مباحثی را راجع به «جنبش نرم‏ افزاری» شنيده‏ ايم، خصوصا در فرمايشات مقام معظم رهبری بارها به آن اشاره شده است. ما در حوزه مهدويت و انتظار ظهور نيز نياز به چنين جنبشی داريم، البته از چند زاويه، كه سعی می ‏شود به بخشهايی از آن به تفكيك اشاره شود:
 
1. يكی از مشكلات بزرگ جامعه علمی ما، ترجمه‏ ای بودن علوم در حوزه علوم انسانی خصوصا علوم سياسی و جامعه ‏شناسی است. ما در اين حوزه ‏ها مصرف‏ كننده صرف توليدات غرب هستيم و آنها نيز آنچه را كه براساس اهداف‏شان می ‏باشد تحويل ما داده‏ اند. غرب در هجوم فرهنگی خود سعی در سكولاريزه كردن جوامع، خصوصا جوامع اسلامی داشته و برای موجه جلوه دادن اين امر، ضمن موفق قلمداد كردن جامعه غربی، علت آن را پايبندی به اصولی همچون ليبراليسم و سكولاريسم تبليغ كرده است. تأمل و دقت در سياستگذاريها و واشكافی استراتژيهای غربی به خوبی آشكار می ‏سازد كه آنها از حربه جدايی دين از سياست فقط برای خلع سلاح جوامع غير غربی خصوصا اسلامی بهره برده ‏اند و اين در حالی است كه خود دقيقا براساس آموزه‏ های دينی و تصورات اعتقادی‏ شان از آينده جهان (همچون اعتقاد آرماگدونی) به برنامه‏ ريزی، سياستگذاری و تدوين استراتژی اقدام نموده‏ اند. لذا در گام نخست بايد ضمن دوری جستن از باورهای غلط و مسمومی كه به وسيله شبيخون فرهنگی و استعماری غرب در جوامع اسلامی رسوخ يافته، نسبت به بومی كردن علم بر پايه اعتقادات اسلامی خصوصا در حوزه علوم انسانی گام برداريم.
 
2. در گام بعدی، همين جنبش نرم ‏افزاری می ‏بايست در حوزه علوم مهدوی شكل گيرد. در اين زمينه بايد كاری گسترده و هدفمند بر روی احاديث و روايات برجای مانده پيرامون مسئله آخرالزمان و ظهور منجی و نيز پيشگويي ها و اعتقادات اديان و فرق مختلف در اين خصوص، به عمل آيد و سپس صحيح و ناصحيح آن از هم جدا شده و براساس مطالب صحيح آن و با توجه به شرايط روز، اقدام به توليد فكر، علم و فرهنگ انتظار شود. بايد اين باور را تقويت كنيم كه اعتقاد به مهدويت می‏تواند به مثابه برترين شاخص و منبع برای تدوين علم و استراتژيهای راهبردی در حكومت اسلامی عمل نمايد. با باور فوق به بازنگری، بازخوانی و بازنويسی سياستهای كلان در عرصه داخلی و خارجی پرداخته و با برداشتی اصولی و ضمنا واقع‏ بينانه، تمامی حركتها را در راستای زمينه ‏سازی آنچه كه به آن وعده داده شده است جهت دهيم.
 
3. دنيای امروز سراسر ظلم است و ستم و بی ‏عدالتی. فرياد دادخواهی مردم ستمديده و زجركشيده در تمام جهان بلند است. مكاتب جنجالی كه با تبليغات، وعده رفع مشكلات و ايجاد جهانی بهتر را می‏ دادند يك به يك به زباله‏ دان تاريخ پيوستند. جهان غرب كه ليبرال دموكراسی را برترين نسخه اداره جوامع می‏ دانست و نويد پايان سعادتمندانه تاريخ را می ‏داد، خود به شكست دموكراسی معترف است. سردرگمی و استيصال ثمره لائيسيته در جهان به اصطلاح متمدن امروز است. فطرت حقيقت‏ جوی انسانها ميدان بروز يافته و دين ديگر مخدر به حساب نمی ‏آيد بلكه كيميای عصر حاضر است. آشفتگی و پريشانی بر همه مستولی گشته و تمنای مصلح آخرالزمان می‏ رود كه به خواسته تمام بشر تبديل شود. در چنين شرايطی بزرگ‏ترين وظيفه ما ترويج «منجی طلبی» است. در عصر ارتباطات و با و جود ابزارهايی همچون شبكه جهانی )اينترنت)، ديگر هيچ بهانه‏ای برای عدم ارتباط با جهان تشنه عدالت وجود ندارد. بايد با ملل مختلف ارتباط برقرار كنيم. اشتراكات عقيدتی پيرامون منجی و مصلح آخرين را كشف و تقويت نماييم. با تأكيد بر اشتراكات، اصل منجی ‏خواهی را تعميم داده، عمومی و جهانی سازيم. سپس در شرايطی به دور از تفرقه، امكان معرفی منجی واقعی؛ يعنی حضرت حجة ابن الحسن(ع) را فراهم آوريم. تأسيس پايگاه ‏های اينترنتی متعدد و متنوع، تأليف و ترجمه متون و مقالات به زبانهای مهم دنيا، برقراری رابطه با مراكز عقيدتی، اجتماعی و روشنفكران ملل مختلف، ايجاد امكان تبادل افكار و نظرات، درباره موضوع منجی و مصلح جهانی و... اقداماتی است كه می ‏تواند با بسيج امكانات مالی و فنی و توان علمی و اجرايی به مرحله اجرا درآيد. تا كنون دنيای غرب ما را به چالش كشيده و با سوء استفاده از فناوری ارتباطی نوين به نشر افكار، عقايد و توطئه ‏های خويش پرداخته است؛ اما از اين پس اين ماييم كه بايستی با استفاده بهينه از همان ابزار تكنولوژيك، به اثبات برتری اعتقادمان راجع به آخرالزمان، ظهور منجی و عدالت و صلح بی ‏پايان بپردازيم. ان‏شاءاللّه‏ در آن شرايط، پيروان راستين مذاهب الهی همنوا با شيعيان جهان، ظهور منجی موعود را از خدای يكتا خواستار خواهند شد.
 
4. در كنار اين اقدامات، تك‏تك ما بايد مطالعاتمان را درباره امام مهدی(ع)، عصر ظهور و اتفاقات و مسائلی كه در آن زمان به وقوع خواهند پيوست بالا ببريم تا هنگام قرار گرفتن در آن شرايط، هم از افتادن در گرداب فتنه‏ ها در امان باشيم و هم هر كداممان وظيفه خويش را بشناسيم. بنا بر بسياری از اخبار، اتفاقات متصل به ظهور از ماه رجب آغاز می ‏شود و تا محرم بعد (بيش از شش ماه) و هنگام قيام قائم(ع) ادامه می ‏يابد، ما بايد از هم‏اكنون بر تمام اين دوره پر از تلاطم و شور اشراف داشته باشيم تا به هنگام عمل، از ميزان خطا كاسته شود. ما بايد آسيبهای تفكر مهدوی را نيز خوب بشناسيم، يكی از آفت ها و آسيبهای جدی در سالهای اخير، جريانهای انحرافی است كه مروج انتظار واپسگرا و مخرب هستند. واشكافی اين جريانها كمك بزرگی به اصالت تفكرات حوزه ظهور خواهد كرد. ما بايد از هم‏ اكنون نگاهمان را به دنيای اطراف تغيير دهيم و از پنجره مهدويت به تمام تحولات جهان بنگريم.
 
ما بايد مهدی(ع) را باور كنيم.