روایات حدیث غدیر
109 بازدید
تاریخ ارائه : 5/30/2011 12:00:00 AM
موضوع: کلام

روایات حدیث غدیر

 

پس از نزول آیۀ تبلیغ و رسیدن  کاروا ن باز گشته از حجه الوداع به منطقۀ  غدیر خم که نقطۀ جدائی کاروانهای مناطق مختلف بود ،  پیامبر اکرم (ص) خطبۀ معروف غدیریه را ایراد فرمود

لازم است بدانیم حدیث غدیركه در منابع بسيارى از أهل سنّت از صحابه رسول الله(صلى الله عليه وآله) نقل شده و ذهبی به نقل آلوسی  و شعیب الانؤوط به تواتر آن اعتراف نمودند[1] . [2]  افزون بر آنکه  بسيارى از آن ها با معیارهای اهل سنت  داراى سند صحيح است  .این حدیث دو گونه روایت شده است:

1- همراه حدیث ثقلین ،که روایات آن در بخش اول آمد .

2- حدیث غدیر بدون حدیث ثقلین  ، و ما اینجا قسمتى از گونه روایات ( حدیث غدیر بدون حدیث ثقلین) را از قدیمی ترین ومعتبر ترین  مصادر اهل سنت به شرح زیر  می آوریم .([3])

1- ترمذی قال حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الطُّفَيْلِ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِى سَرِيْحَةَ أَوْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ شَكَّ شُعْبَةُ - عَنِ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ « مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاَهُ ». قَالَ أَبُو عِيسَى هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ غَرِيبٌ. وَقَدْ رَوَى شُعْبَةُ هَذَا الْحَدِيثَ عَنْ مَيْمُونٍ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ عَنِ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم-. وَأَبُو سَرِيحَةَ هُوَ حُذَيْفَةُ بْنُ أَسِيدٍ الْغِفَارِىُّ صَاحِبُ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم-.[4]

« ترمذی باسند متصل ازشعبه از ابى الطفيل نقل نموده كه او از زيد بن ارقم يا ابى سريحه روايت نموده كه پيغمبر ص در مورد على ع فرمود: هر كس من مولا و سرور او هستم، على مولاى او است.

 ترمذی مى‏گويد «هذا حسن غريب» اين روايت نيكو است امّا مطلبی نادر و موجب تعجّب است كه پيغمبر ص در مورد على چنين گفته باشد وابو سریحه همان حذیفه بن اسید غفاری صحابی است . همین روایت را شعبه از میمون ابی عبدالله از زید بن ارقم از پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم-. نقل کرده است. »

البته اين نظر آقاى ترمذى از بيان رسول اللَّه در مورد على ع صحیح نيست زیرا در روایات صحیحه وکثیره  آمده  و شواهد و نظاير فراوان دارد. 

2-البخاری فی التاریخ الکبیر  حدثني يوسف بن راشد (نا) علي بن قادم الخزاعي أنا إسراءيل عن عبد الله بن شريك عن سهم بن حصين الاسدي: قدمت مكة أنا وعبد الله بن علقمة - قال ابن شريك: وكان ابن علقمة سبابا لعلي  ! فقلت: هل لك في هذا ؟ يعني أبا سعيد الخدري - فقلت: هل سمعت لعلي منقبة ؟ قال: نعم، فإذا حدثتك فسل المهاجرين والانصار وقريشا

قام النبي صلى الله عليه وسلم يوم غدير خم فابلغ فقال: ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ أدن يا علي ! فدنا فرفع يده ورفع النبي صلى الله عليه وسلم يده حتى نظرت إلى بياض إبطيه فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه، سمعته أذناي، قال ابن شريك فقدم عبد الله بن علقمة وسهم ، فلما صلينا الفجر قام ابن علقمة قال: أتوب إلى الله من سب علي. [5]

« بخاری که در صحیح خود هیچ اشاره ای به حدیث ثقلین و غدیر ندارد در تاریخ کبیر با سند متصل از عبد الله بن شریک نقل می کند :  سهم بن حصين الاسدي با عبد الله بن علقمة وارد مکه شدند، عبد الله بن علقمه دشنام دهندۀ علی (ع) بود ! سهم بن حصين به عبد الله بن علقمه گفت نظرت به ابوسعید خدری چگونه است ؟ عبد الله بن شريك می گوید : از سهم بن حصين پرسیدم ،آیا از   ابوسعید خدری حدیثی در فضائل علی (ع) شنیدی ؟ سهم بن حصين گفت آری، هر گاه حدیث مرا شنیدی از مهاجرین وانصار و قریش هم بپرس .

 ابوسعید خدری روایت کرد که پیامبر اکرم (ص) در غدیر خم به پا خاست و خطبۀ بلیغی خواند، آنگاه فرمود : آیا من اولی به نفس شما از خودتان نیستم ؟ در این هنگام فرمود ای علی جلو بیا ! پس حضرت دست خود را بلند کرد به گونه ای که  سفیدی زیر بغل اورا دیدم ، آنگاه فرمود :   هر كس من اولي به نفس او هستم ، پس علي وليّ اوست . دو گوشم این سخن را شنید 

عبد الله بن شریک گفت : عبد الله بن علقمه و سهم بن حصين با هم آمدند هنگامی که نماز صبح را خواندیم، ابن علقمه بر خاست و اظهار کرد : أتوب إلى الله من سب علي-  خدایااز دشنام دادن به علی (ع) توبه می کنم ! »

3-ابن ماجه حدثنا علي بن محمد . حدثنا أبو الحسين . أخبرني حماد بن سلمة عن علي بن زيد بن جدعان عن عدي بن ثابت عن البراء بن عازب قال  :  أقبلنا مع رسول الله صلى الله عليه و سلم في حجته التي حج . فنزل في بعض الطريق . فأمر الصلاة جامعة . فأخذ بيد علي فقال  ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟  قالوا بلى . قال  ألست أولى بكل مؤمن من نفسه ؟  قالوا بلى . قال  فهذا ولي من أنا مولاه . اللهم وال من والاه . اللهم عاد من عاداه [6]

أبوعبد الله محمد بن يزيد القزويني، معروف به ابن ماجة (209 - 273هـ نویسندۀ یکی از صحاح شش گانه) باسندصحیح  از براء بن عازب نقل می کند که با پیامبر اکرم (ص) از حجه الوداع بر می گشتیم . در مکانی میان راه فرود آمد  و دستور داد مردم جمع شوند . آنگاه دست علی را گرفت  و فرمود : آیا من اولی به نفس هر مؤمنی از خود او  نیستم ؟  پاسخ دادند آری .آنگاه فرمود :   هر كس من اولي به نفس او هستم ، پس علي وليّ اوست ، خدایا هر کس علی دوست دارد اورا دوست بدار و هر کس اورا دشمن دارد دشمن دار .»

.

البانی در کتاب« صحیح و ضعیف سنن ابن ماجه » شمارۀ ( 1750 ) می گوید : این حدیث صحیح است .

4- الحاکم النیشابوری أخبرني محمد بن علي الشيباني بالكوفة ، ثنا أحمد بن حازم الغفاري ، ثنا أبو نعيم ، ثنا كامل أبو العلاء ، قال : سمعت حبيب بن أبي ثابت يخبر ، عن يحيى بن جعدة ، عن زيد بن أرقم رضي الله عنه قال : خرجنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى انتهينا إلى غدير خم فأمر بدوح ، فكسح  في يوم ما أتى علينا يوم كان أشد حرا منه فحمد الله وأثنى عليه وقال : « يا أيها الناس ، إنه لم يبعث نبي قط إلا ما عاش نصف ما عاش الذي كان قبله ، وإني أوشك أن أدعى فأجيب ، وإني تارك فيكم ما لن تضلوا بعده كتاب الله عز وجل » ، ثم قام فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال : « يا أيها الناس ، من أولى بكم من أنفسكم ؟ » قالوا : الله ورسوله أعلم ، « ألست أولى بكم من أنفسكم ؟ » قالوا : بلى ، قال : « من كنت مولاه فعلي مولاه » « هذا حديث صحيح الإسناد ، ولم يخرجاه »تعليق الذهبي قي التلخيص : صحيح  [7]

عن الذهبي أن «من كنت مولاه فعلي مولاه» متواتر يتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله ، وأما اللهم وال من والاه ، فزيادة قوية الإسناد. [8]

 زید بن ارقم می گوید با پیامبر اکرم (ص) از حجه الوداع بر می گشتیم .  تا آنکه در روزی بسیار گرم هنگام ظهر به مکانی به نام غدیر خم  رسیدیم . پیامبر دستور داد ،زیر درختان تمیز و روی آنها پارچه ای بیاندازند و فرمود مردم  جمع شوند.

پس ازآن حضرت برخاست وحمد وثنای الهی را بجا آورد وفرمود : ای مردم  هیچ پیامبری ......

 و دستور داد مردم جمع شوند . آنگاه دست علی را گرفت  و فرمود : آیا چه کسی اولی به نفس شما از خود شما است  ؟  پاسخ دادند خدا ورسولش داناترند .آنگاه فرمود :   هر كس من اولي به نفس او هستم ، پس علي وليّ اوست .

حاکم می گوید :  سند این حدیث صحیح است ولی بخاری و مسلم آنرا در صحیح خود نیاورده اند همچنین ذهبی در تلخیص مستدرک آنرا صحیح دانسته است.

 بلکه آلوسی از  ذهبی نقل کرده که وی گفته است : جملۀ «من كنت مولاه فعلي مولاه» متواتر است و يقینا  رسول الله صلى الله عليه وسلم آنرا فرموده است  ، وأما دعای « اللهم وال من والاه »  جملۀ زایدی است که که سندش  قوي است. [9]

روایات مناشده

چنانکه در روایات حدیث ثقلین گذشت،  امیر المؤمنین چندین بار با اصحاب بر حقانیت خود به دلیل حدیث غدیر  مناشده ( احتجاج و استشهاد همراه قسم ) نمود . و یکی از آنها پس از خلافت ظاهری  سال 35 هجری در منطقۀ رحبۀ کوفه بود  که علامۀ امینی آنرا از بیست نفر ازصحابه و تابعین  نقل می کند . و بزرگان زیادی از  علمای عامه  با طرق متعدد نقل کرده اند  [10]. و ما بعضی از آن روایات را در سلسلۀ روایات غدیر می آوریم . 

 

5–أحمد في مسنده  عن حسين بن محمد وأبي نعيم المعنى قالا : ثنا فطر عن أبي الطفيل قال : جمع علي رضي الله عنه الناس في الرحبة ثم قال لهم : انشد الله كل امرء مسلم سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم ما سمع لما قام ؟ فقام ثلاثون من الناس .

 وقال أبونعيم: فقام ناس كثير فشهدوا حين أخذه بيده فقال للناس : أتعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ قالوا : نعم يارسول الله ؟ قال من كنت مولاه فهذا مولاه ، أللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه .

قال : فخرجت وكأن في نفسي شيئا  فلقيت زيد بن أرقم فقلت له : إني سمعت عليا رضي الله عنه تعالى يقول : كذا وكذا . قال : فما تنكر ؟قد سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول له ذلك . [11]

« احمد بن حنبل به سند صحیح از ابو الطفیل روایت کرده ، می گوید:روزی امیر المؤمنین مردم را در رحبۀ کوفه جمع نمود .آنکاه فرمود به خدا قسم می دهم  کسانی را که در غدیر خم سخنان پیامبر ( ص) را با گوش خود شنیده برخیزند . در اینجا سی نفر برخاستند.

- ابو نعیم ( فضل بن دکین )  می گوید [12]: عدۀ زیادی بر خاستند - وشهادت دادند .هنگامی که حضرت ، دست علی را گرفت وبلند کرد وفرمود  آیا من سزاوارتر شما به خود تان نیستم ؟ گفتند آری ، فرمود  : هر کس من مولا وسرپرست او هستم این علی مولای اوست . خدایا دوست دار هرکس او را دوست دارد و دشمن دار هرکس او رادشمن دارد.

ابو نعیم می گوید:  وقتی از آن مجلس بیرون آمدم در دلم شبهه ای در این حدیث بود با زید بن ارقم  در میان گذاشتم و گفتم از علی چنین سخنانی شنیدم . پاسخ داد چرا انکار می کنی ؟  من همین سخنان را در بارۀ او از پیامبر (ص) شنیدم .

حافظ الهيثمي  می گوید :  رجال این روایت همگی صحيح   هستند غير از فطر بن خليفه که او هم موثق است.»[13]

همین حدیث را  ابن حبان در الصحیح ح 6931 و  أبو بكر البزار أحمد بن عمرو ( 292 هـ )  در مسندش ج 1 /319 ح  492    آورده است

6-  احمد قال حَدَّثَنَا عَفَّانُ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ زَيْدٍ عَنْ عَدِيِّ بْنِ ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍّ فَنُودِيَ فِينَا الصَّلَاةُ جَامِعَةٌ وَكُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ فَقَالَ أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالُوا بَلَى قَالَ أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ قَالُوا بَلَى قَالَ فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَقَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ

قَالَ فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذَلِكَ فَقَالَ هَنِيئًا يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ

 قَالَ أَبُو عَبْد الرَّحْمَنِ حَدَّثَنَا هُدْبَةُ بْنُ خَالِدٍ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَدِيِّ بْنِ ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَحْوَهُ [14]

« احمد بن حنبل از براء بن عازب روایت نموده که گفت: با رسول خدا صلى اللَّه عليه  و سلّم در سفر بوديم، در غدير خم پياده شديم، مناديان در ميانه ما صدا زدند (الصلاة جامعة) كنايه از اين كه همه بايد جمع شويد، برای رسول خدا زير دو تا درخت را تمیز کردند  حضرت آنجا نماز ظهر را خواند بعد دست على را گرفت و فرمود: آيا نمى‏دانيد كه من از خود مؤمنين به خودشان اختياردارترم؟گفتند: بلى، پس دست على را گرفت و فرمود: هر كه من مولاى او بودم على مولاى اوست ...

براء مى‏گويد:  عمر بعد از اين جريان على را ديد و گفت: «هنيئا لك يا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة.

 گوارا باد بر تو اى پسر ابو طالب كه همواره و براى هميشه مولاى هر مؤمن و مؤمنه شدى.

 تعليق شعيب الأرنؤوط : صحيح لغيره وهذا إسناد ضعيف من أجل علي بن زيد  . شعیب الارنؤوط محقق اسناد مسند احمد می گوید :  این سند با کمک شواهدش صحیح است، هر چند  در این سند علي بن زيد ضعیف است . 

  هم او در جای دیگری  از تعلیقات خود بر مسند احمد  می گوید : قوله " من كنت مولاه فعلي مولاه " لها شواهد كثيرة تبلغ حد التواتر - شواهد و مؤیدات جملۀ " من كنت مولاه فعلي مولاه " به حد تواتر می رسد . [15]

7 نسائی  أخبرني هارون بن عبد الله قال حدثنا مصعب بن المقدام قال حدثنا فطر بن خليفة عن أبي الطفيل وأخبرنا أبو داود قال حدثنا محمد بن سليمان قال حدثنا فطر عن أبي الطفيل عامر بن واثلة قال جمع علي الناس في الرحبة فقال أنشد بالله كل امرئ سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم ما سمع فقام أناس فشهدوا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال يوم غدير خم ألستم تعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم وهو قائم ثم أخذ بيد علي فقال من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه

 قال أبو الطفيل فخرجت وفي نفسي منه شئ فلقيت زيد بن أرقم فأخبرته فقال أوما تنكر أنا سمعته من رسول الله صلى الله عليه وسلم واللفظ لابي داود  [16]

« نسائی مؤلف یکی از صحاح شش گانه روایت می کند  از  ابو الطفیل که می گوید: روزی امیر المؤمنین مردم را در رحبۀ کوفه جمع نمود .آنگاه فرمود به خدا قسم می دهم  کسانی را که در غدیر خم سخنان پیامبر ( ص) را با گوش خود شنیده برخیزند . در اینجا عده ای برخاستند. و شهادت دادند . که حضرت رسول ، دست علی را گرفت وبلند کرد وفرمود  آیا نمی دانید  من سزاوارتر شما به خود تان هستم ؟ گفتند آری ، فرمود  : هر کس من مولا وسرپرست او هستم این علی مولای اوست . خدایا دوست دار هرکس او را دوست دارد و دشمن دار هرکس او رادشمن دارد.

  ابوالطفیل می گوید :وقتی از آن مجلس بیرون آمدم در دلم شبهه ای در این حدیث بود با زید بن ارقم  در میان گذاشتم و گفتم از علی چنین سخنانی شنیدم . پاسخ داد چرا انکار می کنی ؟  من همین سخنان را در بارۀ او از پیامبر (ص) شنیدم . این لفظ حدیث از  ابو داود است .  همین حدیث در مشكل الآثار طحاوي ج 4 / 308 ح 1519  آمده است .

 

8- ابنحبان  أخبرنا محمد بن طاهر بن أبي الدميك ، حدثنا إبراهيم بن زياد ، حدثنا أبو معاوية ، حدثنا الأعمش ، عن سعد بن عبيدة ، عن ابن بريدة ، عن أبيه ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « من كنت وليه ، فعلي وليه [17]

محمد بن حبان بن أحمد (354هـ)  به  سند صحیح  از بریده روایت نموده که پیامبر (ص) فرمود : هر کس من ولی او هستم پس  علی ولی اوست .

 عنوان صحیح برای کتاب دلیل بر صحت روایات آن از نظر مؤلف آنست ، که یکی از رجالیون مهم اهل سنت است 

9-ابو یعلی الموصلی ( 307 ق)  حدثنا القواريري ، حدثنا يونس بن أرقم ، حدثنا يزيد بن أبي زياد ، عن عبد الرحمن بن أبي ليلى ، قال : شهدت عليا في الرحبة يناشد الناس : أنشد الله من سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم ، يقول في يوم غدير خم : «من كنت مولاه فعلي مولاه  ، لما قام  فشهد ،

 قال عبد الرحمن فقام اثنا عشر بدريا ، كأني أنظر إلى أحدهم عليه سراويل ، فقالوا : نشهد أنا سمعنا رسول الله صلى الله عليه وسلم ، يقول يوم غدير خم : « ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم وأزواجي أمهاتهم » ، قلنا : بلى يا رسول الله ، قال : « فمن كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه »[18]

 عبد الرحمن بن أبي ليلى می گوید: شاهد روزی بودم که  امیر المؤمنین مردم را به خدا قسم می داد : کسانی را که در غدیر خم سخنان پیامبر ( ص) را شنید که فرمود : هر کس من مولا وسرپرست او هستم این علی مولای اوست .

 در اینجا دوازده نفر از مجاهدان برخاستند. و شهادت دادند که شنیدیم  حضرت رسول ، فرمود  آیا نمی دانید  من سزاوارتر شما به خود تان هستم وهمسرانم مادران آنان  می باشند  ؟ گفتند آری ، فرمود  : هر کس من مولا وسرپرست او هستم این علی مولای اوست . خدایا دوست دار هرکس او را دوست دارد و دشمن دار هرکس او رادشمن دارد.

 

8-   الآجری  حدثنا أبو بكر بن أبي داود قال : حدثنا محمد بن بشار قال : حدثنا محمد بن جعفر يعني غندرا قال : حدثنا شعبة ، عن ميمون أبي عبد الله قال : كنت عند زيد بن أرقم ، فجاء رجل من أقصى الفسطاط فسأله عن علي رضي الله عنه فقال : إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال :  ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟  قالوا : بلى قال :  فمن كنت مولاه فعلي مولاه [19] 

 محدث معرف  آجری(م ، 321 ) از ميمون أبي عبد الله می گوید : نزد زید بن ارقم بودم ، شخصی از ناحیۀ دور شهر فسطاط  ، نزد اوآمد و در بارۀ  علي رضي الله عنه از او پرسید  ! زید گفت شنیدم که پیامبر اکرم (ص) فرمود  آیا نمی دانید  من سزاوارتر شما به خود تان هستم ؟ گفتند آری ، فرمود  : هر کس من مولا وسرپرست او هستم این علی مولای اوست .

 

10- ابو جعفر الطحاوی  ( 231- 321 ق )  حدثنا أبو أمية قال : حدثنا سهل بن عامر البجلي قال : حدثنا عيسى بن عبد الرحمن قال : حدثني أبو إسحاق السبيعي ، عن عمرو ذي مر قال : سمعت عليا ، ينشد الناس في الرحبة : من سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم إلا قام ، فقام بضعة عشر رجلا ، فشهدوا أنهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه وسلم في يوم غدير خم يقول : « اللهم من كنت مولاه فإن عليا مولاه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وأحب من أحبه ، وأبغض من أبغضه ، وأعن من أعانه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله »[20]

عمرو ذي مر می گوید: شنیدم امیر المؤمنین مردم را به خدا قسم می داد .  کسانی را که در غدیر خم سخنان پیامبر ( ص) را شنید ند ، بر خیزد . در اینجا ده  و چند نفر از مجاهدان برخاستند. و شهادت دادند که شنیدیم  حضرت رسول ، فرمود  : هر کس من مولا وسرپرست او هستم این علی مولای اوست . خدایا در ولیت خود قرار ده هر کس ولایت او را بپذیرد و دشمنی کن هر کس  او را با او دشمنی کند و دوست باش هرکس او را دوست دارد و دشمن باش هرکس او رادشمن است. وکمک کن هر کس اورا کمک کند  وخوار گردان هرکس اورا خوار گرداند .

متقی هندی میگوید ، هيثمي گفته است  :این روایت را  بزار وابن جرير وخلعي در الخلعيات  از إسحاق  واو از عمرو ذي مر و سعيد بن وهب و زيد بن يثيع از علي (ع) نقل کرده و رجال سند آن موثقند ، ولی   ابن حجر گفته آنان شیعه هستند . [21]   چه گناه بزرگی  !

11-ابو الحسن علي بن أحمد بن محمد الواحدي،  النيسابوري، المفسر الشافعي (468 هـ)

- قال أخبرنا أبو سعيد محمد بن علي الصَّفَّار، قال: أخبرنا الحسن بن أحمد المَخْلِدي، قال: أخبرنا محمد بن حَمْدُون بن خالد، قال: حدَّثنا محمد بن إبراهيم الحلْوانِي، قال: حدَّثنا الحسن بن حماد سِجَّادة، قال: أخبرنا علي بن عابس، عن الأعمش، و أبي الحَجَّاب عن عطية، عن أبي سعيد الخُدْرِي، قال:نزلت هذه الآية: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ يوم «غَدِير خُمّ» في علي بن أبي طالب، رضي اللَّه عنه.[22]

ابو الحسن علي بن أحمد بن محمد واحدي، مفسر شافعي نيشابوري، (468 هـ)  با سند متصل از اوسعید خدری نقل می کند که آیۀ « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ يوم »  درغَدِير خُمّ در بارۀ علی بن ابیطالب نازل شده است

 

أبو عبد الله ضياء الدين المقدسي (569 - 643 هـ) محمد بن عبد الواحد ، اهل بیت المقدس ، حنبلي، کار شناس  حديث و مؤرخ  و بانى مدرسة دار الحديث الضيائية المحمدية در  قاسيون دمشق  از بیش از پانصد  شیخ روایت دارد . از جملۀ كتب او (الاحكام - خ) في الحديث ،سه جلدا، و (فضائل الاعمال) و (الاحاديث المختارة) در نود جزء  که مشتمل احادیث متعدد از جمله این حدیث است .  

 12 - أخبرنا الحافظ أبو طاهر أحمد بن محمد بن أحمد السلفي إجازة قال أنا أبو الفتح محمد بن أحمد بن محمد بن الحسين بن الحارث المعلم فيما قرأت عليه من أصل سماعه حدثكم أبو عبدالله الحسين بن أحمد بن محمد بن سعيد الرازي إملاء ثنا أبو الحسن علي بن حسان بن القاسم الجديلي ببغداد ثنا أبو جعفر محمد بن عبدالله بن سليمان الحضرمي ثنا محمود بن غيلان ثنا الفضل بن موسى السيناني ثنا الأعمش عن سعيد بن وهب قال قال علي رضي الله عنه أنشد الله من سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم الله وليي وأنا ولي المؤمنين من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره

 قال فقال سعيد فقام إلى جنبي ستة قال فقال زيد بن يثيع قام من عندي ستة

 سئل الدارقطني عنه فقال حدث به الأعمش وشعبة وإسرائيل عن أبي إسحاق عن سعيد بن وهب عن علي وذكر ما فيه من الاختلاف قال وأشبهها بالصواب قول الأعمش وشعبة وإسرائيل ومن تابعهم

 وقد روي نحو هذا عن عبدالرحمن بن أبي ليلى عن علي عليه السلام ( إسناده صحيح )[23]

«سعید بن وهب می گوید: علي رضي الله عنه مردم را به خدا قسم  داد : هرکس که در غدیر خم سخنان پیامبر ( ص) را با گوش خود شنیده. که حضرت رسول ، فرمود  خدا ولی من و من سزاوارتر از مؤمنان به خود شان هستم  آنگاه فرمود  : هر کس من مولا وسرپرست او هستم این علی مولای اوست . خدایا دوست دار هرکس او را دوست دارد و دشمن دار هرکس او رادشمن دارد. سعید می گوید : شش نفر کنار من بر خاستند و شهادت دادند زيد بن يثيع هم می گوید:  شش نفر  هم کنار من بر خاستند و شهادت دادند.! »

محقق کتاب « الاحادیث المختاره »  عبد الملك بن عبد الله بن دهيش می گوید : سند این حدیث صحیح است .

 13 - ابو نعیم  (م ، 430 ق) حدثنا جعفر بن محمد بن عمرو الأحمسي ، ثنا أبو حصين الوادعي ، حدثني يحيى بن عبد الحميد ، ثنا شريك ، عن الأعمش ، عن حبيب بن أبي ثابت ، عن أبي الطفيل ، عن زيد بن أرقم ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه » رواه حكيم بن جبير ، وفطر بن خليفة عن أبي الطفيل ، عن زيد نحوه ورواه عن زيد بن أرقم : أبو سليمان زيد بن وهب ، وأبو الضحى ، ويحيى بن جعدة ، وسليمان بن أبي الحسناء وأبو إسحاق ، وأبو سليمان المؤذن ، وأبو عبيد الله الشيباني ، وأبو ليلى الحضرمي ، وأبو صالح وأبو عبد الله ميمون ، وعطية العوفي ، وثوير بن أبي فاختة ، في آخرين عن زيد بن أرقم [24]

در این  روایت سیزده نفر از تابعین از زید بن ارقم حدیث غدیر را نقل کرده اند .

 

أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم ثعلبي نيشابوري مفسر مشهور؛ (م 427 ،ق)  صاحب كتاب العرائس في قصص الأنبياء، صلوات الله وسلامه -و  تفسیر الکشف و البیان   در تفسیرش ابتداء ذیل آیۀ تبلیغ آورده است :

 قال أبو جعفر محمد بن علي: معناه: بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ في فضل علي بن أبي طالب، فلما نزلت الآية أخذ  بيد علي، فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه  

  (امام ) أبو جعفر محمد بن علي فرمود معنای آیه آنست که  برسان آنچه در فضیلت علی بر تو نازل شده است . هنگامی که این آیه نازل شد دست علی را گرفت و فرمود  :من كنت مولاه فعلي مولاه      

 آنگاه دو روایت را از براء و ابن عباس  نقل می کند

14-   أبو القاسم يعقوب بن أحمد السري، أبو بكر بن محمد بن عبد اللّه بن محمد، أبو مسلم إبراهيم ابن عبد اللّه الكعبي، الحجاج بن منهال، حماد عن علي بن زيد عن عدي بن ثابت عن البراء قال: لما نزلنا مع رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم في حجة الوداع كنّا بغدير خم فنادى إن الصلاة جامعة و كسح رسول اللّه عليه الصلاة و السلام تحت شجرتين و أخذ بيد علي، فقال: ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟  قالوا: بلى يا رسول اللّه، قال: ألست أولى بكل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى يا رسول اللّه، قال: هذا مولى من أنا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

قال: فلقيه عمر فقال: هنيئا لك يا ابن أبي طالب أصبحت و أمسيت مولى كل مؤمن و مؤمنة ! [25]

«براء بن عازب گفت: با رسول خدا صلى اللَّه عليه  و سلّم در سفر بوديم، در غدير خم پياده شديم، مناديان در ميانه ما صدا زدند: الصلاة جامعة ( كنايه از اين كه همه بايد جمع شويد، )برای رسول خدا زير دو تا درخت را تمیز کردند  بعد دست على را گرفت و فرمود: آيا نمى‏دانيد كه من از خود مؤمنين به خودشان سزاوارترم ؟  گفتند: بلى، آيا نمى‏دانيد كه من از هرمؤمني به خودش سزاوارترم ؟ گفتند: بلى،  پس دست على را گرفت و فرمود: هر كه من مولاى او بودم على مولاى اوست . خدایا دوست دار هرکس او را دوست دارد و دشمن دار هرکس او رادشمن دارد.

براء مى‏گويد:  عمر بعد از اين جريان ، على را ديد و گفت: «هنيئا لك يا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة. گوارا باد بر تو اى پسر ابو طالب كه همواره و براى هميشه مولاى هر مؤمن و مؤمنه شدى. »

 

15-روى الثعلبی عن أبی محمد عبد اللّه بن محمد القائنيّ نا أبو الحسن محمد بن عثمان النصيبي نا: أبو بكر محمد ابن الحسن السبيعي نا علي بن محمد الدّهان، و الحسين بن إبراهيم الجصاص قالا نا الحسن بن الحكم نا الحسن بن الحسين بن حيان عن الكلبي عن أبي صالح عن ابن عباس في قوله يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ قال: نزلت في علي (رضي اللّه عنه) أمر النبي صلى اللّه عليه و سلّم أن يبلغ فيه  فأخذ (عليه السلام) بيد علي، و قال: «من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» [26]

ترجمۀ  آن روشن است .

16- احمد بن علی الخطیب البغدادی (463 ) أنبأنا عبد الله بن علي بن محمد بن بشران أنبأنا علي بن عمر الحافظ حدثنا أبو نصر حبشون بن موسى بن أيوب الخلال حدثنا علي بن سعيد الرملي حدثنا ضمرة بن ربيعة القرشي عن بن شوذب عن مطر الوراق عن شهر بن حوشب عن أبي هريرة قال من صام يوم ثمان عشرة من ذي الحجة كتب له صيام ستين شهرا وهو يوم غدير خم لما أخذ النبي صلى الله عليه و سلم بيد علي بن أبي طالب فقال ألستُ ولي المؤمنين ؟ قالوا بلى يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه .  فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولى كل مسلم . فأنزل الله « اليوم أكملت لكم دينكم  »[27]

ابو هريره از پيامبر ص  نقل كرده است : كه هر کس روز هیجده ذی الحجه را روزه بگیرد خداوند ثواب شصت ماه روزه به او می دهد وآن روز عید غدیر است که پیامبردست علی را گرفت  و فرمود  ألست ولي المؤمنين  آیا من سزاوارتر از مؤمنان به خود آنان نیستم ؟ گفتند آری . فرمود هر کس من مولای اویم علی مولای اوست  و بعد از جريان غدير خم و پيمان ولايت  ، عمر  بن خطاب  به مولا  علی (ع) عرض کرد «بخ بخ يا بن أبي طالب اصبحت مولاى و مولا كل مسلم » وپس از آن آيه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ   نازل گرديد.

17-روی  ابن عساكر (571  ق ) فی تاریخ مدینه دمشق  أخبرنا أبو بكر وجيه بن طاهر أنا أبو حامد الأزهري أنا أبو محمد المخلدي  أنا أبو بكر محمد بن حمدون نا محمد بن إبراهيم الحلواني نا الحسن بن حماد سجادة نا علي بن عابس عن الأعمش وأبي الجحاف عن عطية عن أبي سعيد الخدري قال نزلت هذه الاية " يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك " على رسول الله ( صلى الله عليه و سلم ) يوم غدير خم  في  علي بن أبي طالب[28]

 ابن عساکر با سند متصل از ابو سعید خدری نقل کرده  می گوید : آیۀ 67 / مائده « يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك» بر پیامبر اکرم (ص) در بارۀ علی بن ابی طالب  در غدیر خم نازل شد .

 18- قال جلال الدين السيوطى أخرج ابن أبى حاتم و ابن مردويه و ابن عساكر عن أبى سعيد الخدري قال نزلت هذه الآية يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ  على رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم غدير خم في على بن أبى طالب‏

سیوطی از  ابن أبى حاتم و ابن مردويه و ابن عساكر و آنان همگی  از  أبى سعيد الخدري نقل کرده اند که  می گوید : آیۀ 67 / مائده « يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك» بر پیامبر اکرم (ص) در بارۀ علی بن ابی طالب  در غدیر خم نازل شد .

 آنگاه می گوید : أخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه و سلم يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - ان عليا مولى المؤمنين - وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس[29]

ابن مرویه از ابن مسعود نقل می کند ما  در زمان پیامبر اکرم (ص) آیه را این گونه قرائت می کردیم ای رسول ما برسان به مردم ، آنچه از طرف پروردگارت - به اینکه علی مولای مؤمنان است رسیده ، و اگر این کار را انجام ندهی رسالت الهی نرساندی !

19-  روی  الحاکم الحسکانی أَخْبَرَنَا عَمْرُو بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَدْلُ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ مِنْ أَصْلِ سَمَاعِ نُسْخَتِهِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا زَاهِرُ بْنُ أَحْمَدَ «1» قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الصَّوْلِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْمُغِيرَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّوْفَلِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ:        

سَمِعْتُ زِيَادَ بْنَ الْمُنْذِرِ يَقُولُ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ هُوَ يُحَدِّثُ النَّاسَ- إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ يُقَالُ لَهُ: عُثْمَانُ الْأَعْشَى كَانَ يَرْوِي عَنِ الْحَسَنِ الْبَصْرِيِّ فَقَالَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ إِنَّ الْحَسَنَ يُخْبِرُنَا أَنَّ هَذِهِ الْآيَةَ نَزَلَتْ بِسَبَبِ رَجُلٍ- وَ لَا يُخْبِرُنَا مَنِ الرَّجُلُ  يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ.

فَقَالَ: لَوْ أَرَادَ أَنْ يُخْبِرَ بِهِ لَأَخْبَرَ بِهِ، وَ لَكِنَّهُ يَخَافُ، إِنَّ جَبْرَئِيلَ هَبَطَ عَلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى صَلَاتِهِمْ. فَدُلَّهُمْ عَلَيْهَا، ثُمَّ هَبَطَ  فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى زَكَاتِهِمْ. فَدُلَّهُمْ عَلَيْهَا، ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى صِيَامِهِمْ. فَدُلَّهُمْ، ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى حَجِّهِمْ- فَفَعَلَ، ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ  تَدُلَّ أُمَّتَكَ عَلَى وَلِيِّهِمْ  عَلَى مِثْلِ مَا دَلَلْتَهُمْ عَلَيْهِ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَكَاتِهِمْ وَ صِيَامِهِمْ وَ حَجِّهِمْ لِيَلْزَمَهُمُ الْحُجَّةُ فِي جَمِيعِ ذَلِك

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي قَرِيبُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِيَّةِ وَ فِيهِمْ تَنَافُسٌ وَ فَخْرٌ، وَ مَا مِنْهُمْ رَجُلٌ إِلَّا وَ قَدْ وَتَرَهُ وَلِيُّهُمْ وَ إِنِّي أَخَافُ- فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ يُرِيدُ فَمَا بَلَّغْتَهَا تَامَّةً وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ.

فَلَمَّا ضَمِنَ اللَّهُ [لَهُ‏] بِالْعِصْمَةِ وَ خَوَّفَهُ   أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ  وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ. قَالَ زِيَادٌ: فَقَالَ عُثْمَانُ: مَا انْصَرَفْتُ إِلَى بَلَدِي بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ هَذَا الْحَدِيثِ.

« على بن محمّد بن سليمان نوفلى از پدرش نقل مى‏كند كه پدرش از زياد بن منذرنقل می کند :

روزى در نزد ابى جعفر محمّد بن على عليه السّلام حضور داشتيم و آن جناب براى مردم  سخن مى‏گفت. در ميان سخن مردى از اهل بصره به نام عثمان اعشى بپاخاست و گفت: يا ابن رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله  فدايت شوم؛ حسن بصرى به ما خبر داده است كه آيه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ در باره فردى نازل شده است. امّا آن فرد را معرفى و بيان نكرد.

ابى جعفر عليه السّلام فرمود: اى عثمان! اگر حسن بصرى بخواهد مى‏تواند از آن مرد خبر دهد، و ليكن او مى‏ترسد. پس گوش كن تا برايت شرح آن را بيان كنم زمانی جبرئيل به خدمت نبى صلى اللَّه عليه و آله رسيد و گفت: خداى تعالى امر مى‏فرمايد : امت خود  را به نماز و آداب آن راهنمايى كن. آن جناب  همآداب نماز را  به مردم تعليم داد.

بار ديگر جبرئيل آمد و گفت: خداى سبحان فرمان داده تا وجوب زكات و شرايط آن را براى پيروانت بيان كن، آن حضرت نيز چنين كرد. .بار سوم جبرئيل آمد و گفت: خداى تعالى دستور فرمود، امّت خود را به روزه و آداب آن راهنمايى كن و آن بزرگوار چنان كرد.

بار ديگر جبرئيل پيام آورد، خداى عزّ و جلّ فرمود، امت خود را بر حج و آداب آن راهنمايى فرما. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله چنان كه مرضىّ خدا بود انجام داد.

بار ديگر جبرئيل به خدمت رسيد، گفت: خدايت فرمان داد ولىّ امّت را برای آنان معرّفى كن همان گونه كه نماز و روز و زكات و حج را بيان كردى، تا حجّت بر آنان تمام شود و عذر و بهانه‏اى نداشته باشند.

مصطفى صلى اللَّه عليه و آله عرض كرد: خدايا! تو مى‏دانى قوم و قبيله من قريب العهد به دوران جاهليت هستند و در ميان آنان فخر و مباهات جاهليت هنوز ريشه دارد و اگر چنين كنم شايد نپذيرند و من از اين كار خوف دارم.

و خداى عز و جلّ آيه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ را بر آن حضرت فرو فرستاد !       

 رسول گرامى صلى اللَّه عليه و آله چون ضمانت از خداوند را دريافت كرد، دست على بن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و در ميان جمعيت بلند كرد و فرمود: اى مردم! هر كه را من مولاى اويم على بن ابى طالب عليه السّلام مولاى اوست. خدايا ، هر كسى او را دوست دارد دوست بدار و هر كسى او را دشمن دارد دشمن بدار، نصرت‏كننده او را ياور و معين باش و خواركننده او را خوار و ذليل كن و هر كسى على را دوست دارد دوست بدار و آنكه نسبت به او كينه و بغض دارد را مبغوض بدار .»

 

 20-سیوطی می گوید : من كنت مولاه فعلى مولاه  - را   أحمد بن حنبل  ، و حاكم از  ابن عباس . ابن أبى شيبة ، و نیز أحمد از ابن عباس  از  بريدة . و نیز  أحمد ، وابن ماجه ، و ضياء مقدسی  از براء ، و  طبرانى  از  جرير . و  أبو نعيم از  جندب الأنصارى . و  ابن قانع  از  حبشى بن جنادة روایت کردهاند  .  و ترمذى آنرا - حسن غريب -  دانسته است.

  و نیز  نسائى ، وطبرانى أبى الطفيل از زيد بن أرقم   یا  حذيفة بن أسيد الغفارى . و  نیز  ابن أبى شيبة ، وطبرانى  از  أبى أيوب .  وابن أبى شيبة ، وابن أبى عاصم ، والضياء  از  سعد بن أبى وقاص . و شيرازی ( أبو إسحاق براهيم بن علي بن يوسف الفيروزآبادي الشيرازي  393 - 476 هـ ) در کتاب  «الألقاب » از عمر و نیز طبرانى  مالك بن الحويرث . و أبو نعيم در فضائل الصحابة  يحيى بن جعدة  زيد بن أرقم .  وابن عقدة در كتاب الموالات از  حبيب بن بديل بن ورقاء و قيس بن ثابت وزيد بن شرحبيل الأنصارى  روایت کرده اند. . ونیز  أحمد از  على و سیزده  نفر (صحابی ). و  ابن أبى شيبة  از  جابر روایت نموده است

 روایت دیگر در این موضوع حديث ابن عباس  است  :   که حاكم نیشابوری در  ( ج 3 /143 ، رقم 4652)  از ابن عباس  از  بريدة  و ابن أبى شيبة در  (6/374 ، رقم 32132) ، و أحمد در  ( 5 / 347   ، رقم 22995) .  و نیز  حاكم در  (3/119 ، رقم 4578) . از  براء بن عازب  و أحمد  در (4/281 ، رقم 18502)  از  جرير   و طبرانى در  (2/357 ، رقم 2505) روایت نموده اند .  و هيثمى در (9/106)   در بارۀ سند اخیر گفته  در آن  بشر بن حرب  متساهل در نقل وافراد مجهول وجود دارند .[30]

 21-البانی می گوید :  :   حدیث  «من كنت مولاه ، فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه »

را ده نفر از صحابه  نقل کرده اند : زيد بن أرقم و سعد بن أبي وقاص و بريدة بن الحصيب و علي بن أبي طالب و أبي أيوب الأنصاري و البراء بن عازب و عبد الله بن عباس و أنس بن مالك و أبي سعيد و أبي هريرة .

آنگاه برای هریک طرق متعدد ذکر وبسیاری از آنها را تصحیح می کند :  حديث زيد را پنج نفر از تابعین نقل کرده اند .از  سعد وقاص سه نفر از بریده سه نفر از علی (ع) نفر از أبي أيوب الأنصاري یک نفر  از براء بن عازب یک نفر  وهم چنین عبد الله بن عباس و أنس بن مالك و أبي سعيد و أبي هريرة  هر کدام یک یا دو نفر این حدیث از ایشان نقل کرده اند . [31]

 

و نیز البانی در جای دیگر می گوید :قول پیامبر که فرمود  : " وهو ولي كل مؤمن بعدي " . حديث ابن عباس است  که طيالسي در رقم حدیث ( 2752 ) روایت کرد از  أبو عوانة  از  أبي بلج از  عمرو بن ميمون که  رسول الله صلى الله عليه وسلم  به علي فرمود  : " أنت ولي كل مؤمن بعدي " و أحمد در ( 1 / 330 - 331 ) و حاكم  از طريق احمد در ( 3 / 132 - 133 ) آنرا آورده و گفته  این  حدیث صحيح الإسناد "  است  و ذهبي با او موافقت نمود .و گفتۀ این دو صحیح است

و این جمله به معناى قول پیامبر  صلى الله عليه وسلم است که فرمود  : من كنت مولاه فعلي مولاه   ، و طرق این حدیث صحیح است چنان که در ( السلسله الصحیحه  جلد  4 / شمارۀ   1750 ) آورده ام . پس خیلی عجیب است که شيخ الإسلام ابن تيمية در " منهاج السنة " ( 4 / 104 ) آنرا  إنكار نموده است.[32]    ویل لمن کفره نمرود !

 

 



[1] -  مسند احمد   ج 1/ 303

[2] --  تفسیر روح المعانی  مائده / 67

[3]- كتاب السنة ابن أبي عاصم از على7/ ص591/ ح1361 و المطالب العالية ابن حجر عسقلانى/ ج4/ ص65/ ح3972 و گفته است كه سند حديث صحيح مى باشد. و المعجم الكبير طبرانى/ ج5/ ص171/ ح4986 و تاريخ مدينه دمشق/ ج42/ ص228 و اسد الغابة/ ج5/ ص376

[4] -سنن ترمذی  باب مَنَاقِبِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ رضى الله عنه.ح 4078

[5] - التاریخ الکبیر  باب سهم 2458

[6] - : سنن ابن ماجه  ا /43  المؤلف : محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني  الناشر : دار الفكر – بيروت تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

[7] مستدرک الصحیحین  ، ذکر زید بن ارقم  ج /613 ح 6272

[8] - -  تفسیر روح المعانی  مائده / 67

[9] - -  تفسیر روح المعانی  مائده / 67

[10] - الغدیر ج 1 / 102

[11] -  مسند  احمد  ج 4  /ص 370

[12] -  ابو نعیم  فضل بن دكين كوفي حافظ متوفى 218 ،ق.  است که يعقوب إبن شيبة گفته : أحمد وأبوحاتم وإبن المدني والعجلي و إبن سعد وإبن شاهين همگی او را توثیق کرده اند  و نیز خطيب في تاريخش  او را توثیق کرده است .

[13] -  مسند احمد  جزء  37   /   436  ح 17749  مجمع الزوائد 9 ص 104   

[14] --  مسند احمد   ج  4  /281 ح 18502

[15] -  مسند احمد   ج 1/ 303

[16] - السنن الکبری  ج 5  / 134  ح 8478

[17] - صحیح ابن حبان  ح  7056

[18] - مسند أبي يعلى الموصلي  ج2 /48  ح 544

[19] -الشریعه  ،  آجری  ج4 / 168  ح 1476

[20] -مشکل الاثار  ج 4 / 308 ح 1518

[21] -کنز العمال ج 13 / 137 ح 36487

[22] -  اسباب النزول  واحدی  در شأن نزول آیۀ مزبور  صفحه 205  

[23] - الأحاديث المختارة للضياء المقدسي ج  /270  ح 481 موسوعة هبة الجزيرة الثقافية" لشركة التراث الطبعة الأولى.

[24] - فضائل الصحابه ابو نعیم 8 /241  ح /2605

[25] - تفسیر الکشف و البیان   ثعلبی ج 5 / 131

[26] - تفسیر الکشف و البیان  ثعلبی ج 5 / 131

[27] - تاریخ بغداد ج 8 /289 ح 4392

[28] -تاریخ مدینه دمشق ج 42  /  237 ترجمۀ امام علی (ع)

[29] - الدر المنثور  ج 3  /  418

[30] - جمع الجوامع أو الجامع الكبير للسيوطي  ج 1  /  ح  24395

[31] - السلسلة الصحيحة " 4 / 330   ، 1750

[32] - السلسله الصحیحه  ج5 / 222  /ح 2223