حرکتی مرموزانه !!!$$$ در مبارزه با روح انقلاب
15 بازدید
تاریخ ارائه : 2/13/2013 10:36:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

تهاجم فرهنگی

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 28

حرکتی مرموزانه، حساب شده، همراه با برنامه ریزی دقیق و با استفاده از شیوه ها و ابزار و امکانات متعدد و متنوع، برای سست کردن باورها، دگرگونی ارزشها، انحراف اندیشه ها «تغییر و تبدیل آداب و سنن و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر یک جامعه را» می توان در ابتدا برای معنی تهاجم فرهنگی در نظر گرفت (1) و نیز می توان «از بین بردن اصالت و فرهنگ و سنن ملی و جایگزین کردن فرهنگ بیگانه » را یکی از تعبیرهای دیگر تهاجم فرهنگی دانست.

اصول درونی اجتماع یک ملت و کشور از تمام زوایا اعم از اقتصادی، اجتماعی، نظامی، سیاسی، زمانی از یک استقلال و استحکام می تواند برخوردار باشد که - از یک فرهنگ غنی و قوی و اصیل - برخوردار باشد یعنی اگر فرهنگ یک ملت دستخوش تغییر و تبدل قرار گرفت، ماهیت درونی آن ملت و کشور از تمام جهات مذکور متبدل می شود.

 

ما باید هر زمان به فکر و یاد خداوند باشیم، زیرا اگر لحظه ای از یاد او غافل شویم، در دریایی از امواج متلاطم غربزدگی غرق خواهیم گشت. جوانان هر کشور آینده سازان آن ملت هستند و سرنوشت هر جامعه به این قشر در مملکت بستگی دارد.

 

جوانان سرمایه هایی هستند که در رابطه با اجتماع و فرهنگ جامعه شکل می گیرند.

 

اگر فرهنگ جامعه اصیل و اسلامی باشد، جوانهایی با ایمان و با اخلاص پرورش خواهند یافت که این برای یک چنین ملتی افتخارآمیز و موفقیت آمیز خواهد بود.

 

استکبار این مطلب را درک کرده، در پی راهی برای تضعیف ملت اسلامی و شهیدپرور ما است. آنها از راههای مختلف برای رسیدن به این هدف استفاده کرده اند ولیکن با شکست روبرو شده اند و بالاخره فهمیدند با تاثیر گذاشتن روی طبقه جوان و حساس جامعه اسلامی می توانند در راه پیش برد اهداف شومشان قدم بردارند و روح حساس و لطیف و شاداب جوانان و غنچه های مملکت اسلامی را به نابودی بکشانند.

 

البته زمانی فرهنگ یک ملت توسط فرهنگ مهاجم مورد هجوم قرار می گیرد که اصول اولیه و دانش های ملی و سنتی و مذهبی، آن ملت توسط ارزشها و سنتها و اصول اولیه فرهنگ مهاجم هدف گیری شود و آهسته، آهسته آن اصول جای خود را به ارزشها و اصول فرهنگ مهاجم بدهد و آنگاه که غربی ها بتوانند در فرهنگ ما رخنه کنند و احساسات یک ملت را جریحه دار نمایند; دیگر هیچ خونی برای دفاع ازوطن جاری نخواهد شد، چشمه ای در سرزمین پربرکت ایران به جوش و خروش نخواهد آمد. مادری در فراق فرزند به میدان رفته اش اشک نخواهد ریخت، اسلحه ای بر دوش جوانان ما نخواهد آمد، دستی برای دعا کردن ملت مسلمان به سوی آسمان دراز نخواهد شد و قلبی برای وطن به تپش نخواهد افتاد و هرگز فریاد «الله اکبر» به گوش نخواهد رسید. در آن زمان با وزیدن یک نسیم، استعمارگران و شیاطین می توانند به راحتی درخت اسلام و آزادگی را از ریشه براندازند زیرا دیگر جوانانی که برای دفاع از عزت و شرف ملت خود، جانبازی کنند وجود ندارند.

 

دیگر اینکه شناخت فرهنگ غربی از ضروریات یک ملت با شخص فرهنگی است که قصد مبارزه با تهاجم فرهنگی را دارد، بنابراین باید از فرهنگ و اصول و مبانی فرهنگ درونی کشورهای غربی و مهاجم شناخت کامل به دست آورد. همانگونه که مهاجمین فرهنگی، شناخت کامل از ماهیت کشورهای اسلامی مورد هجوم دارند.

 

و موضوع سوم اینکه بدانیم; تهاجم فرهنگی پدیده ای است که از بدو ظهور دین مقدس اسلام در شبه جزیره عربستان آغاز شد و تا کنون ادامه یافته است.

 

امروزه با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و برقراری ارتباطات پیدایش انواع رسانه های جمعی، بزرگراههای اطلاعاتی و ماهواره ای و غیره، مهاجمان متوجه شده اند که برخورد نظامی نمی تواند مفید و مؤثر باشد و تا زمانی که مسلمین مقید به فضایل انسانی و الهی و مذهبی و سنت هستند، نمی توان با جنگ نظامی از بین برد; بنابراین با پدیده فرهنگ به جنگ و تقابل روی آوردند. آنان به این امر پی بردند که در تقابل ادوات نظامی و فرهنگی، همیشه فرهنگ پیروز است، و فهمیدند که با پدیده فرهنگ و اعتقادات نمی توان به زور متوسل شد که البته این نتیجه از نظر معارف قرآنی و احادیث و روانشناسی کاملا به اثبات رسیده است و در این مورد قرآن مجید در فرازی از آیة الکرسی می فرماید: -لا اکراه فی الدین- یعنی اکراه و جبری در پذیرش دین که مجموعه ای از اعتقادات است راه ندارد یعنی هیچ زمانی پدیده جبر و اکراه نمی تواند شخصی را دین دار یا مسلمان کند.

 

پس باید در برخورد، فرهنگ با فرهنگ وارد شد و نتیجه قضیه برخورد نیروهای حزب الله و مکتبی اجتماع خود ماست در مقابله با مکتبهای غربی مانند مقالیکها، هاردراک، وسپ، رپ، هوی متال و مکاتبی که هر ساله با شیوه ای جدید وارد بازار فرهنگ می شوند.

 

از دیدگاه مهاجمان نیروهای حزب الله که غصه حفظ دین دارند خود را وارث و تداوم بخش راه انبیاء و امامان و شهدای مملکت، می دانند، راهی که همان بقای دین و اسلام بوده است. لذا باید تغییر شیوه در برخورد با فرهنگ بدهند.

 

در اصول اولیه اسلام هیچگاه برخورد فیزیکی و جبری وجود ندارد و در اجرای مراحل امر به معروف و نهی از منکر باید آرام آرام پیش رفت در صورت عدم تاثیر، در نهایت به برخورد فیزیکی می انجامد; همچنانکه حضرت امیرالمؤمنین (ع) جوانان مدینه و کوفه را نصیحت و پند و اندرز فرهنگی می دادند که سر معابر و کوچه ها نایستند و مزاحم ناموس مردم نشوند.

 

امام (ع) بعد از برخوردهای فرهنگی و اصلاح جویانه بعضی، از مواقع باقیمانده را با رفتار فیزیکی برخورد می کردند. ما باید به این حقیقت تلخ اعتراف و اذعان کنیم که برخورد فرهنگی و عقیدتی در مقابل تهاجم فرهنگی غرب، بسیاربسیار اندک و محدود بوده و متاسفانه از باب (النادر کالمعدوم) هیچ برخورد فرهنگی نشده است.

 

نتیجه اینکه بهترین راه برخورد با فرهنگ مهاجم غربی پدیده فرهنگ خودی است. فرهنگ اسلامی غنی ترین فرهنگ در عالم هستی است.

 

با پیشرفت علوم و تکنولوژی و در نتیجه ایجاد ماهواره و شبکه ها و بزرگراههای اطلاعاتی -تهاجم نظامی که هزینه بسیار گزافی را می طلبید، با درصد احتمال ضعیف پیروزی- جای خود را به برخورد فرهنگی و ماهواره ای داد. همان وسلیه ای که نه حدی و نه مرزی می شناسد و از نظر جغرافیایی نیز کاملا نامحدود است و از فراسوی مرزها سیطره اطلاعاتی خود را بر دنیا تحمیل می کند. ماهواره ابزاری که ماهیت درونی آن برای ما مجهول مانده و ما آن را تنها یک وسیله مضر فرهنگی می دانستیم -در حالی که چندین سال است- غربیها بر روی وسایل ارتباطی و ماهواره تحقیق می کند حتی بر روی اثرات آن در میان ملل و فرهنگها.

 

رئیس جمهور آمریکا در دهه 1960 میلادی می گوید: جنگ فردای ما با ملتها یک جنگ فرهنگی خواهد بود. و ناپلئون می گوید من از صدای قلم فرهنگیان بیشتر می ترسم تا از صدای سفیر گلوله ها و وزیر اطلاعات ...... می گوید: بجای اینکه هزاران تن بمب بر روی ادوات نظامی دشمن بریزیم آنان را نابود سازیم چه بهتر است کاری کنیم که دست نظامیان دشمن بر روی ماشه اسلحه شان بلغزد و از شلیک کردن امتناع کنند و آن امکان پذیر نیست مگر توسط تغییر فرهنگ و اعتقاد آنها.

 

و نیز در بخشی از اسناد سری صهیونیستها این طور آمده که:

 

«ما برای اجرای نقشه خود، تمام معتقدات مذهبی دیگران را از بین می بریم تا نسل فاسد شود و پیوسته سعی می کنیم که آن دسته از رهبران مذهبی را که مزاحم نقشه های ما هستند، نابود کنیم و لازم است که مذهب را ریشه کن سازیم ». (2)

 

در سال 65 میلادی صهیونیستها سمیناری به منظور دستیابی به راه بردها و استراتژیها برای مقابله و مبارزه با شیعه گری و اصول گرایی مسلمانان ایران و جهان بر پا کردند و در این راستا از تمام کشورهای غربی و روانشناسان و جامعه شناسان و سیاسیون آن کشورها دعوت نمودند تا راه حلهای خود را ارائه دهند، در انتهای جلسه به این نتیجه رسیدند که بهترین راه، نابود ساختن فرهنگ شیعه در دنیا سرمایه گذاری بر روی جوانان مسلمان از طریق ترویج عقائدی چون لیبرالیسم، سکولاریسم و امثال آن و سپس ترویج فساد و فحشا و مواد مخدر در بین جوانان مسلمان و در یک کلمه به تخدیر مسلمانان جوان است که البته تا حدودی هم موفق به این کار شده اند.

 

«همفر» جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی در کتاب خاطرات خود به کتابی بنام «چگونه اسلام را نابود کنیم » اشاره می کند و راههای نابودسازی عوامل نیرومندی مسلمانان را در23 بند خلاصه می کند. بندهایی از کتاب مذکور به شرح ذیل است:

 

- ترویج شرابخواری، قمار، فساد و شهوترانی، تشویق به مصرف گوشت خوک و ترغیب به زیر پانهادن دستورات اسلامی و سرپیچی از اوامر و نواهی آن.

 

- باید در خانواده ها نفوذ کرد و روابط پدران و فرزندان را تا بدان حد تیره ساخت که دیگر زیر بار نصیحت وتربیت بزرگترهای خود نروند و تحت تاثیر فرهنگ استعماری قرار گیرند در این صورت ما می توانیم جوانان را از حوزه نفوذ عقاید دینی خارج سازیم و ارتباطشان را با علما قطع کنیم.

 

- در مساله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند.

 

- باید اساس هر گونه نماز جماعتی راء;ء با اشاعه اتهاماتی به ائمه جمعه و جماعات بر هم زد و از استقبال مردم از آن کاست.

 

- لازم است مسلمانان را از عبادات باز داشت و در وجوب عبادات در اندیشه آنان شک نمود.

 

- آزاداندیشی و چون و چرا را باید در اندیشه مسلمین وارد ساخت، هر کسی می تواند آزادانه بیاندیشد هر کاری را که می خواهد انجام دهد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست. (3)

 

و مواردی دیگر.

 

و اما شیوه هایی که در برابر بی اثر کردن تهاجم فرهنگی دشمنان می توان بکار گرفت.

 

1 - برخورد منطقی و معقول دینی با جوانان.

 

2 - تسهیل کردن امر ازدواج برای آنان.

 

3 - ایجاد الگوهایی برای آنان.

 

4 - نشر و گسترش فرهنگ معارف اصیل اسلامی.

 

5 - تاکید بر معنویت و اخلاق اسلامی.

 

6 - مبارزه با مصرف گرایی و تجمل پرستی و دنیاطلبی و ...

 

در ضمن این مهم نمی تواند تنها بر دوش یک یا چند نهاد و سازمان خاص باشد بلکه برای دفع و مقابله با این، «قتل عام و شبیخون فرهنگی » بسیج تمامی نیروها و امکانات مردمی و نهادهای فرهنگی چون آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما، مطبوعات و دیگر رسانه های گروهی و نهادهای اقتصادی و سازمانهای اداری و مراجع قضایی و انتظامی و ... لازم و ضروریست و تنها در سایه همکاری و هم فکری همه جانبه و مجدانه این نهادها و سازمانها و آحاد ملت است که امکان دفع این شبیخون و غارت فرهنگی فراهم خواهد شد.

 

اگر مسلمانان به خود نیایند قدرتمندان و استکباران جهانی اهداف خود را سریع جامه عمل می پوشانند و آن وقت است که فاجعه ای بس اسفناک برای این ملت رخ خواهد داد.

 

و جوانان غیور این میهن، فرهنگ اصیل اسلامی وطن خود را به فراموشی می سپارند و با فرهنگ پوچ و توخالی غربی مانوس شوند.

 

ولی هنوز هم دیر نشده، بیاییم و از همین امروز قبل از اینکه دشمن آینده ایران را از آن خودش کند، ما زودتر از او ست به کار شویم و برای امیدهای فردای ایران اسلامی چاره ای بیاندیشیم و وظیفه اصلی و شرعی خود را که پیاده کردن رسالت محمدی (ص) است در جامعه اسلامی انجام دهیم. (4)

 

پی نوشتها:

 

1- تهاجم فرهنگی ، ص 17 .

 

2- امر به معروف و نهی از منکر ، ص 11.

 

3- امر به معروف و نهی از منکر (سپاه پاسداران) تهاجم فرهنگی (ستار هدایت خواه)