ابعاد فاجعه خیلی بیش تر از 3هزار میلیارد تومان است
21 بازدید
تاریخ ارائه : 1/6/2013 1:42:00 PM
موضوع: اقتصاد

ابعاد فاجعه خیلی بیش تر از 3هزار میلیارد تومان است

لیلی محسنی

پریشبها تلویزیون، مستند زندگی معلمی را نشان می داد که باوجود ابتلا به بیماری شدید مفصلی، عاشقانه و فداکارانه سرکلاس درس حاضر می شد و از سلامتی خود مایه می گذاشت تا دانسته های خود را به فرزندان این کشور انتقال دهد. آن خانم معلم، فقط نمونه ای از صدها هزار معلم فداکار این کشور است که از هفته آینده باید با روحیه و امید، سال کاری جدیدی را شروع کنند.

در جوامع بشری بخشی از شهروندان، شغلها و مسئولیتهایی دارند که تصدی موثر و مفید آنها به فداکاری و از خود گذشتگی زیادی نیاز دارد.

مثلا آتش‌نشانی که هر روز باید خود را به خطر اندازد تا جان دیگران را نجات دهد. یا پرستاری که برای کاهش درد بیماران باید آسایش و راحتی خود را فدا کند. یا پلیسی که برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به کشور، باید با قاچاقچیان مسلح درگیر شود. یا معلمی که برای تربیت درست نسل آینده، باید اعصاب و سلامتی‌اش را فداکند...

تعمق بیشتر نشان می‌دهد همه ما کم و بیش در شغل و کارمان باید گاهی برای منافع و آسایش دیگران، از منافع و آسایش خودمان مایه بگذاریم:

کارمندی که از وقت ناهارش کم می کند تا کار ارباب رجوع را راه اندازد،

راننده‌ای که به خود زحمت می‌دهد و مقررات رانندگی را کامل رعایت می کند،

تعمیرکاری که در تعمیر دستگاه مردم، بیشتر وقت می‌گذارد تا سرهم بندی نکند و ...

پزشکی که از درآمد بیشتر چشم می پوشد تا برای هر مریضش وقت بیشتری بگذارد،

شهروندی که با دیدن شیرهای آب درحال چکه کردن در ادارات، احساس مسئولیت می کند تا از هدر رفتن آب بیت‌المال جلوگیری ‌کند....

همه و همه مصادیق فداکاری در زندگی اجتماعی هستند.

جامعه شناسان برای تحلیل این نوع فداکاری ها، از مفهوم «سرمایه اجتماعی» کمک می گیرند. منظور از سرمایه اجتماعی، مجموعه هنجارهایی است که باعث همکاری، اعتماد، مشارکت و همبستگی میان اعضای جامعه می شود. در جامعه‌ای که سرمایه اجتماعی بالا باشد، شهروندان برای همدیگر و اجتماعشان احترام و ارزش بیشتری قایل می شوند، به مقررات و ارزش‌های اجتماعی احترام بیشتری می‌گذارند و برای رفاه و آسایش دیگران، از رفاه و آسایش خود مایه می‌گذارند.

مهمترین و مشهورترین کارکرد سرمایه اجتماعی، «اعتماد» است.

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی به هر دلیلی کاهش یابد، انگیزه‌ها برای فداکاری و از خودگذشتگی هم کم می‌شود.

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی پایین بیاید، کارمندان کم تعهد برای دزدیدن از کار بهانه پیدا می‌کنند و به خود می‌گویند « 3هزار میلیارد دزدین، دزدی کوچیک من ازکار، در مقابل این اختلاس هیچه!»

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی پایین بیاید، راننده کم تعهد، برای قانون شکنی بهانه پیدا می­کند و با خود می گوید: «3هزار میلیارد رو خوردن، من چرا باید پشت چراغ قرمز بایستم یا به علامت توقف ممنوع احترام بگذارم؟»

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی پایین بیاید، شیطان رفتگر را هم به فکر می برد که: « 3هزار میلیارد دزدین، من چرا باید جون بکنم و خیابون رو خوب تمیز کنم؟ سمبلش می کنم»

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی پایین بیاید، مدیر عامل کارخانه ای که طبق معمول از وام ندادن و رشوه خواستن بانکها خیلی شاکیست با خود می گوید «آقا 3هزار میلیارد تومن تو مجموعش دزدین، بجای اینکه از خجالت بره بمیره، گردنشو گرفته بالا و جایزه هم می خواد!، تو این جامعه من برای چی باید این همه پول بدم فیلتر دودکشها رو هرماه عوض کنم. از این به بعد هر سه ماه یکبار فیلترها رو عوض می کنم. آلودگی مختصر کارخونه من در مقابل آلودگی این دزدی ها هیچه!»

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی پایین بیاید، کارگر خط تولید هم به این فکر می افتد که : « 3هزار میلیارد خوردن، من چرا باید خودوم رو زحمت بندازم تا این قطعه های لعنتی خوب به هم مونتاژ بشه؟ گور پدرشون! ماست مالی می کنم»

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی پایین بیاید، شیطان توی جلد مهندس ناظر ساختمان هم می رود و با خود می گوید: «مملکتی که اونقدر خر تو خره که 3هزار میلیارد می دزدن، من برای چی خودمو این همه زحمت بدم تا محاسبات این سازه ها رو اینقدر دقیق انجام بدم؟»

در جامعه‌ای که اعتماد عمومی پایین بیاید، احساس مسئولیت و انگیزه برای احترام به هنجارها کم می­شود و افراد کمتر برای حفاظت از اموال و منافع عمومی دل می سوزانند.

ماجرای اختلاس اخیر، به شدت به اعتماد عمومی در جامعه ما ضربه زده است. اگر دولتمردان این واقعه را کوچک و کم اهمیت تلقی می کنند، به این دلیل است که در میان مردم نیستند روی صندلیهایشان چسبیده اند و پشت محافظینشان قایم شده اند و صدای بغض آلود اعتراض این مردم نجیب ولی شدیدا عصبانی را در کوچه و بازار نمی شنوند.

چنین مفاسد بزرگی بخصوص وقتی رسانه ای و خبرش موضوع روز می شود، بر «انگیزه های کار و فداکاری» و «وحدت ملی» تاثیر به شدت منفی خواهد گذاشت و کسانی را که باید در حین خدمت، فداکاری کنند تا جامعه امنیت و آرامش داشته باشد را مایوس خواهد کرد. افرادی نظیر:
پرستاران و دکترهای فعال در اورژانسها که کمی فداکاری و مسئولیت پذیری بیشتر آنها می تواند جان بیماران را نجات دهد.

ماموران مبارزه با باندهای تبهکاری و قاچاق موادمخدر که کاهش اندکی در انگیزه و اراده آنان، خسارتهای امنیتی و اجتماعی بزرگی به کشور وارد می­کند.
صدها هزار معلمی که از هفته آینده باید سالی پرنشاط و امید را شروع کنند... کاهشی کوچک در روحیه و انگیزه آنها بر اثر این دزدی بزرگ، می تواند کارایی و اثربخشی آموزش و پرورش را کاهش دهد و در تربیت نسل آینده تاثیر نامطلوب زیادی برجا بگذارد...

علاوه بر همه اینها، چنین فاجعه ای آن هم درجامعه اسلامی و دولت مدعی عدالت، بر ایمان و دینداری مردم هم اثر بسیار بدی می گذارد و به قول آقای نقویان، اثر این اختلاس بر دین و ایمان مردم هزاران برابر از فیلمهای مستهجن بدتر است.
پس کسی و جریانی که این فساد را راه انداخته، فقط 3000میلیارد تومان ندزدیده، بلکه ایمان و اعتقاد و اعتماد مردم را دزدیده و آثار جانبی و تبعی کارش بسیار بیش از این مبلغ به کشور صدمه زده و خواهد زد.