دورنمایی از نصیحت الملوک
10 بازدید
تاریخ ارائه : 1/6/2013 11:08:00 AM
موضوع: جامعه شناسی

 کد مطلب: 115746

نصیحت المُلوک    

دکتر محسن اسماعیلی
 
اندرز حاکمان، علاوه بر آنکه از حقوق شهروندی است، از نگاه ما مسلمانان ضرورتی دینی هم به شمار می رود. از دیدگاه اسلام همه مردم، چه رسد به نخبگان و عالمان، موظف هستند که زمامداران را از واقعیت‌ها مطلع کرده و آنچه را درست تشخیص می‌دهند، صادقانه و دلسوزانه با آنان در میان گذارند. این همان چیزی است که تحت عنوان «نصیحت زمامداران مسلمین» در مجموعه معارف اسلامی شناخته شده است و روایات فراوانی را در خود جای داده است. طبق یکی از این روایات پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «هرکس نسبت به امور مسلمانان بی‌توجه باشد، از آنان نیست و هر کس روز و شب کند در حالی که ناصح خدا، رسول، قرآن، امام و عموم مسلمانان نباشد، از آنان نیست.» طبق روایت دیگری آن حضرت فرموده‌اند: «سه خصلت است که دل هیچ مسلمانی به آن خیانت نمی‌کند؛ خالص کردن عمل برای خدا، خیرخواهی برای زمامداران و همراه بودن با جماعت».

آنانکه عهده‌دار اداره امور جامعه می‌شوند، چنان در کوران حوادث روزگار گرفتار و مشغول می‌شوند، که گاه از خود نیز غافل می‌گردند؛ از این رو نیازمند عهدنامه‌هایی جامع و مختصر هستند تا با مرور آن، ‌اهداف، شعارها و وظایف خود را فراموش نسازند. این نوع نوشته ها اصطلاحاً «سیاست نامه» خوانده می شود. ایرانیان نیز از گذشته به اندرزنامه نویسى برای زمامداران علاقه خاصى داشته اند و این مقاله مروری است بر یکی از دلنشین ترینِ آنها.

سعدی؛ و نصیحت حاکمان

در میان همه بزرگان دین و دانش و ادب که پندنامه های گرانبهایی برای زمامداران همیشه تاریخ به یادگار نهاده اند، باید از شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله مشهور به سعدی (علیه الرحمه) نیز یاد کرد. این شاعر شیرین سخن شیرازی، نوشته ای کوتاه، اما پر معنا در این زمینه از خود به یادگار نهاده است که متاسفانه کمتر شناخته شده است. «کتاب نصیحه الملوک» رساله نسبتاً مختصری است که به ضمیمه کلیات سعدی به چاپ رسیده است و ظاهراً نام خود را از همان احادیث باب «النصیحه لائمه المسلمین» وام گرفته است.

این رساله که «در نصیحت ارباب مملکت» است، به گفته سعدی، در پاسخ به درخواست «یکی از دوستان عزیز» وی نوشته شده و حاوی 151 پند است که البته از نظر سعدی، همگی ترجمانی هستند از معنی عدل و احسان؛ چرا که «ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید می فرماید: "و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا العدل" و دیگر فرمود: "ان الله یامر بالعدل و الاحسان". مجملی فرمود تَعالی و تَقَدَّس، که مفصل آن در دفترها شاید گفتن.».

هم سعدی، هم غزالی

قبل از نگاهی اجمالی به محتوای رساله نصیحت الملوک، لازم به یاد آوری است که کتاب دیگری با همین نام در میان آثار فارسی امام محمد غزالی نیز وجود دارد. نصیحت الملوک که پس از کیمیای سعادت، بزرگترین و مهمترین کتاب او به زبان فارسی است، به شکل پند و اندرز برای سلاطین، وزرا و امرا نوشته شده است. به نوشته برخی محققان، این کتاب تا به حال دوبار به کوشش و تصحیح مرحوم جلال همایی به نشر رسیده است. بار نخست در سالهای 17-1315 و بار دوم در سال 1351 به چاپ رسید. متن «نصیحت الملوک»ی که غزالی نوشته است، در حدود 287 صفحه است که از دو بخش تشکیل شده و البته در صحت انتساب بخش دوم آن به وی تردیدهایی هم ابراز شده است.

دورنمایی از نصیحت الملوک

در هر صورت، شیخ اجل، سعدی، در رساله نصیحت الملوک، اندرزهای خود به زمامداران را به صورتی گزیده وکوتاه بیان کرده و در پایان هم ابراز امیدواری کرده است که اگر هر یک از آنان «چندین نصیحت سعدی را به طریق صدق و ارادت کار بندد، به توفیق خداوند ملک و دینش به سلامت باشد، و نفس و فرزند به عافیت، دنیا وآخرت به مُراد، و الله اعلم بالصواب والیه مرجع المآب»

البته او در سایر آثار ارزشمند خود هم، به تلویح یا تصریح، پندهایی از همین جنس را برجا نهاده است که باب اول گلستان تحت عنوان «در سیرت پادشاهان» از جمله آنها است. در اینجا تنها اشاره ای خواهیم داشت به چند محور مهمتر از نصیحت الملوک.

1- ارتباط با خدا، علما و مومنان

به عقیده سعدی «از سیرت پادشاهان یکی آن است که به شب بر در حق گدایی کنند و به روز بر سر خلق پادشاهی»؛ خصوصاً در وقت بحران ها؛ یعنی «وقتی که حادثه ای موجب تشویش خاطر بُوَد، طریق آن است که شبانگاه که خلق آرام گیرند، استعانت به درگاه خدای تعالی بَرَد و دعا و زاری کند و نصرت و ظفر طلبد. پس آنگاه به خدمت زهاد و عباد قیام نماید و همت خواهد و خاطر به همت ایشان مصروف دارد. پس به زیارت بقاع شریف رود و از روان ایشان مدد جوید».

او پس از ذکر دو حکایت در این باب، تکریم علمای دین و ضرورت ارتباط با آنان را هم یادآور می شود و می نویسد که هر حاکمی باید «علماء و ائمه دین را عزت دارد و حرمت، و زیردست همگنان نشاند و به استصواب رای ایشان حکم راند تا سلطنت مطیع شریعت باشد نه شریعت مطیع سلطنت».

به نظر سعدی، حاکم باید آبادانی و رونق مکان های دینی، و «عمارت و مسجد و خانقاه و جسر و آب انبار و چاهها بر سر راه از مهمات امور مملکت دانَد» و به مومنان توجه ویژه داشته باشد؛ یعنی «قومی که به طاعت حق مشغولند، همت به جانب ایشان مصروف سازد و توفیق خدمت ایشان فرصت شمارد و غنیمت داند.»

2- قدرشناسی و تکریم پیشینیان

شیخ شیراز سپس به این خوی انسانی اشاره می کند که نه تنها هیچ صاحب منصبی نباید زحمت و تلاش گذشتگانش را نادیده بگیرد؛ بلکه باید «آثار خیر پادشاهان قدیم را محو نگرداند تا آثار خیر او همچنان باقی ماند.» این قانون طبیعت است که از هر دست بدهی از همان دست خواهی گرفت؛ چنانکه امیر مومنان (ع) هم به مالک اشتر نوشت: «اى مالک، بدان که تو را به بلادى فرستاده‏ام که پیش از تو دولتها دیده، برخى دادگر و برخى ستمگر. و مردم در کارهاى تو به همان چشم مى‏نگرند که تو در کارهاى والیان پیش از خود مى‏نگرى و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها مى‏گویى و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته، توان شناخت»!

در همین راستا سعدی توصیه می کند که رسیدگی به معیشت و حرمت مسئولان قبلی که از پا افتاده اند، فراموش نگردد و «خدمتکار قدیم را که قوت خدمت نمانده است، اسباب مهیا دارد و خدمت در نخواهد،که دعای سحرگاه بِه که خدمت به درگاه».

3- مطالعه تاریخ و عبرت آموزی

پند رمزآلود دیگر آنکه حاکم باید «اخبار ملوک پیشین را بسیار مطالعه فرماید که از چند فایده خالی نباشد؛ یکی آنکه به سیرت خوب ایشان اقتدا کند. دوم آنکه در تقلب روزگار پیش از عهد ایشان تأمل کند تا به جاه و جمال و ملک و منصب فریفته و مغرور نشود».

سعدی هشدار می دهد که «تو بر جای آنانی که رفتند و کسانی که خواهند آمدن. پس وجودی میان دو عدم التفات را نشاید» و خلاصه آنکه هر زمامداری باید «در پادشاهی چنان کند که اگر وقتی پادشاه نباشد جفا و خجالت نبیند همچون زنبور که هر که مر او را ناتوان و افتاده بیند پای در سر مالد».

4-شایسته گزینی وشایسته گماری

شیخ شیرین سخن ایران، در بندهای متعددی از توصیه نامه خویش، اهمیت شایسته گزینی و شایسته گماری را مورد تاکید قرار داده است. او به عنوان یک قاعده کلی می گوید که «اعتماد کلی بر نو آمدگان مکنید»؛ و هشدار می دهد که «تفویض کارهای بزرگ به مردم ناآزموده نکند که پشیمانی آرد».

سعدی درباره مشاوران و معاشران ِزمامدار، معتقد است که «جلیس خدمت پادشاهان کسانی سزاوار باشند که عاقل، خوبروی، پاکدامن، بزرگ زاده، نیکنام، نیک سرانجام، جهاندیده، کارآزموده، تا هرچه از او در وجود آید پسندیده کند» و «وزارت پادشاهان را کسی شاید، که شفقت بر دین پادشاه از آن بیشتر دارد که بر مال او، و حیف سلطان بر رعیت روا ندارد».

او حاکمان را انذار می کند که «مردمِ متهمِ ناپرهیزکار، قرین و رفیق خود نگرداند. که طبیعت ایشان در او اثر کند و اگر نکند، از شنعت خالی نماند و تأدیب دیگران که همان فعل دارد، از وی درست نیاید».

اهمیت انتخاب کارگزاران در آن است که معمولاً نظارت کامل بر آنان ممکن نیست و «عامل مگر از خدای تعالی بترسد که امانت نگاه دارد و الا به وجهی خیانت کند که پادشاه نداند». دیگر آنکه عملکرد آنان تنها به حساب خود ایشان گذاشته نمی شود. پس بر زمامدار است که «عامل ِ مردم آزار را، عمل ندهد که دعایِ بد، بدو تنها نکنند و الباقی مفهوم»!!.

5- عزل خائنان و تنبیه خاطئان

سعدی شکستن حلقه ریاست های باندی و ایجاد فضای رقابتی را برای فساد زدایی از حکومت سودمند می داند و به حاکم پیشنهاد می کند که «دو کس را که با یکدیگر الفتی زیادت نداشته باشند در عمل انباز گرداند تا با خیانت یکدیگر نسازند».

او مشروعیت حکومت را در حمایت از حقوق مردم دانسته و تعلل در برکناری مسئولان ناصالح را با آن در تنافی می بیند. از این رو می نویسد: «کام و مراد پادشاهان، حلال آنگاه باشد که دفع ِ بَدان از رعیت بکنند چنان که شبان دفع گرگ از گوسفندان، اگر نتواند که بکند و نکند مزد شبانی حرام می ستاند، فَکَیفَ چون می تواند و نکند؟!

ذوالنّون مصری پادشاهی را گفت شنیده ام فلان عامل را که فرستاده ای به فلان ولایت بر رعیت دراز دستی می کند و ظلم روا می دارد. گفت روزی سزای وی بدهم. گفت بلی روزی سزای وی بدهی که مال از رعیت تمام شده باشد، پس به زجر و مصادره از وی بازستانی و در خزینه نهی، درویش و رعیت را چه سود دارد؟ پادشاه خجل گشت و دفع مضرّت عامل بفرمود در حال»!

شاعر شیرازی به توجیهات و اعتمادهای بیجا نیز توجه داشته و معتقد است که نباید تنها به نصیحت اکتفا کرد؛ زیرا «بدان را گوشمال دادن و گذاشتن همان مَثَل است که گرگ گرفتن و سوگند دادن».

6- نقدپذیری و اجتناب از غرور

تملق و مداحی آفت حکمرانی است عده ای وانمود می کنند که هر چه او بگوید و هر چه او کند، بهترین است. اما واقعیت آن است که «آنکه گویند کلامُ الملوک، ملوکُ الکلام ،اعتماد را نشاید. سخن اندیشیده گوی و معنی دار». زمامدار باید عادت کند که «هر چه در مصالح مملکت در خاطرش آید، به عمل در نیاورد. نخست اندیشه کند، پس مشورت». در چاره جویی هم بر خلاف اجرا، معمولاً پیشکسوتان مفیدترند، و به همین جهت باید «رأی و تدبیر از پیر جهاندیده توقع دارد و جنگ از جوان جاهل».

سعدی می گوید که زمامدار نباید از نقد خویش برنجد؛ چرا که «دوستدار حقیقی آن است که عیب تو را در روی تو بگوید تا دشوارت آید و از آن بگردی و از قفای تو بپوشد تا بدنام نگردی». او حتی توصیه می کند که «عیب خود از دوستان مپرس که بپوشانند، تفحص کن که دشمنان چه می گویند»!

خلاصه آنکه «دین را نگاه داشتن نتوان الا به علم و ملک را الا به حلم».