ضعف هاى فرهنگى کشور را کجا جستجو کنیم
302 بازدید
تاریخ ارائه : 11/29/2014 11:13:00 AM
موضوع: تبلیغ

ابوذر ابراهيمى تركمان
ضعف هاى فرهنگى كشور را كجا جستجو كنيم

امسال را رهبر معظم انقلاب سال، اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نام نهادند. با توجه به اینکه فرهنگ در مقوله نخستین تمامی ارگان‌ها قرار دارد اما همچنان دغدغه های فراوانی پیرامون موضوعات فرهنگی در کشور وجود دارد.

به گزارش «تابناک»؛ اگرچه دولت جدید سعی کرده است؛ بیشتر به مقولات فرهنگی در کشور بپردازد اما همچنان کم و کاستی های فراوانی در این حوزه قابل مشاهده است. در کشور ما نهادهای فراوانی مسئول رسیدگی به امر فرهنگ هستند. یکی از این نهادها سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است که از سازمان های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این سازمان در سال ۱۳۷۴ ایجاد شد و مسئولیت آن در زمینه فعالیت های فرهنگی خارج از کشور است. فکر تشکیل این سازمان با طرح ادغام بخش های فرهنگی و تبلیغی نهادها و موسسات دولتی و عمومی فعال در خارج از کشور ایجاد شد و پس از تصویب اساسنامه آن و سپس تصویب رهبر معظم انقلاب فعالیت خود را آغاز کرد.

این سازمان زیر نظر یک شورای عالی متشکل از شخصیت های مهم فرهنگی، چند تن از اعضای هیات وزیران مانند وزیر امر خارجه و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین رئیس سازمان صدا و سیما اداره می شود.

در همین راستا ابوذر ابراهیمی ترکمان رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در گفت و گوی مفصل با تابناک فعالیت های این سازمان را تشریح و به انتقادات پاسخ داده است.


 یکی از کارویژه های سازمان فرهنگ و ارتباطات اعزام سفیران فرهنگی است. به نظر شما در وهله نخست سفیران فرهنگی ما باید چه ویژگی هایی داشته باشند و از طرف دیگر چه ضعف هایی در اقدامات فرهنگی کشورمان در خارج وجود دارد که باید برطرف شود؟

پاسخ :

سفیران فرهنگی نظام مقدس ج.ا.ا دارای چند وظیفه مهم و محوری هستند :

اول : ترویج فرهنگ اسلام ناب و مبانی فکری و اعتقادی و فرهنگی آن

دوم : تبيين گفتمان انقلاب اسلامی در همه ابعاد آن و معرفی دیدگاه های نظری و اندیشه های فرهنگی امام خميني (ره) رهبري معظم انقلاب و اندیشمندان انقلاب و ایران

سوم : معرفی فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی و تحکیم و تثبیت جایگاه و نقش ایران در زمینه فرهنگ و تمدن بشری در عرصه بین الملل ونيز گسترش زبان فارسي به عنوان حامل فرهنگ غني كشورمان

چهارم : ایجاد روابط سالم و موثر و سازنده با سایر کشورها و ملتها و مخاطبین عام و خاص در حوزه فرهنگی ، اعتقادی و تمدنی

پنجم : برقراری سازوکار تعامل فرهنگی مثبت با تمامی کشورهای جهان که با ایران رابطه خصمانه ندارند

ششم : استفاده حداکثری از ظرفیتهای دیپلماسی عمومی و نیز دیپلماسی فرهنگی بطور خاص برای پیشبرد اهداف کلان نظام در عرصه بین الملل

هفتم : زمینه سازی موثر و گسترده برای تحقق و شکل گیری تمدن نوین اسلامی در عصر حاضر با بهره گیری از تمامی ظرفیتهای موجود در عرصه بین الملل و بویژه در جهان اسلام

یک رایزن فرهنگی اگر چه نتواند واجد تمامی ویژگیهای لازم برای ایفای چنین مسئولیتهائی باشد ولی لازم است دارای توانمندی و قابلیت کافی برای تحقق بخش عمده‌ای از این اهداف و ماموریتها باشد و قدرت برقراری ارتباط عمیق با لایه های مختلف اجتماعی جامعه هدف را داشته باشد . تسلط به یک زبان رایج و موثر در کشور محل ماموریت ، اعتقاد عميق به پيامي كه مي خواهد آن را به گوش ودل مخاطبين برساند ؛سطح دانش و تجربه کافی در حوزه فرهنگی و بویژه در عرصه بین الملل ، آشنائی لازم با فرهنگ ، آداب و ویژگیهای اجتماعی ، قومی ، زبانی و اعتقادی مردم کشور محل ماموریت و دارابودن برخی اطلاعات و مهارتهای لازم مثل فنون مذاکره و برقراری ارتباط ، مناسبات دیپلماتیک و آشنايي با کنوانسیونهای بین المللی مربوط ونيز توانايي درك ذائقه فرهنگي مخاطبين از جمله ویژگیهای مورد نیاز در یک رایزن فرهنگی است که سازمان تلاش می کند از میان واجدان چنین شرایطی بهترینها را گزینش و اعزام کند .

ضعفهای موجود در زمینه فعالیتهای سازمان و سفیران فرهنگی آن در خارج کشور در چند گروه قابل دسته بندی می باشد :

اول : ضعفهای ساختاری : تشکیلات سازمان اصولا ترکیبی از مجموعه های پراکنده و متفاوت فرهنگی فعال در عرصه بین الملل بوده است که در یک مقطع تاریخی تصمیم بر تجمیع آنها گرفته شده است . این ترکیب ، ترکیبی اتفاقی و از سر جبر بوده و اصولا بر اساس طراحی های اولیه و مبتنی بر نیازهای تعریف شده شکل نگرفته است . بنابراین بسیاری از چیزها سر جای خودشان نبوده اند . سازمان در طول حدود 20 سال فعالیت خود در قالب تشکیلات جدید به تدریج وضعیت خود را در مجموعه تشکیلات نظام جا انداخته و تثبیت نموده است . هم تشکیلات سازمانی و هم ترکیب فعلی نیروی انسانی سازمان متناسب با ماموریتهای محوله و مورد انتظار از سازمان نیست و باید مطالعه جدی در جهت اصلاح و بازسازی آن در حین فعالیت صورت گیرد و به مرحله اجرا درآید . كه البته اكنون بسياري از اين كاستي ها مرتفع شده است.

دوم : ضعفهای سخت افزاری و بودجه ای : مقایسه سازمان با تشکیلات مشابه آن در سایر کشورها و حتی در بسیاری از کشورهاي ضعیف و غیر متمکن به لحاظ اقتصادی ، میزان کاستیهای سخت افزاری و بودجه سازمان را آن هم در قیاس با ماموریتها و کارویژه هائی که برای آن تعریف شده است نمایان می سازد . به جرات می توان ادعا نمود آنچه که از امکانات و بودجه در حال حاضر به سازمان اختصاص می یابد کمتر از یک دهم آن چیزی است که سازمان باید و می تواند در عرصه کنونی بین الملل برای انجام ماموریتهای خود در اختیار داشته باشد . ابته تنگناهاي بودجه اي سبب شده است تا سازمان بسياري از فعاليت هاي فرهنگي خود را با مشاركت كشورهايي كه در آنجا نمايندگي فرهنگي داريم ؛ انجام دهد


به نظر می رسد اقدامات جمهوری اسلامی در تبلیغات فرهنگی در مقابل کشورهای دیگر از جمله ترکیه بسیار کم است؟ شما دلیل را چه می دانید؟

پاسخ :

مثال تركيه مثال خوبي است، شما ببيند تركيه با درك اهميت فعاليت‌هاي فرهنگي در كشورهايي كه گمان مي‌كند امكان بالايي از تأثير‌گذاري دارد، تجار خود را كه در آن كشورها به فعاليت‌ تجاري مي‌پردازند ملزم كرده است تا درصدي از سود خود را به فعاليت فرهنگي در آن كشور اختصاص دهند و در مقابل به ميزان بيشتري آنها را از ماليات معاف مي‌كند. ضمن آنكه اين اقدام را به عنوان امتيازي براي تاجران خود تلقي مي‌كند در چنين وضعيتي است كه شما مي‌بيند در آسياي مركزي كه هم نزديكي بيشتري به ما دارند و هم اشتراكات فرهنگي بيشتري داريم اما تاجران ايراني سهم چنداني در گسترش فرهنگ اسلامي ايراني در اين منطقه كه قدرت تأثير‌گذاري فراواني نيز داريم، ندارند. اين به نظر من بايد در تصميمات كلان دولتي مد نظر قرار گيرد.

اقليت هايي در دنيا هستند كه به دليل اقليت بودنشان به انسجام عميق فرهنگي دست يافته اند وسعي مي كنند از هر ابزاري براي انسجام بخشي بيشتري بهره بگيرند به عنوان مثال اكنون خوجه ها تا مادامي كه يك خوجه خريدار اجناسشان در هر كشوري يافت شود هرگز با يك غير خوجه معامله نمي كنند زيرا در كار تجاري نيز تلاش مي كنند با توانمند سازي يكديگر مسير ارتقاي سطح زندگي وارتقاي فرهنگي خويش را تسهيل كنند. اما تاجران ما در واردات برنج از هند يا پرتقال از لبنان آيا بر اينكه كالا را از يك شيعه خريداري كنند تا به توانمندي شيعيان در آن كشور كمك كنند اصرار دارند. هنديك ميليارد ودويست ميليون نفر جمعيت دارد كه حدود 14درصد يعني دويست ميليون نفر مسلمان هستند وتقريبا 25 درصد مسلمانان هند نيز شيعه هستند يعني حدوا پنجاه ميليون نفر شيعه هستند به عبارت ديگر يك بيست وچهارم كل جمعيت هند را شيعيان تشكيل مي دهند . روزگاري سهم شيعيان هند در اداره حوزه علميه نجف بسيار زياد بوده است اما اكنون متاسفانه شيعيان هند از نظر اقتصادي وفرهنگي در وضعيت پايين تري نسبت به گذشته هستند خوب در چنين شرايطي آيا ضروري نيست كه تاجر ايراني ومسئولين اقتصادي كشور در مراودات اقتصادي موضوع فرهنگ را نيز مد نظر قرار دهند.؟

هنوز تمرکز لازم در فعالیتهاي فرهنگي بين المللي و یا لااقل مدیریت و هدایت واحد در این زمینه صورت نگرفته و پراکندگی و موازی کاری و بعضا هم پوشانی و گاه خنثی سازی فعالیتهای یکدیگر در میان دستگاههای فرهنگی ما به چشم می خورد . خوشبختانه شوراي سياستگذاري بين الملل كه چند ماه پيش به طور رسمي اعلام موجوديت كرد اين مهم را بر عهده گرفته است وچشم انداز خوبي براي آينده روشن است ضمن آنکه ما هنوز از همه ظرفیتهای فرهنگی و بین المللی موجود در کشور و حتی قابل دسترس در نقاط دیگر جهان به شکل مطلوب بهره نمی گیریم و استفاده نمی کنیم . بخش عمده ای از این ظرفیتها و توانائیها در بخش خصوصی و در سطح جامعه و در میان مردم و موسسات و نهادهای غیر دولتی وجود دارد و بعضا پنهان شده است . هنوز ساختار دولتی ما موفق نشده است این ظرفیتهای پنهان را به شکل منطقی به رسمیت بشناسد و حد و مرز خود را با آن مشخص کند و این ظرفیت و توان عظیم را رها سازد تا در چارچوب یک مدیریت هدایت راهبردی و نه تصدی و ورود مستقیم در همه عرصه ها ، بخش عظیمی از ماموریتهای خود را برون سپاری کند . البته باید توجه داشت که هرچند حوزه فرهنگ و هنر و تبلیغ حوزه تحرک و پویائی و نشاط جامعه و مردم است و چندان در قالبهای تنگ و محدود دستورالعمل و بخشنامه و مقررات اداری نمی گنجد ولی در هر حال اعمال اصول کلی حاکم بر نظام از جمله بخش فرهنگی یک عمل حاکمیتی است که قابل واگذاری به بخش خصوصی نیز نیست . ولی این مقدار بخش بسیار کوچکی از مجموع ماموریتها و فعالیتها را شامل می شود و بخش گسترده تر و بزرگتر آن به واقع قابل برون سپاری و جلب مشارکت بخش خصوصی است .

داشته هاي فرهنگي ما در جهان بسيار خواهان دارد وهر چه در زمينه عرضه آنها بكوشيم بيشتر نتيجه خواهيم گرفت . هم افزايي فعاليت هاي فرهنگي بين المللي و انطباق عرضه با ذائقه مخاطب خارجي مي تواند راه هاي تاثير گذاري را تسهيل كند.

نكته مهم ديگر اينكه هيچ كشوري به اندازه ايران درخارج از مرزهاي خود طرفدار و علاقه‌مند ندارد. اين فرصت يك فرصت تاريخي است. به يقين عرض مي‌كنم در بسياري از كشورهاي دور و نزديك شمار زيادي از انسان‌هاي آزاده وجود دارند كه حاضرند اگر خداي نكرده تهديدي متوجه ايران شود جان خود را فدا كنند. اين فرصت فرصتي بي بديل است بايد اين فرصت هم‌اكنون درك شود و تأخير درك و برنامه‌ريزي براي چنين واقعيت ارزشمندي ممكن است به سادگي قابل جبران نباشد.

مثلا در ترکیه بنیادهای خصوصی مانند «گولن» اقدامات فرهنگی بسیاری را در خارج از ترکیه در جهت منافع ترکیه انجام می دهند. آیا ایران نمی خواهد از چنین ظرفیت هایی در دیپلماسی فرهنگی بهره ببرد؟

پاسخ :

مقایسه بنیادهایی مثل گولن در ترکیه با سازمان شاید مقایسه چندان درستی نباشد . فعالیتی که این بنیاد در مراکز و مدارس وابسته به خود در سراسر دنیا انجام می دهد عمدتا در حوزه آموزش و اداره مدارس متمرکز است و اگر چه به لحاظ گستردگی و وسعت و تعداد مدارس ، بسیار گسترده است ولی از حیث تنوع فعالیتها ی فرهنگی تنها به بخشی از صدها فعالیت متنوعی که سازمان برعهده دارد ، می پردازد . بعلاوه این موسسه بعنوان یک موسسه خصوصی و با جلب مشارکتهای مردمی و خیرین با حدود 40 سال سابقه فعالیت (از دهه 1970) ، اداره می شود .سازمان فرهنگ و ارتباطات یک نهاد حاکمیتی است که تنها 20 سال از تشکیل آن مي‌گذرد وظیفه نخست آن در وهله نخست معرفی و تبیین و تبلیغ مبانی فرهنگی و اعتقادی نظام ج. ا.ا است و همین موضوع بسیاری از ملاحظات و شرایط و چارچوبها را بر کیفیت و نوع و شیوه فعالیتها حاکم می سازد که حتی با پیشبرد روند برون سپاری و واگذاری تصدی فعالیتها به بخش خصوصی نیز این ملاحظات و شرایط بر فعالیتها حاکم خواهند بود که قطعا در مورد بنیادهائی مانند بنياد گولن صادق نیست .

خود شما در سئوالتان اشاره كرديد كه بنياد‌ آقاي فتح‌الله گولن يك بنياد خصوصي است. اتفاقاً اشاره درستي هم است. در بسياري از كشورها افرادي هستند كه با درك اينكه بايد در يك فعاليت فرهنگي تأثير‌گذار سهيم باشند، اقدام به تأسيس نهادهايي مي‌كنند كه دولت‌ها نيز آن‌ها را مورد حمايت قرار مي‌دهند و آن افراد خير نيز زمينه‌هاي بروز فعاليت خود را گسترش مي‌دهند. اساساً نهاد وقف كه در فقه اسلامي بسيار مورد توجه است تعريفي دارد كه به عربي گفته مي‌شود"تحبيس‌العين و اطلاق المنفعه "يعني عين مال حبس مي‌شود اما منفعت آن براي امرمورد نظر واقف آزاد است. استفاده از اين نهاد در فعاليت‌هاي فرهنگي بين‌المللي تأثير‌گذار هنوز نتوانسته از تحليل‌هاي خوبي برخوردار باشد تا جلب نظر كند. آقاي فتح‌ا.. گولن در دهه هفتاد ميلادي با تمكن مالي شخصي اقدام به تأسيس بنياد گولن كرده است و اكنون بيش از چند صد هزار نفر در اين بنياد مشغول فعاليت آموزشي بين‌المللي هستند. نكته ديگر كه متأسفانه غفلت مي‌شود اين است كه در دهه هفتاد ميلادي اسلام‌خواهان تركيه حتي نمي‌توانستند در تركيه ايفاي نقش كنند و از آن زمان تاكنون نيز اين فضا مرتب در حال تغيير و فراز و فرود بوده است. از همين رو متدينين ترك در بيست سال گذشته كه موضوع عدم امكان محجبه بودن دانش‌آموزان و دانشجويان مطرح شد ترجيح دادند كه فرزندانشان در خارج از تركيه به تحصيل ادامه دهند. و اغلب فعاليت‌هاي بنياد گولن در خارج از تركيه بر دوش همين افراد استوار است. شما قوانين مصوب مجلس تركيه را در ادوار مختلف ملاحظه كنيد به صورت مستمر در قوانين مصوب نگاه تاثير گذاري فرهنگي بين المللي را مد نظر دارند. همه مسئولين كشور ما در اين نقطه كه ما داشته هاي فرهنگي قابل قبولي براي دنيا داريم اتفاق نظر دارند اما در تصميم گيري هاي كلان كه محل انعقاد تصميمات اجرايي است مانند قوانين مجلس اين نگاه به يكباره مغفول واقع مي شود. آيا نمي توان در برابر سيل عظيم ترجمه كتاب از زبان هاي ديگر به زبان فارسي قوانيني وضع شود تا از محل ماليات اين كتاب ها ترجمه كتاب از زبان فارسي به ساير زبان ها انجام پذيرد؟

بنا بر اين معتقدم توان فرهنگ ايراني وپيام گفتمان انقلاب اسلامي بسيار غني است اگر بتوان ساز وكارهاي خوبي را تعريف كرد امكان برجسته كردن فعاليت هاي فرهنگي وگسترده كردن دايره شمول فعاليت ها وجود دارد.


دولت جدید با دو شعار فرهنگی، تعامل سازنده و احیای اخلاق پا به عرصه قدرت گذاشت، سازمان متبوع شما چه اقداماتی در راستای تعامل سازنده با سایر کشورها انجام داده است؟

پاسخ :

تعامل سازنده و اخلاق مداری در عرصه روابط فرهنگی از الزاماتی است که بدون آنها اساسا رابطه سالم فرهنگی شکل نمی گیرد و تعامل امکان پذیر نخواهد بود . بنا بر این فعالیتهای سازمان بطور طبیعی و در طول دوره فعالیت نیز نوعا معطوف به این دو رویکرد بوده است . با اینحال طرح رویکردهای مزبور توسط رئیس جمهور محترم باعث گردیده تاکید و وسواس بیشتری برای ملاحظه اخلاق مداری و تعامل سازنده با مخاطبین خاص و عام در سیاستگذاری و برنامه ریزی و اجرای فعالیتهای فرهنگی سازمان در عرصه بین الملل صورت گیرد و دقت بيشتري در نظارت و کنترل رفتارهای سازمان در اجرای ماموریتهای محوله با عنایت به رویکردهای مزبور اعمال شود . تعداد بسیار زیاد موافقتنامه ها و تفاهمنامه ها و قراردادهای فرهنگی رسمی و غیر رسمی سازمان و رایزنیهای فرهنگی در سراسر جهان با نهادهای فرهنگی رسمی و یا غیر رسمی فعال در کشورهای مختلف گویای دیرپائی این رویکرد سازنده در سازمان است .

بسيار روشن است كه امروزه در جهان يك نوع خستگي از خشونت و جنگ خودنمايي مي‌كند فاصله‌اي كه در دهه‌هاي اخير خشونت و افراطي‌گرايي بين انسان‌ها ايجاد كرده، ضرورت همگرايي بين‌المللي را پيش از پيش افزايش داده است. به يقين همگرايي و تعامل سازنده زماني مي‌تواند شكل بگيرد كه يكديگر فهمي به وجود آيد. اكنون گفتمان انقلاب اسلامي پايه‌هاي خوبي را در دنيا استوار كرده است. دولت جديد نيز بسيار هوشمندانه بر روي محور تعامل سازنده و احياي اخلاق در نظام بين‌الملل تأكيد كرده است. فرهنگ ايراني  اسلامي ما بيشترين زمينه تأمين لوازم و اقتضائات اين تعامل را در خود دارد. از همين رو گسترش فرهنگ ايراني  اسلامي ضرورتي است كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي هم در رويكرد جديد خود به اين موضوع توجه ويژه‌اي داشته است. در اين دوره تلاش شده تا تمركز اصلي بر روي فعاليت‌هاي خارج از كشور باشد و هر كاري كه در داخل ما را از اين وظيفه مهم باز مي‌دارد از مجموعه اشتغالات سازماني خارج شود.

زير ساخت‌هاي اين مهم در شرايط تحريم بسيار خوب مهيا شده است. در دولت جديد چندين موافقتنامه، برنامه مبادلات و تفاهمنامه فرهنگي با كشورها امضاء شده است كه ارادة جدي دولت را در پايبندي به باور تعامل سازنده و احياي اخلاق متبلور مي‌كند.

گفتگوهاي اديان كه به صورت مرتب در جريان است نماد ديگري از اين رويكرد است. در اغلب گفتگوها به موضوع اخلاق ديني پرداخته شده است و نيز راههاي جلوگيري از افراطي‌گرايي بررسي شده‌اند.

آیا قرار نیست نهضت ترجمه برای انتقال مفاهیم فرهنگی ایران برای استفاده سایر کشور ها وملل از فرهنگ ایرانی شکل بگیرد؟

پاسخ :

تأثير گذاري و انتقال فرهنگ و انديشه به ديگر ملل دنيا، جرياني است كه با وجود گسترش ارتباطات بشري، هر روز بر ضرورت آن افزوده مي شود و به ويژه ذخاير معارف اسلامي و علوم انساني كه به زبان هاي فارسي و عربي نگاشته شده و دستيابي ديگر ملل و انديشمندان جهان به اين گنجينه حيات بخش الهي مي تواند بسيار مؤثر باشد.

علاوه بر اين با مرور پشتوانه هاي عظيم كتب و منابع علمي در زمينه معارف اسلامي و علوم انساني به زبانهاي فارسي و عربي مي توان چنين استنباط كرد كه عليرغم عظمت اين ذخاير غني و كم نظير سهم و نسبت حضور اين كتب و دانش و انديشه مضبوط در آن و آراء و انديشه هاي دانشمندان اسلامي- ايراني در جريان هاي علمي جهان امروز زيادنيست. اميد است با حركت و نهضت ترجمه اي كه اخير‌ا شكل گرفته و دستگاه ها و مراكز مختلفي كه در امر ترجمه معكوس ورود پيدا كرده اند، در آينده اي نزديك شاهد انتقال موثر آرا و انديشه هاي ايراني- اسلامي به جهان باشيم و متون ژرف معارف اسلامي و علوم انساني توليد شده در كشورمان را به صورت گسترده تري از زبان فارسي به ساير زبان هاي دنيا ترجمه و عرضه نماييم.

اساساً مركز ساماندهي ترجمه و نشر معارف اسلامي و علوم انساني با مأموريت سياستگذاري، برنامه ريزي و ساماندهي و گسترش ترجمه در خارج از كشور است. در جلسه 608 مرخه 19 تير 1386 شوراي عالي انقلاب فرهنگي در قالب ماده واحده اي تشكيل مركز ساماندهي وترجمه ونشر معارف اسلامي وعلوم انساني در خارج از كشور را تصويب كرد كه مبناي قانوني مناسباتي را براي آغاز حركت و نهضتي نوين در ترجمه ي گنجينه هاي معارف اسلامي و علوم انساني فراهم نمود و بايد گفت نهضت ترجمه از اهداف اصلي و بنيادين اين مركز تابعه سازمان مي باشد.

اين مركز گسترش، ساماندهي و انسجام را در عرصه ترجمه دنبال مي كند و همچنين از ناهماهنگي و موازي كاري در امر ترجمه نيز جلوگيري مي نمايد. اصولاً ماندگاري، تأثير گذاري و انتقال فرهنگ و انديشه به ديگر ملل دنيا از طريق حركتي جهادي در حوزه فرهنگ بين الملل ميسر است و بايد اذعان نمود كه يكي از وظايف ذاتي مركز ساماندهي ترجمه و نشر معارف اسلامي و علوم انساني سازمان متبوع، يافتن راه هايي جهت توسعه و بهبود ترجمه و نشر آثار ايراني به زبان هاي مختلف دنيا و توزيع آنها در سراسر جهان است. اين مركز براي تحقق اهداف مذكور در محيط بين المللي و ساماندهي ترجمه آثار انديشمندان ايراني به زبان هاي ديگر تلاش هايي را به انجام رسانده و در عين حال در زمينه توزيع مناسب آثار ترجمه شده نيز انديشيده است.

براي آگاهي سياستگذاران، مترجمان و ناشران حوزه بين الملل، اين مركز اخبار پيرامون ترجمه و نشر و توزيع آثار مكتوب در زمينه علوم انساني و معارف اسلامي را به همراه تحولات و پيشرفت هاي اين حوزه، از طريق خبرنامه اي با عنوان " پيك ترجمه " اين مهم را اطلاع رساني مي نمايد.

اين مركز در خصوص زمينه سازي انتقال انديشه هاي اسلامي- ايراني به دنيا بيش از 3000 عنوان كتاب را از طريق حمايت از نمايندگي هاي فرهنگي سازمان از زبان فارسي به زبان هاي مختلف ترجمه و نشر كرده است، از جمله ؛ زبان روسي، انگليسي، فرانسه، اردو، اسپانياني، آلماني، عربي، چيني، كره اي، ژاپني، سواحيلي و غيره.

اين مركز تاكنون بيش از 50 اثر ماندگار در داخل كشور و يا با مشاركت نمايندگي هاي فرهنگي در خارج از كشور ترجمه و به زيور طبع آراسته نموده است.

مركز با هدف اينجاد شناخت، علاقه و باور نسبت به اسلام ناب محمدي ( ص)، قرآن و فرهنگ قرآني، اهل البيت(ع)، عقايد تشيع، بيداري اسلامي، معرفي شخصيت حضرت امام ( ره) مقام معظم رهبري، ارزش هاي انقلاب اسلامي، فرهنگ و هنر و تاريخ تمدن اسلامي- ايراني و ديگر دستاوردهاي ايران اسلامي و ديگر فعاليت هاي خود را دنبال مي كند.

هرچند ترجمه آثار فرهنگی و معارف دینی و ملی چه از زبانهای دیگر به زبان فارسی و چه از زبان فارسی به سایر زبانها از سالها قبل توسط سازمان و رایزنیهای فرهنگی بطور مستمر جریان داشت و در طول تاریخ فعالیت سازمان صدها جلد کتاب و نشریه و مقاله به زبانهای زنده و پر مخاطب دنیا ترجمه شده است ولی از سال 1389 به بعد مرکز مزبور بطور متمرکز و سامان یافته و صرفا به منظور ترجمه آثار مکتوب فارسی و عربی فاخر فرهنگی دینی و ملی را که حاوی اطلاعات و معرف ارزشمندی در این زمینه ها بوده است در یک چارچوب منظم و در قالب برنامه های اولویت بندی شده ، این آثار را ترجمه و منتشر نموده است و اکنون نیز در همین راستا فعالیت می نماید . برخي از كتب ترجمه شده زيرنظر اين مركز به عنوان كتاب سال شناخته شده است.


یکی از انتقاداتی که همیشه به سازمان فرهنگ و ارتباطات می شده است این است که بعضی از وظایف این سازمان با سایر سازمان ها همپوشانی دارد. در واقع به نوعی موازی کاری در اقدامات این سازمان وجود دارد. آیا شما این انتقاد را قبول دارید؟

پاسخ :

خوشبختانه امروزه دیگر نقش سازمان به عنوان تنها نهاد حاکمیتی که وظیفه تنظیم و اجرای هماهنگ سیاستها و برنامه های فرهنگی بین المللی نظام ج.ا.ا در جهان را بر عهده دارد در سطح کشور شناخته شده و رسمیت یافته است . تصریح چند باره مقام معظم رهبری در مورد اینکه سازمان نقش قرارگاه مشترک فرماندهی عملیات حوزه روابط فرهنگی بین الملل را بر عهده دارد و نیز تصریح به نام سازمان در متن دو برنامه 5 ساله چهارم و پنجم و نیز انجام مراحل نهائی تصویب و ابلاغ سند توسعه روابط فرهنگی بین المللی ج.ا.ا که محوریت سازمان در این حوزه ، در آن مورد تصریح قرار گرفته است ، همگی حاکی از آنست که سازمان در نظام اجرائی و ساختار تشکیلاتی و اداری کشور جایگاه قانونی و حقوقی خود را یافته است . البته با توجه به نوخاسته بودن سازمان در قیاس با سایر دستگاهها و نهادها موجب شده است در عمل مشکلات بسیاری بر سر راه فعالیت سازمان و ایفای وظایف و مسئولیتها پدیدار شود که نیاز به تلاش مضاعف برای برطرف کردن آنها به وجود می آید که البته در ابتدای کار چندان غیر عادی و غیر طبیعی نیست و امید می رود به مرور زمان از حجم این مشکلات و تداخلهای کاری کاسته شود . اما هم پوشانی با سایر دستگاهها بطور ساختاری و تشکیلاتی بصورت گسترده و به تعداد زیاد در حال حاضر وجود ندارد.

در حوزه فرهنگي چنين نيست كه هميشه هم‌پوشاني به عنوان آسيب تلقي شود. شما ببينيد در موضوع ترجمه گاه از يك كتاب ده ترجمه وجود دارد. تعداد ترجمه‌هاي فارسي قرآن را ملاحظه كنيد، خواهيد ديد كه هر ترجمه داراي لفظي است كه مي‌توان آن را در ترجمه ديگر يافت و مي‌تواند ذائقه‌هاي مختلف را نيز ارضا كند. مهم اين است كه در موضوع روابط فرهنگي‌_بين‌المللي دستگاه متولي اصلي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي است و از همين رو سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در رويكرد جديد كه شيوه ما است تا از توان ملي براي عرضه فرهنگ و هنر ايراني اسلامي در خارج از كشور بهره بگيرد و هم‌افزايي واقعي ايجاد كند.


چرا با اینکه جمهوری اسلامی بیش از 30سال است که در خارج از کشور تبلیغ می کند؛ اما به نظر می رسد در جذب موفق نبوده است. اما گروه تروریستی داعش در ظرف مدت کوتاهی توانسته است، تعداد افراد زیادی را به خود جذب کند. به نظر شما دلیل چیست؟

پاسخ :

این سوال از 2 پیش فرض تشکیل شده است که به هیچیک از آنها اعتقاد ندارم. نخست اینکه این پیش داوری که ج.ا.ا در جذب مخاطبین موفق نبوده است ، مقرون به صحت نیست . جذابیت انقلاب اسلامی و آرمانها و شعارهای آن در سطح جهان به ویژه در میان توده های میلیونی جهان اسلام و جهان سوم از آسیا گرفته تا افریقا و امریکای لاتین ، موضوعی نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت . درست است که نظام ج. ا. ا و تشکیلات اجرائی و تبلیغی و فرهنگی آن نتوانسته اند متناسب با ظرفیتهای عظیمی که این انقلاب در سطح جهان به وجود آورد حرکت کنند و دامنه رشد و توسعه و جذابیت آنرا چنانکه باید و شاید گسترش دهند ولی این به معنای آن نیست که انقلاب اسلامی و نظام ج.ا.ا در جذب مخاطبین و علاقمندان در جهان ناموفق بوده است. آنقدر ابراز نیاز و علاقه و تمایل به ارتباط و تعامل فرهنگی در سراسر جهان به کارگزاران فرهنگی ایران ارائه می گردد که تنها توان پاسخگوئی و اجابت به بخش کوچکی از آن وجود دارد و ظرفیتهای بسیار که بضاعت ما امکان بهره برداری موثر از همه آنها را نمی دهد حتی پس از گذشت حدود 36 سال از انقلاب به وفور در سراسر جهان مشاهده می شود. قبلاً نيز عرض كردم كه امروزه هيچ كشوري در دنيا به اندازه ايران طرفدار و علاقه‌مند بيرون از مرزهاي خود ندارد. بنابراين اين پيش فرض كمي عجولانه و غير واقعي است.

اما پیش فرض دوم که توانائی جذب نیرو و هوادار توسط داعش است نیز ادعای نادرستی است. آنچه که دیده می‌شود محصول تبلیغات گسترده رسانه ای و خدماتی است که رسانه های بین المللی به رایگان در اختیار این گروه قرار می دهند . توجه و دقت در آمار نیروهائی که داعش در طول مدت فعالیت خود از سراسر جهان توانسته است جذب نماید گویای این واقعیت است که حتی در عراق و سوریه نیز اکثریت جمعیت اهل سنت به این گروه اقبالی نشان نداده اند . انجام رفتارهای بسیار خشن و حیوانی و نامتعارف در دنیای کنونی و پوشش رسانه ای گسترده این رفتارها بیشتر از آنکه جذاب و کاریزماتیک باشند ، رعب آورند و این وضعیت دیری نخواهد پائید و به ایجاد یک اتحاد بین المللی و سراسری بر علیه آن تبدیل خواهد شد و آنچه که نقطه قوت داعش تلقی می گردد سرانجام عامل نابودی و شکست آن خواهد گردید.

در همین شرایط کنونی که گروه به اصطلاح داعش با سرو صدای کر کننده تبلیغاتی و با انجام مجموعه ای از اقدامات افراط گرایانه و خشن توانسته است بر صدر عناوین خبری رسانه ها جای گیرد هنوز به هیچ وجه ظرفیت مقایسه با قدرت جذب و کاریزمای انقلاب اسلامی ایران و اهداف و آرمانهای آن را ندارد . انقلاب اسلامی بر خلاف داعش که بر اساس معرفی چهره خشن و مبتنی بر شمشیر از اسلام شکل گرفته است اگر چه ممکن است در کوتاه مدت موجی از هواداری و حمایت اقلیتی از نیروهای افراطی و تند رو اهل سنت که در سالهای اخیر سرخورده شده و با سرکوب جریان تندرو القاعده و مرگ بن لادن به انزوا رفته بودند را ایجاد نماید و با تکیه بر سرمایه اولیه کشورهای حامی ایدئولوژیک آن و سازماندهی دستگاههای اطلاعاتی این کشورها و با کمک کشورهای غربی رشد نماید و در سطح منطقه گسترش یابد ولی اساسا با انقلاب اسلامی که یک خیزش دینی و ملی میلیونی مبتنی بر فرهنگ و تمدن و اندیشه بارور و پویا و جذاب اسلامی و متناسب با نیازهای معنوی و اعتقادی و اجتماعی روز شکل گرفت قابل مقایسه نیست. داعش یک جنبش ساختگی و محصول اتاقهای فکر کشورهای مرتجع عربی و سازمانهای اطلاعاتی غربی است این گروه شبه نظامی و یا تروریستی که برآمده از بقایای القاعده عراق است در خوشبینانه ترین برآوردها توانسته است پس از 10 سال فعالیت تحت عناوین "دولت اسلامی عراق" و سپس"دولت اسلامی عراق و شامبین 30 تا 50 هزار نفر از نیروهای افراطی و تندرو و اخیرا تعداد زیادی از زندانیان فراری و یا عناصر مشکوک و دارای سوابق سوء و ناسالم را از سراسر جهان و با کمک مالی و اطلاعاتی برخی کشورهای مرتجع منطقه و تعدادی از کشورهای غربی در منطقه عراق و سوریه گرد هم آورد. آنچه که داعش را به تیتر اول اخبار و رسانه ها تبدیل نمود پوشش گسترده رسانه ها از اقدامات خشن و غیر انسانی و نیز بهره گیری گسترده از امکانات اینترنتی و شبکه های اجتماعی بوده است .

اما اینکه انقلاب اسلامی در طول 36 سال گذشته تا چه اندازه توانسته است متناسب با انرژی و فضای مثبت و فرصتهای طلائی پیش آمده در ابتدای انقلاب و با همان شتاب و شیب اولیه به جذب مخاطبین خود ادامه دهد موضوعی است که باید مورد بررسی قرار گیرد و آسیب شناسی شود. در این نکته تردید نباید کرد که انقلاب اسلامی نقطه عطف و آغاز تغییرات گسترده در نقشه ژئوپلیتیک جهان و شکل گیری نظام نوین بین الملل گردید و تقریبا تمامی اتفاقات مهم رخ داده در سه دهه اخیر تحت تاثیر این انقلاب و نظام سیاسی برآمده از آن قرارداشته است .

سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي تا چه حد توانسته بسترهاي فعاليت هاي بين المللي فرهنگي را از طريق انعقاد موافقت نامه هاي فرهنگي يا برنامه مبادلات ها فراهم كند؟ 

پاسخ:

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پیرو مصوبه هاي شمارة 44048/ت322 مورخ 13/4/1368 و 51466/ت36747هـ مورخ 6/4/86 دولت جمهوری اسلامی ایران مسؤوليت هماهنگي تنظيم تفاهم نامه ها ، موافقت نامه های فرهنگی و برنامه مبادلات فرهنگي ( اسناد فرهنگی بین المللی بالا دستی ) ميان ايران با ساير كشورهای جهان را با کسب نظرات دستگاههای ذی ربط مملکتی عهده دار می باشد و این اسناد فرهنگی ابزار کارآمد حقوقی و قانونی برای توسعه مناسبات فرهنگی بین المللی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای خارجی می باشند.

در این سازمان اداره موافقت نامه های فرهنگی مستقر در اداره کل سازمان های بین المللی و موافقت نامه های فرهنگی مسئولیت اجرایی این بخش را به عهده دارد.تا زمان حاضر بین ایران و78 كشور جهان موافقت نامه فرهنگی از سنوات گذشته تاکنون به امضا رسیده است .بر همین اساس و متعاقبت آن تاکنون نزدیک به 13 برنامه مبادلات فرهنگی ، علمی و آموزشی ( بنا به شرایط و درخواست طرف خارجی بعضا برنامه مبادلات به صرفا فرهنگی محدود گشته ) بین دولت های ایران و طرفهای خارجی معتبر بوده و در حال اجرا است .

همچنین در دوران جدید تغییر و تحولات سازمان 5 سند فرهنگی مجددا تنظیم و با حضور ریاست محترم جمهوری ، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز رييس سازمان به امضاء طرفین رسیده است از جمله :

رومانی ( برنامه مبادلات )  پاکستان ( برنامه مبادلات )  ترکیه ( 2 عنوان  برنامه مبادلات بعلاوه توافقتنامه سینمایی) پرتغال ( یادداشت تفاهم )

- با توجه به چشم انداز رو به توسعه و بهبود روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران متعاقبا در حوزه فرهنگی و بخش مربوط به انعقاد اسناد فرهنگی نیز افق های جدیدی باز گردیده و بدنبال آن در حال حاضر تعداد 25 برنامه مبادله ای فرهنگی میان ایران و دولتهای خارجی در دست تنظیم و اقدام از سوی این سازمان می باشد .

- همچنین 9 برنامه مبادلات آماده امضا موجود است که زمینه امضای آن از سوی یکی از طرفین درحال پیگیری است شامل : آفریقای جنوبی  اوکراین  ترکمنستان  سریلانکا  سیرالئون- تاجیکستان  قطر  هند  یونان

- در سفیر آتی وزیر محترم فرهنگ به تونس در اواخر مهرماه سالجاری نیز 2 یادداشت تفاهم ( در زمینه موسیقی و چاپ و نشر ) آماده امضاء و برای طرفین ذی نفع از سوی این سازمان تنظیم و ارسال شده است .لازم به ذکر است اداره موافقت نامه های فرهنگی در خصوص حضور در اجلاس های مشترک اقتصادی میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای خارجی نیز در حوزه مربوط به طرح مسائل فرهنگی و پی گیری تمدید و یا امضای اسناد فرهنگی نقش و حضور فعال را دارد .


 آيا سازمان فرهنگ و ارتبلاطات اسلامي با سازمان هاي بين المللي نيز همكاريهاي فرهنگي دارد ؟

پاسخ:

بله اتفاقا همکاری با سازمان های بین المللی و بهره مندی از فرصتهای همکاری مشترک میان طرفین در مسیر تقویت و توسعه دیپلماسی عمومی ج.ا.ایران از دیگر دغدغه های این سازمان است که پی گیری و انجام آن از طریق اداره سازمان های بین المللی از زیرمجموعه های اداره کل سازمان های بین المللی و موافقت نامه های فرهنگی این سازمان انجام می گردد.

همکاری با زیر مجموعه های سازمان ملل خصوصا یونسکو و یونیسف و نیز زیر مجموعه های سازمان همکاری اسلامی خصوصا ارسیکا ، مجمع فقه اسلامی و آیسسکو از مهمترین اهداف اداره مذکور در این سازمان می باشد . همچنین توجه به فرصتهای همکاری فرهنگی با سازمان های منطقه ای نیز در دستور کار این اداره است از جمله سازمان ACD که به شکل خاص از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ذیل سازمان فرهنگ تعریف گردیده است و حتی فرصتهایی که در اجلاس شانگهای و نظایر آن قابل حصول است مورد توجه می باشند.

متولیان این بخش سازمان در ماههای اخیر در حال رایزنی های جدی در خصوص همکاری های مشترک داخل و خارج از ایران ( از طریق رایزنی های فرهنگی کشورمان ) در انجام اجرای برنامه های مشترک فرهنگی مورد علاقه طرفین می باشند و گامهای روبه جلو و باثباتی در حال برداشته شدن است .

امور مربوط به تنظیم حق عضویت و گزارش کلی سه سازمان ارسیکا ، مجمع فقه اسلامی و موسسه فرهنگی اکو در تقسیم کلان کشوری بر عهده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نهاده شده و سازمان فرهنگ در رابطه با این سه دستگاه ارتباط مستقیم کاری را دارد.

تا آنجا كه بنده شنيده ام مركز گفتگوي اديان هم زير مجموعه سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي است آيا ممكن است در باره فعاليت هاي اين مركز هم توضييحي بدهيد؟

پاسخ:

اين مركز ابتدا در سال 1369 در معاونت بين‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تأسيس و پس از تشكيل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در سال 1374، در معاونت پژوهشي و آموزشي اين سازمان كار خود را دنبال كرد. شروع گفتگوهاي ديني مركز به صورت نشست‌هاي دوجانبه با مسيحيت ارتدوكس در يونان و روسيه آغاز و به دنبال آن با مسيحيت كاتوليك در واتيكان و اتريش ادامه يافت. همچنين گفتگو با آئين‌هاي شرقي از جمله بوديسم و تائوئيسم از ديگر فعاليت‌هاي اين مركز مي‌باشد. اكنون پس از گذشت قريب به دو دهه از فعاليت‌ها، اين مركز علاوه بر برگزاري گفتگوهاي دوجانبه و چندجانبه، در كنفرانس‌ها و اجلاس‌هاي بين‌المللي اديان در جهان نيز حضوري فعال و در حال حاضر مركز گفتگوي اديان و تمدنهاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به عنوان تنها نهاد رسمي در جمهوري اسلامي ايران در عرصه گفتگوي بيناديني فعاليت دارد.

از جمله وظايف اين مركز انجام مطالعات و پژوهش در زمينه جريان‌هاي ديني و تمدني فعال در امر گفتگوي اديان و روش‌هاي مواجهه و تعامل با آنها، مطالعه در زمينة شناخت زمينه‌هاي مشترك همكاري با پيروان و رهبران و نهادهاي ديني و تمدني مختلف، برقراري ارتباط و همكاري با رهبران و نهادهاي ديني مختلف به منظور معرفي اسلام ناب و معارف ارزشمند قرآن كريم و مقابله با چالش‌هاي مشترك روياروي پيروان اديان و تمدنها، تأليف و ترجمه و انتشار در زمينة معرفي اسلام ناب و معارف ارزشمند اديان الهي و رفع برداشت‌هاي نادرست و كليشه‌اي از اسلام و مسلمانان، تهيه و تدوين گزارش‌هاي دوره‌اي و تحليل‌هاي لازم در خصوص سياستگذاري و برنامه‌ريزي در باب گفتگوي اديان، برگزاري اجلاس‌ها و نشست‌هاي علمي و ديني به منظور مقابله با تهديدهاي مشترك، ايجاد جبهة مشترك ديني در اين خصوص در سطح منطقه‌اي و جهاني، برگزاري همايش‌هاي ديني و علمي به منظور ايجاد جبهة مشترك ديني عليه صهيونيسم و مادي‌گرايي، سياستگذاري، برنامه‌‌ريزي، هدايت و نظارت بر فعاليت‌هاي گفتگوي ديني جمهوري اسلامي ايران و ايجاد انسجام در فعاليت‌هاي مراكز مختلف فعال در امر گفتگوي ديني،همكاري با مراكز مختلف علمي و ديني كشور به منظور تعليم و تربيت كادر ورزيده و مجرب در امر گفتگوي ديني، رصد و پايش و اطلاع‌‌رساني در زمينه كنفرانس‌ها و كنگره‌هاي بين‌المللي مربوط به گفتگوي اديان و سياستگذاري و تسهيل مشاركت در آنها، مشاركت با مراكز علمي و فرهنگي و اجرايي كشور در زمينه برگزاري همايش‌ها و اجلاس‌هاي بيناديني، مبادله‌ي هيأت‌هاي علمي و ديني با كشورهاي مختلف، تهيه و تدوين و انتشار دستاوردهاي مركز در باب گفتگوي اديان مي‌باشد.

تا كنون هشت دور با شوراي پاپي گفتگوي اديان واتيكان پنج دور با موسسه سنت گابريل اتريش وسه دور با شوراي كنفرانس اسقف هاي سوييس وپنج دور نيز با كليساي كاتوليك فيليپين گفتگو انجام شده است

همچنين با شوراي جهاني كليساها كه شوراي معتبري است هشت دور گفتگو انجام شده است ونهمين دور گفتگوها با كليسا ارتدوكس روسيه مرداد ماه سالجاري انجام شد وپنج دور گفتگو با كليساي ارتدوكس يونان نيز انجام شده است.

با كليساي پروتستان انگليكن وكليساي پروتستان انجيلي وحتي جامعه يهوديان آمريكا ونيز بو ديزم و شينتوئيزم نيز گفتگوهاي مختلفي انجام شده است

در كنار اين گفتگوها ؛گفتگو با اقليت‌هاي ديني ارامنه وزرتشتيان وآشوريان نيز انجام شده است.

در خصوص واقعه تأسف بار قرآن سوزي و اهانت به پيامبر اكرم(ص)، واقعه تخريب مسجد و كليسا، وقايع اسفناك ميانمار، واقعه بوكوحرام، استفاده از ظرفيت‌هاي رهبران ديني و فعالين در عرصه گفتگوي ديني از جمله شخصيت هاي برجسته كاتوليك، شوراي جهاني كليساها، كنفرانس اديان براي صلح، رهبر آشوريان، خليفه ارامنه، خاخام يهوديان، رهبر كليساي ارتدوكس روسيه، رهبر كليساي ارمني حوزه انطلياس، شخصيت‌هاي طراز اول بودايي تايلند و سري لانكا براي محكوميت وقايع فوق الذكر انجام پذيرفت. از جمله اين اقدامات تنظيم بيانيه مشترك در دفاع از مظلوم و احترام به مقدسات بود.

اين گفتگوها همواره سبب گرديده تا نگاه رهبران ساير اديان به اسلام وتشيع نگاهي توام با احترام وشناخت باشد وجالب است اشاره شود كه در كشورهايي كه با رهبران ديني آنها گفتگو شده است مسلمانان از حاشيه هاي امنيت بهتري برخوردار شده اند.