تشکرم پدر که به ما نشان دادی که ما واقعا چقدر فقیر هستیم.
54 بازدید
تاریخ ارائه : 11/26/2014 8:37:00 AM
موضوع: حقوق

کایت مرد ثروتمند و فرزندش

روزی يک مرد ثروتمند, پسر کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند چقدر فقير هستند.آنها يک روز و يک شب را در خانه محقر يک روستايی به سر بردند.

در راه بازگشت و در پايان سفر, مرد از پسرش پرسيد: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد :عالی بود پدر!پدر پرسيد: آيا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: فکر می کنم!و پدر پرسيد: چه چيزی از اين سفر ياد گرفتی؟ پسر کمی انديشيد و بعد به آرامی گفت: فهميدم ما در خانه يک سگ داريم و آنها چهار تا .ما در حياتمان يک فواره داريم و آنها رودخانه ای دارند که نهايت ندارد.ما در حياتمان فانوسهای تزينی داريم و آنها ستارگان را دارند حياط ما به ديوارهايش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! در پايان حرفهای پسر زبان مرد بند آمده بود.پسر اضافه کرد: متشکرم پدر که به ما نشان دادي که ما واقعا چقدر فقير هستيم.