تجملگرایی مسئولین سمّ مهلکی است که آثار مخرب آن دامان جامعه را خواهد گرفت. یکی از آثار مخرب تجمل گرایی مسئولان گسترش فساد و انحطاط اخلاقی در جامعه اس
19 بازدید
تاریخ ارائه : 9/1/2014 12:31:00 AM
موضوع: حقوق

ساده زیستی وظیفه مسئولان است؛ نه یک امتیاز

دکتر شبير فيروزيان

 هفته دولت بهانه خوبي است تا با نگاهي به منابع اصيل اسلامي همچون قرآن و نهج البلاغه و با استناد به سخنان رهبر فرزانه انقلاب و امام خميني (ره) شاخصه هاي دولت مطلوب اسلامي را برشماريم. یکی از این شاخصه ها ساده زیستی است: يکي از مهمترين شاخصه هاي دولت مطلوب اسلامي، ساده زيستي مسئولان آن است. هرچندساده زيستي براي تمام افراد جامعه ارزش محسوب ميشود، اما براي مسئولان و مديران جامعه، خصوصاً اگر شخص مسئول منتسب به دين باشد که در نتيجه رفتار وي در نگاه مردم رنگ ديني نيز به خود ميگيرد، يک ضرورت است. زيرا يکي از مهمترين اثرات ساده زيستي مسئولان، ترويج فرعنگ قناعت، ساده زيستي و دوري از تجمّلات در جامعه است. امام علي (ع) ميفرمايند: «خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى تنگدست را به هيجان نياورد، و ثروتمند را به طغيان نكشاند.»(خطبه209)  رهبر انقلاب نيز در اين زمينه مي فرمايند: «يک وقت هست که ما در زندگي شخصي خود مثلاً حرکت اشراف گونه اي داريم بين خودمان و خدا؛ که اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مکروه باشد، مکروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما يک وقت هست که ما جلوي چشم مردم يک مانور اشرافيگري ميدهيم؛ اين ديگر مباح و مکروه ندارد؛ همه اش حرام است؛ بهخاطر اينکه تعليم دهنده ي اشرافيگري است به: اولاً زيردستهاي خودمان، ثانياً آحاد مردم به اين کار تشويق ميشوند. ما نبايد مردم را به اين کار تشويق کنيم. ممکن است در داخل جامعه کساني پولدار باشند و ريخت و پاش کنند - البته اين کار بدي است، ولي به خودشان مربوط است - اما ريخت و پاش ما اولاً از جيبمان نيست، از بيتالمال است؛ ثانياً ريخت و پاش ما مشوق ريخت و پاش ديگران است. واقعاً "النّاس علي دين ملوکهم". ملوک در اينجا به معني پادشاهان نيست که بگوييم ما پادشاه نداريم؛ نه، ملوک شماها هستيد؛ النّاس علي دين ماها.»(8/6/84) اما در عين حال بايد توجه داشت که ساده زيستي مسئولين به معناي دنياگريزي در سياست گذاري هاي اقتصادي و بي توجهي به رفاه مردم نيست. رهبر انقلاب در اين زمينه نيز مي فرمايند: «اين که دارم مي گويم، منظورم بهره مندي شخصي است؛ معنايش اين نيست که کشور، کار آباداني و عمران نکند و دنيا را آباد نکند. اينها هميشه، تخليهها و شبههافکني هاي مخالفين اسلام بوده؛ مي گفتند که اسلام با دنيا مخالف است؛ يعني دنيا را آباد نکنيم! نه، آن دنيايي که گفته مي شود، دنياي شخصي است؛ يعني خود شما دنبال تکيّف زندگي دنيايي نباشيد و زندگي را ساده بگذرانيد. معنايش اين است. اميرالمؤمنين (عليهالسّلام)، شخصاً زاهدانه ترين زندگي ها را داشت؛ اما در عين حال، مرتب هم کار مي کرد، مزرعه را آباد و چاه آب جاري مي کرد؛ جهاد مي کرد و کشور را اداره مي کرد؛ حکومت به آن عظمت را رياست مي کرد؛ سياستگذاري و سياستمداري مي کرد. غرض و مراد ما، دل سپردن به دنياست که البته مقدار زيادي از مشکلات ما ناشي از اين مسأله است! منِ مسؤول دولتي و حکومتي، يا من روحاني، بايد مواظب باشم - بخصوص ما دو صنف، خصوصيتي داريم - يک وقت گفتند: "واي به حال آن کساني که هر دو هستند؛ هم مسؤول حکومتي، هم روحاني"؛ اينها مشکلشان بيشتر و تکليفشان سنگينتر است! توقع مردم، بجا و بحق از آنها بيشتر است؛ خداي متعال هم آنها را بيشتر مورد سؤال قرار خواهد داد، چون اثر عملشان هم بيشتر است. ما بايد بيشتر مواظب باشيم.»(15/12/77) امام خميني(ره) نيز پيرامون ضرورت ساده زيستي مسئولان مي فرمايند: «آن روزى كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم. آن روزى كه رئيس جمهور ما خداى نخواسته، از آن خوى كوخ‏نشينى بيرون برود و به كاخ‏نشينى توجه بكند، آن روز است كه انحطاط براى خود و براى كسانى كه با او تماس دارند پيدا مى‏شود. آن روزى كه مجلسيان خوى كاخ‏نشينى پيدا كنند خداى نخواسته، و از اين خوى ارزنده كوخ‏نشينى بيرون بروند، آن روز است كه ما براى اين كشور بايد فاتحه بخوانيم. ما در طول مشروطيت از اين كاخ‏نشينها خيلى صدمه خورديم. مجلسهاى ما مملو از كاخ‏نشين بود و در بينشان معدودى بودند كه از آن كوخ‏نشينها بودند، و همين معدودى كه از كوخ‏نشينها بودند از خيلى از انحرافات جلو مى‏گرفتند و سعى مى‏كردند براى جلوگيرى. آن روزى كه توجه اهل علم به دنيا شد و توجه به اين شد كه خانه داشته باشم چطور، و زرق و برق دنيا خداى نخواسته در آنها تأثير بكند، آن روز است كه بايد ما فاتحه اسلام را بخوانيم.» (صحيفه امام، ج‏17، ص 377) حضرت علی علیه السلام همچنين در نامه معروفشان به يکي از کارگزارانشان (عثمان بن حنيف)، که دعوت يکي از ثروتمندان را پذيرفته بود مي فرمايند: «گمان نمى‏كردم مهمانى مردمى را بپذيرى كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده‏اند. انديشه كن در كجايى و بر سر كدام سفره مى‏خورى؟ پس آن غذايى كه حلال و حرام بودنش را نمى‏دانى دور بيفكن، و آنچه را به پاكيزگى و حلال بودنش يقين دارى مصرف كن.»(نامه45)  دولت اسلامي بايد سيره حکومتي علي(ع) را شاخص خود قرار دهد که مي فرمايد: «من اگر مى‏خواستم، مى‏توانستم از عسل پاك، و از مغز گندم، و بافته‏هاى ابريشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هيهات كه هواى نفس بر من چيره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد كه طعامهاى لذيذ برگزينم، در حالى كه در «حجاز» يا «يمامه» كسى باشد كه به قرص نانى نرسد، و يا هرگز شكمى سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شكم‏هايى كه از گرسنگى به پشت چسبيده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد. آفريده نشده‏ام كه غذاهاى لذيذ و پاكيزه مرا سرگرم سازد، چونان حيوان پروارى كه تمام همّت او علف، و يا چون حيوان رها شده كه شغلش چريدن و پر كردن شكم بوده، و از آينده خود بى خبر است. آيا مرا بيهوده آفريدند آيا مرا به بازى گرفته‏اند آيا ريسمان گمراهى در دست گيرم و يا در راه سرگردانى قدم بگذارم.»(نامه45) کساني که ساده زيستي را به زهد فروشي تفسير کرده و آن را ارزش نمي دانند، بايد پاسخ دهند که اين عبارات حضرت و دهها نمونه ديگر مانند آن را چگونه تفسير مي کنند؟  يکي ديگر از آثار مهم ساده زيستي مسئولان، اين است که قلوب مردم را به سوي خود جلب کرده و آرامش روحي را به جامعه تزريق ميکند. به همين دليل است که همواره عالمان ديني که همچون مردم عادي زندگي ساده و بي تکلفي داشتند مورد عنايت و محبت مردم بودند و مردم که ميان حرف و عمل اين بزرگان تطابق ميديدند، از جان و دل مطيع آنان بودند.  يکي ديگر از آثار ترويج روحيه قناعت و ساده زيستي در جامعه، «تقويت عزت و اقتدار ملي» است. تاريخ چه بسيار ملتها و حکومتهايي را به خود ديده که به خاطر روحيه ي تجملگرايانه ي سران و مردمانش تن به قراردادهاي ذلت بار داده و استقلال مملکتي را به پاي لذتهاي زودگذر قرباني کرده اند! اگر جامعهاي به حالت زهد و قناعت برسد و در برابر فشارها مقاومت کند و به خاطر برخوردار شدن از مواهب زودگذر دنيايي، عزت و استقلال خود را از دست ندهد، به آنچه که خود دارد، اکتفا ميکند و با تلاش و کوشش سعي ميکند که موقعيتهاي بهتري را به دست آورد. امام اميرالمؤمنين(ع) در پاسخ به شريح (که از مسئولين حکومت بود) و خانه اي با قيمت گزاف خريده بود، با نگاه خشم آلودي فرمود: «اى شريح! به زودى كسى به سراغت مى‏آيد كه به نوشته‏ات نگاه نمى‏كند، و از گواهانت نمى‏پرسد، تا تو را از آن خانه بيرون كرده و تنها به قبر بسپارد. اى شريح! انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشى، كه آنگاه خانه دنيا و آخرت را از دست داده‏اى. اما اگر هنگام خريد خانه، نزد من آمده بودى، براى تو سندى مى‏نوشتم كه ديگر براى خريد آن به درهمى يا بيشتر رغبت نمى‏كردى، آن سند را چنين مى‏نوشتم: اين خانه‏اى است كه بنده‏اى خوار آن را از مرده‏اى آماده كوچ خريده، خانه‏اى از سراى غرور، كه در محلّه نابود شوندگان و كوچه هلاك شدگان قرار دارد. اين خانه به چهار جهت منتهى مى‏گردد: يك سوى آن به آفت‏ها و بلاها، سوى دوّم آن به مصيبت‏ها، و سوى سوم به هوا و هوس‏هاى سست كننده، و سوى چهارم آن به شيطان گمراه كننده ختم مى‏شود، و در خانه به روى شيطان گشوده است. اين خانه را فريب خورده آزمند، از كسى كه خود به زودى از جهان رخت برمى‏بندد، به مبلغى كه او را از عزّت و قناعت خارج و به خوارى و دنيا پرستى كشانده، خريدارى كرده است. هرگونه نقصى در اين معامله باشد، بر عهده پروردگارى است كه اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جبّاران را گرفته، و سلطنت فرعون‏ها چون «كسرى» و «قيصر» و «تبّع» و «حمير» را نابود كرده است.  آنان كه مال فراوان گرد آورده و بر آن افزودند و آنان كه قصرها ساخته و محكم كارى كردند، طلا كارى كرده و زينت دادند، فراوان اندوختند و نگهدارى كردند و به گمان خود براى فرزندان خود باقى گذاشتند، همگى آنان به پاى حسابرسى الهى، و جايگاه پاداش و كيفر رانده مى‏شوند؛ آنگاه كه فرمان داورى و قضاوت نهايى صادر شود «پس تبهكاران زيان خواهند ديد». به اين واقعيّت‏ها عقل گواهى مى‏دهد هرگاه كه از اسارت هواى نفس نجات يافته، و از دنيا پرستى به سلامت بگذرد.»(نامه3) يکي ديگر از برکات روحيه قناعت و ساده زيستي مردم که از ساده زيستي مسئولين ناشي مي شود، اصلاح الگوي مصرف و جهت دهي منابع به سمت توليد داخلي است. ساده زيستي مسئولين همچنين يکي از بزرگترين عوامل تثبيت دولت اسلامي است؛ امام علي (ع) در کلامي گهربار قناعت را براي تثبيت حکومت کافي ميداند و ميفرمايند: «قناعت دولتمندي را بس [است.]» (خطبه229) از آثار مهم ساده زيستي مسئولين «پايداري و شجاعت در دفاع از حق در مقابل باطل»، کسي که خود را به سادهزيستي عادت داده و دل از تعلقات دنيا کنده است، آمادگي کامل براي دفاع از حق در مقابل زورگويان دارد. چنين کسي با شجاعت بيشتري در مقابل باطلگرايان ميايستد. امام خميني (ره) که روحيهي مبارزه با ابرقدرتها را با ساده زيستي قرين ساخته بود، ميفرمود: «اگر بخواهيد بيخوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع کنيد و ابرقدرتان و سلاح هاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئه هاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان بدر نکند، خود را به ساده زيستي عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد.»(صحيفه امام، ج‏19، ص 11)  تجملگرايي مسئولين سمّ مهلکي است که آثار مخرب آن دامان جامعه را خواهد گرفت. يکي از آثار مخرب تجمل گرايي مسئولان گسترش فساد و انحطاط اخلاقي در جامعه است. امام خميني (ره) در اين زمينه ميفرمايند: «اين خوي کاخنشيني اسباب اين ميشود که انحطاط اخلاقي پيدا شود. اکثر اين خويهاي فاسد، از طبقه ي مرفه به مردم ديگر صادر شده است.»(صحيفه ي نور، ج 17، ص 218) ايشان همچنين در اين زمينه ميفرمايد: «اين طور نيست که انسان خيال کند که شيطان ابتدا مي آيد به آدم بگويد که بيا و برو طاغوتي شو؛ اين را نميگويد. قدم به قدم انسان را پيش ميبرد … اگر جلويش را گرفتيد، طمعش بريده ميشود و اگر جلويش را نگرفتيد، فردا يک قدم ديگر جلو ميرود. يک وقت ميبينيد که اين طلبه ي زاهد عابد، که در مدرسه زندگي ميکرد، متحول شد به يک نفر انسان طاغوتي.»(صحيفه ي امام، ج 18، ص14) ايشان در جايي ديگر خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بهصراحت ميفرمايند: «با زندگاني اشرافي و مصرفي نميتوان ارزشهاي انساني اسلامي را حفظ کرد.»(صحيفه ي نور، ج 19، ص 3) و در نهايت يکي از سنتهاي قطعي پروردگار براي دولت و جامعه خوش گذران و تجمل پرست، سقوط و نابودي آن دولت و آن جامعه است. قرآن کريم در اين زمينه مي فرمايد: «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً؛ و چون اراده کرديم که جمعيت و دياري را نابود کنيم، توانگران خوشگذران را وادار به فساد ميکنيم و وقتي به فسق پرداختند، سزاوار عذاب ميشوند. آنگاه آنجا را زير و زبر ميکنيم و نابودشان ميسازيم.»(اسراء/16)