جریان روشنفکری ما که بعد از انقلاب مقالات و کتب بسیار در دفاع از حقوق بشر نوشتند، چقدر کتاب در دفاع از اسلام نوشته است؟
262 بازدید
تاریخ ارائه : 8/19/2014 9:07:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

سوالات صریح رهدار از جريان روشنفكری اين آدم‌ها يك بار به ذهن‌شان نزده كه منشور جهاني حقوق بشر را نقد كنند، همچنان كه قرآن را نقد مي‌كنند. جريان روشنفكري ما كه بعد از انقلاب مقالات و كتب بسيار در دفاع از حقوق بشر نوشتند، چقدر كتاب در دفاع از اسلام نوشته است؟به گزارش جهان، حجت الاسلام احمد رهدار در گفتگو با روزنامه اعتماد گفت: اگر امروز روشنفكري ما هوس كرده كه اسراييل را نقد كند به تقليد اين است كه در دنياي غرب دارد اين كار را انجام مي‌دهد. اينها هميشه از حقوق بشر دم مي‌زدند. همان حقوق بشري كه پشت تمام اين جنايت‌هاست.

وی افزود: نويسندگاني هستند كه تا جايي پيش مي‌روند كه اسلام را ناعادلانه بخوانند و احكام اسلام را به نام حقوق انسان زير پا بگذارند و حكومت ديني را حكومت ديكتاتوري بنامند و بسياري از ارزش‌هاي ما را در چند صد مقاله و كتاب نقد كنند. اين آدم‌ها يك بار به ذهن‌شان نزده كه منشور جهاني حقوق بشر را نقد كنند، همچنان كه قرآن را نقد مي‌كنند. جريان روشنفكري ما كه بعد از انقلاب مقالات و كتب بسيار در دفاع از حقوق بشر نوشتند، چقدر كتاب در دفاع از اسلام نوشته است؟ اينها چطور از حقوق بشري دفاع مي‌كنند كه نويسندگان اين حقوق بشر، خود جنايتكاران بزرگ تاريخ هستند. چطور اينها مي‌توانند اسراييل را محكوم كنند اما براي امريكا له‌له مي‌زنند. امريكايي كه هميشه اسراييل را حمايت مي‌كرده است. همين الان كه اسراييل را نقد مي‌كنند جرات ندارند امريكا را نقد كنند. چند مقاله در روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب ما در نقد امريكا وجود دارد؟

رهدار عنوان کرد: يك بار هم در روزنامه‌هايشان امريكا را نقد كنند و بگويند امريكا در حق ما جنايت كرده است. بگويند امريكا اموال ما را بلوكه كرده، بگويند بسياري از انسان‌هاي بي‌گناه را قتل عام كرده است و... اگر واقعا فكر مي‌كنند كه نقد اسراييل نقد امريكاست در خصوص اين اتهامي كه امثال من مي‌زنند وارد شوند. ما از خداي‌مان است كه اين اتفاق بيفتد. با تمام گذشته‌يي كه از اينها سراغ داريم اگر بگويند مرگ بر امريكا و... ما استقبال مي‌كنيم و گرنه اين نوع اقدامات‌شان براي ما غيرقابل باور است. ولي ترديد جدي داريم.صادقانه بايد بگويم جريان روشنفكري جريان وابسته‌يي است. از روز نخست شكل‌گيري اين جريان يك سري سياست‌هاي كلي بر آن حاكم بوده كه سياست جريان روشنفكري را راهبري كرده است. جريان روشنفكري‌ ما نه روشن است و نه فكر دارد. حقيقتا تاريك است و نسبتي با تفكر و انديشه ندارد و صرفا مقلد بوده است.