ژنتیک رفتار و فرهنگ
60 بازدید
تاریخ ارائه : 7/23/2014 5:21:00 AM
موضوع: روانشناسی

65

ژنتيك رفتار و فرهنگ

علي متولي زاده اردكاني

چكيده

نقش اساسي در فيزيولوژي، ويژگيهاي ظاهري و بيماريها در DNA مولكول

انسان دارد. همانگونه كه اطلاعات مربوط به صفات فيزيكي مانند قد، رنگ مو،

كه از پدر و مادر به هر انساني به ارث ميرسد DNA رنگ چشم و ... در مولكول

نهفته ميباشد؛ در مطالعات و پژوهشهاي جديد ژنتيك مشخص شده است كه

ژنها نه تنها در بروز صفات فيزيكي نقش دارند بلكه در ايجاد رفتارها مانند:

تهييجپذيري، تحريكپذيري ناگهاني، افراطي عملكردن، هيجانطلبي، ماجراجويي

و نوطلبي و بيماريهاي رواني مانند: اسكيزوفرني و افسردگي دو قطبي و اوتيزم

نقش تعيين كنندهاي دارند. اخيراً در علوم اجتماعي و روانشناسي و فلسفه نقش

ژنها در شكل گيري شخصيت و رفتار انسان و ماهيت روان انسان و فعاليت مغز

به عنوان يگانه مركز پردازش كليه اطلاعات فعاليتهاي انسان، مورد نقد و بررسي

قرار گرفته است. لوح سفيد به عنوان يكي از معروفترين فرضيههايي كه فعاليت

انساني را شرح ميداده است ديگر مورد قبول نميباشد و پژوهشگران در تلاش

براي كشف مكانيسمها و فرضيههاي ديگري هستند كه فعاليتهاي پيچيده مغز

انسان را قابل فهم نمايد. اين موضوع با توجه به وجود فرهنگهاي مختلف روي

كره زمين و هم زمان، وجود تشابهات فرهنگي، نقش ژنتيك را بيش از گذشته در

رويش و پويايي فرهنگ ها نشان ميدهد. مقاله حاضر به طور خلاصه نقش

ژنتيك را در حوزه رفتار و فرهنگ بطور اجمال را بررسي مينمايد.

واژگان كليدي: ژنتيك؛ رفتار؛ فرهنگ.

66

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

مقدمه

موضوع ارث پذيري ويژگيهاي شخصيتي، رفتاري و رواني در انسان به چند

هزار سال پيش بر ميگردد و نشانههايي از اهميت اين موضوع در كتب مقدس

جوامع مختلف انساني و ضرب المثل هاي فرهنگ هاي گوناگون به ثبت رسيده

است. اما قوانين ارث پذيري صفات در موجودات از نسلي به نسلي ديگر در حدود

150 سال پيش توسط كشيش زيست شناس اتريشي به نام گريگور مندل 1 كشف

شد. اگر چه اين قوانين ابتدا در گياهان كشف گرديد، اما در پژوهش هاي متعدد

قرن بيستم، قوانين ثابت ارث پذيري صفات در همه موجودات زنده نشان داده شد.

تحقيقات نيم قرن گذشته نشانه از آن دارد كه دستور ساخت همه موجودات زنده

قرار گرفته است و توليد مثل موجودات زنده DNA روي كره زمين در مولكول

بستگي به اين ماده شيميايي دارد.

اساس و DNA بررسي هاي بسيار نشان داده اند كه نوع و كيفيت مولكول

بنيان خواص فيزيولوژيكي، ويژگي هاي ظاهري و نوع بيماري ها در انسان

مي باشد. در دهه گذشته علم ژنتيك رفتاري به طور ويژه در كشف ارتباط نوع و

فعاليت ژن ها و اثر آنها در رفتار انسان و در بسياري از بيماري ها به موفقيت

هايي دست يافته است. اما سؤال مهم براي بسياري از متفكرين علوم انساني در

چند دهه گذشته اين بوده است كه تا چه اندازه ژن ها در ايجاد رفتار و شخصيت

انسان نقش داشته و آيا رفتار انسان اساساً مي تواند منشأ ايجاد فرهنگ در جامعه

انساني باشد؟

67

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

الف- ژنتيك و رفتار

-1 تعريف و مفهوم ژنتيك

در سال DNA از زمان كشف ژن در گياه نخود سبز تا كشف ماده شيميايي

1953 تقريباً 100 سال طول كشيد و سرانجام در سال 2001 رديف مولكولي

در 23 جفت كروموزم سلول هاي انساني شناخته شد. 2 در طول 150 سال DNA

به دانشمندان علوم پزشكي و زيستي كمك زيادي DNA گذشته، كشف مولكول

كرده است تا مكانيسم هاي تغيير و تبديل اين مولكول و نقش آن در فيزيولوژي

انسان و ويژگي هاي ظاهري و نيز صفات شخصيتي و رفتاري او را بهتر از

گذشته درك كرده و در بسياري از موارد از آن براي تشخيص و درمان بيماري

ها استفاده كنند.

اگر چه تاكنون انواع گوناگون ژن مانند ژن قد، رنگ مو، رنگ چشم و ...

گزارش شده است. اما واقعيت اين است كه براي هيچ يك از ويژگي هاي

فيزيولوژيك انسان و ديگر موجودات زنده ژني وجود ندارد، بلكه ژن فقط دستور

ساخت پروتئين ها و آنزيم هايي را مي دهد كه در فعل و انفعالات شيميايي

سلول ها دخالت دارند و ظهور آن در بدن به شكل بيماري يا ويژگي فيزيكي

ديده مي شود.

DNA ژن به طور خلاصه به يك رديف از اجزاي تشكيل دهنده مولكول

گفته مي شود كه كروموزوم ها را در هسته سلول تشكيل مي دهند. مولكول

رمز اطلاعات ژنتيكي را با خود دارد و هر نوع تغيير در اين رمز باعث DNA

تغيير در پيام ژنتيكي و در نتيجه توليد پروتئين جديد مي شود. ژن در ساختن

همه سلول ها و در نهايت در ساختن همه اعضاي مختلف بدن مانند مغز، قلب،

ماهيچه و ... نقش دارد. 3

68

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

و سپس به پروتئين RNA به DNA در طبيعت، اطلاعات زيستي از مولكول

تبديل مي شود. در اين فعل و انفعالات صدها پروتئين و آنزيم دخالت دارند. يكي

تبديل و ترجمه آن به ،DNA از مهمترين مراحل تبديل اطلاعات نهفته در

پروتئين است كه مي تواند تحت تأثير محيط سلول قرار گيرد و فعاليت پروتئين

ها را در سلول تغيير دهد. اين تغييرات منتهي به ظاهر متفاوت و يا ديگر ويژگي

ها در انسان ها مي شود. اين تحولات حتي در دوقلو هاي همسان هم وجود دارد،

اگر چه دوقلوهاي همسان ژن هاي صد در صد مشابه دارند. بنابراين نمي توان در

هيچ زماني به طور قطع اعلام كرد كه يك ژن خاص باعث ايجاد ظاهري ويژه و

يا بيماري خاص مي شود. البته بيماري هاي بسيار زيادي وجود دارند كه از طريق

جهش در يك ژن بوجود مي آيند و تاكنون بسياري از آنها شناخته شده اند، اما

درصد تأثير ژن در هيچ يك از بيماري ها صد درصد قابل تعيين و پيش بيني

نيست. 3و 4

به پروتئين، در كنترل و DNA يك بخش مهم در فرايند تبديل اطلاعات از

تنظيم بيان ژن مي باشد. تغيير در مقدار و فعاليت پروتئين هاي تنظيم كننده بيان

ژن ها مي تواند تأثير بسيار مهمي در توليد پروتئين هاي درگير در شكل گيري

ساختار و فعاليت هاي سلولي در هر يك از اندام هاي بدن به ويژه مغز داشته باشد.

هر جهش در ژن ممكن است در توليد پروتئين در سلول اثر بگذارد و چنانچه اين

جهش در ژن هاي موجود در سلول هاي مغز اتفاق بيفتد منجر به تغيير در فعاليت

هاي مغز و به ناچار تغيير در رفتار انسان مي شود. اخيراً كشف شده است كه به

نيز قادر است بدون تبديل شدن به پروتئين RNA مولكول ،DNA غير از ملكول

در تنظيم فعاليت ژن ها در سلول نقش مؤثري ايفا كند. 5

69

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

آن چه باعث ايجاد سلول هاي متفاوت مغز، خون و يا جگر مي شود، وجود

تعداد معيني از ژن در هر نوع از سلول و بيان ژن ويژه آن مي باشد. بنابراين بيان

و فعاليت ژن ها در بافت هاي گوناگون نشان گر اين است كه تعداد الگوي بيان

ژن ها در بدن قابل افزايش هستند و در نتيجه براي يك ژن، اين امكان به وجود

مي آيد كه چندين اثر در بدن داشته باشد. مكانيسم هاي مختلف محيطي نيز مي

توانند بر بيان ژن ها اثر گذاشته و نوع فعاليت آنها را در بدن تغيير دهند.

در دوقلوهاي همسان تقريباً 100 درصد ژن ها مشابه هستند. تشابه در ژنتيك

دوقلوهاي مشابه و نيز مطالعات و تحقيقات انجام شده روي دوقلوهاي همساني كه

از زمان تولد از يكديگر جدا شده و يا دوقلوهايي كه مستقل از يكديگر به فرزند

خواندگي پذيرفته شده بودند، نشان داده است كه ژن ها نقش تعيين كننده اي در

بسياري از رفتارهاي انسان دارند. 6

در چندسال گذشته يكي از مهمترين و شگفت انگيزترين كشفيات در ژنتيك

بوقوع پيوسته و آن مشخص شدن تعداد ژن ها در سلول هاي انسان است كه در

حدود 25000 عدد تخمين زده مي شود. چون اين تعداد ژن، با توجه به پيچيدگي

ساختمان بدن انسان و بويژه مغز كم مي باشد، دانشمندان در پي كشف مكانيسم

هايي بوده اند كه وجود اين تعداد كم ژن را توجيه كند.

جواب اين معما كه در چند سال گذشته كشف شده، در اين نكته نهفته است

كه بيان چندين نسخه متفاوت از يك ژن براي ترجمه در بدن انسان امكان پذير

RNA شده است و با پژوهش هاي اخير در علوم زيستي، به نظر مي آيد مولكول

نقش مهمي در تنظيم توليد پروتئين هاي متعدد و متفاوت داشته باشد. 7 اين

كشفيات جديد نشان مي دهند كه براي هر ويژگي و صفت در انسان، تعداد

70

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

زيادي ژن درگير هستند و هر ويژگي رفتاري و شخصيتي از تعداد زيادي ژن اثر

مي پذيرد.

يكي از فرايندهاي مورد استفاده ژن ها در اثرگذاري بر فعاليت ژن هاي

ديگر، جايگاهي است كه در آن قرار دارند. مثلاً هر ژني كه در مغز بيان مي شود،

احتمال بيان آن در چند جاي مغز وجود دارد و هر نقطه در مغز مي تواند بيان اين

ژن را به گونه اي متفاوت تحت تأثير قرار دهد و بر فعاليت آن اثر بگذارد. نتايج

تحقيقات نشان داده اند كه بيش ترين تعداد ژن از كل ژن هاي موجود در انسان

در مغز بيان مي شوند. به همين دليل پيچيدگي مغز و فعاليت آن در مقايسه با

ديگر بافت ها و اندام هاي بدن بيشتر متأثر از ژن هاي مختلف است. 8

همواره يكي از رازهاي بزرگ در علوم زيستي شباهت ها و تفاوت هاي

ژنتيكي در بين انواع موجودات كره زمين بوده است. دلايل وجود شباهت ها و

تفاوت هاي ژنتيكي بين موجودات زنده تا حدود زيادي در سطح مولكولي شناخته

شده است. مشاهدات آزمايشگاهي نشان داده اندكه تشابه ژن هاي انسان با

شامپانزه و موش به ترتيب حدود 98 % و 90 % مي باشد. 9 اين شباهت ها نشان

دهنده وجود ژن هايي در سلول هاي اين موجودات است كه براي فعاليت هاي

اصلي سلول مورد نياز مي باشد و نشان از پيوستگي حيات موجودات روي كره

زمين دارد. پس همان طور كه تفاوت هاي ظاهري بزرگي بين موجودات زنده

روي كره زمين مشاهده مي شود، شباهت هاي عظيمي هم وجود دارد كه نشان

دهنده اين مي باشد كه در طول تاريخ حيات موجودات زنده روي كره زمين، از

منبع ژنتيكي مشتركي استفاده شده است.

برخلاف آنچه كه پنداشته مي شود، ژن ها بطور مستقيم روي هيچ ويژگي

رفتاري و يا بيماري خاصي اثر ندارند. بلكه ژن ها در سطح مولكول هايي اثر دارند

71

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

كه تعيين كننده اجزاي تشكيل دهنده فرايند طبيعي و يا غير طبيعي فعاليت هاي

كه ژن ها دستور ساخت آنها را RNA سلولي است. فعاليت پروتئين ها و مولكول

مي دهند در واقع كنترل كننده واقعي فعاليت هاي سلولي و در سطحي بالاتر،

رفتارهاي انسان مي باشند. تأثير ژن در مرحله رشد سلول ها نيز شناخته شده است

و مطالعات نشان داده اند كه بيان ژن مي تواند تحت تأثير فاكتورهاي كنترل

كننده بسيار زياد و متفاوت از محيط زيست قرار گيرد. 10 به اين ترتيب اطلاعات

و پيام ها از محيط زيست به سلول منتقل مي شوند و فعاليت هاي يك موجود زنده

را تحت تأثير خود قرار مي دهند.

گاهي شنيده مي شود كه براي يك بيماري دليلي ژنتيكي شناسايي شده است و

پس از چندي خبر مي رسد كه عامل ديگري باعث آن بيماري مي شود. اين مثال

در مورد بسياري از بيماري ها صدق مي كند و همه آن ها نشان دهنده آن است

كه فعاليت هاي فيزيولوژيك در بدن بسيار وسيع و پيچيده است و دلايل ايجاد

بيماري هاي فيزيكي، رواني و رفتاري بسيار گسترده مي باشند. همه مي دانيم كه

بعضي افراد سيگاري سرطان نمي گيرند و بعضي ديگر سيگار نمي كشند ولي مبتلا

به سرطان ريه مي شوند. اين مثال نشان دهنده اين واقعيت است كه وجود زمينه

ژنتيكي و ريسك ابتلا افراد به بيماري ها متفاوت مي باشد. يعني هيچ بيماري فقط

به دليل وجود يك ژن ايجاد نمي شود، بلكه فرايندهاي مختلف از طرف ژن هاي

متفاوت و همچنين وجود فاكتورهاي محيطي است كه در فعال كردن ژن ها و

ايجاد بيماري نقش دارند. پس بايد در ارزيابي ويژگي هاي فيزيولوژيك رفتاري و

رواني در انسان، نقش ژن هاي متفاوت و محيط با هم بررسي شوند.

72

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

-2 تعريف و مفهوم رفتار

در مورد نقش ژنتيك در ويژگي هاي رفتاري و شخصيتي مطالعات بسياري

انجام گرفته است كه نتايج مطالعات مهم به طور اختصار در اينجا آورده

مي شود. 11 در خصوص ويژگي شخصيت هيجان انگيز در انسان ثابت شده است

كه افراد مختلف به كارهاي هيجان انگيز متفاوتي دست مي زنند و اين به انگيزه

هاي دروني و ساختار مغزي در هر فرد بستگي دارد. صفت هاي تهييج پذيري،

تحريك پذيري ناگهاني، افراطي عمل كردن درسخن و عمل، هيجان طلبي، بي

نظمي، ماجراجويي و احساس رها بودن از هر قيد و بندي از ويژگي هاي افراد

نوطلب است كه خواهان انجام اعمال خطرآفرين و خطرزا مي باشند. همچنين

احساس نوگرايي با درجه بالا در انسان در اثر وجود مولكول هاي شيميايي به نام

دوپامين است كه در مغز ترشح مي شود. افراد نه تنها مي توانند تعداد متفاوتي از

اين مولكول را داشته باشند بلكه وجود گيرنده هاي متعدد براي مولكول دوپامين

اثر بخشي آن را در هر فرد متفاوت ميكند.

ويژگي ديگر رفتاري كه مربوط به احساس هيجان مي باشد، اجتناب از صدمه

خوردن است. حس پرهيز از آسيب يكي از اساسي ترين، پايدارترين و متنوع

ترين ابعاد روان شناختي در انسان است. اين احساس حتي قبل از تولد (در دوران

رشد جنين) به شكل ضربان سريع قلب نمايان مي شود و در بزرگسالي به شكل

گيري شخصيت مي انجامد و باعث بي قراري و التهاب مي شود. در مطالعات

مختلف نشان داده شده است كه ريشه هاي خجالت و كم رويي كه نمونه هايي از

ويژگي رفتاري اجتناب از صدمه خوردن مي باشند، در بخشي از مغز بنام آميگدال

است. همچنين آزمايشات متعدد وجود ژن ها و پروتئين هاي متعدد در مغز را

تأييد ميكنند كه ويژگي شخصيتي اجتناب از صدمه خوردن را امكان پذير

73

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

مي سازد. مسلّماً افراد يك جمعيت داراي زمينه ژنتيكي متفاوت در اين

خصوص مي باشند.

در مورد ويژگي ديگر رفتاري – رواني، از افسردگي مي توان نام برد. اين

بيماري در 25 درصد از زنان و 10 درصد از مردان رايج است. مطالعه گسترده روي

دوقلوهاي همسان و غيرهمسان نشان داده است كه ارث پذيري ويژگي رفتاري –

رواني افسردگي درحدود 40 تا 70 درصد است.

رفتار عصبي و پرخاشگرانه، رفتاري است كه هر فردي كم و بيش آن را

تجربه كرده است، ولي در بعضي از جوامع بشري بيشتر رواج دارد. اگر چه هر

فردي در زندگي عصباني مي شود و اين رفتار بستگي به شرايط ويژه فرد در

زندگي دارد، اما خشونت دايمي و عصبانيت مدام در يك فرد، پتانسيل گسترش

جهان بيني بسيار منفي افراد در جامعه را به دنبال خواهد داشت. رفتار پرخاشگرانه

و منفي به نوعي با حس اجتناب از صدمه خوردن و احساس نگراني و ترس مربوط

است. مطالعات روي افرادي كه به فرزند خواندگي پذيرفته شده و به دور از پدر و

مادر اصلي خود بزرگ شده اند، نشان دهنده اين است كه اگر كودكان از پدر يا

مادر و يا از هر دو، ژن هاي بد به ارث برده باشند، در بزرگسالي دچار رفتار

خشونت آميز و پرخاشگرانه مي شوند. نتايج اين تحقيقات نشان دهنده آن است

كه چيزي كه به ارث برده مي شود، رفتار بد يا خشونت نيست، بلكه حساسيت

ژنتيكي به فاكتورهايي است كه در محيط زندگي وجود دارند. اگرچه مقدار

هورمون هاي تستوسترون هم مي تواند در مردان منجر به رفتار خشونت آميز

شود، اما بطور كلي داشتن زمينه ژنتيكي مساعد و قرار گرفتن در محيطي كه

خشونت و پرخاشگري را ترويج مي كند، باعث مي شود كه افراد هرچه بيشتر

رفتار خشونت آميز از خود نشان دهند.

74

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

شخصيت و رفتار اعتياد پذير در بسياري افراد ديده مي شود. اعتياد به مواد

مخدر، الكل، سيگار و موادي مانند شكلات از جمله موادي هستند كه انسان ها به

تناسب نياز در سرپوش گذاشتن بر روي احساسات منفي خود از آنها استفاده مي

كنند. مطالعات نشان داده اند كه به طور كلي، هر مغزي مستعد معتاد شدن است

ولي بعضي از مغزها به دليل زمينه ژنتيكي، مستعدتر مي باشند. در مطالعات روي

دو قلوهاي همسان نشان داده شده است كه ميزان اعتياد اين نوع دوقلوها نسبت به

دوقلوهاي ناهمسان بسيار بيشتر است. مثلاً تخمين زده مي شود اعتياد به سيگار

28 درصد مي باشد. در بررسي هاي انجام شده در - داراي ارث پذيري حدود 48

خصوص جذابيت جنسي بين زن و مرد و گرايش به هم جنس، پژوهشگران به اين

نتيجه رسيده اند كه غريزه جنسي در درون انسان، از يك منبع ژنتيكي سرچشمه

مي گيرد و ژن ها در پيدايش احساسات جذابيت جنسي انسان ها نسبت به هم

نقش اساسي دارند. 12

در مورد ويژگي هاي چاقي، هوش و پيري نيز مطالعات بسياري وجود دارد و

همگي تأييد كننده اين واقعيت است كه ژنتيك نقش تعيين كننده اي در مقدار و

درجه هر يك از اين ويژگي هاي شخصيتي و رفتاري در انسان دارد.

نقش ژن ها در بيماري هاي رواني در طول دهه هاي گذشته با استفاده از روش

هاي متفاوت بررسي شده است. بسياري از مطالعات روي دو قلوهاي همسان انجام

گرفته و برخي مطالعات هم روي خانواده هاي عادي و افرادي كه به فرزند

خواندگي قبول شده اند، صورت گرفته است. به نظر مي رسد بيمار هاي

15 و ديسلكسي 16 ارث پذيري بالاتر از 70 درصد ADHA ، اسكيزوفرني 13 ، اوتيزم 14

را دارا باشند. 17 و 7و 8

75

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

ب- ژنتيك و فرهنگ

در طول تاريخ بشر، نظريه هاي گوناگوني درباره طبيعت و ذات انسان ابراز

شده و پيش بيني رفتار انسان به عنوان موجودي اجتماعي هميشه مورد علاقه

متفكران و انديشمندان بوده است. سؤال هايي همچون چرا انسان اين گونه رفتار

مي كند؟ چه چيزي بر روي رفتار انسان تأثير مي گذارد؟ و چه عواملي از درون،

رفتار انسان را مشخص مي كنند؟ هميشه وجود داشته اند و به تناسب وجود فرضيه

هاي متفاوت در هر عصري، به اين سؤالات پاسخ داده شده است. يكي از مهمترين

فرضيه ها در مورد رفتار انسان، اين بوده است كه افراد در اجتماع مشابه هستند و

رفتار انسان ها بر اساس درك و احساس متقابل آن ها مي باشد. اين تفكر بطور

كلي در تمام ابعاد زندگي روزمره انسان ها و در جوامع مختلف، در روابط

خانوادگي، اجتماعي و شغلي به عنوان يك اصل نانوشته پذيرفته شده و مورد

استفاده قرار مي گيرد و عامل مهمي در سياست گذاري هاي اجتماعي و اقتصادي

است.

در تاريخ جوامع انساني و مذاهب مختلف، طبيعت و شخصيت انسان به شكل

تجسم مي شده است و متفكرين و فيلسوفان در جوامع مختلف اتفاق « لوح سفيد »

نظر داشته اند كه طبيعت انسان آماده دريافت اطلاعات و پيام از جامعه پيرامون

خود است و هر فردي بدون ارتباط با گذشته زيستي (بيولوژيك) خود به دنيا

درونش را پر مي كند. « لوح سفيد » ، آمده و تحت تأثير محيط زندگي خود

در چند قرن گذشته و با فا صله گرفتن و گذشت چند قرن از رنسانس علمي

در اروپا فهم و درك از طبيعت انسان بيشتر شده و هم اكنون ثابت شده است كه

قوانين حاكم بر آسمان ها و زمين و موجودات زيستي يكي است. كشف قوانين

مولكولي و استفاده از تكنولوژي هاي جديد راه شناخت نيروهاي طبيعي در جهان

76

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

هستي و تأثير آنها بر يكديگر را براي فهم بهتر تاريخ كره زمين و عوامل مؤثر

در شكل گيري نوع انسان و رفتار انسان هموارتر ساخته است. در ميان كشف

قوانين تكامل موجودات زنده، كشف قوانين ژنتيك براي انتقال صفات به نسل

به عنوان ماده حيات در موجودات زنده براي DNA هاي بعد و نيز كشف مولكول

فهم و درك بهتر جايگاه انسان در كنار ساير موجودات بسيار مهم بوده است. 18

تحقيقات و مطالعات بسياري در چند دهه گذشته همگي نشانگر اين است كه

دنياي ماده و روان از هم جدا نيستند 19 . در مقدمه اين مقاله از پايه هاي ژنتيك در

رفتار، شخصيت و روان انسان نمونه هايي ذكر گرديد تا بنيان شيميايي، زيستي و

« لوح سفيد » ژنتيك در رفتار انسان نشان داده شود. يكي از مسايلي كه در نظريه

مطرح بوده، تأثير گرفتن روان انسان از عوامل محيطي بوده است. اما در كنار اين

موضوع توانمندي انسان در فكر كردن، صحبت كردن و برنامه ريزي كه از درون

انسان سرچشمه مي گيرد هميشه مطرح بوده است. مطالعات بر روي مغز و روان

انسان در سال هاي اخير نشان داده است كه در مغز چيزي وجود دارد كه به تكرار

الگو توجه مي كند و توانايي ايجاد ارتباط بين موارد آموخته شده در زمان هاي

متفاوت را دارد و اين افكار جديد هستند كه باعث توليد حركات و رفتارهاي

جديد ميشوند و در نهايت يك فرد را به هدف جديد هدايت ميكنند. 20

از آن جا كه كليه رفتارهاي انسان از مغز سرچشمه مي گيرد، پس فعاليت مغز

نقش اصلي را در شكل گيري رفتار در انسان دارد. بسياري از مردم معتقدند كه

مغز انسان شبيه كامپيوتر عمل مي كند و با گذاشتن نرم افزارهاي مختلف در طول

زندگي، فعال و توانمند مي شود. اما مطالعات و تحقيقات چندين دهه گذشته روي

مغز نشان مي دهند كه مثلاً پيچيدگي و برنامه يادگيري زبان، پيش از تولد در مغز

ثبت شده است و اين بستگي به محيط دارد كه آيا اين برنامه در مغز فعال بشود

77

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

يا خير. اين مطالعات نشان داده اند مكانيسمي در مغز وجود دارد كه لغات را به

طور منظم و سيستماتيك سرهم مي كند و جمله مي سازد. با تركيب لغات با

يكديگر كه به صورت اسم، فاعل و فعل هستند، مي توان ميليون ها تركيب جديد

از جملات ساخت. اين تركيبات جديد از لغات، قابليت ايجاد تنوع در افكار

جديد را در مغز دارد و مي تواند موجب ايجاد ميليون ها نوع رفتار در ماهيچه ها و

در بدن شود و به اين شكل مغز كليه رفتارهاي انسان را كنترل مي كند. 21

همانطور كه ذكر شد، مكانيسمي در مغز وجود دارد كه انسان را به سمت

يادگيري زبان و استفاده صحيح از لغات در جاي مناسب هدايت مي كند. نكته

جالب توجه اين است كه كودك به زبان مادر گوش مي كند و به جاي حفظ

كردن و تكرار آنچه مادر مي گويد، ترتيب لغات را مي آموزد. همين طور درباره

رفتار انسان ها در فرهنگ هاي مختلف مي توان گفت با وجود تنوع در آداب و

رسوم، همه فرهنگ ها وجه اشتراكي دارند. مثلاً نشان دادن مقام، جايگاه و حفظ

ظاهر فرد در برابر ديگران اصل مشتركي است كه به عنوان مكانيسم دروني مغز

عمل مي كند. مثال ديگر اين است كه اگرچه ممكن است افراد در رفتارهاي خود

بين گروه ها و قبيله ها تفاوت بگذارند و يا تبعيض قائل شوند و يا رفتار

احترام آميز نسبت به قبيله، شهروند و يا نوع بشر را گسترش دهند، اما در تمام

گروه هاي بشري، همه افراد به درون و بيرون گروه تقسيم مي شوند و اين نشان

دهنده اين است كه رفتار انسان ها با وجود همه تفاوت ها از يك سري قوانين

تبعيت مي كند كه از مغز سرچشمه گرفته اند.

افكار، احساسات، غم ها و شادي ها، رؤياها و آرزوهاي انسان همگي در اثر

فعاليت هاي فيزيولوژيكي مغز بوجود مي آيند. پردازش اطلاعات در مغز موجب

نام برده مي شود. « روان » ايجاد فعل و انفعالاتي مي گردد كه از آن به عنوان

78

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

شواهد نشان مي دهند كه همه ابعاد روان انسان به كنش هايي وابسته است كه

در بافت هاي مختلف مغز انجام مي گيرند. مثلاً چنانچه در بخشي از مغز تعداد

زيادي سلول عصبي از بين برود، بخشي از ذهن و روان انسان از بين مي رود.

بيماران مبتلا به اختلالات رواني نشانه هاي اين در هم ريختگي را از خود بروز مي

دهند. پس روان انسان كاملاً به ويژگي هاي فيزيكي او بستگي دارد و هر گونه

اختلال در مغز، باعث اختلال در روان انسان مي شود. تاكنون ژن هايي كشف

شده اند كه نقش آن ها در تأثيرگذاري بر ابعاد مختلف رواني انسان ثابت شده

است. مطالعات در علوم اعصاب نيز به گونه اي ارتباط نزديك روان و ماده و

پيوند بين آنها را اثبات مي كند. 22 و 2

پژوهشگران علوم انساني با مقايسه فرهنگ هاي مختلف در سطح جهان با

ويژگي هاي رفتاري مشخص در بين انسان ها مواجه شده اند كه در جوامع

گوناگون مشابه هستند؛ مانند ترسيدن از مار، عشق ورزيدن و احساس رومانتيك

داشتن، توهينهاي خنده دار، علاقه به شعر، نخوردن غذاهاي ممنوع، مسايل جنسي،

برگزاري مراسم خاص مانند عزاداري و غيره. وجود چنين شباهت هايي در

فرهنگ هاي گوناگون در گوشه و كنار كره زمين بسيار شگفت انگيز است و

نيست كه در محيط هاي « لوح سفيد » نشان مي دهد كه ذهن و روان انسان يك

گوناگون شكل گرفته باشد، بلكه اين گونه به نظر مي رسد كه فرهنگ ها نمي

توانند تفاوت هاي خيلي زيادي با يكديگر داشته باشند. پس بايستي در خلق

فرهنگ ها در بين اقوام مختلف از مكانيسم هاي مشابهي استفاده شده باشد.

فرهنگ فنوتيب و مجموعه فعاليت هاي ظاهري انسان هاست كه اجازه مي

دهد افراد در جامعه زندگي، رشد، پيشرفت و توليد مثل كنند. انسان ها براي حل

مشكلات در جامعه خود از علم استفاده و براي رفع مشكلات احتمالي با يكديگر

79

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

همكاري مي كنند. همين فعاليت هاست كه فرهنگ ها را تشكيل مي دهد. وقتي

افراد مختلف در زمان ها و مكان هاي متفاوت به قوانين متنوع دست پيدا مي كنند

از لغت فرهنگ استفاده مي شود. پس فرهنگ چيزي نيست كه از بيرون وارد بدن

شود، بلكه براساس نوع سلول هاي مغز شكل مي گيرد كه اين فرايند "يادگيري"

ناميده مي شود. وجود شبكه هاي گوناگون از سلول هاي مغزكه بسيار دقيق

فعاليت مي كنند و توان يادگيري و ظرفيت افراد را تعيين مي كنند، فهم و درك

فرهنگ هاي گوناگون را آسان تر مي كند. 23 و 2

فرهنگ در واقع مجموعه اي از ابداعات تكنولوژيكي و اجتماعي مردم است

كه در زندگي روزمره به كمك آن ها مي آيد و نه صرفاً مجموعه اي از حركت

ها، فعاليت ها و نقش ها كه براي مردم اتفاق مي افتد. چنانچه اينگونه به فرهنگ

بنگريم و چنين تعريفي را از فرهنگ داشته باشيم بهتر ميتوانيم درك كنيم

چگونه فرهنگ ها هم زمان كه متفاوت از يكديگر هستند، در زمان ها و مكان

هاي مختلف مشابه مي شوند. مثلاً چنانچه يك گروه كوچك از جمعيت انساني به

واسطه وجود يك مانع طبيعي مانند دريا يا كوهستان از جامعه بزرگتر انساني جدا

شود، يك ابداع يا كشف جديد به سختي به اين گروه انساني راه مي يابد. زماني

كه يك گروه انساني، نوع اختراعات و كشفيات و رسوم خود را تغيير دهد، به

همان نسبت در فرهنگ خود تغيير ايجاد مي كند. پيشرفت بعضي از اقوام بشري

در طول تاريخ نشان دهنده اين واقعيت است كه هر قومي سعي در رفع نياز خود

داشته و با رفتارهايي كه اجازه استفاده از تكنولوژي و امكانات طبيعي را مي داده

است، اقدام به ساختن جامعه خود نموده است. در واقع مردم جوامع پيشرفته از

هوش بيشتري نسبت به مردم جوامع غير پيشرفته برخوردار نبوده اند، بلكه با

80

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

استفاده بيشتر از مغز خود و رفتارهايي كه امكان استفاده بيشتر از امكانات محيطي

را فراهم مي ساخته است برا ي رفع مشكلات جوامع خويش تلاش كرده اند.

نتيجه

با اين توضيحات مي توان گفت كه تاريخ و فرهنگ ريشه در روان شناسي و

رفتار و به عبارتي ريشه در علوم اعصاب، ژنتيك و تكامل دارد. پيشرفت شگفت

انگيز علوم در دهه هاي پاياني در قرن بيستم نشان دهنده اين واقعيت است كه با

پيشرفت علوم مختلف و بهره گيري از اطلاعات بدست آمده از همه رشته هاي

علوم تجربي، مي توان به كشفيات جديد در علوم اعصاب و شناخت عميق تر از

ذهن، مغز و روان انسان در دهه هاي آتي اميدوار بود.

كشفيات جديد در رشته هاي مختلف بويژه ژنتيك مولكولي نشان مي دهد كه

نظم موجود در موجودات زنده بسيار دقيق است و قوانين فيزيك و شيمي حاكم

بر هستي، بر تمام فعاليت هاي موجودات زنده روي كره زمين حاكم است.

شناسايي شبكه هاي بين سلول هاي مغز بسيار پيچيده است و نشان دهنده اين است

كه انسان به اين موضوع آگاه است كه مي تواند فكر كند، احساس كند و ياد

بگيرد. اين درك و فهم از ماهيت انسان بسيار غني تر و به حقيقت نزديك تر

تشكيل شده است كه در آن انسان « لوح سفيد » است تا اين نظريه كه انسان از

موجودي بي ماهيت است و براساس اطلاعات از محيط شكل گرفته مي شود.

اميد است با افزايش آگاهي و دانش از فيزيولوژي و طبيعت بدن انسان و نقش

ژنتيك در شكل گيري رفتار و شخصيت انسان بتوانيم در آينده شاهد شكل

گيري فرهنگي در ايران باشيم كه افزايش تلاش در راه استفاده كامل از مغزهاي

متعدد و ايده هاي متنوع براي حل مشكلات جامعه را به همراه داشته باشد. مطالعه

81

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

تاريخ انسانهاي روي كره زمين نشان داده است كه گروه و يا قومي پيشروتر و

موفق تر است كه بتواند از تمامي استعداد ها و پتانسيل هاي خود حداكثر استفاده

را بكند و از اين راه است كه راه تكامل و رسيدن انسان به قله هاي بهروزي در

هر جامعه اي هموارتر مي شود.

82

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

ژنتيك رفتار و فرهنگ

پي نوشتها

1- Gregor Mendel

2 -Gibbs, WW (2003). The unseen genome: Gems among the junk.

American Scientist, 289,78-85.

3 -Benjamin Lewin . Genes 1X. 2008. Sudbury, Massachusetts, U.S.A. Jones

and Bartlett Publisher

4- Gibbs, WW (2003). The unseen genome: Gems among the junk.

American Scientist, 289,27-33.

Guttmacher , A.E., & collins, F.S.(2003). Welcome to the genomic era . The

New England Journal of Medicine, 349,996-998.

5 - Eddy SR: 2001. Non-coding RNA genes and the modern RNA world.

Nature Reviews Genetics 2: 919-929.

-6 دين هامر و پيتر كوپلند /نقش ژن ها در شكل گيري شخصيت / ترجمه دكتر علي متولي زاده اردكاني /

انتشارات چهر/ 1382

7- Eddy SR: 2001. Non-coding RNA genes and the modern RNA world.

Nature Reviews Genetics 2: 919-929.

-8 دين هامر و پيتر كوپلند /نقش ژن ها در شكل گيري شخصيت / ترجمه دكتر علي متولي زاده اردكاني /

انتشارات چهر/ 1382

-9 دين هامر و پيتر كوپلند/نقش ژن ها در شكل گيري شخصيت/ ترجمه دكتر علي متولي زاده اردكاني /

انتشارات چهر/ 1382

10 - Boomsma DI,&Martin, N.G.( 2002). Gene – Environment interactions.

In H.D haenen, J.A. den Boer, & P. Willner (Eds), Biological Psychiatry .

New York: Wiley.

-11 براي مطالعه دقيق تر نتايج اين مطالعات كه در اين بخش آورده شده است به كتاب " نقش ژنها در شكل

گيري شخصيت" ، ترجمه نگارنده رجوع شود .

-12 دين هامر و پيتر كوپلند/نقش ژن ها در شكل گيري شخصيت/ ترجمه دكتر علي متولي زاده اردكاني /

انتشارات چهر/ 1382

13- schizophrenia

14- Autism

15- Attention Deficit Hyperactivity Disorder

16- Dyslexia

17- Harrison PJ, Owen MJ (2003). Genes for schizophrenia? Recent findings

and their pathophysiological implications.the Lancet 361, 417–419.

-7 دين هامر و پيتر كوپلند/نقش ژن ها در شكل گيري شخصيت/ ترجمه دكتر علي متولي زاده

اردكاني / انتشارات چهر/ 1382

8- Reif, A. & Lesch, K.-P. (2003), "Toward a molecular architecture of

personality", Behavioural Brain Research, vol. 139,. 1-20.

18- Lumsden and Wilson, E.O. (١٩٨١) .Genes, mind , and cuiture.

Cambrilge, mass:Harvard university press.

83

فصلنامه اخلاق پزشكي سال سوم، شماره هفتم، بهار 1388

علي متولي زاده اردكاني

19- Wilson, E.U.1998. Consilience: the unity of Knowledge .New York:

Knopf

20- Preuss TM (2000) What's human about the human brain? In: MS

Gazzaniga (Ed.), The New Cognitive Neurosciences, Combridge,Mass:MIT

Press .

21- Pinker, S. (1991) Rules of language. Science, 253, 530-535

22- Ramachadran,v.s.,Blakeslee,s.1998. phantoms in the brain : probing the

mysteries of the human mind. New York: William Morrow.

2- Wakefield, J.C.1992. The Concept of mental disorder :on the boundry

between biological facts and social values. American psycholisist , 47,373-

388.

23- Stevenson , L.,& Haberman , D.L.1998 . Ten theories of human nature .

New York : Oxford university press .

2- Tooby, J., & Cosmides, L.1992. Psychological Foundations of culture .

New York : Oxford university press .

فهرست منابع

Boomsma DI,&Martin, N.G.( 2002). Gene – Environment interactions. In

H.D haenen, J.A. den Boer, & P. Willner (Eds), Biological Psychiatry . New

York: Wiley.

Benjamin Lewin . Genes 1X. 2008. Sudbury, Massachusetts, U.S.A. Jones

and Bartlett Publisher

Gibbs, WW (2003). The unseen genome: Gems among the junk. American

Scientist, 289,27-33.

Eddy SR: 2001. Non-coding RNA genes and the modern RNA world.

Nature Reviews Genetics 2: 919-929.

Eddy SR: 2001. Non-coding RNA genes and the modern RNA world.

Nature Reviews Genetics 2: 919-929.

Gibbs, WW (2003). The unseen genome: Gems among the junk. American

Scientist, 289,78-85.

يادداشت شناسه مؤلف

ژنتيك، دانشيار و عضو هيأت علمي مركز تحقيقات اخلاق و Ph.D ؛ دكتر علي متولي زاده اردكاني

حقوق پزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي

Email: Ardekani@avicenna.ac.ir

87/8/ تاريخ وصول مقاله: 13

87/11/ تاريخ داوري مقاله: 11