کشیشی که آیت الله شد
42 بازدید
تاریخ ارائه : 6/22/2014 6:28:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

کشیشی که آیت الله شد

مرحوم محمد صادق فخر الاسلام ابتداء یکى از کشیشهاى بزرگ و معروف مسیحى بود، اما پس از مدتى پى به حقانیت اسلام برد و چون مردى آزاده بود، مسلمان گردید و چند کتاب نیز در رد مسیحیت و یهود نوشت (هم عصر ناصرالدین شاه قاجار).

وى در یک خانواده مسیحى ساکن کلیساى کندى شهر ارومیه دیده به جهان گشود. در سلک روحانیت کلیساى نسطوریها (آسوریها) در آمد و در خدمت رآبى یوحناى کبیر، یوحناى جان و رآبى عار، به کسب دانش پرداخت و مدرسه عالى آسوریها را به پایان رساند و مردى دانشمند و قسیس عالى مقام گردید، سپس به واتیکان سفر کرد تا اطلاعات مذهبى خود را کاملتر گرداند. در آنجا به خدمت قسیسها و مطرانهاى والامقامى، مانند رآبى تالو کورکز رسید و چون در واتیکان درس خواند، عقائد کاتولیکى در او اثر گذاشت.

وی سرگذشت مسلمان شدنش را اینطور شرح داده است: از ابتداى جوانى، شوق تحصیل علوم دینى را داشتم، بنابراین سرگرم علوم دینى شدم و کم کم مدارج علمى را طى کردم، تا اینکه کوچ کرده و خود را به کلاس درس پاپ اعظم رسانیدم. در مجلس درس او چهار صد نفر شرکت داشتند و من در میانشان از هوش و استعداد بیشترى برخوردار بودم، به همین دلیل مورد علاقه پاپ شدم، به طورى که تنها کسى بودم که اجازه ورود به حرم پاپ را داشتم. روزى به مجلس درس پاپ رفتم، او نیامده بود، گفتند امروز پاپ مریض ‍ است و نمى آید، شاگردان خودشان بحث مى کردند. صحبت راجع به کلمه فار قلیط بود که این لفظ در انجیل آمده است هر کس آن را طورى معنى مى کرد و چیزى مى گفت. من به دیدن پاپ رفتم، او در بستر افتاده بود، گفتم: به مجلس درس رفتم، شما نیامده بودید، از این رو به دیدنتان آمدم. پاپ پرسید: در نبودن من هم، مباحثه برقرار بود؟ گفتم: آرى، در مورد کلمه فار قلیط بحث مى کردیم عده اى مى گفتند به معنى تسلیت دهنده است، حضرت عیسى (علیه السلام) فرموده است: من مى روم و پس از من فار قلیط مى آید.

پاپ گفت: تقصیر نکرده اى لیکن حق واقع، خلاف همه این اقوال است؛ زیرا که معنا و تفسیر این اسم شریف را در این زمان به نحو حقیقت نمى دانند مگر راسخان در علم، از آنها نیز اندک. پس حقیر خود را به قدمهاى شیخ مدرّس انداخته و گفتم: اى پدر روحانى، تو از همه کس بهتر مى دانى که این حقیر از اوائل عمر تاکنون در تحصیل علم کمال انقطاع (امید) و سعى را دارم و داراى کمال تعّصب و تدیّن در نصرانیّت هستم به جز در اوقات صلوة و وعظ، تعطیلى از تحصیل و مطالعه ندارم، پس چه مى شود اگر شما احسانى نمایید و معناى این اسم شریف را بیان فرمایید؟

او گفت: صلاح نیست، زیرا اظهار معنى آن براى تو و من ضرر دارد. من اصرار کردم و او را سوگند دادم، پاسخ داد: من این کلمه را به تو مى گویم، به شرطى که تا وقتى من زنده ام آن را فاش ‍ نکنى. من پذیرفتم. او گفت: این کلید را بردار و آن جعبه را باز کن ، در آن ، جعبه اى قرار دارد ، آن را هم باز کن ، در آن کتابى به زبان شریانى وجود دارد که هزاران سال قبل نوشته شده است.

وقتى کتاب را برداشتم، گفت: فلان صفحه را بیاور ، آن صفحه را پیدا کردم ، دیدم راجع به کلمه فار قلیط بحث کرده است و گوشه اى نوشته ؛ فار قلیط همان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. پرسیدم این محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کیست؟

پاپ پاسخ داد: همان کسى که مسلمانان او راپیامبر مى دانند. گفتم: پس مسلمانان بر حق هستند؟ گفت: آرى ، پرسیدم: پس چرا شما حق را ظاهر نمى کنید؟ پاپ گفت: افسوس که من در آخر عمرم به این راز پى بردم، اما اگر آن را اظهار کنم، حکومت مرا مى کشد، به هر کجا روم، حتى در میان مسلمان ها حکومت مرا پیدا مى کند، و به قتل مى رساند، صلاح من سکوت است، ولى تو جوان هستى، مى توانى فرار کنى و بروى.

دستش را بوسیدم و همان روز از محضرش رخصت گرفته به ارومیه بازگشتم و در محضر مرحوم حاج میرزا حسن مجتهد، دین حنیف اسلام را با جان و دل پذیرفته و به مذهب تشیع شرفیاب گردیدم و به نام شیخ محمد صادق مفتخر شدم.

بعد از شفا از مرض ختان (ختنه کردن ) مشغول قرآن خواندن و تحصیل علوم اهل اسلام گردیده و بعد به قصد تکمیل علوم و زیارت ، عازم عتبات عالیات گردیدم . مدتى عمر خود را در تحصیل و زیارت گذرانیدم و خدا را به عبادت حق ، در آن امکنه شریف عبادت نمودم . در نجف اشرف خدمت سید کاظم یزدى و آخوند خراسانى به مرحله اجتهاد رسیدم.

…بعد از تکمیل و فراغت از تحصیل و اجازه از علماى اعلام و فقهاى گرام به ارومیه مراجعت نموده و مشغول امامت جماعت و تدریس و وعظ و تعلیم مسائل حقه گردیدم و مجالس متعددى میان این حقیر و علما و کشیشان و متابعان مسیح منعقد گردید. بحمدالله همه را مجاب و ملزم نمودم و اشخاص بسیارى به سبب هدایت من ، داخل دین اسلام شدند.

منابع:

۱ – انیس الاءعلام فى نصرة الاسلام ،
نوشته فخرالاسلام . تنظیم و پاورقى سید عبدالرحیم خلخالى ،
ص ۶ تا ص ۲۷، جزء اول .

۲ – سایت تبیان