"هوی و هوس" خطری برای عالمان و "خیانت" خطری برای حاکمان
43 بازدید
تاریخ ارائه : 6/18/2014 6:58:00 AM
موضوع: علوم تربیتی

سخن از بهشت آفرین شیرین تر است ...: نوشته حجت الاسلام هادی سروش

-به بهانه بحث از بهشتی کردن مردم

سخن از بهشت آفرین شیرین تر است ...

نوشته : حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش

استاد حوزه علميه قم

بسمه تعالی

در سالهايکه به توفیق ربانی در محضر علامه حسن زاده آملی کسب فیض می نمودم از حضرت استاد بارها شنیدم می فرمود: «اگر بهشت شیرین است بهشت آفرین شیرین تر است»، این روزها یاد آن جمله عرفانی ایشان افتادم، امّا به انگیزه عرفانی و معرفتی بلکه حادثه ای که مجموعه ای از «جر و بحث ها» در مورد «بهشتی کردن مردم» كه در این روزها مطرح شده است ميباشد.

عده ای از رجال سیاست و شریعت بر این باورند که جای اکراه و اجبار دیگران برای ورورد به بهشت  وجود داشته  و باید ابزار اجباري آن را فراهم آورد و عده ای دیگر بر خلاف آن فکر می کنند در مقام پاسخ برآمدند.

در این نوشته بنای نویسنده بر توضیح و یا داوری نیست بلکه آنچه در خور توجه بیشتری است این است که به این موضوع جلب نظر شویم که همه ما و خصوصاً عالمان و حاکمان ما چقدر در پیدایش این «بهشت» برای شهروندان خود تلاش کرده و نتیجه گرفته اند؟

آیا توفیق نصیب شد که «بوی بهشت» را در جامعه ایجاد و به وزش در آورند؟

در «بهشتی کردن مردم» سخن از «تکلیف و وظائف مردم» است امّا در «بهشتی شدن جامعه» سخن از کسانی است در ایجاد یک «جامعه بهشتی» نقش عمده ای را به دوش می کشندودر يك كلمه "بهشت آفرينند".

عالمان و حاکمان بهشت آفرینان جامعه

دو گروه بر اساس مکتب اهل بیت (ع) تأثیر مستقیم در تبدیل جامعه انسانی به یک «بهشت دنیوی» دارند و واضح است که مقصود از بهشت دنیوی همان جامعه سعادتمندی است در آخرت به «جنات عدن» ظهور می كند، آن دو گروه، یکی «عالمان دینی» هستند (1) که در تعبیر زیبائی آمده:

«طریق الجنة فی ایدی العالم ...» (2)

و دیگری «حاکمان صالح و امانتدار» ميباشند :

«انما الناس مع الملوك »(3) و«اذا تغيرالسلطان تغيرالزمان»(4)

چقدر زيبا جناب علامه شيخ محمدتقي مجلسي(اول)كه خود از رجال عرصه مرجعيت و سياست بوده در شرح فارسي خود بر كتاب "من لايحضره الفقيه"همين حقيقت غير قابل انكار را آورده  :

"در اخبار صحيحه از حضرت سيد المرسلين صلّى اللّٰه عليه و آله وارد شده است كه دو طايفه‌اند از امت من كه اگر ايشان خوب باشند امت من خوب خواهند بود، و اگر ايشان بد باشند امّت من متابعت ايشان نموده بد خواهند شد. و آن دو طايفه امراء و علمااند و مجربست كه اگر پادشاهان خوب باشند عالميان همگى به مضمون: «النّاس على دين ملوكهم» مايل به خوبى مى‌شوند، و هم چنين علماء، بلكه حق سبحانه و تعالى چنان كرده است كه خوبى ايشان بحسب واقع مؤثر است در نفوس خلايق و چندان كه اين دو طايفه در خوبى بكوشند هر چند خلايق از خوبى ايشان خبر نداشته باشند خلايق در مقام خوبى و صلاح در مى‌آيند، و هم چنين در بدى و فساد." (5)

تردید نفرمائید که «تقوی و خلوص» (6) عالمان ربانی در کنار «زمان شناسی» (7) آنان در شرائط مختلف خود بهترین عامل نه برای بهشتی شدن یک فرد بلکه بهشتی شدن یک جامعه می باشد.و سر مطلب در ان نهفته است كه بر اساس اصول مسلم "حكمت متعاليه"حركات و نيات عالمان و مربيان  در نفوس بسيار اوقع است .

همانطوری که «صداقت» (8) و «امانتداری» (9) در کنار «محبت به مردم» (10) كه در شرح وظائف حاكمان آمده  نیز جامعه ­ای را تبدل یک بهشت معنوی دنیوی می کند.

مجموعه اين اوصاف شمرده شده در نامه 26 نهج البلاغه که خطاب به کارگزاران مالی و دارائی دولت علوي است  ديده ميشود . و مهم آنكه حضرت (ع) در مقام نتیجه گيري مرقوم فرمود:

«من لم یختلف شره و علانیة و فعله و مقالته فقد ادی الامانه و اخلص العبادة»

"هوي و هوس" خطري براي عالمان

و "خيانت" خطري براي حاکمان

امّا اگر «هوی و هوس» که مهمترین رهزن در میان «عالمان دینی» شمرده شده (11) دامن آنان را بیگيرد پیامبر (ص) آن را بعنوان روزنه سرايت فساد به همه جهانیان دانسته است :

«اذا فسد العالم فسد العالم» (12)

و در تعبیر تندتر امام صادق (ع) آنان را به «قطّاع طریق » دزدان سر گردنه معرفی نموده است. (13)

و برای حاکمان نیز مهمترین رهزن «خیانت» معرفی شده .بلکه در تعبیر تند و تیز حضرت امیر (ع) آمده:

«ان اعظم الخیانة خیانة الامة و افظع الغش غش الائمه» (14)

چرا که «هوس"  و " خیانت» زیباترین جامعه دینی را تبديل به یک جامعه آلوده می کند بگونه ایكه «دین» کاملا در اسارت خائنان قرار می گیرد (15) همانگونه که در زمان بنی امیه و بنی عباس شد آنچه شد!

آيا در چنان جامعه اي حركتهاي فردي يا حتي سازماندهي شده در رفع  ناهنجاريهاي ديني تاثير گذار است ؟

پس عالمان و حاكمان بايد اول از خود شروع كرده وامنيت اخلاقي و اقتصادي مردم را تضمين نمايند تا خود بخود ويا با كمترين ارشاد وهدايتي شهروندان خود را آراسته به "دينداري" كنند .همانطوريكه پيامبرعزيز(ص) چنين كردند.

ضرورت برقراري امنیت اخلاقی و اقتصادی در کنار امنیت دینی

از آنجا که در قرآن «امنیت اخلاقی و اقتصادی» در کنار «امنیت ایمانی» مهم شمرده شده است  استفاده ميشود كه امنيت اخلاقي و اقتصادي براي يك جامعه ارزنده ضروري است  و واقعيت آن است كه اين امنيت در گرو رفتار عالمان و حاكمان است و لاغير در حاليكه برخي يا اصل اين موضوع را قبول ندارندويا اگر هم قبول دارند آن را بي ارتباط با علم و تعهد عالمان و حاكمان ميپندارند و همه هم وغم خود را در برخورد با بعضي از ناهنجاريهاي فردي آحاد جامعه قرار ميدهند!.

در سوره قریش در تعریف و تمجید از دوران افتخار آمیز بعد از بعثت حضرت رسول (ص)، در کنار امر به عبادت و تقوی الهی (16) سخن از سيري و آرامش جامعه نبوي پرداخته و مي فرمايد:

«الذی اطعمهم من الجوع و آمنهم من الخوف» (17)

بدين معنا كه خدای متعال شما را در فصول مختلف سال از نعمتهای گوناگون بطوری بهره مند ساخت که نه تنها از گرسنگی در امان ماندید بلکه موفق به «جمع مال و کسب ثروت» نیز شدید و از سوی دیگر در سفر و حضر یعنی در اقامت ها و مسافرت ها هیچ گونه خطری شما را تهدید نکرد. (18)

بي ترديد رفع گرسنگي و ايجاد نظم وارامش به بركت استقرار و تدابير شايسته "دولت نبوي" بوده است .

نکته زیبائی در فقه مطرح است که اگر کسی در نماز خود بعد از سوره حمد سوره «قریش» را بخواهد بخواند، باید سوره «فیل» را هم بخواند (19) که البته فخر رازی و علامه طباطبائی یک سوره بودن این دو سوره را محتمل دانسته اند (20)

شاید سرّ این «جمع اين دو سوره» در این باشد که در عين شمارش نعم الهي بر قريش گوشزد به اين نكته هم باشدكه اگر جامعه ای در معرض آسیب های اخلاقی و اقتصادی و ایمانی قرار گیرد مانند اصحاب فيل ممكن است مورد «آسیب و بلای آسمانی» قرار گيرد همانطوری که در مقابل، به برکت ایمان و امنیت و اقتصاد ، برکات آسمانی قطعی است.

نزول این برکات دنيوي در عصر نبوي مدیون تبلیغ صحیح توأم با تدبیر و مدیریت هماهنگ با محبت نسبت به مردم از سوی پیامبر عزیز اسلام (ص) بود همانطوری که یوسف پیامبر هم با دوری از هر گونه آفتي مثل «ریاست طلبی و خیانت کاری» (21) توانست مصر را تبدیل به یک «بهشت مسکونی معنوی دنیوی» نماید. (22)

با تمسک به این فرهنگ غنی قرآنی «عالم ربانی زمان شناس» که صد البته زبان گویش به «حق» را هیچ گاه از دست نداده باشد (23) و «حاکمان و مسئولان صادق و امانتدار و با محبت نسبت مردم»، می توانند قبل از بهشتی کردن تک تک مردم، یکباره یک جامعه ای را بهشتی کنند:

«استقر الاسلام ملقیا جزائه و متبوئا اوطانه» (24)

اینجاست که شهروندان جامعه اسلامی از هر گونه فسا اخلاقی نسبت به ناموس خود و اعتیاد نسبت به فرزندان خود هراسی بخود راه نمي ندهند و از سوی دیگر در سطح اقتصاد کشور چون«رعایت انصاف» رامی بینند که حرف اول را می زند «دین و ایمان» در اعتقاداتشان و «شریعت و احکام آن» در اعمالشان بخوبی و وضوح ديده می شود.

و حقیقت «یدخلون فی دین الله افواجاً» (25) بار دیگر ظهور می کند.

به امید آن روز انشاء الله

===================================================

پاورقي ها :

1ـ امالی صدوق، حدیث 2، 615 و رجوع کنید به عده الداعی / 72

2ـ منیة المرید / 124

3ـ نهج البلاغه خطبه /210

4-نهج البلاغه نامه/31 بند114

5- لوامع صاحبقراني1/109 - ر.ك2/494-و8/38

6ـ نهج البلاغه خطبه / 87

7ـ کافی 1 / 27

8ـ نهج البلاغه خطبه 26

9 همان

10 ـ نهج البلاغه خطبه 34 بند 9 و نامه 53 بند 8

11ـ نهج البلاغه خطبه / 87

12ـ شهاب الاخبار / 40

13ـ تحف العقول / 397 و کافی 1 / 46

14ـ نهج البلاغه خ / 26

15 نهج البلاغه نامه 53 بند 70

16ـ سوره قریش / 3

17ـ همان / آیه 4

18ـ مجمع البیان 10 / 636

19ـ تحریر الوسیله امام 1 / 149

20ـ المیزان 20 / 361  ـ تفسیر فخر رازی 32 / 103

21ـ  سوره یوسف آیه 53 و 55

22ـ تفسیر فخر رازی 32 / 108

23ـ نهج البلاغه خ / 2

24ـ نهج البلاغه خ / 56

25ـ سوره نصر