مردم منتظران واقعی حضرت مهدی(عج) نیستند چرا که هم حضرت را می خواهند و هم اعمالی خلاف رضایت امام(ع) انجام می دهند.
29 بازدید
تاریخ ارائه : 6/14/2014 10:34:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

غلامعلی رجایی در گفت و گو با شفقنا: تا زمانی که مردم تن به حاکمیت بی عدلی دهند، مهدی(عج) نخواهد آمد

حضرت مهدی(عج) به عنوان آخرین وصی پیامبر(ص) مهم ترین رسالت خود را با کمال بخشی به قدرت تعقل بشر آغاز می نمایند و به این وسیله زمینه تحقق اهداف حکومت جهانی با حاکمیت عقل فراهم می گردد. با گذشت زمان انسان ها توانسته اند به درجه ای از عقلانیت و تکامل برسند و نیاز به وجود حضرت را درک کنند؟ بشریت امروز چگونه می تواند در دایره یک منتظر واقعی قرار گیرد؟ تقابل دجال و مصلح آخرالزمان با آموزه های دینی ما تطبیق دارد؟ بروز و ظهور گروهای تروریستی به ویژه در کشورهای اسلامی نشانه حرکت بشریت خلاف تکامل عقلانیت است؟

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) این موضوعات را با دکتر غلامعلی رجایی استاد دانشگاه و کارشناس تاریخ مذهبی مورد بحث قرار داده است.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر رجایی را می خوانید:

* یکی از برداشت های پایان نبوت این است که انسان ها به درجه ای از عقلانیت رسیده بودند که بتوانند حق و باطل را از یکدیگر تشخیص دهند در صورتی که این برداشت را به امامان تعمیم دهیم، آیا از غیبت نیز می تواند چنین تعبیری داشت که انسان ها امروز محک زده می شوند تا مشخص شود که حق و باطل را به درستی تشخیص می دهند یا خیر؟ به طور کلی هدف از غیبت چه بوده و چرا؟

رجایی: دلیل غیبت تنها معطوف به یک عامل نمی شود، ما در روایات داریم که غیبت سری از اسرار الهی است؛ این واقعیت را ائمه نیز صریحا بیان کرده اند. راوی می گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود مهدی غیبتی خواهد داشت که باید واقع شود و هر اهل باطلی در آن تردید خواهد کرد. سوال کردم برای چه؟ فرمود به دلیلی که ما نمی توانیم آن رابیان کنیم. از حضرت پرسیدم غیبت ایشان چه حکمتی دارد؟ فرمود: حکمت غیبت ایشان همانند حکمت غیت حجت های قبل از ایشان است. حکمت این غیبت آشکار نخواهد شد مگر پس از ظهور او؛ همچنان که حکمت کارهای خضر مانند سوراخ کردن کشتی، کشتن آن پسر بچه و برپا کردن دیوار پس از اینکه موسی از وی جدا شد بر موسی آشکار شد .

دومین دلیل غیبت، امتحان بندگان خداست. عده ای وجود امام زمان را باور دارند و از او تبعیت می کنند ولی گروهی دیگر وقتی حضرت در پس پرده غیبت است دچار شک، تردید و ابهام می شوند. در این زمینه از امام کاظم(ع) روایت است که این غیبت آزمایشی است از سوی خداوند که مردم را با آن می آزماید. در روایت دیگری از امیرالمومنین(ع) است که فرمود: به خدا سوگند من و این دو فرزندم – حسن و حسین- کشته خواهیم شد و خداوند در آخرالزمان مردی از فرزندانم را به خون خواهی ما برمی انگیزد و او از دید مردم غایب خواهد شد، برای آنکه گمراهان جدا شوند تا آنجا که افراد نادان می گویند خداوند با آل محمد کاری ندارد!

در روایت دیگری از امام صادق(ع) در این باره آمده که این امر – ظهور- پیش نخواهد آمد مگر پس از نا امیدی و به خداوند سوگند این امر رخ نخواهد داد مگر آنکه شما از یکدیگر شناخته شوید و مورد آزمایش قر ار گیرید تا آنکه سعادتمند به سعادت برسد و شقاوتمند به شقاوت.

دلیل سوم غیبت که از متن روایات برداشت می شود این است که ائمه از جمله امام رضا(ع) فرموده اند: برای آن حضرت غیبتی واقع می شود تا هنگامی که با شمشیر قیام می کند بیعت هیچ کس برگردنش نباشد.

دلیل چهارم غیبت امام زمان(عج) حفظ جان ایشان از گزند بنی العباس است که قوم و خویش  اهل بیت بودند و برای دادخواهی آنها از بنی امیه با شعار الرضا من آل محمد قیام کردند ولی بیشتر از بنی امیه امام کشتند! در این تردیدی نیست اگر امام علیه حکومت های کنونی ظهور کند قصد جان وی خواهند کرد.

نکته دیگر اینکه حقیقت غیبت یک عارضه است. به عبارت دیگر عملکرد مردم به گونه ای بوده که نتوانستند از حجت خدا نگهداری کنند و همین امر موجب غیبت حضرت شده است، کاملین از نوع بشر یعنی معتقدان و شیعیان آن حضرت باید به حدی از  آمادگی ظرفیت و توانایی عقلی برسند تا بتوانند حجت خدا را از گزند دشمنانش که بی شمار هستند، حفظ کنند. ما می بینیم پس از امام موسی کاظم(ع) و امام رضا(ع) به ترتیب طول عمر این بزرگواران کمتر می شود تا اینکه امام زمان در دوران کودکی خود از دیده ها مخفی می شوند و جز خواص کسی او را نمی بیند. این مساله نشان می دهد که وضعیت بشریت به گونه ای است که حجت خداوند به طور آشکار نمی تواند ادامه حیات دهد و زندگی کند لذا غیبت وی آغاز می شود.

نکته دیگری که می توان بر آن تأمل کرد این است که در دسترس نبودن امام یک تشنگی و عطشی برای کسانی ایجاد می کند که طالب ایشان هستند، این افراد ظرفیت های خود را بیشتر بروز می دهند و خود را برای ظهور حضرت آماده می کنند.

حضرت یک ظهور خاص و یک ظهور عام دارند. ظهور خاص ایشان برای افراد خاص است، آنها به این توانایی رسیده اند که حضرت را زیارت کنند، با ایشان گفت و گو داشته باشند و رهنمود بگیرند. ظهور عام حضرت هم زمانی است که زمینه عمومی فراهم شود بنابراین وقتی حضرت ظهور می کند بشر به یک عقلانیتی رسیده که از ایشان در مقابل مستکبرین و مستبدین دفاع می کند و جان حجت خدا را حفظ می کند؛ همین مساله لاجرم منجر به درگیری هایی میان ولی خدا و مستکبرین و مستبدین خواهد شد و در نهایت عقلای جهان گرد ایشان جمع خواهند شد و به سمت حاکمیتی برگرفته از عقل، عدل و دین حرکت خواهند کرد.

* با توجه به اینکه غیبت همچنان ادامه دارد، آیا می توانیم این تصور را داشته باشیم  که انسان ها به درجه حقیقی از عقلانیت و تکامل نرسیده اند تا بتوانند وجود حضرت را درک کنند؟

رجایی: یکی از فلسفه های غیبت که در روایات هم آورده شده این است که وقتی حضرت ظهور پیدا کرد عقل ها را کامل می کند یعنی یک کاملیت نسبی ایجاد می شود؛ به تدریج زمان با گروهی یا ارتشی که محوریت حرکت خود را عقل، عدل و دین قرار داده اند، غبار مستکبرین را از سر مستضعفین کوتاه می کند و زمینه رشد عقلی را فراهم می آورد تا بشر به سوی یک تکامل عقلانی پیش رود.

* پس از پیامبر اکرم(ص)، بشریت شخصی را از جنس خود برای ادامه مسیر زندگی نداشته است و از قرآن و نشانه های دیگر برای انتخاب مسیر درست استفاده کرده، این امر به چه دلیل است، آیا عقل آدمی به درجه ای رسیده که می تواند بدون راهنما و مصلح آخرالزمان زندگی کند؟

رجایی: انسان هرگز بدون  الگو ، امام، رهبر و راهنما نمی تواند زندگی کند. تکلیف مردم پس از پیامبر روشن بود در غدیرخم تکلیف بشریت تا انتهای تاریخ معلوم شد عده ای از سر غرض، نفع و تعصب قبیله ای جانشینی علی را برنتافتند. در جهان کنونی هم چه در منطقه و چه در کشورهای غیر منطقه مردم تن به حاکمان و حاکمیتی می دهند که بهره ای از عدل، انصاف و دادگری نبرده اند. بشر در زمینه علم و دانش پیشرفت های خوبی کرده، اما در زمینه تکامل عقلانی که به معنای نزدیکی به دین و متدین تر شدن است، نه تنها بعضا شاهد پیشرفتی نیستیم شاهد جاهلیتی از نوع مدرن آن هستیم. وقتی در گوشه ای گروهی مثل طالبان و القاعده به وجود می آیند که به نام دین، دین را بدنام می کنند این نشان می دهد که بشریت بیشتر به فکر منافع خود است تا عقل. به عنوان مثال اخیرا در شهرهایی، داعش در بیانیه ای گفته است که زن ها و مردان نباید لباس جین بپوشند، مردان نباید موی کوتاه داشته باشند، زنان نباید روی صندلی بنشینند. این بیانیه چه ربطی به دین دارد!

* بشریت امروز چگونه می تواند در دایره یک منتظر واقعی قرار گیرد؟

رجایی: منتظر واقعی آن است که به خواسته های حضرت عمل کند و همانطور که خودشان گفته اند گناه نکنند. هر منتظری به هر میزانی که می خواهد به حضرت نزدیک شود  باید از شعاع عصیان و معصیت خود کم کند و به حضرت نزدیک شود. معتقدینی که به طور حقیقی و خالصانه به خدا و دین اعتقاد دارند، به حضرت نزدیک تر از بقیه متدینین هستند. اگر حضرت یاران واقعی به تعداد 400-500 نفر داشته باشند، قیام می کنند، اما امروز متاسفانه این تعداد افراد بسیار کم است. این مساله نشان می دهد  مردم منتظران واقعی حضرت مهدی(عج) نیستند چرا که هم حضرت را می خواهند و هم اعمالی خلاف رضایت امام(ع) انجام می دهند.

* چطور می توانیم زمینه پایان غیبت را فراهم کنیم؟

رجایی: پایان غیبت با ترک گناه، روشنگری و ایجاد عطش و تشنگی در جوامع مختلف انسانی حاصل می شود. زمانی که درصد عبودیت خدا در مردم بالا رود و عبد حقیقی باشند، سلطه مستکبرین را بر نمی تابند و قیام و اعتراض می کنند؛ در این صورت یا حاکمیت ها را به سمت تسلیم پیش می برند یا سرکوب می شوند. همین سرکوب هاست که باعث می شود زمینه یک قیام گسترده تری فراهم شود. به نظر من در درجه اول کار نخبگان، علما، روشنفکران و دانشجویان بیدار کردن مردم است که وضع موجود را وضع مطلوب نبینند. ممکن است در بعضی از مناطق این کره خاکی مردم در رفاه باشند، اما دچار جاهلیت هستند. در این شرایط وظیفه نخبگان است که ذهن ها را روشن کرده  و به همگان بفهمانند که رفاه دلیل خوشبختی نیست. سعادت و خوشبختی در تدین، تن دادن به احکام خدا و گردن نهادن به حکومت و حاکمیت ولی خداست.

* بحثی در ادیان مختلف مبنی بر تقابل دجال و مصلح آخرالزمان یا به عبارتی دیگر تقابل بدی و خوبی مطرح است که معتقدند بدی باید در جامعه ظهور یابد تا زمینه ظهور مصلح آخرالزمانی فراهم شود و برای گسترش خوبی در جامعه حضور یابد. چنین مباحثی چقدر با آموزه های اسلامی ما تطبیق دارند؟

رجایی: دجال یک مفوم سمبلیک است و  می تواند بسیاری از مسایل باشد، اما این تفکر که برای ظهور امام زمان(عج) لازم است بدی در جهان بسیار شود، غلط است. امام خمینی(ره) در یک سخنرانی در رد و تخطئه انجمن انحرافی حجتیه که البته بعضی از آنها معتقد به این بودند که باید فساد را زیاد کرد تا حضرت دلش به درد آید و ظهور کند، پاسخ این نوع تفکر را داده اند که چطور انسان می تواند بدی را زیاد کند تا حضرت ظهور کند؟ من در حسینیه جماران این را از خودشان شنیدم که فرمودند این منطق است که آقایان دارند که ما باید فساد را زیاد بکنیم تا بعد حضرت بیایند فساد را بردارند؟

انسان وقتی مهمان دارد پیش از ورود مهمان خود را برای پذیرایی و مهمان نوازی آماده می کند و آداب مهمان داری را رعایت می کند. ولی خدا نیز زمانی برای برپایی حکومت عدل جهانی و الهی ظهور می کند که زمینه برای آن فراهم باشد. منتظر باید وجود، حاکمیت، گسترش و شیوع بدی را نپذیرد. اگر همگان در این عرصه و چرخه حرکت کنند، بدی از بین می رود و ظهور بسیار راحت تر می شود.

* اینکه ما شاهد بروز و ظهور گروهای تروریستی به ویژه در کشورهای اسلامی هستیم آیا بدین معناست که در جهت خلاف تکامل عقلانیت حرکت می کنیم؟ با توجه به اینکه با گذشت زمان و پیشرفت تمدن بشر باید به تکامل عقلانیت دست یابد، اما چرا شواهد خلاف این مساله را نشان می دهد؟

رجایی: معتقدم ظهور این گروههای تروریستی تصادفی  و اتفاقی نیست. کار مستکبرین است و این جاهلان بازی خورده اند اگر غیر از این باشد چرا باید فقط مسلمان ها در این میان و میانه کشته شوند و هیچ گزندی به دشمنان اسلام و بشریت نمی رسد؟ آنان به این دلیل به وجود آمده اند تا کسانی را که قصد دارند در میان بشریت خسته از ستم، فساد، تبعیض و تباهی برای خود آبرویی پیدا می کنند را از دین برگردانند. دین اگر بدنام شود کسی به او اقبالی نخواهد کرد. البته بدنه این گروه های تند رو از همه چیز بی خبر هستند و سران آنها با پشتیبانی مرتجعین منطقه و مستکبرین این بساط را راه انداخته اند. این همه کشور اسلامی هست چرا باید خطر افراطیون القاعده و تندروها متوجه عراق شیعی باشد یا متوجه سوریه ای که علویان بر آن حاکم هستند؟ این اتفاقی نیست. ظهور این گروه ها ربطی به کل بشریت ندارد، برنامه مستکبرین است که بر مبنای جهل و طمع جهال از اهل اسلام در حال اجراست.

انتهای پیام