قطعه طلا خرد شده هنوز با ارزش است !!!
33 بازدید
تاریخ ارائه : 6/10/2014 11:40:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

قطعه طلا یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک قطعه طلارا از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این  را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این  را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه های متعجب، انرا را خرد کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این  را داشته باشد؟ و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بار مرد، قطعه طلاي خرد شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد انرا  برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب ا ن شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر ش در آوردم، از ارزش آن چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

 
و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم،خردمی شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.