آیا تا کنون به مرقد منور شهیدی مثل امام حسین در کربلا رفته اید !!!
49 بازدید
تاریخ ارائه : 6/9/2014 12:48:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

عنوان كلي: امام زاده علي بن محمد(مدفون در مشهد اردهال)

شستن قالي در مراسم قالي‌شويان مشهد اردهال:

مراسم قالي شويان در مشهد اردهال داراي مراحلي است و از جمله اهالي آن محل پيش از شستن قالي، قالي را در سرچشمه نهر شازده حسين و در كنار مسير آن روي زمين مي‌گسترانند. سپس براي شستن قالي يا غسل دادن قالي شهيد چوب به دست هاي فيني سرچوبهاي خود را د رآب چشمه فرو مي‌كنند و بيرون مي‌آورند و قطرات آب چوبها را روي قالي و مردمي كه دور ايشان ايستاده‌اند، مي‌باشند و به اين شيوه، قالي را كه نمادي از شهيد دشت اردهال است به صورت تمثيلي مي‌شويند و غسل مي دهند.[61] اين مراسم دهها سال است در اين منطقه با شكوه فراوان برگزار مي شود.

مراسم قالي شويان:

قالي نمادي از شهيد دشت اردهال امام زاده حضرت سلطان علي مي باشد پس از شستن قالي را دوباره بر دوش مي گذارند و از گذرگاهي در پاي كوه اردهال كه به در شرقي آستانه امام زاده منتهي مي شود به صحن سردار يا صحن فيني ها مي برند. در بازگرداندن قالي به آستانه، خاوه اي ها و شماري از فيني ها در دسته اي پيشاپيش حاملان قالي و فيني هاي چوب به دست، آرام و سنگين نوحه مي خوانند سينه مي زنند. چوب به دستان در تمام طول مسير با تكان دادن چوب هايشان و نهيب و تهديد مردم را از نزديك شدن به قالي و دست زدن به آن باز مي دارند. اگر زائري يا تماشاگري به قصد تيمّن و تبرّك جويي جسارت ورزد و حرمت منع تماس با قالي را بشكند و پا د رحريم ممنوعه بگذارد و خلاف عرف و سنت فيني ها دستي به قالي برساند، ده ها چوب و چماق بر سر و رويش فرود خواهد آمد. در صحن سردار فيني‌ها قالي را چند دور در حياط صحن و در پيرامون حوض مي گردانند. بعد به بالاي صفّه در ايوان بقعه مي برند. در ايوان چند تن از بزرگان مردم فين و خاوه كه انتظار قالي را مي كشند به سوي حاملان قالي پيش مي روند كه قالي را بگيرند، ليكن جوانان از تحويل دادن قالي سر باز مي زنند و با تكان دادن چوب هايشان بزرگان فيني و خاوه اي را از نزديك شدن به قالي دور مي كنند. سرانجام پس از كشمكش هاي بسيار و در لحظه هايي حساس و پرهياهو و در زير بانگ و فرياد «حسين، حسين» و « الله اكبر، الله اكبر»، بزرگان فيني قالي را از جوانان مي گيرند و به نمايندگان خاوه اي تحويل مي دهند. خاوه اي ها قالي را با احترام و تشريفاتي خاص به داخل حرم مي برند و به خدّام آستانه تسليم مي كنند.[62]

مراسم قالي شويان در حدود ساعت يك بعد از ظهر در فضايي آكنده از غم و افسوس و در برابر هزاران چشم اشك آلود پايان مي يابد.

در اين هنگام افراد دسته براي زيارت مرقد امام زاده سلطان علي به حرم مي دوند. زائران و تماشاچيان پراكنده مي شوند و براي خوردن ناهار و استراحت به حجره ها و چادرها و قرارگاههاي خود باز مي گردند.[63]

لعن خواني در مراسم قالي شويان:

در قديم به هنگام مراسم قالي شويان، در مشهد اردهال مردي از دهكده جوشقان اِستَرك(سرك جوشقان) كه سنّت لعن خواني در خانواده او مرسوم بوده، بر سر چشمه و بر روي بلندي، سكّو يا بندي مي رفت و زبان به دعا و لعن مي گشود. ابتدا لعن خوان با صدايي رسا و آهنگين حضرت سلطان علي و اجداد و نياكان مردم فين و خاوه را تجليل و دعا مي نمود و براي شادماني روح آنان طلب رحمت و آمرزش مي نمود؛ بعد به لعن و نفرين و سبّ قاتلان امام حسين(ع) و شهيدان كربلا و حضرت سلطان علي مي پرداخت. او همه سران و سركردگان قوم ظلم و جور و كساني كه د رآن زمان دشمن را در به شهادت رساندن امام زاده ياري كرده بودند، و يا در حمايت از سلطان علي در مقابله با دشمنان كوتاهي و از كمك به او دريغ كرده بودند و خلاصه همه سران طايفه هاي نراقي، كره جاري و نشلگي را لعن و نفرين مي نمود. چوب به دستان فيني و جمعيت حاضر بر سر چشمه در پي هر دعا يا لعن، يك صدا و با آوايي بلند، آمين يا بيش باد مي گفتند و جوانان چوبهايشان را در هوا به نشانه تهديد اشقيا و منافقان تكان مي دادند.

اين رسم چندين سال است كه برافتاده و ديگر كسي د رمراسم قالي شويان لعن خواني نمي كند. امروزه وقتي كه فيني ها قالي امام زاده را به سرچشمه مي رسانند بي درنگ آداب قالي شويي يا غسل قالي شهيد را با هيجان و هياهو و ولوله انجام مي دهند.[64]

هفته قالي (جمعه نشلگي ها)، روز سوگواري:

جمعه پس از جمعه قالي شويان به جمعه «نشلگي ها» و «جمعه هفته قالي» مشهور است. در اين روز مردم دهكده نشلگ يا نشلج به مشهد اردهال مي آيند و مراسم هفته شهادت حضرت امام زاده سلطان علي را مستقلا در پاي مرقد او بر پا مي دارند. آنان درباره مراسم هفته امام زاده و اختصاص اين مراسم به خودشان توجيه و توضيح خاصي دارند. آنان درباره مراسم هفته امام زاده و اختصاص اين مراسم به خودشان توجيه و توضيح خاصي دارند. آنان مي گويند: از آن جا كه اجدادمان نتوانسته بودند به موقع به حضرت سلطان علي در جنگ با كفّار و اشقيا بروند و در مراسم خاك سپاري پيكر آن شهيد نيز غفلت كرده بودند، بنابراين در جمعه هفته بعد از شهادت و خاك سپاري آن حضرت، به كنار مرقد مطهرش رفتند و به سوگ و غم او نشسته و عزاداري كردند. از آن زمان هر ساله ما نشلگي ها به ياد آن روز افتاد نياكان را تكرار مي كنيم و يك هفته پس از جمعه قالي شويان، و معمولاً در سومين هفته پاييز به مشهد اردهال مي آييم و مراسم هفته امام زاده را برگزار مي كنيم.[65]

مراسم هفته قالي:

نشلگي ها كه برگزار كننده مراسم هفته قالي هستند معمولاً با پيراهن سياه يا تيره در اين مراسم شركت مي كنند. آن ها صبح روز جمعه در صحن صفا تجمع مي كنند و دسته اي تشكيل مي دهند. افراد دسته در برابر زائران امام زاده به نوحه خواني و سينه زني و نخل گرداني مي پردازند. سينه زنان و نوحه خوانان را يك ميان دار راهنمايي مي كند. نخل را كه نخلي كوچك است و سياه پوشش كرده اند جوانان بر دوش مي گذارند و در حياط صحن گرداگرد حوض مي گردانند.

سينه زنان هم در پي نخ گردانان حركت مي كنند و با خواندن اشعار مذهبي و سينه زدن فضاي اندوهناك مراسم را بسيار تألم زا مي كنندـ شركت كنندگان در مراسم هفته، بجز زائران و دكان داران بازار كه از روز جمعه قالي در مشهد اردهال باقي مانده‌اند، مردم نشلگ و شماري از مردم دهات اردهال هستند. اين مردم صبح زود براي زيارت امام زاده و حضور در مناسك مذهبي روز هفت به مشهد مي آيند و غروب، پس از پايان مراسم و زيارت امام زاده به محل ها و خانه هاي خود باز مي گردند. بساط چينان و فروشندگان بازار و زائراني كه از چند روز پيش از مراسم قالي شويان به مشهد اردهال آمده اند پس از پايان مراسم هفته، بقعه حضرت سلطان علي را به خادمان و فراشان و مردم مجاور مي سپارند و مشهد را ترك مي كنند.[66]

پيش زمينه پردازش حماسه شهيد اردهال:

هزار سال پس از واقعه كربلا مردم حاشيه كوير ايران نيز با بهره گيري از عناصر سازنده حماسه شهادت امام حسين(ع) در كربلا، به روايتي حماسه گونه از هجرت و شهادت امام زاده سلطان علي مي پردازند و آن را در مجموعه اي از رفتارهاي سنتي‌ـ ايراني در مراسم تشييع و خاك سپاري او در سالگرد شهادتش بازگو مي كنند. داستان آمدن حضرت سلطان علي به ايران و جنگ او در دشت اردهال و شهادتش به دست سپاه اشقيا براساس هجرت تاريخي امام حسين(ع) از مدينه به كوفه، رويداد واقعه كربلا و حماسه شهادت او در آن دشت ساخته و پرداخته شده است. داستان شهادت امام زاده سلطان علي در اردهال، بن مايه و مضاميني كمابيش مشابه و يكسان با حماسه شهادت امام حسين(ع) در كربلا دارد. اين هر دو پيام شكوه مند كفر ستيزي و ستم زداي و شهادت پذيري در راه حق و آزادي و سربلندي را مي رسانند. اگر از برخي اختلاف هاي اقليمي و فرهنگي در دو سرزمين عراق و ايران، و جايگاه هاي رويداد حماسه شهادت امام حسين(ع) و امام زاده سلطان علي و تفاوت ميان شيوه توليد و طرز زندگي مردم در كوفه واردهال و كاشان بگذريم، اثرات اختلاف هاي اقليمي فرهنگي و اقتصادي را در ساختار صوري و معنايي داستان واقعي و تاريخي حماسه كربلا و داستان تمثيلي و نخيّلي حماسه يا شبه حماسه اردهال در نظر نگيريم، در خواهيم يافت كه واقعه شهادت حضرت امام زاده سلطان علي در واقع يك انگاره فرهنگي و زمينه تمثيلي از روايت واقعه شهادت حضرت امام حسين(ع) در كربلاست.

جنبه هاي تأثيرگذار در آئين قالي شويان:

داستان هجرت و شهادت حضرت امام زاده سلطان علي و نمايش واقعه شهادت و شست و شو و خاك سپاري تمثيلي او در نمايش آئين قالي شويان در اوائل پاييز هر سال نمايش هويت فرهنگي مردم منطقه در تجديد پيوندهاي طائفه اي ـ محلّي و تقويت و تحكيم روحيه از يك سو، و برقرار كردن رابطه روحاني ـ با شخصيت هاي مقدس مذهبيِ خود در وراي جهان مادي از سوي ديگر است. مردم طايفه هاي فين و كاشان و اردهال در نمايش تمثيلي قالي شويان نه تنها رفتارها و باورهاي مذهبي خود را تكرار و بازگو مي كنند، بلكه پاره اي از رفتارها و باورهاي كهن ايراني مربوط به آئين هاي پاييزي و باران خواهي و نوشدگي فصل و آغاز كشت و زرع را هم با صبغه مذهبي به نمايش در مي آورند.[67]

خاستگاه اسلامي ـ شيعي مراسم قالي شويان:

مردم منطقه به خصوص مردم فين و كاشان و اردهال قالي شويان را آئيني مذهبي در بزرگداشت سالگرد شهادت و خاك سپاري امام زاده سلطان علي، و آداب و مناسك قالي شويي را تمثيل و تقليدي از آداب و مناسك غسل و كفن و دفن و پيكر اين شهيد در دشت اردهال توسط نياكان خود مي پندارند.

فيني ها مي گويند، بنابر وصيت حضرت سلطان علي و تعهد و پيماني كه نياكانشان، پيش از مرگ با او بسته بودند، سيزده قرن است كه هرسال در چنين روزي بر سر مزار امام زاده گرد مي آيند و سالگرد شهادتش را با شستن قالي در آب سرچشمه شازده حسين، به سنت گذشتگان نمايش مي دهند.[68]

خاستگاه اسلامي ـ شيعي قالي شويان

شماري از مورخان و نويسندگان قرن سيزدهم هجري قمري، نظر و باور مردم در مذهبي بودن آئين قالي شويان را در نوشته هاي خود، با تفصيل يا به اختصار آورده اند. براي نمونه عبدالرحيم كلانتري ضرابي مي نويسد:«چون در زمان شهادت آن حضرت، مردم قريتين فين سفلي و فين علياي كاشان به اعانت و ياري آن حضرت شتافته، وقتي رسيدند كه آن حضرت را شهيد كرده و مالش را يغما نموده بودند، و نعش مطهرش را در قاليچه پيچيده، بر لب نهر آب آورده و غسل داده بودند، لهذا در هر سال بر سكنه قرينتين مزبور اين فرض است، كه همه ساله روز موعود، زن و مرد در مشهد مزبور حاضر شده و در روز جمعه پانزدهم الي بيست و دوم پاييز [69]در چاشتگاهي همان قاليچه را از سردابه مخصوص كه جاي آن است برآورده... حضرات فيني اطراف آن قالي را گرفته مي آورند لب نهر... آن وقت به ياد آن كه در چنين روزي جسد مطهر حضرت را در اين موضع غسل داده اند، گوشه قالي را در آب انداخته، چوب دست هاي خود را بر آب زنند و گريه و زاري نمايند. آن وقت به همان هيأت قالي را لوله كرده‌، بر سر دوش كشند، بيايند تا ايوان و رواق و در دور مرقد آن حضرت طواف كرده و بروند... و نظر به آن كه روز شهادت آن حضرت اشخاصي كه از نواحي كاشان به ياري آن حضرت آمدند، همه با سلاح جنگ بودند، مقرر است كه از پير هشتاد ساله الي بچه هشت ساله، هركس در آن وقت به زيارت مشهد مي رود، هر چه بتواند سلاح رزم با خود طراز كند. (1) و (2)

1. قالي شويان، علي بلوك باشي، ص 79.

2. تاريخ كاشان، صص 433ـ 434.

خاستگاه اسلامي ـ شيعي مراسم قالي شويان(3):

محمدتقي بيك ارباب از نويسندگاني است كه واقعه شهادت حضرت سلطان علي در اردهال و آداب تغسيل و تدفين او توسط مردم كاشان و اردهال را سبب برگزاري مراسم سالانه قالي شويان دانسته است. او مي نويسد: «در آن جا آن حضرت را شهيد كردند. قالي [اي] كه جسد مطهر بر روي آن بوده موجود است كه هر سال در سيزدهم پاييز از اهالي اردهال و كاشان كه اجداد ايشان مرتكب غسل و دفن آن حضرت شده اند در آن جا جمع مي شوند... در روز موعد قالي شويان، هر طايفه به وراثتي كه دارند قالي را گرفته، در آب مي‌كشند».[70] و [71]

خاستگاه اسلامي ـ شيعي مراسم قالي شويان(4)

چندتن از پژوهشگران متأخر، از جمله حسن نراقي، بر جنبه اسلامي ـ شيعي بودن رسم قالي شويان تأكيد دارند و هم عقيده با مردمع و ظاهراً از زبان مردم منشأ اين رسم را با شهادت سلطان علي پيوند مي دهند.

نراقي «قالي شوران» را «يكي از سنن ديرين مردم فين» دانسته و مدعي است كه اين رسم از قرون اوليه اسلامي تاكنون در نزديك ترين جمعه به روز 17 مهرماه در مشهد اردهال به ياد شهادت سلطان علي ين امام محمد باقر(ع) با شور و غوغاي تمام انجام مي شود». او مي نويسد: «اين تظاهرات يادبودي از روز شهادت و مراسم دفن و كفن سلطان علي است، زيرا مردم فين كه در روز واقعه به حمايت و طرفداري او شتافته بودند، هنگامي به مشهد مي رسند كه آن حضرت به دست دشمنان شهيد شده بود و فيني ها جنازه او را دفن نمودهع به عزاداري و سوگواري مي پردازند». (1) و (2)

1. قالي شويان ـ علي بلوك باشي، ص 80.

2. آثار تاريخي كاشان و نطنز، ص 430.

كرامات امام زاده سلطان علي (مدفون در مشهد اردهال)(1):

براي امام زاده سلطان علي كه در مشهد اردهال مدفون است، كرامات فراواني نقل شده است.

يكي از كرامات اين امام زاده كه از او نقل مي كنند، كشتن اژدهايي در زمان اقامتش در دهكده خاوه و سنگ كردن آن است:«در موقعي كه حضرت سلطان علي به خاوه آمد، مردمان خاوه ضعيف و بي قوه بودند و رنگشان زرد بود. حضرت فرمود: چرا شما اين قدر ضعيف و مفلوكيد؟ عرض كردند خدمت حضرت: بله، ما يك اژدها در اين ييلاقمان داريم. ان جايي كه آب ازش جاري مي شود، اژدهايي است كه دو روز به يك روز [72] مي آيد و آبي مي خورد و ان وقت غيثون [73] مي كند به اين آب. ما اين آب را مي خوريم و از آن زردرنگ و ضعيف المزاج شده ايم. حضرت فرمود: برويم آن اژدها را به من نشان بدهيد. رفتند در همان محلي كه آن اژدها مي آمد. وقتي كه اژدها آمد و سر به آب گذارد، حضرت شمشير كشيد و قد آن اژدها را دوتا كرد. حاليه همان اژدها سنگ شد، مردمان خاوه هم قوي هيكل شدند و سرخ و سفيد.» شرح اين اژدها كشي را شاعري به اختصار در سه بيت يك قصيده آورده است.

اين قصيده بر كتيبه گچ بري دو سوي در ورودي حرم سلطان علي نقش بسته است:

باشد كمينه معجزه‌اش قتل اژدها اژدها

كز تيغ كوه گشته روان سوي آبگير

اكنون پي شكستن دندان منكران

گرديده سنگ تا نشود خصم نكته گير

بهر قبول آن نديده است اژدها

با دام سنگ دليلي است دل پذير...[74]

كرامات امام زاده سلطان علي (مدفون در مشهد اردهال)(2):

يكي از كرامات امام زاده سلطان علي

آشكار كردن آب از است مي گويند؛ هنگامي كه حضرت سلطان علي از شمشير زدن در كارزار خسته ومانده شد، و تاب مقاومتش پايان يافت، در در بند از ناوه از اسب فرود آمد كه نماز بگزارد. جاي فرود آمدن كوهستاني و بي آبي و علف بود. حضرت شمشيرش را از غلاف كشيد و نوك آن را در زمين فرو كرد. ناگهان آبي از زمين بيرون جوشيد. حضرت و ياران سر و صورت را با آب آن چشمه شستند و وضو ساختند و به نماز ايستادند. به روايتي ديگر: به هنگام نماز ظهر سپاهيان دست از رزم كشيدند. چون خواستند وضو سازند آبي نيافتند. حضرت به كنار سنگ بزرگي در دربند از ناوه رفت و آن را از زمين بركند و به سويي افكند. همان دم چشمه آبي از زير سنگ روان شد. حضرت و سپاهيان با آن وضو ساختند و به نماز ايستادند. جنازه كاشاني اين واقعه را چنين به نظم كشيده است:

مؤذن صلا زد در آن گير و دار

كه خورشيد آمد به نصف النهار

نه تنهاست واجب جهاد و زكوة

ايا مؤمنين عجّلوا بالصّلوة

همه دست از رزم برداشتند

زشه آب بهر وضو ساختند

به در بند چون آب ناياب بود

به اردوي قحطي آب بود

شه آمد به بالاي سنگي عظيم

زلطف خداوند حيّ قديم

ز دست مبارك به نام خداي

همي كند آن سنگ خاه زجاي

يكي چشمه جاري شد از زير سنگ

و زآن شد گشايش به دلهاي تنگ

سوي چشمه لب تشنگان تاختند

زبهر عبادت وضو ساختند[75]

آب اين چشمه هنوز در دربند از ناوه روان است. زائراني كه به قصد زيارت قتلگاه امام زاده به در بند مي روند سري به اين چشمه مي زنند و مشتي آب از آن چشمه به قصد تيمّن و تبرّك و شفاي درد و بيماري و دوام تندرستي مي نوشند و آبي هم بر سر و روي مي زنند.[76]

كرامات امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال(3)

از جمله كرامات امام زاده سلطان علي، سنگ شدن ميوه درختان مي باشد.

محمدتقي بيك ارباب در تاريخ دارالايمان قم مي نويسد: چون نياكان كله جاري ها حضرت سلطان علي را به مخالفان نشان دادند، به نفرين حضرت از آن پس همه «ميوه[درختان] آن ها سنگ شده» است.

او سنگ شدن ميوه درختان را از غرايب روزگار و در نتيجه مشاركت اهالي كله جار در قتل امام زاده ذكر مي كند و مي نويسد: «از غرايب آن جا اين كه اهل آنجا كه باعث قتل امام زاده شده اند، ميوه اشجار آنها سنگ شده است. الان در آن صحرا قيصي و زردآلو و بادام و فندق سنگ شده يافت مي شود و هيچ تفاوت با اصل آنها ندارد. حتي بند ميوه كه از درخت افتاده است معلوم است».[77]

كرامات امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال(4)

بر آمدن كوهي از آهي يكي ديگر از كرامات امام زاده سلطان علي است.

در اردهال رشته كوه كوچكي است كه آن را كارد كله جار مي نامند. اين كوه حجاب و حايلي در نظرگاهِ ميان بارگاه امام زاده سلطان علي و دهكده كله جار. مردم مي گويند: چون حضرت از رفتار زشت و كفرآلود سران كله جار خشمگين شد، آهي كشيد و آن ها را نفرين كرد. از آه حضرت اين كوه از زمين فراز آمد و هم چون ديواري در ميانه بارگاه امام زاده و دهكده قرارگرفت و چشم انداز قبّه و بارگاه حضرت را از ديدگان ناپاك طائفه كله جاري پوشيده داشت.[78]

كرامات امامزاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال(5)

برخاستن آتش و دود از كوه را از ديد كرامات امام زاده سلطان علي در منطقه اردهال دانسته‌اند اين چنين روايت كرده اند كه در قديم، هفته اي يك بار در تنگ غروب آتشي همراه با دود از شكاف ميان دو كوه ماران و شيران در دهكده كرمه بر مي خاست و تا سحر گه زبانه مي كشيده است. نام اين دو كوه در تاريخ كاشان مار آئين و شير آئين آمده و از قله كوه‌هاي دهكده نشلگ به شمار رفته است.

به پنداشت عامه اين آتش و دود از سوختن آلودگي هاي تن زرين كفش، قاتل امام زاده، از سينه كوه كريه بيرون مي آمده است. اين بيت از اشعار كتيبه در ورودي حرم اشاره به اين آتش دارد:

از خاك خصم روسيهش تا سحر هنوز

آتش كشد زبانه به اين فتنه اثير[79]


كرامات امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال(6):

سپر بلاشدن تخته سنگ از ديگر كرامات سلطان علي در مشهد اردهال است. نزديك قتلگاه در دربند از ناوه بسيار بزرگي است رويه آن سوراخ سوراخ و پر از شكاف و ترك است. مردم مي گويند: وقتي كه حضرت سلطان به نماز ايستاد، اين تخته سنگ در تمام طول نماز خواندن حضرت به دور او مي چرخيد و سپر بلاي او شده بود و تير و نيزه هاي دشمنان بر آن فرود مي آمد. سوراخ ها و شكاف هاي سنگ را نيز جاي تيرها و نيزه ها مي پندارند.

مير سيد عزيزالله از گريه و نوحه سرايي سنگ هاي قتلگاه شرحي چنين مي نويسد: «از آن روزي كه آن حضرت را شهيد كردند، در آن در بند تا مدت 50 سال مقرر بود كه چون بيست و هفتم جمادي الاخر مي رسيد آواز نوحه و گريه از بن هر سنگي در آن در بند برآمدي و به گوش مردم رسيدي و پس از آن مدت ديگر كسي آن صدا نشنيد.(1) و (2)

1. تذكره سلطان علي ابن امام محمد باقر (ع)، عزيزالله امامت كاشاني، ص 30.

2. قالي شويان، علي بلوك باشي، ص 93.

كرامات امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال((7)

تأثيرات فرهنگي

از دير باز زيارت مرقد امام حسين(ع) در كربلاا و بجا آوردن اعمال و مناسك حج در مكه آرزوي همه شيعيان از جمله شيعيان حاشيه نشين كوير ايران بوده است. در گذشته سفر به كربلا و مكه و بر آورده شدن آرزوي طواف خانه خدا و زيارت مرقد سالار شهيدان براي مردم اين منطقه، به سبب وضع معيشت كويري و فقر و تنگ دستي به سادگي ميسّر نبود. از اين رو رفتن به مشهد اردهال و زيارت مرقد حضرت سلطان علي در ذهن و قلب اين مردم ارزش و اجري برابر با زيارت مرقد سرور شهيدان، امام حسين(ع) و شركت در مراسم قالي شويان اعتباري برابر با حضور در مناسك حج و بجا آوردن اعمال حج را داشت.

تجمع سالانه مردم در مشهد اردهال و حضور در مراسم جمعه قالي رفته رفته پاره اي از عادات زندگي اجتماعي معنوي مردم اين منطقه، به خصوص مردم فين و خاوه و كاشان شده است. در اين تجمع مردم همراه با زيارت امام زاده و بجا آوردن برخي عادات و اعمال مذهبي، فرصت مي يابند تا از نزديك با يكديگر ملاقات كنند و به گفت و گو بنشينند و در كنار مجموعه رفتارهاي مذهبي در بازار مكاره آن به داد و ستد و مبادله كالا بپردازند. شماري از مردم منطقه هم كه شهر و آبادي هاي خود را رها كرده و به شهرها و آبادي هاي ديگر ايران رفته و اقامت گزيده اند، بنابر سنت آبا و اجدادي خود هر سال براي شركت در مراسم قالي شويي به مشهد اردهال مي آيند و به اعضاي جامعه و طايفه و قوم خود مي پيوندند و با آنها تجديد ديدار مي كنند.[80]

كرامات امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال(8)

درمان دهي و مشكل گشايي درباره امام زاده سلطان علي

در مشهد اردهال هر كسي گرفتاري و آرزويي دارد به حضرت سلطان علي توسل مي جويد و به او دخيل مي بندد و نذر و نياز و دعا مي كند. توسل جويان محلي معتقدند كه حضرت سلطان علي به فيض الهي و كرامت شخصي آن ها را در رسيدن به وصال آرزوها و خواسته هايشان ياري مي دهد، و جريان كارها را در زندگي آنان به صورت مطلوب و دلخواه مي گرداند. با اين اعتقاد وايمان زناني كه آبستن نمي شوند يا فرزندانشان پا نمي گيرند و زنده نمي مانند، زناني كه سياه بختند و هوو دارند و يا شوهرانشان بدخوي و كژ رفتار و هوسبازند، مرداني كه در كارهايشان «گراته» (گره و مانع) افتاده است و نمي توانند مشكل را بگشايند مادران و پدراني كه كودكان بيمار و فلج دارند، بيماراني كه درد و بيماري بي درمان رنج و آزارشان مي دهد، آرزومندان زيارت خانه خدا و مرقد امام حسين(ع) خانواده هايي كه عزيزي در بند و زندان، يا گم شده و سفر كرده اي دارند، تنگدستان وام دار و ستم ديدگان دادخواه، همه و همه به اين امام زاده توسل مي جويند، و از او بر آورده شدن مراد و حاجتشان را مي طلبند. مردم حتي اشيا و چيزهايي را هم كه مي پندارند، زماني در مجاورت حضرت سلطان علي بوده اند و حضرت به نحوي با آنها تماس و ارتباط داشته است، مقدّس و متبرّك مي دانند و به آنها تبرّك مي جويند. به پندار مردم اين دسته چيزها، مانند قالي و جانماز و علم و حتي آب چشمه و چوب و چماق هاي قالي شويان و كالاهاي بازار امام زاده، همه بي واسطه يا به واسطه فيض و كرامت حضرت، خاصيت درمان دهي، مشكل گشايي، حاجت دهي و بخت گشايي يافته اند و خواست و مراد حاجتمندان را روا مي كنند. از كرامات حضرت امام زاده سلطان علي شفاي بيماران و دردمندان بازگرداندن سلامت افراد كور و گنگ و كر و لنگ و افليج و ادا كردن وام وام داران است.

مردم داستان هاي شگفت انگيزي از اعجازهاي امام زاده در درمان دهي وسلامت بخشي نقل مي كنند.[81]

نقش و تأثير اجتماعي امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال

شخصيت نمادين و مقدس امام زاده سلطان علي براي برخي از طايفه هاي منطقه مظهر يكپارچگي و وحدت قومي و طايفگي است. تجمع مردم در مشهد اردهال و شركت در آئين قالي شويي يا شهيد شويي تمثيلي، نقش و ماندگاري حضرت سلطانعلي را در تجديد و تحكيم پيوندهاي قومي ميان اعضاي طايفه هاي فيني كاشان و خاوه اي اردهال، و حفظ و تداوم اين پيوند و وحدت و پاسداري از ارزشهاي قومي ـ طايفگي آشكار مي نمايد. مردم چهل حصاران كاشان نيز با مشاركت در آئين قالي شويان و همراهي با دو طايفه فيني و خاوه اي در تشييع و تغسيل قالي، از سويي با اين دو طايفه تجديد پيوند مي كنند، و از سوي ديگر از ارزش و اعتبار معنوي اين مشاركت برخوردار مي گردند. سنت قالي شويان جزيي از مجموعه آئين ها و مراسم در فرهنگ مردم منطقه اردهال و كاشان شده و بخشي از زندگي اجتماعي ـ ديني اين مردم را شكل مي دهد.[82]

نقش و تأثير اجتماعي امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال

وراثت معنوي و امتيازهاي اجتماعي در مراسم قالي شويان مسند مهمي است كه مورد توجه مي باشد سه طايفه فين وخاوه و چهل حصاران در برپايي مناسك قالي شويان، هريك براي خود حق و امتيازي موروثي مي شناسند و براساس اين حق و امتياز طايفه هاي ديگر منطقه و مردم بيگانه را از مشاركت در قالي شويان باز مي دارند. نويسنده «تاريخ دارالايمان قم» به وراثت اين طايفه ها در شستن قالي و فضيلت ايشان بر ديگران اشاره مي كند و مي نويسد: «در روز موعد قالي شوران هر طايفه به وراثتي كه دارند قالي را گرفته و در آب مي كشند و هرگاه كسي وراثت نداشته باشد، دست به قالي بگذارد فتنه مي شود، و اكثر اوقات به قتل مي كشد.» اين موضوع نشان از اهميت فراوان اين ميراث نزد طايفه هاي فيني، خاوه اي و چهل حصاراني دارد و تلاش در جهت حفظ انحصار آن به يك رفتار اجتماعي بسيار قوي منتهي شده كه خود مي تواند از عظمت امتياز اجتماعي چنين وراثتي حاكي باشد.[83]

نقش و تأثير اجتماعي امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال(3)

وراثت معنوي و امتيازهاي اجتماعي در مراسم قالي شويان نتايجي در بردارد كه انسجام ميان مردم از آن جمله است در مقابل امتيازات اجتماعي كه طايفه هاي فيني، خاوه اي و چهل حصاراني در اثر وراثت در انجام مناسك قالي شويان از آن برخورداراند،

طايفه هاي ديگري قرار دارند كه فرزندان و وارثان نياكاني با رفتار خيانت آميز و يا دشمنانه نسبت به امام زاده سلطان علي محسوب مي شوند. اينان وارث كساني هستند كه سپاه ظلم و كفر را در به شهادت رساندن اين امام زاده واجب التعظيم و يارانش، كمك كرده بودند. با توجه به اين واقعيت تاريخي مردم طايفه هاي فين و خاوه هرساله به هنگام شستشوي تمثيلي قالي، زبان به لعن و سبّ نياكان و بزرگان مردم طايفه هاي كله جاري،‌نشلگي و نراقي مي گشايند و ضمن ملامت اين گروه از مرم منطقه، آنان را به خاطر داشتن چنين نياكارن و بزرگاني خوار و حقير مي شمارند و با تحقير كردن منزلت اجتماعي ـ معنوي نياكان آنان، نياكان و بزرگان خود را فرا مي كشند. در نتيجه شركت در مراسم قالي شويي، از سويي رشته هاي پيوند قومي ـ طايفگي را ميان مردم هم كيش فيني و خاوه اي و چهل حصاراني انسجام مي بخشد، و از سوي ديگر روحيه برتري جويي و جدايي خواهي را با مردم بيرون از كيش و طايفه بر مي انگيزد.[84]

نقش و تأثير اجتماعي امام زاده سلطان علي مدفون در مشهد اردهال:

مسئله وراثت معنوي و امتيازهاي اجتماعي بر آمده از ماجراي مراسم قالي شويان براي اهالي منطقه اهميت فراواني دارد

فيني ها حمل قالي شهيد سلطان علي و شستشوي آن را در آب چشمه از امتيازهاي موروثي طايفه خود و از وظايف منحصر به فيني ها مي دانند و به ديگران اجازه دخالت در حمل قالي و قالي شويي را نمي دهند. فيض در «انجم فروزان» به انحصاري بودن «رسم حمل و نقل قالي» تو «مراسم شستن قالي» در طايفه فيني و «مداخله و معاونت» ندادن ديگران در انجام دادن قالي شويي اشاره مي كند و مي نويسد: «در سنوات گذشته شخصي را به جرم مداخله در اين كار كشته بودند.» كلانتر ضرّابي در «تاريخ كاشان» مي نويسد: «مقرّر است كه احدي سواي مردم فينين[فين بزرگ و فين كوچك] دست به گوشه آن قالي نگذارد. اگر شخص ساده لوحي به جهت تيمّن و تبرّك پنجاه هزار تومان بدهد كه در آن روز دست به گوشه آن قالي بگذارد، قبول نكند.

و اگر بيچاره اي از بابت عدم اطلاع بر قاعده آنها غفلتاً برسد و دست بر گوشه قالي بگذرد هزار چماق و قمه و انواع حربه بر او فرود آورند.» فيني ها فيض و شرف اين وراثت معنوي را از ويژگي ها و رفتارهاي نياكاني مي دانند

كه: 1. پيش از نياكان طايفه هاي ديگر منطقه به مذهب تشيع گرويده اند.

2. دعوت كنندگان و ميزبانان حضرت سلطان علي بوده اند.

3. پيكر پاك حضرت سلطان علي را غسل داد و به ياري خاوه اي ها به خاك سپردند.

4. و سرانجام به خون خواهي سلطان علي برخاستند و قاتلان و دشمنان او را كشتند و تار و مار كردند.[85]

[1]. ذاكري، علي اكبر، سيماي كارگزاران علي بن ابي طالب اميرالمؤمنين(ع)، ج 2، ص 193.

.[2] نهج البلاغه، ترجمه شهيدي، ص 420. اين فرمودۀ امام در شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 2، ص 52 و تاريخ ابن كثير، ج 7، ص 314، ذكر شده است.

[3]. تذكرة خواص الامة ص 114؛ عسكري، احاديث ام المؤمنين عايشه، ج 1، ص 374.

[4]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج 6، ص 61. 58؛ ابن كثير، پيشين، ج 7، ص 312.

[5]. ابن ابي الحديد، پيشين، ج 2، ص 51.

[6]. باقري بيدهندي، ناصر، محمد بن ابي بكر، شهيد ولايت، راويان نور، ص84 .

[7]. در مورد وي نگاه كنيد باز تنقيح المقال مامقاني، ج 3، ص 50؛ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 2، ص 103.

[8]. باقري بيد هندي، ناصر، محمد بن ابي بكر شهيد ولايت راويان نور، ص 76.

[9]. زندگي نامه او در: تاريخ الخميس، ج 2، ص 237؛ اصابه، ج 2، ص 400؛ شذرات الذهب حوادث سال 535؛ استيعاب، ج 2، ص 393؛ اسدالغابه، ج 2، ص 306؛ مستدرك حاكم ص 476.

[10]. مادر معاويه بن حديج، زني يهودي بود.

[11]. اين حادثه جانگداز در چهاردهم صفر سال 38 هجري رخ داد.

[12]. ابن ابي الحديد، پيشين، ج 2، ص 29.

[13]. ر.ك: النجوم الزاهره، ج 11، ص 110.

[14]. باقري بيد هندي ناصر، محمد بن ابي بكر، شهيد ولايت راويان نور، ص 81.

[15]. محمد حرز الدين: مراقد المعارف، ج 2، ص 224؛ الاستيعاب، ج 3، ص 328؛ شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 21.

[16]. معجم البلدان مادۀ مصر.

[17]. ابن ابي الحديد؛ ج 2، ص 51.

[18]. ابن ابي الحديد، ص 35.

[19]. ثقفي، المغارات، ص 216؛ در اين مأخذ متن روايتي كه سالم يا سليم از محمد شنيده بود، ذكر نشده ليكن با توجه به پاسخي كه امام فرموده است مفهوم روايت دانسته مي شود.

[20]. وَ لا تَحْسَبَنّ الّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ.

[21]. نهج البلاغه، نامه 35، با استفاده از ترجمه شهيدي، ص 310.

[22]. باقري بيد هندي ناصر، راويان نور، محمد بن ابي بكر شهيد ولايت، ص 83.

[23]. الامامة و السياسة، ج1، ص70.

[24]. عمرو بن جرموز تميمي بعدها جزء رؤساي خوارج گرديد. (اثبات الوصية، ص159).

[25]. مناقب شهر آشوب، ج3،

[26]. اعيان الشيعه، ج8، ص142و... .

[27]. ذاكري، علي‌اكبر، سيماي كارگزاران علي بن ابي‌طالب اميرالمؤمنين(ع)، ج2، ص333 و 343.

[28]. رجال طوسي، ص41، ش1، ص67 و 73، ش4، ص89؛ الإختصاص، ص3.

[29]. يعني علم و دانشي كه به حوادث آينده و چگونگي مرگ انسان‌ها، آگاهي مي‌يابد.

[30]. رجال كشي، ص76، ح131، الاختصاص، ص77.

[31]. بحار‌الانوار، ج48، ص54.

[32]. ناظم‌زاده، قمي، استاد سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص448.

[33]. رجال كشي، ج131، ص76؛ الإختصاص، ص77.

[34]. رجال كشي، ص75، ح131.

[35]. ناظم زاده قمي، استا سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص450.

[36]. ناظم زاده قمي، سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص451.

[37]. رجال كشي، ص78، ح133؛ بحارالانوار، ج45، ص92.

[38]. ناظم‌زاده قمي، سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص453.

[39]. ارشاد مفيد، ج1، ص 325؛ شرح ابن ابي الحديد، ج2، ص294.

[40]. ناظم‌زاده قمي، سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص454.

[41]. ركني، سيد عبدالهادي، ياران اميرالمؤمنين(ع)، ص427.

[42]. رجال كشي، ص71 ـ 73.

[43]. سيد عبدالهادي ركني، ياران اميرالمؤمنين(ع)، ص 428.

[44]. سيد عبدالهادي ركني، ياران اميرالمؤمنين(ع)، ص430.

[45]. سيد عبدالهادي ركني، ياران اميرالمؤمنين(ع)، ص432.

[46]. سيد اصغر ناظم‌زاده قمي، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص451.

[47]. در رجال كشي عبارت امام(ع) اين گونه آمده: «يا صعصعه لا تتخذ عيادتي لك اجهه علي قومك؛ و جواب صعصعه چنين آمده (بلي والله عدّها منه من الله علي و فضلاً».

[48]. سفينه البحار، ج2، عنوان صعب، ص 30 و... .

[49]. ناظم زاده قمي, سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1, ص639.

[50]. اعيان الشيعه، ج7، ص 388.

[51]. ر.ك: تنقيح المقال، ج2، ص63.

[52]. ناظم زاده قمي، سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص 644.

[53]. بحارالانوار، ج97، ص351.

[54]. شرح ابن ابي الحديد، ج15، ص 257.

[55]. ر.ك: رجال كشي، ص 69، ش123.

[56]. ناظم زاده قمي، سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج 1، ص642.

[57]. همان، ج42، ص242.

[58]. ناظم زاده قمي، سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1، ص641.

[59]. شرح ابن ابي الحديد، ج6، ص119؛ مقاتل الطالبين، ص23.

[60]. ناظم زاده قمي، سيد اصغر، اصحاب امام علي(ع)، ج1, ص640.

[61]. قالي شويان ـ علي بلوكباشي، ص 58.

[62]. قالي شويان ـ علي بلوكباشي، ص 58.

[63]. همان.

[64]. قالي شويان ـ علي بلوكباشي، ص 61.

[65]. قالي شويان ـ علي بلوكباشي، ص 63.

[66]. همان، ص 64.

[67]. قالي شويان ـ علي بلوكباشي ص 76.

[68] قالي شويان ـ علي بلوكباشي ص 76.

[69]. جمعه دوم هفته مهر به روز قالي شويان و جمعه سوم به روز نشلگي ها و مراسم هفته قالي اشاره دارد.

[70]. قالي شويان ـ علي بلوك باشي، ص 80.

[71]. تاريخ دارالايمان

[72]. دو روز در ميان.

[73]. غيثون، قي واستفراغ.

[74]. قالي شويان ـ علي بلوك باشي، ص 89.

[75]. خزان گل، ص 13 و 14.

[76]. قالي شويان، علي بلوكباشي، ص 90.

[77]. قالي شويان، علي بلوكباشي ص 91.

[78]. قالي شويان، علي بلوك باشي، ص 92.

[79]. قالي شويان، علي بلوك باشي،

[80]. قالي شويان، علي بلوك باشي، ص 93.

[81]. قالي شويان، علي بلوك باشي، صص 94 و 95.

[82]. قالي شويان، علي بلوك باشي، ص 96.

[83]. قالي شويان، علي بلوك باشي، صص 96 و 97.

[84]. قالي شويان، علي بلوك باشي، صص 96 و 97.

[85]. . قالي شويان، علي بلوك باشي، صص 97 و 98.