جهل اختران مورد نظر امام رضا ع میباشد / مکانی برای استجابت دعا
310 بازدید
تاریخ ارائه : 6/9/2014 9:58:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

زندگي نامه موسي مبرقع

زندگي نامه موسي بن مبرقع

امام زاده عظيم الشأن حضرت موسي مبرقع، فرزند بلافصل امام جواد(ع) و برادر امام هادي(ع) است. مادر اين بزرگوار، بانوي پاك و باعفت حضرت سمانه مغربيه(عليها السلام) بوده است. موسي فرزند امام محمدتقي، در سال 214ه‍ .ق در خاندان علم و امامت و معدن فضايل و مكارم متولد شد. او تحت تربيت پدر بزرگوار خويش پرورش يافت و به كمالات علمي و معنوي والايي رسيد؛ تا جايي كه امام جواد(ع) در وصيت نامه خويش توليت صدقات و موقوفات را به ايشان واگذار كرد و با اين عمل اعتماد خويش به موسي مبرقع و مراتب عدالت و تقواي آن بزرگوار را بر همگان آشكار ساخت. موسي پس از شهادت پدرش، از محضر برادر عظيم الشأن خود امام هادي(ع) بهره جست و آن حضرت را به عبارت (بنفسي أنت؛ جانم به فدايت) خطاب مي كرد. موسي مبرقع(ع) در سال 256ه‍ .ق به قم آمد و در ابتدا با مخالفت سران عرب كه در قم بودند، مواجه شد. از اين رو به كاشان رفت و مورد استقبال گرم حاكم و مردم كاشان قرار گرفت. پس از مدّتي به اصرار مردم و علما به قم برگشتند و بين مردم محبوبيت خاصي پيدا كردند محبوبيت ايشان در ميان مردم قم سه وجه داشته. اول: آنكه ايشان معصوم زاده بودند. دوم‌: اينكه آن بزرگوار چشمه اي از علوم كوثر فاطمي بود كه تفسير قرآن و احاديث را به طور مستقيم از امام معصوم به عنوان معدن علم الهي نقل مي كرد. سوم: آنكه ايشان همچون حضرت يوسف رخساره زيبا و جذابي داشتند كه به هنگام عبورشان مردم دست از كسب و تجارت برداشته، به تماشاي ايشان مي ايستادند به همين دليل ايشان نقاب و برقع به چهره مبارك مي انداختند و از اين جهت به (مبرقع؛ برقع كشيده) معروف گشتند. پس از گذشت مدّتي از اقامت موسي مبرقع در قم، دخترش بريهه و خواهرش زينب، امّ محمد و ميمونه، دختران امام جواد(ع) بر ايشان وارد و مايه بركت و رحمت خداوند بر مردم گشتند. اين بانوان بزرگوار پس از وفات در كنار حضرت معصومه(عليها السلام) به خاك سپرده شدند. موسي مبرقع(ع) پس از عمري تهجّد و خدمت و تبليغ علوم اهل بيت(عليهم السلام) در شب چهارشنبه اواخر ربيع الثاني سال 296 در قم وفات يافت و در مكان فعلي (منزل محمّد بن خالد اشعري) از اصحاب امام رضا(ع) مدفون گرديد. بعدها يكي از نوادگان ايشان به نام احمد بن محمّد در كنار ايشان دفن شدند. جنب قبر مطهر ايشان چهل تن از اهل بيت و نوادگان موسي مبرقع به مرور زمان دفن شدند كه همه آن بزرگواران از مقام علمي و تقواي بالايي برخوردار بودند، از اين جهت آنان را (چهل اختران) ناميدند و مرقد مطهرشان هم اكنون به (چهل اختران) معروف گشته است. در همين مجموعه، بقعه امامزاده زيد از فرزندان امام سجاد(ع) نيز واقع گرديده است. (1)

1. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، ص 15.

مادر موسي مبرقع(ع)

از ازدواج امام جواد(ع) با امّ الفضل دختر مأمون سال ها گذشت. ولي امّ الفضل داراي فرزند نشد، چرا كه او عقيم و نازا بود. بدين جهت امام جواد(ع)، با كنيزي پاكسرشت به نام (سمانه) از اهالي مغرب (بين آفريقا و اندلس) ازدواج كرد و از او در سال 212ه‍ .ق داراي فرزندي شد كه همان حضرت هادي(ع) است.(1) دو سال بعد، يعني در سال 214ه‍ .ق فرزند ديگرش از سمانه متولد شد كه او را (موسي) نام نهاد.

هنگامي كه دست مشيّت و تقدير الهي سمانه را به همراه كارواني از مغرب (بين آفريقا و اندلس) به مدينه آورد و به همسري امام جواد(ع) مفتخر گردانيد، امام جواد(ع) در شأن آن بانوي پركرامت چنين فرمود: (نام او سمانه است، او بانويي است كه حق من را مي شناسد او از بانوان بهشت است. شيطان سركش به او نزديك نشود و نيرنگ طاغوت عنود به او راه نيابد او همواره مورد نظر خداوندي است كه هرگز خواب ندارد و در مقام والاي معنوي در رديف مادران صديقان و صالحان است. (2) روايت ديگري به همين مضمون از ناحيه امام هادي(ع) در عظمت و فضيلت مادر بزرگوارشان، حضرت سمانه(عليها السلام) صادر شده است. (مادرم عارف به حق من است. او از اهل بهشت است شيطان سركش به او نزديك نمي شود و نيرنگ ستمگران معاند به او نمي رسد او همواره مورد نظر خداوندي است كه هرگز خواب ندارد و در شمار مادران صديقان و صالحان است. (3) آري، يك بانو مي تواند به مقامي برسد كه به فرموده امام جواد(ع) شايستگي مادري صديقان و صالحان را پيدا كند و از وي فرزنداني چون امام هادي(ع) و موسي مبرقع(ع) به وجود آيد. حضرت سمانه(عليها السلام) در فضايل معنوي چنان ممتاز بود كه او را سيده و مادر ارزش ها مي ناميدند (4) در زهد و تقوا در عصر خود بي نظير بود، بيشتر روزها، روزه مستحبي مي گرفت عالم بزرگ سيّد مرتضي علم الهدي در كتاب (عيون المعجزات) در شأن حضرت سمانه مي نويسد (و كانت من القانتات؛ او از بانواني بود كه در مقام عبادت خدا نهايت خضوع و خشوع را داشت) (5) يوسف آل محمد(عليهم السلام) مي نويسد: ابواحمد موسي مبرقع فرزند امام جواد(ع) در تاريخ 214ه‍ .ق دو سال بعد از ميلاد علي بن محمّد، امام هادي(ع) در مدينه متولد شد. (6) هرچند درباره تعداد فرزندان امام جواد(ع) در ميان تاريخ نگاران و دانشمندان رجال اختلاف وجود دارد، اما آنچه همگان بر آن اتفاق نظر دارند، اين است كه جناب موسي مبرقع فرزند بلافصل امام جواد(ع) و برادرِ تني امام هادي(ع) است. (7)

1. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 5، ص 115 ـ 116.

2. محلاتي، ذبيح الله، رياحين الشريعه، ج 3، ص 23؛ موسوعة الامام الجواد(ع)، ص 41.

3. طبري، دلائل الإمامه، ص 369، ص 401؛ إثبات الوصيه، ص 228، موسوعة الامام الجواد(ع)، ص 41.

4. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابوطالب، ج 4، ص 401.

5. سيد مرتضي، عيون المعجزات، ص 132.

6. محيطي اردكاني، احمد، سبزپوشان، ص 76 و 77؛ فيض، گنجينه آثار قم، ج 2، ص 546.

7. احمدي، حسين، نورٌ علي نورٌ، ص 20.

شباهت حضرت موسي مبرقع(ع) به مادر

امام جواد(ع) در سال 220ه‍ .ق به دعوت اجبارآميز عباسي از مدينه به سوي بغداد حركت كرد. آن حضرت پيش از عزيمت، به جانشيني امام هادي(ع) كه در آن هنگام هشت سال داشت، تصريح فرمود و آنگاه او را در آغوش گرفت و فرمود: (چه چيزي دوست داري تا از عراق براي تو سوغات بياورم؟) حضرت هادي(ع) در پاسخ فرمود: (شمشيري كه چون آتش شعله ور است) آنگاه امام جواد(ع) به پسر ديگرش موسي كه حدود شش سال داشت فرمود: (تو چه دوست داري تا از عراق برايت به عنوان هديه بياورم؟) موسي عرض كرد: (يك اسب سواري). در آن هنگام، امام جواد(ع) فرمود: (ابوالحسن امام هادي(ع)) به من شباهت دارد، و موسي(ع) به مادرش) (1) نكته قابل توجه در اين حديث نوراني، تأكيد امام جواد(ع) بر شباهت ظاهري و معنوي موسي مبرقع به مادرش حضرت سمانه است؛ همو كه در عرصه زهد و تقوا در ميان زنان عصر خويش يگانه و بي نظير و به فرموده امام جواد(ع) همواره مورد لطف ويژه خداوند بوده، شيطان سركش به او نزديك نمي شده، و هم طراز مادران صديقان و صالحان و از بانوان بهشتي بوده است. شباهت موسي مبرقع(ع) چه در ظاهر و چه در باطن، به چنين بانوي يگانه اي نشان از اوج فضيلت و منزلت آن جناب دارد. (2)

1. سيد مرتضي، عيون المعجزات، ص 133، موسوعة الامام الجواد(ع)، ص 48.

2. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، ص 24.

از كودكي تا جواني موسي مبرقع

موسي مبرقع(ع) دوران كودكي خود را در شهر مدينه در دامن مادري پاك و باتقوا همچون سمانه مغربيه و در سايه سار پدر بزرگوارش امام جواد(ع) و در جوار برادرش امام هادي(ع) سپري نمود. بدين سان شالوده علم و تقواي موسي در خانه وحي و امامت، پايه ريزي گشت با تبعيد امام جواد(ع) از مدينه به بغداد، در حالي كه جز شش بهار از زندگي موسي نمي گذشت، روح لطيف وي در غم فراق پدر تحت فشار قرار گرفت. موسي در چنين شرايطي، با تحصيل علوم ديني و احكام شريعت از برادر ارجمندش امام هادي(ع) به كمالات علمي و معنوي بالايي دست يافت؛ (1) تا جايي كه مردم وي را به عنوان شخصيتي برجسته در علم و تقوا مي شناختند و مسائل ديني خود را از وي سؤال مي كردند، ولي او به خاطر احترام فراواني كه براي برادرش امام هادي(ع) قائل بود، سعي مي كرد براي پاسخگويي به مسائل به آن حضرت مراجعه نمايد و بدون اجازه او به مسائل مهم پاسخ ندهد. از باب نمونه مي توان به اين حديث كه جناب موسي مبرقع خود راوي آن است، توجه كرد، او مي گويد: در ديوان عمومي با يحيي بن اكثم (2) برخورد كردم و او از من مسائلي پرسيد. من نزد برادرم علي بن محمد امام هادي(ع) رسيدم و ميان من و او پندهايي رد و بدل شد كه من را در اطاعت از خودش اگاه و بينا كرد به او گفتم: (قربانت شوم! يحيي بن اكثم نامه اي براي من نوشته و مسائلي از من پرسيده تا به او پاسخ دهم) برادرم امام هادي(ع) لبخندي زد و فرمود: (پاسخ او را دادي؟!) گفتم: (نه) فرمود: (آن سؤال ها چيست؟) يكي يكي سؤال ها را بيان كردم و برادرم امام هادي(ع) جواب فرمود (3) از اين روايت به خوبي استفاده مي شود كه موسي مبرقع در مدينه و عراق به عنوان يك شخصيت برجسته علمي، مورد توجه بزرگان بوده است. (4) آن حضرت پس از مهاجرت به قم نيز مورد احترام علماي بزرگي چون احمد بن عيسي اشعري و احمد ابن اسحاق قمي و محمّد بن يحيي كه رياست ديني و دنياي مردم قم را دارا بودند، واقع گرديد پرهيزگاري، امانت و تقواي موسي مبرقع نزد پدرش، امري مسلّم بود تا آنجا كه حضرت امام جواد(ع) او را بعد از برادرش امام هادي(ع) متولي موقوفات و صدقات خود نمود، بي آنكه بر وي ناظر و مراقبي بگمارد. اين موضوع در وصيت نامه امام جواد(ع) به صراحت بيان شده است. (5)

1. أضواءٌ علي حياة موسي المبرقع و ذريّته، ص 128.

2. اشتهاردي، محمد محمدي، سيره چهاره معصوم، ص 838.

3. حرّاني، تحف العقول، ترجمه كمره اي، ص 503، تهذيب الاحكام، ج 9، ص 355.

4. اضواءٌ في حياة موسي المبرقع و ذريّته، ص 128.

5. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، ص 26.

توطئه ترور شخصيت موسي مبرقع

در زمان امام هادي(ع)، شخص فاسقي به نام (يعقوب ياسر) كه ساقي ميخانه متوكل عباسي و محبوب دربار بود، با جعل حديثي از امام هادي(ع) سعي كرد تا شخصيت عظيم حضرت موسي مبرقع(ع) را در عالم اسلام خدشه دار نمايد. اين توطئه ناجوانمردانه در حالي صورت پذيرفت كه حضرت موسي مبرقع(ع) بازوي ولايت و امامت برادر خويش امام هادي(ع) گشته بود و با سفرهاي تبليغي و هجرت هاي الهي خويش مي توانست بخش هاي عظيمي از عراق، ايران و ديگر كشورهاي منطقه را تحت تأثير جامعيت علمي و معنوي خويش قرار داده و عموم شيعيان را در ياري رساني به امام هادي(ع) و زمينه سازي براي استقرار حكومت اهل بيت(عليهم السلام) استوار و ثابت قدم قرار دهد. اين جنگ تبليغاتي ناجوانمردانه كه با هدف از كار انداختن بازوان ولايت و امامت و به نيّت كاستن از بُرد تبليغي حضرت موسي مبرقع(ع) صورت پذيرفت، تا حدّ بسياري توانست جامعه شيعه را تحت تأثير و حضرت موسي مبرقع را در حصار غربت و مظلوميت قرار دهد. در مجموع مي توان گفت كه دربار عباسي در اجراي نقشه پليد و شيطاني خويش در توطئه ترور شخصيت حضرت موسي مبرقع به موفقيت هاي نسبي دست يافت؛ تا جايي كه آثار آن تبليغات سوء و مسموم تا عصر و زمان ما نيز ادامه يافته و غربت و مظلوميت آن حضرت را دوچندان ساخته است اين در حالي است كه علامه مجلسي و حضرت آيت الله خوئي، (يعقوب ياسر) را كه ساقي ميخانه متوكل و جعل كننده اين حديث بوده است، مردي (مجهول الهويه) خوانده اند و روايت او را تأييد نكرده اند فرزند حاج سيّد علي تقي كشميري نيز با تأليف كتابي جداگانه درباره شخصيت والاي موسي مبرقع(ع) بر نظريات علما صحّه گذاشته و آن مرد فاسق فاجر، (يعقوب ياسر) را رسوا نموده است. در سده هاي اخير، مرحوم (حاجي نوري) با تأليف كتاب ارزشمندي به نام (البدر المشعشع في احوال الموسي المبرقع) نقاب اتهام را از چهره غريب و مظلوم موسي مبرقع(ع) بركشيده و جلوه هايي از چهره نوراني و ولايي آن حضرت را آشكار ساخته است. (1)

1. ر.ك: رمضان نژاد، محمدرضا، يادگار امام جواد(ع)، ص 58، 60.

مقام موسي بن مبرقع در نظر علما

عرض ارادت به فرزندان ائمه اطهار(عليهم السلام) از وظايف شيعيان، سنتي نيكو است كه به دستور پيامبر بزرگوار اسلام(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام) بر ما لازم و آرام بخش جان و روح هر محب اهل بيت(عليهم السلام) مي باشد. حرم نوراني كه به انوار مقدّس حضرت موسي بن تقي الجواد و چهل اختر تابناك(عليهم السلام) منوّر است. مورد توجّه بيش از پيش مؤمنين و ارادتمندان اهل بيت(عليهم السلام) مي باشد كه علما و مراجع عظام توجه ويژه اي نسبت به اين امامزاده موسي مبرقع و چهل اختران مي نمودند از آن جمله مرحوم آيت الله العظمي بهجت(ره) مي فرمودند: اگر كسي خدمتي به حضرت موسي بن مبرقع(ع) نمايد مورد عنايت اهل بيت(عليهم السلام) و امام جواد(ع) و امام زمان(عج) واقع مي شود. و همچنين حضرت آيت الله بهجت(ره) در مورد توسل به اين امام زاده چنين مي فرمودند: توسلات خيلي نافع است. به اين امام زاده ها زياد سر بزنيد. اين بزرگواران همچون ميوه ها كه هركدام ويتامين خاصّي دارند، هركدامشان خواصّ و آثاري دارند. در مجموع توصيه به زيارت امامزادگان و توسل به آنان در بيان بزرگان دين آمده است كه آيت الله بهجت(ره) مي فرمايند: يكي از كرامت هاي شيعه، قبور و مزارهاي امامزادگان است، لذا نبايد از زيارت آنها غافل باشيم و خود را اختيارا محروم سازيم.

يكي از اولياي خدا نقل مي كند: شبي در عالم رؤيا، حضرت امام رضا(ع) را ديدم كه از مردم گلايه مي كردند و مي فرمودند: (به مردم بگوييد چرا به زيارت نواده من، موسي مبرقع، نمي روند. (1)

همچنين علما و بزرگاني مانند آيت الله العظمي بروجردي، آيت الله العظمي مرعشي نجفي و آيت اله كشميري بر زيارت امامزده موسي مبرقع و 42 امامزاده ديگر در چهل اختران مداومت داشته و بر انجام آن تأكيد مي نمودند. (2)

1. رمضان نژاد، محمدرضا، يادگار امام جواد(ع)، ص 60.

2. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، زيارت نامه حضرت امام زادگان موسي بن مبرقع، احمد بن محمّد اعرج، زيد و چهل اختران(ع)، ص 12، ص 54.

هجرت موسي مبرقع به قم

اكثر تاريخ نويسان و محدثان و علماي انساب، اتفاق دارند بر اينكه موسي مبرقع فرزند امام جواد(ع) از كوفه به قم هجرت نموده و در همين شهر رحلت كرده و در محلي كه هم اكنون در خيابان آيت الله طالقاني (آذر) به محله چهل اختران معروف است به خاك سپرده شده است. (1) در (تاريخ قم) چنين آمده است: (ديگر از سادات حسيني و رضوي از فرزندان امام رضا(ع)، موسي بن محمّد بن علي بن موسي الرضا(عليهم السلام) صاحب رضائيه است. ابوعلي حسين بن محمّد بن نصر بن سالم مي گويد: (اوّل كسي كه از سادات رضوي از كوفه به قم آمد (2) ابوجعفر موسي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر(عليهم السلام) بود، وي در سال 256ه‍ .ق از كوفه به قم آمد و در قم مقام كرد...) (3) محدث قمي با استفاده از (تاريخ قم) مي گويد: (موسي مبرقع جدّ سادات رضوي است و رشته اولادش تا به حال منقطع نگشته است و نسب بسياري از سادات، به او منتهي مي شود او اوّل كسي است كه از سادات رضوي در سال 256ه‍ .ق به قم وارد شده است.) (4) ابن فندق، علي بن زيد بيهقي، متوفاي 565ه‍ .ق در كتاب (لباب الأنساب) مي نويسد: (موسي مبرقع به قم هجرت كرد و در آنجا مدفون مي باشد. (5) در (تاريخ قم) آمده است: (موسي مبرقع فرزند امام جود(ع) وقتي وارد قم شد، پيوسته، روي خود را با برقع مي پوشاند. رؤساي عرب مقيم قم به او پيغام دادند كه بايد از مجاورت و همسايگي ما بيرون روي! موسي به كاشان رفت و مورد تجليل و احترام احمد بن عبدالعزيز واقع شد و هداياي گران قميتي دريافت كرد. احمد بن عبدالعزيز براي وي هزار مثقال طلا و يك اسب زين كرده به عنوان مقرري سالانه تعيين نمود و به وي تسليم كرد. (6)

پس از آن ابو الصّديم حسن بن علي بن آدم اشعري و يكي ديگر از رؤساي عرب، با پيجويي علت بيرون رفت موسي مبرقع از قم، اهالي قم را به خاطر اين عمل ناشايست توبيخ كردند و عدّه اي از بزرگان عرب را به كاشان فرستادند و با عذرخواهي، او را به قم بازگرداندند و با احترام و اكرام، از مال خود براي او خانه اي خريدند. چند سهم از قريه (هنبرد) و (اندريقان) و (كاريز) را به او واگذار نموده، مبلغ بيست هزار درهم به او عطا كردند. طبق روايتي ديگر چون اعراب قم به موسي مبرقع پيغام دادند كه بايد از همسايگي ما بيرون روي، او برقع را از روي خود برداشت و ايشان او را شناختند پس درباره موسي همّت و اعتقادشان محقّق شد و اين خانه و سها م و اموال را به او بخشيدند. از اين دو روايت به خوبي استفاده مي شود كه يكي از علل بيرون راندن وي از قم نشناختن او بوده است، به گونه اي كه وقتي او را شناختند، وي را بسيار تجليل و اكرام نمودند. موسي مبرقع با اين اموالي كه در اختيارش قرار دادند، چند روستا، و چند زمين كشاورزي خريداري كرد و به زندگي خوبي نايل آمد آنگاه خواهرانش زينب ام محمد ميمونه و دخترش بريهه به قم آمدند و تا پايان عمر در قم ماندند. (7) يكي از توفيقات جناب موسي مبرقع و خواهر بزرگوارش زينب، در ايام اقامتشان در قم، ساختن گنبد و بارگاه براي كريمه اهل بيت حضرت معصومه(عليها السلام) بوده است. (8)

1. ابن عنبه، عمدة الطالب، ص 182؛ نوري، بدر مشعشع، ص 2 ـ 4.

2. فيض عباسي، گنجينه آثار قم، ج 2، ص 546.

3. حسن بن محمّد، تاريخ قم، ترجمه: حسن بن علي، ص 215.

4. محدث قمي، منتهي الآمال، ج 2، ص 399؛ محدث قمي، سفينة البحار، ج 2، ص 653.

5. بيهقي، علي بن زيد، لباب الأنساب، ص 121.

6. ناصرالشريعه، محمدحسين، تاريخ قم، ص 215 و 216.

7. ناصر الشريعه، محمدحسين، تاريخ قم، ص 216.

8. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، ص 30.

فرزندان موسي مبرقع

درباره تعداد فرزندان فرزند گرامي امام جواد(ع)، حضرت موسي مبرقع ميان علماي انساب و تاريخ نگاران اختلاف است. 1. در (تحفة الأزهار) آمده است كه وي داراي شش پسر به اسامي ابوالقاسم، حسين، علي، احمد، محمّد و جعفر بود. (1) 2. بعضي وي را صاحب دو پسر به نام احمد و محمّد و چهار دختر به اسامي زينب، امّ محمّد، ميمونه و بريهه دانسته اند. (2) بدون ترديد همه علما اقرار دارند كه موسي مبرقع حداقل داراي دو پسر به نام احمد و محمّد بوده است. 3. محمد داراي فرزند نشده و نسل موسي مبرقع از فرزند ديگرش، احمد ادامه يافته است. سادات رضوي، تقوي، نقوي، برقعي، رضايي و... همه از نسل محمّد اعرج فرزند احمد بن موسي مبرقع مي باشند كه تا به امروز از بين آنها علما و صلحا و افراد برجسته اي به ثمر رسيده و اهل ايمان از وجود پرفيض آنها بهره مند گرديده اند. هم اكنون در زير گنبد موسي مبرقع، صورت دو قبر وجود دارد كه يكي مرقد مطهر موسي مبرقع فرزند بلافصل امام جواد(ع) است و ديگري مرقد احمد بن محمد بن احمد بن موسي مبرقع فرزند بلافصل موسي مبرقع است كه برخي گفتند صحيح نيست. (4)

1. محدث قمي متنهي الآمال، ج 2، ص 399.

2. فيض، عباس، انجم فروزان، ص 111.

3. احمد بن علي، جمال الدين عمدة الطالب، ص 182.

4. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، ص 35.

رحلت موسي مبرقع(ع)

موسي مبرقع(ع) در سال 256ه‍ .ق در سن 42 سالگي وارد قم شد و بعد از اقامتي كوتاه در كاشان، مدت 40 سال در قم مقيم بود و به عنوان يكي از شخصيت هاي برجسته از خاندان امامت و ولايت مورد تكريم علما و بزرگان و اهلي قم قرار داشت. تا اينكه در شب چهارشنبه آخر دي ماه 8 روز مانده به آخر ربيع الثاني يعني در 22 ربيع الثاني سال 296ه‍ .ق در سن 82 سالگي دار فاني را وداع و روح بلندش به ملكوت اعلي پيوست. (1) امير قم، عباس بن عمرو غنوي به او نماز خواند و در سراي خودش، در همين موضعي كه امروز به مشهد موسي مبرقع در محله چهل اختران معروف است به خاك سپرده شد. (2) از همان روز تا كنون مزار وي مورد احترام مؤمنان و دوستداران اهل بيت(عليهم السلام) مي باشد شيعيان ايران و ديگر كشورها مانند شيعيان هندوستان و پاكستان وقتي به قم مشرف مي شوند، به زيارت موسي مبرقع مي روند و احترام مرقد و ضريح موسي وي را برخود لازم مي دانند. هيچ يك از علماي شيعه درباره موسي مبرقع، نقص و ضعفي نقل نكرده اند، بلكه جمعي از بزرگان شيعه كه هيچ گاه از افراد ضعيف و غيرموثق روايت نمي كنند با اذعان به عدالت، وثاقت و ديانت حضرت موسي مبرقع(ع) ثقة الاسلام كليني درالكافي، شيخ طوسي در تهذيب الأحكام شيخ مفيد در الإختصاص، ابن شعبه در تحف العقول از جناب موسي مبرقع(ع) روياتي نقل كرده اند كه شاهدي بر وثاقت و صداقت وي در نزد بزرگان شيعه مي باشد. (3)

1. ناصرالشريعه، محمدحسين، تاريخ قم، ص 215 و 216؛ محدث نوري، بدرٌ مشعشع في احوال موسي مبرقع، ص 16.

2. شريف رازي، محمّد، گنجينه دانشمندان، ج 6، ص 189.

3. شيخ كليني، الكافي، ج 7، ص 158؛ شيخ طوسي، تهذيب الأحكام، ج 9، ص 355؛ شيخ مفيد الإختصاص، ص 91؛ ابن شعبه تحف العقول، ص 53.

4. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، ص 36.

نوادگان موسي مبرقع

تعدادي از فرزندان و نوادگان موسي مبرقع در بقعه خانوادگي وي در كنار مرقدش معروف به چهل اختران مدفون مي باشند و مورد احترام و زيارت اهل ايمان قرار دارند. تا زمان تأليف (كتاب تاريخ قم) به سال 378ه‍ .ق چهارده تن از سادات رضوي از خاندان موسي و جعفر در اين بقعه به خاك سپرده شده بودند كه نام آنها در كتاب ثبت گرديده است. (1) و بعد از آن هم از همين خاندان جمع ديگري دفن شده اند كه عدد آنها را به چهل تن مي رسانند ولي منبعي براي معرفي نام و نسب اكثر آنان در دست نيست. در سابق، قبل از تعميرات، در اين محل صورت 17 قبر مشهود بوده كه قبر مطهر محمّد بن موسي مبرقع در وسط و 16 قبر ديگر در اطراف آن نمايان بوده است. طبق اسناد و مدارك موجود، نسبت دفن شدگان اين بقعه پاك و پربركت با جناب موسي مبرقع عبارت است از: 1. ابواحمد محمّد، پسر موسي مبرقع؛ 2. ابوعلي احمد، پسر موسي مبرقع؛ 3. زينب، دختر موسي مبرقع؛ 4. ابوعلي محمّد الاعرج بن احمد (وفات 315ه‍ .ق). نوه موسي مبرقع. 5. امّ محمد بن احمد، نوه موسي مبرقع؛ 6. امّ حبيب بنت احمد، نوه موسي مبرقع؛ 7. فاطمه بنت محمّد بن احمد، نتيجه موسي مبرقع. 8. بريهه بنت محمد بن احمد، نتيجه موسي مبرقع؛ 9. امّ كلثوم بنت محمد بن احمد، نتيجه موسي مبرقع. 10. ام سلمه بنت محمد بن احمد، نتيجه موسي مبرقع. 11. ابوجعفر محمّد بن موسي بن احمد بن محمد بن احمد، نديده موسي مبرقع. 12. ابوالفتح عبدالله بن موسي بن احمد بن محمد بن احمد، نديده موسي مبرقع؛ 13. بريهه بنت علي بن جعفر بن امام هادي. زوجه محمد بن موسي مبرقع عروس ابوجعفر موسي مبرقع، 14. امّ ولد همسر ابوعلي محمد بن احمد بن موسي مبرقع. 15. ابوجعفر بن يحيي صوفي بن جعفر بن علي النقي نواده امام هادي(ع). 16. فخر الدين بن يحيي صوفي ابن جعفر بن علي النقي نواده امام هادي(ع).

1. قمي، حسن بن محمد، تاريخ قم، ص 224.

2. حسن بن محمد، تاريخ قم، 224؛ ناصرالشريعه، تاريخ قم، ص 208.

3. احمدي، حسين، نورٌ علي نور، ص 46.

نويسنده: سيد رضي سيد نژاد