رابطه هوش هیجانی با مدیریت
43 بازدید
تاریخ ارائه : 6/1/2014 7:04:00 AM
موضوع: روانشناسی

هوش هیجانی eq : افزایش هوش هیجانی
    یکی از مسائلی که حتی در جهان مدرن امروز به آن بی توجهی شده و بسیاری را می بینیم که به خاطر بی توجهی به آن دچار مشکلات عدیده ای شده اند، مسئله ی هوش هیجانی می باشد. شاید شما نیز تعجب کنید که این نکته چه اهمیتی دارد. در واقع اشکال کار اینجاست! اغلب مردم هیچ ضرورتی برای توجه به این مسئله ی مهم قائل نیستند و حتی بسیاری معنای آن را نیز متوجه نمی شوند. اما باید توجه داشت که این مسئله به خصوص در کودکان بسیار شایان توجه بوده و نباید تصور کنیم هر کودکی که هوش iq خوبی دارد، از هوش هیجانی eq خوبی نیز برخوردار است.بهترین راه برای افزایش هوش هیجانی eq در کودکان توجه به احساسات عواطف و حتی خیال پردازی های آنان و پاسخی مناسب در برخورد با اینهاست. باید از هیجانات او مطلع باشیم و به آن ها گوش دهیم. این به کودک کمک می کند تا در ابراز احساسات به مشکل نخورد و در ارتباط با دیگران به نحو صحیحی برخورد داشته باشد. کودکی را تصور کنید که پدر و مادر او در ارتباط با او برخورد صحیحی نداشته و با توجه به رفتار کودک فیدبک (بازخورد) مناسبی را نشان ندهند.پر واضح است که در ابتدای زندگی کودک، این پدر و مادر او هستند که اولین برخورد ها و رابطه ها را با او برقرار می سازند و این نکته بسیار نکته ای مهم و شایان توجه می باشد. هوش هیجانی کودک در فضای خانه آزموده می شود و این اولین جایی است که باید در رفتار خود با کودک دقت کنیم و کاری کنیم که هوش هیجانی eq کودک رشد کرده و به حدی برسد که بتواند در برخورد با دیگران و در جامعه ارتباط خوبی را داشته باشد و نقش خود را به خوبی ایفا کند. هوش هیجانی بی شک باید به خوبی مورد توجه باشد.  

کاربرد هوش هیجانی EQ در کودکان

اگر گذرتان به مطالب مختلف درباره هوش هیجانی  EQخورده باشد، می دانید که مهارت تاثیر زیادی در روابط اجتماعی و احساسی و مدیریتی فرد در جامعه می گذارد. اما در اینجا می خواهیم بدانیم تاثیر آن بر کودکان چیست؟ به عبارت دیگر هوش هیجانی چه کاربردی در زندگی کودکان دارد؟کودک با استفاده از این هوش می تواند در موقعیت مناسب و وجود خطر عکس العمل به موقع را از خود نشان دهد. مسئولیت پذیری و ایجاد رابطه عاطفی با دیگران نیز از جمله مهارتهایی است که اگر در کودک بالا باشد به معنای هوش هیجانی بالای اوست. اگر کودک در کنترل احساسات و غم و شادی خود ناتوان باشد، این نشانه کم بودن هوش هیجانی EQ  اوست و باید به فکر افزایش آن باشیم. راه هایی برای این کار پیشنهاد می شود که می توانید از منابع مختلف به آن ها دست یافته و عمل کنید. اگر بزرگتر ها در همان سنین کم به فکر هوش هیجانی کودک باشند، در همان ابتدای امر می توانند به کمک هوش هیجانی فرد بپردازند و کودک بتواند در برخورد با هم سن و سالان و هچنین مشکلات و مسائل پیش رو هوش هیجانی EQ مناسبی را داشته باشند و این نکته می تواند بسیاری از مشکلات آن ها را حل کند و آن ها را افرادی دارای اعتماد به نفس بار بیاورد. بدیهی است که همین مسائل ساده می تواند افراد موفقی را در آینده به جامعه تحویل دهد. بنابر این پیشنهاد کارشناسان این است که نه تنها به هوش منطقی و ریاضی فرد توجه شود بلکه به هوش هیجانی نیز توجه لازم را داشته باشید.

رابطه هوش هیجانی با مدیریت

 در بسیاری از موارد مشاهده می شود که مدیران بخش های مختلف کارخانه ای و به طور کلی مدیریت انسانی چندان به هوش هیجانی اهمیت نداده و آن را در کار خود کم اهمیت می دانند.این اشکال در حالی پیش آمده است که یکی از فاکتور های اساسی خصوصا در کارخانه های بزرگ که روابط آن ها بین کشور ها و حتی بین قاره ای نیز می شود، یک نیاز اساسی و مهم محسوب شده و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت.تعداد نه چندان کم بلکه می توانیم بگوویم زیاد از مدیران در ارتباط با پرسنل و کارکنان دچار اشکال می گردند و این مشکل ناشی از اشکال در هوش هیجانی ایشان می باشند اما آن ها این مسئله را نمی دانند. بسیاری گمان می کنند تنها عامل موفقیت داشتن هوش منطقی مناسب است و از تاثیر شگرف هوش هیجانی بی اطلاع می باشند.
هوش هیجانی تاثیر بسیار زیادی بر سطوح پایین سازمان دارد. پژوهشی در دانشگاه استنفورد نشان می دهد که هوش هیجانی ضعیف عامل از دست دادن هفتاد درصد مشتریان بوده است. به هر حال تاثیر هوش هیجانی در مدیریت غیر قابل انکار است و به یکی از فاکتور های اساسی موفقیت تبدیل شده است. تصور کنید در همین مکان هایی که پژوهش انجام شده است و در دانشگاه استنفورد بر روی آن ها تحقیق انجام شده است، افراد از هوش هیجانی بالاتری برخوردار بودند و می توانستند هر مشتری را که نزد آن ها می آید به خوبی جذب کنند. در این صورت سود حاصله به میزان باور نکردنی افزایش می یافت و پیشرفت این کارخانه یا مرکز اقتصادی به بیش از سه برابر می رسید. توجه کنید که نتایج فقط بر روی هوش هیجانی متمرکز بودند و بیان می کردند که این کاهش هفتاد درصدی تنها از کمبود هوش هیجانی EQ افراد ناشی می شده است.

 هوش هیجانی EQ چیست ؟

   هوش هیجانی

 هوش هیجانی به عنوان یکی از جذاب ترین مباحث علم روانشناسی در سال های اخیر توجه خیلی ها رو به خود جلب کرده است چرا که در واقع متخصصان هوش هیجانی به این حقیقت اذعان کرده اند که هوش هیجانی تاثیر بیشتری نسبت به ضریب هوشی در موفقیت های افراد دارد . هوش هیجانی به زبان ساده یعنی توانایی افراد برای : 1 - کنترل و مدیریت هیجانات 2 - تعدیل و کنترل احساسات برای ایجاد انگیزه جهت قبول کردن مسئولیت و آغاز حرکت به سوی اهداف3 - ایجاد ارتباطی موثر با افراد دیگر در زمینه های مدیریتی و امور اجتماعی4 - ایجاد ارتباطی موثر و کارا (به کمک هوش هیجانی ) با دیگران به کمک تشخیص احساسات و هیجانات آن هاحتما تا حالا برای شما هم پیش آمده است که غبطه ی هوش بالای دوستان و آشنایان تان را بخورید اما باید بدانید خداوند هوش هیجانی را نیز در ما قرار داده است که که اکتسابی است و ما با تلاش خود می توانیم به آن دست یابیم .

 هوش هیجانی چگونه متولد شد ؟

 متخصصان هوش هیجانی و روانشناسان به این نکته پی بردند که ضریب هوشی بالا نمی تواند تضمین کننده ی موفقیت شخص در تمامی جوانب زندگی اش شوند . آن ها مشاهده کردند که افرادی که ضریب هوشی بالایی ندارند صاحب موفقیت های بزرگی در زندگی شخصی و مشاغل مختلف هستند لذا دست به تحقیقات گسترده زدند و سرانجام هوش هیجانی به درستی این تناقض را پاسخ داد . تصور کنید که بسیاری از مردم به جای این که به این نکته توجهی داشته باشند و یا اصلا درباره آن مطالعه ای کرده باشند، تصور می کنند هر چه ضریب هوشی خودشان یا فرزندانشان بیشتر باشد بنابراین احتمال موفقیت آن ها نیز بیشتر است. آن ها بدون آن که حتی اسم هوش هیجانی را شنیده باشند، تمام تلاش خود را می کنند که ثابت کنند خودشان و فرزندانشان از ضریب هوشی بالایی برخوردارند و اگر مثلا در آزمون هایی که به منظور تعیین ضریب هوشی گرفته می شوند، موفق بیرون بیایند مطمئن می شوند که آینده ی موفقیت آمیزی در انتظار آن هاست. واقعیت این است که ما انسان هستیم و دارای هیجانات و هوش هیجانی از لوازم زندگی ما می باشد. هر قدر هوش هیجانی بیشتری داشته باشیم تعامل بهتری خواهیم داشت و هوش هیجانی EQ می تواند بر زندگی ما تاثیر زیادی بگذارد. پس بیایید هوش هیجانی را بشناسیم و از هوش هیجانی EQ استفاده کنیم.

 

5 دلیل برای اهمیت هوش هیجانی

 1 – سلامت جسم : استرس ها بر روی سلامتی افراد تاثیر چشم گیری دارد لذا در صورتی که بتوانیم احساساتمان را از طریق به کارگیری هوش هیجانی کنترل کنیم می توانیم تا حد زیادی استرس ها را کاهش دهیم .2 – ارتباطات موثرتر :ارتباطات در زندگی امروزی اهمیت زیادی دارد و هوش هیجانی به ما کمک می کند ارتباطاتی بهتر با دیگران داشته باشیم3 – حل اختلافات و کشمکش ها در زندگی روزمره : در صورتی که بتوانیم احساسات طرف مقابل مان را به خوبی درک کنیم  به راحتی می توانیم با کشمکش ها و مشاجرات کنار بیاییم و آن ها را حل کنیم و هوش هیجانی است که این توانایی را به ما می دهد .4 – موفقیت ها :هوش هیجانی به ما کمک می کند انگیزه ها ی مان  را به خوبی پرورش دهیم و تنبلی را کنار گذاشته و با قدرت به سوی هدف پیش رویم .


تفاوت های هوش هیجانی و هوش عقلی یا IQ

 تا قبل از شناخت هوش هیجانی استعداد ها و توانایی های افراد مختلف با ضریب هوشی آن ها سنجیده می شد . ضریب هوشی بالا از طریق وراثت به انسان منتقل می شود و تا پانزده سالگی قابل پروش است ولی در صورتی که شرایط آن مهیا شود اما هوش هیجانی اکتسابی است و نکته ی جالب این جاست که عامل هشتاد درصد موفقیت های افراد هوش هیجانی است نه ضریب هوشی بالا و همین هوش هیجانی تا آخر عمر قابل پرورش است و میزان پرورش آن با افزایش سن بالاتر هم خواهد رفت .

 

نشانه هوش هیجانی چیست ؟

  شاید بپرسید نشانه ی هوش هیجانی چیست؟ پاسخ را سعی می کنم با یک مثال برای شما تشریح کنم. فرض کنید در یک روز عادی هنگامی که در خیابان قدم می زنید، ناگهان پای یک نفر می لغزد و به زمین می خورد. این جا واکنش شما چیست؟ آیا مانند دیگران به او می خندید یا به کمک کرده و جویای حال وی می شوید؟ اگر این کار را کردید شما دارای هوش هیجانی بالایی هستید.هوش هیجانی همان است که در مثال بالا دیدید: شناسایی احساسات خودمان و اطرافیان و استفاده مطلوب از آن در روابط اجتماعی. پس اگر در شناسایی این هیجانات موفق هستید و می توانید به خوبی بر آن ها کنترل داشته باشید باید به شما تبریک گفت. آزمون های هوش هیجانی زیادی  وجود دارند که مقدار هوش شما را در این زمینه مشخص می کنند . شما از طریق لینک تست هوش هیجانی می توانید یکی از این آزمون ها را انجام دهید .

 

5 روش برای افزایش هوش هیجانی

 1 – احساسات روزمره تان را لیست کنید : همه ما در روز احساسات مختلفی را در طول روز تجربه می کنیم . یکی از راه های تقویت هوش هیجانی تجزیه و تحلیل و لیست کردن همین احساسات در طول روز می باشد که باعث ایجاد شناخت عمیقی از خودمان می شود .2 – احساسات تان را برای دیگران توصیف کنید : این دفعه که دچار احساساتی از جمله خشم یا ناراحتی و . . . شدید با یکی از دوستانتان که هوش هیجانی بالایی دارد تماس بگیرید و حس خودتان را برای وی توصیف کنید و از او بپرسید آن چه او درک کرده با آنچه که شما بیان کردید یکی است که اگر یکی نبود در مورد راه های انتقال احساسات با هم بحث کنید .3 – کنترل احساسات منفی :هوش هیجانی می گوید که برای مقابله با هریک از احساسات منفی تان از جمله خشم و . . . یک استراتژی شخصی تهیه کنید و در هنگام لازم با مراجعه به آن احساس منفی تان را کنترل کنید .4 – خوب گوش دهید :مهم ترین راه برای درک احساسات دیگران و در واقع تقویت هوش هیجانی خوب گوش دادن به سخنان آنان می باشد . این دفعه که دوستی برای بیان احساساتش با شما هم کلام شد سعی کنید خوب به حرف هایش گوش دهید تا به درستی احساست وی را درک کنیدو5 – فیلم را بدون صدا نگاه کنید :یکی از راه های تقویت هوش هیجانی گاهی افراد برای بیا احساسات خود از زبان بدن به جای سخن گفتن استفاده می کنند برای درک این زبان و در واقع درک احساسات طرف مقابل می توانید فیلم ها را بدون صدا نگاه کنیدو توانایی خود را برای درک حالات و احساسات بازیگران درون فیلم تقویت کنید .

 

در باره ی هوش هیجانی بیش تر بدانید (توجیه علمی هوش هیجانی)

 در توجیه علمی برای هوش هیجانی باید گفت که پیوندهای میان با دامه مغز (و ساختار لیمبیک وابسته به آن) و قشر تازه مخ، کانون راه های هماهنگ کننده میان قلب و سر، یا تفکر و احساسات است. با این مدار بندی می توان روشن ساخت که چرا هیجان ها هم در اتخاذ تصمیم های عاقلانه و هم در داشتن تفکر روشن، برای تفکر ثم ر بخش تا به این حد حیاتی اند.اگر قدرت هوش هیجانی را سلب کنیم ، خود تفکر نیز مختل می گردد. عصب شناسان برای حافظه ای که واقعیات ضروری را برای انجام تکلیف یا حل مشکلی خاص در ذهن نگاه می دارد اصطلاح "حافظه فعال" را به کار می برند. اعم از جنبه های دلخواه یک خانه در حین گشتن و برانداز کردن آن یا در ذهن نگاه داشتن اجزای مساله ای استدلالی سر جلسه امتحان.منطقه ای از مغز که مسئول "حافظه فعال" است، قشر پیش پیشانی است. اما وجود مدارهای میان مغز لیمبیک و قطعات پیش پیشانی به این معناست که علایم حاکی از هیجان شدید - مانند اضطراب، خشم یا امثال آن - می توانند موجب ایستایی عصبی گردند، یعنی توانایی قطعه پیش پیشانی را برای به کارگیری حافظه فعال مختل گردند. به همین دلیل است که هنگام بروز ناراحتی هیجانی می گوییم " اصلا فکرم درست کار نمی کند." و به همین دلیل است که ناراحتی هیجانی مداوم می تواند موجب نقص توانایی های فکری و هوش هیجانی کودک گردد و ظرفیت یادگیری او را از کار بیندازد.این نقایص در هوش هیجانی اگر بسیار ظریف هم باشند، از طریق آزمون های هوشی معلوم نمی شوند، اما خود را در مقیاس های هدف دار تر عصب - روان شناختی و در نیز بی قراری و تکانش وری مداوم کودک نشان می دهند. برای مثال در تحقیقی از دانش آموزان پسر مدارس ابتدایی که نتایج آزمون هوش بهره آنها بالاتر از متوسط، اما نتایج درسی شان ضعیف بود ، از طریق همین آزمون های عصب- روان شناختی مشخص گردید که کارکرد قشر پیشانی آنها آسیب دیده است.به علاوه آنها تکانشی، مضطرب و معمولا خرابکار و دچار مشکل بودند- که این نشانگر عدم کنترل قشر پیش پیشانی برخواسته ها و امیال دستگاه لیمبیک آنهاست. این کودکان به رغم داشتن توان فکری فراوان بیش از سایرین ولی نداشتن هوش هیجانی بالا در معرض خطراتی همچون شکست تحصیلی، الکلیسم و بزهکاری قرار دارند- نه به این دلیل که توانایی فکری آنان ناقص است، بلکه به این خاطر که کنترل آنها بر روی زندگی هیجانی و در واقع هوش هیجانی شان شان آسیب دیده است و در حقیقت می توان گفت هوش هیجانی پایینی دارند . مغز هیجانی که کاملا مستقل از آن مناطق قشری است که آزمون های هوش با آنها سر و کار دارند، هم خشم و هم شفقت را در کنترل خود دارد . تجارب دوران کودکی، به مدارهای هوش هیجانی شکل می دهند - حال آنکه ما با مسئولیت خود، کسب آن تجربیات را کاملا به شانس و اتفاق واگذار می کنیم . امیدواریم اطلاعات مفیدی در زمینه ی هوش هیجانی و راه های تقویت هوش هیجانی در اختیار شما گذاشته باشیم .