مستبصری که ده میلیون نفر را تاکنون مسلمان و شیعه کرده است
67 بازدید
تاریخ ارائه : 5/29/2014 7:18:00 AM
موضوع: تبلیغ

مستبصری که ده میلیون نفر را تاکنون مسلمان و شیعه کرده است

حال به لطف حضور او و امثال او، نیجریه هفت میلیون شیعه دارد! هفت میلیون! یعنی بعد از ایران و عراق، در جایگاه سوم، و حتی بیشتر از لبنان!

- پرده اول:

رهیافتگان-یاسین رضوی‌پور : رفته بود عمره… وقتی می‌رفت دو تا جامه‌دان داشت، وقتی برمی‌گشت پنج تا! تازه خیلی خوب بود! انتظار بیشتر از اینها ازش می‌رفت! خیلی رعایت کرده بود و به حداقل خرید اکتفا نموده بود. همسرش را هم منع کرده بود از هرگونه خرید لاضرور! اما من که دل خونی داشتم از این عرب‌های “أَشَدُّ کُفْرًا وَنِفَاقًا” نتوانستم جلوی زبان دل بگیرم و داغ دل بر زبان جاری کردم. اما با کمال تعجب دیدم خودش دلی خون‌تر از من دارد…

**اونجا چند تا بازار بود که تقریبا هفتاد هشتاد درصد مشتری‌هاش ایرانی بودند. اصلا غیر از ایرانی‌ها سایر مسلمانها خرید چندانی در سفر حج ندارند. باور کن اگر ایرانی‌ها مکه نرند یا از مکه و مدینه خرید نکنند این وهابی‌ها پولی برای سرکوب شیعه در بساط نخواهند داشت…

فکر می‌کنم راست می‌گفت! بعضی از ما چند بار به سفر عمره مستحبی می‌رویم، و برخی هم اگر قانون جدید اعمال نشده بود، چند مرتبه در تمتع شرکت می‌کردیم. شاید پولی که وهابیت از جیب ما شیعه‌ها عایدش می‌شود بیش از سایر مذاهب باشد!

- پرده دوم:

سالها بود عربستان می‌خواست سرکوبشان کند، اما گویا نمی‌توانست بهانه‌ای برای مداخله مستقیم پیدا کند. به هر حال وجود مرزهای بین‌المللی بین یمن و عربستان، مانع بزرگی بود. اما وقتی گسترش شیعه در جنوب عربستان غیر قابل کنترل شد، چاره‌ای برای وهابی‌های ریاض باقی نماند.

توطئه از آنجا شروع شد که تنی چند از پلیس یمن به بهانه‌ی بازرسی به منزلش رفتند و بعد هم گفتند بازداشت است. از خانه بیرونش بردند و سپس جلوی روی خانواده‌اش شهیدش کردند و بعد مدعی شدند در حال فرار مضروبش کرده‌اند.

پدر پیری بود که مانع شده بود از این که قبایل الحوثی که بیشترشان از او حرف‌شنوی داشتند اسلحه به دست شوند. اما وقتی کشته شد، گویا چاره‌ای جز دست بردن به سلاح نبود.

حالا فرصت برای وهابیت فراهم بود. وهابیتی که پنجاه سال است در سومالی، همسایه‌ی دریائی یمن، ریشه دوانده، اذناب خود که موسوم به الشباب سومالی هستند را وا می‌دارد تا با مجاهدین یمن اعلام همبستگی کنند. از اینجای داستان، امریکا هم وارد معرکه می‌شود تا مثلا با تروریسم منطقه‌ای وارد مبارزه شود. این همان چراغ سبزی است که عربستان منتظر آن بود.

اما ما در ایران…

- پرده سوم:

در کشوری متولد شده بود که مثل کشور ما لبریز از ذخایر نفتی است، و همان قدر که ایران برای امریکا نقش ژاندارمی منطقه را ایفاء می‌کرد، کشور او نیز همین نقش را در غرب افریقا برای امریکا و انگلیس بازی می‌نمود.

نیجریه جمعیتی نیمه مسلمان و نیمه مسیحی داشت که سهم تشیّع از آن تقریبا صفر بود. اگرچه در بین مسلمانان به ظاهر سنّی غرب افریقا، گاه‌گاهی می‌بینی کسانی را که هنگام نماز دست بر شکم نمی‌گذارند و در اذانشان “حیّ علی خیر العمل” می‌گویند! این یعنی وجود شیعیانی که خودشان هم خبر ندارند شیعه هستند! اما از وقتی پا به مسجد گذاشته‌اند آنقدر علمای تحت تعلیم وهابیت در گوششان خوانده‌اند که حالا اکثرشان فکر می‌کنند شیعه مشرک است!

بگذریم… از ابراهیم می‌گفتم! وقتی انقلاب در ایران به پیروزی رسید، شیفته امام شد. سالها بعد به ایران آمد و وقتی با لباس روحانیت به نیجریه بازگشت در منطقه‌ی زاریا و کانو به تبلیغ تشیّع پرداخت.

حال به لطف حضور او و امثال او، نیجریه هفت میلیون شیعه دارد! هفت میلیون! یعنی بعد از ایران و عراق، در جایگاه سوم، و حتی بیشتر از لبنان!

به خاطر محل زندگی‌اش، به زاکزاکی معروف شد. و اکنون رهبر شیعیان غرب افریقا به حساب می‌آید. رهبری که “مصالح سیاسی” نمی‌گذارند بیش از این بشناسیمش!

دولت ما از آوردن نام آنها در کشور هم خودداری کرده! تا جائی که وقتی چند تن از راهپیمایان روز قدس را در زاریا کشتند، رسانه‌های کشور ما تیتر کردند: در درگیری میان پلیس نیجریه و یک گروه شورشی سه تن کشته شدند.

آن سوی ماجرا اما کسی کاری به کار عربستان ندارد! کسی حتی نپرسید که چرا رئیس جمهور سابق نیجریه، در یک سال چهار بار به عربستان رفت! کسی نپرسید چرا حتی هنگام بیماری نیز “عمر یارودوا” میهمان سعودی‌ها بود!

اما باز هم زاکزاکی کار خودش را می‌کند. سال گذشته وقتی نقشه‌ی وهابیت برای انفجار خانه و دفتر زاکزاکی افشاء شد، و یارانش خواستند اسلحه به دست بگیرند، در شبهای احیاء و در میان سخنرانی‌اش همه را به حفظ آرام دعوت کرد و گفت که آنها منتظرند شما اسلحه به دست بگیرید تا همه‌تان را بکشند! پس حتی اگر مرا کشتند هم کسی حق ندارد سلاحی به دست بگیرد…

سپس با آرامشی که مخصوص مومنین حقیقی است، همه را به شنیدن دعای صدبند دعوت کرد و گفت: اگر چیزی قرار است از ما حفاظت کند، اسلحه نیست! همین دعای جوشن کبیر است!

پرده آخر:

امشب به نیت اینکه شاید قدر و تقدیرمان در این شب رقم بخورد تا صبح به مناجات مشغول شدیم! و منتظریم اعمال ما نزد حضرت صاحب ارائه شود تا از اینی که هستیم نیز بی‌آبروتر شویم!

آری امشب را احیاء می‌گیریم، و از فردا به دنبال فیش سفر بعدی به عربستانیم! و باز هم روزانه میلیونها دلار در جیب وهابیت فرو می‌ریزیم!

تازه انتظار هم داریم وجود نازنین ولی‌عصر را در مکّه و منی، در عرفه و صفا، درک کنیم!

ای کاش ما هم برای یاد گرفتن تشیّع یک سفر به نیجریه برویم!!!

پ.ن.:

۱- حتما این مقاله را بخوانید. قدیمی است اما ارزش خواندن دارد.