چاپلوسی و تملق ناشی از حقارت نفس است
61 بازدید
تاریخ ارائه : 5/21/2014 7:45:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

چاپلوسی ،صفت سگان است

این صفت خبیثه -که به زبان آوردن مطالبی است در مورد دیگران، در حالی که به آن اعتقادی ندارد- نهری است جاری از دریای وسیع محبت دنیا و خصلتی است به ودیعه گرفته شده از خصلتهای سگان، چرا که آداب سگان است که در انتظار لقمه‏اى دُم خود را مى ‏جنبانند و تملق و چاپلوسى مى‏ کنند .

چاپلوسی و تملق یکی از معضلاتی است که به شدت گریبان جامعه را گرفته است و یک امر عادی و رایج در بین مردم شده است تعارف های بی پایه و سر تملق و دروغ جزء مکالمات عادی و روزمرّه مردم شده است  در حالی که امر ناپسندی است و اسلام عزیز از آن نهی کرده است .

معنا و مفهوم چاپلوسی :

جوهری در صحاح می گوید: رجلٌ مُلِق. یعنی چیزی را می گوید که قلباً به آن اعتقاد ندارد.[1] اظهار لطف و محبت و دوستی که با خضوع مخلوط شده باشد با آنکه در قلب چنین نیست.[2] تعریف و تمجیدهای بی موردی که از دیگری می شود نشان از خفت و خواری چاپلوس و مبتلا شدنش به شرکی است که ثمره آن در اعمال و رفتار وی ظهور پیدا کرده، ننگ و عار را برای او به ارمغان آورده است.

اشکال چاپلوسی :

در محیط هاى که چاپلوسی متداول است ، هر نوع تعبیر باید مورد پسند طبقه‏ ممتاز جامعه باشد. در نتیجه صداقت و پاى بندى به اصولى که تأمین کننده منافع واقعى مردم است، جاى خود را به تحسین مبالغه آمیز و در نهایت به چاپلوس مى‏ دهد. البته شیوه و شکل چاپلوسى متنوع و متعدد است. ممکن است به صورت‏هاى آشکار و پنهان صورت مى‏ گیرد .

دادن القاب و عناوین جعلى و غیر واقعى و ستودن غلط آمیز طرف مقابل، یا افراد بالا دست تعریف و تمجید بی جا و دور از واقعیت افراد ، ابراز محبت بیش از حد از جمله شکل‏ هاى چاپلوسى است.

چاپلوسى و یا سایر آفات اخلاقى در هر مجموعه‏ اى نشانگر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاى حاکم بر آن جامعه است. چنین فضایى در جامعه زمانى شکل مى‏ گیرد که منزلت‏ها و نقش‏ها آن گونه که شایسته‏ ى افراد است توزیع نشود و در واقع شایسته سالاری به معنی واقعی آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جایگاه در خور شان خود قرار گیرد و مطابق با منزلت واقعى‏ اش از نقش اجتماعى مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعى نیز از سلامت کافى برخوردار خواهد شد.

تملّق، مبدأش شرک و جهل بوده، غایتش نفس است و ثمره‏ اش خفّت و خوارى می باشد. به هرحال باید دانست که چاپلوسی از آبشخور نفاق و خودخواهی سیراب شده است

منشأ چاپلوسی :

هدف انسانی که طالب رضا و خشنودى مردم است و توجه به جلب نظر و قلوب مردم دارد، آن است که آنها را مؤثر در امورى مى‏ داند که مورد طمع اوست. مثلا کسانى که پول پرست و مال دوست هستند، پیش ارباب ثروت خاضع بوده از آنها تملق می گویند و برای آنها فروتنى می نمایند و کسانى که طالب ریاست و احترامات ظاهری هستند از مریدان و پیروان خود تملق ها کرده، فروتنی ها می نمایند تا قلوب آنها را به هر ترتیبى که هست به سوی خویش جلب کنند.

اما در مقابل کسانی هستند که با ریاضات شرعی خود را تربیت کرده، طالب رضاى حق‏اند و زینت های دنیا آنها را نلرزانده، در ریاست، طالب رضاى حق هستند و هنگامی که زیر دستند حق جو و حق طلب بوده همچون آدمهای شریف گذران عمر می کنند.[3]

البته ناگفته نماند که گاهی شیطان افراد را به بهانه تواضع به این بلیه دچار کرده مشغولشان می کند و حال آنکه مابین آن دو فاصله است: تواضع مبدأش علم به خدای تعالی و نفس بوده، غایتش هم خدا است یا کرامت خدا و نتیجه‏ اش کمال نفسانى است. درحالی که تملّق، مبدأش شرک و جهل بوده، غایتش نفس است و ثمره‏اش خفّت و خوارى می باشد. به هرحال باید دانست که چاپلوسی از آبشخور نفاق و خودخواهی سیراب شده است.[4]

متأسفانه گاهی، عادت بعضی از مردم شده است که چرب زبانى و تملّق را دلیل بر مردم‏دارى و حسن خلق تلقّى کرده، خلاف آن را نشانه حقارت و کم ارزشى و نبود شخصیت می پندارند.[5]

آثار چاپلوسی:

مهمترین اثر این است که ملکه اخلاص را از کف داده و چشم نیاز به عنایت و بخشش مخلوقی همچون خود می­دوزد که حکایت از شرک پوشیده و خفی وی می­کند. چرا که وی در توحید افعالی دچار مشکل شده است و دیگران را مؤثر در امور جاری در عالم می بیند

.   گاهى خود را برده پستى مى‏نمایاند تا از متاع او چیزى نصیبش گردد. در تملّق بى‏ سروپائى هزار دروغ می گوید، تا قلب او را به دست آورد که نتیجه ای جز خواری و ذلت خود و احساس شخصیتی کاذب و توخالی در نوع تعریف شدگان به بار نخواهد گذاشت که نتیجه آن، برهم خوردن تعادل جامعه و رفتن آن بسوی حالتی دروغین و مسموم خواهد بود.

انواع چاپلوسی:

گفته شد که منشأ تعریف و تمجیدهای نادرست از مردم، دوری از حق و غوطه ور شدن در منجلاب دنیا و مادیات است اما باید متذکر شویم که نوعی تملق هم هست که نه تنها ناپسند نبوده بلکه ممدوح و گوارا است و در دعاها و روایات ما به آن اشاره و ترغیب شده است و آن چاپلوسی و تملق کردن به هنگام راز و نیاز با خدا است. البته چنین عرض حاجتی به بارگاه دوست، لطیف نمودن معانى تضرع، توسل و تسلیم می باشد.[6]خداوند به حضرت عیسى علیه السّلام وحى نمود: «عیسى مانند غریق غمزده‏اى که یاورى ندارد، به درگاه من دعا و دلت را برایم خوار کن و در خلوت بسیار بیاد من باش و بدان من با چاپلوسى کردن تو خوشحال مى‏ شوم. با زنده دلى و نشاط این عمل را انجام بده و صداى غمناک خود را به من برسان».[7]

باید با یاد حق تعالى دل را از ظواهر فریبنده دنیا منصرف کند و تمام جهان و جهانیان را از نظرش بیاندازد و دلبستگى به احدى غیر از حق پیدا نکند و خود را به واسطه آنها بزرگ و بزرگوار نشمارد و هر چه غیر از حق و آثار جمال و جلال او است در نظرش کوچک باشد و این خود، منشأ تواضع براى حق و به تبع آن براى خلق می گردد

درمان چاپلوسی :

برای درمان این رذیله اخلاقی دو زمینه هست اول اینکه شخص چاپلوس در آثار و مفاسد این صفت خوب بیاندیشد و با خود بنگرد که آیا می ارزد در عوض مال یا جاه و مقامی که بر فرض اثرگذاری چاپلوسی اش نصیب او می شود بین خدا و خلق خدا، خود را ذلیل و خوار کند و در وادی شرک داخل شود که عقاب و رسوایی هر دو جهان را در پی خواهد داشت.

باید با یاد حق تعالى دل را از ظواهر فریبنده دنیا منصرف کند و تمام جهان و جهانیان را از نظرش بیاندازد و دلبستگى به احدى غیر از حق پیدا نکند و خود را به واسطه آنها بزرگ و بزرگوار نشمارد و هر چه غیر از حق و آثار جمال و جلال او است در نظرش کوچک باشد و این خود، منشأ تواضع براى حق و به تبع آن براى خلق می گردد. زیرا که خلق را نیز از حق می بیند و این خود، منشأ عزّت نفس و بزرگوارى او می شود؛ دیگر مقابل کسی سر خفت و خواری کج نمی کند و تملق هر بی سروپایی را به جان نمی خرد. از طرفی باید روح قناعت را در خود پرورش داده و شکوفا سازد چون «هر که بناى قناعت بگذارد، براى گذران زندگی به زحمت نمى‏افتد(هر چند عیالمند باشد) در نتیجه از احتیاج به مردم خلاص مى‏ شود و از چاپلوسى و تملّق ناکسان، فراغت مى‏ یابد و در نزد خالق و خلق، عزیز مى‏ گردد»[8] و همانطور که امیرالمؤمنین علی السلام فرمودند « فقر و ناداری را بر تملق دیگران برگزیند.» [9]

اگر چاپلوسی او برگرفته از عادات و رسوم نادرست رایج بین مردم که آن را مردم داری می پندارند باید کمر همت ببندد و حق را هدف خود قرار دهد و این رسم نادرست را به هیچ انگارد و در این کار از هیچ نیروئى بیم و هراس نداشته باشد و از مذمّت و سرزنش مردم نهراسد.[10]

این صفت خبیثه -که به زبان آوردن مطالبی است در مورد دیگران، درحالی که به آن اعتقادی ندارد- نهری است جاری از دریای وسیع محبت دنیا و خصلتی است به ودیعه گرفته شده از خصلتهای سگان، چرا که آداب سگان است که در انتظار لقمه‏اى دُم خود را مى‏ جنبانند و تملق و چاپلوسى مى‏کنند.[11] 

نتیجه:

چاپلوسی و تملق ناشی از حقارت نفس است و نوعی شرک انسان ها جز در مقابل خداوند نباید خود را حقیر شمارند و تعظیم و اکرام دیگری به امید رسیدن به خواسته ها یعنی شریک قرار دادن برای خدا و آن شریک را تواناتر از خدا پنداشتن  پی باید مواظب رفتار خود باشیم و دست از چنین حرکات ناشایستی برداریم. 

پی نوشت ها : 

[1] ـ ج‍وه‍ری‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌ب‍ن‌ ح‍م‍اد؛ال‍ص‍ح‍اح‌ ال‍ل‍غ‍ه،ب‍ی‍روت‌: ام‍ی‍ری‌

[2] ـ امام خمینی،روح الله؛چهل حدیث،مؤسسه نشر آثار امام خمینی (ره)،چاپ بیستم،1378ش،ص 371

[3] ـ همان، ص 561

[4]ـ امام خمینی،روح الله؛شرح‏ حدیث‏ جنود عقل ‏و جهل، مؤسسه نشر آثار امام خمینی(ره)،چاپ سوم،1378ش،ص:336و355؛ نراقی،ملااحمد؛معراج السعاده،انتشارات هجرت،چاپ پنجم،1377ش،ص403

[5] ـ حسینی طهرانی،علامه سید محمد حسین؛رساله لب اللباب،انتشارات علامه طباطبائی،چاپ نهم،1419ق،ص66

[6] ـ محدث بندرریگی،ابراهیم؛ترجمه المراقبات،انتشارات اخلاق،1376ش، ص338؛امام حسین (ع) عرضه می دارد: یا من اذاق احبّاءه حلاوة المؤانسة فقاموا بین یدیه متملّقین. یعنی: : اى کسى که حلاوت انس را به دوستانش چشانده تا در مقابلش به تملق ایستاده‏ اند. شیخ عباس قمی،مفاتیح الجنان ،دعای عرفه

[7] ـ همان،ص243

[8] ـ امام خمینی؛شرح‏ حدیث ‏جنود عقل ‏و جهل،ص338؛نراقی،ملا احمد؛معراج السعاده،صص403ـ402

[9] ـ قال أمیر المؤمنین(ع):‏«الفقر خیر من حسد الجیران و جور السلطان و تملق الإخوان.» حلی،ابن فهد؛عدة الداعی،چاپ : دار الکتب الإسلامی‏، چاپ : اول‏،1407ق،ص:107

10 ـ حسینی طهرانی،علامه سید محمد حسین؛رساله لب اللباب،انتشارات علامه طباطبائی،چاپ نهم،1419ق ،ص66 

[11] ـ نراقی،ملااحمد؛معراج السعاده،انتشارات هجرت،چاپ پنجم،1377ش ، ص 225