دهان ملت وقتی فقیر باشد به چاپلوسی باز است، کمر او شکسته است.
30 بازدید
تاریخ ارائه : 5/11/2014 11:31:00 AM
موضوع: جامعه شناسی

 آيت‌الله جوادي آملي: ملت فقير و بدهکار، قدرت مقاومت ندارد  ملتي که شغل ندارد و گرفتار بانک‌هاي ربوي است، هرگز قائم نيست

يکي از مراجع تقليد شيعه در قم، گفت: ملتِ فقير فلج است، ملتي که جيبش خالي است، کيفش خالي است، تهيدست است، بدهکار است، مديون است، فلج است و ملت فلج قدرت قيام ندارد، چه رسد به مقاومت. به گزارش ايلنا، آيت‌الله جوادي آملي در پيامي تصويري به نخستين نشست تخصصي همايش ملي اقتصاد مقاومتي از منظر دين، بر ضرورت جلوگيري از فقر در جامعه هشدار داد و اظهار داشت: اگر ملتي شغل نداشته باشد، بدهکار باشد، گرفتار بانک‌هاي ربوي باشد، اين ملت هرگز قائم نيست، چه رسد به مقاومت، چه رسد به ايستادگي در برابر حوادث تلخ.

وي گفت: اقتصاد مقاومتي از منظر دين در چند عنصر خلاصه مي‌شود. اولاً دين، مال را معرفي کرد؛ ثانياً خطر فقر را بازگو کرد؛ ثالثاً راه تنظيم اقتصاد را عاقلانه و عادلانه ارائه داد.

اما عنصر اول فرمود: مال، عامل قيام و قِوام يک ملت است. ملت اگر بخواهد قائم و مقاوم باشد چاره‌اي نيست که کيف و جيبش پر باشد؛ ملتي که دستش تهي است، از ستون محروم است، از قيام و مقاومت طرْفي نمي ‌بندد؛ اين مال است که عامل قيام يک ملت است. اين ستون را نبايد به دست لرزانِ افرادِ سفيه و بي ‌عُرضه سپرد؛ آن مديرِ سفيه و آن مدبّرِ لرزان، خود را نمي ‌تواند تأمين کند؛ خودايستادگي را فرا نگرفته، چه رسد به اين که بتواند ستون ملت و مملکتي را نگهداري کند.

جوادي آملي افزود: مال، عامل قيام يک ملت است؛ آن‌ کسي که سفاهت اقتصادي دارد، درايت اقتصادي ندارد، صلاحيّت آن را ندارد که مال را به دست او بدهند، اگر هم هوش اقتصادي دارد و لکن طهارت قُدسي و قداست عقل در او يافت نمي‌شود، او سفيه است. سفاهت در فرهنگ قرآن تنها در فقدان نظر نيست، بلکه بسياري از افرادند که از نظر علمي، خردمند و پخته و فرهيخته هستند ولي از نظر عقل عملي سفيه‌اند. وي گفت: عکس نقيض آن اين است کاري که با آن نمي ‌توان خدا را راضي کرد و ملت را خوشنود کرد و بهشت را کسب کرد، اين سفاهت است. پس مال، ستون يک ملت است؛ مدير و مدبّرِ سفيه که نتواند خود را اداره کند، عُرضه حفظ اين ستون را نخواهد داشت؛ ملّت موظف است اين مال را به دست افراد سفيه نسپارد. وي تاکيد کرد:آن‌ کسي که فاقد مدبريّت اجتهادي و مديريت جهادي است، سفيه هست و ملت موظف است که مال را به دست او ندهد.

اين مرجع تقليد گفت: دولت را دولت گفتند، چون تداول مي‌شود؛ اين تداول و اين ثروت که دست به دست هم مي‌گردد نبايد در يک منحني محدود دور بزند، بايد در کلّ اين مدار 360 درجه بگردد؛ مثل خوني است که بايد جريان داشته باشد و اگر در يک منحني خاص بگردد، بقيه از جريان اين خون محروم باشند فلج هستند. ملتِ فقير فلج است، ملتي که جيبش خالي است، کيفش خالي است، تهيدست است، بدهکار است، مديون است، فلج است و ملت فلج قدرت قيام ندارد، چه رسد به مقاومت.

وي با تاکيد بر اينکه مطلب بعدي خطر تلخ فقر است گفت: کسي که گداست و چيزي ندارد به او نمي‌گويند فقير، بلکه به او مي‌گويند فاقد؛ يعني مال ندارد. فقير؛ يعني کسي که ستون فقراتش شکسته است. ملتي که جيبش خالي است، دستش تهي است، زمين‌گير است؛ البته اول مسکين است بعد فقير.

جوادي آملي گفت: مسکين؛ يعني گرفتار سکون، بي‌‌حرکتي؛ ملت تهيدست از حرکت و پويايي ايستاده و محروم است و در اثر شکسته بودن ستون فقرات، زمين‌گير است و مبتلا به نشستن است، از اين جهت گفتند فقير، بدتر از مسکين است. وي افزود: بنابراين اگر ملتي شغل نداشته باشد، بدهکار باشد، گرفتار بانک‌هاي ربوي باشد، اين ملت هرگز قائم نيست، چه رسد به مقاومت، چه رسد به ايستادگي در برابر حوادث تلخ.

اين مرجع تقليد گفت:مطلب بعدي که قرآن کريم از اين راه گوشزد مي ‌کند مي ‌فرمايد: ملتي که سفره اش خالي است و بدهکار است و فرزند بيکار دارد و خودش هم بازنشسته است، اين ملت دهنش به چاپلوسي باز است؛ هرگز اهل نقد نيست، هرگز اهل اعتراض نيست.

وي گفت: کساني که در اين وزارتخانه‌‌ها تلاش و کوشش مي ‌کنند، مي‌دانند معاونان آن‌ها با آن‌ها يک‌ طور حرف مي ‌زنند، افرادي که در آبدارخانه هستند يک‌ طور حرف مي‌زنند، آبدارچي يک‌ طور تملّق مي‌گويد، معاون يک‌طور سخن مي‌گويد.

جوادي آملي با تاکيد بر اينکه ممکن نيست ملتي تهيدست باشد، زبانش به اعتراض و نقد و پاسخ‌گويي و مساله‌‌داني و مسئله‌خواهي و طلب‌خواهي، باز باشد گفت: دهان ملت وقتي فقير باشد به چاپلوسي باز است، کمر او شکسته است.

وي گفت: خلاصه بحث اقتصاد مقاومتي آن است که مال، ستون مملکت است و اهل اختلاس و اهل روميزي و اهل زيرميزي و کسي که ضعف مديريت دارد و کسي که توان آن را ندارد کشوري که يک درصد جمعيّت دنيا را دارد؛ يعني هفتاد ميليون و بيش از هشت درصد امکانات روي زمين در دست اوست، نتواند خود را اداره کند، گرفتارِ «لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً».

در اين مملکت همه چيز هست؛ جوان‌هاي فعال و بيکار فراوان، مال به دست بانک‌هاي ربوي، که «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا» است از يک سو و سرمايه ‌داراني که مشخص نيست از چه راهي در آوردند و در چه راهي صرف مي‌کنند از سوي ديگر.