ما اگر در رژیم سابق بعضی کارهای خلاف –فرض کنید- می کردیم، به مکتبمان مربوط نبود، و اگر امروز کار خلاف بکنیم، مکتب شکست می خورد»(ج8، ص479
34 بازدید
تاریخ ارائه : 4/12/2014 2:48:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

امام خمینی(ره) به پاسداران فرمودند:

    شما امروز با سمت پاسداری در جمهوری اسلامی یک شرافت زیاد و بزرگی دارید، و یک مسئولیت بزرگ، اما شرافت به خاطر اینکه خدمتگذار به اسلام شریف هستید، و اما مسئولیت برای اینکه باید همه چیزتان را اسلامی کنید، =======
    «کارهای رژیم سابق را «پای اسلام» حساب نمی کردند. این به «مسلک ما» هیچ ضرری وارد نمی آورد، به «مملکت ما» ضرر وارد می آورد... . این خطر نبود که اگر چنانچه محمد رضا یک ظلمی بکند، یا سازمان امنیت مردم را چه بکند، این به اسلام مرتبط است، هیچ، جدا بود حساب از اسلام، حساب آنها هم جدا بود، این خطر آن روز هیج نبود، بلکه هر چه آنها ظلم می کردند، مردم توجهشان به این زیادتر می شد، اما امروز رژیم یک رژیم اسلامی است.» (همان: ج8، ص274)

    «اگر ما در رژیم سابق یک اشتباه و خطائی می کردیم «پای اسلام» حساب نمی شد، نمی گفتند دولت اسلامی کذا. می گفتند در دولت طاغوت واقع شده. امروز که اسلام است، اگر چنانچه یک خطائی واقع شود، فرم این خطا با خطای سابق فرق دارد، پای اسلام حساب می شود، و این مسئولیت بزرگی است بر عهدۀ ما» (همان: ج8، ص389) بشود، این «پای اسلام» حساب می شود. (صحیفه امام ، ج9، ص220)توجه کنند به واسطه قضاوت آنان جانی بدون مجوّز شرعی از بین نرود، مالی از بین نرود، آبرویی از بین نرود، امروز اهمیتش بیشتر از سابق است. سابق قضیه این نبود که اگر قاضی تخلف می کرد اصل اسلام را مشوّه کند... امروز پای اسلام حساب می کنند، و لهذا قاضی امروز مسئول حیثیت اسلام است و مثل قضاوت در طول تاریخ نیست که فقط مسئول باشد نسبت به آن قضاوتی که در مورد شخصی می کرد، امروز علاوه بر آن، بُعد خاصی را دارد که بر می خورد به حیثیت اسلام.» (همان: ج14، ص336)«امروز یک مسأله خطرناکی که مطرح است، ما آن وقت اگر از طاغوت شکست خورده بودیم هیچ إبایی نداشتیم، مطلب حقی داشتیم، می گفتیم نتوانستیم پیش ببریم و آنها بر ما غلبه کردند. اما امروز مسأله این نیست، اگر امروز ما یک خطایی بکنیم که دشمنهای ما در خارج دامن به آن بزنند، در داخل دامن به آن بزنند، و منعکس کنند که اسلام هم مثل سایر مکتبها بلکه پایین تر از آنها، این شکست، شکستی است که جبران ناپذیر است» (همان: ج8، ص273)

    «امروز قضیه اسلام است، در یک وقت حساسی واقع هستیم که امر دائر بین این است که خدای نخواسته، خدای نخواسته، -و نخواهد شد ان شاءالله- اسلام زیر پای ما دفن بشود و«دادگاههای ما دادگاههای اسلامی است، پاسدارهای ما پاسدار اسلامی، قوای انتظامی ما اسلامی، دولت ما اسلامی، ما همچو ادعا داریم، من خوف آن دارم که به واسطه قشرهایی که نادان هستند، کارهایی صورت بگیرد که مکتب ما را آلوده کند و بد معرفی کند و اسلام دفن بشود. ما اگر در رژیم سابق بعضی کارهای خلاف –فرض کنید- می کردیم، به مکتبمان مربوط نبود، و اگر امروز کار خلاف بکنیم، مکتب شکست می خورد»(ج8، ص479 برود سراغ کارش، و بین اینکه پیروز بشویم ان شاءالله –و می شویم- و اسلام را به آن طوری که هست در این مملکت پیاده کنیم تا همه بدانند اسلام چه هست»(ج10، ص146)
    «حضرات آقایان توجه داشته باشند که مصلحت نظام از امور مهمه ای است که گاهی غفلت از آن موجب شکست اسلام عزیز می گردد. امروز جهان اسلام نظام جمهوری اسلامی ایران را تابلوی تمام نمای حل معضلات خویش می داند.»(ج20، ص464)به اعضای شورای نگهبان فرمود:

    «باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام در پیچ و خم های اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد(ج21، ص218)    «آبروی اسلام در ایران امروز بسته به اعمال همه است و خصوصا روحانیون. اگر خدای ناخواسته از این طایفه یک اشتباهی صادر شود این به پای اسلام تمام می شود. همانطور که گفته می شود و اشخاص مغرض گفته اند و می گویند: از زیر بار دیکتاتوری رضاخان بیرون آمدیم و زیر بار دیکتاتوری آخوندها واقع شدیم.» (ج8، ص258)

    «بهانه به دست دشمنان ندهید که ما را آلوده کنند و بگویند اهل علم یا دیکتاتور هستند یا انحرافات دارند.» (ج8، ص303)

    «امروز اگر از یک روحانی مطلبی صادر شود که بر خلاف موازین باشد، آنهایی که باید ما را لکه دار کنند می گویند: این هم آخوندها، الان دیکتاتوری کفش و عمامه است. بهانه دست مردم ندهید، اسلام دیکتاتوری نیست آن که دیکتاتور است عالم نیست.»(ج8، ص370)

    «چشمها دوخته شده است ببینند روحانیون که حالا یک قدرت ظاهری دستشان آمده است با ملت چه می کنند؟ ... ما را معرفی می کنند به اینکه اینها تا قدرت دستشان نبود هی می گفتند باید آزادی باشد حالا که خودشان مشغول شده اند با مردم بدرفتاری می کنند.» (ج9، ص475)

    «ائمه جمعه باید خیلی مواظب باشند اگر چیزی اتفاق افتاد با جهت پدری حل کنند، اگر بناباشد اعمال قدرت بکنند برای اینکه امام جمعه است پای روحانیت حساب می شود، پای اسلام حساب میشود.»(ج19، ص250)
«آقای پاپ این را بداند که مسأله، مسأله ای نیست که من بتوانم شخصا حل کنم. ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی بر ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آزادی ملت هستیم، ملت هرطور که رأی داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم. ما حق نداریم. خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم.» (ج11، ص34
    «ولایت فقیه آنطور که اسلام مقرّر فرموده است به کسی صدمه وارد نمی کند، دیکتاتوری به وجود نمی آورد.»(ج10،ص58)    «اگر از دولت اسلامی خلاف صادر شود، اسلام را لکه دار می کند. اگر از روحانی در این زمان یک خلاف صادر شود، مکتب را متزلزل می کند. اگر از پاسدارهای ما خدای نخواسته یک خلافی صادر شود، همان کارهایی که در رژیم سابق می شد، صادر به اسم اسلام بشود، مکتب ما متزلزل می شود.(ج8، ص422)

    «در رأس علما هستند و اگر در رأس یک خطایی واقع شود مردم او را پای انبیاء می گذارند و می گویند تعلیم آنهاست. لااقل دشمنهای ما می گویند اسلام همین بوده است.»(ج8، ص259)    «اگر ما یک کاری بکنیم که این مکتب لکه دار شود، در دنیا بگویند که وقتی به دست پاسداران اسلام و به دست علمای اسلام افتاد، اگر یک وقت خطا واقع بشود، این مسأله از خطاهای کوچک نیست.»(ج8، ص260)

    «اگر ما یک کاری بکنیم که اسلام در نظر دنیا لکه دار شود این جرم از جرمهایی است که نابخشیدنی است، قابل جبران نیست، غیر از این است که ما خودمان «بینی و بین الله» یک خلافی بکنیم، خوب این را توبه می کنیم، تمام می شود، اما اسلام را در دنیا جلوه بدهیم که این رژیم همان رژیم محمدرضایی است، این آخوند هم همان کاری را می کند که آن سرهنگ آن وقت می کرد، این پاسدار اسلامی هم همان کاری را می کند که آن سازمان امنیتی می کرد، این اسباب این می شود که مکتب آلوده شود.»(ج8، ص409)

امام پس از اشاره به خلاف کاریهایی که به نام اسلام تمام می شود و تأثیر منفی در جهان دارد، می فرمود:

    «می گویند این پاسدارها ببینید مثل ساواکیها عمل می کنند، این دادگاهها را ببینید مثل همان دادگاههای طاغوتی است، و هکذا. آن که امروز نگرانی دارد، آن که امروز مصیبت است برای ما، این است که اسلاممان درمعرض این است که «دنیا» به آن پشت بکند و با اعمال ما دفنش کنند. فکری برای این باید کرد.»(ج8، ص486)«کاری نباید بکنیم که مردم بگویند اینها دستشان به جایی نمی رسید حالا که رسید دیدید اینطور شدند. استبداد دینی خود تهمتی است که از کنارش نباید گذشت.»(ج19، ص43) «خوف این است که این به پای اسلام نوشته شود و در خارج بگویند این نظام اسلامی هم مثل سابق است، همان طوری که سابق می‌ریختند توی خانه مردم و می‌گرفتند و هیچ قاعده ای نبود الّا قاعده جباریت و ظلم، حالا هم بی میزان مثلا در بعضی جاها می‌روند خانه مردم، این پای اسلام حساب شود.» (ج8، ص272