آنها شناختی از اسلام ندارند، در حالی که اگر ما اسلام را به آنها بشناسانیم، در شرایطی که آنان از کمونیسم و لیبرالیسم روی گردانیده اند، زمینه برای..
34 بازدید
تاریخ ارائه : 4/12/2014 10:29:00 AM
موضوع: تبلیغ

دیپلماسی فرهنگی و ارائه چهره واقعی از ایران اسلامی

سیاست خارجی هر کشوری دارای ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی و استراتژیک است و در روابط با هر کشور، این روابط و ابعاد و اولویت های آن بستگی به ویژگی های کشور خارجی دارد و ترکیب و تلفیق آنها رفتار خارجی آن کشور را شکل می دهد. از میان این عوامل و عناصر، هیچ کدام به اندازه عامل فرهنگی دیرپاتر و تاثیرگذارتر نیست.

در این حال بسیاری از نظریه ‌پردازان، دیپلماسی فرهنگی را نمونه بارز و اعلای اعمال قدرت نرم می‌دانند که به کشورها امکان و توان نفوذ در طرف مقابل، از طریق عناصری چون فرهنگ، ارزش ‌ها و ایده‌ ها را می‌دهد. نوشتار زیر به نقش فرهنگ در روابط خارجی ایران می پردازد.

دیپلماسی فرهنگی و روابط خارجی

دیپلماسی فرهنگی یکی از ابعاد رسمی سیاست خارجه و نیز بعدی از ابعاد دیپلماسی عمومی است که حکومت ‌ها برای نوسازی منابع سیاست خارجی از آن بهره می‌برند؛ تا علاوه بر آنکه صرفا حکومت کشورهای دیگر را تحت تاثیر قرار دهند، مردم آن کشورها را نیز جذب کنند.

در این بین نباید از نقش دولت ‌ها به عنوان بازیگران اصلی روابط بین‌الملل چشم پوشید. در واقع دیپلماسی فرهنگی یک ابزار کارآمد و قابل انعطاف در سیاست خارجی است، که زمینه ساز بهبود سطح مناسبات میان دولت ‌ها، افزایش تفاهم میان ملت ‌ها و تقویت کننده صلح بین‌المللی است.به علاوه حضور و ایفای نقش بازیگران غیردولتی و نهادهای مدنی، انعطاف‌پذیر بودن و... در این نوع دیپلماسی امروزه بسیار مورد توجه است.

روابط ایران با کشورهای مختلف دارای ابعاد مختلفی  بوده و یا می تواند دارای ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، بین المللی، نظامی، امنیتی و... باشد. در این بین، یک بعد از این روابط، روابط فرهنگی است و این بعد هم دارای حوزه های بسیار گسترده ای است. این بعد می تواند شامل روابط توریستی، گردشگری، توریسم زیارتی و مذهبی، همکاری در مسائل سیمنایی، موسیقی، فیلم،  هنر، تولید و توزیع کتب و انتشارت و ... باشد.

کشور ایران از کشورهایی است که با توجه به پیشینه تاریخی و سیاسی خود، تلاش می‌کند از ابزار فرهنگی برای پیشبرد اهداف خود سود ببرد. در این حال بخش روابط فرهنگی می تواند بخش بسیار گسترده ای از روابط خارجی را تشکیل دهد.

این حوزه، چون بخشی از روابط خارجی است، سفارت خانه ها می توانند متناسب با روابط دو کشور، بخش های فرهنگی، رایزن های فرهنگی یا دفاتر فرهنگی داشته و به مسائلی چون آموزش، علم، زبان آموزی نیز توجه کنند.

لذا بخشی از سفارت  هر کشور در خارج  از کشور می تواند به ابعاد فرهنگی روابط و ویژگی های روابط دو کشور بر گردد. یعنی سفارت خانه های ما در خارج از کشور با رایزنی های فرهنگی و فعالیت های فرهنگی متناسب با شرایط آن کشور، انجام توافقات دو جانبه و همچنین نگاه به توانایی های کشور و امکانات در اختیار سفارت خانه و رایزن های فرهنگی، ابعاد فرهنگی را پوشش می دهند.

متاسفانه ما از تمام فرصت ها و ظرفیت های دولتی و غیر حکومتی کشور در سطح جهان، برای عرضه فعالیت های خود استفاده مطلوب نکرده ایم، و خیلی از فرصت ها از دست ما خارج می گردد. باید در این عرصه  فعالیت  صد چندانی کرد. گاهی هم این فعالیتها می تواند با هزینه ناچیزی ارائه گردد.

روابط و  دیپلماسی فرهنگی و نسبت آن با حوزه قدرت  نرم و  سیاست خارجی

در واقع سفارت خانه های هر کشور چون ایران، مسئول روابط ما با خارج از کشور هست. یعنی نه فقط روابط دیپلماتیک، بلکه فعالیت های فرهنگی هم شامل بخشی از  فعالیت دیپلماتیک می گردد و بخشی از توافقات بین دو کشور، یا تفاهم نامه ها و یا مصوبات کمیسیون های مشترک، می تواند ابعادی فرهنگی داشته باشد. در این راستا برگزاری نمایشگاه ها، هفته های فیلم و... می تواند صورت گیرد.

در واقع ما با برخی از کشورها دارای روابط گسترده تر و با برخی از کشورها دارای روابط محدودتر هستیم. با برخی از کشورهای دیگر چون مصر هم روابطی بودن سفارت داریم ( در مصر دارای دفتر حفاظت منافع هستیم و سفارت و واحد های فرهنگی در این کشور مستقر نشده اند). یعنی باید گفت روابط فرهنگی ما در چارچوب دیپلماسی رسمی کشور قرار می گیرد. در این راستا سفارت خانه های ایران می توانند با موافقت هر دولتی  به معرفی فرهنگ کشورمان نزد افکار عمومی آن کشور بپردازند. مثلا برگزاری نمایشگاه ها می تواند بعدی از این ابعاد باشد، که گاه با استقبال گسترده هم صورت می گیرد.

در بعد دیگر، روابط و فعالیت های فرهنگی به همکاری های فرهنگی دولتی محدود نمی شود و ممکن است به دیپلماسی رسمی محدود نشود. یعنی در واقع ما باید امور فرهنگی را در چارچوب دیپلماسی عمومی هم گسترش دهیم. دیپلماسی عمومی مختص دستگاه های  دولتی، حکومتی، وزارت خارجه  و سفارت خانه های هر کشور نیست، و سازمان های مختلفی چون سازمان های غیر دولتی و حتی اشخاص می توانند در امر دیپلماسی عمومی فعال باشند.

گاهی این فعالیت ها در چارچوب همکاری فرهنگی و روابط فرهنگی است و گاهی هم ممکن است در راستای جنگ فرهنگی باشد. چرا که ما اکنون با نوعی جنگ فرهنگی هم  (که نمونه ای آن را در برخی از کشورها و در فیلم های تلویزیونی و هالیوودی و یا اهانت هایی که به مقدسات اسلامی و فرهنگ ایرانی و اسلامی می شود) مواجه ایم.

در واقع هر چند این جنگ فرهنگی مختص ایران نیست، و کشورهای دیگر و به ویژه دین اسلام هم گاه در معرض این جنگ و این نوع از  تهاجم قرار می گیرد، اما این جنگ بر ضد کشور ما متمرکز است. بنابراین در این حوزه هم بحث همکاری بین دولت ها و ملت ها و مجامع بین المللی، مانند سازمان بین المللی یونسکو مطرح است، و هم می تواند در چارچوب تقابل  فرهنگی قرار گیرد.

چنانچه فعالیت های که صهیونیست ها بر ضد اسلام می کنند و  یا فعالیت هایی که ما بر ضد صهیونیسم، نازیسم یا فاشیسم در سطح جهانی انجام می دهیم، یا می توانیم انجام دهیم، در این حوزه قرار دارد. به عبارت دیگر روابط فرهنگی، هم توسط سازمان های دولتی و هم توسط سازمان های غیر دولتی یا نمایندگان اقشار مختلف و یا افرادی با عنوان و توانایی شخصی (که وارد این  عرضه می گردند و مصالح  انقلاب اسلامی و ملت را دنبال می کنند) صورت می گیرد.

ضرورت های  دیپلماسی فرهنگی

ایران هم از نظر فرهنگی و هم از نظر دینی دارای پیام های مهم و گوناگونی برای جهان است و ما مایلیم که  این پیام ها را به جهانیان منتقل کنیم تا آنها این پیام ها را بشنوند، لذا باید در این عرصه  فعالیت داشته باشیم. اکنون در بسیاری از کشورها از انواع فعالیت های ما استقبال می شود و تقاضاهای زیادی در این حوزه  وجود دارد، اما متاسفانه به دلیل ضعف هایی که در کشور داریم، نمی توانیم به این تقاضاها  پاسخی در خور دهیم. در واقع این حوزه دارای فضاهای گسترده ای است که می توان از آن بهره برد.

روابط فرهنگی کارساز و سازنده است و حتی می تواند در بعد تجاری هم اثر داشته باشد. مثلا معرفی آثار تاریخی و فرهنگی کشور ایران، می تواند موجب جلب توریسم و ایجاد اشتغال و کسب درآمد برای کشورمان باشد. همچنین عندالزوم در تقابل فرهنگی هم باید کار کنیم.

در حقیقت همکاری بین ملت ها و اقشار مختلف، مراکز  مختلف (در قالب روابط فرهنگی دیپلماتیک)، خواهر خواندگی بین شهرها، فعالیت های  بین  دانشگاهی، همکاری تشکل های اساتید، دانشجویان و ... یا رابطه بین خانه های فرهنگی و... برای ارتباط و انتقال پیام و دیدگاه های فرهنگی کشور مناسب است.

لذا باید گفت روابط فرهنگی کارساز و سازنده است و حتی می تواند در بعد تجاری هم اثر داشته باشد. مثلا معرفی آثار تاریخی و فرهنگی کشور ایران، می تواند موجب جلب توریسم و ایجاد اشتغال و کسب درآمد برای کشورمان باشد. همچنین عندالزوم در تقابل فرهنگی هم باید کار کنیم.

ابعاد مختلفی برای کار در حوزه فرهنگ وجود دارد. مثلا عرصه هنر یکی از عرصه های کارساز و تاثیرگذار در سطح جهانی است. به عنوان نمونه در دوران سفارت من در  مکزیک، مسابقاتی در بین برخی مدارس بومی در مکزیک سازماندهی کردیم که با نقاشی در مورد برخی از احادیث و آیات قرآن (مثلا در  مورد مورد حدیت نبوی «شکستن شاخه درخت مانند شکستن بال فرشتگان است» و... )، جوایزی را اعطا می کردیم که موفقیت آمیز بود.

من به مراکز دینی و هنری کشور پیشنهاد می کنم که چنین رویکردهایی را مورد توجه قرار دهند و با استفاده از هنر و دعوت از هنرمندان برجسته کشورمان برای ورود به این عرصه، زمینه معرفی بهتر محتوی دینی برای جهانیان را فراهم کنند.

اهمیت دیپلماسی فرهنگی در گسترش فرهنگ ایرانی- اسلامی

مقدمه گسترش فرهنگ  ایرانی – اسلامی، تدوین فرهنگ  اسلام و ایران است. طبیعتا این  شناخت می تواند منجر به تحولات فکری در مخاطبان باشد و حتی دوستی ها را افزایش و دشمنی ها را کاهش دهد. به عنوان مثال در حالی که مسیحی ها حضور مسیح (ع) را در حد خدایی بالا می برند و حضرت مریم (س) را «دختر خدا» لقب می دهند، یهودی ها هیچ اعتقادی به معجزات این دو بزرگوار ندارند و حتی مسیح (ع) را به عنوان نتیجه روابط نامشروع و خود فروشی حضرت مریم (س) می دانند.

اما همین صهیونیست ها در راستای  اسلام هراسی، و با توجه به اینکه رسانه های گروهی و ابزارهای تبلیغاتی چون هالیوود و شبکه های تلویزیونی و مطبوعاتی و ... را در دست دارند، به گونه ای عمل کرده اند که  مسلمانان را دشمن مسیحیان، و یهودی ها را دوست مسیحیها معرفی کرده اند.

در این بین جوامع مسیحی عملا خبر ندارند که در قرآن سوره ای به نام حضرت مریم (س) وجود دارد و قرآن  معجزات بیشتری در مورد آن دو بزرگوار، حتی نسبت به انجیل، قائل است. یعنی از یک سو غربی ها و جوامع مسیحی  نمی دانند یهودی ها در مورد آنها چگونه فکر می کنند، و از سوی دیگر هم نمی دانند  که اسلام، مسلمان ها و قرآن در مورد آن دو بزرگوار چه دیدگاهی دارند.

این عدم آگاهی زمینه را برای اسلام هراسی توسط صهیونیست ها فراهم کرده است. در این بین برای ما این امکان وجود دارد که هم در چارچوب دیپلماسی رسمی و هم در چارچوب دیپلماسی غیررسمی، مردمی، عمومی و ارتباط با سازمان ها، طرفهای  خارجی و حتی ارتباطات فردی، این حقیقت را در مورد اسلام روشن کنیم.

این امر موجب می شود تا نه تنها اسلام هراسی کاهش یابد، بلکه موقعیت صهیونیستها در جوامع  غربی متزلزل  شود و اثرات کارهای تبلیغاتی آنها در مورد ایران و اسلام به شدت کاهش یابد. لذا هم می توان از ابزار فرهنگی برای گفتگوی بین تمدن ها و ادیان و حتی همکاری بین تمدن ها و ادیان استفاده کرد، و هم اینکه در مواقعی که با جنگ تمدن ها مواجه  هستیم، پاسخ مناسبی به این جنگ فرهنگی بدهیم.

چنانچه یکی از مظاهر جنگ بر ضد اسلام، کتاب سلمان رشدی و اهانت های وی به مقدسات اسلام است. به نظر من هر کسی باید در این اندیشه باشد که چگونه می توان فرهنگ  اسلامی و ایرانی را  به جوامع بشری معرفی کند. به ویژه اینکه در عصر حاضر، به دنبال شکست کمونیسم و لیبرالیسم، مردم غرب متاسفانه نمی دانند چه مکتبی و  نظریه ای می تواند آنها را نجات دهد و یا بهترین راه چیست؟

به عبارتی آنها شناختی از اسلام ندارند، در حالی که اگر ما اسلام را به آنها بشناسانیم، در شرایطی که آنان از کمونیسم و لیبرالیسم روی گردانیده اند، زمینه برای  گسترش اسلام و تحقق این وعده حضرت امام، که این قرن  قرن اسلام است، فراهم می گردد.

چالش‌ها و  راهکارهایی برای روابط و دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

در دورانی که در مکزیک حضور داشتم نمایشگاهی را مشاهده کردم که برای معرفی ایران تهیه شده بود. متاسفانه کسی که بخشی از اطلاعات و منابع این نمایشگاه را تدوین کرده بود؛ به اهمیت آموزش علم در دین  زرتشت پرداخته و آن را دلیل گستردگی آموزش در ایران معرفی کرده بود. اما به اسلام اشاره ای نکرده بود.

سفارت خانه های هر کشور چون ایران، مسئول روابط ما با خارج از کشور هست. یعنی نه فقط روابط دیپلماتیک، بلکه فعالیت های فرهنگی هم شامل بخشی از  فعالیت دیپلماتیک می گردد و بخشی از توافقات بین دو کشور، یا تفاهم نامه ها و یا مصوبات کمیسیون های مشترک، می تواند ابعادی فرهنگی داشته باشد.

در این حال باید ما تلاش کنیم با تعیین جمعی از نمایندگان سازمان های چون میراث فرهنگی، وزارت خارجه، سازمان ارتباطات اسلامی، وزارت اقتصاد و ... برای تدوین نمایشگاه هایی که معرف ایران باشد، تلاش کنیم، تا اگر کسی از این نمایشگاه ها بازدید کرد با ایران آشنا گردد.

در واقع ما در این حوزه کمبودهایی داریم و باید برای مخاطبان مختلف نمایشگاه های مختلفی تهیه کرد. مثلا در جوامع مسیحی باید به جایگاه مسیح (ع) و حضرت مریم (س) و نیز جایگاه اقلیت های دینی در ایران و نمایندگان آنها توجه کرد. اما برای مخاطبان عرب به گونه دیگر  باید به فعالیت های اسلامی، دینی و آمارهای حفظ قرآن و.. توجه نمود.

متاسفانه ما از تمام فرصت ها و ظرفیت های دولتی و غیر حکومتی کشور در سطح جهان، برای عرضه فعالیت های خود استفاده مطلوب نکرده ایم، و خیلی از فرصت ها از دست ما خارج می گردد. باید در این عرصه  فعالیت  صد چندانی کرد. گاهی هم این فعالیتها می تواند با هزینه ناچیزی ارائه گردد.

در این حال مسلمانان غیر ایرانی هم می توانند در مورد شناخت و شناساندن فرهنگی ایران اسلامی به ما کمک کنند. چنانچه آنها گاه مایل به فعالیت در این حوزه ها هستند. به علاوه در برخی از کشورها، خانه های فرهنگی غیرمسلمان  وجود دارد که مایل به معرفی فرهنگ ایرانی اسلامی هستند، اما ما از این دو حوزه هم استفاده کافی نبرده ایم.

ما شاهد آن هستیم که عربستان دهها میلیارد دلار در سراسر جهان بر ضد انقلاب اسلامی و تشیع هزینه می کند و به سیاه نمایی فرهنگ ما می پردازد. ترکیه هم در راستای پان ترکیسم خود، حداکثر تلاش اش را انجام می دهد. در این بین هر کشوری متناسب با توان اقتصادی و انگیزه های خود در حوزه فعالیت های فرهنگی سرمایه گذاری می کند.

در این راستا هر چند ما هم تلاشهایی انجام داده ایم، اما به نظر من به هیچ وجه کافی نبوده است. یعنی ما از دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی مردمی و عمومی و حضور مردم  به درستی استفاده نکرده ایم. مثلا یکی از تهاجم ها و اهرم تبلیغاتی بر ضد ما  در غرب، وضعیت زنان و مساله حجاب در ایران است.

در حالی که اگر بتوانیم با شناخت  مخاطب  خود، فلسفه حجاب و نقش زن در اسلام را به زبان ساده و هنری به نمایش گذاریم و عرضه کنیم، نه تنها دفاعی جانانه انجام داده ایم، بلکه می توانیم در موضع تهاجمی قرار گیریم و وضعیت زنان در غرب را مورد سوال قرار دهیم.

یعنی تبدیل شدن زن به ابزار جنسی در فرهنگ لیبرالیسم را ظلمی در حق زن معرفی کنیم. در حالی که اکنون آنها ظلم به زن و ابزار جنسی شدن را جزو حقوق زن تلقی می کنند. گذشته از این ما باید از هر فرصتی برای طرح دیدگاه های خود استفاده کنیم. مثلا نوروز، عید فطر، عزاداری های تاسوعا و عاشورا و برگزاری جشن تولد حضرت مسیح  و ژانویه در کشورهای مسیحی نیز فرصتی است تا ما نگاه خود را در مورد حضرت مسیح (ع) و مریم مقدس (س) به مسیحیان جهان بشناسانیم.

 دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

کارشناس  عالی  امور استراتژیک