مردم عراق، با خبر شدم که زنان شما در خیابان‌ها به مردان تنه می‌زنند، آیا حیا نمی‌کنید»؟!
41 بازدید
تاریخ ارائه : 3/17/2014 10:57:00 AM
موضوع: علوم تربیتی

 مردم عراق، با خبر شدم که زنان شما در خیابان‌ها به مردان تنه می‌زنند، آیا حیا نمی‌کنید»؟!

مرز بین بددلی و غیرت چیست؟

«دلیل غیرة الرّجل عفّته»؛ دلیل غیرت‏ مرد عفت او است.

عقیق:مرز بین بددلی و غیرت چیست؟ چگونه باید فهمید که عکس العمل انسان مربوط به بددلی است یا غیرت؟

پاسخ:

«غیرت» صفتی است که در انسان موجب برانگیخته شدن فرد برای حفظ و حراست نسبت به چیزی می‌شود که آن فرد اهانت و بی‌حرمتی دیگران به آن‌را قبیح و ناشایست می‌داند؛ مانند غیرت دینی، غیرت ناموسی، غیرت وطن دوستی و... به عبارت دیگر، غیرت حالت عاطفی‌ای است که هنگام درک لزوم پاس‌داری و دفاع از کسی یا چیزی که موجب دلبستگی است، برانگیخته می‌شود.[1]

آنچه که در این‌جا مورد بحث قرار خواهد گرفت غیرت ناموس و خانواده است. و آن به معنای این است که انسان از اهل خود غافل نشود و اهمال در امری که عاقبت آن به فساد منجر می‌شود نکند و زنان خود را از دیدن مردان نامحرم حفظ کند.[2]

حس غیرت مانند یک نگهبان از ارتباط و اختلاط با نامحرم جلوگیری کرده و از طهارت و پاکی نوامیس مراقبت می‌کند و نمی‌گذارد نسل‌ها با یکدیگر درهم شده و نظام خانواده تهدید گردد. اگر نظام خانواده در یک جامعه از بین برود هرج و مرج ایجاد شده و تمام فضایل جامعه، از جمله هویت مشخص هر فرد، از بین می‌رفت.

امام علی(ع) نیز غیرت مرد را از ایمان شمرده است و مردی را با ایمان می‌داند که دارای ایمان باشد. آقا جمال خوانساری(ره) در ذیل این حدیث می‌نویسد: غیرت‏ داشتن مرد ایمان است. مراد به «غیرت‏» ننگ داشتن است از چیزى چند که سبب عیب و نقص باشد، در خود یا در اهل و متعلقان خود، و ظاهر است که این معناى ایمان است؛ یعنى ناشى از ایمان مى‌‏شود، یا از جمله اجزاى ایمان یا شرایط آن است، یا سبب کمال ایمان و قوّت آن است.[3]

همچنین در روایت دیگری حضرت علی(ع) هر مردی را که عفت داشته باشد نشانه‌ای از غیرت او دانسته و می‌فرماید: «دلیل غیرة الرّجل عفّته»؛ دلیل غیرت‏ مرد عفت او است.

«غیرت‏» به معناى ننگ داشتن از نقص‌ها و عیب‌ها است، و «عفت» به معناى ترک حرام‌ها است، و مراد این است که هر کس عفت داشته باشد این نشان غیرت‏ او است، و هر کس عفت نداشته باشد، آن نشان بى‌‏غیرتى او است؛ زیرا که بى‌‏غیرتى زیاده از این نباشد که مرتکب حرام شود و از آن نقص و عیب ننگ نداشته باشد.[4]

در مقابل غیرت، بی‌غیرتی است که مرد تعصبی نسبت به اختلاط همسر خویش با دیگر مردان نامحرم ندارد. امروزه بعضی از زنان با آرایش و پوشش‌های نامناسب و بعضاً با رضایت شوهرانشان به محیط‌های اجتماعی که مردان نامحرم در آن حضور دارند،

می‌روند و چنین حرکتی نه تنها خیلی از مردان را برانگیخته نمی‌کند، بلکه به نوعی مورد حمایت صریح و یا ضمنی شوهران خویش نیز قرار می‌گیرند. از چنین مردانی در لسان روایات به افراد بی‌غیرت یاد می‌گردد. این افراد مورد خشم خداوند قرار دارند و از سوی ائمه(ع) سخت نکوهش شده‌اند.

در همین رابطه امام علی(ع) مردم آن زمان عراق را به واسطه بی‌توجهی برخی از زنان نکوهش می‌کند و می‌فرماید: «یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ‏ أَنَّ نِسَاءَکُمْ یُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِی الطَّرِیقِ أَ مَا تَسْتَحْیُونَ‏»؛[5] ای مردم عراق، با خبر شدم که زنان شما در خیابان‌ها به مردان تنه می‌زنند، آیا حیا نمی‌کنید»؟!
مرزهای غیرت و بددلی
اسلام دین بسیار واقع‌نگری است و تمام دستورات آن بر اساس اعتدال و حفظ تعادل فرد، خانواده و اجتماع صادر گردیده است. اسلام در عین این‌که غیرت را جزو ایمان می‌داند و بی‌غیرتی را نکوهش می‌نماید، بدگمانی و بددلی را نیز مذموم دانسته و پیروانش را به دوری از این عمل وا می‌دارد. پژوهش‌های گسترده و عمیقی برای مرزبندی دقیق میان غیرت و بددلی باید صورت گیرد تا به عنوان فرمولی لازم الاجرا اعمال کرد،

حتی این موضوع تا حد زیادی به شرایط فردی، مکانی و زمانی دارد با این وجود، با استفاده از بعضی روایات می‌توان نوعی مرزبندی به دست آورد:
1. یکی از مهم‌ترین مرزهای غیرت و بددلی، بدگمانی و قضاوت بر اساس سوء ظن‌ها است. غیرت بی‌جا که بر اساس بددلی است یک واکنش نامتعادل به رفتار همسر است که ریشه در بدگمانی دارد و در نهایت منجر به تهمت زدن می‌‌شود؛ چرا که دلیلی بر این‌که ناموس فرد واقعاً این کار را کرده باشد وجود ندارد و فرد بر اساس گمان خود به او تهمت کاری را می‌زند. این عمل در نزد خداوند بزرگ، عملی بسیار زشت و گناهی بزرگ است. در قرآن کریم، کیفر افرادی که بر زنان پاکدامن تهمت جنسی می‌‌زنند، بسیار سنگین است. خداوند می‌‌فرماید: «و کسانی که به زنان پاکدامن تهمت [زنا] می‌‌زنند، سپس چهار شاهد نمی‌‌آورند، ایشان را هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز شهادت آنان را قبول نکنید و ایشان همان فاسق‌اند».

2. تعصب جاهلی نیز از دیگر مرزهای غیرت و بددلی است. از نظر اسلام هر گاه دستورات الهی به فردی اجازه کاری را داد؛ یعنی خداوند به انجام آن راضی است و نباید تعصبات قومی و بعضاً جاهلی دیگِ غیرت را به جوش آورده و مشکلاتی را برای افراد به وجود آورد. به عنوان مثال هنگامی که عقد نکاح بین دختر و پسری خوانده می‌شود طبیعی است که آنها با یکدیگر محرم‌اند و شایسته نیست برخی از موانع را برای ارتباط با ایشان فراهم کنند مانند برخی از افراد که تعصب جاهلی دارند و گاه شنیده می‌شود که امثال این دو جوان یاد شده که اکنون زن و شوهر هستند را دچار مشکل می‌نمودند.3. از دیگر شاخص‌هایی که به عنوان مرز بددلی و غیرت قرار می‌گیرد بزرگ‌نمایی تخلفات کوچک است، در این مواقع فرد آستانه تحمل کمتری دارد و با دیدن و یا شنیدن یک موضوع کوچک آن‌را بسیار بزرگ‌تر از آن چیزی که هست تصور نموده و شدتی بسیار بزرگ‌تر از نوع تخلف را برای ناموس خویش در پی می‌گیرد. این عمل نیز شایسته نیست و غیرت نابجا و حساسیت بیش از حد است.

این شیوه نیز مورد نکوهش واقع شده است. امام علی(ع) در نامه‌ای به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرماید: مبادا از خود غیرت‏ نابجا نشان دهى؛ زیرا از این رهگذر، زن درست‌کار به نادرستى افتد، ولى در باره آنان محکم کارى کن، آن‌گاه اگر عیبى دیدى در مجازات کوچک و بزرگ درنگ مکن. مبادا زود مجازات کنى که در این صورت گناه را بزرگ‌تر جلوه داده‌‏اى و براى پوزش خواهى ارزشى قایل نشده‌‏اى.[6]

4. اختلالات روانی نیز یکی از مرزهای مهم بین بددلی و غیرت ورزی است. این نوع بددلی منشاء درونی و روانی دارد و فرد به جهت عدم تعادل روانی نسبت به رفتار همسر خویش واکنشی سخت‌گیرانه و به ظاهر غیرت ورزانه نشان می‌دهد. چنین رفتارهای می‌تواند ناشی از حسادت شدید، بدبینی حاد، توهم‌های بیمارگونه؛ مانند این‌که فرد تصور می‌کند همه به او خیانت می‌کنند، باشد. این رفتارها نیز غیرت ورزی نیست، بلکه سخت‌گیری‌های بی‌موردی است که اطرافیان را دچار مشکل می‌کند و زندگی را برای آنان تلخ می‌کند. پس چنین رفتارهایی هر چند به ظاهر غیرت‌مندانه به نظر می‌رسد، اما غیرت ورزی نابجا بوده و از نظر مبانی دینی مطرود است.


پی نوشت ها:
[1]. انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ج 6، ص 5229، سخن، تهران، چاپ اول، 1381ش.
[2]. نراقی، احمد، معراج السعاده، ص 221، هجرت، قم، چاپ اول، 1371ش.
[3]. آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین، شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، 7جلد، ج‏4 ؛ ص377، دانشگاه تهران - تهران، چاپ: چهارم، 1366ش.
[4]. آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین، شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، ج ‏4، ص 8، دانشگاه تهران، تهران، چاپ چهارم، 1366ش.
[5]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج ‏5، ص 537، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
[6]. ابن شعبه، حسن بن على، تحف العقول، ترجمه، حسن زاده، ص 141، آل علیّ علیه السلام، قم، چاپ اول، 1382ش.

منبع:اسلام گوئست