مبالغه در دوستی با مخالفان اسلام می کنند و شیعیان و دوستان ما را گمراه می سازند
36 بازدید
تاریخ ارائه : 3/17/2014 10:32:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

صوفی گری ستیز با اسلام و دشمنی با پیامبر و ائمه(7 )

حضرت امام حسن عسکری (ع) علاوه بر آگاه سازی جامعه و مردم عصر و زمان خویش درباره تفکر صوفی گری و رفتار و اعمال خلاف شرع و عقل فرقه های صوفیه برای اعصار آینده و جوامع اسلامی نیز بینش آفرینی و آگاهی بخشی را بسیار ضروری و لازم می دانست و این نشان می دهد که آفات و آسیب های متصوفه در حال رشد و تزاید بوده و خطرات و تهدیدات صوفیان گمراه و گمراه ساز رو به وسعت و گسترش می رفته است و به همین دلیل امام (ع) مسئولیتی سنگین را بر دوش خویش احساس نموده و افکار باطل و مغشوش و عملکردهای تباه این گروه فاسق را در آینده به نظاره دیدگان فکر و جان و روح نسل ها گذاشته است تا هم امروز و نسل ما و هم فردا و نسل های بعد از این بینش آفرینی ها بهره مند گردند و به این وسیله “راه حق” را از “بیراهه های باطل” جدا سازند.
چنان که پیشتر اشاره شد حضرت امام حسن عسکری (ع) در عصر و زمان خویش به شدت در برابر تفکر صوفی گری موضع گیری می کند و افکار و اعمال باطل و تباه صوفیانی همچون “ابن رافع” و “دهقان” را طرد و نفی می نماید و آندو و کسانی که از آنها بیزاری نمی جویند را لعن و نفرین می کند و از رحمت الهی دور می دارد و مستوجب آتش دوزخ می داند. امام (ع) به این حرکات آگاهی بخش در طرد و نفی و مبارزه قاطع با فرقه صوفیه بسنده نمی کند و درباره دوره ها و عصر و زمان های پس از خود که به عصر و نسل ما و پس از ما مربوط می شود اینگونه به یکی از اصحاب نزدیک و خالص خویش به نام “ابوهاشم جعفری” سخن می گوید و خزانه ذهن و فکر او را انباشته از واقعیت هایی می کند که پس از ضبط و ثبت راهگشای جامعه و کشور و نسل امروز و فردای ما باشد:
“ای ابوهاشم زمانی بر مردم رخ دهد که چهره هاشان خندان و بشاش و دلهاشان ظلمانی و تاریک است. آنان سنت را بدعت و بدعت را سنت می شمارند. مومن را تحقیر و فاسق را توقیر و احترام می کنند. فرمانروایانشان ستمگر و دانایانشان به سوی خانه ستمکاران رهسپارند. ثروتمندانشان توشه فقیران را می دزدند به این جهت که زکات و خمس و فطره نمی دهند. خردسالانشان بر بزرگان تقدم و برتری می جویند. هر جاهل و نادانی در نزد آنان آگاه و دانا به شمار می آید. هر مکار و حیله گری فقیر و تهی دست شمرده می شود. فرق و امتیازی میان شخص مخلص و ریاکار نمی گذارند و گوسفند را از گرگ بازنمی شناسند. رهبران و علمای آنها بدترین مردم روی زمین هستند زیرا به فلسفه غیر الهی و صوفی گری و تصوف مایل و عامل می گردند. به خدا سوگند آنها دشمنان دین خدا و گمراهان و منحرفان هستند. و مبالغه در دوستی با مخالفان اسلام می کنند و شیعیان و دوستان ما را گمراه می سازند. اگر به مقام و منصبی برسند از رشوه گیری سیر نمی شوند و اگر کامیاب نشوند خداوند را ریاکارانه عبادت می کنند. آگاه باشید که آنها رهزنان طریق مومنین هستند و به آئین ملحدان دعوت می نمایند. هر کس آنان را ادراک کند باید حذر و اجتناب نماید و دین خویش را از آسیب آنها ایمن دارد.” (1)
امام حسن عسکری (ع) به گروه هایی از مردم جوامع اسلامی در آینده تاریخ ـ یعنی دنیای معاصر ـ اشاره می نمایند که تحت تاثیر تبلیغات و اغواگری و فریبکاری های فرقه صوفیه قرار می گیرند و به گونه ای از تعالیم اصیل و نجات بخش و زندگی ساز اسلام خارج می شوند و به “از خود بیگانگی” در دین و ایمان و عمل گرفتار می آیند که حقایق قطعی و مسلم را واژگونه می سازند و حق و باطل را به هم می آمیزند و در حالی به سوی بیراهه های هلاکت زا و ضلالت خیز شتاب می گیرند که خویش را صالح و سالم و راه یافته به سوی حق تلقی می کنند!
در پیام ها و درس ها و رهنمودهای آگاهی بخش و هشداردهنده و راهگشای حضرت امام حسن عسکری (ع) دقت و تعمق می کنیم:
1 ـ مردم تاثیرپذیر از تفکر صوفی گری را با چهره های خندان و مشعوف مشاهده می کنیم و حال آن که این سرور و شعف در سیمای ظاهری آنهاست و باطن و درونشان ظلمت زا و سیاه و تاریک می باشد. یعنی آنان همواره در صدد هستند ماهیت خویش را که با ظلمت ضلالت و گمراهی آمیخته است پنهان دارند تا به این وسیله به جلب و جذب دیگران بپردازند و مانع ظهور و بروز انگیزه ها و مقاصد فاسد و ناسالمشان شوند.
2 ـ حامیان صوفیه به گونه ای در باطل فرو می روند و از حق فاصله می گیرند که در اوج خباثت و پلیدی “سنت” (2) را “بدعت” (3) و بدعت را سنت می شمارند و به این ترتیب همه تعالیم و رفتار و سیره و روش های پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) را واژگونه معرفی می کنند و بدعت در دین می دانند و از طرفی دیگر هر بدعت و آرایش در دین را که برخلاف احکام و قوانین اسلام و سیره و روش پیشوایان اسلام است سنت و سخن و رفتار و عمل پیامبر(ص) و ائمه (ع) معرفی می کنند و به این وسیله راه هدایت و ارشاد و دست یابی به حقیقت دین و سیره پیشوایان دینی را مسدود می نمایند.
3 ـ حامیان صوفیان هر انسان “مومن” را ـ که راه یافته به دین خدا و عامل به تعالیم و ارزش های والای اخلاقی و رفتاری در ابعاد حیات فردی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی می باشد ـ “تحقیر” می کنند و اندیشه و فکر و کنش و عمل او را نفی می نمایند و در نقطه مقابل هر “فاسق” را ـ که آلوده به انواع و اقسام فسق و معصیت و گناه می باشد و آشکارا به لهو و لعب و فساد و بی بند و باری اشتغال می ورزد ـ “احترام و اکرام” می کنند و به این وسیله به ترویج رفتار و سلوک فاسقان می پردازند و از رویش جوانه های “ایمان” و پرورش انسان های “مومن” جلوگیری می کنند.
4 ـ حاکمان و فرمانروایان همراه و همیار صوفیان در هر جامعه و کشور که باشند به جور و ستم علیه توده های مردم بی گناه می پردازند و دانایان و به اصطلاح علمای این فرقه همواره با ستمگران ـ چه فرمانروایان و دستگاه ظلمه و چه با وابستگان و عوامل رده های پائین نظام های جور و چه با هر ظالم و ستمگر در هر کسوت و شغل ـ رابطه و پیوندی صمیمانه دارند و به یکدیگر نان قرض می دهند و ثناگو و مداح یکدیگرند و در یک کاسه دست می برند و به این ترتیب است که صاحبان “زور” ـ حاکمان و زمامداران باطل ـ با صاحبان “تزویر” ـ علمای درباری و واضعان اسلام بنی امیه و بنی عباس و اسلام آمریکایی ـ به یکدیگر می رسند و از هم تغذیه می کنند و در تقابل و تعارض آشکار و نمایان با اسلام ناب محمدی (ص) و اندیشمندان و علمای آگاه و متعهد و معارض با قدرت های استعماری قرار می گیرند.
5 ـ حال و وضعیت صاحبان “زر” در تفکر صوفی گری نیز مشخص است و طبیعی است که اینان عملکردی مشابه صاحبان “زور” و تزویر” دارند. به این ترتیب که ثروت ملل محروم را غارت و چپاول می کنند و از سویی از پرداخت حقوق الهی که در قوانین اقتصادی اسلام ـ همچون خمس و زکات و فطره ـ نهفته است امتناع و خودداری می کنند و از سویی دیگر با روشهای گوناگون به استثمار محرومان می پردازند و با دست یازی به حقوق مسلم آنان بر زر و سیم و ثروت های انبوه خود می افزایند و به این وسیله شکافهای بین “فقر” و “غنا” را عمیق تر و فقیران و تهی دستان را فقیرتر و محروم تر می نمایند.
6 ـ از مشخصه های بارز صوفی گری و رهبران فرقه صوفیه این است که سعی وافر دارند تا مراتب مختلف جمود و قشری گری را در میان پیروان خود نفوذ و گسترش دهند و به مرور عوام الناس طرفدار متصوفه را در تعصب های کور و سخت و خشن گرفتار سازند و دیدگاه باطنشان را فروبندند و دیدگان ظاهرشان را باز و گشاده دارند. این ترفند و حیله رهبران صوفیه همواره موثر و موفق بوده است و از همین رو پیروان این تفکر منحط به صورت عناصر سطحی نگر و چشم و گوش بسته پرورش می یابند و در نهایت همچنان که امام حسن عسکری (ع) تصریح می فرمایند به جایی می رسند که به دلیل فقدان معرفت و آگاهی و بینش هر انسان جاهل و نادانی در نزد آنان عالم و دانا تلقی میشوند و از همین جاست که تحجر و جمود و قشری گری و مخالفت و عناد این افراد با تعالیم غنی و جامع اسلام و اندیشه های ژرف و عمیق و راهگشای فقها و علمای فرهیخته و فکور اسلامی و گرایش آنها به اوهام و خرافات صوفیه آغاز می شود و راهی بازگشتشان به دین حق مشکل و سخت می گردد.
7 ـ یکی از روش های عوام فریبانه صوفیه این است که خود را در میان مردم ساده زیست و فقیر و تهی دست جلوه می دهند تا به این وسیله نظر آنان را به خویش جلب نمایند و این گونه وانمود کنند که ما از زخارف دنیا و مال و ثروت و توانگری بیزاری می جوئیم و خود را با تهی دست ترین مردم همراه و همرنگ می سازیم و غم و اندوه و رنج هایشان را به جان می خریم و در مضایق و تنگناهای معیشتی با آنان شریک و سهیم می باشیم. تعبیر ژرف امام حسن عسکری (ع) که می فرماید “هر انسان مکار و حیله گری فقیه و تهی دست شمرده می شود” اشاره ای صریح به نقش آفرینی این حیله شیطانی برای فریفتن مردم می باشد.
8 ـ صوفیان در عین تظاهر به فقر و همراهی با مردم هر جا که ثروتی بیابند غارت می کنند و نه از راه مشروع و حلال که از راه باطل و حرام خود را به مقام و منصب می رسانند تا از امکانات مالی بهره ببرند و با تصاحب اهرم های قدرت و ریاست در هر کشور و سرزمین اسلامی مراکز وابسته به خود را تامین مالی نمایند و بودجه های لازم را برای ترویج افکار باطلشان فراهم آورند. “اگر به مقام و منصبی برسند از رشوه گیری سیر نمی شوند” تعبیر امام حسن عسکری (ع) و اشاره صریح آن حضرت به وجود این خصیصه در فرقه های صوفیه می باشد. البته آنها با پنهان داشتن افکار و عقاید باطلشان و آراستن ظاهر خود به دیانت اسلام در مراکز قدرت نفوذ می کنند و به تصاحب مناسب برای ارتشا و ثروت اندوزی حرام توفیق حاصل می نمایند.
9 ـ مبالغه و افراط در ارتباط و دوستی و مراوده با مخالفان اسلام در هر عصر و زمان و تلاش های وقفه ناپذیر برای گمراه سازی شیعیان و پیروان ائمه اطهار(ع) از دیگر ویژگی های فرقه های صوفیه می باشد. عبارت امام حسن عسکری درباره مبالغه و افراط صوفیان در پیوند و مجالست و همراهی با مخالفان دین مبین حق و اصرار آنان برای گمراه سازی شیعیان ائمه اطهار(ع) نشان از شدت خبث درون و شدت کینه و عناد صوفیان نسبت به اسلام و پیامبر و امامان و از دیگر سو اوج علاقه و اشتیاق آنها به معاندان و مخالفان دین خدا دارد که در هر عصری در ابعاد و جلوه های گوناگون به ظهور و بروز در می آید. دو تعبیر دیگر امام (ع) با این مضمون که صوفیان رهزن طریق “مومنین” و دعوت کننده به آیین “ملحدین” می باشند نیز در همین موضوع ـ یعنی مبالغه و افراط در پیوند با مخالفان دین و اصرار و پافشاری و فعالیت مخرب برای گمراه سازی شیعیان ـ ممزوج و آمیخته می باشد.
10 ـ آخرین رهنمود آگاهی بخش و هشدار دهنده حضرت امام حسن عسکری (ع) برای شناسایی تفکر صوفی گری و عملکرد صوفیان در این عبارت نهفته است که: هر کس آنان را ادراک کندـ بیابد و بشناسدـ باید حذر و اجتناب نماید و دین خویش را از آسیب آنها ایمن دارد.
امام (ع) برای مردم جامعه اسلامی در هر عصر و زمان صیانت و محافظت “دین” در برابر افکار باطل و شیطانی فرقه صوفیه را توصیه می نماید و تحقق این امر را در اجتناب و دوری از این فرقه و خودداری از پیوند و ارتباط با آنان می داند. درنگاه ژرف امام حسن عسکری (ع) عقاید و افکار صوفیان باطل و بیراهه و موجب ضلالت و گمراهی و آلودگی به فسق و فساد و تباهی و از دست دادن سعادت دنیا و رستگاری آخرت است و هیچ جایی برای درنگ و مسامحه باقی نمی ماند و از همین رو همه “والدین” و “مربیان” و “معلمین” و “مبلغین” موظفند فرزندان این مرز و بوم را در معرض وسوسه انگیزی و گمراه سازی های این فرقه منحط و آلوده و فاسد قرار ندهند و مانع القائات شیطانی آنان گردند.

پاورقی:
1 ـ سفینه البحار ج 2 ص 58 آثار الصادقین ج 11 ص 277 و 288
2 ـ در فقه شیعه “سنت” به گفتار و کردار و تقریر و تایید معصوم (ع) اطلاق می شود که شامل قول و فعل و نوشته و تایید پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) میگردد. در نگاه فقه شیعه “سنت” برای عموم مسلمانان در هر عصر و زمان “حجت” است و پیروی و تبعیت از آن واجب و لازم میباشد.
در فقه اهل تسنن نیز سنت حجت می باشد با این تفاوت که آنان حجیت سنت را در کلام و عمل و تقریر و تایید پیامبر اکرم (ص) محدود و منحصر می سازند ولی فقه شیعه با تصریح منابع غنی روایی و با استناد به روایات متواتر و منقول از شیعه و سنی درباره ائمه اطهار(ع) حجیت سنت امامان معصوم (ع) را اثبات قطعی می سازد
3 ـ “بدعت” در لغت یعنی نوآوری و در اصطلاح فقهی یعنی افزودن و وارد کردن احکام و تعالیم جدید در دین که سابقه نداشته و با اصول و مبانی و قوانین اسلام تباین و تضاد آشکار دارد.