اگر نقد وجود نداشته باشد اختلاف‌ها به لایه‌های زیرین اجتماعی می رود و نفاق حاکم می‌شود
62 بازدید
تاریخ ارائه : 3/10/2014 1:51:00 PM
موضوع: جامعه شناسی

شرایط محتوایی و اجتماعی نقد

نقد یک شرط محتوایی و یک شرط مستحب اجتماعی دارد؛ در مورد یک نقد خوب به لحاظ محتوایی بایستی به روش‌مند بودن و مستدل بودن آن توجه کرد ولی شرط اجتماعی نقد که هیچ ارتباطی با شرط محتوایی آن ندارد به این معنی است که نقد با توجه به حساسیت‌های اجتماعی به گونه‌ای مطرح شود که با اقبال عمومی همراه شود/ جامعه‌ای که در آن نقد و منتقد وجود نداشته باشد و به انحای مختلف سدی در برابر آنها گذاشته شود، یک جامعه مرده و گورستانی است، زیرا شاخصه مهم یک جامعه زنده و بیدار وجود نقد و منتقد است/ هم به لحاظ فلسفی و هم به لحاظ اجتماعی، اگر نقد وجود نداشته باشد اختلاف‌ها به لایه‌های زیرین اجتماعی می رود و نفاق حاکم می‌شود و بعضا انسان فکر می کند که وحدت، جامعه را فراگرفته است در حالی که امکان ندارد در حیات دنیوی شاهد یک وحدت کامل باشیم و این مسئله تنها مختص حیات اخروی و عالم عقل و مجردات است/برخی مسئولان تصور می‌کنند نباید به آنها نقدی وارد کرد و اهرم‌های مختلفی هم برای جلوگیری از انتقاد از زور و ثروت گرفته تا روش‌ها و فرآیندهای اغوایی و همراه با فریب در اختیار خود دارند/ یک جامعه منتقد به راحتی هم شکل نمی‌گیرد و زمان می‌برد. یعنی هم باید جامعه به درجه‌ای از حکمت رسیده باشد و هم نهادهای ناظر و نهادهای مدنی به درجه‌ای از تشکل، جرئت و جسارت رسیده باشند که اجازه ندهند صاحبان قدرت تصویر دیگری از خودشان و جامعه سالم به دست بدهند. این مسئله زمان می‌برد و موانع بسیاری متاسفانه بر سر راه ما وجود دارد/ متأسفانه برخی از منتقدین ما این تفاوت و تفکیک را قائل نمی‌شوند که من اساسا این عده را منتقد نمی‌دانم؛ یعنی فحاشی و بدگویی را با نقد یکی گرفته اند در حالی که فحاشی متوجه شخصیت فرد است، اما نقد متوجه فکر فرد است و معمولا هم هتاکی‌ها و بی حرمتی‌ها به فرد مورد نظر نتیجه عکس می دهد که به کرات شاهد نتیجه عکس آن بوده و هستیم   

عماد افروغ، استاد دانشگاه، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) درباره چارچوب‌ها و آداب نقد به‌ویژه در برابر حوزه قدرت دولتی گفت: نقد یک شرط محتوایی و یک شرط مستحب اجتماعی دارد؛ در مورد یک نقد خوب به لحاظ محتوایی بایستی به روش‌مند بودن و مستدل بودن آن توجه کرد ولی شرط اجتماعی نقد که هیچ ارتباطی با شرط محتوایی آن ندارد به این معنی است که نقد با توجه به حساسیت‌های اجتماعی به گونه‌ای مطرح شود که با اقبال عمومی همراه شود.وی ادامه داد: به عبارتی ترجیحا قطع نظر از اینکه هر نقدی در دل خود ارائه راه‌حلی هم دارد به صورت مستقیم هم راهکار ارائه دهد. اما نه ارائه راه‌حل، نه قالب خوب و نه دلسوز بودن یا نبودن منتقد شرط نقد خوب نیست. نقد خوب همان‌طور که ذکر شد به محتوا، مضمون، مستدل بودن و مستند بودنش بستگی دارد.ضرورت دعوت دولت‌مردان به گشایش صدر نه منتقداناین استاد دانشگاه افزود: حتی با توجه به ضرورت‌های اجتماعی، سیاسی و ساختاری به ویژه با توجه به مفهومی تحت عنوان «قدرت دولتی» شرایط به گونه‌ای است که این صاحبان قدرت هستند که باید دعوت به گشایش صدر و سعه صدر شوند نه منتقدان.وی اظهار کرد: جامعه‌ای که در آن نقد و منتقد وجود نداشته باشد و به انحای مختلف سدی در برابر آنها گذاشته شود، یک جامعه مرده و گورستانی است، زیرا شاخصه مهم یک جامعه زنده و بیدار وجود نقد و منتقد است.وحدت صوری جامعه؛ هشداری به ظهور نفاقافروغ عنوان کرد: هم به لحاظ فلسفی و هم به لحاظ اجتماعی، اگر نقد وجود نداشته باشد اختلاف‌ها به لایه‌های زیرین اجتماعی می رود و نفاق حاکم می‌شود و بعضا انسان فکر می کند که وحدت، جامعه را فراگرفته است در حالی که امکان ندارد در حیات دنیوی شاهد یک وحدت کامل باشیم و این مسئله تنها مختص حیات اخروی و عالم عقل و مجردات است.این پژوهشگر مسائل سیاسی-اجتماعی تصریح کرد: نشئه دنیا، نشئه اختلاف و تفاوت است لذا این تفاوت‌ها باید بروز و ظهور پیدا کند تا از دل تضارب بین افکار و اختلافات، یک رأی و نظر سوم یا صوابی شکل بگیرد که در این باره امام علی(ع) در تعبیری می فرمایند: «آراء را به هم بزنید تا صوابی متولد شود». همچنین امیرالمؤمنین در تعبیر زیبای دیگری می‌فرمایند: «کثرة الوفاق نفاق».وی تأکید کرد: بنابراین باید شرایط مساعد برای نقد و انتقاد فراهم شود و مسئولان باید سعه صدر داشته باشند و حتی در برابر تخریب‌ها و تخطئه‌ها به تعبیر امام(ره)، هم از گشایش لازم برخوردار باشند و هم از آن فرصت بسازند. به عبارتی اگر کسی تخریب می کند اتفاقا این فرصت خوبی برای دولت‌مردان است که به آن پاسخ مستدلی بدهند و این به لحاظ اجتماعی هم بازتاب خوبی خواهد داشت که افکار عمومی شاهد باشند که کسی تخریب می‌کند و طرف مقابل جواب قانع‌کننده می‌دهد.آفات تسری رابطه قدرت - ثروت به قدرت - منزلتافروغ اظهار کرد: متأسفانه این در کشور ما بر عکس است، به نوعی حالتی است که برخی مسئولان تصور می‌کنند نباید به آنها نقدی وارد کرد و اهرم‌های مختلفی هم برای جلوگیری از انتقاد از زور و ثروت گرفته تا روش‌ها و فرآیندهای اغوایی و همراه با فریب در اختیار خود دارند.وی افزود: متأسفانه پس از انقلاب اسلامی رابطه قدرت - ثروت به رابطه قدرت - منزلت تسری پیدا کرده است و حالتی در جامعه بعضا ایجاد می‌شود که این منتقدین هستند که باید نزد مردم زیر سؤال بروند در حالی که اصلا این‌گونه نیست و نباید باشد.این استاد دانشگاه تصریح کرد: منتقد که نباید از کسی اجازه بگیرد و گشایش صدر داشته باشد، بلکه فقط می‌توان به منتقد توصیه اخلاقی و اجتماعی کرد که در واقع اگر نقد همراه با راه حل ارائه دهد بهتر است، قالب نقدش محترمانه و مؤدبانه باشد بهتر است، دلسوزانه و با نیت خیرخواهانه باشد بهتر است، اما این موارد هیچ ربطی به نقد خوب ندارد، زیرا همان داستان دوستی خاله خرسه پیش می‌آید؛ یعنی کسی می تواند کاملا دلسوز باشد اما در پس این دلسوزی، آگاهی و نقد عالمانه وجود نداشته باشد که نتیجه عکس هم می‌هد.وی درباره موانع شکل‌گیری جامعه‌ای منتقد ابراز کرد: البته من معتقدم یک جامعه منتقد به راحتی هم شکل نمی‌گیرد و زمان می‌برد. یعنی هم باید جامعه به درجه‌ای از حکمت رسیده باشد و هم نهادهای ناظر و نهادهای مدنی به درجه‌ای از تشکل، جرئت و جسارت رسیده باشند که اجازه ندهند صاحبان قدرت تصویر دیگری از خودشان و جامعه سالم به دست بدهند. این مسئله زمان می‌برد و موانع بسیاری متاسفانه بر سر راه ما وجود دارد.توجه به «ما قال» نه «من قال» در نقدافروغ درباره آفت مهم نقد اظهار کرد: نکته مهم دیگر در آداب و ویژگی نقد این است که منتقدان باید میان نقد و نقدشونده تفکیک قائل شوند؛ به عبارتی نقد باید متوجه محتوای یک فکر و الگو و عمل باشد نه شخصیت افراد. این همان تفکیکی است که برگرفته از تعبیر امام علی(ع) مبنی بر «انظر الی ما قال ولا تنظر الی من قال. به آنچه گفته میشود توجه شود نه آنکه می گوید» است.نماینده اسبق مجلس اظهار کرد: متأسفانه برخی از منتقدین ما این تفاوت و تفکیک را قائل نمی‌شوند که من اساسا این عده را منتقد نمی‌دانم؛ یعنی فحاشی و بدگویی را با نقد یکی گرفته اند در حالی که فحاشی متوجه شخصیت فرد است، اما نقد متوجه فکر فرد است و معمولا هم هتاکی‌ها و بی حرمتی‌ها به فرد مورد نظر نتیجه عکس می دهد که به کرات شاهد نتیجه عکس آن بوده و هستیم.وی ادامه داد: این از موارد مهمی است که در نقد باید به آن توجه کرد تا سبب رشد جامعه و ارتقای فرهنگ پژوهش در جامعه شود، تا اگر کسی خواست فرد دیگری را نقد کند براساس سند و مدرک این کار را انجام دهد نه اینکه خدای ناکرده شخصیت فردی را آماج حملات غیرمنصفانه و غیراخلاقی قرار دهد.ضرورت توجه به حساسیت‌های اجتماعی در ارائه نقدافروغ درباره اهمیت شرایط اجتماعی در نوع و نحوه نقد گفت: هر چند شرط اجتماعی ربطی به نقد خوب ندارد اما باید به شرایط زمانی و مکانی توجه کرد. وقتی جامعه هنوز آمادگی و قابلیت لازم برای پذیرش برخی از انتقادات را ندارد باید توجه کرد که از عیار و وزن نقد نکاست اما در قالبی مناسب جامعه آن را ارائه داد.وی یادآور شد: در سیره ائمه(ع) نیز بسیار بر ادب تصریح شده است که همان توجه به شرایط اجتماعی است تا نقد اثرگذار باشد در عین اینکه حساسیت‌ها و ظرفیت‌های جامعه هم در نظر گرفته می‌شود. البته این بدین معنی نیست که حساسیت‌های اجتماعی به گونه‌ای ترسیم شود که  راه را بر نقد ببندد. حتی اگر امر بر نقد کردن و نقد نکردن به دلیل حساسیت‌های اجتماعی شد باید نقد شود «ولو بلغ مابلغ» و پای آن نقد نیز ایستاد.افروغ در پایان در تبیین این سخن امام(ره) که می‌فرمایند «حتی تخطئه هم از مواهب الهی است» اظهار کرد: این تعبیر امام(ره) به این معنا نیست که امام(ره) به منتقدان توصیه کنند که تخطئه کنند زیرا اخلاقی نیست بلکه این صحبت امام(ره) بیشتر متوجه این مسئله است که مسئولان گشایش صدر بیشتری در مقابل نقد حتی با وجود تبدیل شدن آن به تخطئه و تخریب داشته باشند.