آقا ! این افراد اصلاً التزامى به حرام و حلال الهى و آداب و احکام شرعى ندارند، با این حال انتظار دارند با گفتن چند ذکر و ورد براى آنها حضور قلب ...
18 بازدید
تاریخ ارائه : 3/3/2014 11:47:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

مرحوم آيت الله كوهستانى قدس سره از اخيار علما بود كه اكثر طلاب مازندرانى از وجود ايشان بهره‏ ی معنوى می ‏بردند و كرامت‏ هايى نيز از ايشان نقل مى‏ كردند. بنده سابقه ‏ی آشنايى و رفت و آمدی با آن مرحوم نداشتم. تا اينكه يك بار همراه بعضى از دوستان به خدمت ايشان رسيدم. در آنجا دكتری درباره‏ ى حضور قلب در نماز از ايشان سؤال كرد و گفت: بنده با اينكه كتب بسيار زيادى در علم روان‏شناسى مطالعه كرده ‏ام، ولى هنوز نفهميده‏ ام سرّ اينكه نمى ‏توانم افكار خود را در نماز كنترل كرده و حضور قلب پيدا كنم چيست؟
ايشان در جواب او مطلبى گفت كه حكايت از خبره بودن وى مى‏ كرد. فرمود: در باره‏ ى روان تا كنون كتابى نوشته نشده است. اين دانشمندان اصلاً خبرى از روح و روان ندارند. آنچه كه گفته شده همه در باره ‏ى فعل و انفعالات و خصوصيات و عوارض متعلق به جسم است كه نام آن را روح و روان مى‏ گذارند و در باره‏ ى آن كتاب مى ‏نويسند.
سپس براى حضور قلب در نماز دستور العملى به آن شخص داد كه ابتدا به نظر حقير صحيح نيامد. پس از اينكه او مجلس را ترك كرد به ايشان عرض كردم: آيا جواب اين سؤال همين طور بود كه فرموديد؟
آن مرحوم تبسمى كرد و گفت: آقا ! اين افراد اصلاً التزامى به حرام و حلال الهى و آداب و احكام شرعى ندارند، با اين حال انتظار دارند با گفتن چند ذكر و ورد براى آنها حضور قلب حاصل شود. غرض من اين بود كه آنچه كه فعلاً به درد او مى‏ خورد گفته باشم.
از اين پاسخ نيز ايشان را فردى آگاه و با تجربه يافتم. آنگاه خواستم بفهمم در راه معرفت تا چه حد قدم برداشته است؛ لذا وقتى خصوصى شده و خلوت كرديم پرسيدم: شما تا كجا رفته ‏ايد؟
فرمود: آقا سيد! نمى‏ شود شناخت. من به جايى رسيده ‏ام كه فهميده ‏ام راهى براى وصول به معرفت نيست.
بنده گفتم: بلى، نتيجه ‏ى مجاهدت‏ هاى كسى كه در راه خدا به طور صحيح سلوك كند اين است كه خود را عاجز از معرفت حق مى ‏بيند، ولى اين بدان معنا نيست كه شناخت حق امكان ندارد، بلكه به معناى آن است كه سير فكرى او تمام شده، و اين تازه اولين منزل معرفت است. از آن پس بايد او را سير دهند تا به كمال برسد. يعنى تا به حال با فكر خودش حركت مى‏ كرده، اكنون بايد از آن طرف عنايت شود و او را ببرند؛ زيرا هيچ‏ گاه با پايان سير فكر و عقل، راه تمام نمى‏ شود. اگر قدرت فكر و عقل نيست، براق عشق هست.
امام سجاد - صلوات الله عليه - در مقام مناجات با خداوند عرض مى‏ كنند:

      « الهى... عجزت العقول عن ادراك كنه جمالك... و لم تجعل للخلق طريقا الى معرفتك الاّ بالعجز عن معرفتك. »

وقتى انسان درك كرد كه نمى‏ تواند و حول و قوه ‏اى در خود نيافت، بايد به درگاه الهى عاجزانه تضرع كند. آنگاه اگر لطف حق شامل حال او گشت، خداوند به تفضلش دست او را گرفته و به آستان معرفتش راه مى ‏دهد.
پس راه معرفت مسدود نيست، بلكه همان عجز، خود آغاز راه است.
اين مطالب را كه خدمت ايشان عرض كردم، با تواضع خاصى فرمود: آقا سيد! من ديگر بيش از اين نفهميده‏ ام. خدا رحمتش كند، عالمى مهذب، وارسته و بسيار متواضع بود.sadeghin.ir