سازمان جهانی بهداشت ده مهارت اصلی برای زندگی را اینگونه تعریف می کند
667 بازدید
تاریخ ارائه : 2/17/2014 8:28:00 PM
موضوع: روانشناسی

شفقنا زندگی- یک روانپزشک با اشاره به مهارت های دهگانه زندگی گفت: در ابتدا باید تعریفی از مهارت ارایه کنیم تا مفهوم مهارت زندگی را بهتر درک نماییم. مهارت به معنای استفاده ماهرانه و توانمندانه از دانش است؛ بعضی اوقات ما مواردی را به صورت تئوری آموخته ایم اما اینکه بتوانیم این دانش را به صورت روزمره استفاده کنیم مساله اصلی است. به طور مثال مساله کنترل خشم به صورت تئوری برای همه قابل درک است اما اینکه همه بتوانند خشم خود را در زمان لازم کنترل کنند نیاز به مهارت دارد.

دکتر رئوفه قیومی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا زندگی تصریح کرد: مساله مورد بحث ما مهارت زندگی است که به دلیل رشد سریع فناوری و پیچیده شدن ارتباطات نیاز به یادگیری مهارت های زندگی ضرورت بیشتری یافته است زیرا به نسبت پیچیده شدن ارتباطات بین افراد، استرس های زندگی مردم نیز بیشتر می شود. بنابر این ما برای زندگی بهتر نیاز به مهارت هایی داریم که سازمان جهانی بهداشت آنها را به صورت کلی تعریف کرده است.  تعریفی کهWTO  از این استانداردها ارائه کرده "توانایی انجام رفتارهای سازگارانه و مثبت است به گونه ای که فرد بتواند با چالشها و مشکلات روزمره اش کنار بیاید و به طور کلی  گفته است مهارت های زندگی باعث افزایش بهداشت روانی، بهبود روابط انسانی و افزایش سطح سلامت و رفتارهای سالم در اجتماع می شود."

او خاطرنشان کرد:  سازمان جهانی بهداشت ده مهارت اصلی برای زندگی را اینگونه تعریف می کند: مهارت خود آگاهی، همدلی، برقراری ارتباط موثر، روابط بین فردی، حل مساله، تصمیم گیری، تفکر انتقادی، تفکر خلاق، مقابله با استرس و مقابله با هیجان است.

چه افرادی خودآگاهی بالایی دارند؟

قیومی اظهار کرد: اولین و مهمترین مهارتی که باید درباره آن صحبت کرد  مساله خودآگاهی است. یک جمله در دین ما هست که هر کسی خود را بهتر بشناسد خدا را بهتر خواهد شناخت. به طور کلی یکی از مواردی که به انسان کمک می کند که زندگی بهتری داشته باشد شناخت خود است و احساس خوب داشتن نسبت به آنچه که هست. کسی که خودآگاهی کمی دارد با مشکلات افسردگی، سوء مصرف مواد و سایر مشکلات فردی مواجه می شود.

وی ادامه داد: افرادی که خودآگاهی بالایی دارند کسانی هستند که مشکلات خود و ضعف های خود را به خوبی می دانند، با خصوصیات خود آشنا بوده و نقاط ضعف و منفی خود را می پذیرند و تلاش در جهت اصلاح آن می کنند. یعنی نه به سمت غرور می روند و نه آنقدر به سمت نقاط ضعف توجه می کنند که عزت نفس و اعتماد به نفس آنها کاهش یابد. بنابراین در اینگونه افراد هر دو خصلت متعادل است. افراد با خودآگاهی بالا کسانی هستند که به موفقیت های خود افتخار می کنند و از شکست های خود درس می گیرند. ما ممکن است در طول زندگی روزمره خود از یک نقطه مثبت فردی تعریف می کنیم و پاسخ او این باشد که "شما لطف دارید"، "نه اینگونه که شما می گویید هم نیست" و از این دست جملات که یا بی دلیل این جملات را به زبان رانده است و یا از سر واقعیت است یعنی خود وی نقاط مثبت خود را باور ندارد که این نکته منفی و تاثیر گذاری در او است.

این روانپزشک با اشاره به اینکه کسی که خودآگاهی خوبی دارد به خود و دیگران احترام می گذارد گفت: این افراد مسئولیت رفتار خود را می پذیرند. این مهارت به ما کمک می کند که نقاط ضعف و قوت خود را به خوبی بشناسیم و نقاط ضعف خود را پوشش دهیم. اهداف واقع بینانه برای خود تعیین کنیم و ایده آل نگر نباشیم. این افراد در تعیین اهداف صحیح برای زندگی خود موفق هستند بنابراین ارزش خود را در طول زندگی به خوبی می شناسند.

قیومی تاکید کرد: برای رسیدن به مهارت خود آگاهی باید تمرین هایی را انجام داد که سه جنبه جسمی، روانی و هیجانی دارد. شناخت ویژگی های جسمی اولین و پایین ترین سطح شناخت درباره خود است. برای شناخت بخش هیجانی باید تمام وقایع یک روز خود را بنویسیم و جلوی هر واقعه ثبت کنیم که در زمان انجام چه احساسی به ما دست داد و چه رفتاری بر اساس آن احساس انجام دادیم. این کار کمک می کند تا رفتارهای احساسی و هیجانی خود را به خوبی بشناسیم.

وی افزود: ما آنقدر خود را درگیر کار و زندگی روزمره می کنیم که در شناخت خود گاها کوتاهی می کنیم. باید زمان بیشتری را برای شناخت خود و رفتارهای هیجانی، روانی و جسمی خود داشته باشیم. برای اینکار باید استعدادها و توانایی های خود را بهتر بشناسیم. شناسایی ارزش ها و عقاید خود یکی از بهترین تمرینات برای خودآگاهی است زیرا این شناخت کمک می کند که خیلی راحت تحت تاثیر حرفهای دیگران قرار نگیرد. بنابراین اگر از کودکی به فرزندان خود یاد بدهیم که یک سری ارزشها برای خود تعیین کنند این مساله کمک می کند که خیلی راحت تحت تاثیر ماهواره و رفتارهای جامعه و رسانه های اطراف خود قرار نگیرد.

در مهارت همدلی بپذیریم که آدم ها با هم فرق دارند

این روانپزشک در ادامه با اشاره به مهارت همدلی کردن و نقش آن در ظرفیت درک انسان گفت: با این مهارت ما می توانیم اطرافیانمان را بهتر درک کنیم. اصولا ما برای زندگی بهتر نیاز به حمایت اطرافیان داریم که یکی از این حمایت ها همدلی کردن است. برای داشتن این مهارت باید این را بپذیریم که آدم ها با هم فرق می کنند بنابراین اگر مساله ای برای ما ناراحت کننده نیست دلیل بر این نمی شود که دیگران از آن مساله ناراحت نشوند. نکته دیگر اینکه باید بپذیریم که طرز فکر و تفسیر مردم از رفتارها با هم متفاوت است به همین جهت همدلی در زندگی زناشویی بسیار اهمیت دارد.

وی ادامه داد: برای آنکه بتوانیم خوب همدلی کنیم باید خوب گوش دهیم (گوش دادن با شنیدن متفاوت است) نکته دیگر این است که باید احساسات خود را کنترل کنیم یعنی در عین حال که احساسات دیگری را می شنویم خود هم گرفتار احساسات نشوم. در همدلی باید طرف مقابل را درک کرد حتی اگر رفتار طرف مقابل را قبول نداریم. انتقاد کردن و برچسب زدن از مهمترین موانع همدلی است. تمسخر و یا راه حل نشان دادن و یا زیر سوال بردن مواضع افراد در شرایط لازم مانع از همدلی می شود.

برقراری ارتباط موثر باعث دوری از سوء تفاهمات و کج فهمی هاست

قیومی با اشاره به اینکه مهارت سوم بسیار اهمیت دارد گفت: مهارت سوم برقراری ارتباط موثر است. در هر ارتباطی یک گیرنده و یک فرستنده وجود دارد، یک پیام، محیط انتقال پیام و پاسخ گیرنده به پیام تشکیل دهنده یک ارتباط است و هر یک از این بخش ها اگر دچار مشکل باشد یک ارتباط موثر شکل نگرفته است. تعریف یک ارتباط موثر این است که معنای پیام در ذهن گیرنده و فرستنده یکسان باشد در این صورت این ارتباط موثر بوده است. پس بنابراین در یک ارتباط موثر باید بتوانیم عقاید و خواسته های خود را منتقل کنیم و نظرات دیگران درباره آن مساله را به خوبی درک کنیم. اگر ارتباط موثر برقرار شود دیگر ما سوء تفاهم و کج فهمی نخواهیم داشت.

وی ادامه داد: برای یک ارتباط موثر سه چیز لازم است یکی مهارت های غیر کلامی، فردی که صحبت می کند و دیگری که گوش می دهد. اولین قدم برای ارتباط موثر مهارت های غیر کلامی یا همان زبان اندام و بدن است. باید همه اجرای بدن باید کاملا با پیام متناسب باشد. دومین مساله صحبت کردن است که علی رغم سادگی آن بسیار پیچیده است. یک صحبت کردن زمانی درست است که اولا تمرکز بر روی موضوع صحبت باشد و دیگر اینکه مختصر و مفید صحبت کنیم. ما عادت داریم که برای صحبت های خود زیاده روی کرده و حاشیه می زنیم در حالی که هر چه صحبت ما کمتر باشد موثر تر است. سوم اینکه شفاف صحبت کنیم، با کنایه زدن و " به در بگم که دیوار بشنود" روش صحیحی نیست.

این ورانپزشک با اشاره به تفاوت بین گوش دادن و شنیدن گفت: گوش دادن فعال نیاز به بازخورد دارد که نشان دهد خوب گوش می دهیم. اگر کمی به سمت فرد گوینده خم شویم، با چشم بر روی فرد تمرکز کنیم، با فرد ارتباط کلامی دو طرفه برقرار کنیم و انعکاس مطالب را به فرد گوینده انجام دهیم (یعنی برداشت خود از حرفهای طرف مقابل را به وی انعکاس دهیم) این نشان می دهد که ما کاملا به مساله گوش می دهیم و در نهایت پس از اتمام سخنان فرد باید یک جمع بندی از حرفهای وی را بگوییم تا طرفین از یکسان بودن پیام فرستاده شده و دریافت شده مطمئن شوند. یک سری مسایلی نیز هست که عوامل مخرب در ارتباط موثر را دارد مانند انتقاد کردن، برچسب زدن، مقایسه شرایط فرد با شرایط دیگر، کوچک کردن موضوع، بی توجهی به احساسات طرف مقابل و عوض کردن موضوع از مهمترین موارد مخرب ارتباط است.

ارتباط بین فردی آموختنی است

قیومی مهارت چهارم را مهارت ارتباط بین فردی عنوان کرد و افزود: این مهارت ارتباط بین فردی کاملا آموختنی است و ذاتی نیست، افراد از کودکی می توانند مهارت ارتباط برقرار کردن را یادبگیرند. در ارتباط با آدم ها سه سبک ارتباطی وجود دارد. اول رفتارها پرخاشگرانه است که در این نوع رفتار همه حق را به خود می دهیم و هیچ حقی به طرف مقابل نمی دهیم و متاسفانه در جامعه امروز ما تعداد افرادی که از این سبک ارتباطی استفاده می کنند رو به افزایش است و متاسفانه به زعم خود بازی را می برند و همین مساله آنها را مستعد می کند که به روش خود ادامه دهند.

وی تصریح کرد: رفتار انفعالی نوع دوم از رفتارهای ارتباط بین فردی است که کاملا حق را به طرف مقابل می دهد، این افراد آشنایی به حق و حقوق خود ندارند و همیشه خیلی ارام و نا مطمئن صحبت می کنند. در صحبت های خود خیلی عذر خواهی می کنند و اگر مقابله ای با آنها صورت بگیرد به سرعت از خواسته خود عقب نشینی می کنند. این افراد رفته رفته به سمت عیب جویی و انتقاد از سایر افراد پیش می روند.

این روانپزشک خاطرنشان کرد: بهترین سبک ارتباطی، سبک رفتار قاطع است، آدم های قاطع عزت نفس بالایی دارند و با عزت نفس بالا نظرات خود را بیان می کنند و از حقوق خود و دیگران دفاع می کنند، در یک موقعیت، برنده شدن مهم نیست بلکه به دنبال کنترل شرایط هستند تا ارتباط از بین نرود. این افراد وارد حریم خصوصی افراد دیگر نمی شوند.

این روانپزشک در خصوص  چگونگی انتقال مهارت و آموزش آن به فرزندان توسط خانواده ها گفت: بهترین روش آموزش به فرزندان این است که خود پدر و مادر مهارت های زندگی را یادبگیرند زیرا فرزند الگوی اصلی خود را از والدین خود می گیرند.

انتهای پیام