آن ها در دوستی مخالفان ما مبالغه و زیاده روی و اغراق می کنند و شیعیان ما را گمراه می کنند.پس اگر پست و مقام و منصبی به دست آوردند از رشوه خواری سیر نم
44 بازدید
تاریخ ارائه : 1/11/2014 10:41:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب


 به فرموده پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:(هرکس دو حدیث بیاموزد که برایش سودمند باشد،یا آنها را به دیگری آموزش دهد که از آن دو حدیث بهره مند شود،بهتر از شصت سال عبادتاست/بحارالانوار،ج2،ص152).انشاءالله که ما و شما از این دو حدیث چنین فیض عظیمی را ببریم.

روایت اول) فرمودند:ای ابوهاشم!در آینده نزدیک،زمانی بر مردم بگذرد که...علمای ایشان بدترین خلق خدا بر روی زمین باشند،زیرا آن ها به فلسفه و تصوف،میل و گرایش پیدا می کنند.به خدا قسم که آن ها اهل انحراف و کناره گیری از دین و اهل کژی و گمراهی می باشند.آن ها در دوستی مخالفان ما مبالغه و زیاده روی و اغراق می کنند و شیعیان ما را گمراه می کنند.پس اگر پست و مقام و منصبی به دست آوردند از رشوه خواری سیر نمی شوند و اگر از منصب و ریاست وابمانند و کوشش آن ها به جایی نرسد و از ریاست یافتن نومید شوند از روی ریا خداوند را عبادت می کنند.البته و به یقین که آنان راه بر-یا راهزن به ضم ب خوانده شود-و منحرف کننده و گمراه کننده مومنان و دعوت کننده ی به آیین بی دینان و طریقه ی ملحدان اند.پس هرکس آن زمان و آن علما را درک کند،باید از آن ها برحذر باشد و بپرهیزد و دین و ایمان خود را حفظ و از دین و ایمان خود در برابر آن ها محافظت و پاسداری کند.  

پس از آن حضرتش فرمود:ای ابو هاشم!این آن چیزی است که پدرم به واسطه ی پدران خود از جعفر بن محمد علیه السلام برایم نقل کرد و این از اسرار ما است.پس آن را جز از اهلش پنهان بدار و بپوش.(1)

روایت دوم) فرمودند:آنان برای شیعیان ناتوان ما از سپاه یزید بر امام حسین علیه السلام و یارانش زیانبارترند،چون آنان تنها جان و مال ایشان را ربودند،اما دانشمندان بدکرداری که با ما دشمن اند،ولی خود را دوستان ما و دشمن دشمنان ما نشان می دهند،شک و شبهه را بر شیعیان ناتوان ما وارد می آورند و ایشان را گمراه کرده،از پی جویی حق و حقیقت،بازشان می دارند.(2)

پانوشت:

1-برای فهم این دو حدیث در متن آنها دقت و تأمل داشته باشید،زیرا به فرموده امام صادق علیه السلام:(هم و غم دانایان فهمیدن روایت است/بحارالانوار،ج2،ص161).

2-امام در پایان روایت اول فرمودند:(و هو من اسرارنا فاکتمه الا عن اهله)،و این اهمیت و دشوار فهمی اسرار روایت مذکور را می رساند.همان طور که امام صادق علیه السلام فرمود:(همانا حدیث ما دشوار و بسیار سنگین است و آن را جز فرشته ی مقرب یا پیامبر مرسل یا بنده ای که خداوند دلش را با ایمان آزموده و یا شهری نفوذ ناپذیر بر نمی تابد).عمرو می گوید به شعیب گفتم ای ابا الحسن!منظور از شهر نفوذ ناپذیر چیست؟گفت من هم از امام صادق علیه السلام همین را پرسیدم،آن حضرت فرمود:(دل مجتمع/معانی الاخبار،ص189) و علامه مجلسی می فرماید:(مراد از قلب مجتمع قلبی است که با پیروی کردن از هوای نفس و مشکوکات پراکنده نشود و گمان های باطل و شبهات گمراه کننده در آن وارد نشود/بحارالانوار،ج2،ص183).

3-از مخالفین محترم تقاضا داریم،بعداز مطالعه روایت به جای فهم آن؛ منکر اسرار دشوار فهم آن نشوند،زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:(هرکس حدیثی از من به او برسد و آن را انکار کند در روز رستاخیز من شاکی او خواهم بود.پس هرگاه حدیثی از من به شما رسید که معنایش را نفهمیدید بگویید:خدا بهتر می داند/بحارالانوار،ج2،ص212). و نیز به این نکته توجه داشته باشند که این حدیث در کتب بزرگانی  که به ناحق آنان را به خود منتسب می کنند و مورد اعتمادشان می دانند نیز نقل شده است.به طور مثال مرحوم محمود بهبهانی که اکثر صوفیه ایشان را از مروجین طریقه ی خود می دانند(ر.ک:طرائق الحقائق،ج3،ص182 این کتاب مورد اعتماد قاطبه ی مدافعین معاصر فلسفه و عرفان می باشد) این روایت را نقل کرده است(تنبیه الغافلین،ص15).یا سید نعمت الله جزایری که از شاگردان فیض کاشانی بوده(ریحانة الادب،ج3،ص113) و مدافعین معاصر فلسفه و عرفان برای او ارزش والایی قائل هستند(امام شناسی،ج15،ص160)نیز در نقل این روایت تردیدی روا نداشته است(انوار النعمانیه،ج2،ص294).

4-امام در روایت اول دانشمندان گرویده به فلسفه و عرفان مصطلح را(اهل العدوان و التحرف)نامید که مرحوم الهامی آن را در برگردان فارسی چنین آورده:(آنان دشمنان ما هستند/تصوف از دیدگاه ائمه اطهار علیهم السلام،ص49)،و در روایت دوم این دشمنی به خوبی تبیین و شرح داده شده است.لطفا دوباره توجه بفرمایید.

5- امام در روایت اول در پی ویژگی های علمای فیلسوف و عارف اصطلاحی فرمودند:(یبالغون فی حب مخالفینا...).و تمجیدهای آقایان از مولوی و عطار و حافظ و جامی و ابن عربی و...که در سنی بودن  آنها هیچ شکی نیست،ما را به مصداق های(علماوهم شرار خلق الله علی وجه الارض)به خوبی رهنمون می شود.

6-امام در روایت اول در ویژگی های علمای فیلسوف و عارف اصطلاحی فرمودند:(و الدعاة إلی نحلة الملحدین)که استاد علی احمدی دامت افاضاته در شرح آن نوشته اند:(مشاهده می کنید که امام در این  حدیث شریف،برخی علما را از آن جهت که میل و گرایش به فلسفه و تصوف پیدا می کنند و بر اثر آن سبب گمراهی شیعیان می گردند،شرار و بدترین خلق خدا خوانده و آن ها را اهل انحراف و گمراهی و کناره گیری از دین و راه بر-یا راهزن به ضم ب خوانده شود- و گمراه کننده ی مومنان و دعوت کنندگان به آیین ملحدان معرفی فرموده است.پس چه خواهد بود حال خود اهل فلسفه و تصوف!!!بلی٬در این حدیث اهل فلسفه و تصوف را ملحد خوانده اند/شرح رساله اعتقادات علامه مجلسی،ص87).

و اینجا به یاد این آیه می افتیم که:{ان الذین یلحدون فی آیاتنا لا یخفون علینا افمن یلقی فی النار خیر ام من یاتی ءامنا یوم القیامه اعملوا ما شئتم انه بما تعملون بصیر/فصلت40} ترجمه:(همانا کسانی که در آیات ما به انحراف می روند بر ما پوشیده نیستند.آیا کسی که در آتش افکنده می شود بهتر است یا کسی که در روز قیامت آسوده خاطر می آید؟هرچه می خواهید بکنید که او به آنچه می کنید بیناست).

7-ممکن است بعضی از مخالفین این قسمت از روایت:(فإن نالوا منصبا لم یشبعوا عن الرشاء)را که سخن از رشوه خواری گرویدگان به فلسفه و عرفان مصطلح در زمان ریاست ومسئولیت می گوید،نوعی کنایه و توهین از سمت ما نسبت به بعضی مسئولین فعلی بدانند.ما به جای طرح یا اثبات دیدگاه خودمان،در شرح این قسمت از روایت نظر آنان را به سخنی از مرحوم بهجت جلب می کنیم،که مورد اعتماد مخالفین محترم نیز می باشد.ایشان گفته اند:(خدا می داند که در کشور ما رشوه چه می کند و ما در فکر نیستیم/زمزم عرفان،ص190).

8-امام در انتهای روایت اول فرمودند:(هذا ما حدثنی أبی عن آبائه عن جعفر بن محمد...)که حقیر را به یاد این روایت شریف انداخت.امام صادق علیه السلام فرمودند:(هر جوابی که به تو می دهم از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله است،ما از خود رأیی نداریم/اصول کافی،ج1،ص76).

9-امام حسن علیه السلام فرمودند:(شگفتا از کسی که در خوراکش می اندیشد،ولی در آنچه به خردش می سپارد،نمی اندیشد/بحارالانوار،ج1،ص218).

منابع:

(1)حدیقة الشیعه،ج2،ص785؛الإثنی عشریة،ص33؛اثبات الهداة،ج4،ص204؛الهدایا لشیعة ائمة الهدی،ج1،ص100؛انوارالنعمانیة،ج2،ص294؛البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة،ج2،ص347؛آثارالصادقین،ج11،ص277؛الفصول التامة،ص592؛خیراتیه،ج1،ص34؛تنبیه الغافلین،ص15؛منهاج البراعة،ج14،ص17؛سفینة البحار،ج2،ص58؛مستدرک الوسائل،ج11،ص380؛البدعة و التحرف،ص119؛شرح رساله اعتقاداتعلامه مجلسی،ص86 و...

(2)الاحتجاج،ج2،ص512؛التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری،ص301؛بحارالانوار،ج2،ص88؛دانش نامه ی عقاید اسلامی،ج3،ص529 و 530.