دغدغه های مقام معظم رهبری در باب فرهنگ
16 بازدید
تاریخ ارائه : 1/1/2014 11:33:00 AM
موضوع: جامعه شناسی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دغدغه های مقام معظم رهبری در باب فرهنگ

گفتگو با دكتر جواد منصوری

 

دولت باید اولویت های ویژه ای را برای فعالیت های دینی قائل شود. به عنوان نمونه اگر ما به تعدادی مسجد در كشور نیاز داریم. حتما دولت باید در ساخت این مساجد به نوعی حمایت كند و پیش قدم باشد. حتی در مورد كتاب های دینی، در مورد حوزه های علمیه هم اینگونه باید باشد. بنابراین دولت باید برای فعالیت نهادهای دینی اولویت قائل شود.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب سه شنبه 19/9/92 در دیدار رئیس و اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی، با تبیین اهمیت حیاتی مقوله فرهنگ و جایگاه شورایعالی انقلاب فرهنگی در پیشبرد اهداف اساسی انقلاب اسلامی نكات مهمی را بیان كردند. بیانات ایشان بهانه ای شد تا گفتگویی را با دكتر جواد منصوری ترتیب دهیم كه در ادامه می خوانید:

*به نظر شما چرا مقام معظم رهبری در این موقعیت به مقوله ی فرهنگ پرداخته اند به عبارت دیگر چه اهمیتی دراینباره احساس كرده اند كه در این جلسه به این موضوع مهم پرداخته اند؟

موضوع فرهنگ از موضوعات بسیار مهم و چالشی در طول تاریخ بوده است و هرچه كه ما به جلو می آییم نقش فرهنگ در ابعاد مختلف جامعه بشری بیشتر و تاثیرگذارتر می شود. نكته ی دیگری كه حائز اهمیت است این است كه انقلاب اسلامی، انقلابی است كه بیش از همه ی ابعاد دیگرش به مسئله ی فرهنگ توجه و تاكید ویژه دارد و به این دلیل رهبری انقلاب در طول سالهای بعد از پیروزی به صورت مستمر بر مسئله ی تقویت فرهنگ و زیرساخت های فرهنگ اسلامی در كشور و همچنین مقابله با فرهنگ های ضد دینی و مقابله با تهاجم فرهنگی تاكید می كردند. لذا در این جلسه هم ما شاهد  هستیم كه ایشان فرهنگ را به عنوان حاشیه و ذیل اقتصاد و سیاست نمی دانند بلكه معتقدند اقتصاد و سیاست درواقع حاشیه فرهنگ هستند و به همین دلیل هست كه  برای فعالیت های فرهنگی معتقدند  برنامه ریزی ضروری است و دستگاه های مختلف باید نسبت به ارتقاء سطح فرهنگ دینی كشور مسئولیت بپذیرد و عمل كند.

*چه كارهایی برای رفع و حل دغدغدهای مقام معظم رهبری در باب فرهنگ می توان انجام داد؟

شورای عالی انقلاب فرهنگی به دلیل جایگاهی كه دارد می تواند برای تمام دستگاه های كشور خط مشی فرهنگی تعیین بكند و برای اجرا حتی با همكاری انها برنامه تعیین بكند و بعد در اجرا هم نظارت داشته باشد و بعد بر اساس این برنامه عملكردها را ارزیابی كند و اگر نیاز به تصمیمات جدید هست این تصمیمات را در شورا اتخاذ كند. نكته ی  حائز اهمیت این است كه تا به حال شورای انقلاب فرهنگی یك سازوكار مشخصی برای اجرای مصوبات خودش نتوانسته در كشور داشته باشد. به این دلیل بسیاری از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد توجه جدی سازمان ها قرار نگرفته است و آنها خودشان را موظف و ملزم نداسته اند مصوبات شورا را عمل كنند . به این دلیل   صحبت از این است كه باید مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی مجدد به تصویب مجلس شورای اسلامی یا تامین مالی و نیرو و مجوزهای دیگر برسد كه به نظر من این موضوع بیش از یك واقعیت قانونی و حقوقی   یك بی توجهی به اهمیت نقش فرهنگ و مسئولیت دستگاه های اجرایی است در اجرای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی.

  در سه دهه گذشته شاهد بودیم كه  دولت ها معمولا احساس تعهد ویژه ای در زمینه ی مسائل فرهنگی نمی كنند و اشتغال خودشان را به مسائل اقتصادی و امنیتی - سیاسی و خارجی درواقع به نوعی توجیهی بر برای بی توجهی و فراموشی در فرهنگ می دانند . حتی می بینیم كه بعضی از مقامات دولتی در سه دهه ی گذشته به صراحت گفته اند مسائل دینی و اخلاقی یا مسائل فرهنگی را باید به مردم سپرد و باید روحانیون در این زمینه فعال شوند حوزه های علمیه باید فعال شوند و به صورت كلی دولت را فاقد مسئولیت در این زمینه می دانند كه اتفاقا مقام معظم رهبری در این جلسه به صراحت این مطلب را نفی می كند و فرموده اند كه سپردن مسائل فرهنگی به مردم نافی وسیله نظارتی و هدایتی دولت نیست و حضور حكومت و دولت در عرصه فرهنگ نیز به معنای سلب حضور مردم نمی باشد و این مسئله مهمی است كه باید بین دولت و شورای انقلاب فرهنگی حل شود

*مهمترین توصیه های مقام معظم رهبری به شورای عالی انقلاب فرهنگی چه بوده است؟

در ملاقات سالانه شان تاكیدات زیادی درمورد مواجه با تهاجم فرهنگی داشته اند اگر چه شورا هم اقداماتی كرده است ولی نه پیگری لازم را داشته است و نه دستگاه ها پاسخگو بودند در قبال عدم اجرای طرحهای شورای عالی انقلاب فرهنگی.دیگر اینكه یكی از توصیه های جدی رهبری به شورااین است كه به مسائل به موضوعات  زیر ساختی و اساسی بپردازند و از ورود به جزئیات جدا پرهیز كنند. و درعین حال پیگیر اجرای مصوبات شورا باشند. زیرا كه درگذشته غالب مصوبات شورا بدون اجرا مانده است و توصیه دیگراین است كه باید با مقوله ی تهاجم فرهنگی برخوردی حكیمانه بشود .در این ملاقات دو دستگاه را به صراحت نام می برند. واقعیت قضیه این است كه این دو دستگاه در گذشته و هم در آینده می توانند نقش بسیار تعیین كننده ای داشته باشند كه متاسفانه به دلیل مدیریت های ضعیف و یا تغییر مدیران و یا سیاست ها غلط، این دوستگاه كه عبارت بود ند از صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد نتوانستند در این زمینه اقدامات موثری داشته باشند

*به نظر شما رابطه ی دولت و فرهنگ را چگونه است و چگونه باید باشد؟

   یكی از مسائل مهمی كه به عنوان تفاوت بین حكومت دینی اسلامی با حكومت های غیر دینی و سكولارمطرح میشود این است كه در حكومت اسلامی دولت مسئول هدایت مردم است. ضمن اینكه مردم هم مسئولیت هایی نسبت به یكدیگر دارند. مثلا در بخش امر به معروف و نهی از منكر هیچ تفاوتی بین دولت و مردم نیست. همه باید بر اساس اصل كُلُكُم راعٍ و كلكم مسئول عن رعیته ناظربریكدیگر  باشد.بنابراین دولت ها نباید شانه خودشان را از زیر بار مسئولیت دینی خودشان خالی كنند.

 نكته ی  حائز اهمیت این است كه رفتار دستگاه های دولتی ها و مدیران دولتی بسیار در بخش فرهنگی تعیین كننده است. یعنی دستگاه دولتی حتی بدون اینكه حرف بزند درواقع با عملكردهای خودش ارزش آفرینی می كند و یا تخریب ارزش می كند. بنابراین دستگاه دولتی باید خیلی مراقب باشد از لحاظ اینكه رفتار ش باید منطبق با موازین شرعی باشد. زیرا كه به هر تقدیر بخش عمده ای از جامعه الگوی خودشان را مدیران كشور می دانند و این نكته ای است كه متاسفانه غالبا از آن غفلت می شود و تصور این است كه فرضا هرگونه كه مدیران رفتار بكنند تاثیری در ذهنیت مردم ندارد .درحالی كه اینچنین نیست.

نكته ی دیگری كه در رابطه با دولت، مردم و دین هست این است كه دولت باید اولویت های ویژه ای را  برای فعالیت های دینی قائل شود. به عنوان نمونه اگر ما به تعدادی مسجد در كشور نیاز داریم. حتما دولت باید در ساخت این مساجد به نوعی  حمایت كندو پیش قدم باشد. حتی در مورد كتاب های دینی حتی در مورد حوزه های علمیه. بنابراین دولت باید برای فعالیت نهادهای دینی اولویت قائل شود. این اولویت صرفا در شعار دادن نیست. درتوجه به امكانات و حل مشكلات انهاست. مورد دیگری كه نسبت دین و دولت را تعیین می كند این است كه دولت در تمامی آئین نامه ها و مقررات  خودش حتما ضوابط دینی را نظر بگیردو حتما باید منطبق با ضوابط  دینی باشد. بنابر این در دستگاه های دولتی اسراف و اتلاف حیف و میل تبعیض و اینگونه مسائل كه صریحا مخالف مواضع دینی است نباید در دستگاه های دولتی اجرا شود

*این در شرایطی هست كه همه دولت ها ادعا دارند كه هزینه های كلانی را صرف امور فرهنگی می كنند.آیا به نظر شما در این بین چه اتفاقاتی رخ می دهد كه به مقصد اصلی خود كه همان فرهنگ هست، نمی رسند؟

البته بحث ضعف برنامه ریزی و ضعف مدیریت ها در بخش فرهنگی متاسفانه چشمگیر است و این نكته ای است كه اتفاقا مقام رهبری در همین جلسه به صراحت به آن اشاره می كنند و می فرمایند برای فعالیت های فرهنگی برنامه ریزی ضروری است. نمی توان انتظار داشت كه فرهنگ یك كشور اعم از فرهنگ عمومی یا فرهنگ نخبگان یا فرهنگ دانشگاهی به خودی خود پیش برود. بنابراین  نكته ی حائز اهمیت دولت باید مقوله ی فرهنگ را نه اینكه جدی بگیرد اصلا باید یك ركن اصلی كار خود بداند

*شما هم اكنون موقعیت فرهنگی جامعه را چگونه می بینید؟

به دلیل عملكردهای ضعیف و بعضا اشتباه گذشته ما. وضعیت فرهنگی مان از  جهاتی تضعیف شده است. مثلا وقتی كه بی عدالتی در رفتاری های دولتی وجود داشته باشد زمانی كه بی برنامه گی در فعالیت های فرهنگی وجود داشته باشد زمانی كه در انتصابات روابط و رفاقت ها اولویت پیدا بكند طبیعتا مردم از چنین دولت دینی فاصله می گیرند.  حتی در بخش فرهنگی هم یك سیاست مشخصی در مجموعه نظام پیاده نشده است. به عبارت دیگر به طور دائم با تغییر مدیران برنامه ها عوض شده است، امكانات جابه جا شده است.و به این دلیل ما نتوانستیم پیشرفت خوبی را داشته باشیم.

عرض تشكر و خسته نباشید.  

   http://www.irdc.ir