طرّاحان سیاست‌هاى استعمارى این تهاجم فرهنگى را کنار نمى گذارند
9 بازدید
تاریخ ارائه : 12/15/2013 9:05:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

  راه‌های مقابله با تهاجم فرهنگی از نظر آیت‌الله العظمی صافی 

  حضرت آیت الله صافی، در نوشتاری، درباره تهاجم فرهنگی و راه‌های مقابله با آن، تصریح کردند: تهاجم فرهنگى برنامه ویرانگرى است که با سیاست هاى استعمارى براى محو شخصیّت اسلامى مسلمانان و برداشتن مرزهاى اخلاقى شکل گرفت. 

به گزارش خبرگزاری حوزه، این مرجع تقلید در پاسخ به پرسشی درباره تهاجم فرهنگی و راه‌های مقابله با آن، در نوشتاری با عنوان"تهاجم فرهنگی؛ زهرها و پادزهرها" به تبیین این سیاست ویرانگر غربی پرداختند.

متن پرسش و نوشتارحضرت آیت الله صافی گلپایگانی در پی می آید:

سئوال: چنانکه مسبوق و آگاهید، مدّتى است در سخنرانیها و مطبوعات، تهاجم فرهنگى، غرب گرایى و خطرات آن، و لزوم مبارزه با آن مطرح است. تقاضا داریم در این رابطه براى آشنایى همگان به وظایف و تکالیف اسلامى درباره مطالب زیر، توضیحاتى مرقوم فرمایید.

1. تعریفى از تهاجم فرهنگى و غرب‌گرایى با اشاره به بعضى از نمونه‌هاى ملموس و نظایر آن و همچنین اشاره به خطرات این تهاجم.

2. راه‌هاى مبارزه و برخورد با تهاجم فرهنگى.

پاسخ:

ج1. هر نهضت و حرکتى که هدف آن برانداختن آداب، تمدّن، رسوم تعلیم و تربیت، آداب، شعائر، سنن دینى و قومى یک جامعه و همچنین تضعیف اعتقاد و پایبندى افراد آن جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان به فرهنگ و آداب خودشان براى آماده سازى آنها به قبول عادات بیگانگان باشد، تهاجم فرهنگى به آن جامعه است.

بنابراین، تهاجم فرهنگى به جوامع اسلامى، نهضت‌ها و برنامه‌هاى ویرانگرى است که با سیاست هاى فرهنگى استعمارى و با ترویج اخلاق بیگانه و در حال حاضر غربى براى محو شخصیّت اسلامى و مسلمانان و ذوب آنها در فرهنگ، عادات و رسوم بیگانگان و برداشتن مرزهاى اخلاقى خصوصاً در روابط زن و مرد و تأسیس حکومت بر اساس حکومت‌هاى غربى، و نفى اصالت حکومت دین و حاکمیّت احکام، مخصوصاً از حدود دو قرن پیش در بلاد و ممالک اسلامى به صورت هاى گوناگون و شامل تقریباً کلّ مظاهر زندگى، کم و بیش شکل گرفت و مى توان گفت: جز چند نقطه از سرزمین هاى اسلامی همه جا را فرا گرفت و بسیارى از عادات، آداب و حتّى لباس و پوشش مسلمانان و طرز و روش ملاقات ها، برخوردها و دیدارها، پذیرایى ها و مراسم عزا و عروسى ها را شامل گردید.

البتّه این اوّلین بار نبوده که بیگانگان به وسیله تهاجم فرهنگى، در صدد تسلّط بر بلاد اسلامی و استضعاف مسلمین بر آمده باشند. به طور مثال، تاریخ به ما نشان مى دهد که در سقوط کشور متمدّن، آباد و مسلمان اندلس (اسپانیا)، علّت اصلى، تهاجم فرهنگى بیگانه بود. امّا این موج فراگیر تهاجم فرهنگى و اسلام زدایى که در دو قرن اخیر به وسیله استعمارگران و ایادى روشنفکرنما و تجدّد و تساهل خواه و مزدور آنها پیگیر شد، تقریباً همه بلاد اسلامی را هدف قرار داد و اگر چه اساس آن در همه جا از سوى دول بیگانه برانگیخته مى شد، امّا تا آنجا پیش رفتند که علناً به زور و زندان و شکنجه و بى‌رحم‌ترین حکومت‌هاى پلیسى مثل ایران (زمان پهلوی) و ترکیه (لاییک‌ها) براى محو اسلام و کلّ مظاهر تمدّن و شخصیّت اسلامى مردم متوسّل شدند.

عامل مهمّ پیشرفت این تهاجم در داخل، افرادى بودند که با نشریه ها، روزنامه ها و شعر و هنر به اسم آزادى و روشنفکرى این حرکت را ترویج کردند و مثل پهلوى را به آن هجوم وحشیانه و ددمنشانه بر علیه اسلام و مظاهر دین تشویق نمودند. هدف اصلى در این هجوم خیانت بار، براندازى التزامات مسلمانان به احکام و شعائر و سنن اسلام بود. احکام،شعائرى که همواره مانع از رسوخ، نفوذ و سلطه سیاسى و اقتصادى بیگانگان بوده و هست.

دوم: خلع سلاح روحانیّت، تضعیف نفوذ علما و مسموع بودن قول و حکم آنها در جامعه بود، زیرا قدرت علم و نفوذ کلام آنها مخصوصاً در مصونیّت و سلامت عقاید و افکار در تمام طول چهارده قرن اسلامى، عامل اصلى و اساسى بود. به واسطه مراقبت، مواظبت و نظارت علما، همواره شخصیّت جوامع اسلامى از جوامع دیگر مشخّص و ممتاز بود. چه در مجامع شیعى اسلامى و چه در مجامع سنى اسلامى، استعمار همین هدف را داشت و ایادى آنها نیز همین هدف را به اسم آزادى و تجدّد و حتّى دلسوزى براى مسلمانان و عقب ماندن آنها از جوامع صلیبى دنبال مى کردند. ایران را به سرنوشت دوره پنجاه ساله رژیم منحوس پهلوى و ترکیه را به رژیم لاییک «مصطفى کمال» و کلّ کشورهاى اسلامى سنّى را به عدم تمرکز و تجزیه به حکومت‌هاى وابسته به خود گرفتار ساختند. شرح این مطالب و دسایس محتاج به تألیف یک کتاب بزرگ، یا بیش از یک کتاب است.

در ایران اسلامى، الحمدلله تعالى، با انقلاب اسلامى، همه آن سیاست هاى شوم و تلاش‌هاى بیگانگان نقش برآب شد و با رسمیّت یافتن مظاهر و شعائر اسلامى و بازگشت زنان مسلمان به اصالت خویشتن خویش و چادر و حجاب و تعلیم و تربیت سالم و شکستن پیکره‌ها و مجسمه ها و حاکمیّت قوانین اسلامى و کنار گذاردن کراوات و زُنّار، و امور بسیار فرعى و اصلى دیگر، این امیدوارى حاصل شد که هجوم فرهنگى دشمن، مثل هجوم جنگى و فیزیکى سرکوب شده، و راه رخنه در بنیاد استقلال این مردم به پاخاسته و اسلامخواه بسته شده باشد.

ولى چنان که مى دانیم این موضوع، یعنى تهاجم فرهنگى موضوعى است که شکل عملکرد آن براى اغلب نامرئى و مثل جاسوس هاى سرّى، و بلکه سرّى تر از آن است. گاه با زبان خیلى دوست‌دارانه، غم‌خوارانه و با الفاظ و عبارات و کلمات دلنشین و دلفریب وارد مى شوند و زن و مرد را در دام الفاظى ظاهر فریب گرفتار مى نمایند؛ الفاظ و اصطلاحاتى مثل: ترقّى خواهى، نوآورى، تجدّد، جامعه مدنى و ملّى، رفع تبعیض و تساوى حقوق و اتّحاد بین الملل و ...

با این کار، مقدّمات سلطه فرهنگى و اقتصادى و در نتیجه سلطه سیاسى خود را فراهم مى سازند و حاکم بودن دین و وحدت دین و سیاست را که از اصول مسلّم قرآنى و اسلام است، هدف قرار مى دهد. آنها این باور و این موقعیّت را که سخن آخر را باید از دین گرفت و به دین شناسان یعنى فقها باید رجوع کرد، مخدوش جلوه مى دهند تا بى مانع، افکار مخرّب و انحرافى را به خورد مردم دهند. وقتى مردم پزشک بهداشت و حفظ الصّحة نداشته باشند، یا اگر داشته باشند و حرفش را مسموع ندانند و هر کس در بهداشت و حفظ الصّحة بتواند اظهار نظر کند، طبعاً هر غذایى را به آنها مى خورانند و هر کالایى را در میان آنها رواج مى دهند.

به هر حال، دشمن از این هجوم فرهنگى، هدف هاى بزرگ دارد و همچنان آن را مؤثّرترین حمله به اسلام و استقلال مسلمانان مى داند.

مسلمانان آگاه که در همه جا خواهان بازگشت به اسلام، استقلال، مجد و عظمت دیرین هستند، با همین تهاجم فرهنگى در مبارزه اند. در ترکیه، الجزایر، در آسیاى مرکزى، چچن، چین و سایر کشورها تهاجم فرهنگى بیگانگان فعّال بوده و مسلمانان بپا خاسته و با آن در ستیز و درگیرند.

در کشور عزیز اسلامى ما همگام با سقوط رژیم مزدور پهلوى، تمام یا بیشتر آثار تهاجم فرهنگى و رسوم کفر و استعمار نیز محو و رسوم نامشروعى که در مدّت پنجاه سال برقرار شده بود و ادارات، مؤسّسات، تجارت، بازرگانى و تعلیم و تربیت و دانشگاه، زندگى شخصى و عائلى، اجتماعى و سیاسى مردم را فرا گرفته بود، متروک گردید. حتّى میادین از پیکره و تندیس ها پاک شد و مظاهر اسلامى متجلّى شد و عصر جدید حکومت و عظمت اسلامى چهره نمایى کرد. بانوان مسلمان، عزّت، کرامت و شخصیّت خود را باز یافتند و از آن ابتذال‌هاى غربگرایى و اختلاط هاى فسادانگیز نجات یافتند. از سوى دیگر، بیگانگان هم از اینکه بتوانند با حمله هاى فیزیکى و جنگ و خونریزى، این فریاد الله اکبر و اسلام خواهى را که از ایران بلند شده و مى‌رود تا عالم‌گیر شود خاموش نمایند، ناامید شدند، ولى در عین حال از تهاجم فرهنگى هرگز مأیوس نشده اند.

دشمنان اسلام

و ایران، باز هم درصدد رخنه در اساس محکم این ملک و امّت بوده و از منافع سرشارى که از این کشور مى بردند و از آن محروم شده اند چشم نمى پوشند. آنان در زیر پوشش الفاظى مثل حقوق بشر و آزادى قلم و اهل به اصطلاح هنر و آزادى بانوان و فراجنسى و کلمات فریبنده دیگر وارد مى شوند.

از طرف دیگر چون برخى ناآگاهان و بى خبران از دسایس بیگانگان و افراد ساده لوح تحت تأثیر تبلیغات اشتباه انگیز مى‌افتند، و نیز هستند افراد غربگرایى که براى خود پذیرش این تهاجم فرهنگى و ترک سنن اسلامى را یک نوع روشنفکرى مى دانند و مى خواهند به اصطلاح آن چه را در اسلام، قدح و مذموم و در غرب، مدح و ممدوح است در بین مسلمانان نیز مدح و وسیله افتخار قرار دهند، طرّاحان سیاست‌هاى استعمارى این تهاجم فرهنگى را کنار نمى گذارند.

خلاصه، این تهاجم فرهنگى، نویسندگان غیر متعهّد یا غربگرا را به تبلیغ غرب‌گرایى و ترک سنن اسلامى و اسلام زدایى وادار نموده آنها اهل طرب، ضرب، ساز و آواز و فنون ممنوعه را ترویج نموده، تا آنجا پیش مى روند که این کارها اسلامى شمرده مى شود.

تهاجم فرهنگى حربه اى است که مى تواند ارزش ها را ضدّ ارزش نماید و آنچه را از دید اسلام ناب قدح است، مدح معرّفى کند. چنان که مى بینیم این محافل و مجامع استعمارى و رادیوهاى آمریکا و اروپا هستند که براى این به اصطلاح مظلومیّت هنر و روشنفکر و قلم، همواره دلسوزى دارند و مى خواهند جامعه ما را از فرهنگ اصیل خود تهى کرده و به فرهنگ التقاطى و استعمارى خود وابسته و دلبسته سازند.

مسلمانان آگاه تحت تأثیر این تهاجم قرار نمى گیرند و شخصیّت، آداب و سنن اسلامى خود را حفظ مى‌نمایند. تا هم اکنون در قلب اروپا، آمریکا و کانادا، هزارها مسلمان دانشمند آگاه ودانشگاه داریم که در آن محیط ها، هویّت اسلامى خود را در کمال استقلال حفظ کرده، کمترین اثرى از آنها نگرفته اند؛ نه در مجالس رقص و موسیقى و به اصطلاح هنر آنها شرکت مى کنند،  نه بانوانشان مثل بانوان آنها با مردهاى اجنبى اختلاط و معاشرت دارند و به استقلال اسلامى خود افتخار مى نمایند. مردشان مرد مسلمان، و زنشان بانوى مسلمان است.

در مورد اینکه اشاره اى به خطرات تهاجم فرهنگى خواسته اید، از همین مختصر که درباره تهاجم فرهنگى بیان شد خطرات آن هم فى الجمله معلوم مى شود. تهاجم فرهنگى یعنى روبرویى و معارضه کفر با اسلام  عزّت و استقلال ملّت ها.

امّا راجع به نمونه‌هاى ملموس پذیرش این تهاجم فرهنگى و غرب گرایى: بیشتر یا بسیارى از آن خود به خود آشکار و ملموس است و مسلمانان متعهّد و حسّاس به روشنى آن را درک مى کنند. البتّه این نمونه ها همه در یک حد نیستند و حتّى از جنبه حکم شرعى فى حد نفسه برخى مکروه و برخى حرام است؛ امّا از نظر عدول از فرهنگ اسلامى و پذیرش این تهاجم فرهنگى بیگانه نشانه ضعف روحیّه شخص و وابسته شدن و فاصله گرفتن از فرهنگ و اسلام و تشبّه به بیگانه است، که اگر به قصد تشبّه و گرایش به عادات بیگانگان و کفّار باشد، در همه درجاتش حرام است.

به طور اجمال، این نمونه ها گاه و بیگاه یا به طور مداوم، در ملاقات ها در مؤسّسات، ادارات و سمینارها، در خانه، بازار، مدارس و مراکز تعلیم و تربیت و در صدا و سیما دیده مى شود. از عناصر مهمّ آن عبارتند از: اختلاط زن و مرد و حضور هر دو در مراکز و مشاغل و ارزش شمردن موسیقى و نواختن آلات موسیقى به عنوان هنر و همچنین ترویج و نشر علنى و رسمى آنها و تجلیل از نوازندگان این آلات محرّمه و به اصطلاح، استادان ضرب و تار و رقص و... و تجلیل از مراسم مرگ و ولادت آنها، و تأسیس مدارس تعلیم موسیقى و برگزارى مسابقات و بازی‌هایی مانند: بکس و شطرنج، و به خصوص بخش مسابقات ورزشى بانوان مانند: کوه نوردى، تنیس و تشویق آنها به ترک چادر و انتخاب پوشش‌هاى اندام نما، و تقلید از مدهاى مبتذل لباس، آوردن دختران در مراسم استقبال و تقدیم گل و یا حمل پرچم و کف زدن و سوت زدن و هورا کشیدن به جاى صلوات و تکبیر، برگزارى مجالس معارفه و توزیع یا تقسیم جوایز یا عرضه صنایع و مجالس دیگر همراه با موسیقى و ارکستر و خلاصه اختلاط‌هاى غیر سنّتى و غیر اسلامى و برقرارى قوانین غیر اسلامى در مسایل مربوط به عائله و روابط زن و مرد، حقوق مدنى و سیاسى افراد، و نصب پیکره اشخاص به عنوان تجلیل از زحمات آنها.

ج2. راه هاى مبارزه با تهاجم فرهنگى عبارت است از:

1. شناختن ارزش ها و ضدّ ارزش ها از دیدگاه اسلام، نظر فقه و فقها و همچنین تمسّک محکم و ثابت به انجام ارزش ها، ترک ضدّ ارزش ها و به عبارت دیگر معیار قرار دادن تعالیم مأخوذه از فقه جواهرى در زندگى فردى و اجتماعى و سیاسى و تنظیم کلّ روابط بر اساس راهنمایی هاى فقهى.

2. تبلیغ و ترویج و تشویق همگان بر محافظت بر این ارزش ها به وسیله سخنرانی‌ها، مطبوعات، جراید و همه رسانه هاى گروهى.

3. نشان دادن عکس العمل هاى منفى مناسب نسبت به برنامه ها و افرادى که این ارزش ها را هتک کرده و به قداست هاى اسلامى آنها بى اعتنایى مى نمایند و یا ضدّ ارزش ها را به کار مى گیرند و نیز نشان دادن عکس العمل هاى مثبت و تحسین برانگیز نسبت به بانوان و مردانى که ارزش ها و آداب اسلامى را احترام مى‌نمایند و به آنها متعهّدند.

4. تأکید بر اسلامى بودن نظام آموزش و پرورش و تربیت جوانان بر اساس هدایت هاى عالى اسلام و گزینش اساتید و دبیران و آموزگاران شایسته و متعهّد و مؤمن به فرهنگ اسلام.

5. سالم ساختن محیط گردشگاه ها، پارک ها و فرهنگسراها از ظواهر مخرّب اخلاق، مثل: ارکستر و موسیقى و اختلاط زن و مرد و بدآموزی هاى مختلف.

6. ترویج فرهنگ استقلال و اعتماد به نفس و تجلیل از شعائر اسلام و تحقیر وابستگى به کفّار و تقلید از آداب و عادات آنها.

7. تبیین و تبلیغ مفاسد مکتب هاى مضرّه و فرهنگ هاى مادّى و ضدّ ایمان به خدا و اصالت اخلاق و معنویّات و مضار مدنیّت منهاى دین، و پوچى و پوسیدگى آن و ارشاد همگان، خصوصاً دانشجویان، به فواید و مصالح اسلام گرایى و تعهّد دینى و کمالات حقیقى انسانى.

8. نشر و تبلیغ سیره انبیا، خصوصاً سیره رسول اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم و ائمّه طاهرین علیهم السّلام و دعوت به تأسّى به آن بزرگواران در مظاهر زندگى.

9. بیان و تفهیم این حقیقت ناب، خصوصاً به جوانان که مدنیّت صناعى (پیشرفت مادّى و صنعتى) غرب معلول بى ایمانى و بى اعتنایى آنها به مبانى اخلاقى نیست و توجّه به ترقّى صنعتى و کسب علوم مادّى با تمسّک به دین و اخلاق در کمال توافق و سازگارى بوده و بلکه مکمّل یکدیگرند و سعادت حقیقى براى جمیع افراد بشر در سایه کمال او در این دو ناحیه فراهم خواهد شد و استفاده درست و صحیح از علم و صنعت و همه نعمت هاى مادّى به طورى که موجب ظلم و تظلّم واستضعاف و استکبار نشود، فقط در پرتو ایمان به خدا و اخلاق حقیقى حاصل خواهد شد.

10. بالاخره با پشتیبانى همه، به خصوص صاحبان مقامات، علماى اعلام، ارباب سخن و اهل قلم و سایر اقشار مؤمنین، از فرهنگ امر به معروف و نهى از منکر، و نظارت بر اجراى احکام الله و سدّ ابواب ورود فرهنگ بیگانه، به طورى که هر مسلمان آگاه و متعهّد، همه جریان ها و سازمان ها و مطبوعات و نوشته ها و کتاب ها و رسانه هاى گروهى و سیره و روش و تمام مقامات و رفت و آمدها و کیفیّت برخوردها را در رابطه با این تهاجم فرهنگى زیر نظر داشته باشد.

امید است کشور و جامعه ما و همه جوامع مسلمانان از گزند این توطئه شوم بیگانگان مصون مانده و در پرتو احکام و هدایت هاى نورانى اسلام طىّ قرون و اعصار بى شمار، تمدّن واقعى و اصالت هاى ویژه انسانى را پاسدار و پرچمدار و نگاهبان باشند بحق محمّد و آله الطّاهرین صلوات الله علیهم أجمعین ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

منبع: معارف دین 1، تألیف حضرت آیت الله صافی