آی مردمِ تا قیامت، ببینید کسی که ادعای مسلمانی دارد ولی ولایت ندارد، هر کاری می­کند؛ حتی به حنجر طفل شیرخواره تیر می­زند،
23 بازدید
تاریخ ارائه : 11/16/2013 4:12:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

كوفيان اخلاق‌مدار قرن 21محمدرضا شهبازي در صفحات 136 الی 151 «کتاب آه» كه ترجمه­ای است از «نفس المهموم» شیخ عباس قمی، در باب شهادت حضرت مسلم سلام الله عليه آمده است (عبارات داخل پرانتز از بنده است):

(بعد از اینکه حضرت مسلم(ع) مبارزه جانانه­ای فرمودند و پس از اینکه مورد هجوم و حمله بسیاری از نامردان قرار گرفتند)

محمد اشعث بانگ زد: «ای مسلم! تو را امان است.»

(حضرت مسلم نپذیرفته به مبارزه ادامه می­دهد تا آنکه:)

بکیر، دهان مسلم را بشمشیر زد و لب بالای او را ببرید و به لب زیرین رسید... کسی از پشت، نیزه­ای بر مسلم فرو برد.

...محمد اشعث نزدیک او شد و گفت«تو را امان است.»

مسلم گفت«آیا من ایمنم». همه مردم گفتند آری، مگر عبیدالله ابن عباسِ سلمی.

ابن عقیل گفت «سو گند به خدا که اگر امان شما نبود، دست در دست شما نمی­نهادم.»

(حضرت مسلم به محمد بن اشعث می­گوید می توانی کار نیکی انجام دهی و به حسین پیغام ببری و ماجرای مرا به او برسانی؟ ابن اشعث می­گوید:)

«سوگند به خدا که این کار کنم.»

(حضرت مسلم را بر استری نشانده و بهقصر ابن زیاد می­برند، حضرت مسلم همان اول می­فرمایند که میدانم به عهد خود وفا نکرده و مرا می‌کشید! حضرت به ابن زیاد می­فرمایند:)

«بگذار تا وصیت کنم به یکی از خویشان خود.»

گفت «وصیت کن.»

پس مسلم رو به عمر سعد آورده، گفت «میان من و تو خویشی است و حاجتی به تو دارم که در پنهانی بگویم.»

عمر سعد نپذیرفت. ابن زیاد گفت «از حاجت پسر عمّت امتناع مکن.»

ابن سعد برخاست و با مسلم به جای نشست که عبیدالله آنها را می­دید.

مسلم گفت «در کوفه قرضی دارم: هفتصد درهم-که آن را در نفقه خود صرف کردم. آن دِین را ادا کن از مالی که در مدینه دارم. و جُثّه­ی مرا از ابن زیاد بخواه تا به تو بخشند و آن را به خاک سپاری. و کسی سوی حسین فرست تا او را بازگرداند.»

...و بعضی گویند عمر با ابن زیاد گفت «می­دانی با من چه گفت؟»

عبیدالله گفت «سرِّ ابن عمِّ خویش را مستور دار.»

عمر گفت«کار بزرگتر از این است.»

گفت «چیست؟»

...محمد اشعث ایاس ابن عتل طائی را از بنی­مالک... و او را گفت «به ملاقات حسین بیرون رو و این نامه به او برسان.» و آنچه مسلم ابن عقیل گفته بود، در آن نامه بنوشت...

***

وفای به عهد، انجام وصیت، احترام به خویشاوندی، راز داری و... برخی از خصوصیاتی است که در این چند خط، در رفتار دشمنان حضرت مسلم دیده می­شود. که البته از این دست شرحیات جالب و تعجب برانگیز در جای جای کتاب و در احوالات بسیاری از یزیدیان مي‌توان ديد، تا جایی که واقعاَ در می­مانی که آیا اینها همان­هایی هستند که در عاشورا آن کردند فوقعَ ما وقع؟

اتفاقاً شگفتي نهفته در قيام عاشورا آن است كه همين مردم مقيد به وفاي عهد و بجا آوردن وصيت و رازداري و... در ظهر عاشورا آن اعمال را انجام دادند نه يك عده كافر زنگي كه هيچ تقيدي به اخلاقيات نداشتند.

حضرت سیدالشهدا عليه السلام در ماجرای کربلا پرده از روی این نفاق کنار زدند و ملاکی به دست ما دادند. ملاکی که البته به قیمت دریده شدن حنجر شش ماهه­شان و سیلی خوردن دختران و آوارگی اهل بیتشان به دست ما رسید. ملاكي كه اتفاقاً اين روزها هم خيلي بكار مي‌آيد؛ در روزگاري كه غير مسلمانش پرچم حقوق بشر بدست گرفته است و مسلمان سكولارش تابلوي «انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» را بلند كرده است.

ادعاي اخلاق و انسانيت و آزادي بيان خيلي از مردمان قرن 21 ميلادي، تنه به تنه رازداري و وفاي به عهد كوفيان سال 61 هجري مي‌زند. صاحبان اين ادعاها اگر پايش برسند حاضرند جنايت‌هاي بيشماري انجام دهند همانطور كه اسلافشان در زمين كربلا انجام دادند.

حضرت حسين بن عليدر روز عاشورا خواستند نشان دهند که آی مردمِ تا قیامت، ببینید کسی که ادعای مسلمانی دارد ولی ولایت ندارد، هر کاری می­کند؛ حتی به حنجر طفل شیرخواره تیر می­زند، گوشواره از گوش دختر بچه می­کشد، به بانوان تازیانه می­زند و البته قبل از همه اینها نماز صبح و ظهرش را هم به کمر می­زند و وضویش را تجدید می­کند و در آخر هیچ تناقضی نمی­بیند در این جنایات و مسلمانی خویش.

اما مكارم اخلاق كامل نمي‌شود مگر در سايه ولايت. ولايت است كه به تمامي حافظ حقوق بشر است وگرنه اينها شعاري است لقلقه زبان جانيان. ملاكي كه سيد الشهدا به بهايي گزاف در اختيار ما قرار داددند اين روزها خيلي بكار مي‌آيد. هم براي شناختن كوفيان داخلي كه پشت به ولي كرده و به خيال خويش رو به اخلاق و آزادي سجده مي‌كنند؛ و هم براي پي بردن به ذات خارجي‌هايي كه اين روزها دلشان براي زندگي ما مي‌سوزد.

پاورقي:

1)كتاب آه، نوشته ياسين حجازي، انتشارات حكمت

کد خبر:173598 -