بحران های روانی منشا پیدایش عرفان های بدلی
21 بازدید
تاریخ ارائه : 10/6/2013 9:17:00 AM
موضوع: روانشناسی
دسته: مقالات پژوهشگران موسسه

دنیای امروز شاهد بالا رفتن آمار افرادي است که دچار استرس، اختلال رواني و روان پريشي اند. هر چند از نگاه روان شناسي عارض شدن «بحران» در بعد روح و روان مشخصه هايي دارد و فقط به بعضی از این عوارض بحران اطلاق شده است. اما بايد اذعان کرد که تنش هاي به ظاهر سطحي از آنجا که به عدم تعادل روحي دامن مي زند فرساينده و آزار دهنده اند و اگر در اين مراحل پایین به آن ها  بحران  اطلاق نشود شکي نيست که مي توانند زمينه و بستر شکنندگي روان (بحران رواني) را فراهم کنند. همين رنجش هاي دروني و ناملایمات روانی است که يکي از علل پيدايش معنويت هاي جديد واقع مي شود.

اين عامل نه بستر و زمينه که «علت» پيدايش بسیاری از جنبش های معنوي جديد است. جالب توجه اين که امروزه شمار قابل توجهي از افرادي که حامل يک پيام معنوي و صاحب مسلکي عرفاني اند افرادي اند که دوره اي از بحران را پشت سر گذاشته اند و به مدد دسته اي از عوامل توانسته اند برون رفت از بحران را تجربه کنند. تجربه موفق ايشان در فرار از بحران يا احيانا فرو نشاندن و مهار بحران خود باعث شده که «عوامل برون رفت» را به عنوان معنويت و گاهي با نام عرفان مطرح و تبليغ کنند.

بعضي از محققين برجسته جنبش هاي معنوي جديد از جمله استارک و بين بريح، سردمداران مکاتب معنوي جديد را افرادي داراي استعدادي ويژه و نبوغ خاص مي دانند که توانسته اند تجربه شخصي خويش و داستان نجات خود را تحت ضابطه درآورند و به صورت يک مکتب آن را عرضه کنند.

« اين افراد دوره اي از بيماري را پشت سر مي گذارند که طي آن بسيار خلاق و نو آورند و مي توانند جبران کننده ها و افکار مذهبي کاملا نويني را ايجاد کنند؛ آنها پس از بهبود و پيدا کردن وضعيت بهنجار قادر خواهند بود که افکاري را که در دوره بيماريشان به دست آوردند به گوش ديگران رسانند و آن را به صورت يک سازمان نو پديد تجسم بخشند» (ملکم هميلتون – جامعه شناسي دين، ترجمه محسن ثلاثي، ص 354).

بررسی های میدانی در غرب حاکی ار آن است فشارهاي شکننده زندگي ماشيني از يک طرف و عدم دسترسي به معنويت ناب و عرفان حقيقي و در نتيجه بيماري هاي رواني، انزوا و بي اعتمادي حاصل از اين خلأ معنوي، در شکل گيري عرفان هاي نوپديد سهم جدي داشته است.

ملکم هميلتون متخصص جامعه شناس دين و يکي از پرکارترين پژوهشگران عرصه اديان جديد اين واقعیت را در مورد غرب به خصوص کشور ايالات متحده صادق مي داند.

«اما به هر روي، همين ضد فرهنگ ها باعث به هم ريختگي و تلخي روابط شخصي، اعتياد به مواد مخدر، بيماري هاي رواني و سرانجام، انزوا، بي اعتمادي و تنهايي شده بود. از اين مرحله به بعد فرقه هاي جديد از اين اوضاع بيمار گونه بيشترين بهره برداري را کردند. اين فرقه هاي نوپديد ارزش هاي ضد فرهنگي را وارونه کردند و آن را به زبان تازه اي برگرداندند». (همان ص 368).

وي در جاي ديگر با صراحت بيشتري از «بحران ارزش ها» در جوامع صنعتي به عنوان اصلي ترين علل پيدايش معنويت هاي جديد نام مي برد.

«در سال هاي اخير، تبیین هاي مختلفي در مورد پيدايش اين جنبش هاي نوپديد مذهبي ارائه شده اند. برجتسه ترين تبيين ها به کساني تعلق دارند که پيدايش اين جنبش ها را به بحران ارزش ها يا هنجارها در جوامع صنعتي نوين غرب به ويژه ايالات متحده نسبت مي دهند چرا که اين جنبش هاي نوپديد در آنجا از هر جاي ديگري رواج و رونق بيشتري دارند»، (همان، ص 360).

وي در مورد جامعه ايالات متحده به طور خاص متذکر مي شود: «بسياري از بررسي هايي که درباره اين جنبش ها به ويژه در ايالات متحده انجام گرفته اند، گرايش ضد فرهنگي نيرومندي را در اين جنبش ها تشخيص داده اند، زيرا بيشتر اعضاي اين گروه ها پيش از پيوستن به اين جنبش ها، هيپي ها، ترک تحصيل کرده ها و ضد فرهنگ هاي معتاد بودند» (همان، ص 368).

در ميان مهمترين نويسنده هاي معنويت گراي دهه اخير، افرادي که خود روزي دچار بحران بوده اند و شکست ها و ناکامي هايي را پشت سر گذاشته اند يافت مي شوند. خانم دبي فورد که امروز در کشور ما چندين اثر از وي به فارسي ترجمه شده است از اعتياد خود ياد مي کند (دبي  فورد، نيمه تاريک وجود ، ص 19،28،46،58،64) جاي ديگر از شکست در ازدواج و طلاقش ياد مي کند (دبی فورد، جدايي معنوي ، ترجمه سوسن اورعي، ص 21 ) همينطور از جدايي والدينش و به هم ریختن کانون خانواده پدری صحبت يه ميان مي آورد. (همان ص 22).

پائولوکوئيلو از اعتيادش به مواد مخدر در جواني و سابقه چند بار بستري شدن در تيمارستان و تحمل شوک برقي و ازدواج هاي ناموفق پرده بر مي دارد و نجات خود از اعتياد را در سايه مشاوره و مدتيش و تمرين مي داند (کتاب زندگي من، خوان آرياس، خجسته کيهان، ص 105 / همین طور مصاحبه در ايران و سخنراني ها و مصاحبه با مجلات خارجي).

دکتر وين داير که کتاب عرفانش در چند سال اخیر پرفروش ترین کتاب سال آمریکا بوده و آموزه هاي اخلاقي و عرفاني متعددي را در کتبش مطرح مي کند براي خود سابقه اعتياد مي شمارد و از پدری معتاد و الکلی که سرانجام جانش را بر سر افراط در نوشیدن مشروبات الکلی از کف داد و در نتیجه محروميت کامل خود و مادرش از محبت پدر داير و در نتيجه جدايي مادرش سخن مي گويد.( نداى درونى، ص 39. و ص 184. و خود حقيقى، ص 75و  عرفان، ص 204. )

نيل دونالد والش در کتاب گفتگو با خدا از اعمال نادرست و رفتارهاي زشت و تصميم هاي غيرقابل بخشش خود سخن مي گويد و زندگي گذشته خود را پر از ناشادي و شک هاي متعدد معرفي مي کند، (گفتگو با خدا ترجمه تمدن ، ص 23)