به جای آنکه تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خدای خویش می فروشد. بی حجابی چگونه وارد ایران شد
9 بازدید
تاریخ ارائه : 9/18/2013 9:51:00 AM
موضوع: جامعه شناسی

بي حجابي چگونه وارد ايران شد

يكي از ثمرات هجوم غرب به ايران تغيير لباس و رواج بی حجابی و بدحجابی در ميان قشرهايي از جامعه بود، که از آن در رژيم پهلوی تحت عنوان"كشف حجاب" ياد مي شد و در حقيقت چيزي جز مبارزه با پوشش اسلامي و ترويج لباس غربي نبود.به گزارش جهان به نقل از مهر، پرهيز از بدن نمايي و ميل به حفظ حريم تن و داشتن احساس شرم و عفت، صفت مشترك همه جوامعی بوده كه به نحوي داراي معنويت بوده و انسان را فقط جسم و تن نمي دانسته اند. برهنگي همراه با تشدید غريزه جنسي از مختصات تمدن جديد غرب است. اين تمدن در بدو ظهور خود تاكنون، مثل يك ابر تيره سعي داشته تا آسمان سراسر جهان را بپوشاند و همه زمين را از آفتاب حقيقت محروم سازد. البته سرزمین ما هم از سايه اين ابر سیاه در امان نمانده است.

يكي از ثمرات هجوم غرب به ايران همين تغيير لباس و رواج بی حجابی و بدحجابی در ميان قشرهايي از جامعه بوده و از آن در رژيم پهلوی تحت عنوان"كشف حجاب" ياد مي شد و در حقيقت چيزي جز مبارزه با پوشش اسلامي و ترويج لباس غربي نبود. اجراي اين برنامه محتاج دو شرط بود، نخست يك زمينه فرهنگي و اجتماعي براي پذيرش لباس غربي، و دوم يك عامل اجرا كه زور داشته باشد و به اسلام اعتقاد نداشته باشد. عامل دوم رضاخان مامور و سرسپرده انگليس بود كه وظيفه داشت به زور لباس مردان را متحد الشكل كند و بر سر همه آنها كلاه پهلوي بگذارد و چادر را نيز از سر زنان بردارد.

در شرط اول، يعني زمينه فرهنگي و اجتماعي پذيرش لباس غربي را غربزده ها تامين كردند. آنان به غرب خوش بيني مطلق داشتند. بيگانه با خويش و چشم بسته، دلبسته بيگانه بودند. در واقع اين قشر معدود همان کسانی بودند كه قبل از فرو رفتن در لباس غربي و قبل از به دست گرفتن پرچم فرهنگ غرب، آن فرهنگ را پذيرفته بودند و تغيير لباس، آخرين و بيروني ترين پوسته اي بود كه در وجود آنها تغيير مي كرد.

اين امر به ظاهر كم اهميت تنها در جامعه ما اتفاق نيفتاد، در شرق بسياري از مردم به دنبال تسليم در برابر فرهنگ غرب، جامه غربي به تن كردند. در لباس مردان كه خود البته غربي است. كراوات ظاهر قطعه كوچك كم اهميتي است، اما قبول آن در شرق در حقيقت نشانه يك تحول عظيم فرهنگي است. اگر پذيرش لباس غربي نتيجه سلطه فرهنگي غرب و خودباختگي شرق نيست، چرا تا كنون ديده نشده كه حتي يك نمونه از خصوصيات لباس شرقي در غرب پذيرفته شود و رواج يابد.

در جامعه ما در سالهاي قبل و بعد از ۱۳۱۴، آنها كه تغيير لباس را پذيرفتند همان كساني بودند كه فرهنگ غربي را پذيرفته بودند و آنها كه نپذيرفتند نيز دقيقا آنهايي بودند كه آن فرهنگ را نپذيرفته بودند و گول آن به اصطلاح"ترقي"و "آزادي" و "تساوي حقوق" را نخورده بودند و همان ها بودند كه در برابر آن همه زور و قلدري مقاومت كردند.

مسئله به ظاهر خيلي ساده بود، رضاخان مي خواست زنان را از چادر بدر آورد، ولي اكثريت عظيم اين مردم در برابر اين مسئله تا سرحد جان مقاومت كردند و حتي حاضر شدند جان خود را فدا كنند و كفن بپوشند، اما لباس غربي نپوشند.

دفاع زنان ما از لباس و حجابشان در قضيه كشف حجاب رضاخاني، يك حماسه در تاريخ ماست. ماجراي دردناك مسجد گوهر شاد مشهد و جمع كثيري كه در مخالفت با بي حجابي رضاخاني در برابر اسلحه ايستادند و كشته شدند، سند افتخار مردمی است كه تا پاي جان مي كوشد از معنويت و فرهنگ الهي خود دفاع كند. رضاخان و عواملش با تمام قوا كوشيدند چادر را از سر زنان بردارند، پاسبانهاي آن زمان موظف بودند هر كجا زني را با چادر ديدند او را دنبال كنند و چادر و روسري از سر او بكشند و پاره كنند.

درنتيجه مي توان گفت كه زنان جوامع معنوي و مسلمان لباس را پوست دوم انسان نمي دانند، بلكه خانه اول خود مي دانند و زن مسلمان كمال خود را در آن نمي بيندكه تن خويش را همچون كالايي تزيين كند و به راه اندازد و بفروشد، بلكه به جاي آنكه تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خداي خويش مي فروشد.