ماجرای مناظره «دکتر و شیخ» در گفتگو با نویسنده کتاب
14 بازدید
تاریخ ارائه : 9/16/2013 11:47:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

ماجرای مناظره «دکتر و شیخ» در گفتگو با نویسنده کتاب مفتی وهابی که بعد از ۷۰ سال گمراهی، مبلغ مکتب اهل بیت(ع) شد

پشت مقام ابراهیم با یک طلبه ازکشور موریتانی در حال بحث بودیم که یکی از شیخ های مراقب حرم که اخلاق تندی هم داشت به سراغ من آمد و با حالت دعوا گفت چه کار می کنی؟ به این چه می گویی؟ می گویی مهدی زنده است و هزار سال عمر کرده؟... و من پاسخ دادم ، ما اصلا این بحث ها را نمی کردیم. من مهندسم و ایشان شیخ است و داریم سوالات دینی از او می پرسیم، گفتم: این شیخ که نتوانست جواب ما را بدهد، شما اگر می توانید جواب بدهید.

به گزارش جهان، دکتر محمد حسن شجاعی فرد، نویسنده کتاب «مناظره دکتر و شیخ» و استاد دانشگاه علم و صنعت ایران، در مصاحبه با فرهنگ نیوز، به تشریح روند شکل گیری این کتاب و نکات دیگری درباره مسائل روز اجتماع از جمله وجود نشاط در دانشگاه ها، وقایع سیاسی روز کشور و تولید اولین خودروی کاملا ایرانی پرداخته است.

* کتاب مناظره دکتر و شیخ به اثبات حقانیت مکتب اهل بیت(ع) از میان اسناد موجود در کتب اهل تسنن پرداخته است و گزارشی است از مناظرات صورت گرفته توسط دکتر شجاعی فرد با علما و شیوخ اهل تسنن که می تواند به عنوان یک دوره آموزشی برای فن مناظره نیز استفاده گردد.

دکتر محمدحسن شجاعی فرد در سال ۱۳۲۸ در جهرم متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در جهرم و متوسطه را در آبادان گذراند. وی مدتی کارمند شرکت نفت بود. پس از آن به دانشگاه علم و صنعت رفت و بعد از گرفتن لیسانس به استخدام همان دانشگاه درآمد. فوق لیسانس و دکترا را از دانشگاه بیرمنگ هام انگلستان اخذ نمود. دکتر شجاعی فرد هم اکنون استاد تمام دانشکده مکانیک و رییس دانشکده و پژوهشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران است. وی در زمینه مهندسی مکانیک و مهندسی خودرو، دارای چندین کتاب و بیش از دویست مقاله علمی در نشریات و کنفرانس­های بین المللی و ملی است، به گونه­ ای که در سال ۱۳۸۶ به عنوان استاد نمونه کشوری از طرف وزارت علوم معرفی شد.

همچنین دکتر شجاعی فرد اخیراً بالاترین سطح عضویت در انجمن مهندسان مکانیک انگلستان را کسب نموده است که این عضویت برای اساتید ایرانی نخستین بار در سه دهه اخیر صورت گرفته است.

ایشان به دلیل علاقه زیاد به امور دینی و معرفی مکتب اهل بیت (ع) از جوانی زبان عربی را آموخته و فعالیت­ها و تحقیقات قابل توجهی در امور مذهبی دارد.

کتاب «مناظره دکتر و شیخ» نوشته محمدحسن شجاعی فرد ۱۱ نوبت توسط انتشارات امیرکبیر و ۲ نوبت توسط انتشارات مشعر تجدید چاپ شده است.

شجاعی فرد در مقدمه این کتاب با عنوان اینکه با چه قصدی این کتاب منتشر شده است، افزوده است:

«گزارش اين مناظره به هيچ وجه عنوان قصد شيعه نمودن برادران و خواهران اهل تسنن را ندارد و صرفاً به عنوان يک آيينه در برابر اين عزيزان قرار گرفته است تا نشان دهد، اسلام حقيقي با اعتقادات اين عزيزان چقدر فاصله دارد و چقدر مکتب اهل بيت(ع) به اسلام حقيقي نزديک است.»

بخش نخست گفت و گوی فرهنگ نیوز با دکتر شجاعی فرد، با محوریت کتاب مناظره دکتر و شیخ و وحدت مسلمانان به مناسبت آغاز اعزام زائران بیت الله الحرام به سفر معنوی حج منتشر می گردد.

ایده شکل گیری مناظره و تالیف کتاب مناظره شیخ و دکتر چگونه به وجود آمد؟

بنده در سال ۱۳۶۰ به عنوان ناظر و زبان دان به مکه مشرف شدم. در آنجا متوجه شدم اصولی که برادران اهل تسنن بویژه عامه مردم به آن عمل می کنند مغایرت های زیادی با مطالبی که در کتاب های خود اهل تسنن نیز موجود است دارد.

مثلا دیده می شد در هنگام نماز جماعت، همه مامومین در هرجای مدینه که هستند به امام جماعت مسجد النبی(ص) اقتدا می کردند. مثلا فردی که در مغازه اش بود با فاصله چند کیلومتر جلوتر از مسجد و امام جماعت اقتدا می کرد و جلوتر از امام رو به قبله قامت می بست و یا مردم دیگری که نمی رسیدند داخل مسجد بروند، همان پشت دیوار مسجد و جلوی امام جماعت اقتدا می کردند.

من وقتی با این افراد صحبت می کردم می دیدم اطلاع ندارند و می گویند از هرکجا می شود اقتدا کرد. در آن زمان بین علما هم بحث هایی در این رابطه بود و بنده از آن وقت به این فکر بودم که با این افراد صحبت کنم.

سال ۱۳۶۱ مجددا بنده را به عنوان زبان دان به مکه بردند، در آن زمان آقای قرائتی مسئول بعثه بودند. در آن سال برای من بیشتر روشن شد که واقعا عزیزان اهل تسنن نسبت به اصول اسلام درک و اطلاعات درستی ندارند. مثلا در ورودی مسجدالنبی(ص) ودرحال برگزاری جماعت ، شرطه ها هنگام نماز مشغول ورق بازی بودند!

در این سال بنده به مباحثات بیشتری با افراد مختلف پرداختم و موضوع برایم بیشتر روشن شد. بنابراین کم کم به این فکر افتادم که مطالعاتم را در این زمینه بیشتر نمایم.

سال ۶۲ تا ۶۶ برای تحصیلات فوق لیسانس و دکترا در انگلستان بودم . در این مدت زبان عربی و انگلیسی خود را تقویت نمودم.

پس از بازگشت از انگلستان مجددا شروع به مطالعه در زمینه های اسلامی نمودم و به چند سفر عمره مشرف شدم که در این سفر ها چون به زبان انگلیسی و عربی مسلط شده بودم، خیلی راحت تر به بحث می پرداختم و به نقطه ضعف های برادران اهل تسنن و اشکالاتی که در اعمال و اعتقاداتشان بود پی بردم و از آن به بعد به مناظره رسمی با آنها می پرداختم و با سند و مدرک خودشان ، اشتباهات آنها را گوشزد می کردم.

پس از آن چند حج عمره و تمتع با کاروان اساتید مشرف شدم و در طی این سال ها مباحثات زیادی انجام شد و خودم هم به این مباحثات علاقمند شدم.

تا اینکه چند سال پیش حدود سال ۸۳-۸۴ در پشت مقام ابراهیم با یک طلبه ازکشور موریتانی در حال بحث بودیم که یکی از شیخ های مراقب حرم که اخلاق تندی هم داشت به سراغ من آمد و با حالت دعوا گفت چه کار می کنی؟ به این چه می گویی؟ می گویی مهدی زنده است و هزار سال عمر کرده؟... و من پاسخ دادم ، ما اصلا این بحث ها را نمی کردیم. من مهندسم و ایشان شیخ است و داریم سوالات دینی از او می پرسیم، گفتم: این شیخ که نتوانست جواب ما را بدهد، شما اگر می توانید جواب بدهید.

پرسید شما مهندس چی هستی؟ گفتم مهندس مکانیک، پرسید کجا درس خواندی؟ گفتم انگلستان، دکتری دارم؛ شروع کرد به انگلیسی صحبت کردن تا من را آزمایش کند.

گفتم حالا که ایشان نتوانست سوالات ما را جواب بدهد، شما جواب بده، این حضار هم انگلیسی متوجه می شوند.

شیخ قبول کرد و نشست اما نتوانست سوالات را جواب دهد و گفت این سوالاتی که می پرسید را من نمی توانم جواب بدهم و باید یک عالم بزرگ به آنها جواب دهد.اگر موافق باشید من بعد از نماز مغرب یکی از علما را می آورم تا با شما بحث کند. من به اطرافیانم به انگلیسی و عربی گفتم آقایان شما شاهد باشید اگر ایشان برنگشت یعنی برای این سوالات ما جوابی ندارد. به شیخ گفتم اگر شما جوابی ندارید، من برای این سوالات جواب دارم؛ شیخ گفت نه ما حتما می آییم. اما در نتیجه دیگر آن شیخ برنگشت و من به حضار گفتم دیدید برای سوالات ما جوابی نداشتند.

در جمع حضار چند نفر از طلبه های ایرانی که از طرف بعثه آمده بودند نیز حاضر بودند و این مناظرات را برای مسئول علمی بعثه نقل کرده بودند.

در پی این اتفاق آیت الله هادوی تهرانی که آن موقع مسئول علمی بعثه مقام معظم رهبری در حج بودند، از من خواستند با توجه به استقبال طلبه ها از نوع مناظرات، روش مناظره را برای استفاده آنان به نگارش دربیاورم. از حدود سال ۸۶ که بنده وارد بعثه شدم، کار روتین ما مرتبط به این امور بود و اصرار زیادی برای نگارش روش مناظرات توسط دوستان صورت گرفت.

با توجه به اینکه نگارش روش ورود به بحث و مناظره و... کار زیادی می برد، برای ملموس تر شدن این روش ها، این کار را به صورت عملی انجام دادم، به این صورت که مناظراتی که در طول چندین دفعه با افراد مختلف و در موضوعات متفاوت در سفرهای حج صورت گرفته بود را به رشته تحریر درآوردم که جمع آوری و نگارش این مطالب حدود ۲ سال به طول انجامید.

ویژگی خاصی که این مناظرات داشت این بود که هیچ سندی از شیعه در آن نیست و همه استناد ها به کتاب های معتبر خود اهل تسنن صورت گرفته است و از داخل کتاب های خودشان مکتب اهل بیت(ع) را اثبات کردیم.

* آخرین کتابی که آیت الله خوشوقت(ره) خواند

* یکی از طلبه ها در بعثه به بنده گفت من شاگرد آیت الله خوشوقت بودم. ایشان یک بار فرمودند یک مهندسی که متدین است کتابی نوشته به نام «مناظره دکتر و شیخ» که خوب است همه طلبه ها و اساتید آن را بخوانند.

ظاهرا" آخرین کتابی که ایشان خواندند این کتاب بود و هنوز روی میزشان مانده است.

خوشبختانه استقبال خوبی از این کتاب در حوزه های علمیه و مجامع دینی شد که در حدود یک سال ۱۲ نوبت چاپ صورت گرفت.

ائمه جمعه سراسر کشور هم از این کتاب استقبال کردند و حتی در برخی مراسم مذهبی به جای توزیع غذا این کتاب را توزیع کرده اند و الحمدلله استقبال خوبی از این کتاب شد.

البته من فکر می کنم این خواسته خود اهل بیت(ع) هم بوده و ما فقط وسیله ای در این راه بوده ایم.

* در طی این مناظرات همانطور که در کتاب هم ذکر شده شاهد شیعه شدن تعدادی از برادران اهل تسنن هم بوده ایم که یکی از این دفعات مقارن با شب عید غدیر بود.

به نظر شما روش مقابله با جریان تکفیری چگونه است و چه نسبتی با وحدت بین شیعه و سنی دارد؟

یکی از زمینه های مهم مطرح شده در این کتاب این است که یک سند هم از شیعه نیاورده ایم؛ یعنی گفته ایم ما یکی هستیم و اگر ما پیرو مکتب اهل بیت(ع) هستیم به اسناد ما در کتاب های اهل تسنن است.

این مهم است که ما بدانیم که مکتب اهل بیت(ع) در بین کتاب های اهل تسنن موجود است و این اصلا چیز جدیدی نیست.

** تائید مذهب شیعه توسط عالم وهابیت

آقای حمدان الغامدی که به عنوان یکی از اساتید برجسته دانشگاه ام القرای مکه وهابیت شناخته شده و جایگاه علمی مانند شهید مطهری درایران دارد ، یکبار برای بحث و مناظره دعوت کرده بودند. در انتهای بحث ایشان گفت شما با اینکه یک مهندس فنی هستید چطور این اطلاعات خوب را دارید؟ گفتم: من از ابتدا شیعه بودم اما هیچگاه فکر نمی کردم که شما هم اینقدر شیعه را تائید کنید و من از بین کتاب های اهل تسنن عقاید شیعی ام تقویت شد و اکنون دیگر تردیدی در آن راه پیدا نمی کند.

الغامدی گفت: دکتر از شما می خواهم این موضوع را جایی نگویید؛ و من پاسخ دادم: من این را همه جا خواهم گفت تا مردم بدانند که شیعه در کتاب های اهل تسنن بسیار معروف تر از کتاب های خودمان است.

* نکته دیگر اینکه این تکفیری ها یک فرقه کاملا ساختگی و آمریکایی است و در حقیقت اسلام آمریکایی است که ترکیبی است از وهابیت و خواسته های آمریکا و رژیم صهیونیستی و موساد که از هیچ اصولی پیروی نمی کند و این ها حتی وهابی هم نیستند؛ چون وهابیت هم از یک اصولی پیروی می کند اما اینها هیچ اصولی ندارند و به هیچ چیز مقید نیستند.

وقتی این فتواهای غیر شرعی را می دهند مانند جهاد نکاح و شیخ آنها می گوید من زن خودم را برای جهاد نکاح به سوریه می فرستم کاملا مشخص است که این ها به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

** ایستادگی احمدی نژاد و حزب الله لبنان موجب اتحاد شیعه و سنی

* یک بار ساعت ۲.۵ نصف شب در حال دیدن شبکه نیل مصر بودم، دیدم رئیس دانشگاه الازهر، دکتر احمد طیب که الان مفتی الازهر است درباره شیعه وسنی صحبت می کرد. فکر کردم حتما بر ضد شیعه صحبت می کند اما دقت کردم و دیدم بحث خیلی خوب پیش می رود.

- خبرنگاری سوال کرد آیا به نظر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟

شیخ طیب جواب داد: نه چه مشکلی دارند، ۵۰ سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است که شیعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب دیگر است.

- خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند چه باید بکنیم؟

شیخ جواب داد: خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی با مالکی برود ما اشکالی به او می گیریم؟ خوب این ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته اند.

- خبرنگار پرسید شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می کنند.

شیخ جواب داد: چه اشکالی دارد، بین مذاهب ازدواج آزاد است.

- خبرنگار گفت: می گویند شیعیان قرآنشان فرق می کند.

شیخ طیب پاسخ داد: این حرف ها خرافه پیرزن ها است. قرآن شیعیان با ما هیچ فرقی ندارد و حتی رسم الخطشان نیز مانند قرآن ما است.

- خبرنگار گفت: ۲۳ روحانی از یک کشور(عربستان) فتوا داده اند که شیعیان کافرند، رافضی هستند.

شیخ گفت: برای مسلمین جهان فقط الازهر می تواند فتوا دهد و فتوای آنها اعتباری ندارد.

- خبرنگار گفت: پس این اختلافاتی که بین شیعه و سنی مطرح می کنند چیست؟

شیخ پاسخ داد: این اختلافات سیاست خارجی است و می خواهد بین شیعه و سنی اختلاف بیاندازد.

- خبرنگار گفت من یک سوال جدی دارم: شیعیان که ابوبکر و عمر را قبول ندارند، چگونه می گویید این ها مسلمان هستند؟

شیخ طیب گفت: بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبکر و عمر جزو اصول دین اسلام است؟

قصه ابوبکر و عمر یک قصه تاریخی است و تاریخ به اصول اعتقادات ربطی ندارد.

- خبرنگار که از این جواب جا خورده بود گفت: شیعیان یک ایراد دارند آن هم اینکه می گویند امام زمانشان از ۱۰۰۰ سال پیش هنوز زنده است.

شیخ پاسخ داد: خوب ممکن است، چرا ممکن نباشد، ولی دلیلی ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشیم .

- خبرنگار پرسید: آیا ممکن است کودک ۸ ساله امام باشد؟ شیعیان معتقدند کودک ۸ ساله امام شده است.

شیخ گفت: وقتی یک طفل در گهواره پیغمبر بشود اینکه یک کودک ۸ ساله هم امام باشد عجیب نیست، هرچند ممکن است ما به عنوان اهل تسنن این اعتقاد را قبول نداشته باشیم؛ اما این موضوع به اسلام آنها صدمه ای نمی زند و آنها مسلمانند.

* این مناظره برای من بسیار جالب بود و تلاش کردم تا با شیخ طیب تماس برقرار کرده و از او تشکر کنم. در تماس تلفنی به او گفتم شما بهترین دفاع را از شیعیان کردید و اگر یک روحانی شیعه آنجا بود شاید اینگونه دفاع نمی کرد و حداقل ملاحظه هایی می کرد اما شما حتی اعتقاد به ابوبکر و عمر را هم از اسلام جدا کردید. که تشکر کرد.

* به احمد طیب گفتم خیلی جالب است، چرا شما اصلا وارد این بحث شده اید؟

شیخ طیب گفت: وقتی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شما اینطور محکم جلوی آمریکا ایستادگی کرد و توانست در بحث انرژی هسته ای آمریکا را به زانو درآورد، از این طرف هم سید حسن نصرالله و حزب الله هم جلوی رژیم صهیونیستی ایستادند و کمر اسرائیل را در جنگ ۳۳ روزه شکستند، من دیدم که این ها افتخار اسلام است و آمریکا و دوستانش می خواهند این ها را کار شیعه تندرو معرفی کنند و بگوید شیعه هم مسلمان نیست و رافضی است و این افتخار را از جهان اسلام دور کنند؛ بنابراین برای اینکه جوانان ما احساس غرور بکنند که این افتخارات متعلق به اسلام است، ۸ برنامه در تلویزیون برگزار کردم تا بگویم شیعه مسلمان است و شیعه با ما هیچ فرقی ندارد و مذهب پنجم اسلام است.

* وقتی مفتی الازهر شیعیان را مسلمان می داند و به این خوبی از شیعه دفاع می کند، این تکفیری ها قطعا سنی نیستند. شما ببینید این تکفیری ها فقط شیعه را نمی کشند و مثلا در سوریه افراد اهل تسنن که توسط تکفیری ها کشته می شود تعدادشان نسبت به شیعه ها بسیار بیشتر است.

مثلا در مناطق سنی نشین سوریه ببینید، منطقه داریّا در سوریه که پایگاه تکفیری ها بود و با خاک آنجا را یکسان کردند، شاید ۵۰ نفر شیعه نداشت؛ اما همه مردم را کشتند و منطقه را نابود کردند.

اتفاقا به مناطق شیعه نشین مانند زینبیه نتوانستند ورود چندانی پیدا کنند و با دفاع شیعیان مواجه شدند و بیشتر از دور با خمپاره به این مناطق حمله می کنند.

مثلا شما ببیندی این امام جماعت های بزرگ سوریه که توسط تکفیری ها کشته شدند شیعه بودند؟ یا آیا آقای حسون که مفتی بزرگ سوریه است، شیعه است که دائما علیه این ها حرف می زند؟

لذا از برآیند کلی عملکرد این گروه های تکفیری میتوان فهمید که اینها، کاملا آمریکایی و بی دین بودن آنها مشخص است.

این نکته را هم باید دقت کرد که این افرادی که از نقاط مختلفی مانند اروپا ، عربستان و چچن و... به عنوان جعلی جهاد به سوریه می آورند، این ها هم هیچکدام عقاید درستی ندارند و برای جهاد نمی آیند بلکه اینها انسان های فقیری هستند که با وعده پول به این کار می پردازند. به این ها مبالغی جهت خانواده شان می دهند و می گویند اگر کشته شوید هم به بهشت می روید. بسیاری از این ها جوانانی هستند که حتی ممکن است به بلوغ هم نرسیده باشند و انسان های عاقل و متدینی در بین این گروه ها وجود ندارد.

البته تاریخ نشان داده است که همه این کارها در نهایت دامن خود آمریکا را زودتر از بقیه خواهد گرفت، شما نتیجه حمایت از صدام را ببینید، نتیجه طالبان در افغانستان را ببینید؛ همه اینها در نتیجه به ضرر خود آمریکا تمام شده است.

در حال حاضر حتی عربستان هم که حمایت های مختلفی از این تکفیری ها می کرد، متوجه اشتباه خود شده است و مفتی اعظم آنها آقای آل شیخ وقتی از وی درباره جهاد در سوریه فتوا خواستند، گفته بود هرکس در کشور خودش باید جهاد کند و لازم نیست کشور دیگری برود؛ چون متوجه شده اند که این به ضرر خودشان تمام می شود.

با توجه به تاکید مقام معظم رهبری بر موضوع وحدت اسلامی، در مقابل افراطی گری ها چگونه باید برخورد کرد؟

مشکل عمده ای که در این زمیه است، افراطی هایی هستند که در شیعه خود را جا کرده اند مانند آقای الهیاری در آن شبکه تلویزیونی یا افراد دیگر؛ این ها قطعا انسان های وابسته ای هستند و در وابسته بودن اینها هیچ جای شکی وجود ندارد. حالا این وابستگی ممکن است دانسته باشد و یا نادانسته.

بنابراین وظیفه شیعه این است که در این رابطه افشاگری کند و نشان بدهد که این هایی که افراطی گری می کنند واقعا شیعه نیستند و یا انسان های وابسته و دست نشانده ای هستند.

از آن طرف هم شیعیان نباید تحت تاثیر افکاری مثل القاعده قرار بگیرند و آنها را سنی بدانند چو واقعا این ها دست نشانده هستند.

شیعیان باید به نظرات علمای واقعی اهل تسنن دقت کنند؛ مانند آقای احمد طیب مفتی الازهر، مفتی های خوب و بزرگ پاکستان که حضرت امام خمینی(ره) را رهبر مسلمین کل جهان می دانستند، مفتی هند، بنگلادش و حتی مفتی های ترکیه.

بنابراین اگر به این موارد دقت کنیم متوجه می شویم که فریب نباید خورد، تفرقه همان چیزی است که دشمنان ما به دنبال آن هستند که گفته اند «تفرقه بینداز و حکومت کن». ما باید دقت کنیم که هرکجا خواستند بین شیعه و سنی تفرقه بیاندازند به آن دامن نزنیم و بگوییم تفرقه انداز نه شیعه است و نه سنی و کاری کنیم که این تفرقه ها را افشاء کنیم.

بنابراین ما هیچگونه برخوردی با اهل تسنن نداریم، بلکه آنها را برادران خود می دانیم و به فتوای امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب در مکه و مدینه پشت سر آنها نماز هم می خوانیم. همانگونه که امام صادق(ع) فرمودند که «هركس با اهل سنت، در صف اوّل آنها نماز بگزارد، مانند كسى است كه پشت سر رسول اللّه (ص) در صف اوّل نماز گزارده است»(۱) و چنین ثوابی دارد.

بهترین و خاص ترین خاطره از سفرهای حج که مشرف شدید چه بوده است؟

من با مفتی بورسای ترکیه (محلی که امام خمینی در آنجا تبعید بودند) چند جلسه مناظره داشتم و بعد از آن مباحثات ایشان پذیرفت که مکتب اهل بیت(ع) اسلام واقعی است و به من گفت: من ۷۰ سال اعتقادات دیگری داشتم و حالا همه اعتقادات پیشینم متزلزل و سست شده است و کمک کنید تا من بیشتر با مکتب اهل بیت آشنا شوم. من هم ایشان را به مرحوم علامه عسگری جهت راهنمایی و هدایت بیشتر معرفی کردم.

* مبلغ وهابیت تبدیل به مبلغ مکتب اهل بیت(ع) شد

یک نفر با دوستان ما آشنا شده بود و برای صحبت پیش من آمده بود، که بعدا فهمیدیم آن فرد از مبلغان وهابیت بود و برای کار کردن روی اعتقادات ما آماده بود.

چند جلسه با ایشان مباحثه داشتیم و در هرجلسه افراد متفاوتی را با خود می آورد، تا یکبار آخر شب تماس گرفت و گفت من می خواهم امشب حتما شما را ببینم، پذیرفتم و هنگامی که دیدار کردیم گفت من امشب باید شما را می دیدم چون فردا باید به نیجریه بروم، گفت: آمده ام تا به چیزی اقرار کنم و آن هم این است که من ۲۳ سال مبلغ وهابیت در نیجریه بودم. سمت های مختلفی هم در برخی سازمان ها مثل یونسکو داشت اما تا آن موقع فقط به ما گفته بود که استاد دانشگاه است.

در ادامه گفت: من امشب آمدم تا اقرار کنم که وهابیت باطل است و با صحبت هایی که با شما داشتیم متوجه شدم مکتب اهل بیت(ع) مکتب حق است و اسلام واقعی و صراط مستقیم است.

هر جلسه هم که افراد مختلفی با من می آمدند، این افراد شیخ های ما بودند و من می دیدم که پاسخی برای حرف های شما ندارند و حتی یکبار یکی از شیخ هایمان خودش را به خواب زد تا جواب شما را ندهد. بعد از این ماجرا برای اینکه مطمئن شوم که راست می گوید او را به ایران دعوت کردم و با هزینه خودش به ایران آمد و هنوز هم با من در ارتباط است.

این مبلغ پیشین وهابیت در انتها به من گفت، من ۲۳ سال مبلغ وهابیت بودم اما ازین به بعد می خوام مبلغ مکتب اهل بیت(ع) باشم.

چه توصیه هایی برای افرادی که برای اولین بار به حج مشرف می شوند مخصوصا جوانان دارید؟

توصیه ام این است که جوانان حتما کتاب حج دکتر شریعتی را بخوانند. مختصر مطالعاتی هم راجع به فلسفه حج داشته باشند که مقداری هم در بسته های فرهنگی حجاج موجود است.

برای اینکه در مدینه و مکه با شبهه ای مواجه نشوند هم می توانند کتاب «مناظره دکتر و شیخ» را مطالعه نمایند.

همچنین سعی کنند به جای پرداختن بیش از اندازه به دقت در عمل، ضمن اینکه به کیفیت اعمال دقت دارند با فلسفه آنها نیز آشنا شوند تا اعمالشان دارای روح باشد و حقیقتا هم مورد قبول واقع شود.

حتما هم دقت نمایند تا وقتشان تلف نشود، درست است که طول سفر یک ماه است اما سعی کنند سفرشان بیشتر جنبه های عبادی و فکری داشته باشد نه گردشگری. همچنین سعی نمایند تا آنجا که برایشان مقدور است نمازها را در مسجدالحرام و مسجدالنبی(ص) اقامه نمایند.کد مطلب: 313282