اسلام آفريقا ، اسلام اهل‌بيتی است
57 بازدید
تاریخ ارائه : 6/6/2011 12:00:00 AM
موضوع: جامعه شناسی
حکیم‏ الهی در مصاحبه‏ای بسیار خواندنی:
اسلام آفريقا ، اسلام اهل‌بيتی است

 

«حجت‌الاسلام والمسلمين مجيد حكيم‌الهي» از چهره‌هاي بارز تبليغ اسلام در آفريقا است. وي از سال 3731 برای اداره حوزه‌های علميه اهل‌بیت(ع) به غرب آفریقا رفت و 10 سال در اين منطقه به فعاليت مشغول بود. او طي اين دهه، چندين مدرسه و حوزه علمیه و نيز يك دانشگاه تأسيس كرد. همچنين عده كثيري از مردم اين منطقه با مكتب و معارف اهل‌بيت(ع) آشنا و جمع زيادي نيز به دست ايشان مستبصر شدند.
ايشان هم‌اكنون به عنوان «معاون ارتباطات و بين‌الملل جامعة‌المصطفی العالمية» به خدمات علمي و فرهنگي خود ادامه مي‌دهد.
با توجه به نزديكي ايشان با فعالیت‌های شیعیان ـ اعم از شیعیان بومی و مستبصر ـ ‌در غرب آفریقا، ‌گفتگوي زير را با ايشان ترتيب داديم:

ع. حسینی عارف ـ رضا لک‏زایی


ابنا:‌ مطلع هستيد كه نوعی "شیعه‏هراسی" در برخی کشورهای آفریقایی آغاز شده است. نمونه آن عکس‏العمل‏هایی است که در کشورهایی نظیر مصر، مراکش، نیجریه و گامبیا در برابر رشد مکتب اهل‏بیت(ع) در این کشورها نشان داده‏اند. اتهام عجيبي هم از سوي برخي علمای سنی نظير «آقاي قرضاوي» تكرار مي‌شود كه : «تشیع ـ‌ حداقل در آفريقا ـ مذهبي اسلامی نيست؛ بلكه ايرانيان پس از انقلاب اسلامي آن را وارد اين قاره كرده‌اند»!

مي‌دانيم كه شما يك دهه در غرب آفريقا حضور داشته‌ايد. به نظر شما اين اتهام درست است؟!

ـ بسم الله الرحمن الرحيم. ابتدا از تشريف‌فرمايي شما  تقدیر و تشکر می‌کنم.

همانطور كه می‌دانید اسلام از طریق "شمال آفریقا" وارد "غرب اين قاره" شده است. اگر به تاریخ اسلام در منطقه شمال آفریقا مراجعه كنيم می‏بینيم اسلامی که به اين منطقه وارد شد "اسلام اهل‌بیت عليهم السلام" بود كه از طریق «جناب ادریس بن الحسن» از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام وارد مغرب (مراكش) گرديد. جناب ادريس سلسله‌اي را شكل داد که به "ادارسه" معروف‌اند و هنوز قبر مطهر آن بزرگوار در کشور مغرب وجود دارد. انگيزه حضور ايشان در اين منطقه نيز فشارهای زیادی بود که دولت‌های وقت ـ‌ بنی‌امیه و بنی‌عباس ـ‌ به اهل‌بیت(ع) وارد مي‌كردند و اين فشار باعث مي‌شد که فرزندان اهل‌بیت (ع) به کشورهای مختلف و مناطق گوناگون آسيا و آفريقا هجرت کنند. آنان هر کجا که رفتند منشأ آثار و برکاتی شدند و اسلام را گسترش دادند؛ حالا یا به علت اخلاق خوبشان بوده كه مردم به آنها گرایش پیدا کردند، یا اينكه اصلاً مبلّغ دین بودند. لذا امروز مي‌بينيم حتی در كشورهايي كه فقه شيعه وجود ندارد محبت اهل‌بيت(ع) موج مي‌زند.

ابنا:‌ چرا فقه تشيع در اين مناطق باقي نماند؟

ـ ظاهراً به دليل"ضعف دستگاه تبلیغی تشیع" ، "فشار‌هاي بيش از حد دستگاه‌هاي حاكمه بر مذهب اهل‌البيت(ع)" و "ظلم‌هايي كه بر پيروان آنان گذشت"، فقه تشيع ـ‌ که جنبه عملی مذهب اهل‌بیت(ع)  است ـ نتوانست دوام بیاورد لذا در این کشورها مردم از نظر عملی، طبق مذهب "مالک" عمل می‌کنند ولی از نظر اعتقادی، تمام آموزه‌هايشان مبتنی بر عقايد مكتب اهل‌بیت(ع) است.

ابنا:‌ مي‌توانيد نمونه‌هايي را بيان كنيد؟

ـ البته؛ مثلاً آنها نسبت به توسل، شفاعت و ديگر آموزه‌هاي مذهب اهل‌بيت(ع) فوق‌العاده پایبندند و به ائمه معصومین و چهارده معصوم ما متوسل می‏شوند. يا اينكه در ابیات و اشعار محلي‌شان از چهارده معصوم(ع) به اسم یاد می‌کنند.

ابنا:‌ این توسلات فقط مخصوص صوفی‌هاي آفريقا نيست؟

ـ نه، اصلا خاص صوفیان نیست بلكه يك اعتقاد عمومي است.

ابنا:‌ نمونه‌هاي ديگري هم سراغ داريد؟

ـ بله؛ در شمال كشور "مالی"، هم‌مرز با "الجزایر"، شهري به نام "تُمبوكتو" وجود دارد كه در آن کتاب‌هاي اصول کافی، مختصر نافع و نهج‏البلاغه با هفتصد سال قدمت وجود دارد.

در همين کشور در شهر "گاو" تعداد زیادی شیعة بومي پيدا كردم که بیش از هشتصد سال قدمت دارند و اثنی‌عشری هم هستند. وقتی از آنها پرسيدم: «شما با کجا در ارتباط هستید و از كدام مرجع، تقلید می‌کنید؟» گفتند: «نحن منقطعون عن العالم الاسلامی، لا أحد ینظر الینا و لا ننظر إلی أحد»! يعني متأسفانه با جهان اسلام هيچ رابطه‌اي نداشتند.

در ابیات و اشعار محلی غرب آفريقا مناقب، فضایل و كرامات زيادي از امیرالمؤمنین(ع) وجود دارد. گاهی معجزاتی را به آن حضرت نسبت می‌دهند که حتی در کتاب‌های ما هم پیدا نمی‌شوند!

می‌دانید که فرهنگ، زاییده یک روز و دو روز و يك‌سال و دوسال نیست. آنها در فرهنگشان وقتی می‌خواهند کسی را خیلی مدح کنند به او صفاتي همچون "بدر علی" مي‌دهند. وقتي كسی را می‌خواهند به شجاعت بستایند و تعریف و تمجید کنند می‌گویند "خیبر علی، خیبر علی".

ابنا:‌ سنی‌ها یا شیعه‌ها؟

ـ سنی‌ها. اهل‌سنت هرگاه صاحب فرزند دوقلوي پسر بشوند بلااستثناء نام آنها را  "حسن" و "حسین" می‌گذارند. حتي اگر ده بار خداوند متعال به آنها فرزند دوقلو عنايت كند، ده تا حسن و حسین می گذارند و می‌گویند: "حسن اول، حسین اول"، "حسن ثاني، حسین ثاني"، "حسن ثالث، حسین ثالث" الی آخر. من خودم دوستي داشتم كه نام او "حسن خامس" بود؛ یعنی والدينش حداقل پنج تا دوقلو داشته‌اند و نام آنها را حسن و حسين گذاشته‌اند. درمیان زن‌ها هم نام "فاطمه" بیشترین اسم است.

شمایل متعدد از امیرالمؤمنین(ع) و ائمه معصومین(ع) با  قدمت‌های زياد وجود دارد كه اگرچه صحيح نيستند، اما نشان‌دهنده رگه‌ها و زیربنای ديني آنهاست كه ريشه در مذهب تشیع دارد.

اعتقاد به زیارت قبور، توسل، اعتقاد به شفاعت، اعتقاد به اولیاء خدا، درخواست دعا از بزرگان دین و ... نشانه‌هاي ديگري از اين مسأله است. همچنين احترام زیادی که براي "سادات" قائل هستند.

ابنا:‌ مگر غير از مصر و مغرب، در غرب آفريقا هم سادات هستند؟

ـ بله آنجا هم سادات وجود دارند و به آنها "شریف" گفته مي‌شود. مثلاً در سنگال تعدادي از شرفا وجود دارند. سادات زيادي هم در کشور مالی هستند كه به آنها "حیدره" گفته مي‌شود.

اعتقاد اين آفريقايي‌هاي سني به سادات بسيار زياد است و واقعاً هم به اين اعتقاد پایبندند. حتي اگر سیدی فرزند آنها را بکشد از او انتقام نمی‌گیرند و او را قصاص نمی‌کنند. اگر يك سيد به خانه آنها بیاید ولو یک سال، دو سال يا ده سال بماند شبانه‌روز به او خدمت می‌کنند و به اصطلاح از گلوي خود باز می‌کند و به او می‌دهند. حتي فرزندان خود را نذر سادات می‌كنند. هرگاه مریض شوند زیرپوش يك سید را برای شفا به مریضشان می‌پوشانند.

این‌ نمونه‌هایی که عرض کردم همه حکایت از یک حقیقت می‌کنند و آن این است که مذهب، دین و ایمان مردم آفريقا، برگرفته از مذهب اهل‌بیت(ع) است.

با اينكه از نظر فقهی، مالكي هستند، تا همین چند سال اخیر اجازه نمی‌دادند كف مساجدشان کاشی یا سیمان شود و می‌گفتند باید ماسه يا رمل باشد تا روی خاک سجده کنیم. اگر به روستاهای آنها بروید مي‌بينيد كه بیرون مسجد را سیمان می‌کنند ولی داخل مسجد و محل نماز را می‌گویند باید خاکي باشد. بعضی جاها هم كه حصیر پهن می‌کنند محل سجده را خالي مي‌گذارند و مي‌گويند باید خاک باشد. عادت و سنتشان هم این است که بعد از نماز به پیشانی خود دست می‌کشند گويي كه آن را پاك مي‌كنند. از اين حركت معلوم می‌شود که آنها روی خاک سجده می‌کرده‌اند و پیشانيشیان خاکی می‌شده بعد آن را پاک می‌کرده‌اند و اين عادت هنوز باقی مانده است.

در "مومباسا" در شرق آفریقا ديدم كه "روز 13 رجب" برایشان خيلي محترم است در حالي كه نمی‌دانستند در اين روز چه واقعه‌ای اتفاق افتاده است. شب 13 رجب را مثل شب قدر گرامي مي‌داشتند و تا صبح عبادت می‌کردند و حرمتی خاص برای این شب قائل بودند.

بعضی از آنها اشعاری در مدح امیرالمؤمنین(ع) به عربی حفظ بودند و آنها را مي‌‌خواندند ولی معنی آن را نمی‌فهمیدند.

در کشور سنگال گروهی سني به نام "مهدیه"  هست که مانند ما قائل به وجود و حيات امام زمان(عج) هستند. آنها حتی سردابی دارند که درآن چشمه‌ آبي هست و می‌گویند امام مهدی در این جاست. البته تفاوت‌هایی با ما دارند ولی اعتقادشان به مهدی غایب شبيه ماست.

يا در" مالی"، سمیناری تحت عنوان "المهدی طاووس أهل الجنة" برگزار كرديم كه بزرگ‌ترین علمای اهل سنت منطقه دراین سمینار شرکت و در دفاع از عقیده مهدویت سخنرانی کردند و تمام مباني اهل‌بیتي را از کتب قدیمی خودشان مطرح نمودند.

خودم در برخي كتب قديمي غرب آفريقا ديدم كه بزرگان آنها به فرزندانشان وصیت كرده بودند: «شما در شهری که در آن مُبغض علی بن ابی‌طالب هست اصلاً نزول نکنید و از آن شهر عبور كنيد». اینها همه رگه‌های مذهب اهل‌بیت(ع) است. لذا اینها همه می‌گویند ما شیعه بودیم ولي خودمان نمی‌دانستیم .

يا مثلاً در مورد عاشورا؛ در سنگال یک موقعی روز عاشورا ـ مطابق روايات جعلي بني‌اميه ـ روز جشن و سرور بود ولی امروز عاشورا در بین مسلمانان روز عزا و تعطیل است. در کشور "نیجر" هم روز عاشورا تعطیل رسمی است.

ابنا:‌ وهابي‌ها با اين سنت‌ها مخالفت نمي‌كنند؟

ـ چرا، ولي موفقيت چنداني ندارند. وهابیت و سلفی‌گری با شیوه‌های مختلف وارد منطقه شد و شروع به فعاليت كرد ولي به خاطر همين ريشه‌ها موفقيت چنداني به دست نياورد. هنوز هم با مخالفت‌های شدیدی از جانب مردم و علما مواجه است و ناموفق‌ترین فرقه در آفریقا است و نتوانسته هیچ جای پایی پیدا کند.

در یکی از کشورها یکی از بزرگان اهل‌تسنن به من گفت: «علما و  مردم ما قلوبهم معکم و لکن لسانهم مع الوهابیة لانهم یأخذون منهم». يعني چون از وهابي‌ها پول می‌گیرند زندگی‌شان هماهنگ با آنها است ولي قلوبشان با شماست. و مي‌دانيد كه کسی نمی‌تواند قلب مردم را تغییر دهد.

بنابراین این که گفته شده است تشیع، مذهبي ایرانی است يا اينكه مذهبی جدید در آفریقا است این کذب محض است. این سخن، سخن علمای آفریقایی نیست؛ آفریقایی‌ها هرگز به این مسأله اعتقاد ندارند.

ابنا:‌ ولی ایران، امام راحل و انقلاب اسلامی هم در رشد اين تشيع بومی نقش داشته‌اند؟

ـ بله؛ در دو دهه‌ی اخیر با توجه به همت بزرگان دین در نشر و گسترش علوم و معارف اهل‌بیت(ع) و معرفی این مذهب به مردم در سراسر جهان، گرایش فوق‌العاده‌ای نسبت به شناخت مذهب اهل‌بیت(ع) در سطوح مختلف جامعه ـ خصوصاً در قشر تحصیل‌کرده ـ به وجود آمده است. ما هرگز به دنبال اينكه كسي را شيعه كنيم نبوده‌ايم تنها حقايق مذهب اهل‌بيت(ع) را بيان مي‌كنيم و مردم خودشان تصميم مي‌گيرند.

غير از انقلاب اسلامي ايران، حوادث اخير عراق نيز نام مقدس تشیع را روی آنتن برد و همه كنجكاو شدند كه ببینند فرقه‌ی شيعه چه فرقه‌ای است. سپس جریانات حزب الله لبنان سبب شد که مردم نسبت به این مذهب ابراز احساسات بیشتری كنند و طالب شناخت این گروه شوند.

به خاطر دارم كه شخصي به نام «دكتر مزروعی» كه يك سیاهپوست آفريقايي‌ـ‌آمريكايي و استاد دانشگاه‌هاي آمریکا است براي سمينار به دانشگاه‌های افریقا دعوت شده بود و با موضوع "بیداری اسلامی" سخنرانی‌هاي طولاني انجام مي‌داد و حدود دو هزار نفر دانشجو هم در هر جلسة او شرکت می‌کردند. او در اين سخنراني‌ها مي‌گفت:‌«امروز تمام مسلمانان دنیا بیدار شده‌اند و دشمنان اسلام  و استکبار از اين بيداري می‌ترسند». بعد ریشه‌یابی مي‌کرد که این بیداری اسلامی از کجاست؟ مي‌گفت: «در سراسر دنیا، آزاديخواهان و انقلابیون زیادی وجود داشتند؛ مثل "نلسون ماندلا"، "چه‌گوارا" و امثال اینها. ولی این افراد تنها خود را به خطر انداختند. وقتي آنها در ميدان مبارزه بودند زن، بچه يا خانواده آنها در هتل‌هاي آمريكا و اروپا استراحت مي‌كردند. تنها كسي كه نه تنها خود، بلكه زن و بچه‌ و عزيزان خود را نيز در معرض خطر قرار داد "حسین بن علي" بود كه تاریخ مثل او را سراغ ندارد».  این استاد آمريكايي که البته شیعه هم نیست می‌گفت: «روح اسلام‌خواهی و مبارزه‌طلبی نمی‌تواند مبدئی داشته باشد مگر "مبدأ حسیني". تنها مبدأ حسینی است که می‌تواند به انسان، روح  و حرکت بدمد و خروش و جوشش بدهد». بعد هم اضافه مي‌كرد: «اين روح جديد آزادیخواهی كه امروز در فلسطين به وجود آمده است از خود آنها نیست چون مبارزه فلسطین امروز شروع نشده بلكه بیش از پنجاه سال است که آنها مبارزه می‌کنند. ولی مبارزه امروزشان با گذشته فرق می‌کند، چرا كه اینها این شیوه مبارزه را از لبنانی‌ها آموخته‌اند. لبنانی‌ها نیز از خودشان نیست بلکه آنها هم این روح مبارزه را از امام حسین(ع) گرفته‌اند، چون تنها او بود که با تمام وجود، خودش را قربانی کرد». لذا ایشان می‌گفت: «فلسطینی‌ها گرچه از نظر احکام شریعت سني‌اند ولی اعتقاد و منششان، منش شیعی و حسینی است» و اضافه مي‌كرد: «در آفریقا هم مردم بدون آنکه بدانند، شیعه هستند و همه‌شان پیرو اهل‌بیت(ع) و پیرو امام حسین‌اند. ولی چون فقه امام حسین(ع) به آنها نرسيده است دست‌بسته نماز می‌خوانند والا همه اهل‌بیتی هستند».

پس ايران يا حزب الله لبنان و يا حوادث عراق، فقط عواملي بوده‌اند كه موجب فهم شیعی و استقبال از دانستن معارف اهل‌بیت(ع) در سراسر دنیا شده‌اند.

ابنا:‌ اين موج را چه آفاتي تهديد مي‌كند؟

ـ در مقابل این موج شیعه‌طلبی وشیعه‌شناسی، دو حرکت به وجود آمده است؛ یک حرکت که جهان غرب آن را شروع کرده و عبارت است از "تأسیس کرسی‌های شیعه‌شناسی در دانشگاه‌های غرب" و حركت دوم "اقدامات منفي وهابي‌ها".

شما اگر با فعاليت دانشگاه‌هاي غرب ـ‌ از جمله انگلستان كه من دو سال آنجا بودم ـ آشنا باشید، بوضوح تلاش آنها براي شناخت شيعه را ملاحظه مي‌كنيد. مثلا در دانشگاه "برك برك (بريك بك) لندن"، دانشگاه "سوَز" و دانشگاه "بیرمنگام" کرسی‌هاي شیعه‌شناسی تأسیس شده است. در بعضی از اين دانشگاه‌ها اصلاً رشته شیعه‌شناسی وجود دارد. بعضی از اينها که نتوانستند به شكل مستقل کرسی شیعه‌شناسی تشکیل بدهند با مراکز دیگر مشترکاً اين كرسي را دایر کرده‌اند. غير از كرسي‌ها و رشته‌های دانشگاهی، مراکز و مؤسساتي که دوره‌های کوتاه‌مدت شیعه‌شناسی برگزار مي‌كنند هم بسیار زیاد هستند. جالب اينكه بزرگ‌ترین دانشگاه شیعه‌شناسی در "تل‌آویو" در سرزمين‌هاي اشغالي است و بهترین مقالات در معرفی شیعه، مقالاتی است که توسط همین دانشگاه منتشر می‌شود و اين دانشگاه حتي از طريق فروش اين مقالات، درآمد بسیار زیادی دارد. بديهي است كه غرب مي‌خواهد این مذهب را بشناسد و تحلیل بکند تا بتواند متناسب با آن موضع‌گیری کند.

جریان دوم که به وجود آمده و احساس خطر كرده "جریان وهابیت" است. اينها هم نتوانستند این روح گرایش به مذهب اهل‌بیت (ع) را در جاهای مختلف تحمل کنند و نتوانستند با این واقعیت موجود هم‌گامی و  همراهی داشته باشند. از خرد صحیح هم برخوردار نبودند، لذا بنای مخالفت گذاشتند و در مقابل این موج ایستادند. در اين مخالفت هم راه‌کارهای متفاوتی را در پیش گرفتند. یکی از اين راه‌كارها ارسال کتاب با حجم بسیار وسیع و کانتینر کانتینر است. مثلا تعداد كتاب‌هايي كه به همين گامبيا فرستادند از تعداد جمعیت اين كشور بیشتر است!

راه‌کار دوم آنها اين است كه بزرگان شیعه را با مبالغ سنگین بخرند ولی در هیچ موردي موفق نبودند.

کار سوم صدور فتوا از بزرگان وهابیت علیه تشیع است.

راه‌كار بعد، اقدامات سیاسی است. با توجه به نفوذ و پول زیادی که عربستان هزينه مي‌كند حرکت وهابیت در برخی کشورها فعال شده و در یکی دو سال اخیر شدت پیدا کرده است. سابقا بخش تبلیغی و دینی وهابیت مشغول به کار بود ولی امروز دولت عربستان هم با این حرکت همراه شده و به آن کمک می‌کند.

ابنا:‌ ‌دليل ورود به اين فاز سياسی چيست؟

ـ به اين دلیل است كه عربستان جایگاه خود را در عراق از دست داده و در لبنان هم پایگاه مستحكمی ندارد؛ در فلسطین هم مفتضح شده است؛ در پاکستان هم كه یک شیعه ريیس جمهور شده است كه در تاریخ پاکستان سابقه ندارد. هر کجا که عربستان روی آن حساب می‌کرد را اينك از دست داده است. در سطح بین‌الملل هم با توجه به قضایای 11 سپتامبر، شکست‌خورده‌ای بیش نیست. آمریکا و اروپا هم هرچند بظاهر با عربستان تعامل دارند ولی در واقع با اين كشور نیستند. لذا عربستان امروز به لحاظ سياسي یک ورشکسته به تمام معناست. بنابراين به دنبال این است که یک پایگاه و جایگاه در سطح بین‌الملل برای خود پیدا کند و  اين پیدا کردن پایگاه را در بیرون راندن رقیب تشخیص داده است، يعني مي‌خواهد رقیب را خارج کند تا خودش جا پیدا کند. بزرگ‌ترین رقیب خود را هم "مذهب اهل‌بیت(ع)" می‌داند، چون عربستان نه قدرت نظامی دارد، نه قدرت سیاسی، و  نه وجهه بین‌المللی. فقط می‌تواند یک قدرت مذهبي باشد، لذا با حربه مذهب وارد درگیري شده است.

يك مسأله ديگر هم ترس شديدي است كه از رشد روزافزون مكتب اهل‌بيت(ع) دارند. اجازه بدهيد نام نبرم ولي چند نفر از رؤسا و علماي بزرگ وهابی را مي‌شناسم كه ميليون‌ها دلار از عربستان گرفته‌ و خرج کرده‌اند ولي فرزندانشان شاگرد خود بنده بوده و شیعه شدند. يا اينكه از آقای «عمرو موسی» ريیس اتحاديه عرب پرسيدند: «نظر شما درباره حسن نصرالله چيست؟»   گفت: «چه بگویم وقتی كه وارد منزلم می‌شوم و دختر کوچکم به طرفم مي‌دود و می‌گوید: "بابا! بابا! بیا تلويزيون را نگاه كن، ببين سید دارد سخنراني مي‌كند" من می‌خواهم اخبار ببینم ولي دخترم نمي‌گذارد و می‌گوید آن کانال را ببین سید صحبت مي‌كند». آنها از این می‌ترسند.

ابنا: با توجه به مسایلی که فرموديد به نظر شما استراتژی صحيح در برخورد با این گونه موضع‌گيري‌ها در گامبیا و مثل گامبیا چه است؟

ـ قبل از این که جواب شما را بدهم اين نکته را عرض کنم كه "این مسأله هم به نفع شيعيان تمام می‌شود" و من در این رابطه تجربه هم دارم:

چند نفر از شاگردان ما و فارغ التحصیلان مدرسه اهل‌بیت(ع) در يكي از كشورهاي آفريقايي  مدرسه ای تأسیس کردند. وهابی‌ها وقتي كه متوجه شدند این مدرسه راه‌اندازی شده آمدند در کنار این مدرسه چادري زدند و شروع كردند با پول دادن و غذا دادن مردم را جمع كنند، بعد هم سخنران‌های قوی و قهاری را آنجا دعوت ‌کردند تا علیه تشیع سخنرانی كنند و در اين سخنراني‌ها تهمت‌های زیادی به مذهب تشيع زدند.

من به آنجا رفتم. وقتی به مدرسه رفتم، مدیر و اساتيد مدرسه می‌ترسیدند و می‌گفتند: «آقا زود از اينجا برويد ممکن است به شما آسیب برسانند يا حتي شما را بکشند»!! من جواب دادم: «اتفاقاً این كارهاي آنها به نفع ما تمام مي‌شود؛ چون اين تبليغات آنها علیه شیعه، باعث می‌شود که مردم اسم این مكتب را بشنوند. مردم عقل دارند و می‌خواهند ببینند تشيع چيست و شیعه کیست؟ آنها یقیناً محلی برای شناخت مذهب اهل‌بیت(ع) پیدا نمی‌کنند إلا همین‌جا و وقتی می‌آیند پیش شما و با حقیقت شیعه آشنا مي‌شوند، به شما گرایش پیدا خواهند كرد. اين همان کلام امام رضا(ع) است كه: «فان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا ـ اگر مردم سخن ما را بشنوند بي‌شك از ما پيروي مي‌كنند» (عيون اخبار الرضا علیه السلام).

از اين مسأله یک هفته گذشت. تا پيش از آن، فقط نوجوانان به حوزه علميه اهل‌بیت(ع) ما مي‌آمدند و دانشجويان از آن استقبال نمي‌كردند؛ ولي بعد از اين كار وهابي‌ها، دانشجوها هم به حوزه گرايش پيدا كردند، چون دانشجوها روحيه جستجوگری و پرسش‌گری دارند. در همان مدرسه، کتابخانه‌اي بود كه روزي چند نفر بیشتر مراجعه‌کننده نداشت اما بعد از اين حادثه، دیگر برای پاسخگویی جا نداشتیم و هر روز کتاب‌های زیادی را برای فهم و درک مذهب اهل‌بیت (ع) از ما درخواست می‌کردند. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. اين جريانات اخير هم به خواست خدا به نفع ما تمام خواهد شد.

ابنا:‌ پس شما امیدوارید قضیه گامبیا به نفع تشيع تمام شود؟

ــ یقیناً به نفع ما تمام می‌شود. ضمن اينكه بسياري از دولتمردان آنها هم انسان‌هاي عاقلي هستند. مثلاً در يكي از اين كشورها، زماني كه حركت‌هاي شيعي سرعت گرفته بود وهابي‌ها رفته بودند پیش رئیس جمهور وقت و گفته بودند: «شيعيان دعال كميل برگزار مي‌كنند و روز عاشورا هم مراسم مي‌گيرند، اگر به داد نرسی و كاري نكني، شیعيان کشور را تسخير خواهند كرد!» و خلاصه باید جلوی آنها گرفته شود و خیلی تبلیغات کرده بودند. ولی رئیس جمهور، آدم عاقلی بود. ابتدا از علما تقدیر و تشکر کرده بود. بعد گفته بود: «شنیده‌ام كه اخيراً مراکز فروش مشروبات الکلی در كشور زیاد شده است؟» گفتند: «بله زیاد شده و ما خیلی ناراحتیم». گفته بود: «شنيده‌ام مجالس فساد و فحشا زیاد شده، درست است»؟ گفتند: «بله درست است»! پرسيد: «آيا خواندن مصيبت حسين سبط و دعا كردن حرام است؟» گفته بودند: «نه حرام نيست». رييس جمهور در آخر به آنها گفت: «حال سؤال من از شما اين است كه چطور به فکر راه حل برای آن مشکلات نيفتاديد و احساس خطر نکردید اما از شیعيان احساس خطر کردید؟ در حالي كه آنها نه مشروب مي‌خورند و نه فساد مي‌كنند بلكه فقط دعاي كميل مي‌خوانند  و براي سبط نبي(ص) عزاداري مي‌كنند. چطور نسبت به آن همه فساد كاري نمي‌كنيد ولي نسبت به اين مسأله احساس تکلیف دارید؟» علماي وهابي از اين حرف خجالت کشیده و رفته بودند .

پیام من به "شوراي عالي اسلامي گامبيا" این است که اين كشور ـ‌ با توجه به جغرافيا و سواحلش ـ یکی از مراکز فساد است که افراد بدکاره اروپایی برای عیش و نوش هر سال مدتی را به اين كشور می‌روند و جوانان آنجا را به فساد می‌کشانند. با اين حال و در صورتي كه مراکز فروش مشروبات الکلی هم هر روز بیشتر می‌شود و مراکز فساد و فحشا و منکرات رشد پیدا می‌کند و رو به فزونی است، سؤال من این است که چرا علمای وهابی و اين شورا در برابر این همه منکرات احساس خطر نکردند و یک سطر ننوشتند و چاره‌اي براي این همه  مردان و زنان گامبیایی که توسط اروپایی‌ها به انحراف و فساد کشیده می‌شوند نمي‌انديشند و كاري نمي‌كنند اما دربرابر مذهب اهل‌بیت(ع) که برخاسته از متن  اسلام اصيل است احساس خطر می‌کنند و اطلاعیه و فتوا صادر می‌کنند. آيا پيروي از اهل‌بيت(ع) حرام است؟

ابنا:‌ لطفاً در پايان اين گفتگو كمي هم درباره دانشگاهي كه در غنا تأسيس كرده‌ايد بفرماييد.

ـ اين دانشگاه با تمامي استانداردهای لازم به عنوان "دانشگاه اسلامی غنا" تاسیس شد. در اين دانشگاه رشته‌های "مطالعات ادیان"، "مدیریت"، "اقتصاد"، "حسابداری" و "امور مالی" تدريس مي‌شود. رشته‌های "حقوق"، "خبرنگاری" و "IT” نيز در حال راه‌اندازی است. اين دانشگاه حدود 008 نفر دانشجو دارد.

ابنا:‌ دانشجويان اين دانشگاه شیعه هستند؟

ـ همه نه. دانشجويان اين دانشگاه هم شيعه هستند و هم سني. حتی دانشجويان مسیحی هم داريم. اين دانشگاه با قطع‌نظر از مذهب، نژاد، مليت دانشجو  مي‌پذيرد.

ابنا:‌ سرفصل‌هاي اين دانشگاه  مطابق خود آن کشور است یا اینکه مسائل اسلامی هم تدریس می‌شود؟

ـ سر فصل‌هاي رشته "مطالعات ادیان" را شبيه درس‌هاي حوزوي تنظیم کرده‌ایم ؛‌ اما سر فصل‌های رشته‌هاي ديگر همان سرفصل‌هايي است که در آن جا وجود دارد و از دانشگاه‌های انگلستان و آمریکا اخذ شده است. البته براي اين رشته‌ها هم دروس اسلامی ـ مثل قرآن، معارف، زبان عربی، اخلاق، تاریخ، اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی ـ‌ تدوين كرده‌ايم كه دانشجويان ملزم به گذراندن آنها هستند.

ابنا:‌ مدرک اين دانشگاه در آنجا مورد قبول است؟

ـ بله؛ مدرکی که آنجا ارائه می شود مدرکی است که در تمام دنیا مورد قبول است.

ابنا:‌ ‌و در رابطه با حوزه علميه غنا؟

ـ در غنا نیز حوزه اهل‌بیت (ع) را داشتیم که 120 طلبه داشت. حدود چهار سال هم من مدیریت آن حوزه را به عهده داشتم.

ابنا:‌ و سخن آخر؟

ـ لازم است كه از مجمع جهاني اهل‌بيت(ع) تقدیر و تشکر كنم به خاطر راه‌اندازی خبرگزاری اهل‌بیت علیهم السلام (ابنا) که به موضوعات مربوط به جهان تشیع می‌پردازد. من وقتی آفریقا بودم همچنین وقتی انگلستان بودم معمولاً از این خبرگزاری استفاده می‌کردم. واقعاً جای چنین خبرگزاری خالی بود که با اين حجم فعاليت، به مباحث و اخبار مربوط به جهان تشیع بپردازد. الان در كشور، روزنامه‌ها، سایت‌ها و وسایل ارتباط جمعي مثل رادیو و تلویزیون حضور دارند اما یک سری اخباری که پیشرفت‌های جامعه تشیع در کشورهای مختلف را در داشته باشد معمولاً در رادیو و خبرگزاری‌ها منعکس نمی‌شود كه اين كار  را خبرگزاري مجمع انجام مي‌دهد.

ابنا:‌ از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد متشكريم.

......................

پایان پیام / 101