تمام نفوسى که هستند انحرافات در آنها هست حتى نفوس اشخاص کامل هم در آنها انحرافاتى هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقائد انحراف هست، در ا
14 بازدید
تاریخ ارائه : 6/23/2013 8:17:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

منتفى شدن کامل مفاسد اخلاقى وخالى شدن روانها از عقده ها وکينه ها

امام خمينى قدس سره درباره ى عظمت مقام صاحب عليه السلام به شامل بودن مفهوم عدل در زمان ظهور اشاره کرده ومى فرمايد: (قضيه ى غيبت حضرت صاحب، قضيه ى مهمى است که به ما مسائلى مى فهماند، منجمله اينکه براى يک همچو کار بزرگى که در تمام دنيا عدالت به معناى واقعى اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسى الا مهدى موعود عليه السلام که خداى تبارک وتعالى او را ذخيره کرده است براى بشر... آن کسى که به اين معنا موفق خواهد شد وعدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد کرد نه آن هم عدالتى که مردم عادى مى فهمند که فقط عدالت در زمين براى رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانيت... تمام نفوسى که هستند انحرافات در آنها هست حتى نفوس اشخاص کامل هم در آنها انحرافاتى هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقائد انحراف هست، در اعمال انحراف هست، ودر تمام کارهايى که بشر مى کند انحرافش معلوم است وايشان مأمورند براى اينکه تمام اين کجى ها را مستقيم کنند وتمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال که واقعا صدق بکند (يملأ الارض عدلا بعد ما ملئت جورا..)..(6)

اين سخنان نشان مى دهد که امام زمان عليه السلام در برنامه ى کار خود از اين نقطه ى زيربنايى ومهم که همان انسان سازى وجهاد اکبر براى همه مردم است، شروع مى کنند، زيرا تا انسانها ساخته نشوند جامعه بنياد صحيح نخواهد يافت. ودر اين زمينه، باتوجه به اينکه در حکومت جهانى امام زمان عليه السلام، نهادهاى اجتماعى فاسد وشيطانى نيز از بين رفته اند، بنابراين امکان تحقق اين ايده آل که تمام مفاسد ريشه کن شود ودر صحنه ى اجتماع ظهور وبروز نداشته باشد، کاملا قابل تصور است. (در آيات قرآن مجيد (نيز) آمده است که شيطان پس از رانده شدن از درگاه خدا از پيشگاه مقدس او تقاضا کرد که عمر جاويدان (تا پايان دنيا) براى اغواى بنى آدم پيدا کند. واين هم از شيطنت او بود که تقاضاى بازگشت وتوبه نکرد، بلکه تقاضاى ادامه گناه وفساد وويرانگرى نمود! عرض کرد: (رب فانظرنى الى يوم يبعثون) (پروردگارا! مرا تا روز قيامت مهلت ده). ولى در برابر اين درخواست به او چنين خطاب شد: (انک من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم). (به تو مهلت داده مى شود، اما تا روز وقت معين)... از سوى ديگر در حالات امام مهدى عليه السلام چنين آمده است که (يوم الوقت المعلوم) زمان ظهور آن حضرت وبرقرارى حکومت عدل الهى او مى باشد. در حديثى چنين مى خوانيم: در صحف ادريس پيامبر آمده است: (تو زمان معينى مهلت داده خواهى شد، تا زمانى که مقدر کرده ام زمين را از کفر وشرک ومعاصى پاک کنم، وبراى آن روز بندگانى انتخاب کرده ام که قلوبشان را براى ايمان آزموده ام، آنان را جانشينان در زمين قرار مى دهم، ودينشان را پا برجا مى کنم، تا مرا بپرستند وچيزى را شريک من قرار ندهند، من در آن روز تو (شيطان) وسواره وپياده لشگرت را همگى نابود مى کنم).(7)

البته... چون ابزار کارش از دستش گرفته شده است گويى مرده است وقدرت بر اغواگرى ندارد. لشگر شيطان وابزار او، استکبار جهانى، حکومتهاى خودکامه، ثروتهاى نا مشروع، مراکز فساد، تبليغات زهرآگين وگمراه کننده ومانند اينها است. ومى دانيم در آن حکومت حق وعدالت جايى براى اين لشکريان وآن ابزار نخواهد بود.

البته هيچگاه آزادى اراده واختيار از انسانها گرفته نخواهد شد، وريشه ى شهوات نيز در وجود انسان باقى خواهد بود، اما عواملى که به آنها دامن بزند وجود نخواهد داشت، وبه عکس وسائل حاکميت عقل وايمان، بر شهوات براى طالبان حق وسالکان راه خدا آماده است).(8)

بدين ترتيب انحرافات اخلاقى نيز برطرف شده وگناهان ومفاسد اجتماعى فردى زمينه ى ظهور را نخواهد يافت وناسازگاريهاى اجتماعى که ريشه در کينه توزى انسانها نسبت به يکديگر دارد، تبديل به صلح وصفا ومحبت وتعاون مى گردد، وامنيت پايدار اجتماعى که ناشى از متمدن بودن وموحد بودن واقعى انسانهاست، حاصل مى گردد:

امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: (... وبنا يدفع الله الزمان الکلب... ولو قد قام قائمنا لذهب الشحناء من قلوب العباد، واصطلحت السباع والبهائم حتى تمشى المرأة بين العراق الى الشام... على رأسها زبيلها لا يهيجها سبع ولا تخافه).(9)

به دست ما (حکومت ما) روزگار سختيها وتشنه کاميها سپرى گردد... وچون قائم ما قيام کند کينه ها از دلها بيرون رود، حيوانات نيز با هم سازگارى کنند. درآن روزگار، زن با همه بارو بنه ى خويش، از عراق درآيد وتا شام برود واز هيچ چيز نترسد...

امام صادق عليه السلام نيز درباره ى ويژگيهاى آن عصر طلايى مى فرمايد: (... ويجتمع الله الکلمة، ويولف بين القلوب مختلفة، ولا يعصى الله - عز وجل - فى ارضه..).(10)

(در آن عصر طلايى) خداوند وحدت کلمه پديد مى آورد، وافکار وقلوب ناسازگار را سازگار مى کند وخداوند عز وجل در زمين معصيت نشود...

گسترش بى