وهابیت و بهائیت، دو روی یک سکه به عقیده امام خمینی(رحمت الله علیه)، وهابیت و بهائیت عامل نفوذی استکبار و وسیله‌ ای برای تسلّط دست‌ نشانده‌ های خود بر
81 بازدید
تاریخ ارائه : 4/1/2013 10:41:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

ارتباط وهابیت با استعمار

ایشان با درایت و تیزبینی ریشه این انحراف در دنیای اسلام را به‌ خوبی شناخته بود و آن را مرتبط با استعمارگران دانست و می‌ فرمود:

مگر مسلمانان نمى‌ بينند که امروز مراکز وهابيت در جهان به کانون‌هاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‌ اند، که از يک طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملّاهاى کثيف دربارى، اسلام مقدس ‌نماهاى بي‌ شعور حوزه ‌هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاکميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه‌ ها، و در يک کلمه اسلام امريکايى را ترويج مى‌ کنند؛ و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش، امريکاى جهان‌خوار مى‌ گذارند.[450]

وهابیت و بهائیت، دو روی یک سکه

به عقیده امام خمینی(رحمت الله علیه)، وهابیت و بهائیت عامل نفوذی استکبار و وسیله‌ ای برای تسلّط دست‌ نشانده‌ های خود بر کشورهای اسلامی است:

اسلام و مذهب مقدس جعفرى، سدى است در مقابل اجانب و عمّال دست‌ نشانده آنها و روحانيت که حافظ آن است سدى است که با وجود آن، اجانب نمى‌ توانند به نحوى‌ که دلخواه آنهاست، با کشورهاى اسلامى و خصوص با کشور ايران رفتار کنند، لهذا قرن ‌هاست که با نيرنگ‌هاى مختلف براى شکستن اين سد نقشه مى ‌کشند: گاهى از راه مسلط کردن عُمّال خبيث خود بر کشورهاى اسلامى، و گاهى از راه ايجاد مذاهب باطله و ترويج بابيت و بهائيت و وهابيت، و گاهى از طريق احزاب انحرافى. امروز که مکتب بى‌اساس مارکس با شکست مواجه است و بى‌ پايگى آن برملا شده است، عمّال اجانب که خود بر ضد مکتب آن هستند، در ايران از آن ترويج مى‌ کنند. براى شکستن وحدت اسلامى و کوبيدن قرآن کريم و روحانيت در ايران که مهد تربيت اهل بيت عصمت و طهارت است و با زنده بودن اين مکتب بزرگ هرگز اجانب غارتگر به آرزوى غير انسانى خود نمى ‌رسند، ناگزير هستند مذهب مقدس تشيع و روحانيت را که پاسداران آن هستند، به هر وسيله تضعيف کنند و بکوبند.[451]

روابط صمیمی عربستان با اسرائیل

امام خمینی(رحمت الله علیه) نتیجه این استعماری بودن و وابستگی به غرب را روابط خوب عربستان با اسرائیل و مقابله نکردن با آن به عنوان دشمن اصلی امت اسلامی دانسته، می‌ فرماید:

مسلمانان نمى‌ دانند اين درد را به کجا ببرند که آل سعود و «خادم الحرمين» به اسرائيل اطمينان مى‌ دهد که ما اسلحه خودمان را عليه شما به کار نمى‌ بريم! و براى اثبات حرف خود، با ايران قطع رابطه مى ‌کنند. واقعاً چقدر بايد رابطه سران کشورهاى اسلامى با صهيونيست‌ ها گرم و صميمى شود تا در کنفرانس سران کشورهاى اسلامى مبارزه صورى و ظاهرى هم با اسرائيل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اينها يک جو غيرت و حميت اسلامى و عربى داشتند، حاضر به يک چنين معامله کثيف سياسى و خودفروشى و وطن فروشى نمى‌ شدند.

آيا اين حرکات براى جهان اسلام شرم ‌آور نيست؟ و تماشاچى شدن گناه و جرم نمى ‌باشد؟ آيا از مسلمانان کسى نيست تا به ‌پاخيزد و اين همه ننگ و عار را تحمل نکند؟

راستى، ما بايد بنشينيم تا سران کشورهاى اسلامى احساسات يک ميليارد مسلمان را ناديده بگيرند و صحه بر آن همه فجايع صهيونيست‌ ها بگذارند و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بياورند؟ حال مسلمانان باور مى ‌کنند که زائران ايرانى براى اشغال خانه خدا و حرم پيامبر قيام کرده‌ اند و مى‌ خواستند کعبه را دزديده، به قم ببرند!؟ اگر مسلمانان جهان باور کرده‌ اند که سران آنها دشمنان واقعى امريکا و شوروى و اسرائيل هستند، تبليغات آنان هم در مورد ما را باور مى ‌کنند.

از گسترش باج‌ خواهى و مصونيت کارگزاران امريکايى، حتى اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيرى مى ‌کنيم. ان شاء اللَّه ما نخواهيم گذاشت از کعبه و حج، اين منبر بزرگى که بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعکس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با امريکا و شوروى و کفر و شرک نواخته شود. و از خدا مى‌ خواهيم که اين قدرت را به ما ارزانى دارد که نه تنها از کعبه مسلمين، که از کليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريکا و شوروى را به صدا درآوريم.[452]

آل سعود، دست نشانده جهان‌خواران

ایشان حکومت آل سعود را دست‌ نشانده جهان‌خواران برای کنترل زائران خانه خدا دانسته، می‌ فرماید:

حکومت آل سعود مسئوليت کنترل زائران خانه خدا را به عهده گرفته است. و اينجاست که با اطمينان مى‌گوييم که حادثه مکه جداى از سياست اصولى جهان‌خواران در قلع و قمع مسلمانان آزاده نيست. ما با اعلام برائت از مشرکين تصميم بر آزادىِ انرژى متراکم جهان اسلام داشته و داريم. و به يارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزى اين کار صورت خواهد گرفت. و ان شاء اللَّه روزى همه مسلمانان و دردمندان عليه ظالمين جهان فرياد زنند و اثبات کنند که ابرقدرت‌ها و نوکران و جيره‌ خوارانشان از منفورترين موجودات جهان هستند.

کشتار زائران خانه خدا توطئه‌ اى براى حفظ سياست‌ هاى استکبار و جلوگيرى از نفوذ اسلام ناب محمدى صلی الله علیه وآله وسلم است و کارنامه سياه و ننگين حاکمان بى‌ درد کشورهاى اسلامى حکايت از افزودن درد و مصيبت بر پيکر نيمه جان اسلام و مسلمين دارد.[453]

جنایات وهـابیت

ایشان با اشاره به نقش وهابیت در فاجعه حمله به حجاج، این فاجعه را مشابه اقدامات شاه و صدام در حمله به عزاداران حسینی و آتش زدن قرآن‌ ها و مساجد معرفی می‌ کند و در این ‌باره می‌ فرماید:

... اين حادثه بزرگ نه تنها احساسات و عواطف ملت ايران را، که يقيناً دل همه آزادگان جهان و ملت ‌هاى اسلامى را جريحه ‌دار و متألم ساخته است، ولى براى ملت بزرگ و قهرمانى همچون مردم عزيز کشورمان که تجربه چندين ساله انقلاب را ديده ‌اند و نقاب از چهره ها و نيرنگ‌ هاى ايادى امريکا چون شاه و صدام را در حمله به عزاداران حسينى و آتش زدن قرآن‌ ها و مساجد برداشته‌اند، اين حوادث غير مترقبه و شگفت‌آور نيست که دوباره دست کثيف امريکا و اسرائيل از آستين رياکاران و سردمداران کشور عربستان و خائنين به حرمين شريفين به درآيد و قلب بهترين مسلمانان و عزيزان و ميهمانان خدا را نشانه رود و مدعيان سقايت[454] حاجّ و عمارت مسجد الحرام، خيابان‌ها و کوچه‌ هاى مکه را از خون مسلمانان سيراب کنند.[455]

امام خمینی اقدام جنایتکارانه وهابیت را نشانه آن می‌ داند که آنان نه تنها «خادم الحرمین» نیستند، بلکه شایسته است که لقب «خائنین به حرمین شریفین» به آنها داده شود.

 وهابیت و شکستن حرمت خانه خدا

وهابیت در طول تاریخ ننگین خود جنایات فراوانی مرتکب شده است و بنای نامبارک خود را بر ظلم و ستم به مسلمانان نهاده است و برای رسیدن به اهداف خود از هیچ ظلم و جنایتی فروگذار نکرده است. یکی از جنایاتی که موجب ناراحتی شدید امام خمینی و موضع‌گیری شدید ایشان شد، حادثه حمله وحشیانه پلیس سعودی به حجاج بود.

در روز جمعه، ششم ذيحجه سال 1407 هجرى قمرى هنگامى که بيش از 150 هزار زائر در خيابان‌ هاى مکه براى شرکت در مراسم برائت‌ از مشرکين حرکت کردند، مأمورين مخفى و علنى دولت سعودى با آمادگى قبلى و مسدود کردن محور اصلى حرکت جمعيت، ناگهان با انواع سلاح‌هاى سرد و گرم به سرکوبى تظاهرکنندگان پرداختند. در اين واقعه غم‌ انگيز حدود چهار صد نفر از حجاج ايرانى، لبنانى، فلسطينى، پاکستانى، عراقى و ديگر کشورها به شهادت رسيدند و حدود پنج هزار نفر مجروح و عده اى بي‌ گناه دستگير شدند. اکثر شهيدان و مجروحين را زنان و سالخوردگانى تشکيل مى ‌دادند که قادر به فرار سريع از مهلکه نبودند. آنها در نهايت مظلوميت و بى‌ دفاعى به اتهام اينکه تکبيرگويان برائت از مشرکين را اعلام مى‌کردند، به خاک و خون کشيده شده بودند و مهم‌تر از اين، حرمت حرم امن الهى در روز جمعه در ايام مبارک حج، در ماه حرام شکسته شده بود. آثار خشم امام خمينى از اين جسارت، و اندوه عميق ايشان از اينکه مصالح امت اسلامى و شرايط جهان اسلام‌ مانع از اقدام عملى مى ‌شد، تا روزهاى آخر عمر امام در کلام و پيامش آشکار بود.[456] ایشان در پیامی در 29 تیر 1367 چنین مرقوم فرمودند:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‌

﴿لَقَد صَدَقَ اللَّهُ رَسولَهُ الرُّءْيا بِالحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ المَسجِدَ الحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ﴾[457]

على‌رغم گذشت يک سال از کشتار فجيع و بى‌ رحمانه حجاج بى ‌دفاع و زائران مؤمن و موحّد به‌ وسيله نوکران امريکا و سفاکان آل سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حيرت‌ند. آل سعود با کشتن ميهمانان خدا و به خاک و خون کشيدن بهترين بندگان حق، نه تنها حرم را، که جهان اسلام را آلوده به خون شهيدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت.[458]

ایشان در ادامه حجاج حاضر در مراسم برائت از مشرکین را فرزندان ابراهیم می‌ شمرد و می‌ فرماید:

مسلمانان جهان در سال گذشته و براى اولين بار عيد قربان را با شهادت فرزندان ابراهيم  که ده‌ها بار از مصاف با جهان‌خواران و اذناب آنان برگشته بودند، در مسلخ عشق و در مناى رضايت حق جشن گرفتند و بار ديگر امريکا و آل سعود، بر خلاف راه و رسم آزادگى، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهيد، از جانبازان بى ‌پناه ما کشته‌ ها گرفتند و در آخرين لحظات نيز با ناجوانمردى و قساوت بر پيکر نيمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشکيده مظلومان ما تازيانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند.[459]

ایشان در ادامه بیانیه، حمله وحشیانه نیروهای سعودی به حجاج ایرانی را حمله به بت‌ شکنانی می‌ دانست که بت کفر و نفاق را شکسته بودند:

انتقام از چه کسانى و از چه گناهى؟ انتقام از کسانى‌ که از خانه خويش به سوى خانه خدا و خانه مردم هجرت نموده بودند! انتقام از کسانى‌ که سال‌ها کوله‌ بار امانت و مبارزه را بر دوش کشيده بودند. انتقام از کسانى که همچون ابراهيم از بت‌ شکنى برمى ‌گشتند، شاه را شکسته بودند، شوروى و امريکا را شکسته بودند، کفر و نفاق را خرد کرده بودند. همان‌ ها که پس از طى آن همه راه‌ ها با فريادِ ﴿و أَذِّن فِى النَّاس بِالحَجِّ يَأْتُوکَ رِجَالاً﴾[460] پا برهنه و سر برهنه آمده بودند تا ابراهيم را خوشحال کنند. به ميهمانى خدا آمده بودند تا با آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدايند و عطش خويش را در زلال مناسک حج برطرف نمايند و با توانى بيشتر مسئوليت ‌پذير گردند و در سير و صيرورت ابدى خود نه تنها در ميقات حج، که در ميقات عمل نيز لباس و حجاب پيوستگى و دلبستگى به دنيا را از تن به در آورند. همان‌ ها که براى نجات محرومان و بندگان خدا راحتى راحت‌طلبان را بر خود حرام، و مُحرِم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم کردند تا نه‌ تنها بنده زرخريد امريکا و شوروى نباشند، که زير بار هيچ‌کس جز خدا نروند. آمده بودند که دوباره به محمد صلی الله علیه وآله و سلم بگويند که از مبارزه خسته نشده‌ اند و به‌ خوبى مى‌ دانند که ابى‌ سفيان و ابى‌ لهب و ابى‌ جهل براى انتقام در کمين نشسته‌ اند، و با خود مى‌ گويند مگر هنوز لات و هُبَل در کعبه‌اند. آرى، خطرناک‌تر از آن بت‌ها، اما در چهره و فريبى نو.[461]

امام خمینی(رحمت الله علیه) به‌ خوبی آگاه بود که پس از این حادثه خون‌بار، وهابیان درصدد توجیه رفتار وحشیانه خود برخواهند آمد. از این‌رو، در سالگرد خونین حجاج نوشت:

اما زائران کشورها که يقيناً با کنترل و ارعاب دولت‌ها و حکومت ‌ايشان به مکه سفر کرده‌ اند، جاى دوستان و برادران و حاميان و هم سنگران واقعى خود را در ميان خود خالى خواهند يافت. آل سعود براى پرده‌ پوشى جنايات هولناک سال گذشته خود و همچنين توجيه صدٌّ عن سبيل اللَّه[462] و منع حجاج ايرانى از ورود به حج، زائران را زير بمباران شديد تبليغات خود قرار خواهد داد و آخوندهاى دربارى و مفتى‌ هاى خود فروخته (لعنة اللَّه عليهم) در کشورهاى اسلامى خصوصاً حجاز توسط رسانه‌ها و مطبوعات دست به نمايش‌ ها و سخنراني‌ ها زده و عرصه را بر تفکر و تحقيق زائران درباره فهم و درک فلسفه واقعى حج و نيز پى ‌بردن به ماجراى از پيش طراحى ‌شده شيطان بزرگ در قتل ميهمانان خدا تنگ خواهند نمود و مسلّم در چنين شرايطى رسالت زائران بسيار سنگين است. بزرگ‌ترين درد جوامع اسلامى اين است که هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احکام الهى را درک نکرده‌ اند و حج با‌ آن همه راز و عظمتى که دارد، هنوز به صورت يک عبادت خشک و يک حرکت بي‌ حاصل و بى‌ثمر باقى مانده است.[463]

به عقیده وی، سیاست‌های غلط آل سعود و قتل عام مسلمانان، موجب عقب‌ افتادگی و به خاک مذلّت نشستن مسلمانان بوده است:

پيامبر اسلام نيازى به مساجد اشرافى و مناره‌ هاى تزئيناتى ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است که متأسفانه با سياست‌هاى غلط حاکمان دست‌ نشانده به خاک مذلت نشسته‌ اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‌ هاى مسلمين را در طول حيات ننگين آل سعود و نيز جنايت قتل عام زائران خانه خدا را فراموش مى ‌کنند؟[464]

آشکار شدن چهره واقعی وهابیت با اقدامات ننگین آل سعود

هرچند خاطره تلخ کشتار حاجیان لکه ننگی بر پیشانی آل سعود و حکومت وهابی بود، اما از منظر امام خمینی(رحمت الله علیه) چنین اقدامی چهره پلید حکّام  ا آشکار می ‌ساخت و حقانیت انقلاب اسلامی ایران را برای دنیا روشن می‌ کرد:

ما در عين حال که شديداً متأثر و عزادار از اين قتل عام بى ‌سابقه امت محمد صلی الله علیه وآله و سلم و پيروان ابراهيم حنيف و عاملين به قرآن کريم گرديده ‌ايم، ولى خداوند بزرگ را سپاس مى ‌گزاريم که دشمنان ما و مخالفين سياست اسلامى ما را از کم‌ عقلان و بي‌ خردان قرار داده است؛ چرا که خودشان هم درک نمى‌ کنند که حرکت‌ هاى کورشان سبب قوّت و تبليغ انقلاب ما و معرف مظلوميت ملت ما گرديده است و در هر مرحله‌ اى سبب ارتقاى مکتب و کشورمان را فراهم کرده ‌اند که اگر از صدها وسيله تبليغاتى استفاده مى‌ کرديم و اگر هزاران مبلّغ و روحانى را به اقطار عالم مى‌ فرستاديم تا مرز واقعى بين اسلام راستين و اسلام امريکايى و فرق بين حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعى حمايت از اسلام را مشخص کنيم، به ‌صورتى چنين زيبا نمى‌ توانستيم، و اگر مى‌ خواستيم پرده از چهره کريه دست‌ نشاندگان امريکا برداريم و ثابت کنيم که فرقى بين محمد رضا خان و صدام امريکايى و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام زدايى و مخالفتشان با قرآن نيست و همه نوکر امريکا هستند و مأمور خراب کردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فرياد حق ‌طلبانه ملت‌ها، باز به اين زيبايى ميسر نمى ‌گرديد.[465]

 آل سعود و وهابیت، وارثان ابولهب

ایشان با اشاره به بی‌ لیاقتی وهابیت در میزبانی زائران خانه خدا و تلاش مستمر برای تأمین منافع امریکا درباره آنان می‌ فرماید:

همچنين اگر مى ‌خواستيم به جهان اسلام ثابت کنيم که کليدداران کنونى کعبه لياقت ميزبانى سربازان و ميهمانان خدا را ندارند و جز تأمين امريکا و اسرائيل و تقديم منافع کشورشان به آنان کارى از دستشان برنمى ‌آيد، بدين خوبى نمى ‌توانستيم بيان کنيم و اگر مى ‌خواستيم به دنيا ثابت کنيم که حکومت آل سعود، اين وهابي‌ هاى پست بي‌ خبر از خدا، به‌ سان خنجرند که هميشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‌ اند، به اين اندازه که کارگزاران ناشى و بى ‌اراده حاکميت سعودى در اين قساوت و بى ‌رحمى عمل کرده ‌اند، موفق نمى ‌شديم و حقاً که اين وارثان ابی ‌سفيان و ابى ‌لهب و اين رهروان راه يزيد روى آنان و اسلاف خويش را سفيد کرده ‌اند.[466]

تشبیه وهابیت به خنجری که از پشت در قلب مسلمانان رفته است، به‌ معنای این است که وهابیت همچون منافقان‌ اند که از یک‌سو دم از حمایت مسلمانان و خدمت به ایشان می‌ زنند و از سوی دیگر با شیاطین بر علیه مسلمانان هم‌ پیمان می‌ شوند و مصداق آیه شریفه هستند که می ‌فرماید: «و هنگامی‌که افراد با ایمان را ملاقات می‌ کنند، می‌ گویند ما ایمان آورده‌ ایم، ولی وقتی با شیطان ها (و هم‌ کیشان) خود خلوت می‌ کنند، می‌ گویند ما با شماییم ما فقط (آنها را) استهزا می‌ کنیم».[467]

ایشان همراهی برخی دولت‌ها چون عراق، اردن و مراکش با وهابیت و تبریک گفتن به وهابیت به ‌دلیل قتل عام زائران خانه خدا را چیزی جز استیصال و خشم و ضعف امریکا و ایادی آن در منطقه نمی‌ داند:

جمهورى اسلامى ايران ـ الحمد للَّه ـ در ميان زائران خانه حق از مليت ‌ها و نژادها و کشورها و حتى در خود عربستان طرف‌داران بسيار زياد و دوستان صادق و وفادارى پيدا نموده‌ است که براى گواه و شهادت حقانيت ما و معرفى ابعاد قتل عام خون‌بار مسلمانان به دست خادم الحرمين و انتقال حقايق تلخ روز حادثه به مردم جهان ما را يارى دهند. و چه بهتر که بلافاصله و در حالى‌ که اجساد عزيزان ما بر زمين افتاده ‌اند، صدام و حسين اردنى[468] و حسن مراکشى[469] به حمايت از جنايت آل سعود اعلام همبستگى نمايند! گويى عربستان سنگر بزرگى را فتح کرده است و در کشتن صدها زن و مرد بى‌دفاع مسلمان و به رگبار مسلسل بستن آنان و عبور از روى اجساد مطهر آنان به پيروزى نظامى بزرگى نايل آمده است که به يکديگر تبريک مى‌ گويند و حال آنکه جهان در اين ماتم نشسته و دل پيامبر خاتم شکسته است. و چه کسى است که نداند توسل به زور و سرنيزه و لشکرکشى در برابر زائران خانه حق و تهيه آن‌ همه مقدمات و توسل به بهانه‌ هاى پوچ براى درگيرى با زنان و مردان و جانبازان و مادران و همسران شهيدان چيزى، جز استيصال و خشم و ضعف امريکا و عجز و نااميدى سرسپردگان آنان نخواهد بود.[470]

ایشان تشییع جنازه شهدای مکه و مراسم راهپیمایی بر ضد عربستان را اعلان برائت از کفر خصوصاً آل سعود و وظیفه انقلابی مردم ایران می‌ دانست:

زائران شريف ايرانى امسال پيام انقلاب و برائت خود را با خونشان به جهان و به امت اسلام ابلاغ نمودند و با تقديم شهداى بزرگ به پيشگاه مقدس حق از سازندگان و بانيان سياست نه شرقى و نه غربىِ کعبه خداوند گشتند و ملت بزرگ ايران نيز با تجليل گسترده خود از شهدا و شرکت ميليونى خود در راهپيمايى و اعلان برائت از کفر خصوصاً آل سعود، به وظيفه انقلابى و الهى خود عمل نموده‌ اند که در اينجا لازم است از حضور گسترده آنان و همه اقشار و خواهران و برادران تشکر کنم.[471]

کشتار حجاج، بالاتر از جنایات اسرائیل

ایشان در تبیین اهمیت کشتار حاجیان، این فاجعه را بالاتر از مسئله قدس و جنایات محمد رضا پهلوی و ترورهای منافقین معرفی می‌ کند:

و آن چيزى که من امروز خيال دارم عرض کنم، قضيه اسف‌بارى است که در مکه اتفاق افتاد. ما از اول قيام- ان شاء اللَّه- براى خدا و براى نجات ملت، شهدا خيلى داشتيم. چه قبل از اينکه انقلاب واقع بشود، در زمان ستمشاهى، شهداى بزرگ داشتيم و چه بعدش که مى‌ بينيد شهداى بسيار ارزشمند داشتيم، لکن مسئله حجاز مسئله ديگرى است، غير مسائل است ...  ما شهدا خيلى داديم و در همه جا شهيد داديم. در زمان رضا شاه، آن‌ همه رنج [ديديم!] ... در زمان محمد رضا هم چه شهدايى داديم ... لکن قضيه، قضيه مسئله حجاز نبود. مسئله قدس مسئله بزرگى است ... اما روز قدس مسئله‌ اى است و روز جمعه خونين مکه مسئله ديگرى است ...، لکن آنها اين‌طور نبود که قدس را توهين بهش بکنند، از بين ببرند ... البته نبايد قدس دست آنها باشد، ... بايد دست صاحبانش باشد، غاصب آمده غصب کرده.

در اين انفجارها ... ، در اين ترورها ...، بسيار عزيزان بزرگى را ما از دست داديم ... در جنگ با صدام هم که تحميل به ما کردند، ... شهيد از دست داديم، خيلى ضرر برديم لکن... .

مسئله حجاز مسئله‌اى است که ما باز خواب هستيم، دنيا هم باز خواب است که چه شد. مسئله حجاز، مسئله بزرگ‌ترين مقامات قدس اسلامى و دنيايى (است که‌) شکسته‌ شد. کعبه احترامش پيش ما تنها نيست، ... کعبه را همه ملل محترم مى‌ شمرند؛ همه مللى که به دين (اعتقاد) دارند. کعبه ... از زمان اول خلقت بوده است و همه انبيا در او خدمتگزار بوده ‌اند. شکستن کعبه مسئله‌ اى نيست که بشود ازش همين طورى گذشت. اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه کسانى که به ما بدى کردند بگذريم، نمى‌ توانيم (از) مسئله حجاز بگذريم. مسئله حجاز يک باب ديگرى است، غير(مسائل) ديگر.[472]

ایشان در کلام دیگری درباره بُعد اصلی مسئله کشتار حجّاج می‌ فرماید:

مسئله حجاز ابعاد مختلف دارد، منتها بُعد بزرگ‌ترش همين است که احترام يک محل مقدسى از بين رفت و مسلمين ساکت نخواهند نشست. بعدها خواهد فهميد فهد، و امثال فهد. خواهد فهميد که چه چيزى تحميلش کرده‌ اند و چه قضيه‌اى واقع شده و مسلمين خودشان مى ‌دانند تکليف خودشان را؛ حجازي‌ ها هم مى‌ دانند اين را. اگر اين کشتار که در حرم واقع شده بود، اگر در طائف واقع مى‌ شد، خوب، باز قابل تحمل بود؛ براى اينکه طائف بود، کشتار بود فقط.[473]

ضرورت زنده نگه‌داشتن کشتار حجاج بی ‌گناه به دست آل سعود

از منظر امام خمینی(رحمت الله علیه) وهابیان ملحدینی‌ اند که مکه به دست آنها گرفتار شده است. وی معتقد است که همه مسلمانان باید با این انحراف و الحاد مقابله کنند و کشتار حجاج بی‌گناه و هتک حرمت مکه به‌ دست آل سعود را زنده نگه‌ دارند:

و لازم است زنده نگه‌داشتن اين روز؛ روزى که اين خيانت شد به اسلام. و الآن ماه محرم نزديک مى ‌شود. ماه محرم براى ما خيلى عزا هست، لکن سيد الشهدا  هم فدا شد؛ براى اينکه در مکه نماند که نبادا به ساحت قدس مکه جسارت بشود؛ همه فداى مکه هستند. مکه جايى است که همه انبيا خدمتگزار او بوده ‌اند و حالا گرفتار شده مکه به دست يک دسته اشخاص ملحد ... و يک ننگى است الآن براى همه مسلمين دنيا که مکه، محل قدس الهى، محلى که مقدس‌ترين مقامات الهى است، اين طور شکسته بشود و ... مسلمان‌ها خودشان تکليف خودشان را مى‌ دانند. مسئله را بايد زنده نگه داشت. در ماه محرم، تمام کسانى که منبر مى‌روند، واعظ هستند، نوحه‌خوان هستند، تمام دسته‌جات بايد در رأس امورشان اين مسئله قرار داده شود. سيد الشهدا ... شهادتش براى اين بود که اقامه بشود عدل الهى، اقامه بشود خانه خدا ... البته ...  معناى اينکه ما بايد با اين مسئله برخورد داشته باشيم، اين نيست که کسانى که الآن در اينجا از سعودى‌ ها هستند يا از ساير، از کويت، از جاهاى ديگر، اينها را ما کارى داشته باشيم؛ اينها در پناه ما هستند، بايد محفوظ باشند. و اين جوان ‌هاى ما البته حسن نيت دارند، لکن من بهشان عرض مى ‌کنم که در بين شما ممکن است اشخاصى باشند که حسن نيت نداشته باشند، بخواهند مملکت ايران را، بخواهند دولت ايران را آلوده کنند ... . مسئله بالاتر از اين مسائل است و بايد ما با همه قوايى که داريم، مسلمين با همه قوايى که دارند و دنيا، آنهايى‌ که به خدا اعتقاد دارند با همه قوايى که دارند، بايد با اين مسئله محاربه کنند، به هر طورى‌ که خودشان صلاح مى‌ دانند. اين ننگ را نبايد ما به گور ببريم که ما بوديم، ديديم در حضور ما بزرگ‌ترين جنايت واقع شد و حالا هم آنها طلبکار هستند از ما.[474]

آرزوی رهایی سرزمین وحی از دست وهـابیون

امام خمینی(رحمت الله علیه) در آخرین سال حیات خود، از هر فرصتی برای افشاگری خیانت ‌های آل سعود و انحرافات این فرقه ضالّه بهره می‌ گرفت. ایشان در پاسخ به تبریک رؤسای جمهور کشورهای دیگر به‌ مناسبت اعیاد، جنایات و انحرافات وهابیت را یادآوری می ‌کرد؛ از جمله در پاسخ به پیام تبریک رئیس جمهور وقت اندونزی به مناسبت عید سعید قربان، وهابیون را مزدوران امریکای جهان‌خوار می‌ داند و از مسلمانان می‌ خواهد تا ساکت ننشینند و این جنایت را محکوم کنند و در پایان نجات مسلمانان و سرزمین مقدس حجاز را از دست این نوکران حلقه به گوش امریکا مسئلت می‌ دارد.‌[475] همچنین در پاسخ تبریک رئیس دولت امارات متحده عربی به مناسبت حلول سال جدید هجری با یادآور شدن فاجعه مکه به دست رژيم مزدور آل سعود و شکسته شدن حرمت این شهر مقدس، از خداى تعالى می‌خواهد تا سرزمين مقدس حجاز و مهبط وحى الهى را از دست ايادى استعمار و دشمنان اسلام رهایی بخشد.[476] همچنین در پیامی به رؤسای جمهور وقت کشورهای الجزایر[477] و مالدیو[478]، آل سعود را غاصبین اماکن مقدسه مسلمانان معرفی می‌ کند. ‌همین مضامین در پاسخ به پیام‌ های نایب رئیس دولت امارات[479] نیز تکرار شده است.

پیام امام خمینی(رحمت الله علیه) به آل سعود

ممکن است گمان رود که همه این موضع‌گیری‌ ها به‌ دلیل حمله به حجّاج ایرانی بوده است، اما با دقت در کلمات امام خمینی(رحمت الله علیه) قبل از این فاجعه، سیاست اصولی و اعتقادی وی در قبال این انحراف روشن می‌ گردد؛ چنان‌که در مهرماه سال 1360 در پیامی به ملک خالد، پادشاه عربستان، به‌ طور صریح درباره مسائل جاری عربستان و اشتباهات و کج ‌فهمی‌ ها و برخوردهای ناشایست نیروهای امر به معروف و نهی از منکر و پلیس عربستان با زائران و حجاج سخن می‌ گوید که به‌ دلیل اهمیت این پیام، آن را به‌ طور کامل نقل می‌ کنیم:

مرقوم شما واصل گرديد. آنچه که سفارت جمهورى اسلامى گفته است، صحيح است. اين‌جانب تمام گرفتاري‌ ها و بدبختى ‌هاى مسلمين و دولت‌ هاى کشورهاى اسلامى را در اختلاف و نفاق بين آنان مى ‌دانم. چرا بايد دولت ‌هاى اسلامى با داشتن قريب يک ميليارد جمعيت و در دست داشتن ذخيره‌ هاى زير زمينى، خصوصاً موج‌ هاى نفت که رگ حيات ابرقدرت‌هاست و برخوردارى از تعليمات حيات‌بخش قرآن کريم و دستورات عبادى سياسى پيامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم که مسلمانان را به اعتصام به «حبل اللَّه» دعوت و از تفرقه و اختلاف تحذير مى ‌فرمايد،[480] و با داشتن مَلاذ و ملجأيى چون حرمين شريفين، که در عهد رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم مرکز عبادت و سياست اسلامى بوده و پس از رحلت آن بزرگوار مدت‌ها نيز چنين بوده است و طرح فتوحات و سياسات از آن دو مرکز بزرگ سياسى عبادى ريخته مى‌شده است، اکنون به واسطه کج‌فهمي‌ها و غرض‌ورزي‌ها و تبليغات وسيع ابرقدرت‌ها کار را به آنجا بکشانند که دخالت در امور سياسى و اجتماعى، که مورد احتياج مبرم و از اهمّ امور مسلمين است، در حرمين شريفين جرم شناخته شود و پليس سعودى در داخل مسجد الحرام و در جايى که به حکم خدا و به‌ نصّ قرآن مجيد براى همه کس حتى منحرفين محل امن است، با چکمه و سلاح به مسلمانان حمله کرده و آنان را مضروب و دستگير نمايند و به زندان بفرستند؟ جرم اين مسلمانان شعار بر ضد امريکا و اسرائيل، اين دشمنان خدا و رسول بوده است.

من نمى ‌دانم مسائل و جرياناتى که در کشور شما و حرمين شريفين مى ‌گذرد، به ‌طور صحيح به شما گزارش مى‌ دهند، يا همچون شعارهاى ايرانيان که در همه‌ جا شعار آنان مشهور است، براى شما تحريف شده و بر خلاف واقع گزارش داده‌اند؟ و نمى‌دانم ائمه جماعات حرمين شريفين از اسلام چه برداشت کرده‌ اند و از حج بيت اللَّه الحرام، که سرتاسر آن مشحون به سياست، و سرّ جعل آن قيام انسان‌ها به قسط و رفع ستمگري‌ها و چپاولگري‌هاست، که سياست کلى انبياى عظام و خصوص حضرت رسول خاتم صلی الله علیه وآله وسلم است چه فهميده‌ اند که زائرين حرمين شريفين را به اسم اسلام از دخالت در سياست و حتى از شعار عليه اسرائيل و امريکا منع و مسلمانان را، به دلخواه امريکا و اسرائيل و ساير دشمنان اسلام و بر خلاف سيره پيامبر عظيم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله وسلم و مسلمانان صدر اسلام، از دخالت در سياست منع مى ‌کنند و عمداً يا از روى جهالت و غفلت مقدمات سلطه اجانب را بر ممالک اسلامى حتى حرمين شريفين، مهبط وحى و مهبط ملائکة اللَّه فراهم مى‌ نمايند. اگر دولت حجاز از اين فريضه عبادى ـ سياسى که هر سال در مواقف کريمه حرمين شريفين با حضور ميليونى مسلمانان تشکيل مى‌شود، استفاده سياسى اسلامى مى‌نمود، احتياج به امريکا و هواپيماهاى آواکس آن و ساير ابرقدرت‌ها نداشت و مشکلات مسلمانان حل مى شد. مى ‌دانيم که امريکا اين هواپيماها را از آن جهت در اختيار عربستان قرار داده است تا به‌ نفع خود و اسرائيل از آنها استفاده نمايد، چنان‌که ديديم که آواکس‌هاى امريکايى براى تفرقه بين ايران و ساير مسلمانان عرب گزارشى سرتاسر دروغ داد مبنى بر بمباران مراکز نفتى کويت توسط ايران. مع الأسف اين سهل‌ انگارى در عموم دولت ‌هاى کشورهاى اسلامى شيوع دارد، تا آنجا که مسلمانان و خصوص دولتمردان آنان را دست خيانتکار و جنايتکار ابرقدرت‌ها از دخالت در سياست و اهتمام به امر مسلمين برکنار زده است و تا جايى که در مرکز سياست اسلام، مسلمين به حکم وعّاظ السلاطين با دخالت در سياست، بلکه با شعار عليه دشمنان خون‌خوار قرآن کريم و اسلام عزيز، مجرم شناخته مى‌شوند و به حبس و شکنجه کشيده مى‌ گردند.

آيا شما از اين فجايع که در حرمين شريفين، در مأمن الهى و در جوار قبر رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم به بار مى‌ آيد، مطلع هستيد؟ يا مسائل به صورتى غلط و انحرافى براى شما ترسيم مى ‌گردد؛ چنان‌که از گزارش شعار ايرانيان معلوم مى ‌شود. ما در ايران به‌ پاخاستيم که به اميد خداوند قادر متعال، مسلمانان جهان را در زير پرچم توحيد و متعهد به احکام مترقى اسلام جمع، و دست ابرقدرت‌ها را از ممالک اسلامى کوتاه، و مجد مسلمين صدر اسلام را بازگردانيم و سلطه ظالمانه کفار را از بلاد مسلمانان به هم پيچيده و آزادى و استقلال را به مسلمين بازگردانيم. و اميد آن است که دولت‌ هاى اسلامى و خصوص دولت عربستان سعودى که در مرکز سياست اسلامى واقع است، با ما هم ‌صدا و همفکر شوند و هر يک در کشورهاى خود شيرينى حمايت بى‌ دريغ ملت‌ها را بچشند و همچون دولت مردمى ايران از اين نعمت بزرگ الهى بهره‌ مند شوند و به حکم قرآن مجيد با ملت‌ها و دولت‌هاى اسلامى به رحمت و اخوت، و با کفار و غارتگران بين المللى به شدت و قدرت عمل کنند.

اخيراً به اين نکته تأکيد مى‌کنم که از مکتوب شما ظاهر مى‌ شود که گزارش‌ هاى دروغ و انحرافى به شما داده مى‌ شود؛ چنان‌که نوشته‌ ايد شعارهاى زائرين ايرانى موجب نارضايتى و تنفر زائرين بيت الله شده است. بهتر بود شما اشخاص امينى را مأمور گزارش‌ها نماييد تا معلوم شود شعار ضد اسرائيل و امريکا موجب تنفر و نارضايتى زائرين نشده، بلکه برخورد مأمورين دولت سعودى و ضرب و هتک و به حبس کشيدن مهمانان خداى متعال، به جرم شعار عليه اسرائيل و امريکا، موجب تنفر و نارضايتى مسلمانان جهان و خصوص زائران بيت اللَّه الحرام و حرم معظّم رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم شده است.

از خداوند متعال خواستارم که مسلمانان را از خواب غفلت بيدار، و عظمت اسلام را روز افزون فرمايد و مسلمانان و خصوص دولتمردان را به آنچه صلاح اسلام و مسلمين است هدايت فرمايد. و السلام عليکم و على جميع المسلمين.  روح اللَّه الموسوي الخمينى‌.[481]

آنچه از مجموعه بیانات و پیام‌های امام خمینی(رحمت الله علیه) به‌ دست می‌ آید، اینکه ایشان از ابتدای نهضت با دقت مسائل مربوط به جهان اسلام را پی‌گیری می‌ کرد و از انحرافات موجود در آن چون وهابیت آگاهی کامل داشت و همواره در صدد آگاه کردن امت اسلامی بود.

نکته دیگر اینکه ایشان وحدت با شیعه و اهل سنّت را ممکن می ‌دانند، اما هرگز در برابر جریان وابسته و منحرفی که اصل اسلام را نشانه گرفته است، تسلیم نمی‌ شود و به بهانه وحدت با آن، در مقابل خیانت‌هایش سکوت نم ی‌کند.

از دیدگاه امام خمینی(رحمت الله علیه)، وهابیت مجموعه‌ ای منسجم از آخوندهای وهابی بی‌ خبر از خدا و دنیا زده و متحجّر و سردمداران حکومتی عربستان است که با همراهی و هم‌پ یمانی با هم و با استفاده از زور و تزویر، حجاز و اماکن مقدس آن را غصب کرده و به دنبال ایجاد شکاف و تفرقه بین مسلمانان و ضربه زدن به اصل اسلام ‌اند.

این فرقه ضالّه همچون خاری در چشم مسلمانان و همچون شمشیری است که از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته است و تا همه مسلمانان اتحاد و همدلی نداشته باشند، بر این فرقه منحرف غلبه پیدا نخواهد کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

¯ . کارشناس ارشد موسسه مذاهب اسلامی.

[437] . صحيفه امام، ج‌15، ص454.

[438] . منظور، تعیین هفته وحدت شیعه و سنی است.

[439] . صحيفه امام، ج‌15، ص 454.

[440] . آيا سيراب کردن حجّاج و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند(عمل) کسي قرار داديد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! (اين دو) نزد خدا مساوي نيستند و خداوند گروه ظالمان را هدايت نمي‌ کند».

در تفاسير نقل شده که طلحه گفت: من صاحب خانه کعبه‌ ام و کليد آن در دست من است، و عباس گفت: مسئوليت آب دادن به حجاج بر عهده من است. علي فرمود: نمي‌ دانيد چه مي ‌گوييد: من قبل از مردم به طرف قبله نماز خواندم و سابقه من در جهاد در راه خدا بيش از شماست. آن‌گاه خدا اين آيه را بر پيامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نازل کرد:﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ....﴾ (ر.ک: مجمع البيان، ج 5، ص 27؛ در المنثور، ج 3، ص 218).

[441] . صحیفه امام، ج20، ص352.

[442] . صحیفه امام، ج20، ص371.

[443] . همان، ج21، ص396.

[444]. همان، ج‌21، ص120، پيام به ملت مسلمان و علماى پاکستان به مناسبت شهادت سيد عارف حسين حسينى، 14 شهريور 1367.

[445] . فتوا دهندگان.

[446] . از علمای بنی اسرائیل که با حضرت موسی مخالفت کرد.

[447] . صحیفه امام، ج21، ص 75-76، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[448] . «و این اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به(عموم) مردم در روز حجّ اکبر(عید قربان) که خداوند و رسولش از مشرکان بیزارند» (سوره توبه، آیه3)

[449] . صحيفه امام خمینی، ج‌18، ص86، پيام به مسلمانان ايران و جهان به مناسبت ايام حج، 12 شهريور 1362/ 25 ذى القعدة 1403.

[450] . صحیفه امام، ج21، ص 80و81، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[451] . صحیفه امام، ج3، ص205، 14 شهريور 1367.

[452]. صحیفه امام، ج21، ص 81 ـ82، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[453]. همان، ص80، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[454] . آب‌رسانی به حاجیان.

[455] . صحيفه امام، ج‌20، ص 349.

[456] . حدیث بیداری، ص146به بعد.

[457] . سوره فتح، آیه 27.

[458] . صحیفه امام، ج21، ص 74، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[459] همان، ص 75، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[460] . سوره حج، آیه207.

[461] . صحیفه امام، ج21، ص 75، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[462] . بخشی از آیه 127 سوره بقره: «بازداشتن مردم از راه خدا».

[463] . صحیفه امام، ج21، ص 76، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.

[464] . همان.

[465] . صحیفه امام، ج20، ص350.

[466] . صحیفه امام، ج20،  ص350.

[467]. ﴿وَ إِذَا لَقُوا الَّذِينَ آَمَنُوا قَالُوا آَمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ﴾ (سوره بقره، آیه14).

[468]. ملک حسین، شاه اردن. امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) درباره وی می‌ فرماید: «حسين اردنى، اين دلال دوره ‌گرد خيانتکار که تا دولت‌ هاى منطقه را به دام شيطان بزرگ نيندازد از پاى نخواهد نشست، و چون «حسنى مبارک» نسخه دوم انور سادات و ديگر خائنين به اسلام را از خود برانند که اينان‌ اند که شما را بازيچه خود قرار داده ‌اند تا متعمداً يا بدون‌ عمد سد راه شرف و عزت اسلام شوند» (صحيفه امام، ج‌20، ص 98).

[469] . ملک حسن پادشاه مراکش(مغرب). امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) درباره وی می ‌فرماید: «حسن مراکشى که با ملاقات و دست دوستى دادن به «پِرِز» «2» به اسلام و ملت‌ هاى مسلمان به‌ ويژه ملت عرب و فلسطين، خيانت فاحش نابخشودنى نموده و بر ملت و دولت‌ هاى اسلامى و عربى است که با برخورد قاطع دست اين خيانتکار را قطع کنند» (صحیفه امام، ج20، ص98).

[470] . همان، ص350-351.

[471] . صحیفه امام، ج20، ص354-355.

[472] . صحیفه امام، ج20، ص368-369.

[473] . همان، ص371.

[474] . صحیفه امام، ج20، ص370.

[475]. همان، ص372، پاسخ به پیام تبریک رئیس جمهور اندونزی، 3شهریور1366.

[476] . همان، ص373.

[477]. ر.ک: صحیفه امام، ج20، ص373، 375و 385.

[478] . همان، ص376

[479] . همان، ص374

[480] . ﴿وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ کُنْتُمْ عَلَى شَفَاحُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذَلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آَيَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ﴾ (سوره آل عمران، آیه 103).

[481]. صحيفه امام، ج‌15، ص293، 18 مهر1360/11ذى‌ الحجه1401، خطاب به خالد بن عبد العزيز (پادشاه عربستان سعودى).

وهابیت، امتداد جریان اموی

گفتگو با حجة الاسلام والمسلمين نجم‌ الدين طبسی

سراج منیر: خواهشمند است در ابتدای گفتگو تاریخچه‌ ای از فعالیت‌های مربوط به وهابیت‌ پژوهی علما را بیان کنید.

حجة الاسلام والمسلمين طبسی: با حمد و ثنای پروردگار عزوجل و اهدای درود بی‌ پایان به روان پاک خاتم انبیا حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم و خاندان گرامی‌ اش و بالاخص آقایمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف). با سلام به شما عزیزان و عرض تشکر از اینکه پی ‌گیر این مباحث هستید و برای روشنگری و تبیین حقایق تلاش می‌ کنید.

وهابی‌ پژوهی یا به تعبیر روشن‌تر، تبیین فضایح و انحرافات و تبیین این جریان انحرافی، موضوع تازه ای نیست. اصلاً فلسفه وجودي حوزه‌ های ما بر همین اساس است. سیره علما، حفظ مذهب و جلوگیری از رخنه خطوط انحرافی و روشن کردن حقایق  برای مردم بوده است. قدما همچون شیخ طوسی، سيد مرتضی، شیخ مفید و دیگر بزرگان ما، این سیره را در کتاب‌های کلامی خود سرلوحه برنامه‌ های خودشان قرار داده بودند و تا امروز این‌چنین بوده است. من تأکید استادم آیت الله مکارم(زیدعزه) را فراموش نمی‌کنم که 37 سال قبل به ما توصیه می‌ فرمود در کلاس‌های عقاید شب‌ های پنجشنبه شرکت کنیم. ما هم به کلاس‌ ایشان می‌ رفتیم و امتحان می‌ گرفتند و توجه و عنايت خاصي به اين مباحث داشتند. در آن زمان طلاب فراوانی شرکت مي‌ کردند و مدرس مملوّ از طلاب بود. این برنامه ‌ها نشان‌ دهنده اعتنای حوزه ‌ها به‌ این‌گونه مباحث است.

وهابیت همان سلفیت دیروز و همان نواصب قديم و پیروان شجره ملعونه است. آنان پیروان حزب اموی‌ اند، منتها هر روز به یک لباس درمی‌ آیند. اگر امروز خود را پیرو معاویه و امویان بدانند، فضایح و رسوایی‌های معاویه آن‌قدر زیاد است که طرف‌دارانش جرئت دفاع از آن را ندارند. من فراموش نمی‌کنم که با یکی از برادران اهل سنّت در مدینه بحث شد و ایشان بسیار با تشیع مخالف بود. وقتی صحبت از علی  و معاویه شد، گفت این دو را با هم مقایسه نکن. علی کجا و معاویه کجا! و تعبیری کرد که من نمی‌ توانم اینجا بگویم. آن‌قدر معاویه را کوچک کرد که من بهت‌ زده شدم.

جریان وهابی همان امتداد خط حزب ملعون اموی است و به تعبیر امام جعفر صادق : «إنّا و آل‌ أبی‌ سفیان أهل‌ بيتين تَعادَینا في الله».[482] می‌ فرماید: ما براي خدا با این خاندان اموی دشمن هستیم. بعد می‌ فرمایند: ابوسفیان با رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم، معاویه با علی ، و یزید با حسین  مقاتله کردند و سفیانی با حضرت قائم مقاتله می‌ کند. و این جریانی است که امتداد دارد تا به سفیانی برسد که امام زمان  سر سفیانی را قطع و ریشه فساد را قلع و قمع می‌ کند. از این سخن امام صادق  استفاده می‌ شود که این جریان اموی در طول تاریخ ادامه دارد و لبه تیز هجومشان پیروان اهل بیت علیهم السلام  است.

به‌ هرحال، وهابیت‌ پژوهی و تحقیق درباره انحرافات و جنایات آنان از قدیم بوده است، ولی امروز این بحث با عنوان وهابیت مطرح شده است و حوزه ‌ها با این عنوان به بحث پرداخته‌ اند. از سال1143 قمری که وهابیت به ‌عنوان یک مظهر انحرافی در نجد سر درآورد، رسماً آنها شروع به مسلمان‌ کشی و هتک نوامیس کردند. از همان روز علمای شیعه در کنار علمای اهل سنّت به تبیین حقایق و روشنگری پرداختند و کتاب‌های زیادی تا زمان شیخ جعفر کاشف الغطاء نوشته شد و ایشان حتی نامه‌ای به آل سعود خارجی نوشت. یا مرحوم سید محمد جواد عاملي در کتاب مفتاح الکرامة در جلدهای پنجم تا هفتم به تبیین جریان انحرافی وهابی و حقایق آن می‌ پردازد و از آنان تعبیر به خارجی می‌ کند و می‌ فرمايد که ما الآن در سنگر دفاع هستیم و نجف تحت محاصره است. اداره حوزه‌ های علمیه، دفاع از نجف اشرف، بسیج مردم و سازمان‌دهی تمام این قضایا، به فرماندهی آیت الله شیخ جعفر کاشف الغطاء(رحمت الله علیه) صورت گرفت. حوزه‌ های مقدّسه کمر همّت بستند و در میدان‌های قلم، علم، عمل و جهاد با جدیت عمل کردند و به موفقیت دست یافتند. مرحوم آقای بلاغی کتابی علیه وهابیت نوشتند. کتاب کشف الارتیاب مرحوم سید محسن امین از بهترین کتاب‌ها در ردّ این حزب است. علّامه امینی نیز در این زمینه کوتاهی نکرد و در جلدهای سوم و پنجم  الغدیر مفصّلاً اعتقادات اینها را نقد و ردّ می‌ کند. یک بار با ابن تیميه درگیر می‌ شود و به تهمت‌ های او جواب می‌ دهد و آن را نقد می‌ کند. بار دیگر با آقای عبدالله قصیمی، صاحب کتاب  صراع بين ‌الاسلام و الوثنية،‌ وارد بحث می‌ شود و اشکال بر زیارات و توسّلات و مانند این مباحث را که کتاب قطوری می‌ شود، نقد می‌ کند. خدا آقای مغنیه را رحمت کند! ايشان هم در ردّ اين فرقه، کتاب هذی هي الوهابية را نوشت. اساتید ما، آیت ‌الله مکارم(زیدعزه) و آیت الله سبحانی(زیدعزه)، نیز کوتاهي نکردند.

من این خطر را 25 سال قبل احساس کردم. لذا معتقد بودم که از هر فرصتی باید استفاده کرد. در جامعة الزهراء سال‌ها تدریس داشتم. از سطح  شروع کردم تا بحث خارج. البته الآن تدريس نمی‌ کنم و به کارهای دیگری می‌ پردازم. یک وقت از من درخواست شد تا برای طلّاب خارجی که می‌ خواهند به تبلیغ بروند، موضوعی کاربردی را درس بدهم که بحث وهابیت را در 25 جلسه مطرح کردم و استقبال خوبی هم شد. سپس این مباحث را تحت عنوان روافد الإیمان إلی عقائد الإسلام (چاپ بیروت) تنظیم کردیم و تا کنون بیش از سی بار چاپ شده است. سپس همین بحث را در بیروت، هم در حوزه خواهران و هم در حوزه برادران، مطرح کردم. یادم نمی‌رود استادم آیت الله فاضل يکي از پيش‌کسوتان جدّی مبارزه با وهابيت بود. ایشان دستور داد که همین کتاب را در شش جلد ترجمه کنند تحت عنوان رویکرد عقلانی بر آیین وهابیت. و این هم چندین‌ بار تجدید چاپ شد. به دستور ایشان این کتاب را در حوزه علميه قم به مسابقه گذاشتند تا طلاب آن‌را مطالعه کنند. در حوزه‌ هاي علميه ساير شهر‌ها نيز همزمان اين آزمون برگزار شد و از آن استقبال خوبی کردند. اینها دلیل بر این است که مراجع حوزه و مسئولین مربوط به این امر اهتمام داشته‌ اند.

بعد از کتاب روافد الایمان که به چندین زبان هم چاپ شد، به این مسئله بیشتر پرداختم. درس نقد وهابیت کتاب دیگری است که نوشتم و در چهار جلد جیبی به زبان اردو چاپ شد و در یک سال سه بار به چاپ رسید و به کشور‌هاي هند و پاکستان منتقل شد. نامه‌ هایی از پاکستان و کشورهای دیگر ‌آمد و از ما قدردانی ‌کردند. خود سنی ‌ها نیز قدردانی و اظهار کردند که این کتاب برای مقابله با وهابیت بسیار خوب بوده است و کتابی در این موضوع نداشته‌ اند. بعد از آن کتاب‌های متعددی مثل کتاب درسنامه وهابیت نوشتیم که کتاب درسی است و به زودی به بازار خواهد آمد. کتاب دیگر، آشنایی با وهابیت است که به نظر من کتاب مرجع حساب می شود و به‌ زودی در یک جلد قطور وارد بازار خواهد شد، إن شاء الله.

مراکز فرهنگی حوزه مقدّسه اعم از دفتر و سازمان تبلیغات و خود شورای مدیریت در مدارس قم و سایر مراکز فرهنگی در سطح کشور برنامه‌های خوبی در این زمینه داشته‌ اند. نشست‌ های متعددی تحت عنوان سلفیه برگزار شده است که مطالب آن هم با عنوان سلفی‌ گری، توسل و مباحثی دیگر چاپ شده است. اینها گام‌هایی است که تاکنون برداشته شده؛ هر چند توقع ما بیش از این است.

وهابيت، امروز احساس خطر کرده است. آنها زماني داعیه رهبری جهان اسلام را داشتند، اما امروز چهره منفور آنها برملا شده و در کشور خودشان هم طرف‌دار ندارند. در کنار شعار مرگ بر اسرائیل و آمریکا، شعارهای مرگ بر آل ‌سعود و وهابیت همه ‌جا را فراگرفته است؛ چون مردم اینها را پیاده نظام آمریکا می‌ دانند، به‌ ويژه پس از سکوت در برابر اشغالگران اسرائيل و يورش به بحرين. لذا دست به کارهای تبلیغی وسیعی زده‌ اند و ما باید کارهای جدّی ‌تری انجام بدهیم.

سراج منیر: برخی مؤسس وهابیت را ابن ‌تیمیه می‌ دانند و معتقدند که عقاید وهابیت از دل افکار ابن‌ تیمیه به‌ وجود آمده است و حرکت‌های فکری پیش از او همچون احمد بن حنبل را حرکتی جدا می‌ دانند ولی از فرمایش شما برمی‌ آید که این جریان ادامه همان جریانی است که عثمانیه و نواصب بنا کردند و بعدها احمد به آن رنگ و لعاب داد و بعد از او، ابن‌ تیمیه مسائلی را به آن اضافه کرد و در دوران محمد بن عبدالوهاب به نام وهابیت تبلیغ شد.

حجة الاسلام والمسلمين طبسی: ابن ‌تیمیه امتداد جریان سلفیه و مروّج و مبلّغ آن است، نه مؤسّس آن. قبل از ابن ‌تیمیه کسانی مثل بربهاری بودند که با این عقاید، فسادهای فراوانی را در بغداد راه انداختند. احمد ‌بن حنبل و طرف‌دارانش نیز در این راه منشأ فسادهایی بودند. در کتاب الکامل في التاريخ ابن‌اثير شافعی ده مورد از مفاسد آنان مانند مسجدسوزی، کشتار، آتش‌زدن بازار و مراکز اقتصادی و مواردی از این قبیل نقل شده که عامل آنها حنابله و سلفی ‌ها بودند.

از عبارات او این نتیجه به دست می‌ آید که سلفی‌ ها در طول تاریخ عامل ناامنی و فساد در بلاد اسلامی بوده‌ اند. در الکامل في التاريخ (ص317) در حوادث سال 323ق نقل شده که حنابله به خانه‌ های مردم و مأمورین حکومتی هجوم بردند و به حریم خصوصی تجاوز‌ کردند. در بغداد اوضاع به هم ریخته بود. رئیس پلیس اولتیماتوم داد و ائمه جماعات سلفيان را از مساجد اخراج کردند، اما این اقدام هم به نتیجه‌ ای نرسید. آنها شافعی‌ها را دستگیر و دشمن خدا معرفی می‌کردند و به دست افراد نابینا می‌دادند تا به آنان کتک بزنند، تا اینکه خود خليفه عباسی وارد عمل شد و اولتیماتوم شدیدی به آنها داد و گفت: «شما خیال می‌کنید که خداوند چهره‌ای مثل چهره‌ های کریه و زشت شما دارد و دارای دست و پاست. شما همه بزرگان را زیر سؤال می‌برید، به دوستان علی و رسول الله نسبت کفر می‌دهید و می‌خواهید همه پیرو شما و مذهب فاجر شما بشوند؟ شما زیارت قبور ائمه را بدعت و زائرین را بدعت‌گذار می دانید؛ در حالی که خودتان قبر گمنامی را زیارت می‌ کنید و برای آن کرامات می‌ تراشید و دستور می‌ دهید که مردم به زیارت آن بیایند». خلیفه عباسی قسم خورد که اگر دست از این انحراف برندارند آنان را آواره ساخته، شمشیر بر گردن‌هایشان بنهد و خانه‌ هایشان را به آتش بکشد. این سخنان مربوط به سیصد سال قبل از ابن ‌تیمیه است.

پس این پیچک انحراف قبل از ابن ‌تیمیه نیز وجود داشت. متأسفانه حنابله این‌گونه‌ اند، اما مذاهب دیگر چنین نیستند. احمد بن ‌حنبل با نواصب رابطه بدی نداشت. با متوکل عباسی که همه او را ناصبی می‌ دانند، روابط خوبي داشت. هیچ‌یک از خلفا قبر امام حسین  را خراب نکرد، ولی این ملعون چندین بار آن را خراب کرد. در نامه‌ های احمد بن حنبل آمده است که: «من در نماز شب شما را دعا می‌ کنم. دین از بین رفته بود و تو دین را برگرداندی». گویا دین در عقاید احمد بن حنبل خلاصه شده است!

احمد بن حنبل در لعن یزید هم احتیاط می‌ کند و می‌ گوید که من هیچ‌گاه مسلمانی را لعن نکرده‌ ام و یزید هم یک مسلمان است! او با جوزجاني ناصبي نامه ‌نگاری کرد و حریز بن عثمان حمصي را تأیید می‌ کرد. حریز امام جمعه حمص بود و روزی 140 مرتبه امام علی  را لعن می‌ کرد و مي‌گفت که سیصد حدیث در این زمینه دارد. او در پیام شفاهی به یکی از محدثین می‌ گوید که چرا از  موسي بن عبیدالله عبسي حدیث نقل می‌ کنی؛ در حالی‌که به معاویه ناسزا مي‌ گويد؟ مقصودش این است که اگر کسی به معاویه بد بگوید، ضعیف است، ولي بدگویی به علی خوب است.

حالا به عقب برگردیم: احمد بن حنبل طبق نقل کشّی از نوادگان ذوالثديه است. او نظريه‌ پرداز خوارج بود که به دست امام علی در جنگ نهروان به هلاکت رسید. کیست که نداند جریان خوارج را که از بدترین نواصب بودند، خود معاویه حمایت می‌ کرد؟ کیست که معاويه را نشناسد و نداند که او با آل رسول علیهم السلام  بلکه با خود رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم مشکل داشت؟

بنابراین به نظر من تفکر ابن تیمیه امتداد یک جریان است که فراز و نشیب دارد؛ همان‌طور که پیروان مذهب اهل بیت علیهم السلام  فراز و نشیب داشتند، نه همیشه ضعیف بودند و نه همیشه قوی. گاهی حکومتی مثل متوکل پیدا می‌ شد که از پیروان ابن تیمیه حمایت می‌ کرد و امروز هم اکثر حکومت‌ های بلاد اسلامی از اینها حمایت می‌ کنند؛ مثل صدام که اینها را در عراق و کشورهای دیگر آورد و اساس آنها را در این زمان آل سعود بنا کرد.

سراج منیر: می‌ دانیم که بعد از آمریکا، عربستان بیشترین کمک را به وهابیت کرده است. به‌ نظر شما دلیل حمایت آل‌ سعود از آنان چیست؟

حجة الاسلام والمسلمين طبسی: ببینید، آمریکا همان سیاست انگلیس را حتی پر رنگ‌تر ادامه می‌ دهد؛ سیاست انگلیس، «تفرقه بینداز و حکومت کن»، است، ولی سیاست آمریکا این است که تفرقه بینداز و نابود کن. وجود اسرائیل که الآن مورد حمایت آمریکاست، برای رسوایی آن کافی است. دیگر لازم نیست علناً مسلمان‌ کشی راه بیندازد، بلکه از افرادی حمایت می‌ کند که آنها این اهداف ننگین را دنبال کنند. خود آمریکا نمی‌ توانست بعد از سقوط صدام ظرف کمتر از ده سال، حدود دو هزار مسجد و حسينيه را در عراق خراب کند؛ چون دنیا تحریک می‌ شد و واکنش نشان مي‌ داد، اما به‌ راحتی به کمک وهابیان توانست این کار را بکند. آیا در فلسطین اشغالی که بیش از شصت سال تحت اشغال است، مي‌ توانست شصت مسجد را خراب کند؟ نمی ‌توانست، ولی به راحتی از طریق آل سعود در بحرین در مدت شصت روز، بیش از 180 مسجد تخریب ‌شد و بیش از صد زن و دختر ربوده ‌شدند. در اسرائیل این حوادث رخ نداده است. البته این سخن به معنای حمایت از جنایات صهیونیسم نیست؛ مقصود این است که آل سعود نیروهای پیاده‌ نظام آل یهود است. در واقع این دولت‌ها کارمند و مواجب بگير آمریکایی‌ها هستند. امروز سیاست سفارتخانه ‌های آمریکا این است که مسلمین را به جان هم بیندازند و وهابيت بهترین مجریان مقاصد آنها هستند.

سراج منیر: آل سعود نشان داده است مثل خود عبدالعزیز که مؤسّس این حکومت است، هر‌گاه منافعش اقتضا کند، از اصول دست می‌ کشد. در سال 1320‌ق وقتي حکومت تشکیل داد، اولین کسانی که قیام کردند، همان اخوانی‌ ها و لشکر خودشان بودند؛ چون از اصول آنها خارج شده بود. او سعي کرد که دل مسلمانان دیگر را به دست بیاورد تا حکومت آنها را بر حجاز به رسمیت بشناسند. در وضعیت کنونی هم می‌ بینیم که آنها در بحرین حرکت جدّی علیه شیعیان نداشتند، ولی ناگهان در بحبوحه انقلاب‌های اخیر و بیداری اسلامی، آنها فرصت را غنیمت شمردند و وارد عرصه شدند تا اهدافی مانند قتل عام شیعیان جزیرة العرب را دنبال کنند که سال‌ها مدّ نظر داشتند و محمد بن عبدالوهاب نیز آن را در دل می‌ پروراند و در اين راه تلاش بسیاری کردند. نظر جناب‌عالی در این زمینه چیست؟

حجة الاسلام والمسلمين طبسی: من نمی‌ خواهم وارد مباحث سیاسی بشوم؛ هر چند این سیاست نیست، بلکه عین دیانت است، ولی نکته این است که تشیع ‌زدایی در منطقه خليج فارس و به‌ خصوص در بحرين امر تازه‌ای نیست، بلکه طرح بن بندر است. این طرح همانند طرح شهرک‌سازی صهیونیست است که در صدد جمع‌ آوری یهودیان و انتقال آنها به فلسطین اشغالی است. دقیقاً مانند همان طرح است. بنده به دقت طرح آنها را مطالعه کردم و عملکردهاشان را دیدم. بحرین به عنوان نمونه‌ ای از کل شیعه بود که الآن هفتصد هزار شیعه دارد.

اینها از مدت‌ها قبل برای تغییر وضع فعلي بحرین که اکثريت با شيعيان است، تحت عنوان طرح بندر با پول‌های کلان، وهابی‌ ها و سلفی‌ ها را از خارج، وارد بحرین می‌ کنند و در همان فرودگاه کلید خانه و گذرنامه بحرینی به آنها می‌ دهند، کار هم می‌ دهند. از نزدیک شهرک‌هایشان را دیده ‌ام. خانه‌ های مدرن و زیبایی برایشان ساخته ‌اند، ولی شیعه ‌ها در خانه‌ های فرسوده‌ اند و کار ندارند. پست‌های کلیدی را به این وهابی‌ها داده‌ اند. در منامه، همه خارجی‌ ها و اتباع بیگانه گذرنامه بحرینی دارند؛ درحالی‌که بحرینی کمتر می‌ بینید. شیعه در بحرین با چنین وضعیتی مواجه است. طبیعی است که دردمند باشند و آنها هم مثل بقیه حق و حقوقی دارند و در جریان بیداری اخیر جهان اسلام، آنها هم به پا خاسته‌ اند. آل سعود وقتی این خیزش را دید، تحت عنوان سپر جزیره نیرو پیاده کردند. هدف آنها مردم نیست، بلکه حفظ تاج و تخت آل خلیفه است. آل‌ خلیفه‌ خودش بحرینی نیست، بلکه اهل کویت است. آل‌ خلیفه به‌ دلیل اختلافاتی که با قبایل دیگر داشتند، قهر کردند و دویست سال قبل به بحرین رفتند و آنجا را اشغال کردند و به قبایل دوسری در سعودي که اصلاً بحرین را ندیده بودند، گذرنامه بحرینی دادند.

به ‌هر‌حال، مسئله مبارزه با تشیع و شیعه‌ زدایی درمنطقه چيز جدیدي نیست. آنها از گذشته ‌ها کارها و خرج‌ های بسیاری کردند، اما معمولاً تیرشان به سنگ خورده است؛ چون تشیع در منطقه ریشه‌ دار است. نصف جمعیت کویت شیعه است. من در امارات خانواده‌های شیعه ‌ای را دیده ‌ام که صد تا دویست سال در آنجا زندگی کرده ‌اند و به آنها شناسنامه نداده‌ اند و شرط کرده ‌اند باید سنّی بشوند؛ حال آنکه وقتی کسی از آن سوی مرز می‌ آمد، به او شناسنامه می‌ دادند.

درآمد اصلی آل سعود از نفت است و نفت از شهر‌هاي دمام و منطقه شرقیه که شیعه‌ نشین است، استخراج می‌ شود. نفت آنها به همه‌ جا رسیده، اما مردم شهر نفت‌ خیز که شیعه‌ اند، از آن بی‌ نصیب مانده‌ اند. در فیلمی از یک شاهزاده نشان می ‌داد که در یک مجلس فحشا، بیست بسته يک ميليون دلاري را بر سر یک فاحشه ریخت. وهابیان از یک طرف درآمدهای نفتی را این‌ گونه خرج می ‌کنند و از طرف دیگر شیعیان شهرهای نفت‌ خیز با فقر و بیکاری دست و پنجه نرم می‌ کنند. حتی اعتراض خود سنیان هم بلند شده بود که اموال مسلمین چگونه به ‌دست سلفی‌ ها خرج می‌ شود!

من وهابیت معتقدی را بدین معنا که واقعاً به مذهبش پاي‌بند باشد، نمی ‌شناسم. وهابیتِ امروز، وهابیتِ حکومتی است که اگرحکومت به اینها بگوید یهودی بشوید، یهودی می‌ شوند و اگر بگوید بی‌ دین بشوید، بی‌دین می‌ شوند. اگر آنان واقعاً به مذهبشان پاي‌بند باشند، چرا در شصت و اندی سال که از اشغال فلسطین می ‌گذرد،‌ حتی یک گلوله برای کمک به فلسطین ارسال نکردند؟ ولی می‌ بینیم که در قیام یمنی ‌ها، هواپیماهای آل سعود شهر صعده را بمباران می‌ کنند و بسیاری از آنها را می‌ کشند و یا در بحرین نيرو پياده می‌ک نند و آنجا را اشغال می‌ کنند! چه جناياتي که مرتکب نمي‌ شوند! پس وهابیتِ امروز، وهابیت حکومتی است. اینها در واقع نوکران شیطان بزرگ هستند و آمریکا هرچه بگوید، همان است.

یکی از علمای سنی یمن نویسنده کتاب فقه الآل است. او حتی یک روز هم زیدی نبوده است. این عالم یمنی از مذهب قبلي‌ اش برگشته و الآن در آستانه شیعه شدن است؛ تشیع عالمانه، نه از روی احساسات. ایشان می‌ گفت انتشار تشیع و گسترش تشیع بسیار زیاد است، آن‌هم در میان جوان‌های سلفی و وهابی. علتش را پرسیدم. گفت این ها دیدند که جریانات همه به ناکجا آباد می‌رسد. بعد حرکت سلفی را دیدند و مجذوب آنها شدند و دیدند که در آنجا هم خبری نیست.

صندوق‌ هاي بسته‌ بندي شده به خانه امام جماعت وارد مي‌ شد که روي آن  نوشته بود القرآن الکریم، اما داخل آن مشروبات الکلي بود. می‌ گویند که ما تحقیق کردیم و دیدیم که سلفی‌ گری چنین است، حالا می‌ خواهیم تحقیق کنیم که شیعه چه می‌ گوید؟ می‌ بینند که واقعیت اینجاست و با فطرت مطابقت دارد. حالا گروه گروه دارند شیعه می‌ شوند، علی‌رغم اشتباه‌کاری بعضی از شیعه ‌ها. او می‌ گفت که شما برنامه ندارید، ولی گرایش به تشیع زیاد است. سند این مذهب محکم است؛ چون سندش امام جعفر صادق  و حضرت مهدی  است.

من قصه ‌ای را نقل کردم که برایش تازگی داشت. گفتم: در ایام حج همراه آیت الله میلانی و حجت‌ الاسلام شيخ محسن وحید سوار ماشین شدیم. راننده گفت: «خانه‌ ای در عربستان سعودی نیست، مگر اینکه یک یا دو شیعه داشته باشد. ماهواره‌ های المنار، الکوثر و ... به داخل خانه‌ ها رفته است». آن‌گاه راننده گفت: «پسر یکی از همکارانم که وهابی است، فوت کرد و مجلس فاتحه ‌ای داشت. پس از پایان فاتحه مرا به صرف شام در باغ خودشان دعوت کرد که در بیرون از شهر بود. وقتی وارد باغ شدم، دیدم حدود دویست نفر از جوان‌ها با ریش‌ های بلند و چفیه ‌های قرمز، در آنجا حضور دارند. اتفاقاً آن شب مصادف با شب شهادت امام موسی کاظم بود. دیدم یک صندلی آوردند و یکی از همان ریش بلندها منبر رفت و مصيبت امام کاظم را خواند که منقلب شدند بعد هم دعا و توسل شد و به احترام امام کاظم سفره انداختند و از کسی که باعث تشیع اینها شده بود، یاد کردند و به يادش فاتحه خواندند. خواستم فیلمبرداری کنم، گفتند ما تقیه می ‌کنیم. ما همه کارمند و استاد دانشگاه هستیم و اگر به شیعه شدن ما پی ببرند، ما را از کار برکنار و اذیت می‌ کنند».

در حال حاضر، سلفی ‌گری و وهابی‌ گری چنین وضعیتی دارد. مطمئن باشید که شمارش معکوس شروع شده است و زنگ خطر در خود سعودی زده شده است. حرکت سریع اینها مثل حرکت سریع مگس است. هرگاه مگس سریع به دور خودش چرخید، بدانید که از بین می ‌رود. نویسنده کتاب قرائة فی کتب العقائد الحنابلة نموذجاً که در خود سعودی است، در کتاب خود مي ‌نويسد: «اگر خشونت و نصب هست، از وهابی است. کشتار، غلوّ، تجسیم، تشبیه و ترور، از وهابی است» و بعد وهابیان را مایه آبروریزی اسلام معرفی می‌ کند. این نویسنده زیدی نیست و حنبلی است و با ایشان مصاحبه هم کردند. نویسنده کتاب هذي هي الأغلال عبدالله قصیمی است. قصیمی علیه شیعه کتاب نوشته و کتابش هم رایج بود. بن باز در سفرهایش او را با خود این طرف و آن طرف می‌برد، اما این شخص از مذهب خود برگشت. کتاب‌های البروق النجدیة، الثورة الوهابیة، الصراع بين الإسلام و الوثنية و مانند آن تألیف او است. کتاب آخر خیلی مهم بود و آیت الله امینی این کتاب را نقد کرد و آبرویی برای شخص نویسنده نگذاشت. اما با این اوصاف نویسنده آن از مذهب خود برگشت و کتاب  هذي هي الأغلال را نوشت و اسم کتاب اشاره دارد که ایشان غل و زنجير را همین‌ تفکرات وهابیت می‌ داند. می‌ گوید فرهنگ‌ شما وهابیان، فرهنگ ضد اسلامی است. برای مثال، وهابی‌ ها می‌ گویند که اگر آب کم و تعداد جمعيت زیاد بود، در داخل ظرف بول کنند تا آب زیاد شود و همه بتوانند وضو بگیرند. آيا این فقه است؟ این چه فرهنگی است؟ این عقاید را به اسم اسلام منتشر می‌ کنید. پس از آنکه این فرد از دین خود برگشت، علیه او کتاب می ‌نویسند و او را کافر می‌ شمرند.

سراج منیر: سلفی‌ ها می‌ گویند که منظور از گذشته و سلف همان صحابه است. این به چه معناست؟

حجة الاسلام والمسلمين طبسی: وهابی‌ ها می‌ گویند سلفی هستیم؛ یعنی پیرو گذشته ‌ها هستیم. اینکه گذشته‌ ها، صحابه ‌اند یا تابعین یا تابع تابعین یا فقهای قدیم، تعبیرات‌ متفاوتی دارند. عمدتاً منظورشان صحابه است. اگر منظور صحابه باشد، از آنها سؤال می‌ کنیم که حضرت علی  نه به‌ عنوان خلیفه و وصی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، دست‌ کم از صحابه بوده است؟ در چه چیزی پیرو علی  هستید؟ نه‌ تنها پیروی نمی‌ کنند، بلکه آن حضرت را در کتاب‌هایشان سبّ می‌ کنند. حسن ‌بن فرحان مالکي خطاب به وهابیان می‌ گوید که شما در کتاب‌ های تاریخ خود که در دبيرستان‌ هاي سعودي تدريس مي‌ شود علی  را فردی متکبر می‌ دانید و به او جسارت و از معاویه تجلیل می‌ کنید. در واقع اهل بیت(علیهم السلام) را از صحابه نمی‌ دانند؛ زیرا سبّ و قتل اهل بیت (علیهم السلام) را جایز می‌ دانند و از قاتلشان هم قدردانی می‌ کنند. شافعی و دیگران می‌ گویند که همه مسلمین اتفاق دارند که ابن ملجم مجتهد است و او به هر ترتیب، ثواب برده: «تأول فأخطأ». از آنها می ‌پرسیم که چرا ابولؤلؤ و نیز قاتل عثمان این مقام اجتهاد را ندارند؟ چرا ابو لؤلؤ را مجوس می‌ شمارند؟ مجوسي در مدینه چه‌ کار می‌ کرده است؟ مگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نفرمودند که من غیر مسلمان را بیرون کردم. این خود ثابت می‌ کند که خلیفه بی‌ کفایت است و به فرمایش پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)عمل نکرده است. چطور می شود که عبدالله، قریشی است، اما أبولؤلؤ، ایرانی و مجوس؟ می‌ گویند ابولؤلؤ غلام مغیرة ‌بن شعبه بود و به‌ دلیل تبحرش در نجاری و چند حرفه ديگر نزد مغيره کار می‌ کرد. آیا همه قاتلانِ عثمان، مجوس بودند؟

سراج منیر: بنابراین آنها صحابه را در افرادی خاص منحصر می‌دانند؟

حجة الاسلام والمسلمين طبسی: بله، کاملاً درست است. دین آنها، دین معاویه و خطشان، خط معاویه و عملکردشان، عملکرد معاویه است. چرا زوار امام حسین را جهانگرد نمی ‌دانند؟ آیا جهانگردی ممنوع است؟‌ هر ساله میلیون ‌ها جهانگرد به مسافرت به کشورهای مختلف می ‌روند. آیا زوار امام حسین دست‌ کم به‌ اندازه توریست و جهانگرد امنیت ندارند؟ چرا این زوار باید درخطر باشند؟ اگر دنبال محو شرک هستند، چرا مراکز عبادت بت‌ پرست‌ ها را نابود نمی‌ کنند، اما بارگاه امامينِ سامرا را منفجر می ‌کنند؟ آیا با قبور مشکل دارند، چرا قبر خليفه اول و دوم را خراب نمی‌ کنند؟ معلوم می ‌شود که مشکل آنها با قبر نیست؛ با صاحب قبر مشکل دارند. سلف آنها ائمه(علیهم السلام) را به شهادت رساندند و نوچه‌ هایشان شیعیان را می‌ کشند!

نویسنده  الغارات ـ که ظاهراً زیدی است و در سال283ق وفات یافته یعنی 1200 سال قبل ـ در دو جا دستورالعمل معاويه را به فرماندهان آدم‌کش آورده؛ از جمله در صفحه 320 نقل کرده که معاویه شخصی را به عراق می‌ فرستد و دستور می‌ دهد اگر به شهر هیت رسیدی و کسی در آنجا بود، او را بکش و هرگاه به روستای شیعه‌ نشین رسیدی، آن را خراب کن و هر شیعه را که دیدی، بکش و اموال‌شان را غارت کن.

نویسنده الغارات باز در صفحه 382 کتاب خود، جریان بسر بن ارطاة را نقل کرده که از طرف معاویه حرکت کرد تا به مدینه رسید و خانه‌ هایی را که شیعیان علی در آنها ساکن بودند، آتش زد و این به دستور معاویه بود.

اقدامات جنایتکارانه وهابیت کپی‌ برداری از جنایات معاویه است. یکی از شیعیان ساکن در جزایر ایران نقل می‌ کرد که نیمه‌ شب درب خانه‌ ام را از بیرون قفل کردند و به داخل خانه من آتش انداختند و زن من هم حامله بود، به این جرم که برای امام حسین  عزاداری کرده بود. شخص دیگری نقل می ‌کرد: تعدادی از جوان‌های شیعة هزاره افغانستان سوار بر اتوبوس بودند. در بين راه طالبان آنها را پیاده کردند و سرشان را بریدند و ‌گفتند این هدیه برای اللهیاری است که مدیر شبکه اهل بیت(علیهم السلام) است. آیا باید تاوان یک شبکه ماهواره ‌ای را ـ که احتمالاً برنامه‌ هایش از امریکا و یا کشورهای اروپایی منتشر می‌ شود و برخلاف روش ائمه ما سخن می‌ گويد ـ چند جوان شیعه افغانستان بپردازند؟ قطعاً اهل تسنن این‌گونه نیستند. هرچند ما با اهل سنّت نقاط اختلاف داریم، ولی نقاط اشتراکمان خیلی زیاد است. ما سال‌ها با سنّی‌ها زندگی کرده‌ ایم. گاهی آنها برای عزاداری ما مکانی را در اختیار ما می‌ گذاشتند. خود من در لبنان در خانه یک سنی منبر رفتم. در ایران سنی‌ ها در مجالس عزاداری ما شرکت می‌ کنند. اهل سنّت، حبّ اهل بیت(علیهم السلام) را جزء دینشان می ‌دانند. همایشی زیر نظر نمايندگي مقام معظم رهبری(حفظه الله) در امور اهل سنّت در سیستان و بلوچستان برگزار شد و همه حاضران قطعنامه را امضا کردند که اهل بیت(علیهم السلام) را قبول دارند و هر کس اهل بیت(علیهم السلام) را قبول نداشته باشد، کافر است. و هنوز هم قطعنامه آنها هست.

اما وهابی‌ ها این‌گونه نیستند. این جریان چیزی جز ادامه جریان اموی‌ها نیست. اینها با اهل بیت(علیهم السلام) مشکل دارند. ابوریحان بیرونی می‌ گوید: آنها در روز عاشورا کاری با امام حسین کردند که هیچ حکومتی با اشرار چنین برخوردی نداشت و خط نواصب دنباله‌ روي همان خط اموی و قاتلان فرزندان رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) است. در جلسه ‌ای که برای مبلغین حج برگزار شده بود، یکی از طلّاب پاکستانی گفت که اهل سنّت هم مخالف وهابی‌ ها هستند و آنها را قبول ندارند.

جریان وهابی و سلفی‌ گری، با اهل سنّت جداست. آنها نباید فریب بخورند و باید مراقب باشند. يک وهابی جاسوس است. به فرمایش امام خمینی(رحمت الله علیه) مراکز وهابیت در جهان کانون فتنه و جاسوسی‌ اند، هیچ دولتی با جاسوس و خرابکار کنار نمی ‌آید. به قول مقام معظم رهبری(حفظه الله)[483]: دشمنان، وهابیت را برای ضربه‌ زدن به اسلام ایجاد کرده‌اند. بنابراین دشمنی وهابیان فقط با شیعه نیست، بلکه باهمه بلاد مسلمین مشکل دارند.

سراج منیر: روحانیت و حوزه در نقد وهابیت چه سیاستی را در پیش بگیرد؟ برای این مجله که در نقد وهابیت است، چه پیشنهادهایی دارید؟ آیا باید روش تدافعی داشت و یا روش تهاجمی؟ بعضی معتقدند که فقط نباید به ابن تیمیه انتقاد کرد، بلکه باید فراتر رفت و ریشه این فرقه را بررسی کرد؟

حجة الاسلام والمسلمين طبسی: ما باید عقاید این ها را به چالش بکشانیم. باید شفاف بپرسیم که آیا شما مسلمان هستید؟ آنها می‌ گویند خداوند عزّوجل قبل از اینکه خودش را خلق کند، اسب را خلق کرد و خودش را از عرق اسب به وجود آورد![484] آیا کسی‌ که چنین عقیده‌ ای دارد، مسلمان است؟ مسیح و یهود هم چنین عقیده‌ ای ندارند. آیا این خدایی که آنها ترسیم می‌ کنند، خدای مسلمین است یا خدای آل سعود؟ از آنها باید خواست که پیامبر را معرفی کنند. می‌ گویند عصای شاگرد ابن عبدالوهاب از پیامبر بالاتر است! باید آنها را این‌گونه به چالش بکشانیم. باید مسلمانی و عقایدشان را زیر سؤال ببریم!

یکی از علمای قبطي مصر در مصاحبه‌ ای مسلمین را به چالش کشانده و به استناد به سخنان سلفی‌ ها، ثابت کرده که حضرت عیسی از حضرت محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) بالاتر بوده است. متأسفانه یکی از علماي الأزهر که به جلسه عذرخواهي کشیش ‌های کليسا رفته بود، نتوانسته بود جواب بدهد. دلایل و استنادات این شخص قبطی، همه بر‌گرفته از آموزه‌ های وهابی‌ است. شبکه المستقله لندن که وابسته به وهابيت است و از سوی خود سعودی ها حمایت می‌ شود، سعي در نشر همين افکار غلط دارد. دو سال پیش این شبکه به صوفی ‌ها و سنی‌ های مصر حمله کرد و انصافاً سنی‌ های مصر به ‌خوبی از عهده دفاع برآمدند.

اميدوارم امت اسلام و بالأخص پيروان مکتب اهل بيت(علیهم السلام) در اداي رسالت خود که همان تبيين حقايق و روشنگري و جلوگيري از نشر مذهب پوشالي و ساختگي وهابیت است، موفق و مؤيد باشند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[482]. بحار الانوار، ج 33، ص 165.

[483] . «از اول وهابيت را براي ضربه زدن به اسلام و ايجاد پايگاهي مثل اسرائيل  در بين جامعه مسلمان‌ ها به وجود آوردند؛ همچنان‌که اسرائيل را براي اينکه پايگاهي عليه اسلام درست کنند، به وجود آوردند. استکبار جهاني از طريق به وجود آوردن وهابيت سعي کرده است در داخل جامعه اسلامي، مرکز امني براي خود ايجاد کند» (بیانات در ديدار جمعی از روحانيون، ائمة‌ جمعه و اساتيد حوزه‌هاى علميه اهل سنّت، 5/10/1368 ر.ک:)

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2237

[484]. رجوع شود به کتاب فرحان المالکی.