اگر به بررسی جشنواره‌ها و «جاده‌ای به سوی اسکار»های سال‌های گذشته هالیوود نیز بپردازیم می‌بینیم
15 بازدید
تاریخ ارائه : 2/18/2013 9:00:00 AM
موضوع: علوم سیاسی
«گلدن گلوب»؛ محفلی برای گردهمایی ماموران‎امنیتی‎ امریکایی/ وقتی «ماموران سازمان سیا» همه جوایز را درو می کنند!

 

آنچه در این میان حائز اهمیت است این است که «آرگو» ضد ایرانی‌ترین فیلمی نبود که جوایز گلدن گلوب را از آن خود کرد و در مراسم امسال گلدن‌گلوب آثار دیگری هم مرود تقدیر قرار گرفتند که در رویکردهای ضدایرانی خود هم‌ردیف «آرگو» قرار می‌گرفتند و متاسفانه در رسانه‌های داخلی نیز به آن‌ها اشاره‌ای نشد.

 

گروه فرهنگی- محمد صادق باطنی: هالیوود به عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای تبلیغاتی امریکا دارای چرخه‌ای کامل است، چرخه‌ای که از سیاستگذاری برای تولید آثار آغاز شده و با تولید و اکران آنها ادامه می‌یابد. اما خلاف آنچه که به نظر می‌رسد، حلقه ای که این زنجیره را کامل می‌کند، جشنواره‌های هالیوودی است. جشنواره‌هایی که مهمترین رسالتشان، برجسته‌سازی آثاری است که در برهه‏ی زمانی برگزاری آن  جشنواره می‌توانند بیشترین اثر را در راستای اهداف امریکا بر افکار عمومی جهان بگذارند.

اگر در سینمای ایران همه فیلم‌ها ابتدا در جشنواره فجر حضور می‌یابند و بعد در نوبت اکران قرار می‌گیرند، در امریکا اصولا همه فیلم‌ها در طول یک سال اکران شده و در پایان آن سال متناسب با ویژگیهای زمانی، انتخاب شده و در جشنواره های مختلف جایزه می‌گیرند. در همین راستا جشنواره اسکار یا «Academy Awards» قله سینمای امریکاست. جایی که پرونده یک سال تولیدات هالیوود در آن بسته شده و سال نو سینمای هالیوود عملا بعد از آن آغاز می شود.
 
از همین رو از حدود چهار ماه پیش از جشنواره اسکار سلسله جشنواره‌هایی در امریکا شروع به برگزاری می کنند که از آنها ذیل عنوانِ «Road to The Oscars» یا «جاده‌ای به سمت اسکار» یاد می‌شود، این جشنواره‌ها از جشنواره‌های ایالتی آغاز می‌شوند و با جشنواره‌های منتقدین ادامه می یابند و هر یک کارکردی خاص را دارا می‌باشند، اما در این روند دو جایزه هستند که در «جاده‌ای به سمت اسکار» از بیشترین اهمیت برخوردارند، یکی «Golden Globe» و دیگری «BAFTA» که دومی را «اسکار انگلیسی» نیز نامیده‌اند.
 
اما بهانه‌ای که باعث نگاشته شدن این نوشتار شده است پافشاری کلیشه‌شده‌ی عده‌ای است که هنوز هم از بین دو عامل «هنر» و «سیاست(ایدئولوژی)»، عامل هنر را بر جشنواره‌های هالیوودی و بر فضای حاکم بر هالیوود موثرتر می‌شمارند و در نسخه‌های تجویزی خود، سینماگران ایرانی را(برعکس سینماگران امریکایی) به عدم حمایت از نظام ایدئولوژیک خود دعوت می‌نمایند. از همین رو در این نوشتار بنای آن داریم تا این‌بار با نگاهی متفاوت، جوایز و فضای حاکم بر جشنواره گلدن گلوب سال 2013 را به عنوان مشتی نمونه خروار، مورد بررسی قرار دهیم.
 
شاید از بین خوانندگان این نوشتار کمتر کسی باشد که نام فیلم «آرگو» را نشنیده باشد. فیلمی که با روایتی تازه و به قول خودش حقیقی! از ماجرای 13 آبان 1358 در ایران توجه بسیاری از منتقدین سینمای جهان را به خودش جلب کرد، اما شاید این جلب توجه بیش از ساختار هنری فیلم به موضوع جنجال‌برانگیز آن برمی‌گشت. بدون شک خبر برنده شدن جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانیِ فیلم‌های درام توسط فیلم «آرگو» در مراسم گلدن‌گلوب به گوش خوانندگان این متن رسیده است. اما آنچه در این میان حائز اهمیت است این است که «آرگو» ضد ایرانی‌ترین فیلمی نبود که جوایز گلدن گلوب را از آن خود کرد و در مراسم امسال گلدن‌گلوب آثار دیگری هم مرود تقدیر قرار گرفتند که در رویکردهای ضدایرانی خود هم‌ردیف «آرگو» قرار می‌گرفتند و متاسفانه در رسانه‌های داخلی نیز به آن‌ها اشاره‌ای نشد.
 
تصویری از فیلم آرگو، زمانی که تونی مندز (با بازی بن افلک) در چنگ ماموران سپاه پاسداران افتاده است
 
گرچه نباید از جایزه بردن فیلم «آرگو» به سادگی گذشت، فیلمی که دو عنصر به شدت واضح آن یکی ضدایرانی بودن آن است و دیگری به سفارش سازمان سیا ساخته شدن آن، و این نکته قابل تامل است که وقتی جایزه بهترین کارگردانی به «بن افلک» کارگردان آرگو داده شد، در واقع جایزه به بازیگر نقش مامور سازمان سیا در فیلم آرگو داده شد. و همه چیز آنجا جالب‌تر می‌شود که وقتی نوبت به معرفی فیلم آرگو در جشنواره گلدن گلوب می رسد خودِ «Tony Mendez» یعنی همان مامور سیایی که ادعا می‌کند 6 دیپلمات امریکایی را در سال 1980 از ایران خارج کرده است به روی سن می‌آید و بعد از معرفی شدن او به عنوان «قهرمان ملی» از سوی یکی از بازیگران فیلم آرگو، حضار این مامور بازنشسته شده سازمان سیا را مورد تشویق و حمایت خویش قرار می‌دهند.
 
اهتمام مراسم گلدن‌گلوب به سازمان سیا وقتی برجسته‌تر می‌شود که جایزه «بهترین بازیگر نقش اول زن فیلم‌های درام» داده می‌شود به خانم «جسیکا چستین» بازیگر نقش مامور سازمان سیا در فیلم «Zero Dark Thirty» یا  «سی دقیقه بامداد» که این مامور در طول ده سال، یعنی از سال 2001 تا سال 2011 مامور مستقیم پرونده «اسامه بن لادن» است و در این فیلم مشقت‌های وارده بر وی در طول این ده سال به تصویر کشیده می‌شود.
 
 
مامور سازمان سیا در فیلم سی دقیقه بامداد در حال تشخیص هویت جسد اسامه بن لادن 
 
فیلمی به شدت ضد اسلامی که در راستای تئوریزه کردن شکنجه توسط ارتش امریکا ساخته شده است و پس از مساوی کردن اسلام با تروریسم، کنایاتی ضدایرانی در باب همکاری ایران با القاعده نیز با خود به همراه دارد. این هم دومین جایزه به ماموران سازمان سیا.
 
 شکنجه عضو القاعده توسط ماموران سیا در فیلم سی دقیقه بامداد و ارتباط دادن آن با ایران
 
آنها که هالیوود را در سال 2012 دنبال کرده‌اند، بدون شک نام «آبراهام لینکلن» را بارها و بارها در فیلم‌های امریکایی شنیده‌اند. یکی از مهمترین فیلم‌هایی که در سال 2012 در پاسداشت این رئیس جمهور اسبق امریکا ساخته شد، فیلم «Lincoln» ساخته «استیون اسپیلبرگ» بود که هیچ جشنواره‌ای نتوانست به سادگی از کنار آن عبور کند. فیلم خوش‌ساختی که در گلدن‌گلوب جدای از نامزدی بهترین فیلم جشنواره توانست جایزه بهترین بازیگری نقش اول مرد فیلم‌های درام را نیز به خاطر نقش آفرینی «دنیل دی‌لوییس» در نقش «آبراهام لینکلن» از آن خود کند.
 
 
دنیل دی لوییس برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد گلدن‌گلوب بخاطر بازی در نقش «آبراهام لینکلن»
 
جدای از سیاسی بودن پیام این فیلم و موقعیت اکران آن که حوالی انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود و به موضوع جنگ داخلی و چگونگی تصویب قانون لغو برده‌داری در دهه 1860 می‌پرداخت، جالب‌ترین نکته در جشنواره گلدن گلوب این بود که برای معرفی این فیلم در این جشنواره «بیل کلینتون» رئیس جمهور دموکرات اسبق امریکا روی سن می‌آید و همزمان با ورود او حدود 40 ثانیه همه سینماگران هالیوودی ایستاده برای او کف می زنند و به او ابراز ارادت می‌کنند. 
 
 

حضور کلینتون برای معرفی فیلم لینکلن در گلدن گلوب و ابراز ارادت سینماگران از جمله اسپیلبرگ به وی
 
مراسم گلدن‌گلوب تنها مراسم امریکایی‌ست که هم جوایز سینمایی دارد و هم جوایز تلویزیونی. از سوی دیگر یک تقسیم‌بندی دیگر هم در این جشنواره وجود دارد و آن هم تقسیم‌بندی فیلمها به دو ژانرِ «درام» و «کمدی-میوزیکال» است. در این بین بدون شک جوایز اصلی گلدن گلوب جوایزی است که به فیلم‌ها و سریال‌های «درام» داده می‌شود.
 
از همین‌رو در بخش «فیلم‌های تلویزیونی و سریالهای کوتاه» همه جوایز از جمله جایزه بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن داده می‌شود به فیلم «Game Change» ساخته شبکه HBO امریکا که به داستان رقابت انتخاباتی اوباما و مک کین در سال 2008 میلادی می‌پردازد. یک فیلم انتخاباتی دیگر که پیش از انتخابات ریاست جمهوری در امریکا پخش شد و در گلدن‌گلوب مورد تقدیر قرار گرفت، فیلمی که نکات آموزنده فراوانی را به همراه دارد و شرح مفصل آن نوشته‌ای جداگانه می‌طلبد.
 
 
جولیان مور، برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن فیلم‌های تلویزیونی بخاطر بازی در فیلم Game Ghange
 
اما همین قدر از داستان این فیلم بگوییم که این فیلم به داستان خانم «سارا پالین (Sarah Palin)» به عنوان نامزد معاون اولی مک کین در انتخابات 2008 امریکا می‌پردازد که بسیاری معتقدند او رقیب اصلی اوباما در این انتخابات بوده است. نکته جالب توجه در این فیلم زمانی است که اعضای کمپین مک کین می‌خواهند مواضع رسمی دولت امریکا را به سارا پالین تفهیم کنند و از آنجا که ایران یک عنصر جدانشدنی از سیاست خارجی امریکاست، ایراد مواضع ضدایرانی در این فیلم هم چشم‌گیر است. یادمان نرود که جایزه بهترین بازیگر نقش اول فیلم‌های تلویزیونی به «Ed Harris»ی رسید که نقش مک کین را در فیلم «بازی تغییر» بازی کرده بود و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن فیلمهای تلویزیونی به خانم «Julianne Moore»ی رسید که نقش سارا پالین را در این فیلم ایفا کرده بود. این هم دو جایزه سیاسی دیگر در مراسم هنری گلدن‌گلوب.
 
 
خانم سارا پالین در فیلم «بازی تغییر» در حال تمرین مواضع ضد ایرانی در مناظرات انتخاباتی امریکا
 
اما مهم‌ترین و مغفول‌ترین جوایز این جشنواره جوایزی بود که در بخش سریال‌های درام داده شد به سریال «Homeland(میهن)». سریالی که داستان آن به شرح زیر است:
 
««نیکلاس برودی» سرباز نیروی دریایی امریکاست که پس از حمله به عراق در آنجا ناپدید می‌شود. اما پس از هشت سال و زمانی که همه فکر می‌کردند که او مرده است، توسط ارتش امریکا در خانه امن تروریست‌ها در بغداد پیدا شده و به عنوان یک «قهرمان جنگ» به خاک امریکا بازگردانده می‌شود. مدتی نمی‌گذرد که برودی با عنوان قهرمان ملی به مجلس سنای امریکا راه پیدا می‌کند. اما شخصیت محوری این سریال خانم «کری متیسون» است که به عنوان یک مامور سازمان سیا، برودی را زیرنظر می‌گیرد و متوجه می‌شود که او در 8 سال حضورش در عراق توسط القاعده مسلمان شده و حتی در خفا نماز و قرآن نیز می‌خواند.»
 
 
برودی، سرباز امریکایی (و برنده گلدن گلوب) که توسط القاعده مسلمان شده در حال نماز خواندن
 
فصل دوم این سریال اینگونه آغاز می‌شود: اسرائیل به ایران حمله کرده است و پنج سایت هسته‌ای ایران را مورد اصابت موشک‌های خود قرار داده است. ایران ادعا کرده است در این حملات بیش از 3000 ایرانی کشته شده‌اند و حال ایران به دنبال انجام عملیات تروریستی انتقام‌جویانه علیه امریکا (به عنوان حامی اصلی اسرائیل) است. اینجاست که متوجه می‌شویم که قرار است این عملیات با همکاری «برودی» که هم اکنون نامزد معاون اولی ریاست جمهوری امریکا شده است انجام شود و خانم «متیسون» قرار است بدنبال سرنخ‌هایی از حملات احتمالی ایران به امریکا بگردد و از همین رو به لبنان سفر می‌کند.
 
 
تجمع حامیان ایران در مقابل سفارت امریکا در لبنان در سریال Homeland
 
یادمان نرود که این سریال به تصدیق تیتراژ پایانی آن از روی یک سریال اسرائیلی به نام «Prisoners of War (زندانیان جنگ)» ساخته شده است که مواضع ضداسلامی و ضدایرانی و یهودی‌دوستانه فراوان این فیلم هم تصدیق دیگری بر این موضوع است.
 
اما همه چیز زمانی جالب‌تر می‌شود که جایزه بهترین سریال درام برای دومین سال پیاپی به سریال Homeland داده می‌شود و بعد از جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد سریال‌های درام که به بازیگر نقش برودی در این سریال داده شد، جایزه مهم‌تر به بازیگر نقش «کری متیسون» به خاطر نقش‌آفرینی در نقش مامور سازمان سیا در سریال Homeland  داده می‌شود. این هم سومین جایزه به یک مامور سیا.
 
 
«کری متیسون»، مامور سازمان سیا (و برنده گلدن گلوب) درحال یافتن سرنخی از حمله ایران به امریکا
 
نکته‌ی مهم این است که حجم جوایز داده شده به ماموران سازمان سیا تا حدی است که می‌توان ادعا کرد که تقریبا فیلم یا سریالی در سال 2012 ساخته نشده است که به موضوع سازمان سیا بطور مثبت پرداخته باشد و در گلدن گلوب نامزد دریافت حداقل یک جایزه نشده باشد.
 
جوایز سیاسی سینمای هالیوود به همین یک جشنواره ختم نمی‌شود، کما اینکه «آرگو» غیر از گلدن‌گلوب در تمام جشنواره‌های مطرح امسال-از جمله BAFTA و Critics' Choice Awards-جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از آن خود کرده است و اگر به بررسی جشنواره‌ها و «جاده‌ای به سوی اسکار»های سال‌های گذشته هالیوود نیز بپردازیم می‌بینیم که این روند برجسته‌سازی آثار سیاسی و ایدئولوژیک در هالیوود روندی پر سابقه و غیرقابل خدشه است.
 
و در پایان این مشتِ نمونه خروار را تقدیم می‌کنیم به تمام کسانی که وقتی سال گذشته «مدونا» جایزه‌ی بهترین فیلم خارجی را در گلدن‌گلوب به کارگردان ایرانی اهدا کرد، بال درآوردند و در پوست خود نگنجیدند و نمی‌دانیم که این افراد از جوایز ضدایرانی اهدا شده امسال گلدن‌گلوب نیز همان حس در پوست نگنجیدن را تجربه کرده اند یا خیر!
 
کد خبر: 150691
تاریخ خبر: یکشنبه، 29 بهمن 1391 ساعت: 14:58