یکی از اشکالاتی را که مدتهاست وهابیون مطرح می‌کنند این است که چرا نام امیرالمؤمنین در قرآن ذکر نشده است؟
63 بازدید
تاریخ ارائه : 2/14/2013 10:31:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره
چرا نام امام علی علیه السلام در قرآن نیامده است؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه حبل المتین

استاد: آیت الله دکتر حسینی قزوینی

تاریخ : 30 / 06 / 1391

موضوع: چرا نام امام علی علیه السلام در قرآن نیامده است؟

               مجری:

یکی از اشکالاتی را که مدتهاست وهابیون مطرح می‌کنند این است که چرا نام امیرالمؤمنین در قرآن ذکر نشده است؟ لطف کنید این را به عنوان یک بسته آموزشی برای عزیزان و بینندگان ما صحبت بفرمایید.

           استاد قزوینی:

بله، یکی از مباحثی که اینها مدتی است در شبکه های نفاق دنبال آن هستند و مغلطه می‌کنند و به تصور خودشان شق القمر می‌کنند، زیر سؤال بردن امامت و ولایت امیر المؤمنین است؛ به بهانه اینکه در قرآن نام علی علیه السلام نیامده است و اگر می‌گویید امامت از اصول دین است و منکر آن کافر است، یک آیه در قرآن درباره آن باید آمده باشد.

اولاً: ما در این زمینه مفصل صحبت کردیم ولی من با اینکه بنا است این بحث ها به صورت بسته آموزشی در بیاید، مباحث را تلاش می‌کنم کاملاً دسته بندی شده و فشرده بیان می‌کنم که انشاء الله عزیزان در هر کجای این کره خاکی هستند تلاش می‌کنیم که یا فایل ورد یا پاور پوینت آن را در سایت قرار می‌دهیم و به صورت سی دی یا دی وی دی هم منتشر خواهد شد و تلاش می‌کنیم که این بحث هایی که انجام می‌دهیم هم به صورت فارسی هم عربی و هم انگلیسی در یک جزوه ای در کنار دی وی دی با عنایت حضرت ولی عصر در اختیار بینندگان عزیز قرار بدهیم.

جواب اول ما این است که شما که این همه در رابطه با جناب خلیفه سر و صدا راه انداختید و بحثی را مطرح کردید که هرکس منکر صحابه بودن ابو بکر باشد، کافر است؛ یعنی در میان این 120 هزار صحابه فقط آمدند روی ابو بکر زوم کردند.

 جناب قرطبی تعبیرشان این است:

ومن أنکر أن یکون أبو بکر رضی الله عنه صاحب رسول الله صلى الله علیه وسلم فهو کافر لأنه رد نص القرآن .

هرکس منکر باشد ابو بکر صحابه پیامبر است کافر است؛ چون نص قرآن را رد کرده است.

تفسیر القرطبی - ج 8 - ص 146

جناب قرطبی مورد قبول همه مذاهب است، خوب این آقایان آمدند و می‌گویند منکر صحبت ابو بکر کافر است ولی اگر بگویند علی صحابه پیامبر نیست، کافر و مرتد نیست و حتی اگر بگویند حضرت زهرا سلام الله علیها صحابه پیامبر نبوده است جایی خراب نمی شود ولی اگر کسی بیاید و بگوید ابو بکر صحابه پیامبر نیست کافر می‌شود.

فقهای بزرگشان از مذاهب مختلف آمدند فتوا دادند که هرکس منکر خلافت ابو بکر و عمر باشد کافر است :

از آقایان شافعی ها امام سبکی متوفای 771 هجری می‌گوید :

من أنکر خلافة الصدیق رضی الله عنه فهو کافر وکذلک من أنکر خلافة عمر بن الخطاب رضی الله عنه

هرکس خلافت جناب ابو بکر و عمر را انکار کند کافر است.

فتاوى السبکی - ج 2 - ص 587

آقای ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقة، ج 1، ص 138 همین تعبیر را دارد.

از آقایان حنفی ها جناب ابن عابدین که از فقهای به نام و پرآوازه و مشهور میان اهل سنت به ویژه عزیزان احناف دارد که متوفای 252 هجری است که در حاشیة رد المختار ج1، ص561 می‌گوید :

هرکس منکر خلافت ابو بکر و عمر باشد کافر است.

ابن نجیم مصری که از احناف است می‌گوید:

اگر کسی حکومت ابو بکر و خلافت عمر را منکر باشد بنابر قول اصح کافر است.

جناب آقای نووی که از علمای بزرگ شافعی است متوفای 676 می‌گوید :

من أنکر إمامة أبی بکر رضی الله عنه ردت شهادته.

روضة الطالبین - ج 11 - ص 240

از مذاهب مختلف گفته اند که اگر کسی منکر خلافت و صحبت ابو بکر باشد، کافر است شما که این چنین حکمی را صادر کردید در کجای قرآن آمده است؟ یا در آیه غار کجا اسم ابو بکر آمده است که شما می‌گویید هر کس صحبت ابو بکر را منکر باشد، نص قرآن را رد کرده است؟ هر وقت شما برای این حرف خود دلیلی آوردید ما هم دلیل می‌آوریم.

البته من به دوستانی که دارند با این وهابی ها مناظره می‌کنند گفته ام که ابتدا جواب نقضی را مطرح کنید و این منهج و روش بنده در مناظره است و جواب نقضی در حقیقت تار و پود فکری طرف را به هم می‌ریزد و زمینه را برای جواب های حلی فراهم می‌کند، بزرگان می‌گوید جواب نقضی را در آخر کار قرار دهید و ابتدا جواب حلی را مطرح کنید ولی نه بنده طی تجربه ای که داشتم اگر جواب نقضی در ابتدای کار قرار بگیرد کل بساط آقایان به هم می‌ریزد.

             مجری :

اگر بناست ما تسلیم سخنان پیامبر باشیم و هرچه پیامبر می‌فرماید باید به آن عمل کنیم، چه فرقی می‌کند که نام امیرالمؤمنین در قرآن باشد یا سنت؟ مگر سنت سخن خدا نیست؟ این را لطفا توضیح دهید.

              استاد قزوینی :

این را ما قبلا هم اشاره کردیم و واقعا آقایانی که قرآن را به دستشان می‌گیرند که با این قرآن با ما سخن بگویید همان روشی است که معاویه داشت و قرآن را بالای نیزه زد و آقایان هم در ماهواره قرآن را روی دست می‌گیرند یا مثل خوارج که می‌گویند با قرآن با ما حرف بزنید.

اولاً: سنت و قرآن هیچ تفاوتی با هم ندارد سنت همان قرآن و قرآن همان سنت است و با هم توأم هستند در خود آیه 44 سوره نحل است که :

وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ.

سوره نحل - آیه 44

کاملا خدای متعال آمده سخن پیامبر را هم ردیف بلکه مبین قرآن دانسته است؛ یعنی بدون تبیین پیامبر قرآن مفهوم ندارد و اگر بنا بود قرآن تمام آیاتش برای مردم روشن و واضح باشد لتبین للناس معنایی ندارد.

و اضافه آقایان به ما بگویند در:

مَا آَتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر - آیه 7

«ما آتاکم» چه چیزهایی است «و ما نهاکم» چه چیزهایی است ؟ ما می‌خواهیم به این آیه عمل کنیم بگویید ما آتاکم کجاست ؟

در آیه 59 سوره نساء است:

أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ

اگر چنانچه در چیزی با هم اختلاف داشتید

فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ

آیا این خودش ثابت نمی‌کند که آقایان با قرآن آشنا نیستند و قرآن را زیر پا گذاشته اند؟

قرآن می‌فرماید در هرچه که اختلاف داشتید، الان ما در بحث امامت با شما اختلاف داریم باید چه کار کنیم؟

فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ

الی الله قرآن است و الرسول سنت پیامبر است ، مگر شما نمی گویید قرآن؟ خود قرآن می‌گوید در موارد اختلافی در کنار قرآن سراغ سنت هم بروید و اضافه بزرگان شما عمدتا آورده اند که جبرئیل همان طوری که قرآن را بر پیامبر نازل می‌کرد سنت را هم بر نبی مکرم نازل کرده است.

کان جبریل ینزل على النبی بالسنة کما ینزل علیه بالقرآن.

به سند صحیح است که جبرئیل سنت را به پیامبر نازل می‌کرد همانطور که قرآن را نازل می‌کرده است

و بعد می‌گوید :

ویجمع ذلک کله

جمع کننده و زیر پوشش

وما ینطق عن الهوى

فتح الباری - ج 13 - ص 291

ابن حجر نه شیعه است و نه هذیان گفته است و اگر آقایان بخواهند به حسان بن عطیه اشکال بگیرند که او تابعی است باید بگوییم که جناب ملاعلی قاری که از اعیان اهل سنت است می‌گوید :

مرسل التابعی حجة عند الجمهور.

اگر یکی از تابعین مطلبی را به صورت مرسل نقل کند، نزد جمهور اهل سنت حجت است.

مرقاة المفاتیح - ج 9 - ص 434

 یا اینکه آقایان می‌گویند ما تابع احمد بن حنبل هستیم که البته دروغ می‌گویند و برای احمد بن حنبل هم ارزش قائل نیستند؛ چون احمد بن حنبل محدث بوده و باب اجتهاد را بسته و برای عقل هیچ ارزشی قائل نیست ولی این آقایان، قائل به عقل و اجتهاد هستند و خیلی با احمد بن حنبل اختلاف دارند.

احمد بن حنبل می‌گوید :

إن السنة تفسرالکتاب وتبینه.

سنت است که قرآن را تفسیر و بیان می‌کند

تفسیر القرطبی - ج 1 - ص 39

ابو حنیفه (که شاید بتوان گفت اکثر اهل سنت کره دنیا در عصر حاضر حنفی مذهب هستند حتی بعضی می‌گویند 50 درصد حنفی مذهبی هستند و 45 درصد 3 مذهب دیگر را قبول دارند)، می‌گوید :

لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن

اگر سنت نبود هیچ کدام ما قرآن را نمی فهمیدیم.

قواعد التحدیث - ج 1 - ص 52

اگر ابوحنیفه و احمد بن حنبل را قبول ندارید حداقل البانی را که قبول دارید و به سر او قسم می‌خورید ایشان می‌گوید :

فحذار أیها المسلم أن تحاول فهم القرآن مستقلا عن السنة.

ای مسلمان اجتناب کن و بترس و وحشت کن مبادا بخواهی قرآن را بدون سنت بفهمی نمی توانی ولو اینکه سیبویه عصر خود باشی.

صفة الصلاة - ج 1 - ص 171

روایاتی که خود شما نقل کردید مانند آقای سیوطی که امیرالمؤمنین به ابن عباس می‌گوید: برو با خوارج در رابطه با حقانیت امیرالمؤمنین و اثبات ایمان علی مناظره کن، ببینید چقدر علی مظلوم است که ابن عباس می‌خواهد با خوارج مناظره کند برای اینکه علی بن ابی طالب کافر و مهدور الدم نیست.

ولا تحاجهم بالقرآن

مبادا با قران با آنها مناظره کنی

فإنه ذو وجوه

قرآن ذو وجوه و ذو احتمال است

ولکن خاصمهم بالسنة

با سنت با خوارج مناظره کن

ابن عباس می‌گوید :

یا أمیر المؤمنین فانا أعلم بکتاب الله منهم فی بیوتنا نزل

من در قرآن از همه خوارج اطلاعاتم بیشتر است قرآن در خاندان ما نازل شده است

امیرالمؤمنین می‌فرماید:

فقال صدقت

راست می‌گویی

ولکن القرآن جمال ذو وجوه

وجوه مختلفی دارد

یقول ویقولون

تو می‌گویی مراد این است آنها می‌گویند مراد این است

فإنهم لن یجدوا عنها محیصا

اگر با سنت با آنها مناظره کنی راه فرار ندارد

فخرج ابن عباس إلیهم فحاجبهم بالسنن فلم یبق بأیدیهم حجة.

ابن عباس رفت و با آنها مناظره کرد و آنها را خلع سلاح کرد و آمده است که از آن 10-12 هزار نفر 4-5 هزار نفر توبه کردند و برگشتند.

الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور - جلال الدین السیوطی - ج 1 - ص 15

الإتقان فی علوم القرآن - جلال الدین السیوطی - ج 1 - ص 410

شوکانی در فتح الغدیر - ج 1 - ص 12

زمخشری در ربیع الابرار - ج 1 - ص 107

جالب اینجاست که یک روایتی را دیدم در سنن دارمی (که مورد تایید آقایان است و از سنن مشهور است و خود دارمی معاصر بخاری و مسلم هم بوده است) و از خلیفه دوم نقل می‌کند :

قال انه سَیَأْتِی نَاسٌ یُجَادِلُونَکُمْ بِشُبُهَاتِ الْقُرْآنِ

در آینده افرادی می‌آیند که با شما در شبهات قرآن مناظره می‌کنند

فَخُذُوهُمْ بِالسُّنَنِ

اینها را محکم بگیرید و از کار بندازید و مغلوب کنید به واسطه سنن

فإن أَصْحَابَ السُّنَنِ أَعْلَمُ بِکِتَابِ اللَّهِ

آنهایی که با سنت پیامبر آشنایی دارند اعلم به کتاب خدا هستند نسبت به کسانی که با سنت سر و کار ندارند.

سنن الدارمی - ج 1 - ص 62

ایوب سختیانی که از بزرگان اهل سنت است می‌گوید :

اگر کسی بگوید فقط قرآن گمراه و گمراه کننده است

این را جناب خطیب در الکفایة فی علم الروایة که از قدیمی ترین کتاب درایة اهل سنت است صفحه ۳۱ نقل می‌کند. و بعضی از روایات دارد که اگر چنانچه کسی گفت قرآن و نه سنت، بدانید آن آدم احمقی است و عقل ندارد.

ذهبی یک جمله قشنگی دارد در رابطه با عبارت آقای ابو بکر که می‌گوید:

بیننا وبینکم کتاب الله

ایشان می‌گوید: ابو بکر گفت بیننا و بینکم کتاب الله

ولم یقل حسبنا کتاب الله

ابو بکر نگفت کتاب خدا برای ما بس است

کما تقوله الخوارج

همان طوری که خوازج می‌گفتند.

یعنی اگر کسی بگوید فقط از قرآن یعنی همان منطق خوارج است.

تذکرة الحفاظ - ج 1 - ص 3

البته ما در این زمینه حرف زیاد داریم و عبارتی را مرحوم کلینی از امام صادق سلام الله علیه با سند صحیح در کتاب کافی نقل می‌کند که راوی خدمت امام صادق می‌آید و می‌گوید:

إن الناس یقولون : فما له لم یسم علیا وأهل بیته علیهم السلام فی کتاب الله عز وجل

چرا نام علی و اهل بیتش در قرآن نیامده است ؟

قولوا لهم : إن رسول الله صلى الله علیه وآله نزلت علیه الصلاة ولم یسم الله لهم ثلاثا ولا أربعا ، حتى کان رسول الله صلى الله علیه وآله هو الذی فسر ذلک لهم.

حضرت می‌فرماید از آنها سوال کنید در قرآن نماز وارد شده است ولی اینکه نماز ۲ رکعت یا ۳ رکعت یا ۴ رکعت است نیامده است و آنها را پیامبر برای مردم بیان کرده است.

الکافی - الشیخ الکلینی - ج 1 - ص 286

در رابطه با حج هیچ جای قران نیامده است که طواف باید ۷ مرتبه باشد ولی پیامبر آمده اینها را بیان کرده است. در سوره نساء آیه 59 می‌فرماید:

أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ

سوره نساء - آیه 59

پیامبر فرموده است «اولی الامر» علی ، حسن و حسین سلام الله علیهم هستند و بعد از آن هم فرزندان امام حسین هستند.

من کنت مولاه فعلی مولاه

المستدرک على الصحیحین - ج 3 - ص 119

أوصیکم بکتاب الله وعترتی

لسان العرب - ج 11 - ص 137

تمام این قضایا را نبی مکرم تبیین کرده است وقتی 33 سوره احزاب آمد پیامبر اکرم علی ، حسن و حسین و فاطمه را خطاب قرار داد و گفت اینها اهل بیت من هستند، ام سلمه آمد و گفت :

ألست من أهلک ؟ فقال : إنک إلى خیر ولکن هؤلاء أهلی وثقلی

آیا من از اهل بیت تو نیستم پیامبر فرمود : نه اهل بیت من اینها هستند و تو خانواده من هستی و آدم خوبی هستی.

تمام این موارد را آقا امام صادق علیه السلام در روایتی که حدود 2 صفحه است بیان فرموده است.

کافی - ج 1 - ص 286

                  مجری :

اگر اینها تابع قرآن هستند مگر ذکر وصف امیرالمؤمنین در قرآن نیامده است مانند :

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ

سوره مائده - آیه 55

و آیات دیگر ، آیات جای بحث باقی مانده است که آقایان اشکال تراشی کنند؟

                استاد قزوینی :

نکته قشنگی است، ببینید من یک مقدمه کوتاهی عرض کنم در قرآن بعضی از جاها هست که می‌خواهد یک فردی را معرفی کند با اسمش معرفی می‌کند مانند سوره صف آیه 6 که می‌فرماید:

وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ

خیلی در کتابهای گذشته مخصوصا در کتاب مقدس می‌گوید:

وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی

بشارت می‌دهد حضرت عیسی به پیامبری که می‌آید

اسْمُهُ أَحْمَدُ

این یک نوع معرفی است . یک دفعه معرفی به عدد است مانند سوره مائده آیه 12 که می‌فرماید :

وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا

12 نقیب و جانشین و ولی

اینجا با عدد آورده است، حالا اگر کسی بگوید که چرا وقتی گفته است 12 جانشین اسامی آنان را معرفی نکرده است؟ این منطق قرآنی است.

در بعضی از جاهای قرآن است که نه با اسم است و نه با عدد؛ بلکه با وصف است که در باره نبی مکرم آمده است :

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ

سوره اعراف - آیه 157

متابعت می‌کنند آن رسولی که امی و درس نخوانده است؛‌ نه بی سواد.

بعضی از بی‌سوادها امی را بی‌سواد معنا می‌کنند در حالی که امی به معنای درس نخوانده است.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت        * به غمزه مساله آموز صد مدرس شد

الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ

در تورات و انجیل اوصاف او نوشته شده است.

یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ

ببینید تماما اوصاف را ذکرمی کند، این پیامبری که می‌آید امر به معروف می‌کند نهی از منکر می‌کند ،طیبات را حلال می‌کند، خبائث را حرام می‌کند و آن زنجیر اسارت و عبودیت دیگران و غیر خدا را از گردن آنها می‌اندازد.

سوره اعراف - آیه 157

ببینید قرآن در معرفی، این 3 روش را دارد : 1ـ با اسم 2ـ با عدد 3ـ با وصف

لغویین بر این عقیده هستند که :

ذکر الوصف ابلغ تاثیرا و تاکیدا من ذکر الاسم

اگر فردی را با وصف معرفی کنید به مراتب بهتر از این است که با اسم معرفی کنید مانند :

پسر من همان آقایی است که الان پشت خودرو نشسته است و لباس فلان پوشیده است، با تمام مشخصات بیان می‌کند ولی اگر بگوییم :

پسر من علی است

کدام علی؟ و لذا با توجه به این در آیه 55 سوره مائده که حضرتعالی اشاره کردید:

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ  وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آَمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ

هم به خدا ایمان دارد هم نماز می‌خواند و در رکوع صدقه می‌دهد.

انشاء الله ما در رابطه با این آیه صحبت خواهیم کرد؛ چون بعضی می‌گویند که اینجا جمع است و ما حداقل 50 مورد در قرآن داریم که خدای عالم جمع گفته است و فرد اراده کرده است که واضح ترین آن آیه مباهله است :

َنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ

که منظور از نسائنا فقط حضرت زهرا است

وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ

انفس جمع است که اشاره به حضرت امیر دارد

و همچنین از اولاد نام می‌برد که :

أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ

که ابناء جمع است و غیر از حسن و حسین کسی را شامل نمی شود و باید علی القاعده تثنیه آورده می‌شد و مطالب متعدد دیگری که موجود است ، قرآن آمده اینجا و با وصف می‌فرماید :

آقایی که به خدا ایمان دارد نماز می‌خواند و در حال رکوع هم به سائل صدقه می‌دهد.

در تاریخ اسلام این ماجرا یک مصداق بیشتر نداشته است و اگر دارد به ما نشان  دهید ، خود جناب آلوسی که تفکر سلفی دارد می‌گوید:

وغالب الأخباریین على أنها نزلت فى على کرم الله تعالى وجهه

غالب اخباریین بر این عقیده اند که این آیه در حق علی علیه السلام نازل شده است.

روح المعانی - ج 6 - ص 167

ابن ابی خاتم که از مفسرین به نام اهل سنت است می‌گوید:

انما ولیکم الله والذین آمنوا با سند از سلمة بن کحیل است

تصدق علی بخاتمه وهو راکع

علی در حالی که در رکوع بود انگشتر خود را به سائل داد

فنزلت انما ولیکم الله

تفسیر ابن أبی حاتم - ج 4 - ص 1162

طبری در تفسیرش ج 6، ص 389 همین قضیه را نقل میکند از عتبة بن ابی حکیم و می‌گوید :

آیه انما ولیکم الله در حق علی نازل شده است آن وقتی که انگشتر به سائل داد.

حالا اینکه می‌گویند در نماز نمی‌شود صدقه داد و غیره، فضولی آن به شما نیامده است، خدای عالم آمده علی بن ابی طالب را به این خاطر مدح کرده است و عنوان هم داده است.

تفسیر طبری - ج 6 - ص 389

ابن تیمیه هم در منهاج السنة در باره تفسیر طبری و تفسیر ابن ابی حاتم می‌گوید:

تفاسیرهم متضمنة للمنقولات التی یعتمد علیها فی التفسیر

این تفاسیر متضمن یک سری احادیثی است که می‌توان به آنها اعتماد کرد.

منهاج السنة النبویة - ج 7 - ص 179

اگر واقعا شما مریض نیستید و دنبال بهانه نمی‌گردید و تعصب جلوی چشمان شما را نگرفته است خوب بفرمایید جواب دهید.

بعد از این ما تمام شبهاتی را که در رابطه با این ایه آمده است، به حول و قوه الهی دانه دانه مطرح می‌کنیم و جواب قاطع و کوبنده خواهیم داد.

آیه 67 سوره مائده می‌فرماید :

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ

همین آقای ابن ابی حاتم در ج 4 ص 1772 می‌گوید :

بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ

در حق علی نازل شده است . آقای آلوسی نقل می‌کند از عبد الله بن مسعود که ما در زمان پیامبر این گونه می‌خواندیم که :

یاأیها الرسول بلغ ماأنزل الیک من ربک إن علیا ولى المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعانی - ج 6 - ص 193

مناقب ابن مردویه - ص 240

درالمنثور - ج 2 - ص 298

فتح الغدیر - ج 2 - ص 60

المنار - ج 6 - ص 463

آیا این ها نفهمیدند قضیه چیست؟

یا در رابطه با آیه 3 سوره مائده که می‌فرماید :

الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ

آقای خطیب بغدادی با سند صحیح  می‌گوید که این آیه شریفه، روز 18 ذی الحجة در حق علی بن ابی طالب نازل شده است و جناب خلیفه هم آمد و گفت :

فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم.

تاریخ بغداد - ج 8 - ص 289

ابن کثیر دمشقی در البدایة و النهایة می‌گوید :

فقال عمر بن الخطاب هنیئا لک یا ابن أبی طالب اصبحت الیوم ولی کل مؤمن.

البدایة والنهایة  ج 7   ص 350

مولا هم ندارد.

شما اگر شأن نزول را همه جا قبول دارید بفرمایید ، خود جناب ابن تیمیه می‌گوید:

وَمَعْرِفَةُ " سَبَبِ النُّزُولِ " یُعِینُ عَلَى فَهْمِ الْآیَةِ

شان نزول به دانستن انسان کمک می‌کند تا مراد آیه را بفهمد.

فَإِنَّ الْعِلْمَ بِالسَّبَبِ یُورِثُ الْعِلْمَ بِالْمُسَبِّبِ

علم به سبب موجب علم به مسبب می‌شود.

مجموعة الفتاوى - ابن تیمیة - ج 13 - ص 339

شما همانطوری که از شأن نزول آیه 40 استفاده کردید که در رابطه با ابو بکر نازل شده و آیه 11 سوره نور را درباره عایشه استفاده کردید، خوب آقای ابن کثیر دمشقی که در تفسیرش ج 2 ص 449 می‌آید در رابطه با آیه افک مطرح می‌کند با قاطعیت می‌گوید :

این آیه در حق عایشه بنت الصدیق زوج النبی آمده است.

آیا در خود آیه 11 اسمی از عایشه آمده است یا با کمک شأن نزول مطرح کرده اید؟ اگر شأن نزول دخیل است همه جا باید دلیل باشد نه اینکه اگر به نفع شما شد دخیل است و اگر به ضرر شما شد دخیل نیست .

این آقایان می‌گویند که شبکه ولایت آنقدر از ما کلیپ پخش کرده است که شبکه ما را مشهور کرده اند و به ضرر آنهاست ، نه عزیزم اگر مردم شبکه شما و حرف های بی اساس و مضحک شما را ببینند اولاً: شیعه ها در ایمانشان قوی و محکم می‌شوند و ثانیاً: خیلی از بینندگان شما نگاه می‌کنند به حرف های بی اساس شما و در عقایدشان حداقل متزلزل می‌شوند و این انگیزه در آنها ایجاد می‌شود که بروند و تحقیق کنند و نتیجه تحقیق آنها هم مشخص است که چه می‌شود.

               مجری :

حاج آقا می‌خواستم نظرتان را بدانم که اگر نام امیرالمؤمنین در قرآن بود با آن چگونه برخورد می‌کردند ؟

                استاد قزوینی :

در این قضیه حرف خیلی زیاد است و شما دست روی درد دل ما می‌گذارید ، من در چند قضیه 2-3 تا نمونه می‌آورم که ببینید اینها چکار کردند:

در آیه 24 سوره نساء در رابطه با ازدواج موقت می‌گوید :

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً

خود امام قرطبی می‌گوید:

وقال الجمهور المراد نکاح المتعة

جمهور؛ یعنی کل علمای اهل سنت بر این عقیده هستند که مراد ازدواج موقت است نکاح المتعه

تفسیر القرطبی - ج 5 - ص 130

شما که می‌گویید متعه زنا است یعنی در صدر اسلام این آیه مردم را به زنا نستجیر بالله دعوت می‌کرده است ؟

طبری می‌گوید از مجاهد

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ

یعنی نکاح المتعه.

تفسیر طبری - ج 5 - ص 18

جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید :

کنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِیقِ الْأَیَّامَ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَأَبِی بَکْرٍ حتى نهى عنه عُمَرُ فی شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَیْثٍ.

ما در زمان پیامبر با یک مشت خرما و آرد زنان را صیغه می‌کردیم.   

صحیح مسلم - ج 2 - ص 1023

می‌گویند که جابر نسخ متعه به گوشش نرسیده بوده ، عجب! جابر بعد از پیامبر در ایام ابو بکر هم بوده است اگر نسخ شده است چرا به گوشش نرسیده است.

و اضافه آقای مسلم که این را نقل می‌کند حاشیه ای کنار آن نزده است که این متعه نسخ شده است. ما هرکجا می‌رویم می‌گویند صحابه نمی دانستند که نسخ شده است اگر صحابه نداند که نسخ شده است به درد مرجعیت علمی نمی‌خورد و باید او را کنار طاقچه بگذارید و سلام به او بدهید ولی گفتار او را نمی‌توانید حجت برای خود قرار دهید.

جناب سرخسی که از فقهای بزرگ احناف است می‌گوید:

وقد صح أن عمر رضی الله عنه نهى الناس عن المتعة

صحیح است این روایت که عمربن خطاب از متعه نهی کرده است و گفته است

فقال متعتان کانتا على عهد رسول الله وأنا أنهی الناس.

من نهی می‌کنم از آن دو که در زمان رسول خدا جایز بود.

می گویند که پیامبر نسخ کرده بود و این را جناب عمر شنیده بود ولی دیگران نشنیده بودند حالا این چه حکمی است که  از 120 هزار صصحابه فقط و فقط جناب عمر شنیده بوده است و هیچکس دیگر نشنیده بوده است و در طول زمان ابو بکر می‌دانسته که نسخ شده است و همه صیغه می‌کنند ولی چیزی نگفته است جابر می‌گوید ما زمان پیامبر و ابو بکر با یک مشت خرما صیغه میکردیم مدتی هم در ایام عمربن خطاب صیغه می‌کردند .

خوب اگر صیغه زنا است چرا جناب عمر چیزی نگفته است؟ یعنی راضی شده است که مردم زنا کنند؟ و اضافه می‌گوید :

وأنا أنهی الناس

من نهی می‌کنم صیغه را، نمی‌گوید که پیامبر نهی کرده است و من نسخ پیامبر را نقل می‌کنم.

من نمی دانم آقایان عقل خدادادی را چکار می‌خواهند کنند و فردای قیامت چه جوابی دارند؟ این کتاب فقهی است و کتاب روایی هم نیست که بگویید سندش چنین و چنان است و خود آقای سرخسی می‌گوید :

و قد صح

و این صحیح است که جناب عمر گفت دو تا متعه بوده است و من نهی می‌کنم.

المبسوط للسرخسی - ج 4 - ص 27

مغنی ابن قدامه - ج 7 - ص 571

این قضایا خیلی واضح و روشن است و با این روشنی در قرآن آمده است ولی آقایان مخالفت می‌کنند. خوب اگر نام امیرالمؤمنین آمده بود چه کار می‌کردند ؟

یا در رابطه با ارث انبیاء در سوره نمل آیه 16 که می‌فرماید :

وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ

و سوره مریم آیه 5-6 در رابطه با حضرت ذکریا میفرماید :

فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آَلِ یَعْقُوبَ

خوب جناب ابو بکر یک روایتی را درست می‌کند می‌گوید پیامبر اکرم فرمود :

نحن معاشر الأنبیاء لا نورّث

تفسیر الثعلبی - ج 4 - ص 359

ما پیامبران ارث نمی بریم

آمدند دیدند که این فرمایش آقای ابو بکر با قرآن منافات دارد، بعضی ها گفتند که این روایت قرآن را نسخ کرده است.

از ابن خراش در مورد این روایت می‌پرسند :

قلت لابن خراش حدیث : لا نورث ، ما ترکناه صدقة !

ابن خراش می‌گوید :

باطل

روایت جناب ابو بکر روایت باطل است و خلاف قرآن است.

میزان الاعتدال - الذهبی - ج 2 - ص 600

لسان المیزان - ابن حجر - ج 3 - ص 444

آقای ابن خراش شیعه نیست. آقای ذهبی که از شخصیت های برجسته اهل سنت است وقتی این حرف را از ابن خراش می‌شنود به او می‌گوید :

أیها الحافظ البارع

ای آقای ابن خراشی که حافظ و بارعی

الذی شربت بولک

ادرارت را خوردی

فأنت زندیق

تو آدم زندیق هستی

معاند للحق

معاند حق هستی

فلا رضى الله عنک

خدا از تو راضی نباشد

مات بن خراش إلى غیر رحمة الله.

تذکرة الحفاظ - ج 2 - ص 685

آیا این نحوه برخورد است ؟ آیا اینها بیانگر چیست ؟ ذهبی که از آدم های علقه مضغه نیست که ما بگوییم ایشان اشتباه کرده است.

خوب وقتی انسان بناست آنچه که در ذهنش آن را به عنوان عقیده پذیرفته و هر چه خلاف آن پیدا کرد از بین ببرد یا به ابن خراش بگوید : شربت بولک ، یا نسبت به روایتی که درباره فضیلت امیرالمؤمنین است که :

عدوک عدوالله و حبیبک حبیب الله

می گوید :

والقلب یشهد بأنه کذاب.

قلب من شهادت می‌دهد که این باطل است.

سبل الهدى والرشاد - ج 4 - ص 12

             بیننده : منصوری از تهران

من یک شبهه ای دارم که واقعاً جوابش را نمی‌توانم به این دوستانی که صحبت می‌کنید بدهم و آن هم این است که الان آیت الله قزوینی خیلی از مسائلی را که ما شیعه ها برداشت می‌کنیم از کتب اهل سنت کاملاً مثل ما برداشت می‌شود حالا چرا همین علمای اهل سنت تمام این مسائل را قبول دارند خودشان مثل ما فکر نمی‌کنند؟ یعنی وقتی آقای سیوطی قبول می‌کند که این آیه متعلق به مولای ما علی علیه اسلام است؛ چرا شیعه نمی‌شود و قبول نمی‌کند و چرا با اون عقیده ای که ما برداشت می‌کنیم برداشت نمی‌کند ؟ من می‌خواستم حاج آقا لطف کنند و جواب این سوال را بیان کنند.

ممنونم شب شما بخیر

                 بیننده : چراغ زاده از دزفول

می خواستم بدانم ما هم مانند اهل سنت صحاح داریم؟ یعنی کتابی مانند بحارالانوار و کافی همه سندها و حدیث هایش صحیح است؟

                استاد قزوینی :

خیر

               بیننده :

یعنی ما بعضی از احادیث مان ممکن است صحیح نباشد.

           استاد قزوینی :

بله

             بیننده :

بعد می‌خواستم خطاب به شبکه وهابی بگویم که اگر عمر با معاویه وارد جنگ میشد باز هم معاویه را حضرت می‌نامیدند و او را با حسنین مقایسه می‌کردند؟ و می‌خواستم به آنها بگویم که در جریان باشند که شما که همیشه می‌گویید باید کسی را هم دوست داشته باشید که حضرت محمد او را دوست داشته است حضرت محمد حضرت فاطمه زهرا ، حضرت علی ، امام حسن و امام حسین را دوست داشته است ولی متاسفانه فکر نمی کنم که معاویه را دوست داشته باشد که به او حضرت می‌گویند.

یک لطفی کنید اگر اشکالی ندارد دوست دارم بدانم آقای هاشمی و همکارانشان مانند آقای انصاری آیا ایرانی هستند یا نه ؟

             استاد قزوینی :

بله ایرانی هستند و از استان فارس می‌باشند و حتی روستای آنها را هم می‌دانیم کجاست چون دوستانی از روستای آنها با ما بارها تماس گرفتند و صحبت کردند ولی مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز.

ایشان هم اگر مانند حیدری خواست پایش را از گلیم خود درازتر کند و به نوامیس شیعه توهین کند آن وقت ما می‌دانیم با آنها چکار کنیم.

             بیننده :

مطالب آنها بیشتر به ضد ایرانی ها شبیه است.

            استاد قزوینی :

بعضی ها وطن فروش هستند، در رابطه با سوال اول شما اگر چنانچه عمر با معاویه می‌جنگید قطعاً این آقایان همان طوری که جنگ کنندگان با ابو بکر را برچسب ارتداد زدند و گفتند اینها اصحاب رده هستند اگر عمر کسی را می‌فرستاد و معاویه را می‌کشت و به زن او تجاوز می‌کرد عمر می‌گفت ایشان رفته و اجتهاد کرده است و ثواب هم کرده است مانند همان کاری که خالد با مالک بن نویره کرد.

               بیننده :

تشکر می‌کنم که شبهات را جواب می‌دهید.

             بیننده : مرتضوی از مالزی

من امشب از طرف روم ندای شیعه منتظران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مسنجر پالتاگ مزاحم شما می‌شوم آمدم که چند تا نکته را با اجازه شما عرض کنم :

اولاً: استاد همانطوری که بارها خود شما در این برنامه و برنامه های دیگر گفتید هجمه که امروزه جهان کفر و بدعت علیه شیعه دارد در تاریخ بی نظیر بوده است و همچنین با پیشرفت علم و تکنولوژی و وسایل ارتباطات جمعی که دسترسی از یک نقطه به نقطه دیگر را به راحتی امکان پذیر کرده است در فضای سایبری شاهد هجمه بی سابقه علیه فرهنگ تشیع و فرهنگ ناب محمدی صلی الله علیه وآله و سلم هستیم و هتاکی ها و بی ادبی ها و شبهه هایی که علیه فرهنگ اهل بیت امروزه مطرح می‌شود بی سابقه بوده است ، مسنجری در اینترنت وجود دارد به نام پالتاگ که شاید بتوان گفت بیشتر از مسنجرهای دیگر در این مسنجر کسانی که ملتزم به عقیده ای هستند می‌آیند و سعی در تبلیغ و دفاع از عقیده خود دارند که از سست ترین عقاید هم در این مسنجر روم دارند و در حال تبلیغ هستند.

من زنگ زدم تا اول تشکر اساسی بکنم از شبکه جهانی ولایت و از شخص شما به عنوان مجری شبکه ولایت به خاطر اینکه ما از وقتی این روم را در مسنجر پالتاگ راه انداختیم به لطف خدا و توجهات حضرت ولی عصر و حضرت زهرا سلام الله علیهم و بعد هم به لطف اساتید شبکه ولایت واقعا کمک بی دریغی که به این روم کردند و تشریف آوردند و سوال بچه شیعه ها را جواب دادند و شبهات را از بین بردند که جواب دندان شکنی به تمامی مخالفان اسلام از جمله وهابیت و مسیحیت و جدیدا هم فرقه های نو ظهوری مانند همین فرقه موهوم احمد الحسن الیمانی داده شده است و به تهمت هایی که به علمای شیعه از جمله خود حضرتعالی و آیت الله کورانی و بقیه علما زده می‌شود الحمدلله به لطف اساتید شبکه ولایت جواب داده شده است .

من فقط آمدم که یک تشکر اساسی کنم و یک سوال هم بپرسم که :

ما دیشب در روم یکی از اصلی ترین مبلغین همین فرقه یمانی برای بحث آمده بود و بحثی صورت گرفت با یکی از اساتید شبکه ولایت و خدا را شکر به لطف حضرت ولی عصر به قدری ایشان مفتضح شد و به پوشالی بودن عقیده اش پی برد توسط حتی خود طرفداران ایشان و ایشان در آخر کار فرارکردند و فرار را بر قرار ترجیح داد.

من می‌خواستم بدانم که نظر مراجع شیعه و نظر شخص شما به عنوان یکی از بزرگان شیعه راجع به این فرقه نو ظهور و موهوم و شخص آقای احمد الحسن الیمانی که اصلا نمی دانیم کی هست و کجا هست در این 13 ـ 14 سالی که ادعا کرده اند چیست ؟

بیش از این وقت شما را نمی گیرم و امیدوارم ما را بی بهره نگذارید و ما را از خدمتی که به جهان تشیع می‌کنید شریک بدانید.

              بیننده : موسوی از زاهدان

از این برنامه های شما واقعا ما استفاده های خوبی داریم و موضوعی که الان برای ما پیش آمده است در رابطه با عید غدیر است که می‌فرمایند 3 روز آقا رسول الله و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب در غدیر ماندند تا همگی با او بیعت کنند لطف کنید در این رابطه توضیحی بفرمایید ممنون می‌شوم.

خسته نباشید ما را هم در حرم معصومه سلام الله علیها دعا کنید.

             بیننده : احمد از دماوند (اهل سنت)

می خواستم چند تا سوال مطرح کنم اگر مشکلی ندارد

                استاد قزوینی :

بفرمایید

             بیننده :

آقای قزوینی اگر در اوایل اسلام ارث پیامبر را که فدک بود به حضرت فاطمه می‌دادند الان چه فایده ای برای ما داشت ؟

سوال دوم هم اینکه چرا روایاتی که از کتب اهل تسنن می‌خوانید و در مانیتور نشان می‌دهید احادیث ناقص و نصفه نشان داده می‌شود؟ و کل احادیث را نشان نمی‌دهید.

             مجری :

می‌توانید یک نمونه را بگویید؟

                  بیننده :

بله؟

                 مجری :

آن حدیثی که نصفه گفته شده است را چون بعضی احادیث انقدر طولانی است که لزومی ندارد آورده شود.

             بیننده :

من 2-3 شب پیش هم صحبتی راجع به حدیثی که راجع به حضرت ابراهیم بوده و ساره زن او که آقای ابوالقاسمی نصف آن را نشان داد و بقیه اش را نشان نداد و قیچی کرد.

سوال سوم هم اینکه آقای قزوینی یعنی پیامبر اسلام آمد مردم را به یک دین و به یک قبله هدایت کند آیا در زمان پیامبر مشرکین مکه نمی گفتند خدایی هست ؟ مگر مشرکین نمی گفتندکه ما به وسیله این بت ها می‌خواهیم به الله برسیم؟ محمد آمد و اینها را از بین برد.

           استاد قزوینی :

می توانید آیه آن را بیان بفرمایید؟

             بیننده :

اجازه بدهید صحبت کنم

             استاد قزوینی :

شما به صورت متکلم وحده پشت سر هم بیان می‌کنید، بعضی از سوالات است که در عرض 30 ثانیه سوال طرح می‌شود ولی جوابش به مدت زیادی نیاز دارد.

این را که می‌فرمایید در زمان پیامبر اکرم مشرکان مکه هم خدا را قبول داشتند و می‌گفتند این بت ها واسطه ما هستند ، آیا می‌توانید آیه آن را بخوانید ؟

ee.             بیننده :

والله آقای قزوینی من راجع به علم قرآنی زیاد مسلط نیستم ولی در رابطه با احادیث تا اندازه ای از طریق شبکه شما و شبکه های دیگر گوش می‌دهم و آدمی هم هستم که به خدا اعتقاد دارم و آدمی هستم که از تنها کسی که می‌ترسم خداست.

دوما هم اگر نهج البلاغه نامه 110 حضرت علی می‌فرماید:

توسل به 10 چیز است که از نماز شروع می‌شود.

در این نامه‌ای که در نهج البلاغه است درباره توسل چیزی نگفته است که به من یا اولاد من توسل کنید و تمام توسلاتی که فرموده به عبادت خود انسان باز می‌گردد.

                استاد قزوینی :

در رابطه با بت ها، آیا بت پرستان که می‌گفتند خدا آسمان و زمین را آفریده است نماز می‌خواندند؟ در نماز خود

أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد ان محمدا عبده و رسوله

می گفتند یا نمی گفتند ؟

             بیننده :

آقای قزوینی

           استاد قزوینی :

نه جواب ما را بده

               بیننده :

اگر اعتقادی به محمد داشتند در مقابل او نمی ایستادند و صف آرایی نمی کردند.

              استاد قزوینی :

خدا امواتت را بیامرزد، آیا می‌گفتند لااله الا الله یا نمی گفتند ؟

           بیننده :

می گفتند الله

                استاد قزوینی :

خدا امواتت را بیامرزد، خودت قشنگ جواب خودت را دادی

اولا بر اینکه آنها می‌گفتند الله نمی گفتند لا اله ، الان مسلمانهای کره زمین و خود شیعه ها هر روز در اذان و اقامه و نمازشان چندین بار می‌گویند :

لااله الا الله

این طور مقایسه کردن شیعیان با مشرکان مکه این نوعی عناد است و خلاف منطق می‌باشد، من سوالی از شما کردم که آیا آنها می‌گفتند لا اله الا الله ؟ گفتید : نه .

دوم آنها می‌گفتند :

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى

سوره زمر - آیه 3

ما این بت ها را عبادت می‌کنیم، می‌پرستیم تا ما را در نزد خدای عالم شفاعت کنند.

آیا هیچ شیعه ای را سراغ دارید که پیامبر یا امامی را عبادت کند؟

      بیننده :

بله الان همسایه های من هنگام نشستن و بلند شدن و خوابیدن یا علی و یا حسین می‌گویند.

        استاد قزوینی :

بنده هم اینجا بارها گفتم شیعیان برای کوری چشم وهابی ها هر وقت بلند می‌شوند بگویند یا علی، می‌نشینید بگویید یا علی ، غذا می‌خورید بگویید: یا علی ، خداحافظی می‌کنید بگویید: یاعلی

آیا یا علی گفتن عبادت کردن علی است ؟

oo.            بیننده :

خدا می‌گوید هرچه که خواستید از من بخواهید.

           استاد قزوینی :

عزیز من بنا نیست که پرت و پلا حرف بزنیم ، ما به حضرتعالی احترام گذاشتیم و روی خط نگه داشته ایم.

            بیننده :

حضرتعالی الان زنده هستید من دم درب خانه شما می‌آیم و می‌گویم برادر بزرگوار من آقای قزوینی بنده نان برای بچه هایم ندارم 10 تا نان به من بده ، و در حال حاضر هم زنده هستید و دست می‌برید در سفره خود 5 تا نان به بنده می‌دهید ، خاک زیر پای ائمه اطهار و اهل بیت پیامبر و خود حضرت علی سرمه چشم ما است ولی فرق اهل تسنن با حضرتعالی یا برادران اهل تشیع این است که شماها حضرت علی را الان در همین جایی که بنده هستم همه مدد از علی می‌خواهند ، درست است که احترام حضرت علی برای همه ما واجب است ولی وقتی خود حضرت علی شب تا صبح اکثر وقت به نماز می‌ایستاد به خاطر ترس از خدا نبود ؟

            استاد قزوینی :

حرفتان تمام شد؟

           بیننده :

بله من از شما خداحافظی می‌کنم

            استاد قزوینی :

نه نه خداحافظی نکن اجازه بده برادر من.

شما که می‌گویید وقتی یاعلی می‌گویید همه کمک را از علی می‌خواهید این غلط است ، اگر کسی بیاید بگوید یاعلی و برای علی بن ابی طالب دکانی در برابر دکان خدا بسازد این کفر و شرک و ارتداد است ولی اگر کسی بگوید یا علی به این نیت که یاعلی تو پیش خدا آبرو داری و زنده هستی طبق منطق قرآن چون حداقل علی شهید که شده است

وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ

سوره بقره - آیه 154

علی زنده است و این منطق قرآن است و روایت متعدد هم شما دارید بر اینکه انبیاء نمی میرند و در قبرشان زنده هستند و عبادت می‌کنند ، اگر من به این نیت که علی بن ابی طالب زنده است ، به اذن خدای عالم صدای من را می‌شنود ، به اذن خدای عالم به صدای من جواب می‌دهد و به اذن خدای عالم حاجت من را یا خودش مستقیما یا از خدای عالم طلب می‌کند که حاجت من را بدهد.

کجای این شرک است ؟ کجای آن از خدا روی گرداندن است ؟

         بیننده :

هیچکس اسم بردن از علی را شرک نمی داند.

            استاد قزوینی :

شما الان می‌گویید یا علی گفتن شرک است.

        بیننده :

کمک خواستن از علی.

            استاد قزوینی :

عزیز من کمک خواستن از علی چه اشکالی دارد ؟ اگر کسی معتقد باشد علی طبق آیه قرآن زنده است و صدای ما را هم می‌شنود و خدا به او قدرت داده است که حاجت ما را بدهد اگر با این نیت از علی حاجت بخواهد چه اشکالی دارد ؟

           بیننده :

آقای قزوینی خدا در قرآن می‌گوید شهدا زنده هستند ، و قبول هم داریم که حضرت علی شهید محراب هستند ولی شهدا در نزد خداوند زنده هستند و روزی می‌خورند.

      استاد قزوینی :

یعنی من و شما پیش شیطان زنده هستیم؟

         بیننده :

کجای آیه قرآن می‌گوید شهدا زنده هستند و بر مردم دارند حکومت می‌کنند؟

      استاد قزوینی :

عزیز من چرا پرت و پلا می‌گویی برادر عزیزم سرور من ، مگر ما گفتیم ائمه حکومت می‌کنند؟ اینکه عبد الله عمر پایش فلج می‌شود و می‌گوید :

یا محمد

و مشکل پایش برطرف می‌شود آیا این یا محمد گفتن عبدالله عمر کفر او را ثابت می‌کند ؟

          بیننده :

نه .

       استاد قزوینی :

خدا امواتت را بیامرزد.

         بیننده :

مدد گرفتن از غیر خدا.

             استاد قزوینی :

عزیز دل من این عبارتی است که جناب آقای بخاری در کتاب الأدب المفرد ص 207 حدیث 993 نقل می‌کند که اواخر عمر آقای عبدالله عمر بود و سکته می‌کند و پایش فلج شده بود بنده خدایی به او گفت :

اذکر أحب الناس إلیک

محبوبترین افراد را صدا کن تا شفایت بدهد.

فقال محمد

ای محمد مرا نجات بده

فانبسطت.

با گفتن یا محمد مشکل پایش برطرف شد.

روایت هم صحیح است .

غریب الحدیث للحربی - ج 2 - ص 674

مسند ابن الجعد - ج 1 - ص 369

الطبقات الکبرى - ج 4 - ص 154

آیا شما معتقدید عبد الله عمر که از پیامبر اکرم طلب شفا خواست و پیامبر هم او را کمک کرد و پای او را شفا داد آیا معتقدید عبدالله عمر کافر شد ؟ از دین خارج شد ؟

        بیننده :

آقای قزوینی.

       استاد قزوینی :

عزیز من جواب به من بده این طرف و آن طرف نرو

            بیننده :

الان تنها چیزی که من می‌دانم هرجایی از قرآن را که باز می‌کنیم خداوند می‌فرماید :

بنده غفور هستم ، بنده رحمان هستم ، بنده رحیم هستم ، از هر چیزی به شما نزدیک تر هستم آیا درست است وقتی شما نزدیک و دم دست من هستید ابتدا بیایم پیش مجری برنامه آقای محسنی و به ایشان بگویم که از شما فلان سوال را بپرسد؟

             استاد قزوینی :

اگر این گونه است که شما می‌گویید پس اعتراض شما به خود قرآن است و شما با این با این نگاه کافر می‌شوید.

      بیننده :

شما به من نشان بده که فلان جای قرآن نوشته است از خلق خدا فلان کار را بخواهید اگر نشان دادید بنده گواه می‌دهم فردا تشریف بیاورم قم و در شبکه شما بگویم : اشهد ان علیا ولی الله.

           استاد قزوینی :

ما می‌دانیم که شما دروغ می‌گویید ولی نشان می‌دهم

                      بیننده :

خدا گواه است می‌آیم ولی به این شرط که این آیه قرآن را حداقل 10 نفر از علما و مفسرین اسلام تایید کرده باشند .

    استاد قزوینی :

باشه اشکالی ندارد الان تلویزیون را می‌بینید ؟

     بیننده :

 ممنونم خداحافظ من شارژم تمام است از تلویزیون صدای شما را می‌شنوم

      استاد قزوینی :

نه همینطور حضور داشته باشید من با شما کار دارم.

       بیننده :

بیننده تلفن خود را قطع می‌کند.

        استاد قزوینی :

بله قطع کردند، گرچه ما می‌دانیم که شما دروغ می‌گویید؛ چون یوسف هم از بندر عباس گفت یک دلیل بیاورید من شیعه می‌شوم ولی دیگر جرأت نکرد به برنامه ما بیاید؛ چون ما سوالی طرح کردیم برای ایشان ولی رفت و نیامد.

در سوره یوسف آیه ۹۷ می‌فرماید که فرزندان حضرت یعقوب خدمت پدر می‌آیند و می‌گویند:

قَالُوا یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ

آیا این فرزندان حضرت یعقوب که نزد پدر آمدند و گفتند که ای پدر! تو واسطه شو تا خدا گناه ما را ببخشد؟ حضرت یعقوب نگفت که خدا به شما نزدیک تر است شرک نگویید و از خدا بخواهید که گناه شما را ببخشد؟ و نگفتند که ای پدر ما را ببخش ، فرق است بین اینکه بگویند :

یا ابانا اغفر لنا

پدر ما را ببخش

و بین

یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا

ای پدر از خدای عالم برای ما طلب مغفرت کن ما خطاکاریم .

حضرت یعقوب پیامبر می‌گوید:

سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی

من برای شما از خدای عالم طلب مغفرت می‌کنم خدای عالم غفور و رحیم است.

اگر

ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ

سوره غافر- آیه 60

درست است

فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ

 سوره بقره - آیه 186

درست است ، اگر :

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ

سوره ق - آیه 16

 درست است؛ پس چرا حضرت یعقوب نگفت خدا که نزدیک است از خدا بخواهید و از او طلب مغفرت کنید؟

در آیه ۶۳ سوره نساء در رابطه با نبی مکرم صلی الله علیه و آله وسلم است که می‌فرماید:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا

این آیه را برادر عزیزمان دقت کنند تا بعد از حداقل ۵۰ نفر از بزرگان اهل سنت در این باره صحبت کنم.

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ

آنهایی که در حق خودشان ظلم کردند.

جَاءُوکَ

پیش تو بیایند ای پیامبر

فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ

استغفار کنند

وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا

پیامبر هم برای آنها استغفار کند خدا آنها را می‌بخشد

پیامبر واسطه است ، پس چرا اینجا نمی‌گوید : مردم بروید و مستقیم از خدا بخواهید بلکه می‌گوید: پیامبر اکرم باید برای آنها طلب بخشش کند.

حداقل بالای 50 نفر از علمای اهل سنت این آیه را از آداب زیارت رسول اکرم آورده اند که اگر کسی آمد به زیارت قبر نبی مکرم بیاید بگوید : ای پیامبر من در حق خودم ظلم کردم مرا ببخش.

امام سبکی می‌گوید :

دلت الآیة على الحث على المجئ إلى الرسول صلى الله علیه وآله وسلم والاستغفار عنده.

این آیه 64 سوره نساء که می‌گوید نزد پیامبر بیایند و از پیامبر طلب مغفرت کنند دلالت می‌کند که هم در زمان حیات پیامبر به او متوسل شویم و هم بعد از رحلت ایشان .

شفاء السقام - السبکی - ص 181

سمهودی شافعی می‌گوید :

علمای اهل سنت از این آیه استفاده کرده اند هم در زمان حیات پیامبر و هم بعد از رحلت ایشان.

جناب آقای شوکانی همین مطلب را بیان کرده است .

آقای ابن قدامه مقدسی که حنبلی مذهب است در کتاب المغنی ج 3 ص 590 می‌گوید :

کسی که خدمت نبی مکرم می‌آید بگوید:

انک قلت وقولک الحق

تو حرف حق زدی

وقد أتیتک

پیامبر! من نزد تو آمدم

مستغفرا من ذنوبی

از گناهانم استغفار می‌کنم

مستشفعا بک إلى ربی

تو را بین خود و خدا شفیع قرار می‌دهم.

الشرح الکبیر لابن قدامة - ج 3 - ص 495

المغنی - ج 3 - ص 298

المجموع نووی - ج 8 - ص 274

الاختیار - ج 1 - ص 189

الدرر الثنیه - ص 9

اگر واقعاً کسی دنبال حقیقت است بفرمایید این هم حقیقت.

در آیه 35 سوره مائده می‌فرماید:

وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ

واسطه نزد خدای عالم ببرید و هرگز نگفته است که واسطه شما زنده باشد یا مرده باشد، پیامبر باشد، عمل صالح باشد.

در خطبه 110 نهج البلاغه علی می‌فرماید :

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله سبحانه الإیمان به وبرسوله والجهاد فی سبیله.

نهج البلاغة - خطب الإمام علی ( ع ) - ج 1 ص 215

با فضیلت ترین چیزی که می‌توان به خدا متوسل شد، ایمان به خدا و ایمان به پیامبر و جهاد است.

پس معلوم می‌شودکه توسل جایز است، شما که می‌گویید توسل شرک است و ما نیاز به واسطه نداریم و خدا از همه به ما نزدیک تر است امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌گویند که توسل است.

اولا ما توسل را هم به اعمال صالحه جایز می‌دانیم که این منطق قرآن است :

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آَمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآَمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره آل عمران - آیه 193

هم توسل به عمل صالح و هم توسل به اسماء الهی :

وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا

سوره اعراف - آیه 180

و هم توسل به انبیا، مانند آیه 97 سوره یوسف و آیه 64 سوره نساء که دلالت می‌کند که توسل به پیامبران هم هیچ اشکالی ندارد.

من یک سوالی از شما دارم گرچه کارشناسان شبکه های وهابی نمی‌توانند پاسخ دهند ولی حداقل احمد آقا مقداری فکر کنید:

امیرالمؤمنین نگفتند که توسل به پیامبر و ائمه حرام است بلکه می‌گوید :

با فضیلت ترین توسل ایمان به خداست.

آیا اگر ایمان به خدا با فضیلت ترین توسل باشد، توسل های دیگر حرام می‌شود؟ در کتب اهل سنت آمده است که :

أفضل الصلوات وهی العصر

با فضیلت ترین نماز ها نماز عصر است.

تفسیر ابن کثیر - ج 1 - ص 191

تفسیر القرطبی - ج 20 - ص 179

آیا معنی آن این است که نماز ظهر حرام است ؟ نماز مغرب و عشاء حرام است؟ اگر شخصی آمد و گفت فلان کار افضل است در برابر چه است ؟ یعنی دیگران باطل است؟ علی که می‌گوید:

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله

نهج البلاغة - خطب الإمام علی ( ع ) - ج 1 - ص 216

یعنی توسل به پیامبر باطل و شرک است؟ توسل به انبیاء شرک است؟

ابونعیم نقل می‌کند که :

أفضل الصلوات عند الله صلاة الصبح یوم الجمعة.

با فضیلت ترین نماز ها نماز صبح روز جمعه است.

حلیة الأولیاء - ج 7 - ص 207

شعب الإیمان - ج 3 - ص 115

فضائل الأوقات - ج 1 - ص 512

بیان الوهم والإیهام فی کتاب الأحکام - ج 3 - ص 203

آیا وقتی این گونه گفت یعنی دیگر نماز ها همگی باطل است؟

در جای دیگر آمده است:

أَفْضَلُ الصَّلاَة صَلَاةُ الْمَرْءِ فی بَیْتِهِ

بافضیلت ترین نماز ها نمازی است که در خانه می‌خوانند.

صحیح البخاری - ج 1 - ص 256

مصنف ابن أبی شیبة - ج 2 - ص 52

پس با این حساب نمازهایی که به صورت جماعت بیرون از خانه خوانده می‌شود شرک و باطل است؛ چون پیامبر فرموده است که بهترین نماز نمازی است که مرد در خانه بخواند.

شما مقید هستیدکه در ماه رمضان نماز تراویح می‌خوانید، جناب عمربن خطاب می‌گوید: آنهایی که در خانه خود می‌خوابند افضل هستند از کسانی که نماز تراویح می‌خوانند.

قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه وَالَّتِی یَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التی یَقُومُونَ.

آنهایی که شبهای ماه رمضان در خانه می‌خوابند افضل هستند از کسانی که نماز تراویح می‌خوانند.

اگر خواب افضل است پس آنهایی که نماز تراویح می‌خوانند شرک است؟

صحیح البخاری - ج 2 - ص 707

و دهها قضایای دیگر داریم که کلمه افضل آمده است. آقایان کارشناس عقل درست و حسابی ندارند، می‌گویند مردم ببینید علی می‌گوید :

أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله سبحانه الإیمان به.

علی می‌گوید توسل به پیامبر توسل به من توسل به ائمه حرام است.

نهج البلاغة - خطب الإمام علی ( ع ) - ج 1 - ص 216

کجای عبارت امیرالمؤمنین آمده است که حرام است ؟

ما نمی‌خواهیم که احمد آقا بیاید و شیعه شود ولی تقاضا دارم حداقل احساس کند آن چیزی که در ذهن او خوانده اند یک سری خرافات و مطالب ضد دین و قرآن است. و کسانی که می‌گویند توسل به پیامبر شرک است مخالف قرآن، مخالف دین  و دشمن اهل بیت هستند. اگر چنانچه در کتب آنها توسل به عمر و ابابکر جایز بود آنها در تمام دنیا می‌نوشتندکه دعای توسل به ابو بکر و عمر ولی توسل به ائمه اطهار بوده است و لذا اینها می‌خواهند توسل را رد کنند.

البته اهل سنت این گونه نیست چون اهل سنت همگی توسل را قبول دارند چون خود جناب سبکی می‌گوید که : تمام علماء، عقلا و عوام اهل سنت و همه آنهایی که دین دارند، معتقد به توسل هستند.

         جواب استاد به سوال آقای موسوی :

در رابطه با غدیر انشاء الله ما داریم بحث ها را دنبال می‌کنیم تا کل شبهاتی که پیرامون غدیر است را مطرح کنیم و پاسخ دهیم .

در رابطه با افرادی که به قولی

هر دم از این باغ بری می‌رسد            تازه تر از تازه تری می‌رسد

اولین فتنه ای که ما با آن مواجه هستیم آقای احمد الحسن نیست؛ چون قبل از او هم دجال های زیادی آمدند که ادعای مهدویت و بابیت کردند مانند : علی محمد باب بنیانگذار بهائی‌ها که ادعا کردند ما سید یمانی هستیم و ایشان وقتی که آمد در رابطه با مباحث بابیت صحبت کرد و اینکه من این چنین و چنان هستم و آن کسی که پیامبر به آن وعده داده است من هستم.

احمد الحسن در محرم 1208 حدود 500 نفر از افراد بی خبر و نا آگاه را جمع کرد و روز عاشورا در بصره و ناصریه قیام کردند ، مردم در حال عزاداری بودند که این احمد الحسن دجال که تعبیر بزرگان ما این است که این آقا هم ضال است و هم مضل است بعضی از مراجع ما فتوا به ارتداد و وجوب قتل او دادند مانند آیت الله حائری چون او از مصادیق مفسد فی الارض است.

آمد و شروع کرد به حمله کردن و گفت :

جاء المهدی

مهدی آمد مهدی آمد 

و با نیروهای دولتی درگیر شدند و فقط در خود بصره 80 نفر انسان بی‌گناه کشته شد و در ناصریه 70 نفر کشته شد سپس از عراق به امارات فرار کرد و زیر پرچم وهابی ها زندگی می‌کند.

این چگونه سید یمانی است که فرار می‌کند و پشت چادرهای زنان می‌رود و خود را مخفی می‌کند. جالب است ایشان یک نامه ای نوشته بود با این مضمون که :

اما بعد الی السید الخامنه ای: السلام علیکم و رحمة الله ، الی السید القزوینی فی ایران : السلام علیکم و رحمة الله ، شیخ عبدالحمید مهاجر السلام علیکم ، شیخ علی کورانی السلام علیکم

شما همین نامه را اگر دوستان ببینند کاملا می‌فهمند که این آقا اصلا عقل ندارد و یک دیوانه هزار بار بر این آقا شرافت دارد و در نوشتن نامه از او بهتر است.

ما ایشان را آدم بی‌دین ، لا مذهب ، گمراه ، گمراه گر ، فاسد و از مصادیق مفسد فی الارض می‌دانیم و اهانت هایی که ایشان به مراجع ما کرده است باالاخص خدمت آیت الله العظمی سیستانی همین کافی است که ارتداد ایشان را صادر کند.

می گویند چرا برای مناظره نمی آیید؟ بنده رسماً اینجا آماده هستم که برای مناظره بیایند تا ما ثابت کنیم که تو عقل نداری و دیوانه و گمراه و گمراه گر هستی اگر توانستیم ثابت کنیم که هیچ ولی اگر ثابت نکردیم ما هم تابع شما هستیم.

آقا می‌گوید: مباهله ، بنده آماده هستم ایشان با اسکایپ اینجا بیاید با اینکه چند نفر از علمای بزرگ شیعه اعلام مباهله کردند ولی ایشان فرار کردند و لذا اینها را ما گروه فاسد می‌دانیم و از عزیزانی که در روم ها هستند توصیه می‌کنیم که حیف است که اینها روم شما را با حضورشان آلوه کنند چرا که صدا و منطق آنها آلوه کنند است و نظر بزرگان و علمای شیعه نسبت به ایشان و امثال ایشان هم این بوده است.

ایشان ادعا کرده بود که حضرت آیت الله کورانی از آقای احمد الحسن معجزه و کرامت دیده است ، بر پدر آدم دروغگو لعنت ، لعنت خدا و ملائکه بر احمد الحسن که او را امام می‌خوانید.

ما می‌خواستیم امروز آیت الله کورانی روی خط بیایند و کتابی هم ایشان نوشتند به نام دجال البصرة که در این کتاب حداقل 50 جا ایشان را دجال ، ضال ، مضل ، دیوانه خوانده است.

آقای کورانی در قسمتی از کتاب به صورت مسخره گفته است که :

پس شما کرامت هم دارید

به این عنوان که بگوید این شخص عقل ندارد و دیوانه است ولی گرفتند این عبارت را در روم ها قرار دارند و گفتند که آیت الله کورانی کرامت ایشان را قبول دارد.

خدایا تو را قسمت می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد، فرج مولای ما ولی عصر نزدیک بگردان و ما را از یاران آن بزرگوار قرار بده.

«والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته»

اللهم عجل لولیک الفرج



حضرت آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی