اللعن: الطرد والابعاد علی سبیل السخط و ذلک من الله تعالی فی الاخرة عقوبة، و فی الدنیا انقطاع من قبول رحمته و توفیقه
14 بازدید
تاریخ ارائه : 1/15/2013 8:16:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

لعن : یکی از مظاهر دشمنی با دشمنان خدا

لعن در لغت به معنای راندن و دور کردن است.

 لعنه لعناً: طرده و ابعده عن الخیر. (مفردات، ص 422؛ مجمع البحرین، ج2و1، ص404.) و در اصطلاح به معنای دعا برای دور باد از رحمت خداوندی برای کسی است، بر خلاف سلام و صلوات که دعا برای فرد در جلب رحمت الهی است. و این دو ـ صلوات و لعن ـ مظاهر تولی و تبری هستند، که از یکدیگر جدایی ناپذیرند.

طریحی فرموده: لعن طرد و دور کردن از روی خشم است و آن (ملعون) از سوی خداوند متعال در آخرت عقوبت و در دنیا از قبول رحمت و توفیق الهی محروم خواهد شد.  اللعن: الطرد والابعاد علی سبیل السخط و ذلک من الله تعالی فی الاخرة عقوبة، و فی الدنیا انقطاع من قبول رحمته و توفیقه. (همان)

مبحث لعن، از جمله مباحثی است که مابین فریقین در نقاطی مشترک، و در مواردی مورد اختلاف است. مطلب این است که اصل مسئله لعن نمی تواند مورد انکار هیچ فرقه ای قرار گیرد چرا که مبنایی قرآنی ـ آیات لعن در کلام الله مجید ـ و روایی ـ روایات صحیح از لسان پیامبر اکرم ـ دال بر لعن افراد و گروه هایی رسیده است؛ لکن متاسفانه می بینیم که بعضی فرق از پذیرش لعن برخی ملعونین که خدا و رسول آنان را لعن نموده، سرباز زدند و دوستی با دشمنان خدا را جایگزین تبری نمودند و همین جا شده سرمنشا اختلاف، که جلوتر بدان خواهیم پرداخت.

آیات لعن در کلام الله مجید

می توان آیات قرآنی لعن را، به چهار گروه تقسیم کرد:

1ـ لعن ابلیس

وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿35﴾ حجر

و لعنت (و دورى از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!

وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿78﴾ ص

و مسلما لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود!

لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا ﴿118﴾ نساء

خدا او را از رحمت خویش دور ساخته; و (ابلیس) گفت:"از بندگان تو، سهم معینى خواهم گرفت!"

 2ـ لعن کافران

◘ به صورت کلی:

إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکَافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِیرًا ﴿64﴾ احزاب

خداوند کافران را لعن کرده (و از رحمت خود دور داشته) و براى آنان آتش سوزاننده‏اى آماده نموده است.

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿161﴾بقره

همانا کسانى که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد باد!

وَعَدَ الله الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِیمٌ ﴿68﴾توبه

خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده; که در آن جاودانه خواهند ماند که همان کفایتشان می کند! و خدا آنها را لعن کرده و عذاب همیشگى براى آنهاست!

◘ کسانی که بعد از ایمان کافر شدند.

کَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْمًا کَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿86﴾ أُوْلَئِکَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿87﴾ آل عمران

چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى‏کند که بعد از ایمان و گواهى به حقانیت رسول و آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!

کیفر آنها، این است که لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آنهاست.

◘ کافران از قوم عاد

وَأُتْبِعُواْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَةً وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا کَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ﴿60﴾هود

آنان، در این دنیا و روز قیامت، لعنتی به دنبال دارند! بدانید عاد نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند! هان دور باد «عاد» -قوم هود- (از رحمت خدا)!

◘ کافرین از قوم فرعون

وَأُتْبِعُواْ فِی هَذِهِ لَعْنَةً وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ﴿99﴾ هود

آنان در این جهان و روز قیامت، لعنتى به دنبال دارند; و چه بد عطایى نصیب شان است !

وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَةً وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِینَ ﴿42﴾ قصص

و در این دنیا نیز لعنتى بدنبال آنان قرار دادیم و روز قیامت از زشت‏رویانند!

◘ کافران از بنی اسراییل

وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلاً مَّا یُؤْمِنُونَ ﴿88﴾ وَلَمَّا جَاءهُمْ کِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَکَانُواْ مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ کَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿89﴾بقره

و گفتند قلب هایمان پوشانده شده ( ما چیزی نمی فهمیم) بلکه خدا به واسطه این کفرشان لعنت شان می کند و عده ی قلیلی ایمان می آورند. و هنگامى که از طرف خداوند، کتابى براى آنها آمد که موافق نشانه‏هایى بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزى بر کافران مى‏دادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامى که این کتاب، و پیامبرى را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند; لعنت خدا بر کافران باد!

فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿13﴾ مائده

 به خاطر پیمان‏شکنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهاى آنان را سخت و سنگین نمودیم. سخنان (خدا) را از جایگاهش تحریف مى‏کنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند. و مدام از خیانتى (تازه) از آنها آگاه مى‏شوى، مگر از عده کمى از آنان; ولى از آنها درگذر و صرف‏نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست مى‏دارد!

قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِکَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِکَ شَرٌّ مَّکَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِیلِ ﴿60﴾مائده(مومنین به طاغوت)

بگو: «آیا شما را از کسانى که موقعیت شان نزد خدا بدتر از این است، با خبر کنم؟ کسانى که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ کرده) و از آنها، میمونها و خوکهایى قرار داده، (کسانی که) طاغوت را بندگی کردند. ایشان جایگاهشان، بدتر است; و از راه راست، گمراهترند. »

لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ ﴿78﴾ مائده

کافران بنى اسرائیل، بر زبان داوود و عیسى بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این بخاطر آن بود که عصیان کردند، و تجاوز مى‏نمودند.

وَأُتْبِعُواْ فِی هَذِهِ لَعْنَةً وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ﴿99﴾ هود

آنان در این جهان و روز قیامت، لعنتى به دنبال دارند; و چه بد عطایى نصیب شان است !

وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا لَعْنَةً وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِینَ ﴿42﴾ قصص

و در این دنیا نیز لعنتى به دنبال آنان قرار دادیم و روز قیامت از زشت‏رویانند!

 

◘ کافران از اهل کتاب

وَلَمَّا جَاءهُمْ کِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَکَانُواْ مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ کَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿89 ﴾ بقره

و هنگامى که از طرف خداوند، کتابى براى آنها آمد که آنچه (از نشانه ها) با خود داشتند را تصدیق می کرد، و پیشتر، به خود نوید پیروزى با کمک آن بر کافران مى‏دادند، با این همه، هنگامی که آنچه می شناختند (کتاب و پیامبر) به نزدشان آمد، به آن کافر شدند؛ لعنت خدا بر کافران باد!

مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَیَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِی الدِّینِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَکَانَ خَیْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَکِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلاَ یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِیلاً ﴿46﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَکَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً ﴿47﴾نساء

بعضى از یهودیان، کلمات (الهى) را از جایگاه خود تغییر داده و مى‏گویند: شنیدیم و نافرمانى کردیم، بشنو و باور نکن. (و طعنه می زنند: ) راعنا ! ولى اگر مى‏گفتند: شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و به ما نظر کن، براى آن ها بهتر و استوارتر بود و لیکن خداوند آن ها را به خاطر کافر شدنشان لعنت کرد و جز اندکى از آنان ایمان نمى‏آورند. اى کسانى که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم  که آنچه را با شماست تصدیق می کند، ایمان بیاورید! پیش از آنکه صورتهایى را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را لعن کنیم و از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که اصحاب سبت‏ را دور ساختیم. و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است!

وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ﴿64﴾ مائده

و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دستهایشان بسته باد! و به خاطر این سخن، لعن شوند! بلکه هر دو دست او، گشاده است، هرگونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى آنچه از سوی پروردگارت بر تو فروفرستاده شد، بر طغیان و کفر بسیارى از آنها مى‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنى افکندیم. هر زمان آتشی برای جنگ افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت و براى فساد در زمین، تلاش مى‏کنند و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

3ـ لعن مشرکین

وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا ﴿6﴾ فتح

و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد مى‏برند عذاب

می کند; گردش ناگوار بر آنها! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را براى آنان آماده کرده و چه بد سرانجامى است!

4ـ لعن کسانی از اهل کتاب

◘   اصحاب السبت

قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِکَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِکَ شَرٌّ مَّکَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِیلِ ﴿60﴾مائده

بگو: «آیا شما را از کسانى که موقعیت شان نزد خدا بدتر از این است، با خبر کنم؟ کسانى که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ کرده) و از آنها، میمونها و خوکهایى قرار داده، (کسانی که) طاغوت را بندگی کردند. ایشان جایگاهشان، بدتر است; و از راه راست، گمراهترند. »

◘ قائلین به اینکه "دست خدا بسته است!"

وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ﴿64﴾ مائده

و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است; هرگونه بخواهد، مى‏بخشد! ولى این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیارى از آنها مى‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنى افکندیم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت; و براى فساد در زمین، تلاش مى‏کنند; و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

5ـ لعن افرادی که در ظاهر اسلام داشتند.

■ لعن منافقین

وَعَدَ الله الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِیمٌ ﴿68﴾توبه

خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده که در آن جاودانه خواهند ماند که همان کفایتشان می کند! و خدا آنها را لعن کرده و عذاب همیشگى براى آنهاست!

وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا ﴿6﴾ فتح

و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد مى‏برند عذاب می کند; گردش ناگوار بر آنها! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را براى آنان آماده کرده و چه بد سرانجامى است!

لئن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا ﴿60﴾ مَلْعُونِینَ أَیْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا ﴿61﴾ احزاب

اگر منافقان و بیماردلان و شایعه افکنان در مدینه دست از کارشان برندارند تو را بر آنها برمی انگیزیم پس جز زمان اندکی در کنار تو نخواهند بود. و از همه جا طرد مى‏شوند، و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسید!

■ شجره ملعونه

وَإِذْ قُلْنَا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤیَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا کَبِیرًا ﴿60﴾ اسراء

و آنگاه که به تو گفتیم: «پروردگارت به مردم احاطه دارد و قرار ندادیم آن رؤیایى را که به تو نشان دادیم و همچنین شجره ملعونه ( درخت نفرین شده) را در قرآن، مگر براى آزمایش مردم. ما آنها را بیم می دهیم اما جز طغیان بزرگ، چیزى بر آنها نمى‏افزاید!»

به تصریح روایات صحیح فریقین منظور از شجره ملعونه در قرآن کریم بنی امیه است. از روایت عامه و خاصه هر کدام دو نمونه ذیلا می آوریم:

° ابن جریر طبری در تفسیرش ذیل تفسیر این آیه شریفه از سهل بن سعد آورده که گفت: رسول الله بنی فلان( بنی امیه) را دید که همچون بوزینگان بر منبرش جست و خیز می زدند و این وی را چنان دلتنگ کرد که تا به هنگام وفاتش نخندید و خدای عزوجل این آیه را در حق این خواب نازل کرد: وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤیَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ. (1)

° قرطبی در تفسیرش ذیل این آیه از سهل بن سعد آورده است: همانا این رویا همان است که رسول خدا دید که بنی امیه بر منبرش همچون بوزینگان می جستند و برای آن خاطرش ملول گشت و از آن روز تا هنگام رحلتش نخندید و این آیه از فرمانروایی آنها خبر می دهد که خدای متعال آن را فتنه و امتحان برای مردم قرار داد. (2)

° از یونس بن عبدالرحمن بن الاشل نقل شده که از حضرت در مورد این قول حضرت تبارک وتعالی " و ما جعلنا الرویا التی اریناک الا فتنة للناس" سوال نمود. حضرت فرمودند: همانا رسول خدا صلى الله علیه وآله خوابیدند و (در خواب) دیدند که

بنی امیه از منبرش بالا می روند و هر کدامشان که بالا می روند راه خدا را بر مردم سد می کنند. رسول خدا ذلت و بیچارگی را در خواب دید و با نگرانی و تشویش از این موضوع از خواب برخاست و آنها که رسول ایشان را دید دوازده مرد از بنی امیه بودند، پس جبرییل با این آیه نزد رسول خدا آمد... (3)

°  از حضرت باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند" وما جعلنا الرؤیا التى أریناک إلا فتنة.." (و آن رؤیایى را که به تو نشان دادیم، قرار ندادیم... مگر برای آزمایش) که آنها(مردم) در آن متردد شوند و شجره ملعونه در قرآن، بنی امیه هستند. (4)

6ـ لعن عده ای چه تحت لوای اسلام و چه غیر از آن

◘ لعن اذیت کنندگان خدا و رسول

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا ﴿57﴾ احزاب

همانا آنها که خدا و رسولش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.

◊ آزار امیرالمومنین علی (علیه السلام)، آزار پیامبر است!

▪ ابی یعلی از سعد روایت می کند که گفت: من به همراه دو نفر در مسجد نشسته بودیم و از علی شکایت می کردیم تا اینکه رسول خدا با آثار غضب که در چهره اش هویدا بود پیش آمد، از غضبش به خدا پناه بردم . پس فرمود: شما را با من چه کار؟ هر کس علی را بیازارد به تحقیق مرا آزرده است.(5)

▪ حاکم در مستدرک از عمروبن شاس اسلمی (از اصحاب حدیبیه؟) روایت آورده که گفت: با علی به سوی یمن رفتیم، او در سفر در مورد من عملی کرد که از او چیزی به دل گرفتم. هنگامی که برگشتم، شکایتش را علنا در مسجد کردم تا به گوش رسول خدا رسید. پس آن روز صبح وارد مسجد شدم، رسول خدا در میان جمعی از اصحابش بود به محض اینکه مرا دید چشمانش بر من خشم گرفت و تا وقتی نشستم با خشم به من خیره بود و فرمود: ای عمرو! والله تو مرا آزرده ای! پس گفتم: پناه به خدا می برم از اینکه تو را بیازارم ای رسول خدا! فرمود: بلی! هر کس علی را بیازارد، به تحقیق مرا آزرده است.

حاکم در ادامه گفته: این حدیث صحیح الاسناد است و آن دو(بخاری و مسلم) نیاورده اند. و ذهبی گفته: صحیح است(6)

ابن حبان در صحیح اش آن را ذکر کرده است.(7)

هیثمی در مجمع الزواید حدیث را آورده و بعد از آن ذکر کرده است: احمد وطبرانی به اختصار آن را روایت کرده و بزّار مختصر تر کرده و رجال احمد ثقات است.(8)

▪ از عمرو بن شأس نقل شده است: پیامبر به من فرمود: به تحقیق مرا آزردی! گفتم: ای رسول خدا! من دوست ندارم شما را بیازارم. فرمود: هر کس علی را بیازارد، مرا آزرده است.(9)

◊ آزار دهندگان حضرت زهرا، پیامبر را آزردند!

▬ انما فاطمة بضعة منّی یؤذینی ما آذاها(10)

همانا فاطمه پاره تن من است، هر چه او را بیازارد مرا آزرده.

 ▬ فاطمة بضعة منی یربینی ما ارابها و یوذینی ما آذاها(11)

فاطمه پاره تن من است، مرا آشفته می کند آنچه او را آشفته سازد و هر چه او را بیازارد مرا آزرده است.

▬ انما فاطمة بضعة منّی یؤذینی ما آذاها و ینصبنی ما انصبها(12)

همانا فاطمه پاره تن من است، هر چه او را بیازارد مرا آزرده و هرچه او را اندوهگین کند مرا اندوهگین کرده است.

 ◘ دروغ گویان

فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ ﴿61﴾ آل عمران

هرگاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

◘  مرتکب قتل عمد

وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا ﴿93﴾نساء

و هر کس، فرد باایمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است در حالى که جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏کند و او را از رحمتش دور مى‏سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.

 ◘  ظالمین

یَوْمَ لَا یَنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ﴿52﴾ غافر

روزی که معذرت ظالمین سودی نبخشد و لعنت و جایگاه بد برای آنهاست!

وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ ﴿44﴾ اعراف

و بهشتیان دوزخیان را صدا مى‏زنند که: « به تحقیق آنچه پروردگارمان به ما وعده داده بود، حقا یافتیم; آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حقا یافتید؟!» گفتند: «بلی!» در این هنگام، ندادهنده‏اى‏ میان آنها ندا ‏دهد : «لعنت خدا بر ستمگران باد!»

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أُوْلَئِکَ یُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَیَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِینَ کَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ ﴿18﴾ هود

چه کسى ستمکارتر است از کسى که بر خدا دروغ مى‏بندد؟! آنان بر پروردگارشان عرضه مى‏شوند، در حالى که شاهدان مى‏گویند: اینها همانها هستند که به پروردگارشان دروغ بستند! اى لعنت خدا بر ظالمان باد!

◘  تهمت زنندگان زنا

وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَیْهِ إِن کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ وَیَدْرَأُ ﴿7﴾ نور

و (شوهر) در پنجمین بار بگوید که لعنت خدا بر او(خودش) باد اگر از دروغگویان باشد.

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿23﴾ نور

همانا کسانى که زنان پاکدامن و بى‏خبر (از هرگونه آلودگى) و مؤمن را متهم مى‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى به دورند و عذاب بزرگى براى آنهاست.

 ◘  عهدشکنان در میثاق با خدا

وَالَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُوْلَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ﴿25﴾ رعد

آنها که عهد الهى را پس از محکم کردن مى‏شکنند، و پیوندهایى را که خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مى‏کنند، و در زمین فساد مى‏نمایند، لعنت و ناگواری آخرت براى آنهاست!

◘  کسانی که بر خدا دروغ می بندند.

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أُوْلَئِکَ یُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَیَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِینَ کَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ ﴿18﴾ هود

چه کسى ستمکارتر است از کسى که بر خدا افترا مى‏بندد؟! آنان بر پروردگارشان عرضه مى‏شوند، در حالى که شاهدان مى‏گویند: اینها همانها هستند که به پروردگارشان دروغ بستند! اى لعنت خدا بر ظالمان باد!

◘  کتمان کنندگان نشانه های آشکار پروردگار

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿159﴾بقره

همانا کسانى که دلایل روشن، و وسیله هدایتى را که نازل کرده‏ایم، بعد از آنکه در کتاب براى مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت مى‏کند. و همه لعن‏کنندگان نیز، آنها را لعن مى‏کنند.

◘  کسانی که کافرین از یهود را افضل از مومنین به پیامبر می دانند.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ سَبِیلاً ﴿51﴾ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن یَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا ﴿52﴾ نساء

آیا ندیدى کسانى را که بهره‏اى از کتاب (خدا) به آنان داده شده به «جبت‏» و «طاغوت‏» ایمان مى‏آورند، و درباره ی کسانی که کفر می ورزند مى‏گویند: «آنان، از کسانى که ایمان آورده‏اند، هدایت یافته‏ترند»؟!

آنها کسانى هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است; و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، یاورى براى او نخواهى یافت.

◘  مفسدین و قطع کنندگان رحم.

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ ﴿22﴾ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ﴿23﴾ محمد

پس آیا جز این انتظار می رود که چون(از این دستورها) روى گردان شوید، در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندى کنید؟!

آنها کسانى هستند که خدا لعنتشان کرده، گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور کرده است!

روایات لعن به لسان مبارک نبی مکرم:

1ـ لعن کافران

         ◙ عایشه از رسول خدا نقل کرده که فرمودند: خدا لعنت کند شیبة بن ربیعة وعتبة بن ربیعة وأمیة بن خلف را! که ما را از زمین مان به سرزمین وبا(شعب) اخراج کردند! (13)

         ◙  ترمذی در سنن اش از ابن عمر روایت کرد که پیامبر خدا در روز احد فرمودند: خداوندا لعنت بکن اباسفیان را ! و لعنت فرست بر حارث بن هشام! و لعنت کن صفوان بن امیه را!(14)

و اضافه می کند: این حدیث حسن و غریب است.

         ◙  مسلم از خفاف بن إیماء روایت کرده : رسول خدا رکوع کرد سپس سرش را بلند نمود و فرمود: غفار، خدا بیامرزدش! اسلم،خدا سالم نگهش دارد! و عصیه، عصیان خدا و رسول کردند! خدا لعنت کند بنی لحیان و رعلا و ذکوان را! سپس به سجده رفت.(15)

2ـ لعن کسانی که در ظاهر اسلام داشتند.

■ طبرانی از نصر بن عاصم لیثی از پدرش نقل می کند که وارد مسجد شهر شدم که در آن هنگام مردم می گفتند پناه بر خدا از غضب خدا و رسولش! گفتم: چه شده؟ گفتند: رسول خدا بر منبرش خطابه می فرمود که مردی دست پسرش را گرفت و از مسجد آن را بیرون برد؛ پس رسول خدا فرمودند: خدا لعنت کند پیشرو و پیرو را! وای بر این امت از فلان...!(16)

هیثمی در مجمع این روایت را آورده است و ضمن آن نوشته: طبرانی آن را نقل کرده و رجال آن از ثقات است.(17)

■ احمد در مسندش از عبدالله ابن زبیر روایت کرده در حالیکه به کعبه تکیه داده بود می گفت: سوگند به خدای این کعبه! رسول خدا فلانی و آنکه از صلبش به دنیا می آید لعن کرد! محقق چاپ مذکور می گوید: اسناد این روایت ثقات و از رجال شیخین هستند. السندی می گوید: این قول پیامبر که فرموند "فلانی" منظور حَکَم است و این قول حضرت " و آنکس که از او به دنیا آید" عطف بر فلانی است یعنی آن کس که از فلانی به دنیا آید و مراد مروان است والله اعلم.(18)

و هیثمی در مجمع الزواید آن را آورده و می گوید: این روایت را احمد، بزار، طبرانی به همان نحو (احمد) روایت کردند و رجال احمد، صحیح اند.(19)

■ بزار در مسندش از عبدالله البهی غلام زبیر آورده که گفت: در مسجد بودم و مروان خطابه می خواند، پس عبدالرحمن ابن ابی بکر(به طعنه به مروان) گفت: والله هیچ کسی از اهل خودش را (اهل ابوبکر) خلیفه قرار نداد. پس مروان گفت: تو همانی که این آیه در مذمتت نازل شد: وَالَّذِی قَالَ لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَّکُمَا پس عبدالرحمن گفت: دروغ می گویی! ولیکن رسول خدا پدر تو را لعن کرد!(20)

هیثمی در مجمع الزواید گفته: بزار این روایت را آورده و اسنادش حسن است.(21)

■ حاکم در مستدرکش از عبدالله بن زبیر آورده است که گفت: همانا رسول خدا حکم و فرزندش را لعن کرد. و سپس می گوید: این حدیث، صحیح الاسناد است و بخاری و مسلم آن را نیاوردند.(22)

■ بزار در مسندش از سفینه روایت کرده است که پیامبر نشسته بود و مردی شترسوار رد شد و پیشرویی در جلویش بود و دنباله روی راننده ای پشتش. پس رسول خدا فرمود: خدا لعنت کند پیش رو، راننده و راکب را!(23)

هیثمی در مجمع این روایت را ذکر کرده و اضافه نموده: بزار آن را روایت کرده و رجالش از ثقات است.(24)

رسول خدا اباسفیان را بر شتر دید و پسرش یزید که پیش رو بود و معاویه که به دنبال آنها می رفت(هی می کرد)؛ پس فرمود: خدا لعنت کند پیش رو، راننده و راکب را!(25)

3ـ لعن عده ای چه تحت لوای اسلام و چه غیر از آن

● حلال کننده آنچه خدا حرام کرده در مورد عترت و تارک سنت

ابن حبان در صحیحش از رسول خدا نقل کرده که فرمودند: شش گروهند که لعنتشان می کنم و خدا انها را لعنت می کند و نیز تمام انبیاء مستجاب الدعوه ...( تا آنجا که می فرماید) حلال کننده آنچه خدا حرام کرده در مورد عترتم و تارک سنتم.(26)

● لعن مردان شبیه به زن و زنان شبیه به مرد

از ابن عباس نقل شده که: پیامبر  مردان شبیه به زن و زنان شبیه به مرد را لعنت کرد و گفت آنها را از خانه تان بیرون کنید!...(27)

و در نقلی دیگر  که در صحیح بخاری آمده است، ابن عباس می گوید: رسول خدا مردانی که خود را به زن شبیه می کردند و زنانی که خود را به مرد شبیه می نمودند؛ لعن کرد. (28)

●  لعن رباخوار!

رسول خدا: خدا، رباخوار و موکل او و نویسندگان اش و شاهدینش را لعنت کند!(29)

● لعن عامل به عمل قوم لوط

رسول خدا فرمودند: خدا لعنت کند کسی که عمل قوم لوط را انجام دهد!(30)

● لعن خریدار، فروشنده، خورنده و .. شراب

حاکم در مستدرک اش از ابن عباس نقل کرده که گفت: شنیدم رسول خدا می فرمودند: جبرییل به نزد من آمد و گفت: ای محمد! همانا خدا شراب ، فشرنده انگور(برای شراب)، دفع کننده آن، خورنده اش، حامل آن و کسی که به سمتش حمل می کنند، خریدار و فروشنده اش، ساقی و مسقی آن را لعن کرد.(31) وی اضافه نموده که حدیث، صحیح الاسناد است.

حافظ منذری در کتاب"الترغیب والترهیب"  این حدیث ابن عباس را آورده و گفته است:" احمد به اسناد صحیح و ابن حبان در صحیحش آن را آورده  و حاکم گفته: صحیح الاسناد است."(32)

● لعنت بر کسی که حیوانی را مثله کند!

بخاری به نقل از ابن عمر آورده است: رسول خدا کسی که حیوانی را مثله کند لعنت کرد! (33)

● لعنت بر متخلفین از لشکر اسامه!

پیامبر اکرم فرمودند: لشکر اسامه را تجهیز کنید! خدا لعنت کند کسی که از آن تخلف ورزد!(34)

● پیامبر اکرم: خدا لعنت کند کسی که برای غیر خدا ذبح کند! خدا لعنت کند کسی که والدینش را لعن کند! و کسی که بدعت گذاری را پناه دهد!(35)

 محل اختلاف دو فرقه در مسئله لعن

و اما در مسئله ی لعن محل اختلاف و نقطه ای که خط دو فرقه از هم جدا می شود، آنجاست که اصلی از اصول اعتقادی اهل سنت زیر سوال رفته و به آن خدشه وارد می شود و آن عدالت تمامی صحابه رسول خداست که به موجب آن علمای

اهل تسنن تمام اعمال صحابه اعم از آنچه صریحا با فرمان خدا و رسولش مخالفت دارد، به گونه ای توجیه می کنند که به این اصل لطمه و خدشه ای وارد نشود:

○ حافظ محدث یوسف بن عبدالبر در مقدمه الاستیعاب فی معرفة الاصحاب می گوید: ثبت عدالة جمیعهم. عدالت جمیعشان(صحابه) ثابت شده است.

○ ابن اثیر در مقدمه اسدالغابه پس از بیان اهمیت و لزوم شناخت راویان حدیث می گوید: در آنچه گفته شد صحابه (با دیگر راویان) شریک هستند مگر در جرح و تعدیل؛ زیرا همه صحابه عادل هستند و هیچ انتقادی بر آنان راه ندارد.

والصحابه یشارکون فی ذلک الا الجرح والتعدیل فانهم کلهم عدول لا یتطرق الیهم الجرح_(اسدالغابه فی معرفة الصحابه، عزالدین محمدبن الجرزی معروف به ابن اثیرـ ج1، صفحه3)

○  ابن حجر مکی: بدان آنچه که اهل سنت وجماعت بر آن اتفاق و اجماع دارند، این است که بر هر مسلمانی واجب است همه صحابه را از راه اثبات عدالت آنان تزکیه نموده و به نیکی یاد نماید: زیرا خداوند در آیات متعدد آنان را تعریف و توصیف نموده است.

إعلم أن الذی أجمع علیه أهل السنة والجماعة أنه یجب على کل مسلم تزکیة جمیع الصحابة بإثبات العدالة لهم، والکف عن الطعن فیهم ، مع الثناء علیهم فقد أثنى الله علیهم فی کتابه العزیز... والواجب أن یلتمس لهم أحسن التأویلات، وأصوب المخارج، إذ هم أهل لذلک(الصواعق المحرقه، ص194)

توجه داشتید که عدالت کل صحابه در میان اهل تسنن تقریبا امری قطعی به حساب می آید که به واسطه ی آن تمام اعمال صحابه اعم از معصیت، ظلم و تعدی، فعل قبیح ... توجیه می شود و لازم می آید که از تمام ادوار زندگی آنان به نیکی یاد شود، نیز از هرگونه نقد و انتقاد تحذیر داده می شود؛ حتی می بینیم در علم رجال و حدیث که هماره اهل تسنن، آن را نقطه ی قوتی در دایره  علوم خود به شمار می آورند، به سادگی و با تکیه بر حکم ثابت "عدالت جمیع صحابه" از هرگونه تامل ، نقد و انتقاد در مورد راوی که از صحابه است، چشم پوشی بلکه حذر می نمایند.  این در حالی است که قرآن کریم صریحا می گوید:

♦  (ای حبیب ما!) از اطرافیان تو عده ای منافق اند!  هم از اعراب هم از اهل شهر ....

و ممن حولکم من الاعراب منافقون و من اهل المدینه مردوا علی النفاق لاتعلمهم نحن نعلمهم(توبه،101)

♦  ( ای پیامبر!) از مردم، کسانی هستند که اظهار می کنند به خدا و آخرت ایمان آوردند در حالیکه مومن نیستند! با خدا و مومنان نیرنگ می کنند! ... وقتی با شیاطین شان خلوت می کنند، گویند: ما با شماییم! ...

و من الناس من یقول آمنا بالله والیوم الاخر و ما هم بمومنین یخادعون الله والذین آمنوا وما یخادعون الا انفسهم و ما یشعرون واذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزئون

♦  (ای محمد!) از آنها کسانی هستند که با خدا عهد کنند که اگر از فضلش به ما ارزانی کند بی شک زکات دهیم و از صالحین شویم، پس وقتی از فضلش به آنها بدهد بخل ورزیدند! با روگردانی بازگشتند! ... خداوند نتیجه ی خلف وعده شان با او، نفاق را در قلوبشان تا روز لقای او جای نهاد!

و منهم من عاهدالله لئن آتانا من فضله لنصَّدَّقنَّ و لنکوننَّ من الصّالحین فلمّا اتاهم من فضله بخلوا به و تولّوا وّ هم معرضون فاَعقَبهُم نفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما اخلفوا الله ماوعدوهُ و بما کانوا یکذبون(توبه75ـ77)

♦  ( ای رسول!) آنها با زبانشان چیزی می گویند که در قلبشان نیست!

یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم(فتح،11)

* نظریه عدالت کل صحابه منافی عقل سلیم است!

قبول نظریه "عدالت کل صحابه" مستلزم سرپیچی از حکم و فرمان عقل است؛ به هیچ روی نمی توان پذیرفت انسانی که در جاهلیت مرتکب زشت ترین اعمال شده و حتی با رسول خدا به جنگ برخاسته آنگاه به صرف گفتن شهادتین و مصاحبت هر چند اندک با رسول بی اما و اگر عادل شود! بی شک منکر هدایت و احیای روحی عده ای از صحابه که تحت تربیت پیامبر اکرم و متنعم از تعالیم شرع مقدس قرار گرفتند، نمی شویم. اما از سویی دادن حکم کلی برای تمام صحابه را با چنین سوابقی خلاف حکم عقل می دانیم. و می گوییم هر کس که از قوه ی تعقل در تشخیص حسن و قبح بهره مند است نمی تواند بپذیرد که یک عده به صرف هم عصر بودن با پیامبر و مصاحبت اگرچه کوتاه با وی ، عادل شوند به نحوی که هیچ فعلی این مقام را از ایشان ساقط نکند، حتی اگر مرتکب عملی باشد که مستحق لعن خدا و رسولش است !

* پذیرفتن نظریه عدالت کل صحابه مستلزم چشم پوشی از برخی آیات قرآن و روایات نبوی است!

 ثابت دانستن این نظریه مستلزم چشم پوشی، بی محلی و انکار آیاتی است که مرتکبین اعمالی که از برخی صحابه نیز سرزده ملعون شمرده و انکار روایات مبنی بر مذمت و حتی لعن برخی از صحابه است که بدان اشاره نمودیم.

* شیعه در مورد صحابه چه می گوید؟

شیعه آن دسته از صحابه و اعمالشان را که مورد ستایش خدا و رسولش قرار گرفتند، می ستاید و آن دسته را که مورد مذمت، قدح و لعن خدا و رسولش هستند را مذموم و ملعون می خواند. طبق منطق شیعه، همه ی افراد، مرد یا زن، عرب یا عجم، چه صحابه، چه تابعی و چه مردمانی که قرنهای بعد چشم به جهان می گشایند، از احکامی که خدای متعال در قرآن و شرع مقدس برای آنان نگاشته مستثنی نیستند و هر کس در مورد تکلیفی که به او محول شده مسئول است و باید پاسخگو باشد و آنکه از این فرامین سرپیچی نمود، بی شک خود را از رحمت خداوندی دور کرده و بعضا طبق نص صریح قرآن کریم و سنت نبوی مستحق لعن و طرد خدای متعال، پیامبر، مومنین، ملائکه و سایر مردم و لاعنین می شود. باری، به عقیده شیعه لعن مستحق کسانی است که قرآن آنها را از ملعونین شمرده است و خدا، رسول و معصومین ایشان را لعن نمودند، نه کس دیگری.... و به گواهی تاریخ برخی از صحابه دست به اعمالی زده اند که در قرآن عاملین آن را ملعونین خوانده، لذا لعن متوجه ایشان شده است و عقل سلیم و شرع مبین از توجیه بی دلیل اعمالی که لعن و طرد خدا و رسولش را متوجه خود کرده سرباز می زند و آن را نمی پذیرد!

پی نوشت:

1ـ عن سهل بن سعد قال : رأى رسول الله (ص) بنی فلان ینزون على منبره نزو القردة ، فساءه ذلک ، فما استجمع ضاحکا حتى مات قال : وأنزل الله عز وجل فی ذلک ( وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤیَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ ) " (تفسیر الطبری المجلد9 ج 15 ص 141 .)

2ـ عن سهل بن سعد (رض) : " إنما هذه الرؤیا هی أن رسول الله (ص) کان یرى بنی أمیة ینزون على منبره نزو القردة فأغتم لذلک ، وما استجمع ضاحکا من یومئذ حتى مات (ص) ، فنزلت الآیة مخبرة أن ذلک من تملکهم وصعودهم یجعلها الله فتنة للناس وامتحانا " (تفسیر القرطبی المجلد 5 ج10 ص 254)

3ـ عن یونس بن عبدالرحمن الاشل قال: سالته عن قول الله " و ما جعلنا الرویا التی اریناک الا فتنة للناس" الایه فقال إن رسول الله صلى الله علیه وآله نام فرأى إن بنی امیة یصعدون منبره یصدون الناس کلما صعد منهم رجل رأى رسول الله صلى الله علیه وآله الذلة والمسکنة فاستیقظ جزوعا من ذلک فکان الذین رآهم إثنى عشر رجلا من بنی أمیة فأتاه جبرئیل بهذه الآیة ثم قال جبرئیل إن بنی امیة لا یملکون شیئا إلا ملک أهل البیت ضعفیه . (عیاشی ج2 ص 298)

4ـ عن حریز عمن سمع عن ابی جعفر علیه السلام وما جعلنا الرؤیا التى أریناک إلا فتنة لهم لیعمهوا فیها والشجرة الملعونة فی القرآن یعنی بنی امیة. (عیاشی ج2 ص 298)

5ـ أبی یعلى عن سعد قال کنت جالسا فی المسجد ، أنا ورجلین معی فنلنا من علی ، فأقبل رسول الله (ص) غضبان یعرف فی وجهه الغضب ، فتعوذت بالله من غضبه ، فقال : " ما لکم وما لی ؟ من آذى علیا فقد آذانی(مسند أبی یعلى ج2 ص109) الهیثمی- مجمع الزوائد - أبواب مناقب علی بن أبی طالب ( ر ) - الجزء : ( 9 ) - رقم الصفحة ( 129 )

 6ـ عن عمرو بن شاس الأسلمی وکان من أصحاب الحدیبیة تبین بعض هؤلاء قال : خرجنا مع علی (رض) إلى الیمن فجفانی فی سفره ذلک حتى وجدت فی نفسی ، فلما قدمت أظهرت شکایته فی المسجد حتى بلغ ذلک رسول الله (ص) قال : فدخلت المسجد ذات غداة ورسول الله (ص) فی ناس من أصحابه فلما رآنی أبدنی عینیه قال : یقول حدد إلی النظر حتى إذا جلست قال : یا عمر والله لقد آذیتنی فقلت : أعوذ بالله أن أوذیک یا رسول الله قال : بلى من آذى علیا فقد آذانی "

هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه .( مستدرک الحاکم- کتاب معرفة الصحابة ( ر ) - ذکر إسلام أمیر المؤمنین علی ( ع)- حدیث رقم : ( 4619))

و نیز مسند أحمد: 3 / 483، دار صادر؛ الهیثمی- مجمع الزوائد - أبواب مناقب علی بن أبی طالب ( ر) - الجزء : ( 9 ) - رقم الصفحة : ( 129)

7ـ صحیح ابن حبان ج6 ص267.

8ـ ورواه الهیثمی فی ( مجمع الزوائد ) وقال بعدها : رواه أحمد والطبرانی باختصار والبزار أخصر منه ورجال أحمد ثقات(مجمع الزوائد ج9 ص129)

9ـ أخبرنا الحسن بن سفیان حدثنا أبو بکر حدثنا مالک بن إسماعیل حدثنا مسعود بن سعد حدثنا محمد بن إسحاق عن الفضل بن معقل عن عبد الله بن نیار الأسلمی عن عمرو بن شأس قال قال لی رسول الله(ص) قد آذیتنی قلت یا رسول الله ما أحب أن أؤذیک قال من آذى علیا فقد آذانی . (الحاکم فی المستدرک ج3 ص122)

10ـ صحیح مسلم ح4483، سنن ترمذی، ج2، ص319

11ـ مسند احمد بن حنبل، ج4، ص328؛ حلیة الاولیا، ج2، ص40

12ـ مسند احمد بن حنبل، ج4، ص5؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج3، ص159؛ سنن ترمذی، ج2، ص319.

13ـ ...عن عائشة أنه (ص) قال : " اللهم العن شیبة بن ربیعة وعتبة بن ربیعة وأمیة بن خلف کما أخرجونا من أرضنا إلى أرض الوباء " (صحیح البخاری ، کتاب الحج باب کراهیة النبی أن تعرى المدینة ، ج3 ص30)

14ـ ... عن ابن عمر قال رسول الله (ص) یوم أحد : " اللهم العن أبا سفیان ، اللهم العن الحارث بن هشام ، اللهم العن صفوان بن أمیة … " .

قال أبو عیسى – الترمذی - : " هذا حدیث حسن غریب " (سنن الترمذی ج5 ص 227) .

15ـ فقد روى مسلم عن خفاف بن إیماء : " رکع رسول الله (ص) ثم رفع رأسه ، فقال : غفار غفر الله لها ، وأسلم سالمها الله ، وعصیة عصت الله ورسوله ، اللهم العن بنی لحیان ، والعن رعلا وذکوان ، ثم وقع ساجدا " (صحیح مسلم ج1 ص470)

16ـ لکن اللعن لم یقتصر علیه بل شمل ابنه معاویة فقد روى الطبرانی عن نصر بن عاصم اللیثی عن أبیه قال : " دخلت مسجد المدینة فإذا الناس یقولون نعوذ بالله من غضب الله وغضب رسوله ، قلت : ماذا ؟ قالوا کان رسول الله (ص) یخطب على منبره فقام رجل فأخذ بید ابنه فأخرجه من المسجد فقال رسول الله (ص) لعن الله القائد والمقود ، ویل لهذه الأمة من فلان ذی الأستاه " (المعجم الکبیر للطبرانی ج17 ص176 ، وذکره فی الأحادیث المختارة ج8 ص180 )

17ـ رواه الطبرانی ورجاله ثقات " (مجمع الزوائد ج5 ص 242)

18ـ وروى أحمد فی مسنده عن ابن الزبیر وهو مستند إلى الکعبة وهو یقول : " ورب هذه الکعبة لقد لعن رسول الله (ص) فلانا وما ولد من صلبه ".قال محققو الطبعة : " إسناده ثقات رجال الشیخین … قال السندی : قوله فلانا أی الحکم ، قوله وما ولد عطف على فلان أی ولده فلان ، والمراد مروان والله تعالى أعلم " (مسند أحمد ج26 ص 51)

19ـ وأورده الهیثمی فی ( مجمع الزوائد ) قائلا : " رواه أحمد والبزار والطبرانی بنحوه وعنده روایة کراویة أحمد ورجال أحمد رجال الصحیح " (مجمع الزوائد ج 5 ص241) .

20 ـ وروى البزار فی مسنده عن عبدالله البهی مولى الزبیر قال : " کنت فی المسجد ومروان یخطب ، فقال عبدالرحمن بن أبی بکر : والله ما استخلف أحدا من أهله ، فقال مروان : أنت الذی نزلت فیک ( وَالَّذِی قَالَ لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَّکُمَا ) ، فقال عبدالرحمن : کذبت ، ولکن رسول الله (ص) لعن أباک " (مسند البزار ج6 ص 241 .) ،

21ـ  " رواه البزار وإسناده حسن " (مجمع الزوائد ج5 ص 241)

22ـ  ...عن عبدالله بن الزبیر : " أن رسول الله (ص) لعن الحکم وولده " قال الحاکم : " هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه " (المستدرک على الصحیحین ج4 ص481).

23ـ فقد روى البزار فی مسنده عن سفینة (رض)أن النبی (ص) کان جالسا فمر رجل على بعیر وبین یدیه قاید وخلفه سائق ، فقال : لعن الله القائد والسائق والراکب " (مسند البزار ج9 ص 286) .

24ـ " رواه البزار ورجاله ثقات " (مجمع الزوائد ج1 ص 113) .

25ـ أن رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم رأى أبا سفیان على جمل وابنه یزید یقوده ومعاویة یسوقه فقال : لعن الله الراکب والقائد والسائق (تاریخ الطبری، ج11، ص357 حوادث سنة 284؛ تاریخ أبی الفدا ج 2 / 57 حوادث سنة 238ﻫ ؛ کتاب صفین لنصر ص 247 مصر ؛ تذکرة الخواص سبط ابن الجوزی ص115)

26ـ نقلها ابن حبان فی صحیحه أن رسول الله (ص) قال : " ستة لعنتهم ولعنهم الله وکل نبی مجاب …  والمستحل من عترتی ما حرم الله والتارک لسنتی " (صحیح ابن حبان ج5 ص 373 ) .

27ـ عن عکرمة عن ابن عباس قال :لعن النبی صلى الله علیه وآله و سلم المخنثین من الرجال والمترجلات من النساء وقال: أخرجوهم من بیوتکم . قال فأخرج النبی صلى الله علیه وسلم فلانا وأخرج عمر فلانا . اهـ البخاری /5 ( باب إخراج المتشبهین بالنساء من البیوت )

28ـ .... عن عبد الله ابن عباس قال:  »لعن رسول الله المتشبهین من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال  «البخاری حدیث رقم 5885 .

29ـ لعن الله آکل الربا وموکله وکتابه وشاهدیه

 صحیح مسلم، المساقاة، باب لعن آکل الربا وموکله، رقم 1598.

سنن ترمذی، البیوع، باب ما جاء فی آکل الربا، رقم 1206. و قال: حدیث حسن صحیح

سنن أبو داود، البیوع، باب فی آکل الربا وموکله، رقم 3333.

30ـ أن رسول الله – صلى الله علیه وسلم – قال: "لعن الله من عمل عمل قوم لوط". مسند أحمد 1/309، مستدرک حاکم 4/356، صحیح الترغیب 2421.

31ـ قال عبد بن حدثنا عبدالله بن یزید ثنا حیوة بن شریح عن مالک بن خیر الزبادی أن مالک بن سعد التجیبی حدثه أنه سمع ابن عباس یقول: سمعت رسول الله -صلى الله علیه وسلم- یقول:" أتانی جبریل فقال : یا محمد إن الله لعن الخمر ، وعاصرها ، ومعتصرها ، وشاربها، وحاملها ، والمحمولة إلیه ، وبائعها ، ومبتاعها ، وساقیها ، ومسقیها ".

مستدرک حاکم،کتاب الاشربه،حدیث رقم 7229

32ـ "رواه أحمد بإسناد صحیح ، وابن حبان فی صحیحه ، والحاکم وقال:صحیح الإسناد.".

33ـ‏ ...عن ابن عمر قال‏:‏ لعن رسول اللّه ـ صلى اللّه علیه وسلم ـ من مثل بالحیوان ..‏.‏ (صحیح البخاری ، ‏کتاب الصید - باب ما یکره من المثلة‏،‏ ص 829 - ج 2‏)

34ـ "جهزوا جیش أسامة، لعن الله من تخلف عنه" الملل والنحل للشهرستانی 1/23، "انفذوا بعث أسامة ، لعن الله من تخلف عن بعث أسامة ، وکرر الرسول ذلک .."شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید 6/52.

35ـ لعن الله من ذبح لغیر الله، لعن الله من لعن والدیه، لعن الله من آوى محدثا.... صحیح مسلم، کتاب الأضاحی، باب تحریم الذبح لغیر الله ولعن فاعله، ح 1978، 3/1567.