،شما در ارتباطتان باید بر خود مسلط با شید،نه دیگران. مواردی که باعث خود ویرانگری می شود:
24 بازدید
تاریخ ارائه : 1/13/2013 9:17:00 AM
موضوع: روانشناسی

تمرین اول:هر کاری را تا آخر انجام بده                                                                    
تمرین دوم:آگاهانه خطر کن                                                                                  
تمرین سوم:دلخوریهای اعصاب خرد کن را نادیده بگیر                                                    
تمرین چهارم:عجله نکن                                                                                         
تمرین پنجم:باخودت کنار نیا                                                                                  
تمرین ششم:کاری را شروع کن که مطمینی از تو برمی آید                                        
تمرین هفتم:سرزنش نکن                                                                                     
تمرین هشتم:ترس را از وجودت بیرون کن                                                                 
تمرین نهم:استراحت کن                                                                                       
تمرین دهم:خودخوری نکن                                                                                     
آموزش برتروموفقیت       
تمرین اول:هر کاری را تا آخر انجام بده
مهم نیست چقدر کار برای انجام دادن دارید یا بعضی از آنها چقدر سخت است. مهم این است هر کاری را تا آخر انجام بدهید،و بعد به سراغ کار دیگری بروید وهر گونه نگرانی را ازسر بیرون کنید واز مسیر راهتان برداریدوکاری را انجام بدهید که از شما ساخته است.
مسلما تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که بایدچندین کار را در یک مدت زمانی،انجام می دادیدوشما امروز و فردا کرده اید تا زمان شما به پایان رسیده است و شما از شدت نگرانی،بیمار شده ایدو یا با اینکه هیچ کاری را انجام نداده اید از نظر روحی و جسمی بسیار خسته اید و قادر به تصمیم گیری برای حل این مشکل نیستید.
بهترین راه حل برای این مشکل این است که هر گاه یک سری کارهای انجام نشده داشتیدکه گمان می کردید انجام دادن آنهادر مدت زمانی مشخص خارج از توان شماست،اولین کاراین است که کارهایتان را بر روی کاغذی بنویسیدکه با این کار می توانید برروی آنها نظارت داشته باشیدو باید بر اساس اولویت کارهایتان را انجام بدهید این طور نباشد که کارهایتان غیر مهم را اول انجام دهید و بعد به سراغ کارهای مهم بروید این کار باعث می شود انگیزه و انرژی تان را برای صرف کارهای غیرمهم ازدست بدهیدودیگرانگیزه ای برای انجام دادن کارهای مهم نداشته باشیدو همچنین مهم این است که هر کاری را تا آخر انجام بدهید و بعد به سراغ کار بعدی بروید و هیچ کاری را نیمه کاره رها نکنیدومراقب باشیدهرفکری که می خواهد شمارا از انجام دادن کارهای مهم بازدارد را رد کنیدوبایدبدانیدکه افکارشماحالت فریب کاردارد همانگونه که در برخورداولی بایک فرد فکر میکنیدآدم بسیار خوبی است امادر معاشرت های بعدی برخلاف این اثبات می شود افکارشماهم در برخورد با کارهاهمین طور است وباعث میشود کارهارادر نظرتان بسیارمشکل جلوه دهد وشمارا از انجام دادن آن کارها باز داردو فریبتان می دهداما هنگامی که یک مدت زمان طولانی ای را صرف آن کار کنید متوجه میشوید آنقدر هم که افکارتان می گفته است سخت نبوده است وفقط افکارتان می خواسته شما را فریب بدهد.
شک وتردیدراهرویی است که برای رسیدن به معبدخردودانش،همه باید آن را طی کنند.تردید درمورد کارها،چیزی در اختیارمامی گذارد که همیشه در کنارماخواهدماند.امااگربهجستجوی اطلاعات مفیدی که یک دوست در اختیار ماگذاشته است برآییم،آگاهی ناشی از آنتردید ازوجودمارخت بر می بندد.به یادداشته باشید کهماآن رانخریده ایم بلکه وام گرفته ایم.
تمرین دوم:آگاهانه خطر کن
چیزی که میترسید از دست بدهید ناشی از ترس شماست. شاید بعضی از شما هااتفاق افتاده باشدکه در زندگیتان خطر کرده باشید و بعضی از شماهاهم مسلمادرزندگیتان خطر نکرده اید:زیرا می دانید کسانی پاداش می گیرند که قدرت ودل وجرات خطر کردن داشته باشند.خطر کردن در اینجا به این معنی نیست که شماتمام ثروتتان را درمعرض خطر قرار دهید که به یک چشم برهم زدن ثروتمندشویدیااحمقانه جان و مال اولیه خود درمعرض خطر قرار دهید.بلکه آگاهانه خطر کردن به این معنی است:که تصمیم به انجام دادن کاری که درست به نظر می آید،صرف نظر از اینکه به کجا می انجامد.مثلا کسی که دوستش داریدرفتاری نامناسب دارد وشماعلی رغم اینکه ممکن است اوبرای همیشه ترکتان کند،مقابلش قدعلم می کنید.امابایدبدانیدعاقبت شماییدکه پیروز می شوید چون متوجه می شوید چیزی را که ازدست داده اید،آن نبوده که همیشه می ترسیده اید ازدستش بدهید.برای آگاهانه خطر کردن بایدبدانیدکه نباید ازآنچه که واقعادر وجود شما هست،بترسید.وبرای رسیدن به این رهایی لازم است که مشتاقانه بااین ترسها روبرئشوید.        
مثالهایی در مورد آگاهانه خطر کردن:
1.نه بگو                                                                        
اولین قدم به سوی رهایی و آزادی این است که شجاعانه به درخواستهای دیگران نه بگوییدواگر صرفا به دلیل ترس، پاسخ مثبت بدهید پشیمان میشوید.
2.خلا موجود را بپذیر                                                         
کارهای بیهوده و واهی نمی تواند احساس خلایی را که در وجودتان حاکم شده است را از بین ببرد.پس بهتر است خطر کنید و خلا موجود را بپذیرید.بگذارید خود به خود از بین برود. در این صورت طوری از بین می رود که ممکن نبود از پس آن برآیید
3.از خودت  دفاع نکن: وقتی شمشیر وسپر خودتان را غلاف کنید، یعنی آگاهانه به استقبال خطر می رویدکنایه نزنید تلافی  نکنیدو.... تا بفهمید امکان ندارد وجود واقعی یتان بتواند آسیبی به کسی برساند خطر را به جان بخرید و اجازه بدهید دیگران هم پیروز شوند.
4.از ابراز نادانی نترس
اگر مساله ای را که نمی فهمید، سوال کنید و تظاهر به فهمیدن نکنید زیرا با این کار تا آخر متظاهر باقی میمانیدپس خطر سوال کردن را بپذیرید و هر چه را که نمی فهمید بپرسید
5.مسیولیت را بپذییر
هر چه قدر از مشکل بترسید میزانش بیشتر میشودواگرسعی کنی آن را نادیده بگیریدمیزان ترستان بیشتر می شود. بنابراین خطر کنید و مسیولیت مشکلتان را بپذیریید اگر این کار را بکنیدتعجب می کنید که چقدر آسان بوده است. مراقب باشید دیگران را مسؤول مشکلتان ندانید.
6.تحمل نه شنیدن را داشته باشید
واژه نه صرفا یک واژه است. اگر از آن بترسید صرفا میخواهید خودتان را راضی نگه دارید جرات به خرج دهید خطر را بپذیریدو آنچه را می خواهید،بر زبان بیاورید.نترسید که شاید به شما جواب منفی بدهند.شجاعانه به ترس خودتان از نه شنیدن نه بگویید.
7.مچ گیری کن  زندگی واقعی با نمایش نامه فرق دارد.اگر وسط کارتان دیدید که کارتان اشتباه است  واقعیت را بپذیریدو آن را رها کنید.زندگی واقعی مستلزم این است که خودتان هم واقعی باشی. 

8.پیش قدم شواگر میخواهید به معنویت برتر برسید ولذت آن را بچشیدخطر کنید و دنبالش بروید.و کسانی که می ترسند در راه معنویت برتر قدم نمی گذارند.راه معنویت برتر راهی است که راه من نام دارد.
9.رها کن تا به حال سعی کرده اید فیلم بازی کنید و فیلمتان سرگرم کننده و اما وحشتناک بود ه است،با متوقف کردن فیلم خطر کنید و اجازه بدهید چیزی بهتر شما را به جلو ببرد
10.سعی نکن کسی باشی هر کسی آرزو دارد در نظر دیگران کسی باشد و این آرزویی همه گیراست پس خطر کنید و برعکس آنرا بخواهیدآن وقت است که واقعاکسی میشوید.     
تمرین سوم:دلخوریهای اعصاب خرد کن را نادیده بگیر                            
دلخوریها فقط اعصاب شمارا خردمیکند نه اعصاب کسی که شمارادلخور کرده است.دلیل مناظره های درونی دلخوری است ودلخوری صرفا به این دلیل به وجود می آیدکه کسی در گذشته شمارارنجانده ویاکاری کرده است که هنوزافکارشمااسیرآن کارهاباشد.آنچه که حایز اهمیت است این است که بدانید دلخوری مانند قرص تلخی است که دارای دو پوشش است محل نگذاشتن به فکر وعقیده خودتان پوشش رویی قرص می باشدمثلا به درخواست دیگران جواب مثبت می دهیم درحالی که ته دلمان می خواهدجواب منفی بدهد.و پوشش زیرین حالت روحی وروانی دلخوری است که باعث مناظره درونی میشود که غیرارادی صورت می گیردوذهن رابا تجسم مسایل ناراحت کننده گذشته مشغول می کند.هروقت دیدیددرحال هرگونه مناظره درونی هستید،متوجه ناساز گاری ایجاد شده باشیدوبه همان تکیه دهید.توجه شما به این مساله کمکتان می کندخودتان را ازگذشته پراز ترس دلخوریها رهاوبه ساحل امن حال برسانید.
امکان ندارد دلخوریهای اعصاب خرد کن گذشته که باعث عصبانیت و آشفتگی است زمان حال را به شما نشان بدهد وصرفا زمانی میتوانید صداهای مزاحم رویی را تشخیص بدهید که در چنگ گذشته تان اسیر نباشید. فراموش نکنید مناظره ی درونی دلخوریها را از بین نمی برد.      
خداوند فرمود:که فقط من بایدتقاص پس بگیرم.                              کتاب عهدعتیق
تمرین چهارم: عجله نکن
افکار و احساسات ناراحت کننده حتی اگر سرعتی معادل با یک میلیون مایل در ساعت هم داشته باشند شما را به جایی نمی رسانند.باید بدانیداحساسات نگران کننده ای که شمارا به شتاب وا می دارند،معمولا به طور موقت نوعی احساس خود بینی در آدم ایجاد می کند ونیروی اعتماد به نفس را می گیرد واگر شما به این مسئله آگاهی پیدا کنیدوعجله را کنار بگذاریدوآهسته تر درزندگیتان  قدم بگذاریدموفق ترخواهید بود.زمانی که بتوانید راه زندگیتان را خودتان انتخاب کنید،اعتماد به نفس هم خواهید داشت.جریان افکار واحساسات پنهان مانند جریان سیلی خروشان هستندکه شما را با خود به همان جایی می برد که می خواهند. چه بخواهید وچه نخواهید. و تا زمانی که در چنگ این جریانات اسیرباشید نمی توانید تصمیمی بگیریدوشماهرگز نمی توانید افکارواحساسات نگران کننده وعجولتان راببینیدچون هنگامی که آنها شتابان به پیش می روندشماهم درکنارشان به پیش می رویدوچون سالها با این افکار پیش رفته ایدفکرمیکنید با آانها یکی هستید واین افکارواحساسات عجول هستندکه به شماقدرت می دهند.
اگر می خواهید آنچه را جاودان است،بشناسید،شجاع باشید و به طریقی زندگی کنید که انگار تمام امور دنیا در دستان شماست.
کسی که عجله دارد،ثابت میکندبیش از حدبه آنچه که برایش عجله دارد،اهمیت می دهد.   فیلیپ
تمرین پنجم: با خودت کنار نیا
با خودتان کنار نیایید و داییم به خودتان امیدواری ندهید که آینده تان بهتر و شاد تر می شود. ذات حقیقی شما زندگی کنونی شماست.هیچ آینده ای وجود ندارد.منظور این است که باید یاد بگیریم جلوی وقوع بد بختی هاو نا کامی ها را بگیریم نه اینکه اجازه بدهیم اتفاق بیفتند بعد در صدد تغییر دادنشان بر بیاییم چون هنگامی که مشکلات اتفاق می افتند قسمتی از زندگی ما را  بر باد می دهند و قابل رفع و رجوع نیست با این کار می توانید تمام مشکلاتتان را درجهتی بهتروسودمندترتغییر بدهیدوهمچنین می توانیدآنها رادگرگون کنید.
از این پس هروقت چیزی می خواهیدکه فکرش شماراتحت تاثیرقرارداددوسوال ازخودتان بپرسید 1.احساسم در مورد آنچه که می خواهم چیست؟{احساسی که وقتی به خواسته هایتان می رسیدممکن است داشته باشید}2.چیزی که الان می خواهم چه حسی را در من ایجاد کرده است؟{احساس کنونی شما}آنچه که مهم است این است که فرق این دو سوال را درک کنید  و هنگامی که به این دو سوال جواب دادید دو احساس متناقض در شما به وجود می آید که از یک طرف خوشحالید زیرا خوشبختی در انتظار شماست و از طرف دیگر ناراحتید زیرا می ترسید به هدفتان نرسید .اگر از آنچه که خواسته هایتان برایتان به ارمغان می آورد آگاه باشید می توانید خواسته هایتان را تغییر بدهید شما باید تصمیم بگیرید کامل باشید چون تکه تکه کردن نمی تواند راضی و خشنودتان کند.
کسی که به خودش وعده می دهد،مدیون خودش می شود(تالمود)
تمرین ششم: کاری را شروع کن که مطمینی از شما بر می آید
هروقت کاری راشروع کنید که با اطمینان می گفته ایدازشما برمی آید،متوجه میشویدفقط فکرشمابوده که می گفته تو قادر به انجام دادن این کار نیستی وشماهم باور می کرده اید.
مسلماتابه حال برایتان پیش آمده است که هردفعه که تصمیم به شروع انجام کاری گرفته ایدمانند درس خواندن ادامه تحصیل یاحتی ازجای خودبلندشدن,نیروی غیب جلوی پیشروی شماراگرفته واحساس نفرت وعدم اطمینان و تنبلی وگیجی وبعضی اوقات هم ترس کرده باشید.جای تعجبی ندارد هنگامی که فردی می گویید:نمی توانم به خوبی فلان کار راانجام بدهم امادلم می خواست این طوری نبودم همه مردم می دانندمنظورش چیست امامعنی واقعی اش رادرک نمیکنند  باید بدانیم هربخش از وجودماخواسته ای دارد.جسم وذهن مابه خوبی می توانداحتیاجات مربوط به خودرارفع کندچون ازخودش شناخت داردوبرای اینکه ذات واقعی تان بتواندرشدکند بایداز خودتان آگاهی داشته باشیدوبایدبدانیدذات واقعی یتان بهترووالاترازافکارواحساسات وجسمتان است.      
اگرتصمیم گرفتیدکاری را انجام دهیدوناگهان ترسهاوتردیدهای گذشته به سراغتان آمدواحساس تنبلی کردیددرمقابلشان قدعلم کنید.بهترین راه غلبه براین احساسات درونی که بسیارضعیف هم هستند این است که باور کنید احساساتی کاذب هستند.باید باورتان شودکه این احساسات کاذب هستندتابتوانیدبه قدرتهای ناشی از این باوردست پیداکنید این حالت هایی که باعث می شوندنتوانید در مورد کاری اقدام کنید،حالت های روحی وروانی هستند.درحقیقت این حالات درونی که برسر راه شما مانع ایجاد می کنندواقعی نیستند ودرست در موقعی که دچارشان هستید ازبین می روند.
وقتی می خواهید کاری را انجام دهید که فکر می کنید از عهده ی شما خارج است، هر قدمی که بر دارید، یک قدم به انچه که می خواهد به شما بقبو لانند خطوط دایره به هم نمی رسند دور ترشده اید.
کارهای مهم وبزرگ در ابتدا غیر ممکن به نظر می رسند [توماس کار لایل]
تمرین هفتم:سرزنش نکن
وقتی در مورد هر موضوغی یا هر فردی دچار احساسات متناقض می شویدتصمیم به سرزنش می گیرید.
این تمرین مربوط به پرورش ذهن و روح است.صرف نظر از آنچه که پیش آمده هرگز کسی یا چیزی را که برای احساسی که در شما ایجاد کرده است سرزنش نکنید اگر جلوی بازی سرزنش قد علم کنید یاد می گیرید چطور بر خودتان مسلط شوید
.اقتدار روحی یعنی:چیزی که از درون انسان تراوش می کندواقتدارروحی یعنی:                     
1 .توانایی زندگی کردن به میل و اراده خود و همزمان مراقب خواسته ها و احتیاجات بودن
2.شهامت زندگی کردن به اقتضای وضع موجود
3.درک و آگاهی برتر که باعث می شود انسان مقتدرانه دست به عمل بزند و ضعف روحی نداشته باشد
ضعف روحی یعنی: جنبه های ناآگاه طبیعت وجودی ما که باعث لطمه زدن به روحیه ی دیگران می شود و در عین حال با اقتدار روحی تضاد دارد.
ارتباط بین ضعف روحی و مقصرجلوه دادن دیگران
احساسات خشمگین امکان ندارد به دنبال راهی برای رفع مشکل بگردد،بلکه صرفابه دنبال دلیل می گردندوآنها دائم استدلال می کنند و احساسات منفی را بد جلوه می دهند تا خودشان را ذیحق نشان دهندهنگامی که از موضع ضعف وارد می شویو ودیگران را بدجلوه می دهیم حالات واقعی درونمان را درمحدوده ی دوروبرمان می بینیم.ازاین به بعدهرگاه احساسات منفی مانند ترس به سراغتان آمد سعی کنیدبه خودتان بقبولانیددست از سرزنش دیگران بردارید که بااین کاربه سمت اقتدارروحی قدم برمی داریدودست به کارجدیدی می زنیدوباعث می شود نقاط ضعف وقدرت خودرابشناسیدوهراتفاقی که دراین مدت رخ داد سعی کنیدبه گردن دیگران نیندازید. تنها چیزی که باعث می شودمزه ی تلخ قرص از بین برود این است که تصور کنید این کش و قوسهای ذهنی باعث تقویت روحی می شوداگرازاین مسئله  آگاه باشیدولی از آن استفاده نکنید فقط باعث می شود احساست پر جوش و خروش خودتان را ببینید به این ترتیب چیزی را در وجود خودتان کشف می کنید که قبلا احساسات هیجان انگیزه تان اجازه نمی داده آنها را ببینید با دستیابی به هر یک از ضعف های پنهان وجودتان یک قدم به اقتدار روحی نزدیک تر می شوید.
وقتی محاکمه ای در کار است،انسان اقتدارش را از دست می دهد،ولی هم زمان نیرویی به دست می آورد که در مبارزات او را بر حریف ضعیف پیروز می کند [جوآنا بای لی]
تمرین هشتم:ترس را از وجودت بیرون کن
هیچ موقعیتی نیست که بتواندآدم را به لرزه بیندازد.بنابراین هروقت احساس کردیدبه لرزه افتاده اید،برای پیدا کردن دلیل آن به درون خودتان نگاه کنید نه به دوروبرتان.در حقیقت زمین درون شماست که می لزیدواستحکام نداردهرموقعیتی که ترسناک به نظرمی رسد،درواقع ترسناک   نیست. آنچه باعث می شود بترسید، عکس العمل شما درقبال آن موقعیت است. بنابراین اگر از وضعیتی که باعث ترس شده اگاهی داشته باشید، نه تنها ازآن نمی ترسید، بلکه برای همیشه ترس راازوجودتان بیرون  می کنید. شناخت ترس هایتان باعث می شودروی آنهاتاثیربگذارید وبانفوذ برروی آنهامی توانیدازپیامدهای آن شناخت پیداکنید وچشم بسته اسیرش نشوید هرچیزتازه ای که درموردترس های خودو عکس العمل تان در قبال آن ها برشما آشکارشود، باعث می شود آن ترس ها ضعیف وضعیف ترشوند.وقتی از ترس خودآگاه باشید،یعنی می دانیدکه ترسیده ایدولی ترسهایتان چندان واقعی هم نیستند. واقعیت ترس صرفا عکس العمل ماست. برای اینکه به اصطلاح خودمان را از خطر حفظ کنیم بهتر است خودمان را به خدا بسپاریم.با این کار چهره ی واقعی ترس را می بینیم و می توانیم به سویشان برویم ویاد بگیریم چه طور با ترسهایمان روبرو شویم و آنها را برای همیشه از وجودمان بیرون کنیماین تمرین باعث رهایی شمامی شود،اما به یادداشته باشیدمعنای رهایی این نیست که اجازه بدهیدنفستان برشما غلبه کند بلکه معنای آن دیدن چیز تازه دروجودتان است.هشیارانه هرگونه ترس ونگرانی راازوجودخودتان بیرون کنید.اگر مجبورید در راهی که پیش رویتان دارید با خودتان مبارزه کنید خیال نکنید زیر پایتان سست شده است. حالا شما می بینید که این ترس ها در وجود شما نبوده و نیست وچشم باطنی شماست که بازشده است وعکس العمل ناخودآکاه شماست که همچون سیلی زیر پاهای شما جاری شده است .حتی برای یک بار هم شده باید با یکی از ترسهای ناشناخته خود روبه رو شوید و همزمان با ترسی که می دانید کاذب است زندگی کنید.
زندگی غاری از ترس زیباست. ترسهای ما نیمی بی پایه و اساس و نیمی دیگر واهی است. [کریستن باوی]
تمرین نهم:استراحت کن
انرژی طبیعی و نامحدود وجود شما که باعث می شود سلامت و شاداب باشید و روحیه تان شاد باشد،درست مانند رودی که از کوهستان سرجشمه می گیرد تا برفهای آب شده را به دریا برساند،هر روز باید تمدید شود.
بیشتر مردم سالهای سال تلاش می کنند تا خودشان را سرو سامان بدهند.حتی با یک نظر می توان فهمید که این روش زندگی کار آیی ندارد،چون مردم تمام انرژی شان را صرف می کنند تا اوضاع روبه راه باشد.در حالی که انرژی باید صرف خلاقیت شود.موضوع این تمرین این است که صرف نظر از دیگران،روحیه ی خودتان را تقویت کنید.برای تغذیه ی روحی و جسمی خودتان با رها کردن انرژی هایی که در اثر فشار عصبی از دست داده اید،دوباره آنها را به طرف خودتان می کشانید و باعث می شود وجودتان سرشار از آرامشی عمیق و احساس خوشی شود.ماهرروز ازنیروی حیات سهم داریم.نیرویی که ما مصرف می کنیم تا زنده بمانیم به طور روزانه به ما داده می شود. موضوع این تمرین تصمیم آگاهانه در مورد استراحت و آرامش است.اگر سعی کنید می توانید یاد بگیرید چطور می شود آگاهانه نیروی حیاتی را به علت ناراحتی  های جسمی و روحی از بین رفته است،رها کرد.
ناراحتی های جسمی و روحی هر روزه مانند سنگی است که نیرو های حیات ما را هدر می دهد. انرژی هایی که راهشان مسدود می شود و زندگی روزمره ما را نابود می کنند عبارتند از: بیماری،نگرانی های بی بایه و اساس واحساس خشم.
برای اینکه سنگهای پنهان درونی خودراکناربرانید بایدحداقل روزی سه باردرآرامش کامل فرو روید.هرگزفراموش نکنیدکه آزادی ورهایی موردی عادی است همچنان که به تمرین آرامش و استراحت مشغولید؛اجازه بدهیدخواسته های طبیعی شماوآنچه راآشکارمی کند،شمارا راهنمایی کند.باید هر روز در آرامش باشید اما تلاش کنید هر لحظه در آرامش فرو روید ولی دقت کنید.ذهن ارباب جسم است.بنابر این چنانچه خود را تا بدانجا از یاد ببرد که گویی برده ی خود را زیر پا گذاشته است،برده بر علیه ارباب ظالم خود قیام می کند و آن را ازبین می برد زیرا بخشنده نیست و نمی تواند احساسات جریحه دار خود را فراموش کند.[هنری وادورث لانگفلو]
تمرین دهم:خود خوری نکن
هرگز نترسید که مبادا کسی از شما دلخور شود.این کار اصلا خوب نیست.
بعضی از ما این حقیقت را می دانیم که رفتار دیگران با ما بر گرفته از خواسته های قلبی ما در این مورد است.ما در سکوت به بقیه می گوییم که چه رفتاری با ما داشته باشند و این پیغام به تمام کسانی که با ما روبه رو می شود، می رسد.پیام ما در تمام لحظات از زندگی پنهان در درون ما بر می خیزد و به شکل کلام بی صدا  همه جا پخش می شود.پس صرفا کسی ادعا می کند برتر و قوی تر از دیگری است که در وجود خودش باور داشته باشد ضعیف تر از اوست.کسی که به طور باطنی قوی است ،نه با کسی رقابت می کند نه خودش را با دیگران مقایسه می کند و از گفته های دیگران هرگز ناراحت نمی شود.این تمرین درس مهمی به ما می دهد،وآن این است که کوچکترین کار برای اینکه خودمان را قوی نشان دهیم،باعث می شود در نظر دیگران ضعیف جلوه کنیم.بنابراین اصلا عاقلانه نیست که محاسبه کنید چه رفتاری باید داشته باشید و آیا خودتان را مسلط جلوه دهید تا دیگران در قبال شما رفتاری دیگر پیش بگیرند.این کار صرفا به تضادی درونی منجر می شود و به نوبه ی خود باعث خود ویرانگری خواهد شد.از این گذشته،شما در ارتباطتان باید بر خود مسلط بلشید،نه دیگران.
مواردی که باعث خود ویرانگری می شود:
1.چاپلوسی برای جلب توجه دیگران
2.ابراز محبت دروغین برای به دست آوردن دل دیگران
3.دلایل واهی برای لاپوشی خرابکاری
4.پافشاری برای تاکید دیگران
5.اصرار برای شنیدن کلامی محبت آمیز
6.خبر چینی و غیبت
7.توجیه کردن کارهایتان برای دیگران
این امتحان در مورد بررسی درون به شما می فهماند که به دلخواه در مقام توجیه اعمالتان بر آیید یا کسی شما را وادار به این کار می کند و باعث خود ویرانگری شما می شود.در حقیقت ترس است که شما را مجبور می کند عملتان را توجیه کنید،سعی کنید بر دیگران تاثیر بگذارید چاپلوسی کنیدو...
هر وقت احساس کردید بشدت مایلید زیر سلطه ی این فشار درونی در بیایید،بی آنکه جنجال راه بیندازید قاطعانه دست رد به سینه اش بزنید.آگاهی از این مطلب که ترس بی سرو صداست و فقط شما را فریب می دهد تا صدایش را در آورید باعث می شود راحت تر به مقصد برسید بنابر این سکوت کنید.
شما در تمامی لحظات زندگی تان یا در زیر سلطه ی خودتان هستید،یا زیر سلطه ی دیگران.
تمامی نقطه ضعفهای ما عامل اقتداری هستند که لازم است شناسایی شود.اطلاع از خطر در این مورد هم مانند موارد دیگر بهترین دلیل وجود امنیت است[ای پی.رو]

آموزش برتروموفقیت
تمارینی که گفته شد همگی در مورد زندگی درونی است وبه ایجادتغییردرزندگی کمک می کند.وتمتمی تمارین باعث می شودکه به خود آگاهی برسیم ودرنتیجه از وجودبهتروبرتر خود آاگاه شوید.برای آگاهی وشناخت خودمان بایدازجایی شروع کرد واین شروع دست خود ماست.نیایددرموردش نگرانی به خودراه دهیم.فقط بایدشروع کرد.فرقی نمی کنداز کجا؛اززهرجایی که بتوانیم برای قدم گذاشتن دررودخانه هم فرقی نمی کند ازکدام قسمت شروع کنیم.به هرحال آب رودخانه به دریامی ریزد.نبایدبگذارید آخرین کلمه یاس وناامیدی باشد ودیگرحرفی برای گفتن باقی نماند.چنانچه تصمیم بگیرید هرفکری رادرمورد خودتان از ذهن بیرون کنید آن وقت تاجایی که دلتان می خواهد شروعی تازه دراختیارتان است.نبایداجازه بدهید هیچ چیزدر دنیا سدراه آزادی شما یعنی دست یابی به وجودواقعی تان شود.والت ویتمن در مورد این موضوع می گوید:هراتمی به طورطبیعی اشتیاق دارد به منبع اصلی اش مراجعت کند.
ده روش آموزش برتر
1.آموزش برتر بر شما آشکار می کند که ذات شما در واقع همان اقبالتان است.در نتیجه،با ایجاد تغییر در خود اقبالتان را بلند می کنید.
2.آموزش برتر برای شاگردی که صداقت دارد بسیار سودمند است.درست مثل اینکه غواصی در زیر خروارها مروارید،صندوق جواهر پیدا کند.
3.آموزش برتر باعث می شود ذهنتان به خرد و دانش برتر دست پیدا کند.خردی که دارای جوهری والاست ومقام شمارا هم بالا می برد؛درست مثل باد که بالهای عقاب را بالا می برد.
4.آموزش برتر به شما نشان می دهد که اگر بگذارید زندگی تان را گردش زمانه شکل بدهد،درست مثل این است که برای جهت یابی به عقربک قطب نما نگاه کنید.
5.آموزش برتربه شمانشان می دهد که اگر طوری دیگر به زندگی نگاه کنید،زندگی تان دگرگون می شود.
6.آاموزش برترراهی رابرای پیشروی به سوی زندگی جدیدپیش پایتان میگذارد که پرازآرامش وشادی است
7.این تمارین باعث می شود به آگاهی جدیدی دست پیدا کنید که به امنیت شخصی شما منتهی می شود واز لابلای انگیزه های مخفی هم قابل رویت است

بزرکان کسانی هستند که پی برده اند معنویات بسیار قوی تراز مادیات؛وجهان تحت فرمان عقل واندیشه است.
رالف والدو امرسون