تشیع در مصر
20 بازدید
تاریخ ارائه : 12/22/2012 12:59:00 PM
موضوع: جامعه شناسی

تشیع در مصر

مِصر کشوری ا‌ست با مساحت ٩٨٠/٨٦٩ کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۷۵ میلیون نفر، واقع در شمال شرقی آفریقا. شبه جزیره سینا که در قاره آسیا قرار دارد نیز بخشی از قلمرو این کشور است. این کشور از شرق با لیبی، ازجنوب با سودان و از طریق صحرای سینا با فلسطین همسایه است. پایتخت این کشور "قاهره" و زبان رسمی آن، عربی است. این کشور نزد عبرانیان به "مصرائیم" موسوم بوده و یونانیان هم از عهد هومر آن را "اجیپ توس" می نامیده‏اند. مردم قدیم آن دیار به موجب کتاب عهد عتیق از اولاد مصرایم بن حام بن نوح می باشند. نژاد مصریان، عربی نیست؛ بلکه قبطی بود و واژه EGYPT که در زبانهای اروپایی برای مصر به کار می‏رود ، با کلمه قبطی در ارتباط است. مصر یکی از پرجمعیت‌ ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است و اکثریت قریب به اتفاق مردم آن مسلمان‏اند و در کنار رود نیل زندگی می‏کنند. حدود نیمی از جمعیت مصر، شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه و حومه آن‌ها زندگی می کنند. مصر تا مدت‌ها تحت الحمایه انگلستان بود ولی پس از جنگ جهانی اول مستقل گردید. این کشور از نظر سیاسی و فرهنگی یکی از مهم‏ترین کشورها در جهان عرب و خاورمیانه است و بسیاری از اتباع مصر به ریاست سازمان‌های بین‏المللی ملی و منطقه‏ای رسیده‏اند.

 

«اهل بیت رسول الله ـ علیهم السلام ـ  تاریخ جهاد در اسلام را ساخته‌اند. یکی از این قهرمانان جاوید تاریخ، سیدالشهدا، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. وی برای حاکمیت کلمه لااله الاالله، مجاهدت کرد. حسین فرزند مصطفی و خدیجه، پسرعلی و فاطمه و برادر حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ است و اسلام از جهاد او زنده است».

این جملات را چندسال قبل، «شیخ محمد فرحات» امام مسجد الازهر در سالروز تولد حضرت امام حسین(ع) و در خطبه اول نمازجمعه بیان داشت. مردم مصر میلاد اباعبدالله را در 28 ربیع الثانی جشن می‌گیرند. امام جمعه الازهر، خطبه اول نماز را به معرفی خصائل الهی اهل بیت علیهم السلام و حضرت امام حسین(ع) و خاندان مکرم وی اختصاص داد. وی با استناد به روایات نبوی گفت: «دوستی با فاطمه(ع) دوستی با پیامبر(ص) و دشمنی با فاطمه، دشمنی با پیامبر است». امام جمعه الازهر با اشاره به روز محشر گفت: در این روز ندا درمی رسد که «ای اهل محشر دیده‌ها را ببندید، چون فاطمه می‌خواهد عبور کند. پس فاطمه به همراه70 هزارتن از فرزندان خود عبور می‌کند».

محبت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از قرن‌ها پیش، حتی قبل از دوران فاطمیان، با قلب و جان مردم مسلمان مصر عجین شده است. سابقه این امر به دوره صدر اسلام و دوران فتح مصر به دست سپاه اسلام بازمی‌گردد. در این سپاه، جمعی از دوستداران حضرت علی (ع) نظیر «ابوذرغفاری»، «مقداد بن اسودکندی» و «ابوایوب انصاری» حضور داشتند. این عده آشکارا به ولای علی مرتضی(ع) اهتمام داشتند و به دعوت مردم به سوی علی(ع) معروف بودند و هیچ گاه و در هیچ جایی از فراخواندن مردم به ولا و محبت آن حضرت بازنمی‌ایستادند.۱

مؤلف کتاب تاریخ شیعه می‌نویسد: «گزاف نیست اگر بگوییم تشیع در همان روزی که اسلام وارد مصرشد به مصر راه یافت».۲ برخی انتصاب «محمدبن ابی بکر» ازسوی حضرت علی (ع) به امارت مصر را از دلایل علاقه مردم به آن حضرت و آل او دانسته‌اند اما شواهد تاریخی نشان می دهد که حتی قبل از خلافت علی(ع) نیز قلوب مسلمانان مصر مملو از عشق به ایشان بوده است.

یکی از دلایل رواج تشیع علی(ع) در مصر ـ پیش از آن که آن حضرت به مقام خلافت برسد ـ «مطلب مقریزی» است. وی می‌گوید:«قیس بن سعد انصاری به سوی مصر گسیل شد و در ربیع الاول سال 37 بر مصر درآمد مردم مصر در آن روزها از لشگر و سپاه علی(ع) بودند».۳ «ابن اثیر» نیز درباره حوادث سال 36ـ پس از گزارش خطبه و سخنرانی نماینده حضرت علی(ع) که مردم را برای بیعت با آن حضرت دعوت می‌کرد، می‌نویسد: «مردم برخاستند و به آن حضرت بیعت خود را اعلام کردند و مصر سامان یافت و علی(ع) کارگزاران خود را برمصر گماشت».۴ همانگونه که گفته شد، گماردن محمدبن ابی بکر و قیس جهت اداره مصر و عشق ایشان به پاسداری از حریم اهل بیت علیهم السلام باعث آشنایی بیشتر مردم با فضایل آن بزرگان و افزایش نفوذ معنوی تشیع در آن سرزمین شد. پس از به قدرت رسیدن «عمرو بن عاص» ـ که مردی خبیث و مخالف خاندان پیامبر بود ـ فعالیت گسترده ای در مصر برای دورساختن مردم از اهل بیت علیهم السلام صورت پذیرفت. بسیاری کشته و زندانی شدند و شماری تبعید گردیدند. اما با آن همه خصومت، دوستان حضرت علی(ع) فراوان بودند.

مقریزی می گوید: «وقتی علی علیه‌السلام به شهادت رسید و معاویه در حکومت خود استقرار و استقلال یافت سربازان و اشراف مصر عثمانی بودند، اما بسیاری از مردم آن از دوستان علی(ع) به شمار می رفتند.»۵

دوران حکومت امویان برای شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام بسیار تلخ و ملال‌آور بود. در این دوران، سب و دشنام علی(ع) رواج یافت و دوستان وی در انزوا قرارگرفتند. اینان اگرچه به صورت علنی قادر به حمایت از خاندان پیامبر نبودند، اما در دل ولای آن عزیزان را زنده نگه می‌داشتند و نسبت به ادامه راه آنان وفادار بودند. در دوران بنی‌عباس نیز اینچنین بود، اگرچه این سلسله در اوایل حکومت خود با شعار خونخواهی امام حسین علیه السلام به میدان آمد، اما پس از مدتی انواع ظلم‌ها و ستم‌ها را نسبت به علویان روا داشت و این آغازی برنهضت علویان علیه حکومت بنی‌عباس بود.

نخستین علوی که به مصر وارد شد و مردم با او بیعت کردند «علی بن محمدبن عبدالله» از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی(ع) بود۶ وی تلاش‌هایی برای احیای تشیع در مصر انجام داد، اما در مقابله با جور و ستم حکام بنی‌عباس ناکام ماند. دیگر قیام‌های علویان در مصر نیز اگرچه باعث تقویت موضع شیعیان و خروج ایشان از انزوا شد، اما آن شوکت و جلال دوران خلافت حضرت علی بن ابی طالب(ع) را احیا نکرد. ظهور فاطمیون در مصر آغازی مجدد برافزایش محبت اهل بیت(ع) در این سرزمین بود. فاطمیان از فرقه اسماعیلیان خاص بودند که خود را از نسل حضرت زهرا(ع) می دانستند و به همین دلیل، سلسله خود را فاطمی نامیدند. پس از وفات امام جعفرصادق(ع)، پیروان آن حضرت به شش فرقه تقسیم شدند که یکی از این فرقه‌ها، اسماعیلیان خاص بودند. آنها اعتقاد داشتند که پس از امام صادق(ع)، فرزند بزرگ ایشان یعنی اسماعیل به امامت رسیده و مرگ اسماعیل را در زمان حیات پدر که به سال 145 هجری روی داده است، انکار می‌کردند. اینان در مورد اسماعیل می‌گفتند: « او نمرده و نخواهدمرد و او مهدی قائم است که برای نجات امت خود بازخواهدگشت».۷

نخستین خلیفه فاطمی «عبیدالله المهدی» نام داشت که خود را از نسل «محمدبن اسماعیل بن جعفرالصادق(ع)» و از ذریه حضرت فاطمه(ع) معرفی کرد. وی در سال 301 با تصرف «اسکندریه» نیت خود را برای فتح مصر آشکار کرد و سلسله فاطمیان را در سال 308 در تونس تشکیل داد که دامنه آن پس ازمدتی به مصر کشانده شد.

فاطمیان خود را شیعه و محب اهل بیت(ع) می‌دانستند و ـ علیرغم انحرافشان از مذهب صحیح ـ علاقه‌مند بودند از نام امام به جای خلیفه استفاده کنند تا قرابت خود را به شیعیان بیشتر نشان بدهند.

«عبدالمجید الجندی» عضو شورای عالی امور اسلامی مصر و مؤلف کتاب «الامام جعفرالصادق(ع)» درباره حکومت فاطمیان و ارتباط آن با حضرت امام صادق (ع) می نویسد: «امام صادق علیه السلام در تاریخ اسلام، یگانه امامی است که عالم و دانشمند بود و تاریخ جهان برپایه اندیشه‌های دینی، فقهی، اجتماعی و اقتصادی ایشان استوار بود و براین اساس، دولتها و کشورهای با عظمتی بنیان یافتند. مصر به یاد دارد که پس از دوره فراعنه، باشکوه‌ترین حکومت تاریخ در همین سرزمین استقرار یافت که قلمرو آن از سواحل اقیانوس اطلس تا خلیج سوئز امتداد داشت این حکومت یعنی فاطمیان چنانچه به وسیله ارتشهای ترک مهار نمی‌شد، قلمرو آن تا قله های هیمالیا و قلب قاره آسیا امتداد می‌یافت.»۸

مرحوم «دهخدا» در مورد اولین خلیفه فاطمیان می‌گوید: «عبیداله بن محمدالفاطمی العلوی از فرزندان امام جعفرصادق(ع)، امام و مؤسس دولت علویین در مغرب و جد فاطمیان در مصر است. در نسب وی اختلاف است. وی در سلیمه سوریه سکونت داشت، سپس بسیاری از اصحاب خود را در مغرب پراکنده کرد تا ظهور امام زمان (مهدی) را بشارت دهند و مردم را بدو خوانند».۹

«امیرالمعزالدین لله» اولین خلیفه فاطمی بود که موفق شد مصر را به تصرف درآورد. فرمانده سپاه وی به نام «جوهر» به این مهم نایل شد، در حالی که قبل از وی لشگر فاطمیان نتوانسته بود بر تمام مصر مسلط شود. فتح مصر در سال 358 هـ.ق روی داد. المعزالدین لله، قاهره را بنیاد کرد و از این پس، قاهره پایتخت مصر شد. وی اهتمام خاصی بر نشر تشیع در مصر نشان داد. در دوران حکومت وی، اذان به سبک شیعیان در مأذنه‌ها طنین انداز شد، در مسائل ارث، طلاق، نماز جمعه و معاملات، فقه تشیع حاکم و مدح اهل بیت علیهم السلام گسترده شد. یکی از مهمترین کارهای این دوره، تأسیس «جامع الازهر» بود. هدف از این عمل، تدریس فقه شیعه بود. نام این دانشگاه نیز از نام حضرت فاطمه زهرا(ع) اقتباس شده است.

«المعزالدین لله این مدرسه بزرگ را تأسیس و جوهر و موقوفات عظیمی برای آن وضع کرد و خود او و خلفای فاطمی موقوفات آن را توسعه دادند. همه این کوشش‌ها با این هدف مبذول شد که فقه آل محمدصلی الله علیه وآله و مذهب تشیع در آن تدریس شود».10

بنا به تصریح «جلال الدین سیوطی»، المعز پس از تسخیر قاهره و کمک به قحطی زدگان این شهر، به ذکر مناقب رسول الله (ص) و اهل بیت علیهم السلام دستور داد. او به خطبا امر کرد که به ذکر مناقب رسول اکرم(ص)، علی(ع)، فاطمه(ع)، حسن (ع) و حسین(ع) بپردازند.

«الحاکم بامرلله» خلیفه دیگر فاطمیان بیش از اسلاف خود به ترویج تشیع پرداخت. در زمان وی، دانشکده ای به نام «دارالحکمه» برای تدریس فقه و لغت تأسیس شد و بزودی مبدل به بزرگ‌ترین کتابخانه عصر خود گردید.

فاطمیان علی رغم ترویج مذهب شیعه، به دیگر مذاهب نیز به دیده احترام می‌نگریستند و دانشگاه الازهر مرکز بحث و گفت وگو بین علمای اسلام از مذاهب گوناگون و حتی دانشمندان مسیحی با متفکران اسلامی بود.

مرحوم «سیف آزاد» در کتاب «تاریخ خلفای فاطمی» شرح مبسوطی از مراکز علم و دانش فاطمیان بیان می‌کند و از جمله می‌نویسد: « جامع الازهر نه فقط مرکز دعوت فاطمیان بود، بلکه علمای شافعی و حنفی و غیره هم در آن اجتماع می کردند... فاطمیان در علم و حکمت تعصب به خرج نمی‌دادند و در مقابل علمای شیعه و سنی با گشاده‌رویی رفتار می‌کردند.»۱۱

«الحاکم بامرالله فاطمی در زمان خود دو تن عالم مالکی را برای تعلیم فقه دعوت کرد».12

در دوره فاطمیان، برپایی مراسم جشن و عزاداری در ایام تولد یا شهادت اهل بیت علیها السلام رواج پیدا کرد. زیارت و بوسیدن مقابر متبرکه، توسل به ائمه علیها السلام و بویژه گرامیداشت روز عاشورا گسترش یافت. وجود سه حرم متبرک در قاهره، یعنی «مقام رأس الحسین علیه السلام»، « مرقد منسوب به حضرت زینب علیها السلام» و «مرقد سیده نفیسه»، عوامل اصلی افزایش محبت آل محمدصلی الله علیه وآله در جامعه مصر است. این حرمها امروز نیز زیارتگاه عاشقان اهل بیت علیها السلام هستند.

مشهد رأس الحسین علیه السلام، یکی از زیارتگاه‌های اصلی مسلمانان مصر است. آنها معتقدند سر مبارک حضرت امام حسین علیه السلام در این محل دفن شده است. مردم مصر در دوران فاطمیون، این مکان را ارج و قرب فراوان می داشتند و بویژه در روز عاشورا با برپایی عزاداری و نوحه‌خوانی در کنار این مرقد و قربانی کردن شتر و گاو و گوسفند ارادت خود را نسبت به آن حضرت ابراز می کردند. اگر چه پس از دوران فاطمیان، این مراسم منسوخ شد، اما هنوز هم در روز عاشورا خطبا و ائمه جمعه بخصوص در مسجد الازهر پیرامون قیام خونین کربلا سخن می گویند و یاد شهدای عاشورا را گرامی می‌دارند.

همچنین در ایام میلاد حضرت امام حسین(ع) سه شب در مصر جشن گرفته می شود و فرقه‌های مختلف مذهبی از جمله بُهره‌ها، صوفیه و دراویش با برپایی آیین‌های جشن و سرور به شعر‌خوانی و مدیحه‌سرایی در وصف آن حضرت می‌پردازند.

یکی از توفیقات نگارنده این بود که در شب تولد حضرت امام حسین(ع) طبق سنت معمول مصر ( 28 ربیع الثانی) در قاهره بودم و شکوه و عظمت گرامیداشت این روز را توسط عاشقان آن حضرت از نزدیک مشاهده کردم. در شب میلاد، ازدحام جمعیت چنان زیاد بود که امکان ورود حتی به صحن مسجدی که حرم در آن واقع است، میسر نشد. فرقه های مختلف شیعه در کنار برادران اهل تسنن تا پاسی از شب، با مولودیه‌خوانی و جشن نسبت به اهل بیت علیهم‌السلام ابراز محبت کردند. گروه زیادی از شیعیان بُهره(بُحره) که مرکز آنان در هند است و در مصر فراوان هستند، به همراه قطب بزرگ و رهبر دینی خود در این مراسم شرکت کرده بودند. بسیاری از آنان رنج سفر از هند را برای زیارت رأس الحسین(ع) به جان خریده بودند. جمع کثیری از این افراد را زنان تشکیل می‌دادند و حرم مدتی برای ایشان قرق بود تا بدون دغدغه زیارت کنند.

برخی مورخان معتقدند سر مبارک امام حسین(ع)، نخست در قدس شریف دفن بوده و بعداً به قاهره آورده شده است.

در این مورد، «مقریزی» می‌نویسد: «افضل بن امیر الجیوش» وقتی بر قدس دست یافت و وارد «عسقلان» شد، در آن جا خرابه‌ای بود که سر حسین بن علی(ع) در آن مدفون بود. افضل این سر را از خاک بیرون آورد و آن را معطر ساخت و در میان سبد و زنبیلی مخصوص در بهترین خانه‌ای که در عسقلان وجود داشت، نهاد، و آن خرابه را بازسازی و آباد کرد. وقتی کارش در عمران و آبادی این ویرانه به پایان رسید، رأس شریف را افضل برسینه خود حمل می‌کرد و پیاده آن را با خود برد تا به همین محلی که در قاهره به مشهد رأس الحسین علیه السلام معروف است، رسانید. حمل این سر از عسقلان به قاهره در روز یکشنبه هشتم جمادی‌الاخری سال 548 هـ.ق انجام گرفت. گویند این رأس شریف وقتی که از محل خود در عسقلان بیرون آورده شد، دیدند از آن خون می‌ریزد و خون آن بند نمی‌آید و بوی خوشی به مانند بوی مشک از آن متصاعد است.13

ابن بطوطه نیز می نویسد: یکی از مزارهای شریف، مشهد مقدس عظیم الشأن رأس الحسین بن علی علیه السلام است که بر آن، رباطی بسیار بزرگ و ساختمانی شگفت آور بنا کردند و حلقه های در و روکشهای آن از نقره است. و در واقع، حق اجلال و تنظیم این مشهد مقدس با چنین بنای فاخری ادا شده است.

وی همچنین می نویسد: در قدس، مشهد معروفی است، زیرا حسین بن علی(ع) قبل از آن که به قاهره منتقل شود، در آنجا قرار داشت. امروز نیز این مشهد دارای بنای عظیمی است که از مشاهد اهل البیت علیهم السلام به جز مشاهد معصومین علیهم السلام کم و کسر ندارد.14

بر روی دیوارهای مسجد رأس الحسین(ع) آیات و احادیث فراوانی در مدح اهل بیت علیهم السلام نوشته شده است؛ از جمله «احب اهل بیتی الیَّ الحسن والحسین» و «قل لااسئلکم علیه اجراً الا المودّة فی القربی»15 و این نشان دهنده عمق علاقه مردم این کشور به خاندان عصمت و طهارت است.

«از جملات فراوانی که در مدح اهل بیت بر دیوارهای مسجد نوشته شده، یکی این است که:"مقام رأس الحسین کعبه مصر است"».16

مزار متبرک حضرت زینب (ع) نیز یکی دیگر از اماکن زیارتی قاهره است. برخی از مورخان معتقدند آن حضرت پس از اقامت در مصر در همین سرزمین وفات کرده و در قاهره دفن شده است. برخی دیگر نیز معتقد به فوت و دفن آن حضرت در شام هستند و عده ای نیز مزار ایشان را مدینه می‌دانند.

«از مهمترین کتابهایی که به سفر حضرت زینب (ع) به مصر اشاره کرده است، اخبار الزینبات نوشته یحیی بن الحسن الحسینی العبیدلی الاعرجی است و آیت الله العظمی نجفی مرعشی رحمة الله نیز در مقدمه خود براین کتاب، آن را متنی قابل اطمینان دانسته اند. این کتاب پیرامون سفر حضرت زینب (ع) به مصر و در گذشت ایشان در آن در نیمه رجب 62 یا 63 هجری سخن گفت است. آیت الله قاضی طباطبایی رحمة الله نیز در کتاب اول اربعین حضرت سیدالشهدا (ع) ضمن تأیید روایت اخبار الزینبات به 12 منبع دیگر که سفر حضرت زینب (ع) به مصر و درگذشت آن حضرت را در قاهره تأیید می‌کند اشاره کرده است. از طرف دیگر، محققان دیگری در مستند بودن اخبار الزینبات شک و روایت سفر آن حضرت را به مصر رد کرده اند و معتقدند آن حضرت به شام سفر کرده اند.»

راجع به سفر حضرت زینب (ع) به قاهره مشهور است که آن حضرت مدتی به عنوان مشاور ویژه حاکم مصر در عصر خود منصوب شد و لقب صاحبة الشوری داشت و در مدت اقامت خود در مصر با تشکیل جلسه‌هایی، معارف اسلامی و قرآن کریم به زنان تدریس می‌کرد.

مردم مصر بوسیدن ضریح، تضرع و توسل به حضرت زینب (ع) برای برآورده شدن حاجات را روا می دانند و همانند شیعیان درسوگ اهل بیت علیهم السلام و منسوبین به آنها عزاداری می‌کنند.

طواف عروس در حرم حضرت زینب (ع) نیز سنتی مرسوم است و نگارنده در چند مورد شاهد این مراسم بوده است. محل طواف زنها و مردها در حرم مطهر از یکدیگر جداست و بوی عطر، فضای روحانی حرم را معطر می‌کند. مردم مصر که شافعی مذهب هستند، برخی همانند برادران شیعه خود باز دست باز نماز می‌خوانند و بعد از نماز با فشردن دست به یکدیگر «تقبل الله» می گویند.

بسیاری معتقدند حرم حضرت زینب(ع) دارای کرامات درخشان و غیرقابل انکاری بوده و شاید به همین دلیل است که در طول روز نمی‌توان اطراف ضریح را خالی از زائر دید.

مرقد «سیده نفیسه» نیز از مزارات متبرک قاهره است. سیده نفیسه دختر حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب (ع) است. مردم مصر احترام خاصی برای این بانوی عالمه و عابده قائل هستند و در این محل اجتماع می‌کنند و دسته جمعی به ذکر و زیارت می‌پردازند. برروی یکی از دیوارهای این حرم، قسمتی از دعای افتتاح « اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة…» بر تابلوی زیبایی نصب شده و جالب این که در زیر آن نوشته شده است: «تقدیم به مهدی (ع)». در داخل حرم نیز تابلوهایی دیده می‌شود که برروی آنها آیاتی در مدح اهل بیت علیهم السلام نوشته شده بود. پدر سیده نفیسه از طرف منصور خلیفه عباسی پنج سال حاکم مدینه بود. سپس زندانی شد و تمام دارایی‌اش توقیف گشت، سیده نفیسه با شوهرش اسحاق (پسر امام صادق علیه السلام) ـ به مصر رفت و در رمضان 208 هـ . ق درگذشت. او صاحب کرامات بسیار بود، مستجاب الدعوه و زن شکوهمندی بود که سخن و سیمای او نردبان آسمان بود و خانه اش ملجأ و پناهگاه تهیدستان و بی‌پناهان.

وقتی سیده نفیسه درگذشت، شوهرش اسحاق می‌خواست جسد او را به مدینه ببرد. مردم اشک‌ریزان بر درخانه‌اش جمع شدند و از او خواستند که مشهد نفیسه در مصر باشد، نفیسه را در خانه محل سکونتش به خاک سپردند. او در ماه رمضان در گذشته بود و مردم روزه‌دار بر او می گریستند.17

در مورد جامعه و مردم مصر باید گفت این مردم بسیار مذهبی هستند و دین اسلام را به عنوان تنها هویت تاریخی و فرهنگی خود می‌شناسند و از ابراز علایق اسلامی خود پرهیز نمی‌کنند. قاهره شهره هزار مأذنه، شهر مساجد بزرگ و تاریخی و شهر نماز جمعه و جماعت است. اکثر زنان قاهره با حجاب هستند. معمولاً صدای قرآن مجید در خیابان‌ها و مغازه‌ها طنین‌انداز است. در مصر تعصب مذهبی و عناد با تشیع به اندازه‌ای که در بین وهابیون دیده می‌شود وجود ندارد. روش اکثر نویسندگان مصری در طول تاریخ نسبت به وقایع صدر اسلام به ویژه مسأله جانشینی پیامبر (ص) منصفانه بوده است.

کتاب «الامام علی بن ابی‌طالب» که در چند جلد توسط «عبدالفتاح عبدالمقصود» نویسنده مصری نوشته شده گواه این مدعا است. بسیاری از نویسندگان مصری در مورد علم وفقاهت امام ششم شیعیان (ع) قلم زده اند.

«عبدالحلیم الجندی» نویسنده کتاب «الامام جعفر الاصادق (ع) » در توصیف ایشان می‌نویسد: فقه شیعی یکی از دو رودخانه ای است که تمدن اسلامی را بارور کرد و قانونگذار مصری برای اجرای قانون خانواده از این منبع استفاده نمود. امام جعفر صادق (ع) درواقع، قله شکوهمند فقه اهل بیت پیامبر علیهم‌السلام به شمار می‌رود. او در فقه امام بود، در زندگی خود برای مسلمانان امام بود و مسلمانان امروز گنجینه‌های گرانبهای خود را به صورت ناب و بدون هیچ شائبه‌ای از ایشان می دانند… با توجه به موقعیت آن حضرت در میان اهل بیت علیهم السلام حقیقت این است که ایشان بدون استثناء بر کلیه فقها ارجحیت دارند.» 18

«خالد محمد خالد» در کتاب خود «ابناء الرسول فی کربلا» نوشته است: زمانی که آیه مبارکه: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» نازل شد حضرت رسول، علی و فاطمه و حسن و حسین را زیرکسا جمع کرد و فرمود: اینان اهل بیت من هستند.

دنیا و هر آنچه از پستی ها و پلیدی ها دارد، همان رجسی بود که خداوند آن را از خاندان پیامبر اکرم علیهم السلام دور کرد.

غیراز قاهره، آثار محبت اهل بیت علیها السلام در بسیاری دیگر از مناطق مصر نیز وجود دارد. در منطقه «صعید» به ویژه استانهای «قنا» و «اسوان» گروهی از منسوبان به حضرت امام جعفر صادق (ع) به نام «جعافره» زندگی می‌کنند. تعداد جعافره در مصر به دومیلیون نفر می‌رسد. آنها تفکراتی نزدیک به شیعه دارند و با اهل سنت همزیستی برادرانه دارند.

«بُهره‌ها» (یا بُحره‌ها) گروه دیگری از شیعیان اسماعیلیه آفریقا هستند که در بسیاری از مناطق مصر زندگی می کنند.

«ژان کلودپن راد» از محققان فرانسوی در مورد این فرقه می‌نویسد: "در آسیای شرقی، شیعه سه گروه دارد که همه گجراتی اند و زبانشان گجراتی است اولین آنها گروهی اسماعیلی به نام بهره هستند. اینان (بهره‌ها) ثروت زیادی کسب کردند و غالباً تحصیلکرده و اکثراً مهندس بودند و توانستند مراکز نیایشی به وجود آورند و در امور مذهبی بخصوص در قاهره سرمایه‌گذاری نمودند. به اعتقاد اینان مقبره حضرت زینب علیها السلام در دمشق نیست، بلکه در قاهره است. مسجدی هم به نام مسجد حسین علیه السلام دارند و آن را بازسازی کردند و معتقدند سرامام حسین (ع) در دمشق دفن نیست، بلکه به قاهره آورده شده است. اینان مسجد الحکیم را بازسازی کردند".19

در کتاب جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام، از مناطق دیگری در مصر که پایگاه محبان اهل بیت بوده، یاد شده است: «اهالی قریه‌ای در مصر به نام ارمنت از شیعیان بوده‌اند که خبر آن در کتاب الطالع السعید آمده و بعدها تشیع در آن کاستی گرفته است».

«ابن‌حوقل» نیز نوشته است: « از اولاد قبطیان، غیلان ابومروان، رئیس غیلانیه فرقه ای از شیعه هستند.»

«ابن اثیر» در سال 584 هجری از قیام تعداد 12 نفر شیعه در قاهره نام می‌برد که یاعلی یاعلی می گفتند20. در همین کتاب، خبر از تشیع در شهری به نام "اسفون" داده شده که در آن نیز تشیع به تدریج کاهش یافته است. «مقدسی» نیز در قرن چهاردهم آورده بود که مردم بالای قصبه "فسطاط" و "صندقا" شیعی‌اند. وجود این علایق در میان مسلمانان مصر و همچنین نقش بهره‌ها، صوفیه، جعافره و دیگر گروه‌های دوستدار اهل‌بیت علیهم‌السلام از سویی و تفکر روشن برخی از علمای مصر نظیر « شیخ محمود شلتوت» و «علامه محمد غزالی» زمینه مناسبی برای فعالیت در جهت تقریب بین مذاهب اسلامی در مصر فراهم آورده است.

 

در زمان زعامت مرجع فقید شیعیان جهان «حضرت آیت الله العظمی بروجردی ره» افزایش ارتباطات علمای شیعه و سنی، زمینه تأسیس دارالتقریب مصر را فراهم کرد. آیت الله فقید برای بهره برداری مثبت از این ارتباطات، «علامه شیخ محمدتقی قمی» را که مردی دانشمند و علاقمند به اتحاد مسلمین بود، به مصر فرستاد. ایشان پیام آیت‌الله بروجردی را به «شیخ مجید سلیم» که مقام شیخ الازهر را در آن زمان داشت، ابلاغ کرد. پیام متقابل شیخ سلیم به آیت‌الله، باب مکاتبه و مراوده بین دو مرکز مهم شیعه و سنی را گشود. سفر یکی از علمای مصر به نام «شیخ حسن باقوری» به ایران، انتشار کتاب المختصرالنافع علامه حلی و تفسیر مجمع البیان شیخ طوسی در مصر و برپایی مجلس عزاداری حضرت امام حسین(ع) از سوی دانشگاه الازهر از دستاوردهای ارتباطات علمای شیعه و سنی بود. دیری نگذشت که موضوع تدریس فقه مذاهب اسلامی در دانشگاه الازهر به عنوان مصوبه ای در ماده سوم اساسنامه دارالتقریب گنجانده شد.

فتوای «شیخ محمود شلتوت» رییس دانشگاه الازهر مبنی بر جایز بودن پیروی از فقه شیعه، حادثه مهم دیگری بود که قرابت و نزدیکی تفکرات علمای شیعی و سنی را نشان می داد. وی به عنوان بزرگترین مرجع رسمی اهل سنت با کمال صراحت فتوا داد که پیروان مذهب شیعه اثنی عشری با دیگر مذاهب اسلامی از نظر برخورداری از امتیازهای مسلمان‌بودن برابر هستند و به اهل سنت و جماعت اجازه داده می‌شود در صورت تمایل از فتاوی علمای شیعه جعفری پیروی کنند.

عشق و علاقه مردم مصر به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که ریشه در صدر اسلام دارد، هنوز جوشان است. یاد دوران خلافت دادگسترانه حضرت علی (ع) در مصر و قبور متبرک حضرت زینب (ع)، رأس الحسین (ع)، سیده نفیسه و مالک اشتر نخعی در این کشور هنوز زنده است، زنده می ماند و شعله این محبت را فروزانتر خواهد کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بداندیشان و تفرقه گرایان ـ چه از وهابیون و چه از روشنفکران غربگرا ـ تلاش فراوانی برای خاموش کردن عشق اهل بیت علیهم السلام در قلوب مسلمانان مصر به عمل آوردند. کتب بسیاری نوشته و سخنان فراوانی گفته شد، اما وجدان شیعی مردم مصر همچنان بیدار است.

اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ با جهاد و شهادت و ایثار، اعتلای کلمه الله و مجد و عظمت و مسلمانان را ضمانت کردند و در این عصر نیز محبت ایشان باعث اتحاد مسلمانان و غلبه بر شرک و کفر جهانی خواهد شد. ان‌شاءالله.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ترجمه دکتر سیدمحمدباقر حجتی، ص .285

۲ـ همان منبع، ص ۲۵۷.

۳ـ همان منبع، ص ،۲۵۸ به نقل از الخطط، ۱۴۹/4.

۴ـ همان منبع ص ،۲۵۸ به نقل از الکامل ۱۶۰/3.

۵ـ همان منبع، ص ،۲۵۹ به نقل از الخطط ۱۵۱/4.

۶ـ علی بن محمدبن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام.

۷ـ نهضت قرمطیان، دکتر حسینعلی ممتحن، ص ۹.

۸ـ الامام الصادق، عبدالحلیم جندی، نسخه عربی، ص ۴.

۹ـ نهضت قرمطیان، دکتر حسینعلی ممتحن، ۵۸.

۱۰ـ تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ص ،۲۷۱ پاورقی.

۱۱ـ تاریخ خلفای فاطمی، ص ،۲۸ مندرج در نهضت قرمطیان.

۱۲ـ النجوم الزاهره، ج ،۶ ص ،۱۷۲ مندرج در نهضت قرمطیان.

۱۳ـ تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ص ،۲۸۰ پاورقی.

۱۴ـ الرحله، صفحات ۲۱ و ۳۴.

۱۵ـ مصر از زاویه ای دیگر، جمیله کدیور، ص ۴۹.

۱۶ـ همان، ص ۶۹.

۱۷ـ همان، ص ۴۹.

۱۸ـ الامام جعفر الصادق، عبدالحلیم جندی، صفحات ۴ و ،۵ متن عربی.

۱۹ـ ژان کلود پن راد، «بولتن دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل»، شماره 71.

۲۰ـ جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام، رسول جعفریان، ص ۳۷.

......................

پایان پیام / 101