این لعن عبادت بزرگی است که ما را از سقوط و انحطاط و از خطر امواج فتنه که از دستگاه شیاطین جني و انسی می آید،
15 بازدید
تاریخ ارائه : 12/2/2012 11:48:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره
حجت الاسلام والمسلمین میرباقری :
لعن، مانع نفوذ امواج ظلمانی ائمه جور است
حقیقت لعن با ورود به فضاي عاشورا دریافت می شود. اگر کسی وارد عاشورا نشود جسارت و جرأت اين دعا در او پیدا نمی شود. اگر وارد عاشورا شدید مي بينيد که این دشمنی که این قدر قیافه حق به جانب و مدافع حقوق بشر و آزادی و ...
کد خبر: ۴۷۲۸۴
تاریخ: ۰۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۸:۲۲
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز :

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، مراسم نهمین شب عزاداری اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در دهه اول محرم الحرام در مدرسه فیضیه برگزار گردید. در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم به ایراد سخنرانی پرداختند که در ادامه گزارش اجمالی سخنان ایشان تقدیم خوانندگان محترم می گردد.
مقدمه
در زیارت شریف عاشورا معارف بلندی بیان شده که مقامات سلوکی و مسیر ما را در استفاده از عاشورا معین می کند. از جمله معارفی که در این زیارت نورانی ذکر شده، دعاهایی است که بی بدیل يا کم نظیر هستند. اگر انسان توجه به عاشورا پیدا کند و سالک با عاشورا شود، این خواسته های رفیع در او شکل مي گیرد و این دعاها در او محقق می شود.

ـ تعيين موضع از طريق سلام و لعن

سلام هایی است که در زيارت عاشورا به وجود مقدس سیدالشهداء (علیه السلام) و اصحاب و اهل بیت ايشان داده مي شود، یک نوع دعاست. عظمت آنها و عبادت های آنها، موجب صلوات و دعاست. دعای ديگر، لعن بر دشمنان ايشان است. لعن يعني دعای برای دوری رحمت خدای متعال از دشمنان. يعني انسان تقاضا می کند: خدايا تو که ارحم الراحمینی و رحمتت واسعه است اینها را از آن رحمت خاصه و رحیمیه خودت دور کن. در واقع، جمال عبادت سیدالشهدا (علیه السلام) ما را به سلام دعوت می کند و زشتی کار دشمن هم ما را به لعن می کشاند؛ یعنی موضعمان نسبت به دو جبهه، مشخص می شود.

ـ لعن؛ مانع نفوذ امواج ظلمانی ائمه جور

این لعن عبادت بزرگی است که ما را از سقوط و انحطاط و از خطر امواج فتنه که از دستگاه شیاطین جني و انسی می آید، حفظ می کند. گویا مؤمن خودش یکی از قلاع (قلعه ها) و سنگرهای اسلام است و شیاطین سعی می کنند این سنگر را با امواج ظلمانی خود فتح کنند. اگر هم کسی به آنها پیوند بخورد ملعنت ها و شیطنت های آنها انسان را می گیرد.

در روايتي، امام صادق (علیه السلام) در توضيح اينکه چرا پيروان امام جائر، دين ندارند و پيروان امام عادل، سرزنش نمي شوند، فرمودند: چون سيئات امام جائر، حسنات دوستدارانش را از بين مي برد و حسنات امام عادل هم سيئات دوستدارانش را نابود مي کند.[۱] وقتی امام(علیه السلام) حسنه خودش را در کفه ترازوی شما گذاشت همه سیئات و ظلمات محو می شوند و آن طرف، وقتي گناه یزید (لعنه الله) را در کفه طرفدارانش بگذارید، دیگر نماز و سایر اعمال به چه کار مي آيد!

شياطين و ائمه جور، امواج ظلمات و سیئات خود را مي فرستند و می خواهند همه ما را غرق کنند؛ «لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ» و «ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ» و «لأقْعُدَنّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ. ثُمّ لاَتِيَنّهُمْ مّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ» و ... . در این جنگ باطنی، چه چیزی مانع نفوذ اينها می شود؟ لعن. انسان باید دشمنان خدا را لعن کند و خود قرآن کريم هم مکرراً آنها را لعن می کند. اگر مداومت بر این لعن ها نباشد امواج فتن بنی امیه، ما را هم با خودش غرق می کند. در رواياتی آمده است که اگر کسي دعای لعن را بخواند مانند کسی است که در رکاب رسول خدا (ص) در روز بدر، تیراندازی کرده ‏است. مگر آنها چه کار می کردند؟ آنها جلوی فتح قلعه های اسلام را می گرفتند؛ و اينجا هم همين طور است. البته گاهی اوقات، لعن انسان، فقط سنگر خودش را محفوظ نگه می دارد اما برخي آنقدر لعن شان قوی است که یک جبهه را عقب می زند و امواج ظلماني آنها و شعله های جهنم را خاموش می کند.

ـ دريافت حقيقت لعن، پس از ورود به فضاي عاشورا

حقیقت لعن با ورود به فضاي عاشورا دریافت می شود. اگر کسی وارد عاشورا نشود جسارت و جرأت اين دعا در او پیدا نمی شود. اگر وارد عاشورا شدید مي بينيد که این دشمنی که این قدر قیافه حق به جانب و مدافع حقوق بشر و آزادی و ... می گیرد اگر پایش بیافتد به کودک لب تشنه شش ماهه، بین دو نهر آب، روی دست پدرش، تير می زند؛ آن وقت است که انسان می تواند شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد. و گرنه فطرت انسان اجازه نمی دهد که انسان به راحتي، یک مرغ يا حتي يک پشه را بکشد. چطور می شود که در صحنه ای مالک اشتر شمشیرش را در مي آورد و از این طرف لشکر دشمن داخل مي رود و از آن طرف بيرون مي آید! چطور می شود مثل امیرالمؤمنین (علیه السلام) با آن رأفت و دلسوزی که محبتش به امت از پدر به فرزند بیشتر است، در جنگ صفین، از این طرف شمشیرش را می گذارد و از آن طرف لشکر خارج مي شود؟‌ وقتی انسان ببیند که آنها چه می کنند و باطن جهالت و شرارت و شیطنت آنها چيست، آن وقت است که این حجاب، کنار مي رود و می فهمد که اینها چه موجوداتی هستند و باید از این طرف شمشیر بگذاری و از آن طرف در بیایی. انسان تا این باطن را نبیند چطور می تواند شمشیر بکشد و خون بریزد؟ ‌مگر آسان است؟‌

خون ریختن یا باید بر اساس شهوات و غضب مادی انسان باشد که دستگاه شیطانی همين کار را مي کند و مثلاً جنگ اول و دوم جهانی را راه می اندازد و بمبي می اندازد و صد هزار انسان را نابود می کند. ما این غضب و شهوت را که ما نمی خواهیم؛ در جنگ اسلامي، غضب الهی است که خود را نشان مي دهد. بايد ديد غضب الهی چه وقت و چگونه تحریک می شود؟ انسان وقتي به متن حادثه عاشورا برود و زشتي فعل دشمنان خدا ببيند، چنين غضبي پيدا مي کند. خود امام حسين (علیه السلام) در روز عاشورا که دلش تا یک لحظه قبل برای دشمنان می سوخت و مي فرمود: «من خیر شما را می خواهم، اجازه بدهید حجت را بر شما تمام کنم و حرفم را بزنم، چرا هلهله می کنید و ...»، یک لحظه بعد وقتی می گویند: «بُغضاً لِاَبیک»، ذوالفقار را از این طرف لشگر دشمن می گذارد و از آن طرف بيرون می آید! راوی می گوید: تا حالا ندیدم یک آدم مجروح غصه دار گرسنه و تشنه و ... اين گونه مبارزه کند. (والله ما رایت مکسورا قد قتل اهل بیته و ولد و اصحابه اربع تجاش منه). اينجا جای دلسوزی نیست. آنجا که خدا عذاب می کند اگر دلت سوخت، خودت هم مستحق عذاب می شوی! و این دلسوزي، علامت ضعف ایمان است. آنجا که خدا عذاب مي فرستد و يا وليّ خدا (که معدن الرحمه است) به اذن الله عذاب مي کند، جای دلسوزی نیست؛ این اشفاق و محبت، اشفاق انحرافی و محبت انحرافی است و اشفاق و محبت خدایی نیست. خدایی که ارحم الراحمین است اشد المعاقبین هم هست؛ «أنَّكَ أرْحَمُ الرّاحِمينَ في مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ أشَدُّ الْمُعاقِبينَ في مَوْضِعِ النَّكالِ وَ النَّقِمَةِ». هر دو، خوب است. هم جهنم خوب است هم بهشت. امیرالمؤمنین (علیه السلام) . فقط قاسم الجنه نيست، «قَاسِمُ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ» است؛ هم «نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَی الْأَبْرَارِ» است و هم «نَقِمَتِهِ عَلَی الْفُجَّار».

ـ عظمت پيدا کردن مصيبت سيدالشهدا (علیه السلام) ؛ مدخل ورود به خونخواهي

در زيارت عاشورا حدود دوازده دعا وجود دارد که مقامات سلوکی در فضاي عاشوراست. اگر کسي در وادی عاشورا افتاد قفل دلش برداشته می شود و دهانش به این دعاها باز می شود. بعد از آن سلام و لعن ها، اولین دعا این است که: «لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذی اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَنی اَنْ یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَ الِه». اگر مصیبت سیدالشهداء‌ (علیه السلام) در قلب کسی بار انداخت و فوران پیدا کرد و عظمت این مصیبت در دلش تجلي يافت و فهمید که چه اتفاقی افتاده است، آماده می شود برای «اَنْ یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ». لذا انسان خدا را به حق سیدالشهداء‌ (علیه السلام) قسم می دهد که خدایا همینطور که به من لطف کردی و من را به امام حسین (علیه السلام) محترم شمردی، این روزی را هم به من بده که جزو خونخواه های سیدالشهدا‌(علیه السلام) در رکاب امام زمان (علیه السلام) باشم. اگر عظمت مصیبت سیدالشهداء (ع) ‌در دل کسی واقع شد، مدخل ورود به خونخواهی سید الشهداء (علیه السلام) در رکاب امام زمان (علیه السلام) است.

این اولین دعاست و عبادت عظیمی است؛ چون غضب کردن برای خدا و امام (علیه السلام) ، خيلي خوب است و از رشته های محکم ايمان است؛ «اَوْثَقُ عُرَی الایمانِ الْحُبُّ فی اللهِ وَ البُغْضُ فِی اللهِ وَ تَوالی اَوْلیاءِ اللهِ وَ التَّبَرّی مِنْ اَعْداءِ اللهِ». دستگاه شیاطین گناه عظیمی را مرتکب شده اند که ماجراي آن تمام نشده است. هر کسی راضی به این گناه باشد، داخل در آن است و هر کسی ساکت باشد معاقب است و لذا حتما باید مقابل آن، موضع داشت. جزو اعظم عبادات این است که انسان به جایی برسد که دلش بخواهد خونخواه ولی خدا باشد و دلش شور بزند که بيايد و در صف درگیری با دشمنان بکشد و کشته شود. «اَسْئَلُكَ اَنْ تَجْعَلَ وَفاتى قَتْلاً فى سَبيلِكَ تَحْتَ رايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ اَوْلِياَّئِكَ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تَقْتُلَ بى اَعْداَّئَكَ وَ اَعْداَّءَ رَسُولِكَ وَ اَسْئَلُكَ». (دعای حج ماه رمضان).

ـ وجاهت عندالله با اتکاء وجاهت امام حسين (علیه السلام) .
دعای دوم در زیارت عاشورا اين است: «اللهمّ اجْعَلْني عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالحُسَيْنِ عَلَيهِ السَّلام فِي الدُّنْيا وَالآخِرَة». کسی که وارد وادی عاشورا می شود ظرفیت پیدا می کند که وجاهت عندالله پیدا کند. وجاهت عندالله از آنِ معصوم (علیهم السلام) است. ما کاری نکردیم که وجیه باشیم. وجاهت بقیه به تبع وجاهت معصومین (علیهم السلام) است. اگر جلوه ای از آن وجاهت بیاید، آن وقت انسان وجیه عندالله می شود. وجاهت در نزد مردم، یک طور به دست می آید يا وجاهت در نزد ملائکه و يا وجاهت در نزد مؤمنین، طور ديگري به دست می آید، اما‌ وجاهت عندالله، یک چیز دیگری است که اگر یک تجلی از امام حسین (علیه السلام) بر انسان نیفتد وجیه عندالله نمی شود. اگر کسی وارد عاشورا شد و با عاشورا راه رفت و سالک شد، کارش به جایی می رسد که این طلب در او پیدا می شود و می فهمد که وجاهت عند الله هم چیزی است و راه این وجاهت هم فقط امام حسین (علیه السلام) است.

[۱] ـ «قال عبدالله بن أبي يعفور : سألت أبا عبدالله الصادق عليه السلام : ماالعلة أن لا دين لهؤلاء وما عتب لهؤلاء؟ قال : لان سيئات الامام الجائر تغمز حسنات أوليائه وحسنات الامام العادل تغمز سيئات أوليائه».

انتهای خبر/ م . ب