سبک زندگی دینی در رسانه ملی تحقیر و تخریب می شود / برنامه سازان دینداری را به روشن کردن شمع
66 بازدید
تاریخ ارائه : 11/9/2012 7:44:00 PM
موضوع: جامعه شناسی
دکتر محمد صادق کوشکی گفت:
سبک زندگی دینی در رسانه ملی تحقیر و تخریب می شود / برنامه سازان دینداری را به روشن کردن شمع محدود کرده اند
به گزارش سرویس نقد رسانه پایگاه 598، امروزه با توجه به گسترش تکنولوژی و به سبب آن رشد استفاده از رسانه و محصولاتش، شاهد تاثیر شگرف محتوای اینگونه محصولات رسانه ای بر سبک زندگی جوامع علی الخصوص جامعه ی خود هستیم. به همین علت لزوم ارائه ی سبک زندگی ای بر مبنای دین جهت تولید محتوای رسانه ای بر اساس آن، در این کارزار فرهنگی به وضوح نمایان است.در همین رابطه به گفتگوی با دکتر محمد صادق کوشکی،استاد دانشگاه و کارشناس مسائل فرهنگی نشسته ایم.

دکتر کوشکی سبک زندگی را در گفتمان دینی معادل همان دین دانست که در زبان فارسی معادل واژه ای بنام آیین به معنی چگونه زیستن و کیفیت زیستن می باشد.
وی در این خصوص بیان می دارد: دین یعنی چگونه زیستن؛ مخصوصا دین اسلام که دنیا و آخرت را توأمان می داند و دنیا را وسیله ای برای رسیدن به آخرت می داند. هم راهبرد های چگونه زیستن و اصول چگونه زیستن را به انسان آموخته و هم جزئیات و امور بظاهر فردی و حاشیه ای چگونه زیستن را. دین متکفل این است که تمامی جزئیات و کلیاتی را که انسان بایستی طبق آن زندگی کند برای سعادتمند شدن و تامین اهداف خلقت، آموزش دهد.
استاد دانشگاه تهران افزود: به همین خاطر بطور قطع باید این امر که دین اسلام خودش سبک و آیین زندگی است را بپذیریم، بطوریکه بخشی از این سبک و آیین در حوزه حلال و حرام، بخشی در عبادات و احکام فقهی، بخشی در امور اخلاقی و اخلاقیات و بخشی هم که حوزه باور ها می باشد (باور هایی که سبک زندگی ما را تحت عنوان اعتقادات شکل می دهد) را شامل می شود. با توجه به این نکات اگر بخواهیم مصداقی از سبک زندگی نام ببریم، باید سیره و سبک زندگی نبوی و معصومین علیهم اسلام را معرفی کرد و باید دید در روزگار ما چقدر توان اجرا و پیاده سازی این سبک و سیره وجود دارد.
دکتر کوشکی در بیان نقش رسانه ملی در ترویج سبک زندگی دینی تصریح کرد: رسانه ملی دغدغه ای تحت عنوان سبک زندگی دینی نداشته است، البته ممکن است معدود مدیران و برنامه سازانی چنین دغدغه ای را داشتند اما جزو اولویت های رسانه ملی ترویج سبک زندگی دینی نبوده است. بهمین دلیل است که ما شاهد آنیم که سبک زندگی دینی در صدا و سیما بویژه در سیما مغفول است و اتفاقا در نقطه عکسش سبک زندگی های غربی و التقاطی را می بینیم که با اعتقاد جدی ترویج می شود ولی سبک زندگی دینی در صدا و سیما هم ناشناخته، هم مغفول است و هم طبیعتا مورد بی اعتنایی قرار می گیرد و حتی در بسیاری از اوقات خواسته یا ناخواسته مورد تهاجم هم قرار می گیرد.
ایشان در همین رابطه گفت: عمده برنامه هایی که در سازمان صدا و سیما ساخته و پخش می شود و موثر هم می باشند در حوزه ترویج سبک زندگی غربی یا التقاطی اند. سبک زندگی التقاطی یعنی اینکه فرد بخاطر اختلاط در باورها و اعتقاداتش بخشی از رفتار هایش را از یک منبع و بخشی را از منبعی دیگر دریافت می کند و نتیجه اش، آن اختلاط، التقاط در باور و عقاید در قالب التقاط سبک زندگی خودش را نشان می دهد.
وی اظهار داشت: مثل برنامه سازانی که تمایلات دینی خودشان را در قالب یک گزاره های بسیار محدودی تحت عنوان نذر یا روشن کردن شمع به نمایش می گذارند اما می بینیم که پوششان، آرایششان و رفتارشان با نامحرم و جزئیات سبک زندگی دینی در آن برنامه رعایت نشده در صورتیکه مناسبت برنامه دینی می باشد و قهرمان داستان هم تمایلات دینی دارد اما چون برنامه سازان و مدیران با سبک زندگی دینی عموما آشنایی ندارند و یا برایشان اهمیتی ندارد، طبیعتا دچار التقاط می شوند و به همین خاطر سبک زندگی که در سازمان صدا و سیما و برنامه های آن بویژه سیما ترویج می شود سبک زندگی غربی یا التقاطی است و سبک زندگی دینی مهجور و مغفول و در پاره ای از اوقات هم خواسته یا ناخواسته مورد تهاجم قرار می گیرد، تحقیر و تخریب می شود.
کوشکی گفت: بطور مثال موضوع داشتن غیرت بر ناموس یکی از مشخصات سبک زندگی دینی است که در سالهای اخیر در برنامه ها مخصوصا مجموعه های نمایشی و فیلم های تولیدی سازمان بار ها و بار ها تخریب شده و بعنوان یک عامل منفی از آن یاد شده که فردی نسبت به مادرش، همسرش و یا خواهرش غیرت و تعصب داشته باشه و از اختلاط آنها با نامحرم ناراحت شود. این امری است که رذیله در صدا و سیما معمولا معرفی میشود و مورد حمله واقع می شود و به آن تاخته می شود.
ایشان همچنین علت عدم مورد استفاده قرار گرفتن سبک زندگی دینی را اینگونه دانستند که: هنوز متاسفانه دانشمندان و عالمان دینی ما سبک زندگی دینی را به زبان امروز برگردان نکرده اند. یعنی بخشی از سبک زندگی بطور مثال شیوه ی ذبح کردن است که به زبان امروزی برگردان شده و تقریبا قابل دسترسی است اما آن بخش های اخلاقی و بخش های که در حوزه رفتار مباهات از آن نام می بریم که سبک زندگی دینی در آنجا هم حرف برای گفتن دارد، این قسمت ها برای بسیاری از برنامه سازان و مدیران سازمان ناشناخته است و طبیعتا برای جامعه هم همینطور.
وی تصریح نمود: ما نمی توانیم تقصیر را صرفا گردن سازمان صدا و سیما و برنامه سازانش بندازیم. بخشی از این کوتاهی هم از طرف دانشمندان و عالمان دینی است که هنوز اهتمام جدی برای اینکه سبک زندگی برگرفته از دین را ترویج کنند و بشناسانند، انجام نداده اند. در نتیجه بخشی از این کوتاهی هایی که در برنامه های سازمان صدا و سیما دیده می شود، ناشی از غفلت خود مدیران و برنامه سازان و بخشی هم ناشی از غفلت عالمان دینی که در این زمینه کوتاهی کرده اند می باشد.
این کارشناس فرهنگی نحوه عملی شدن ترویج سبک زندگی در صدا و سیما را اینطور دانست که اگر برنامه سازان و بویژه مدیران سازمان صدا و سیما متعهد شوند به اینکه سبک زندگی دینی را درک کنند و آنرا اجرایی کنند، می توانند آن را هم ترویج کنند.
وی افزود: اگر کسانی هستند که به هر دلیلی تعلق خاطر ندارند در این رسانه نمی توانند کار کنند و منشا تاثیر مثبت باشند. یعنی باید برنامه سازان و مدیران سازمان کسانی باشند که برایشان سبک زندگی دینی اولویت اول باشد و خودشان آنرا درک کرده و به آن متعهد باشند. اگر چنین نباشد، انتظار بیهوده ای از سازمان داریم که برنامه هایش ترویج سبک زندگی کند.یعنی کسی میتواند این سبک را ترویج کند که خودش به آن عامل و معتقد باشد و آنرا خوب شناخته باشد، این قدم اول می باشد.
کوشکی در ادامه گفت: اما یک قدم مقدماتی هم وجود دارد که آن هم اینست که علما و صاحب نظران دینی و حوزوی در این قضیه وارد شوند. همانطور که در اثر ارزشمند حضرت آیت الله جوادی آملی؛ مفاتیح الحیاه، اثر استاد حکیمی؛ کتاب الحیاه و کارهایی که در مجموعه دار الحدیث زیر نظر آیت الله ری شهری انجام شده است، مشاهده می شود. اینها گامهای اولیه ای هستند که سبک زندگی دینی را به جامعه عرضه کنند.
استاد دانشگاه تهران اظهار داشت: این قبیل کارها، کارهای اولیه است اما کارهای متعددی از این دست نیاز داریم که در واقع سبک زندگی دینی را از متون دینی استخراج کنند و بصورت استاندارد و منطبق با نیاز های انسان امروزی ارائه کنند. در واقع بعد از طی این مراحل، اینگونه آثار منابع می باشند و برنامه سازان و مدیران متعهد در صدا و سیما و کسانی که این شیوه زندگی را باور دارند، باید این آموزه ها را از منابع برداشت کنند و به جامعه منتقل کنند.