نصرت مسلمین
43 بازدید
تاریخ ارائه : 6/2/2011 12:00:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

نصرت مسلمین

یکی از روایاتی که پس از انقلاب فراوان مورد استناد قرار می گیرد روایت اهتمام به امور مسلمین است که به صورت زیر در کافی شریف آمده است .   

[21701 ] 2- وعن علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن النوفلي ، عن السكوني ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : من أصبح لا يهتم بأُمور المسلمين فليس بمسلم.[1] 

 [ 21702 ] 3 ـ وعن محمد بن يحيى ، عن سلمة بن الخطاب ، عن سليمان بن سماعة ، عن عمر بن عاصم الكوفي(1) ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) ان النبي ( صلى الله عليه وآله ) قال : من أصبح لا يهتم بأُمور المسلمين فليس منهم ، ومن سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم  .[2]

امام صادق (ع) نقل می کند که پیامبر اکرم (ص) فرمود : هرکس صبح کند ولی به فکر مسلمین نباشد مسلمان مسلمان نیست .

ولی گاهی این روایت مورد سوء استفاده قرار گرفته و بر بی ضابطگی در قهر و دوستی و بی توجهی به اهم و مهم  در سیاست خارجی استدلال می شود !  توضیح آنست که اسلام لفظ مشترک بین مذاهب اسلامی است که غالبا روابط خصمانه ای با شیعه داشته و بعضی از آنان شیعه را کافر و مهدور الدم میدانند و از قدیم دستشان به خون شیعه آغشته است چگونه ما آنانرا برادر دینی خود  بدانیم ؟ البته ما برادری انسانی یا وطنی آنانرا می پذیریم بحث در برادری ایمانی که مخصوص معتقدان ائمۀ اثنی عشر (ع) است . تعمیم واژه اخوت و برادري به غیر شیعه امامیه صحیح نیست  در حالی كه در فقه شيعه منحصر به برادران ايماني و شيعه است، از این رو شيخ انصاري در مكاسب محرمه پس از تعريف غيبت «ذِكرك اَخاك بما سَتَره الله عليه مي گويد: ظاهر اخبار ما اختصاص حرمت غيبت به شيعه است، زيرا تمثيل غيبت در آيه شريفه به خوردن گوشت برادر مرده، دلالت مي كند حرمت غيبت تنها براي كسي است كه برادري ديني او ثابت باشد،  پس اين حكم به ضرورت مذهب شامل غیر شیعۀ نمي شود ! [3]

از این رو در نصرت مسلمین باید توجه شود کمک به مسلمان دشمن شیعه نباشد و ثانیا به تزاحم در این  میدان توجه شود یعنی با وجود شیعیان محروم و مسلوب الحقوق نیروی ما صرف دفاع از مظلومان دیگر نشود .

. در اینجا برای روشن شدن موضوع لازم است به نکات ذیل توجه فرمائید :

                                       1-کيفيت تعامل ائمه(ع) با خلفاي جور

 

از زماني كه پيامبر گرامي اسلام (ص) رحلت نمودند و خلافت آن حضرت غصب شد و نا اهلان بر كرسي خلافت تكيه زدند، امير المومنين(ع) و اندكي از مؤمنان ثابت قدم، كه مخالف انحراف جامعه اسلامي از صراط مستقيم  كتاب و سنت بودند، مورد ظلم و تعرض غاصبان و ظالمان قرار گرفتند.

در طول سه قرني كه ائمه عليهم السلام در جامعه حضور داشتند،‌ شيعيان نه تنها از حقوق اجتماعي خود محروم بودند، بلكه خلفاي جور كه به نام اسلام بر مردم حكومت مي‌كردند، از هيچ فرصتي براي تحريف حقايق و توهين  و تحقير ائمه هدي (ع) و شيعيان دريغ نكردند، و با همه‌ي امكانات سياسي و اقتصادي و فرهنگي به قلع و قمع جبهه‌ي حق پرداختند، ولي رهبران شيعه كه از همه‌ي امكانات محروم بودند، با هدايت ائمه‌ي معصومين(ع) به روشهاي مختلف توانستند، مذهب و ملت شيعه را حفظ كنند، و آن را از نظر كمي و كيفي گسترش دهند  و دلهاي مسلمانان سليم الفطره ، و بي غرض را به حقانيت آن جلب كنند.

در ابتداي اين دوران كه خلفا سه گانه به عنوان جهاد و گسترش اسلام به جنگ قادسیه پرداختند ، حضرت امير المومنين (ع) و شيعيان با وجود مخالفت قلبي با غاصبان به خاطر مصالح لازمه اسلام نوپا، با ايشان همفكري و همكاري كردند، ولي پس از جنگ قادسیه ، ائمه عليهم السلام و شيعيان در حرکات جهادي خلفا شرکت نداشته، با اینکه در تمام مدت اين سه قرن كه خلفا كم و بيش ، درگير جنگ با مسيحي‌ها و مشركين در مرزهاي پهناور كشورهاي اسلامي بودند،  شيعيان با راهنمائي رهبران پاك خود از اين جنگها بركنار بوده و از شركت در اين جنگها پرهيز مي‌كردند و توان فكري و اقتصادي و نظامي شيعه را براي تقويت و توسعه معارف مذهب حق و مقابله با توطئه‌هاي پيروان خلفا بكار می بردند. [4]

از امام صادق (ع)پرسیدند که آیا جهاد زیر پرچم این خلفای غاصب جایز است فرمود :  ان الله تعالى ينصر هذا الدين بأقوام لا خلاق لهم فليتق الله امرء و ليحذر ان يكون منهم[5] « خداوند دین خود را به اقوامی که بهره ای از آن ندارند کمک می کند پس از خدا بترسید و از یاوران آنان نباشید » بلکه قيام امام حسين در زماني بود که بخشي از لشكريان بني اميه و يزيد در حال جهاد با کفار در مرزهای روم و دیلم  بودند و يکي از آنان فرزند «محمد بن بشير حضرمي» صحابي بزرگوار امام حسين بود که خبر اسارتش در شب عاشورا به پدرش رسيد و امام او را تشويق کرد برود و فرزندش را آزاد کند ولي او نپذيرفت.[6]

2- استراتژي تقيه قبل از قيام امام مهدي (ع)

در طول سه قرن حضور ائمه عليهم السلام، زماني که جامعه اسلامي نياز به قيام افشاگرانه داشت شيعيان در ركاب امام حسين عليه السلام يا بعضي علويون بر ضد خلفا قيام كرده و به شهادت رسيدند و سپس همواره به صورت اقليتي منعزل و مغضوب خلفا و پيروانشان بسر بردند و با هوشياري وكياست به درايت و روايت و رعايت اصول و فروع مذهب و مخالفت با انحرافات و بدعتها پرداختند. در عين حال با رعايت تقيه از افشاي اسرار شيعه و تحريک دشمن جلوگيري نموده و فشار دشمن را به حداقل رسانيدند.

تقيه بخشی از سياست  حكيمانه ائمه اطهار و توصيه دائم آنان به شيعيان تا ظهور حضرت مهدي (ع) است. و فلسفۀ آن اين است كه رهبران شيعه از جلب خصومت  دشمنان بر ضد ملت شيعه بپرهيزند، زیرا ائمه (ع) معتقد بودند تا عصر ظهور حضرت ،وقت اصلاح كلي جهان فرا نرسيده و شيعه حداكثر موظف به اصلاح نسبي سرنوشت سياسي و اجتماعي خود است. و اين نظر غير از ديدگاه بي توجهي به سرنوشت سياسي شيعه است، كه گاهي به بعضي نسبت مي دهند.

ما معتقديم خسارت وارد كردن شيعه به خصومتهاي جهاني بيش از ديدگاه انزوا گرايانه شيعي است. اينك به اين روايات حكيمانه اشاره مي كنيم.

امام صادق(ع) فرمود: تقيه دين من و دين پدران من است و كسي كه تقيه نمي كند دين ندارد تقيه سپر خدا در روي زمين است.[7] و در روايت ديگر خطاب به معلي بن خنيس مي فرمايد: خداوند دوست دارد در نهان عبادت شود چنانكه دوست دارد علني عبادت گردد و كسي كه اسرار ما را پخش كند مانند كسي است كه ما را علناً انكار كند.[8] در حديث ديگري آمده است كسي كه قبل از خروج قائم ما تقيه را ترك كند از ما نيست.[9]

 و امام باقر (ع) فرمودند : با عامه به (نيكي) معاشرت كنيد ولي در باطن با آنان مخالفت نماييد تا وقتي كه حكومت بچه گانه است[10]   ( یعنی تا وقت ظهور حضرت مهدي)

و در روايت ديگري امام صادق(ع) فرمود: شما شيعيان در ميان مردم ديگر مانند زنبور عسل در ميان پرندگان هستيد، اگر پرندگان بدانند كه چه عسل شيريني در باطن زنبور است همه زنبورها را مي خورند، اگر ديگران هم بدانند چه محبتي از مادر قلب شما است شما را به زبان خورده و آشكار و نهان به شما تهمت مي زنند.[11]

همه اين دستورهاي حكيمانه بر ما واجب مي كند تا قيام حضرت مهدي (ع) در دفاع از منافع شيعه نيز، از كم تنش ترين راههای سیاسی استفاده كنيم.

چنانكه رهبران شيعه در طول تاريخ با تلفيق استقامت و ايمان با تقيه مذهب حق تشيع را از آن همه خصومتها و سركوبها سربلند خارج كردند، فشارهائي كه هر مكتب و مذهبي را مي‌توانست براي هميشه از تاريخ بشر محو و نابود سازد.

ولی رهبران  شيعه تا قبل از پيدايش استعمار غرب تنها در چالش و تنازع با قدرتها و حكام ناصبي بودند که در آن زمان پهلوان زنده دنیا بودند و در دو قرن اخير پس از استعمار ، خصومت كفار غربي نيز به آن افزوده شد. .

                                                   3- فقه شیعه و  حکومت در عصر غیبت

انسان موجودی اجتماعی و نیازمند حکومت است و در فقه شیعۀ امامیه سه نظر در بارۀ در حکومت در عصر غیبت وجوددارد :

 1- شیعه نباید برای تشکیل حکومت قبل از ظهور امام زمان تلاش کند.

2- نخبگان شیعه باید برای سامان دادن به اوضاع شیعه ودفاع از منافع آنان تلاش کرده واین کار متوقف بر تشکیل حکومت و واجب کفائی است ، ولی از آنجا که وقت اصلاح كلي جهان تا عصر ظهور حضرت، فرا نرسيده ، شيعه حداكثر موظف به اصلاح نسبي سرنوشت سياسي و اجتماعي خود است. و اين نظر غير از ديدگاه بي توجهي به سرنوشت سياسي شيعه است، كه گاهي به بعضي نسبت مي دهند.

3- شیعه باید برای دفاع از جهان اسلام جهاد کرده و برای سامان دادن و اصلاح جامعۀ اسلام کلی حکومت تشکیل دهد. و با دشمنان جهان اسلام کلی خصومت ورزد. که این نظر در میان فقهای شیعه سابقه ندارد. و نظر مشهور بین فقها  و مقبول  ما نظر دوم است البته در حکومت شیعی اهل سنت محترم و دارای حقوق آزادی مذهبی خود می باشند. ولی محور مدیریت جامعه  فقه شیعه است ازاین رو چهار نکته را همواره در نظر داشتند

الف : دائرۀ خصومت خود را به مهاجمان مصالح شیعه منحصر می کردند، و با غیر آنان خصومت نورزیده بلکه خصومت بین دشمنان را  فرجی برای مؤمنین می دانستند . و از جنگ های خلفا و پیروان ایشان پرهیز می کردند . از این رو ابن تیمیه به شیعیان می تازد که چرا

 

با  صلاح الدین ایوبی[12] در جنگ صلیبی همکاری نکردند  ؟!  [13]

ب : فقهای متقی و آگاه شیعه ، پذیرش حکومت را از باب اکل میته و به عنوان فریضۀ زمین مانده  و فتنۀ ضروری می دیدند و خودشان  از آن گریزان بودند ، وتنها از سر ضروت و با کراهت و همراه التجا و انابۀ الهی آنرا می پذیرفتند . زیرا حکومت همواره باپول و قدرت و حقوق مردم سر کار دارد و بسیاری از افراد صالح را فاسد می کند .افزون بر آنکه حکومت شبهات حکمیه وموضوعیۀ فراوان دارد که مسئولان را  درمعرض انحراف و گناه قرار می دهد  و این شبهات پس از انقلاب صنعتی وعصر مدرن بیشتر شد . ازین رو  آنان ناله های شبانه به درگاه خدا داشتند مبادا حقی را پایمال کرده باشند !

ج : آنان با همۀ تلاش و دقت و احتیاط در رعایت حقوق مردم و گسترش عدالت هرگز مدعی حکومت کاملا شرعی نبودند و آنرا منحصر به عصر ظهور حضرت حجت (ع) می دانستند .و این نگاه آنانرا از جزم گرائی و مطلق بینی باز داشته و نقد پذیر می کرد . البته هیچ فقیهی مستقلا  قبل از انقلاب  شکوهمند اسلامی ایران (1357ش)   موفق به تشکیل حکومت نشد ، ولی به جهت ضرورت حفظ نظام شیعه و از باب قاعدۀ میسور با سلاطین و حکام شیعی همکاری کرده و احکام قضائی و اجتماعی و سیاسی اسلام به کمک آنان اجرا نمودند . 

د : هر چند حکومت مطلوب ذاتی نیست ولی اگر حکومت عادلانه و اسلامی باشد باعث اجرای حدود الاهی و احقاق حقوق مردم است و اگرحکومت دموکراتیک باشد مانع استبداد و  تحمیل عقیدۀ باطل و موجب احقاق حقوق مردم به صورت نسبی است . و چنین نظامی از نظر فقهی مطلوب است زیرا حکومتهای استبدادی عربی مانند نظام بعثی صدام و نظام سعودی و بحرین باعث محرومیت فرهنگی و اقتصادی وسیاسی شیعه و ترویج مذهب باطل و مانع تبلیغ صحیح مذهب حق می باشند .    

                                       4-  تزاحم در مصالح

تزاحم يکي از اصطلاحات علم اصول است که بحث‌هائي کاربردي ومفيدي درعلم فقه و حقوق و علوم سياسي دارد. و آن عبارت  از دو حکم (نقلي يا عقلي) است که هر دو واجد مصلحت و ملاک است ولي ما قدرت بر انجام هر دو نداريم. مانند تزاحم نجات ابن و عبد غريق مولا. در اينجا هر دو حکم  و ملاک دارد ولی ما تنها بریکی قدرت  داريم ، عقل حکم مي‌کند که بايد اهمّ را گرفته و مهم را رها کنيم .

در مقابل تعارض ، که از دو حکم تنهايکي صحيح بوده وملاک دارد و ديگري غلط و فاقد ملاک است ولي ما حکم صحيح را از باطل نمي‌شناسيم مثل اينکه ندانيم روز جمعه نماز جمعه واجب است يا نماز ظهر، به این جهت می گوییم دو روايت متعارض داريم يکي نماز جمعه وديگري نماز ظهر را واجب مي‌داند.

                                       5- اولويت سیاسی شیعیان خاورمیانه

سياست، يعني تدبير اجتماعي از طريق حکومت و مشاركت در تصميم سازي جمعي، و فرد يا جامعه سياسي يعني فرد يا جامعه‌اي که در تدبير يا تکوين حکومت مؤثر بوده يا درباره آن قضاوتي دارد .

 ما که می گوئيم شيعه درعصر غيبت کبري نبايد نسبت به سرنوشت سياسي خود بي‌تفاوت باشد و نبايد حکومتها طاغوتي و ظالمانه را بپذيرد، ، بلکه  شيعيان وظيفه دارند در مقابل ظالمان استعمارگران جهاد كنند، بايد بدانيم بزرگترين ظلم در خاورميانه محروميت شيعه از حقوق شهروندي است،

تفكيك بين اين دو كار يعني اينكه شيعه موظف به مبارزه با استعمار و صهیونیسم باشد ولي مستحق حقوق شهروندي خود نباشد، معقول نيست

6-برادري بدون برابري خواستة معتدلين

اگر بپذیریم بین مذا هب اسلامی اختلاف خصمانه ای نیست نمی توان گفت در باب حکومت نیز چنین است .

اختلاف شيعيان بادیگران  در خاور میانه بر سرحکومت است که قرنها در عراق و لبنان و بحرین در اختیار اقلیت مذهبی بوده است و اين خصومت با حرکت  اخير شيعيان براي احقاق حقوق شهروندي تشديد شده  و حکام منطقه را از تغيير نظامهاي سياسي خاورميانه براساس دموكراسي نگران ساخته است .

از اين رو علماي معتدلي از اهل سنت مانند قرضاوي «عضو دارالتقريب و مفتي کشور قطر» که دم از برادري اسلامي با شيعه و نزديکي با جمهوري اسلامي مي‌زنند، برادري را بدون برابري با آنان مي‌خواهند! از اين رو در مناظره تلويزيوني با یکی از مقامات شیعه گلايه مي‌کند که چرا شيعيان در دول عربي به جنب و جوش افتاده‌اند و در عراق با همکاري غربيها صدام را سرنگون و حکومتي تشکيل داده‌اند[14]

ما به کسانیکه بر وضعیت سابق عراق قبل از سرنگونی صدام حسرت مي‌خورند! مي‌گوئيم: این چه برادری در طول پنج قرن اخیر بوده که همیشه شیعه محکوم، واقلیتی مذهبی همیشه حاکم بوده است؟

اگر شيعيان عراق تعهد دهند مانند قرون گذشته هيچ سهمي از حکومت نخواهند، در آن صورت همه ترورها و کشتارها پايان خواهد يافت!. همین قرضاوی که ساده لوحان به تائیدات او از مواضع انقلابی ما دل خوش کرده بودند ،در مصاحبه ای جنجالی در تابستان 78 ش آن همه اتهامات ناروا به شیعه زد واساس آنرا باطل و بدعت دانست .

7- خاورميانه قدیم  و جديد

آيا وضعیت سیاسی شیعه در خاور میانۀ قدیم ( زمان حکومت عثمانی ) وضعیتی مطلوب بود ؟ آیا پیش از اشغال اخیر عراق ، شيعه و سني در عراق برادرانه زندگي مي‌کردند؟ آیا اکنون در لبنان و بحرین  شیعیان از حقوق شهروندی کامل بر خوردارند ؟ يا اقليت مذهبی هم چنان  حاکم و اکثريت شيعه محکوم است؟ 

آیا شيعيان عراق حق نداشتند از تحوّلات بين المللي و تخاصم ظلمه در جهت احقاق حقوق خود استفاده کردند و با روشي دموکراتيک نظام سياسي خود را تشکيل دهند؟ آیا شیعیان عربستان اکنون از حقوق شهروندی اقلیت برخوردارند ؟

پاسخ روشن است . پس چرا ما از به هم خوردن این نظم نگران باشیم ؟ از اين رو طرحی که در خاورميانه به وسيله غربيها باعث فرو پاشی حکومت های عربی شود هر چند با هدف تثبيت حاكميت غرب و تداوم چپاول اين كشورها طراحي شده ، ولي اين طرح خامي است كه غربي ها تنها مي توانند اين سفره را پهن كنند، ولي با توجه با توسعه قهري اطلاعات رسانه‌اي و رشد فكري وسياسي مردم منطقه نمي توانند اين سفره را چنان كه مي خواهند جمع كنند ، بلكه هر نوع تغيير در نظامهاي مستبد و فاسد منطقه كه با تدبير و مکر نواصب و همکاری غرب در طول يك قرن بوجود آمده ، منجر به آزاد شدن نيروهاي عظيم اسلامي و شيعي مي شود که غرب قادر به مهار آن در قالب دلخواه خود نيست، بلكه اين طرح باعث از دست رفتن بخش ديگري از نفوذ غرب و سادگی ديگري از طرف آنها­ مي باشد .

8-دموکراسی بهترین راه

يكي از اصول انساني و مقبول دنياي كنوني تساوی «حقوق شهروندي» افراد جامعه  صرف نظر از عقايد مذهبي آنان مي‌باشد که مهم ترين نتایج آن براساس اعلاميه  جهاني حقوق بشر سه حق است :

    1- حق حاکميت اکثريت 2- حق مشارکت اقليت در حاکميت به نسبت جمعيت 3-  حق آزادي اقليت در عمل به عقيده خود و تبليغ مسالمت آمیز آن.

و مهم‌ترين ميدان تجلي تساوي حقوق شهروندان در ميدان سياست، حاكميت اکثريت افراد يك جامعه و كشور است، به گونه‌اي كه هر يك از تشكل‌هاي سياسي آن جامعه اكثريت داشت حكومت حق اوست و همه قواي مجريه و قضائيه و مقننه به نسبت بايد در اختيار آن قرار گيرد. اين گونه نظامها نظام دموكراتیک ناميده ميشوند و اين نظام سياسي پس از عدم تمكن از حكومت اسلامي الهي عاقلانه‌ترين و عادلانه‌ترين شيوۀ  حكومت است.

ولي در كشورهاي عربي و اسلامي هيچ يك از حقوق شهروندي نسبت به شيعيان رعايت نشده ، و هم چنان - حكام آن با زور يا كودتا و اخيراً با انتخابات فرمايشي و تقلبي از ميان جماعت سني روي كار مي‌آيند و شيعيان با هر درصد جمعيتي از تمام پستها و مقامات حكومتي محرومند و به عنوان شهروندان درجه دو يا سه، تلقي مي‌شوند.

اگرقرار باشد شيعيان در عصر غيبت كبري در سرنوشت سياسي خود دخالت كنند  و کناره گيري از مسائل سياسي به خاطر غيبت امام معصوم را روا نداريم و بگوئيم شيعيان وظيفه دارند در مقابل ظالمان استعمارگران جهاد كنند، بايد بدانيم بزرگترين ظلم در خاورميانه محروميت شيعه از حقوق شهروندي است،

تفكيك بين اين دو كار يعني اينكه شيعه موظف به مبارزه با استعمار و صهیونیسم باشد ولي  مستحق حقوق شهروندي خود نباشد، معقول نيست. . اگر شيعيان لبنان وظیفه دارند با اسرائيل بجنگند چرا به صورت يک حزب بجنگند تا مورد اعتراض دولت لبنان واقع شوند؟ چرا با اينکه از نظر جمعیت اکثريت دارند ابتدا دولت را بدست نگيرند؟

 با روشن شدن اين مقدمه در توضيح مي گوييم: غير از ايران در چهار کشور آذربايجان ( قفقاز 90٪ ) و ( عراق 60٪ ) و (بحرين 80٪ ) و ( لبنان 55٪ ) شيعيان اکثريت دارند و در کشورهاي حاشيه خليج فارس اقليت هاي بزرگي به اين نسبت : کويت ( 40٪ ) امارات متحده عربي (‌30٪ ) قطر ( 20٪ ) عربستان سعودي (25٪) عمان ( 20٪ ) يمن (10٪ ) شيعه اماميه وجود دارند.

می گوییم در اين كشورهاي  که جمعیتی مختلط (شيعه و سني) داشته و شیعه اکثریت دارد  عادلانه‌ترين نظام قابل قبول براي هر دو مذهب همان نظام دموكراسي است كه حد اقل مصالح و تمايلات هر دو گروه را رعايت مي‌كند. و اين نظام سياسي به قول محقق نائینی، در صورت عدم امکان حکومت شرعي فقيه عادل ، نزديک ترين شيوه به حکومت شرعي است.[15]

واین برنامه همان « هلال شیعی خاورمیانه» است که دول عرب آن نگرانند . این اصطلاح ابتدا به وسيله «ملک عبدالله اردني» پس از سرنگوني صدام و تشکيل دولت دموکراتیک عراق به عنوان توطئه شيعيان برای تشکیل حکومتهای شیعی مطرح شد. و سپس به وسيله رسانه‌ها و زعماي عرب به عنوان خطر آینده معرفی شد .

 

9- جلب فشار بین المللی بر ناقضان حقوق شیعه

حقوق شهروندي مفاد مهم ترین اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر  است كه امروزه عقلاي دنيا و حتي منصفین كشورهاي عرب آنرا مي‌پذيرند و این حقوق در كشورهائي مثل عربستان سعودي و مصر و خليج فارس كه شيعه اقليت بزرگی دارد، مزاياي كثيره‌اي براي شيعه اقتضا مي‌كند كه اولين آن آزادي كامل مذهبي است. البته كشور هاي عربي ، حكومت هاي فاسد و استبدادي دارند که حتی اکثریت سنی هم از حقوق انسانی خود محروم است

 ولی شيعيان درکشورهاي خاورميانه مخصوصاً در عربستان محروم ترند بلکه همواره در رسانه‌هاي گروهي آن، تحقير و تکفير مي‌شوند بدون آنکه حق دفاعي از خود داشته باشند . ولی می توان از راه شکایت به سازمانهای حقوق بشری وفشارهای بین المللی تا حدزیادی احقاق حق کرد، مثلا وقتی سی مفتی وهابی سعودی حکم تکفیر شیعه را می دهند این دستور نسل کشی یک ملت است که عوامل آنان در عراق و پاکستان و افغانستان و زاهدان  اجرا می کنند ،هر کس این فتوا را صادر کند از نظر بین المللی  جرم دارد  و ما می توانیم با شکایت به دادگاه بین المللی حقوق بشر  این مفتیان و حکومت سعودی حامی آنان را تعقیب قضائی قرار داده و به مجازات رسانده یا  فعالیت آنانرا محدود کنیم .

 البته این سازمانها ساختۀ غرب و زیر نفوذ آنهاست و آنها به هر دلیلی چشم خود را بر جنایات اسرائیل بسته و از حقوق فلسطینی ها دفاع نمی کند ، ولی این دلیل نمی شود درجاهای دیگر نیز چنین باشد و ما حق نداشته باشیم ازین امکانات برای دفاع از حقوق شیعه استفاده کنیم. همین دادگاه بین المللی لاهه حکم تعقیب فرمانده صربی قاتل مسلمین بوسنی و فرمانده خمرهای سرخ قاتل هزاران کامبوجی و عمر البشیر رئیس جمهور سودان را به جرم نسل کشی در استان دارفور سودان صادر کرد و بعضی از آنان را محاکمه ومجازات نمود ، یافعالیتهای آنانرا محدود کرد . اینجا تنها اسرائیل نور چشمی غرب مستثنی است ، ولی ما که مسئول عدم حمایت غرب از فلسطینیها نیستیم . چرا شیعیان را از آن محروم کنیم ؟

وقتی سی مفتی وهابی سعودی حکم تکفیر شیعه را می دهند این دستور نسل کشی یک ملت است که عوامل آنان در عراق و پاکستان و... بلکه زاهدان اجرا می کنند ،هر کس این فتوا را صادر کند تعقیب قضائی بین المللی دارد . ولی وقتی این محاکم هر چه انتظار می کشند درخواست و شکایتی از رهبران شیعه در قم وتهران بر ضد این مفتیان به آنان نمی رسد !! آنان هم اعتنائی نکرده واین مفتیان وهابی را در جنایت خود آزاد می گذارند! 

ولی سؤ ال اساسی آنست که آیا شرعا برای ما جایز است شیعه را از حمایت محاکم بین المللی محروم کنیم ؟ آری مامی توانیم با روشهای دموکراتيک مورد قبول دنيا با کمترین هزینه از حقوق شیعه دفاع کنیم . بلکه ما می توانیم بایک دیپلماسی صحیح و با فشار محافل حقوق بشری غرب علنا در مسجد الحرام ومسجد النبی شعائر شیعه را بدون تقیه بجا آوریم، مثلا با مهر نماز بخوانیم و وهابیون نتوانند جلوی مارا بگیرند. به شرط آنکه سیاست خارجی ما در خدمت شیعه باشد نه  سیاست خارجی پر هزینه ای که تیغ وهابیون  را بر ضد ما تیز ، و تیغ ما را از دست ما می گیرد !

10- امکانات خود را در دفاع از تشيع بکار بريم

غير از دورانهاي کوتاهي از تاريخ، کشور ايران قرنها به وسيله پادشاهاني اداره شد که تعهدي به دفاع از فرهنگ شيعه و گسترش آن نداشتند. و هر چند ايران مرکز تشيع بود ولي شيعيان جهان فاقد پناهگاه سياسي بودند. و اين وضع با پيداش استعمار و نفوذ آن در حکومت پهلوي وخيم تر شد.

از اين رو علماي شيعه آرزو مي کردند حکومتي مذهبي و متعهد به دفاع از مذهب در ايران روي کار آيد و اين اميد با پيروزي انقلاب اسلامي ايران تحقق يافت و شيعيان مظلوم و محروم به حمايت جمهوري اسلامي از حقوق مغصوبه خود و گسترش مذهب شيعه اميدوار شدند.

ولي چون امکانات محدود است انتظار مورد نظر در صورتي قابل حصول است که اين امکانات منحصرا صرف اسلام شيعي امامیه شود و سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران به صورت عيني و واقع بينانه رقيبان و غاصبان حقوق شيعه را در خاورميانه شناسائي و تحت فشار قرار دهد. و بداند كه حکام دول خاورميانه در طول تاريخ بود غاصب حقوق شيعه بودند که قرنها قبل از استعمار سابقه دارند .

امروزه چشم اميد ميليونها شيعه مظلوم عراق، لبنان، بحرين، آذربايجان به حمايت فرهنگي و سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي از آنانست تا بتوانند بر رقبا و دشمنان خود غلبه کنند. ولي تحصيل اين آرزو متوقف بر سياست خارجي حكيمانه براي مقابله با دشمنان شيعه و تفکيک آن از دشمن اسلام کلي است. پس تصوير دشمن براساس اسلام کلي رهزن و مانع تحصيل مطلوب است.

11-  لزوم نقد سازنده  و آزادی بیان

این مقاله تا حدی مخالف گفتمان  رائج است ولی باید بدانیم این نقد سازنده است و آزادی بیان و قلم نخبگان فکری و سیاسی را می طلبد که بتوانند دیدگاهها و نقدهای خود را در رسانه های گروهی بیان کنند. و جامعه در صحت و سقم آن قضاوت نماید. ممکن است در این میان مقالات باطلی هم پخش شود اما وجدان آزاد نخبگان آن نظر را رد می کند. اگر ما رسانه های آزاد و تحلیل گران شجاع و موشکاف نداشته باشیم و در مسائل پیچیده سیاسی تنها به قاضی رفته دچار خودسانسوری می شویم.

  توجه كنيم كه مسئله سياست خارجي معادله‌اي هزار مجهولي و روحانيت در اين زمينه تازه كار است ولی ابزار تحليل در اختيار آنانست، زيرا قواعد و روش استدلال فقه و اصول همان ابزار مناسب براي تحليل صحيح مسائل سياسي است.  از اين رو نقد سازنده سياست خارجي بر اساس مباني فقهي اجتهادي شيعه، بسيار كارساز و ضروري است و باعث رشد و بالندگي انقلاب و پيدايش راه كارهاي جديد و موثر براي رسيدن به اهداف والاي انقلاب اسلامي يا تسهيل وصول به آن است.

مبادا ما مصداق آن سخن حکيمانه امام زين العابدين (ع) باشيم: که هر کس قبل از قيام امام مهدي (ع) براي حکومت حق قيام کند همچون جوجه پرنده اي است که قبل از موعد پرواز کند و به دست بچه ها بيافتد.[16]

و از آنجا که دين اسلام و مذهب شيعه مکتبي جامع سعادت دنيوي و اخروي بوده و در عصر غيبت داراي نظامي حکومتي در شکل ولايت فقيه شيعي است،پس بايد رهبران ديني و سياسي شيعه برنامه­اي بلند مدت  و سياست خارجي صحيحي براي رسيدن به اين هدف داشته باشند.

نبايد بگوئيم سياستهاي اتخاذ شدة ما بي عيب و نقص بوده، زيرا با آن همه خصومت دشمنان، انقلاب اسلامي نابود نشده و هم چنان پا برجا است و پيش مي رود، اين سخن استدلال به لازمة اعم است كه ملزوم اخص را اثبات نمي كند، مانند آنکه از رفوزه نشدن دانش آموزي نتيجه بگيريم که برنامه درسي او بي نقص بوده است، يا از شکست نخوردن تيم فوتبالي نتيجه بگيريم تمرينهایی پيشنهادي مربي آن بهترين تمرين آموزشي بوده است. يا از اينکه جوان نيرومندي با وجود خوردن غذاهاي آلوده‌ي فراوان نمرده است، نتيجه بگیريم رژيم غذائي او بي عيب است.  هدف تنها بقاء نیست مهم تر مقدار پیشرفت  در مقایسه با کشور های مشابه است  به قول شاعر:

از صحبت دوستی برنجم
عیبم هنر و کمال بیند
کو دشمن شوخ  چشم بی باک

 

کافعال بدم به من نماید
خارم گل و یاسمن نماید
تا عیب مرا    به    من     نماید

 

 

 



[1]  و2- وسائل الشيعه  ج 16 ص333 ط آل البیت 1 به نقل از الكافي 2 : 131  

 

 

[3] - المکاسب / شیخ مرتضی انصاری / بحث غیبت

[4] - بنگريد به تفسيرنورالثقلين ج2 آيه 112 ص273 گفتگوي امام زين العابدين (ع) با «زهري» عالم دربار بني اميه درباره شرايط جهاد و اينكه چرا امام عليه السلام جهاد را ترك نموده و روي به حج آورده است.

و نيز وسائل شيعه ج 11 ص 21 درباره اينكه جهاد در زير پرچم خلفاي جور، تعجيل در قتل در دنيا بوده و مقتول آن شهيد نيست.

[5] - نور الثقلین ذیل بقره آیه40

[6] . منتهي الآمال وقايع شب عاشورا.

[7] . وسائل الشيعه،‌ج11،‌باب 24،‌ح4.

[8]. وسائل الشيعه،‌ج11،‌باب 24،‌ح23.

[9] . وسائل الشيعه،‌ج11،‌باب 24، ح25.

[10] - وسائل الشيعه، ج11، باب 26،‌ح3.

[11] - جامع احاديث الشيعه، ج14، حديث 3245،‌ص505.

[12] - وي يوسف بن ايوب بن شادي، ملقب به ناصر صلاح الدين مي­باشد، پدرش متولد «شبختان موصل» و از كارگزاران ملشكاه سلجوقي ، ابتدا از طرف ملکشاه  به ولايت تكريت منصوب شد.  و از همانجا فرزندش« ناصر صلاح الدين» به تدريج به وزارت و مقامات حكومتي رسيد تا آنكه ابتدا عمويش «اسد الدين شير كوه» به دستور پادشاه شام «نورالدين زنگي» در سال 562 مصر را فتح نمود و خليفه فاطمي را تحت سيطره خود در آورد، در این جنگ ناصر صلاح الدين  در خدمت عمویش  و مشاور او بود  . سپس صلاح الدین با مسموم كردن عمويش در سال 564 ق بجاي وی نشست، و با مرگ «عاضدالدين فاطمي» در 567 هـ آخرين خليفه تشريفاتي فاطمي، صلاح الدین كاملا بر مصر مسلط شد و به قلع و قمع و كشتار شيعیان مصر پرداخت. و مذهب شيعه و شعائر آن از جمله شعار اذان «حي علي خيرالعمل» را ممنوع ساخت. و كتابخانه دارالحكمه قاهره را كه مشتمل بر 120 هزار كتاب نفيس در معارف  شیعه و رشته هاي مختلف علمي بود غارت كرد و آنرا به فروش گذاشت.

بطوريكه عماد الدين مورخ حنبلي مي گويد: دو روز در هفته براي فروش اين كتابخانه تخصيص يافته بود كه به ارزن ترين قيمت به دست شخص ناواردي فروخته مي شود.  و فرزندان و وابستگان عاضد خليفه فاطمي به مدت چهل سال (تا سال 628 هـ) در حبس ايوبيان بودند،

 ناصر صلاح الدين  خواندن نماز جمعه و جماعت را در جامع الازهر كه خليفه فاطمي در  سال 361 هـ ساخته شده بود  به بهانۀ آنکه یادآور شیعۀ فاطمی است ممنوع ساخت و اين ممنوعيت به مدت صد سال ادامه يافتاو هم چنین  در نسب خلفاي فاطمي تشكيك كرد و انتصاب آنان به پيامبر اكرم(ص) را با ساختن داستانها و افسانه­ها به وسيله علماي درباري خود انكار نمود و آنانرا به «عبدالله بن ميمون قداح» صحابي امام صادق(ع) نسبت داد و او را مجوس ناميد افزون بر آن فاطميان را به همكار با فرنگي ها و نصاري متهم ساخت[12]. و به جای خلفای فاطمی خطبه به نام خلفاي بني عباس خواند

 صلاح الدين پس از مصر به نحو مرموزانه پادشاه شام «نور الدين زنگي» وليّ نعمت سابق خود را مسموم ساخت و پس از مرگ وي در سال 569 ق فرزند خوردسال او «ملك صالح اسماعيل» بجاي پدرش نشست. ولي صلاح الدين با آنكه با آنان پيمان صلح بسته بود در سال 572 ق به او حمله نمود و بر او غلبه كرد و شهر شيعه نشين حلب مقر او را تصرف نمود و كشتار وسيعي از شيعيان نمود و به بهانه آنكه شیعیان  ستون پنجم فرنگي ها بوده و ممكن است از پشت به او خنجر بزنند شيعيان را قتل عام كرد. [12] 

آنگاه وي در 581 ق به شمال عراق حمله نمود و آنجا را با كشتار فراوان و خدعه تصرف كرد و در سال  583 ق  به صليبي­ها كه فلسطين و بيت المقدس را اشغال كرده بودند حمله و آنرا از ايشان پس گرفت تا آنکه در سال 589 ق از دنيا رفت. پس از مرگ صلاح الدين فرزندانش به حكومت رسيدند و راه خشونت بار او را ادامه دادند ولی آنان در سال 626 ق از فرنگی ها بيت المقدس را مجددا به مصالحه به آنان واگذار کردند. [12]

 

[13] - مجموع الفتاوی،الرساله القبرصیه 637 و منهاج السنه فصل 7/ 183

[14] . هفته نامه افق حوزه، 2/12/58.

[15] -  رساله تنبیه الامه ، البته مرحوم نائینی این سخن را در ترجیح حکومت مشروطه بر حکومت استبدادی به صرت مطلق فرمودند .

[16] وسائل الشيعه ج 15 /51 آل البيت . شايد اين سخن حكيمانه ما را موظف به هوشياري بيشتر در امور سياسي و حكومتي مي كند . نه آنكه كلاً‌ وظايف سياسي و تشكيل حكومت را  در عصر غيبت ممنوع كند .