تحمل مردم بخاطر احساسی است که نسبت به اسلام و کشورشان دارند، نه توهماتی که به آنها گفته می شود.
41 بازدید
تاریخ ارائه : 10/15/2012 2:11:00 PM
موضوع: مدیریت
نظر منتشر شده
۲۵
توصيه به ديگران
۷
کد مطلب: 168341
آیا تحریمها اثری ندارند؟ علت ها و کتمان های داخلی
دکتر یاسر سبحانی فرد، 24 مهر 91
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۲۵
سابقه تحریمها در حکومت جمهوری اسلامی آنقدر به سابقه حکومت نزدیک است که تو گویی تحریمها همزاد حکومت جمهوری اسلامی است. ناظر بیرونی با رهگیری تحریمهای ریز و درشت غرب چنین درخواهد یافت که جمهوری اسلامی همواره تحریم بوده و هست. نوشتار پیش رو در پی نگاهی گذرا برعلل تحریمهای غرب علیه ایران و بررسی چگونگی برخورد مسئولان در تعامل با مردم در زمینه تحریمها است.

الف ) علل تحریمها
در زمینه علت تحریمها سخنان و نظرات بسیاری وجود دارد. در این زمینه نظرات مختلفی ممکن است وجود داشته باشد که به شرح زیر به نقد کشیده می شوند

۱- چرا غنی سازی علت تحریمها نیست؟
در نگاه اول بیان می شود که علت تحریمهای غرب علیه ایران عدم توقف غنی سازی از سوی ایران است چرا که غرب خود بر این موضوع اصرار دارد. این موضوع به دلایلی نمی تواند درست و یا لااقل کافی باشد . اگر این طور است چرا ایران قبل از غنی سازی و بحث های هسته ای نیز با قوانین تحریمی مانند قانون داماتو مواجه بود. ایران از آغاز انقلاب اسلامی دچار تحریمهای غرب بوده و با کارشکنی های آنها مواجه شده است. به عنوان مثال چرا نیروگاه اتمی بوشهر که مراحل نهایی نزدیک شده بود قبل از هر واکنشی از سوی انقلاب اسلامی در برابر غرب به جای آن که غرب طبق تعهداتش تکمیلش کند، با توقف مواجه شده و بسیاری از قراردادهای حساس ایران در همان روزهای اول لغو شدند؟
از بحث گذشته نگر در زمینه تحریمها بگذریم باید این سوال را داشته باشیم که اگر دلیل تحریمهای غرب غنی سازی است، آیا با توقف غنی سازی تحریمها متوقف خواهند شد؟ غربیان خود در مذاکرات هسته ای بارها پاسخ منفی در این زمینه داده و می دهند. چون روز روشن است که اگر ما غنی سازی را متوقف کنیم آنها بهانه ای دیگر برای تحریمهای آینده خود خواهند یافت بهانه هایی مثل برد موشک ها ، قدرت نظامی ، حقوق بشر ، آزادی مذهب و بیان . اینها همه بهانه هایی بوده اند که در دوره ای از زمان رنگ قدرت به خود گرفته و چون پتکی بر سر حکوکت جمهوری اسلامی قرار گرفته و بر اساس آن ما همواره تحت تحریم بوده و خواهیم بود. از همین روست که کوتاه آمدن در زمینه غنی سازی نه تنها در دراز مدت ( نه کوتاه مدت ) دردی را از ایران دوا نخواهد کرد؛ بلکه آنها را در خواسته های آینده شان جری تر و انگیزه مند تر خواهد نمود و این روند همان مخدوش نمودن بارز استقلالی است که جامعه ایران برای دست یابی به آن انقلاب کرد و گردن نهادن به آن همان روش شاهان وحشت زده قاجار است.

۲- چرا دشمنی با اسرائیل دلیل تحریمها نیست؟
عده دیگر برآنند تا دلیل تحریمها را دشمنی اسرائیل با ایران بدانند. به زعم آنها کاخ سفید و مراکز قدرت غرب در دست یهودیان صهیونیست بوده و فشار آنها موجب تحریمها علیه ایران است. دلیل واضحی برای این ادعا وجود ندارد. باید این سوال را مطرح نمود که آیا این فقط ایران است که با اسرائیل رابطه نداشته و دشمن او محسوب می شود؟ اگر دلیل تحریمهای غرب فشارهای اسرائیل است چرا حکومت ناصر در مصر دچار تحریمها نبود؟ حکومتی که بسیار عملیاتی تر از ما مقابل اسرائیل ایستاد و عملا با او جنگید. آیا می اندیشیم که ایران تنها کشوری است که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و روابط دیپلماتیک با او ندارد؟ آیا نگاهی به کشورهای شاه نشین عرب در این زمینه انداخته ایم؟ اگر بر این تفکریم باید تجدید نظر کنیم چرا که بسیارند کشورهایی که اسرائیل را قبول نداشته و حتی غاصب می دانند و نمونه آن حکومت علی عبدالله صالح که اتفاقا ما آن را به حق نوکر آمریکا می دانستیم.
کیست که تظاهرات مردمی ضد اسرائیل در زمان او در یمن را ببیند و سخنان او بر ضد اسرائیل را بشنود و او را مخالف اسرائیل نداند؟ با کمی تحقیق می توان دریافت که کمکهای ارسالی عربستان و ترکیه به مردم فلسطین بسیار بیشتر از کمکهای ایران است اما چرا آنها مورد تحریم غرب قرار نمی گیرند؟ به زعم نگارنده اسرائیل تنها بازیچه ای در دست غرب بوده و به هیچ وجه جریان قدرت در غرب از سوی اسرائیل به سمت غرب نیست.

۳- عدم اطمینان غرب به ایران : دلایل و راهکارها
دلیل دیگری که ممکن است علت تحریمهای غرب شناخته شود ، عدم اطمینان غرب به ایران و حکومت جمهوری اسلامی است. با دقتی گذرا می توان تا حدی این دلیل را مورد تایید قرار داد.غرب به هر دلیل از جمله زیاده خواهی هایی که برایش به عنوان یک سنت درآمده است به حکومت جاری ایران اعتماد ندارد. در هر نقشه ای که برای جهان و خاورمیانه کشیده می شود و غرب قطعا برای خود منافعی تدارک دیده با مخالفت حقیقت گرا ( ولی نه همیشه صرفا مصلحت گرای ) ایران مواجه می شود. نظام ایران با اصل حقیقت گرایی، استقلال طلبی و ظلم ستیزی خود همواره در مقابل زیاده خواهی های غرب ایستاده است . با این حال از این اصل درست جمهوری اسلامی که بگذریم گاهی بی تدبیری ها نیز بر این عدم اعتماد افزوده است.
حکایتی مانند تسخیر سفارت انگلستان در سال گذشته ، برخورد با یک تبعه دولت کانادا در زمان دولت آقای خاتمی و رفتارهای دیگر تصویری سرکش از ایران در ذهن غرب به جای گذاشته و غرور مادیگرا و قدرت طلب غرب را بی مورد تحت چالش قرار داده و بدین ترتیب غرب را نسبت به ایران بدبین کرده که هر رفتار ایران را از خوی سرکشی آن قلمداد می کنند. ای کاش حاکمان و خدمتگزاران ایران دریابند که ایجاد اعتماد در دشمنان بهتر از بهانه دادن بی دلیل و بی فایده به آنان است. خصوصا دشمنانی تا این حد قدرت طلب و منفعت گرا . ما می توانیم با رفتارهای درست دیپلماتیک جلوی بسیاری از این واقعیت ها را بگیریم. با این حال نمی توان این دلیل را نیز دلیل اصلی تحریمها دانست چرا که بعید است با رفتار اعتماد ساز باز هم آنها دست از سر ایران و حکومت جمهوری اسلامی بردارند

۴- وقتی ذات جمهوری اسلامی جاذب تحریمهای غرب است
دلیل دیگری که می توان برای تحریمها علیه ایران متصور شد همان ذات نظام جمهور اسلامی است.ذات حکومت فعلی ایران به گونه است که راهی جز مقابله با آن برای غرب باقی نمی ماند. جمهوری اسلامی در فلسفه و جهان بینی بر گرفته از اسلام خود راهی را جدای از دنیای لیبرالیست ، اومانیست ، مادیگرای ولذتگرای غرب طراحی کرده است. مشکل از آنجا آغاز می شود که یک راهی جدید پیش روی جهانیان باز شده است. غرب همواره کارهای ایران را رصد می کند چرا که نگران است این راه جدا بافته از غرب بتواند عملکرد مناسبی از خود بروز دهد که در این حالت تمامی جهان خواهند گفت پس راه دیگری هم برای سعادت وجود دارد که راه غرب نیست واین واقعیت است که لرزه بر اندام موجودیت و آینده و جهان بینی غرب می اندازد. جهانشمولی و زمان شمولی و حاکمیت پایان تاریخ غرب با پیشرفتها و موفقیتهای جمهوری اسلامی زیر سوال می رود و برای همین، جمهوری اسلامی نباید در این راه پیروز شود. اگر در علم اول شویم راه را برای آن خواهند بست ، اگر در اقتصاد موفق شویم راه را می بندند. در هرچه شتاب بگیریم جلوی آن باید گرفته شود و این دلیل اصلی تحریمهاست. در این حالت تحریمها هنگامی لغو می شوند که جمهوری اسلامی از ادعای خود دست کشیده و یا لااقل با استهلاک تدریجی تغییر ماهیت دهد. همان اتفاقی که برای نظام مائوئیستی چین و یا کمونیسم غرب افتاد. در این نگرش مردم ایران باید قبول کنند راه انتخابی شان مشکل دارد و باید از آن دست بکشند. ایجاد بحران کارآمدی در ذهن ایرانیان در مرحله اول و در ذهن جهانیان در محله دوم، دلیل تحریمهاست.که ای ایرانیان و جهانیان بدانید راه همان راه ماست

ب) در تحریمها با مردم چگونه رفتار کنیم
۱- واقعیات را همانگونه که هست بگوییم
ایراد بزرگی که در هنگام ایجاد تحریمها وجود دارد کتمان واقعیات توسط رسانه ها و مسئولان است. بسیاری از اخبار مربوط به تحریمها به مردم گفته نمی شود تا مردم خود را آماده کنند و با واقعیات راحت تر روبرو شوند. چرا رسانه های ایران اعلام نمی کنند که کشور ما در حال حاضر کمتر از یک میلیون بشکه نفت و آن هم با زحمت می فروشد؟ آیا اگر مردم این واقعیت و واقعیات مشابه را بدانند کمتر غرولند نکرده و با درک فشار همکاری خود را بیشتر نمی کنند. آیا نباید برای مردم شرح داد که تحریمها شدیدتر از زمان جنگ هستند ولی به این دلایل و برای آینده کشور باید ایستادگی کنیم؟ آیا اگر ما واقعیات را به مردم نگوییم آنها از زبان رسانه های غرب و با شدت بیشتر نخواهند شنید؟ آیا اگر دلایل درست ما را مردم بشنوند مجاب نمی شوند که این به نفع نسلهای آینده است؟ آیا مردم اگر بندانند که روزی هم در زمان دکتر مصدق چند سال تحریم شدیم و ایستادگی کریدم تا الان نفع آن را ببریم؟ در همان زمان هم ترسوهایی بودند که در خیابان شعار" نون و پنیر و پونه - ما همه گشنمونه " سر می دادند. باید به مردم توضیح داد فشار کوتاه مدت می تواند به آینده بهتر برای خودمان و نسلهای بعدی تمام شود. فشاری که اگر در زمان فتحعلی شاه و ناصر الدین شاه و غیره انجام می شد الان دیگر ما در فشار نبودیم.

۲- بگوییم تحریمها واقعا اثر دارند
سیاست دیگری که در برخی رسانه ها و برخی مسئولین دیده می شود این است که بگویند تحریمها هیچ اثری ندارد. گر چه اینکار برای روحیه دادن به مردم انجام می شود، ولی آیا بهتر نیست بگوییم تحریمها اثر دارند و خواهند داشت ولی ما باید به این دلایل تحمل کنیم؟ آیا اگر بگوییم اثری ندارند مردم با دو برابر شدن نرخ کالا ها اثر آن را تشخیص نخواهند داد؟ آیا با این روش مسئولان به بی صداقتی و خیالباف بودن متهم نخواهند شد؟


۳- آب گل آلود برای ریاست جمهوری
به نظر می رسد برخی از اربابان سیاست با دور اندیشی ظاهری سیاسی خود می خواهند از نمد تحریمها نیز برای خود کلاهی بسازند. ایشان با کتمان واقعیات تحریم و سطح فشار و گفتن اینکه تحریمها اثر ندارند در پی این هستند که از آب گل آلود تحریم برای خود ماهی ریاست جمهوری بگیرند چون در پی گفتن این جمله و نگفتن واقعیات تقصیرها بر گردن دولت افتاده و لابد بی کفایتی این دولت دلیل نابسامانی هاست و لابد اینها که مخالفان دولت هستند از اول می دانستند اینطور می شود و مردم باید آن ها را انتخاب کنند. درست است که دولت نیز در جهت مخالف، علت همه نارسایی ها و خرابی ها را به گردن تحریم می اندازد، آیا این از بی انصافانه ترین روشها در سیاست نیست؟ تجاهل خود و به جهل کشیدن مردم برای مقاصد سیاسی.
حسن
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۸:۵۳:۰۸
چطور باید به حاکمین فهماند که: آقایان بدون صداقت با مردم اداره کشور برای خودتان سخت می شود.
واقعا فکر می کنند اگر به مردم نگویند، مردم خودشان نمی فهمند چه خبر است؟
مردم ایران واقعا مردم صبوری هستند؛ خودشان فهمیده اند دنیا با کشورشان چه می کند. و در دنیا و ایران چه خبر است.

مگر همین امروز درحال تحمل فشارها نیستند؟!
حماقت و صفاهت است اگر فکر کنیم که صبر و تحمل مردم بخاطر حرف های مسئولین بی عرضه اجرایی است.

تحمل کنونی مردم بخاطر درکی است که خودشان از شرایط دارند، و اوضاع را می سنجند. و مدت هاست که درک خود و استدلال های فکری خود را از وقتی حکومت تصمیم گرفت به مردم همه حقایق را نگوید، خود مردم بتنهایی تجزیه و تحلیل می کنند.

تحمل مردم بخاطر احساسی است که نسبت به اسلام و کشورشان دارند، نه توهماتی که به آنها گفته می شود. (987449) (alef-4)
علیرضا فزونی
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۸:۵۷:۳۴
آقا ما مردم یک چیز می خواهیم. اینکه تدبیر و اداره، تاکید می کنم اداره امور دست افراد با سواد و دانشگاهی و دنیا دیده باشد. همین. (987452) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۸:۵۹:۴۶
اول اینکه باید واقع گرا باشیم. همان طور که دکتر سبحانی فرد نوشتند، با نگفتن واقعیات به مردم مشکل حل نمی شود.

اما نکته در اینجاست که همه باید خودمان را اصلاح کنیم. حکومت حقیقتا آینه رفتار خود ماست. حل مشکلات حکومت ابتدا از اصلاح مردم توسط خود مردم صورت می گیرد.

حکومت اگر بخواهد خودش را اصلاح کند. باید به مردم آموزش دهد که مردم چگونه خود را اصلاح کنند. مردم خودشان بدست خودشان اصلاح می شوند و در جای جای جکومت قرار می گیرند. نه اینکه همه چیز دستوری و سوری و متوهمانه انجام شود.

هم اکنون خود ماییم که در جای جای این جکومت قرار داریم و بخشی از مفهومی که به عنوان حکومت از آن یاد می کنیم، خود ماییم. مثلا خودمانیم که پارتی بازی می کنیم، ولی انتظار داریم در کشور پارتی بازی نشود. خودمانیم که احساس مسئولیت اجتماعی نداریم، درحالیکه انتظار داریم همه حقوق مارا رعایت کنند. و ... (987453) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۴۷:۰۹
یکجا فرمودید مردم باید درست شوند تا دولت درست شود و بعد فرمودید دولت باید مردم را آموزش دهد (به عبارت دیگر اصلاح کند) تا خودش درست شود! مساله به این صورت نیست . این یک دور باطل است. از یک جامعه شناس بپرسید تا برایتان شرح دهد که تحولات از کجا شروع می شوند. (987560) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۹:۰۳:۵۵
تحریمها اثر دارند از ابتدا هم اثر داشتند. ولی از ابتدای ریاست جمهوری احمدی نژاد مسایل با هم قاطی شده اند. ابتدای حضور ایشان مساوی بود با بحران بدهیهای معوق ولی دولت به جای حل آن با دادن وامهای بیشتر مشکل را تا 5 برابر تشدید کرد بانکهایی که پول نداشتند موظف به پرداخت وامهای زود بازده شدند نتیجه آنکه مجبور شدند چک پول بدون پشتوانه چاپ کنند و دست مردم بدهند و وقتی مشکل افت ارزش پول ملی به صورت تورم بروز کرد ایشان با این عبارت که مشکل جهانیست خود را گول زد. این روند تا حال ادامه پیدا کرده بانکها پول ندارند و وام میدهند، دولت پول ندارد و یارانه میدهد و طرح عمرانی بر پا میکند همۀ اینها نشانگر سو ء تدبیر است وگرنه تحریمها 10 سال دیگر اثر خود را نشان میداد حتی خوشبینترین دشمنان هم در خواب نمیدیدند به این سرعت زهر تحریم در کام ملت ایران وارد شود. (987458) (alef-4)
احمد خانی
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۹:۰۴:۴۱
سلام

این منصفانه ترین نقدی بود که تاکنون شنیدم
مگر نه این است که مردم ولی نعمتان حکومت اند؟
چرا مسئولین با مردم صادق نیستند؟
فقط باید مردم تحمل کنند؟
پس چرا یک سری از مسئولین همیشه باید ریخت وپاش داشته باشن وبا خانواده هایشان مسافرت های آنچنانی داشته باشند وبقیه فقط سختی بکشند وصدایشان در نیاید! (987459) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۹:۰۹:۵۵
قانون داماتو محدود به آمریکا بود. ایران در هیچ زمان این طور زیر تحریم جهانی نبوده است. کما اینکه پیش از خراب شدن روابط، شرکت های بزرگ نفتی اروپایی در ایران سرمایه گذاری می کردند. در مورد صنایع غیرنفتی هم که اصلا مانع خاصی نبود. (987462) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۹:۲۸:۲۷
ای کاش نفت نداشتیم به تمام معنی
تا کمتر با واژه های استعمار و استسمار و مفت خوری و اختلاس و عقده گرایی و افراطی گرایی آشنا میشدیم و ملتی تلاشگر و صرفه جو میشدیم که قدر زمان و کوشش را درک میکردیم و مدیرانی از جنس ابتکار و مدیر داشتیم و این ما بودیم که دیگران را تحریم میکردیم نه دیگران ما را (987478) (alef-4)
مصطفی
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۵۰:۱۵
دوست گرامی ما تا پیش از هشتاد سال اخیر نفت نداشتیم . کشور ما تولید کننده محصولات کشاورزی و دامی بود اما همواره اکثر این مشکلات فعلی در کشور وجود داشت. مردمی فقیر و حکام غنی بودند. عدالت وجود نداشت و ...
پس نفت مشکل ما نیست. اتفاقا با وجود نفت فشار حکام برای غارت مردم کاهش یافت و یک قشر متوسط در دوره پهلوی ایجاد شد. با نبود نفت باز دوباره داروغه ها برای دریافت باج و خراج به در خانه های ما خواهند آمد و فرش خانه مان را بر دوش خواهند برد. (987562) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۹:۴۳:۲۵
من سالها هم در ایران و هم در غرب زندگی‌ کرده ام... بر خلاف تصوّر خیلی‌ در ایران ، غربیها به خصوص امریکأیها از آن چیزی که ما فکر می‌کنیم بسیار ساده تر فکر میکنند ، از زاویه دید آنها تنها دلایل واقعی‌ عدم سازگاری با ایران به ماجرای گروگان گیری سفارت امریکا بر میگردد که متاسفانه بدون هیچ دلیل منطقی‌ در مورد سفارت انگلیس تکرار شد... از زاویه دید آنها یک حکومت مستقر آمده در تضاد با تمام قوانین دیپلماتیک و کنوانسیون‌های بین‌ لمللی که خود امضا کرده و قول داده که به آنها عمل خواهد در، سفارت به هر حال به دفاع کشوری را به آشغال در آورده و ۴۰ نفر از کارکنان و هموطنان آنها را برای ماه‌ها با گروگان گرفته و از هیچ گونه تحقیر آن کشور و پرچمش و منافعش و دوستانش و ارزش‌هایش خودداری نمیکند و حتّی نئه تنها برای این عمل از دید دنیا غیر قابل قبول معذرت خواهی‌ نمیکند حتی این عمل را بعد از ۳۰ سال در مورد یک سفارت غربی دیگر انجام میدهد و یا تمام حساسیت‌های آنها را مانند هولاکاست با یا واقع ۹/۱۱ را در بالاترین سطح به سخره می‌گیرد و در عین حال از آنها انتظار دارد نفتش را بخرد، هیأت دیپلمات ۱۶۰ نفره ش را به پزیرد، در المپیک به میزبنیش از او دعوت رسمی‌ کند، شرکته‌هایش در منابع نفت و گاز سرمای گذاری کند، در منطقه به منافع و دوستانش از گًل نازکتر نگوید ،هواپیماهای مسافری با جنگی به او بفرئوشد و همچنان در برابر آتش زدن پرچمش و آرزوی مرگ برای او و دوستانش سکوت کند...به قول معروف یه سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران (987491) (alef-4)
علی
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۱:۳۷:۰۶
از الف ممنون که نظرهای نقاد را هم به چاپ میرساند (987605) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۹:۴۷:۴۳
پاسخ به این سوال که چرا تحریم هستیم در حال حاضر مشکلی از سیل مشکلات را برطرف نمیکند.
سوالی که باید پرسیده شود این است که "اگر کشوری به خاطر مواضع خود چه صحیح و چه غلط باید متقبل هزینه های زیادی شود, ایا راهکارهای مناسبی برای کاهش تاثیر فشارها اتخاذ کرده است؟ ویا مدیریت حاکم بر کشور مدیریتی درخوره این شرایط دشوار هست؟" (987495) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۰۹:۵۶:۲۱
درست است که در تحریم‌ هستیم اما این چیز جدیدی نیست. باید از تجریه‌ها استفاده کرد و آنها را به کار بست. (987509) (alef-4)
1388
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۰۱:۰۴
اگر بگوییم تاثیر ندارد که خیلی اشتباه است نهایت 20 درصد تاثیر داره ولی عدم مدیریت 90 درصد تاثیر گذاره بهتره دولت بعدی در اولین اقدام سازمان برنامه وبودجه رو راه اندازی کرده و کشور رو تو 3 تا برنامه به حالت قبلی برگردونه متاسفانه این دولت توانای انجام این کارها رو نداره یا نمیخواد (987514) (alef-4)
احمد
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۰۵:۲۷
بی کاری گرانی ومشکلات دیگر هم اثر تحریم هااست وهم بی کفایتی بسیاری از مسئولان وجنگ انها برای قدرت واینکه قدرت برای انها بسیار مهمتر از دست وپازدن مردم در بدبختی وبیچاره گی است وعده ای نیز به جای کمک فقط در پی ثابت کردن حرف خود هستند. (987521) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۰۶:۰۳
بشر از دیر باز منابع محدود خود را جیره بندی می کرده آیا اگر ما دلار دولتی را به طور مساوی بین همه متقاضیان جیره بندی می کردیم دلار آزاد در یک بازار شفاف و رقابتی بیش از مقدار کنونی بود؟ آیا بیش از 1500 تومان بود؟ اما نتیجه تقسیم دلار دولتی در بین یک عده را خودتان دارید می بینید [...] (987522) (alef-4)
عباس
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۰۹:۱۸
این عوامل و کنار عواملی دیگر همگی در تحریمها و شدت و ضعف و نوعشان موثرند. اینکه یکی یکی عوامل را بیاورید و بگویید این نیست درست نیست. باید می گفتید فقط این یک عما نیست. مثل یکی از اقوام ما می گفتیم سیگار باعث سرطان می شه جواب می داد فلانی سرطان گرفت سیگار هم نمی کشید و بهمانی سیگاری بود و سرطان هم نگرفت.
انصاف بدید قانون داماتو کجا تحریم بانکی کجا ! تاثیر اینها یکیه؟
اگر تحریمها ربطی به انرژی هسته ای و اسراییل و ...نداره پس چرا با غربی ها و آزانس مذاکره می کردند؟
کوتاه نیامدن از غنی سازی دست آخر چه بهره ای برای ما دارد؟ مگر ما زمان جنگ مجبور نشدیم کوتاه بیایم و صلح کنیم بعدش چی شد؟ عراقی ها آمدن تا تهران ؟ (987524) (alef-4)
حمید
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۱۷:۱۸
لطفا مقاله ای نوشته و به این سوالات پاسخ دهید تا حداقل دلیلی قاطع برای تحمل تحریم ها داشته باشیم :

1- فرض کنیم غرب ایران هسته ای را پذیرفت . آیا بعد از آن ما نیروگاههای هسته ای دیگر می سازیم ؟ با توجه به اینکه نیروگاه بوشهر بعد از 10 سال می تواند 2 درصد برق کشور را تولید کند ایا ساخت نیروگاه برای کشور سود آور است ؟

2- هزینه های تحمیلی تحریمها را دقیقا برآورد کرده و اعلام نمایید بطور مثال عدم سرمایه گذاری بر روی میادین مشترک (مانند عسلویه ) سالانه چه هزینه ای بر مردم وارد می کند؟ ( کشور قطر سالانه از این میادین چه سودهایی می برد )

3- در صورت مقاومت مردم ایران ، پس از چند سال ، غرب ، ایران هسته ای را
می پذیرد .

4- با توجه به اینکه بارها قبل از تحریم ها مسئولان ما گفته اند که غرب بیش تر از این نمی تواند کاری کند ( اما شدیدترین تحریم ها وضع شد ) و یا می گفتند نحریم نفتی ایران ، نفت را به 200 دلار میرساند و جهان تحمل این قیمت را ندارد

اصولا ما چگونه می توانیم به پیش بینی مسئولان اعتماد کنیم ؟ (987537) (alef-4)
علي
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۱۹:۱۸
نويسنده محترم بهتر است شما هم قبول بفرماييد كه بسياري از بهانه هايي كه ميگوييد باز هم باعث ادامه تحريم هاي ايران ميشود از ابتداي انقلاب اسلامي وجود داشته است ولي هيچ زماني باعث نشده تا قدرت هاي غربي اينگونه همراه و با اين شدت به تحريم ايران بپردازند. متاسفانه عملكرد بد مسئولين در قضيه هسته اي و احيانا اشتباه در ملي كردن چالش هسته اي راه را بر هرگونه راهكار بسته است. به نظر من بهترين راهكار در چنين شرايطي برسركار آمدن رييس جمهوري است كه سابقه و جلوه اي مثبت در بين جهانيان دارد تابلكه بتواند اين اجماع آنان را كمرنگ كند و در شرايط فعلي مناسبترين فرد كسي جز خاتمي نيست. (987539) (alef-4)
عباس
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۲۳:۱۵
یکم: یکی از دلائل پیشرفت در کشورهای پیشرفته، انجام کلیه امور توسط متخصصین مربوطه است. اقتصاد توسط اقتصاد دانان راهبری می شود و سیاست در دست سیاستمداران است. متاسفانه در ایران همه مردم فکر می کنند می توانند در همه امور و از جمله در امر سیاست خارجی دخالت نمایند. تعدادی دانشجو به خود حق می دهند تا سفارتخانه یک کشور خارجی را تصرف نمایند و کشور را با مشکلات عظیم مواجه نمایند. در حالیکه سیاست خارجی می بایست توسط متخصصین در این رشته و صرفا از طریق وزارت امور خارجه راهبری گردد.

دوم: روابط ایران در صحنه بین المللی هیچگاه اینگونه آشفته نبوده است. ما نمی توانیم ادعا بکنیم که برگزیدگان بشریت بر روی زمین هستیم و تمام کشورهای اروپائی ، آمریکا، کشورهای عربی و همه همسایه های ایران مشکل دارند. چگونه است که 10 سال پیش و قبل از آن ، روابط تجاری با همه دنیا برقرار بود، ولی در حال حاضر همسایه های ما نیز برای ما خط و نشان می کشند؟ آیا ایجاد تنش در صحنه بین المللی و دعوی با همه دنیا مصالح ملی ما را تامین می نماید؟

سوم: چو جنگ آوری با کسی بر ستیز که از وی گریزت بود یا گزیر
ما به جای اینکه به فکر دیگران باشیم و اینکه چه فکری در مورد ما خواهند کرد و یا اینکه چه بلائی می توانیم به سر آنها بیاوریم، باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم کشور را بسازیم و منافع ملی را در همه زمینه ها فراهم نمائیم. مسئولین بدانند که ملت ایران به خاطر دشمنی آنها با دیگر کشورها به آنها نشان افتخار نخواهند داد ولی هر اقدام موثر آنها در جهت تامین منافع ملی در یاد و خاطره مردم خواهد بود. مگر امیرکبیرها ، مصدق ها و دیگران چه کردند که اینگونه برای مردم عزیزند؟

چهارم: اعتماد مردم به مسئولین بزرگترین سرمایه ای است که یک حکومت می تواند داشته باشد. عدم صداقت در گفتار و کردار را مردم می فهمند و در قبال آن واکنش نشان می دهند. دروغ در شریعت ما گناه کبیره است ولی ارتکاب آن از سوی یک مسئول ، به مراتب قبیح تر است.

پنجم: برای موفقیت در هر امری لازم است کلیه آحاد ملت همکاری نمایند. اگر کشور برای همه مردم باشد و تمام مردم کشور را از آن خود بدانند ، هیچ قدرت خارجی جرئت دخالت در امور را پیدا نمی کند. اما لازمه وحدت آن است که کل کشور واقعا به کل جامعه تعلق داشته باشد و عدالت به معنی تقسیم قدرت، ثروت و اطلاعات در میان آحاد جامعه می بایست به معنی واقعی تحقق یابد. تقسیم مردم به خودی و غیر خودی، شهروند درجه یک و شهروند درجه دو و غیره ، عواملی هستند که وحدت عمومی را خدشه دار می کنند.

ایران کشوری است با سرمایه های عظیم نفت و گاز، منابع زیر زمینی، آبراههای بین المللی در شمال و جنوب، نیروی انسانی جوان و فهیم و به طور خلاصه آنچه خوبان همه دارند ، در کشور ما موجود است. شایسته نیست با مدیریت غلط ، اینهمه نعمت خدا دادی را ضایع نمائیم. مردم ایران پس از تحمل جنگ خانمان سوز و دادن شهدای بسیار و با وجود جانبازان عزیزی که به خاطر عظمت کشور و آسایش هموطنان خود ، رنج طولانی مدت جانبازی را تحمل می نمایند، شایسته برخورداری از زندگی بسیار خوب و ایدآل را دارند. هر روز تاخیر در استفاده بهینه از ذخائر گازی در عسلویه ، خسارت های جبران ناپذیری به مردم وارد می کند. کاری بکنیم تا با خدمت واقعی به مردم رضایت پروردگار را فراهم نمائیم. توفیق خدمت برای انسان همیشه میسر نیست. و آخر دعوانا ان الحمد لله (987546) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۲۴:۵۸
کشورهایی که سرمایه انسانی بالایی دارند و همچنین حسابی در زمینه اقتصاد و نفوذ استراتژیک خود قوی شدند را نمی توان تحریم کرد.در مورد ایران باید بگم فرصت های زیادی را از دست دادیم.اما الان زمان مناسب برای در افتادن با غرب نبود.روسیه بعد از فروپاشی شوروی جنگ سرد متوقف کرد و دربست غلام غرب شد و هیچ مزاحمتی برای غرب در حضور در خاورمیانه و افغانستان و حتی دخالت در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق ایجاد نکرد و از چند سال پیش که موقیعتش کاملا تثبیت شد ارام ارام شروع کرد به پیشروی به سمت اتحادیه اروپا و امریکا.از نفوذ بیشتر در اسیای میانه و قفقاز جنوبی و گرفتن بخشی از گرجستان بگیر تا بدست اوردن نفوذش در اوکراین و الحاق بلاروس به خودش(الحاقی که هنوز جنبه رسمی نگرفته).این در مورد چین هم صدق می کند.ما باید اول قدرت اقتصادی خودمون احیا می کردیم.رشد سیاسی و اجتماعی می کردیم.نفوذ اقتصادی مون در خاورمیانه و اسیای میانه بیشتر می شد.با کشورهایی مثل تاجیکستان ترکمنستان ارمنستان و...لغو روادید امضا می کردیم و مثل اتحادیه اروپا شهروندان تمام این کشورهای می توانستند در کشورهای همدیگر زندگی و کار کنند و پیمانهای نظامی و اتحاد نظامی می بستیم و .... بعد به عنوان الترناتیوی قدرتمند در دنیا مطرح می شدیم و نفوذ بیشتر.نه اینکه مانند کشورهایی مثل کره شمالی یا کوبا و به صورت منفعلانه در برابر غرب عمل کنیم. (987547) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۰:۳۵:۲۹
به نظر بنده بازکردن فضای سیاسی، توسعه فرهنگ گفتگو سازنده بین سیاستمداران داخلی به جای تخریب همدیگر، دعوت از تمامی احزاب گروه ها و تشکل ها در چهار چوب قانون اساسی در فضای انتخابات بدور از مرزبندی خودی و غیر خودی، تعامل با مردم و دیپلماسی و گفتکو سازنده با خارج، پرداختن به مشکلات مردم بجای پرداختن به کشورهای خارجی غیر تاثیر گذار در عرصه بین الملل، مبارزه با رانت خواری و رشوه بطور جدی در کشور با هر نهاد و هر شخص در داخل می تواند ما را از این وضعیت فعلی بیرون بکشد. (987552) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۱:۲۶:۵۴
سه چيز انسان را خوشبخت مي كند 1 صداقت 2 انصاف 3 .گذشت. متاسفانه اين سه شرط در ميان ما ومسولين خيلي كم رنك مي باشد........ (987597) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۱:۲۸:۲۹
ما اگر 30درصد چوب تحريمها را مي خوريم 70درصد هم جور مسئولين بي كفايت دولت آقاي احمدي نژاد را مي خوريم عدم مديريت ونا آشنا بودن با اداره مملكت توسط اين آقايان .عدم سياست خوب خارجي و...خيلي بيشتر از تحريمها ملت را آزرده است .كالاي كه به خاطر تحريمها افزايش قيمت 20درصدي دارد باكالائي كه هيچ ارتباطي ندارد ولي 50درصد افزايش داشته از بي كفايتي دولت است .آقاي احمدي نژاد راست مي گويد تحريم تبديل به فرصت شده ام نه فرصتي براي ملت فرصتي براي دلالان براي خود دولت كه از اين مسئله حداكثر بهره برداري را بكنند (987599) (alef-4)
۱۳۹۱-۰۷-۲۴ ۱۱:۴۴:۳۳
بی تردید هر تحریمی اثر خودش را دارد اما مسئولین ما همیشه خواسته اند در برابر تبلیغات غرب و برای این که مردم روحیه داشته باشند و با اتکا به درآمدهای نفتی بگویند تحریم ها کاملا بی اثر است، حتی وقتی که رسانه های خارجی می گفتند تحریم ها اثری در برنامه اتمی ایران نگذاشته، رسانه های مهربان و خیرخواه داخلی! آن را این گونه ترجمه می کردند که تحریم ها تاثیری در ملت ایران نگذاشته (از قبیل ترجمه های سخنان محمد مرسی).
زمانی قطعنامه کاغذ پاره خوانده شد ولی دیدیم که همچین هم کاغذ پاره نبود! این که استاد نویسنده مطلب می فرمایند با مصالحه هسته ای بهانه ای دیگر پیدا می کنند، هم غلط است و هم درست، درست از آنجا که تحریم ها از قبل و به علت موضع داشتن ایران در برابر غرب و امریکا وضع شده ولی غلط است چون شدت آن و رسیدن به بانک مرکزی و ارز و نفت و ... به علت افزایش سطح مقابله ایران با غرب و بعد ایران هراسی به بهانه تسلیحات هسته ایست.
سیاست این است که ما بتوانیم بهترین بازی خود را در برابر دشمنان، بدخواهان و مخالفان داشته باشیم، اگر بهانه می گیرند که شما حق دارید و ما به شما تاسیسات و سوخت هسته ای می دهیم، ده بار دیگر هم امتحان و آنها را خلع سلاح کنیم، نه این که مرتب بگوییم، آن یک دفعه نکردید ما هر مرغمان یک پا دارد و دیگر اصلا و ابدا تعلیق نمی کنیم، یا همکاری با شما نمی کنیم... یادم هست زمانی که آیت الله هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضائیه منصوب شده بودند، گروهی خارج نشین شبهه کردند که ایشان ایرانی نیست اما آیت الله هاشمی شاهرودی با کمال فروتنی به جای خشم و برخورد یا بی اهمیت شماری که بگویند، آنها دشمنان هستند و روزی که دشمن از من تعریف کند کارم غلط است و ... دادند شناسنامه اشان را در روزنامه چاپ کنند، هم حرفهای بدخواهان خوابید و هم اتفاق بدی رخ نداد.
ما هم هیچ اشکال شرعی ندارد که اگر دشمنان بند به غنی سازی کرده اند، بگوییم شما اول سوخت هسته ای به میزان ده سال را به ما بدهید، بعد شروع به ساخت نیروگاه کنید، به محض ورود سوخت ما غنی سازی را تعلیق می کنیم و به محض ساخت نیروگاه به شما دو سال فرصت ساخت می دهیم، ... فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ آیا به این شکل ایران به بهترین شکل نشان نداده که هدفش از غنی سازی فقط برق هسته ایست؟؟ این راه کار ما را روا می کند یا روش کنونی؟ (987611) (alef-4)