سناريوي بزرگ عمليات رواني
264 بازدید
تاریخ ارائه : 10/8/2012 9:19:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

گزارش تحلیلی وزارت اطلاعات ایران در خصوص کارشکنی های آمریکا

وزارت اطلاعات با انتشار گزارشی، به بررسی رویکرد‌ها و برنامه کاری مسئول ایران در شورای اطلاعات آمریکا و برخي اقدامات وی از جمله توصیه درباره فعال شدن زیرساخت‏های جریان فتنه در جهت گسترش نارضایتی اقتصادی پرداخته است.

به گزارش شفقنا به نقل از ايسنا، در اين گزارش آمده است: «پس از موفقيت‏هاي اخير سربازان گمنام امام زمان (عج) مبني بر دست‏گيري 20 نفر در ارتباط با ترور دانشمندان هسته‏‌اي كشورمان، تحركات كشورهاي غربي براي جبران اين شكست اطلاعاتي افزايش يافته و انتصاب خانم برنز به عنوان نخستين مسئول امور ايران در شوراي اطلاعات ملي، حاكي از اين تلاش است.

شوراي اطلاعات ملي آمريكا در 25 ژوئن 2012، براي نخستين بار يك افسر اطلاعاتي را به نام جيليان برنز به عنوان مسئول امور ايران تعيين كرد. انتصاب مسئول امور ايران با توجه به بحران سازي در برنامه هسته‏‌اي و شرايط داخلي، منطقه‏‌اي و جهاني ايران، مهم و قابل بررسي به نظر مي‏رسد.

سوابق كاري

جيليان برنز به عنوان افسر اطلاعاتي شوراي مذكور، از مديران خدمات خارجي وزارت امور خارجه آمريكا بوده كه يك دهه پيش كار خود را آغاز كرده و كارشناس امور ايران است.

خانم برنز تا پيش از تصدي اين سمت، به عنوان مشاور امور ايران در دفتر برنامه ريزي سياسي وزارت امور خارجه آمريكا فعاليت مي‏‌كرد. وي هم‏چنين مدير دفتر منطقه‏‌اي سازمان مركزي اطلاعات (سيا) در كنسولگري آمريكا در دوبي (به منظور جاسوسي از ايران) بود كه اين دفتر در سال ۲۰۰۶ توسط وي افتتاح شد.

اين افسر اطلاعاتي كه يك دهه پيش كار خود را در دفتر خدمات خارجي وزارت امور خارجه آمريكا آغاز كرده بود، هم‏چنين به عنوان مسئول ميز سوريه، فعاليت كرده و در سفارت ايالات متحده در اردن، لهستان و كنسولگري آمريكا در دوبي كار كرده است. وي هم‏چنين افسر ناظر ارشد مركز عمليات وزارت خارجه بوده است. برنز، در كنفرانس دانش آموزان دبيرستاني و كنگره، در كارگاه‏هاي آموزشي و شبيه سازي امور اطلاعاتي، دفاعي و خارجي، به عنوان يكي از سخنرانان حضور داشته است.

رويكردها و ديدگاه‏ها در قبال ايران

جيليان برنز سرپرست دفتر امور ايران در 8 جولاي 2010 در ديدار دانش آموزان دبيرستاني در قالب برنامه “LeadAmerica” در كنفرانس رهبري دانش آموزان و كنگره، كه از وزارت خارجه اين كشور ديدن مي‏‌كردند، در گفت‏‌وگويي با موضوع سياست ايالات متحده در قبال ايران در مورد كاربرد ديپلماسي براي مذاكرات بعدي و بيش‏تر و بهبود روابط ايالات متحده با ايران صحبت كرد. وي هم‏چنين براي دانش آموزان در مورد امضاي اخير قانون تحريم‏هاي ايران سال 2010 و پايبندي گروه 1+5 سازمان ملل متحد بر اجراي قطعنامه 1929 صحبت كرد.

برنز زماني كه در دوبي بود، در گزارش سري در 2 آوريل 2007 با عنوان "تشديد تنش‏‌ها براي گيج كردن دشمنان داخلي ايران"، نوشت كه رئيس جمهور ايران دستور دست‏گيري ملوانان انگليسي را با دلايل و اهداف داخلي صادر كرد.

وظايف مسئول امور ايران در شوراي اطلاعات ملي

بر اساس بيانيه شوراي اطلاعات ملي آمريكا، «وظيفه مسئول امور ايران در اين شورا نظارت و هماهنگي بر گزارش‏ها و ارزيابي‏‌هاي تحليلي آژانس‏‌هاي اطلاعاتي ايالات متحده از جمله تحليل‏‌هاي استراتژيك درباره ايران است».

مسئول امور ايران در شوراي اطلاعات ملي آمريكا هم‏چنين موظف است تحليل‏هاي لازم و حساس درباره ايران را كه مورد نياز تصميم‌گيران ارشد دولت ايالات متحده و مقامات نظامي اين كشور است، فراهم كند.

از ديگر وظايف تعريف شده براي مسئول امور ايران در اين شورا مي‏‌توان به «ارائه هشدارهاي لازم به تصميم‌گيران درباره خطرات احتمالي پيش رو» در ارتباط با ايران اشاره كرد كه اين مسائل «مي‏‌تواند منافع و فرصت‏هاي ايالات متحده آمريكا را تحت تاثير قرار دهد».

برنامه كاري جيليان برنز در راستاي راهبرد بي‌ثبات‌سازي آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران با فرا رسيدن تاريخ اول جولاي 2012 و اوج گرفتن رويارويي ايران و غرب در اثر تحريم‏‌هايي كه ادعا مي‏‌شود به زودي از جانب اروپا و آمريكا عليه بخش نفت و بانك مركزي ايران اعمال خواهد شد، كارشناسان عقيده دارند كه ابعاد راهبرد ضد امنيت ملي آمريكا كه احتمالاً تا انتهاي تابستان به اوج خواهد رسيد، كاملاً در حال آشكار شدن است.

به عقيده برخي تحليل‏گران در تهران كه مستمراً مشغول تحليل موضوع هستند، اين سناريو كه در دفتر اطلاعات ملي آمريكا طراحي شده و جيليان برنز مسئول تازه منصوب شده ميز ايران در اين اداره، متولي نظارت بر اجراي آن است، داراي 7 محور اساسي است.

1. كاهش درآمد و افزايش هزينه‏‌هاي ايران

اين سناريو در صدد آن بوده است كه تا انتهاي تابستان به زعم خود درآمد ايران از محل فروش نفت را حداقل و هزينه‏‌هاي جاري كشور را حداكثر كند. تحليل جامعه اطلاعاتي آمريكا اكنون اين است كه اين سناريو آن گونه كه پيش‌بيني شده بود قابل تحقق نيست اما اگر آمريكا بتواند با رايزني با عربستان و يكي دو كشور ديگر توليد كننده نفت، قيمت را به حدود 70 دلار در هر بشكه برساند، بخشي از اين سناريو در كوتاه مدت محقق شده است.

با اين حال مشكلي كه در اين جا وجود دارد اين است كه كاهش قيمت نفت تا اين سطح مستلزم سرازير شدن ذخيره استراتژيك آمريكا به بازار و هم‏چنين رسيدن توليد در كشورهايي مانند عربستان سعودي به سقف است كه خود باعث ايجاد خلاء ظرفيت مازاد در بازار، القاي حس ناامني به آن و در نتيجه وارد شدن شوك به بازار خواهد شد. ضمن اين‏كه تحليل‏گران در تهران تاكيد مي‏كنند تمام در آمد ايران ناشي از صادرات نفت نيست و هم اكنون بخش بزرگي از بودجه ايران با صادرات غير نفتي تامين مي‏شود كه اين صادرات هم‏چنان طبق روال طبيعي ادامه دارد.

2. آغاز نارضايتي‏‌هاي نقطه‌اي

محور دوم طراحي شده از سوي آمريكايي‏‌ها آن است كه حداقل در برخي نقاط و به طور كاملاً محدود نارضايتي‏‌هاي اقتصادي تبديل به ناامني شود. به همين منظور به برخي از رابط‏هاي جريان فتنه مأموريت داده شده است كه روي موضوع بحران‏‌هاي كارگري و نااميد كننده نشان دادن وضع معيشت مردم در رسانه‏‌هاي خود به طور جدي تمركز كنند.

3. به انفعال كشاندن دستگاه اجرايي

بخش بعدي اين سناريو اين است كه برخي مديران مياني و حتي عالي رتبه به وضعيتي سوق داده شوند كه اولاً خود را در مقابل فشار تحريم‏‌هاي غرب منفعل و دست خالي احساس كنند و در نتيجه انگيزه خود را براي تلاش مضاعف در زمينه حل مشكلات اقتصادي كشور دور زدن تنگناها از دست بدهند و ثانياً مطالبه براي تغيير راهبردهاي سياست خارجي بويژه در بحث هسته‏‌اي از درون دولت آغاز شود.

ديد غربي‏‌ها اين است كه حتي اگر اين اتفاق رخ ندهد، حداقل اين است كه اختلافاتي درون نظام بر سر چگونگي ادامه مسير و ميزان هزينه منطقي كه بايد پرداخت، در خواهد گرفت.

4. فعال شدن زيرساخت‏هاي جريان فتنه در جهت گسترش نارضايتي اقتصادي

تحليلگران عقيده دارند محور فتنه ـ ضدانقلاب ـ بيگانه كاملاً با اين سناريو هماهنگ است و در آخرين تقسيم نقش انجام شده جريان فتنه مكلف شده است كه تمامي زيرساخت‏هاي خود از جمله شبكه‏‌هاي اجتماعي را در خدمت بحراني جلوه دادن فضاي اقتصادي كشور، تاريك نشان دادن دورنماي معيشت مردم، ترغيب طبقات مختلف جامعه به اعتراض و بزرگنمايي فشارهاي غرب اختصاص بدهد. اين امري است كه اكنون به طور كامل در حال انجام است و برخي سايت‏هاي شاخص جريان فتنه هم اكنون بخش عمده اخبار خود را به اين موضوعات اختصاص داده‌اند.

5. فراگير نشان دادن فساد اقتصادي

بخشي از اين راهبرد طراحي شده كه در واقع نوعي تاكتيك عمليات رواني است، اينست كه جريان فتنه تصميم گرفته است فساد اقتصادي را در كشور فراگير نشان داده و براي تحقق اين امر به شايعه‌سازي و جعل خبر درباره باز شدن پرونده‏‌هاي جديد فساد كلان اقتصادي و بي‌نتيجه ماندن دو پرونده فساد كلان بانكي و بيمه بپردازد.

منابع امنيتي مي‏‌گويند اين كار مشخصاً بر عهده منافقين نهاده شده و هدف از آن اينست كه مردم حس كنند در حالي كه وضعيت معيشت آنها دشوار شده، فسادهاي كلان هم در حال وقوع است.

6. بالا گرفتن اختلاف‏هاي درون خانواده نظام

اطلاعات موجود نشان مي‏‌دهد بخش ديگر اين سناريو ايجاد به هم ريختگي سياسي درون كشور به منظور نااميد كردن مردم از اين نكته است كه حاكميت از انسجام كافي براي حل مشكلات آنها برخوردار است.

برخي تحليلگران مطلع مي‏‌گويند پيشنهاد انگليسي‏‌ها به آمريكا اين بوده است كه موضوع انتخابات رياست جمهوري به محور اصلي اختلافات در داخل جريان اصولگرا و هم‏چنين آغاز منازعه جديد ميان اصولگرايان و دولت تبديل شود. يك نكته كليدي اينست كه غربي‏‌ها عقيده دارند اگر حاكميت منسجم و يكپارچه و سطح تنش داخلي در آن پايين باشد، فشار بيروني هر چه هم تشديد شود موثر نخواهد بود.

7. بي نتيجه گذاشتن مذاكرات هسته‌يي

گام آخر اين راهبرد آن است كه، آمريكايي‏‌ها ظاهراً تصميم گرفته‌اند هم به دليل عدم آمادگي براي برداشتن گام جدي، هم به دليل نداشتن پاسخ منطقي در مقابل بحث‌هايي كه ايران در مسكو مطرح كرد و هم به سبب محاسبه‌اي كه روي ضرورت بي‌نتيجه شان دادن راهبرد مقاومت از سوي ايران كرده‌اند، تا قبل از نوامبر جلوي ايجاد هرگونه راه حل جدي و اساسي در مذاكرات هسته‌اي ايران و 1+5 را سد كنند.

تحليل غربي‏‌ها اينست كه بي‌نتيجه ماندن مذاكرات به فضاي داخلي ايران بويژه بخش‏‌هاي اقتصادي شوك‏‌هاي پي‌در‌پي وارد خواهد كرد و امكان مديريت فضا را از نظام مي‏‌گيرد.

نكته‌اي كه تحليلگران در تهران بر آن تاكيد دارند اين است كه كل اين محورها در قالب يك سناريوي بزرگ عمليات رواني پيگيري خواهد شد. به عبارت ديگر در ماه‏هاي آينده اقدام در حوزه عمليات رواني به اقدام در حوزه واقعيت پيشي خواهد گرفت و جنگ رواني از جنگ اقتصادي و ديپلماتيك بزرگتر خواهد بود.»

انتهاي پيام