نداي بيدارباشي
32 بازدید
تاریخ ارائه : 6/1/2011 12:00:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

در بعضي مقاتل آمده است که امام سجاد(عليه‎السلام) پس از تحمل شکنجه‎هاي فراوان در بين راه، سرانجام به شهر شام، شهر دسيسه و دشنام، شهر دشمنان اهل بيت(عليهم‎السلام)، شهري که مردان و زنانش مدت پنجاه سال جز بدگويي حضرت علي(عليه‎السلام) چيزي نشنيده بودند و لعن او را واجب مي‎شمردند، رسيد.

کوفيان که پيرو علي(عليه‎السلام) بودند و از مولا شناخت داشتند، چه کردند که شاميان بکنند!

ديلم بن عمر مي‎گويد:

«آن روز که کاروان اسيران آل رسول خدا(صلي الله عليه و آله) وارد شام شدند، من در شام بودم و حرکت آنان را در شهر با چشمانم ديدم.

اهل بيت(عليهم‎السلام) را به طرف مسجد جامع شهر آوردند، لختي آنان را متوقف ساختند. در اين ميان پيرمردي از شاميان در برابر علي ابن الحسين(عليهماالسلام) که سالار آن قافله شناخته مي‎شد، ايستاد و گفت:

خدا را سپاس که شما را کشت و مردمان را از شر شما آسوده ساخت و پيشواي مؤمنان - يزيد بن معاويه - را بر شما پيروز گردانيد!

امام سجاد(عليه‎السلام) لب فرو بسته بود تا آنچه پيرمرد در دل دارد بگويد.

وقتي سخنان پيرمرد به پايان رسيد، امام فرمود:

همه سخنانت را گوش دادم و تحمل کردم تا حرف‎هايت تمام شود، اکنون شايسته است تو نيز سخنان مرا بشنوي.

پيرمرد گفت: براي شنيدن آماده‎ام.

امام سجاد(عليه‎السلام) فرمود: آيا قرآن تلاوت کرده‎اي؟ پيرمرد گفت: آري.

امام فرمود: آيا اين آيه را خوانده‎اي که خداوند مي‎فرمايد:

«قل لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربي»(1)؛ «اي پيامبر! به مردم بگو من در برابر تلاش‎هايي که براي هدايت شما انجام داده‎ام، پاداشي نمي‎خواهم جز اين که خويشان مرا دوست بداريد.»

پيرمرد جواب داد: آري خوانده‎ام (ولي چه ارتباطي با شما دارد؟)

حضرت پاسخ داد: مقصود اين آيه از خويشان پيامبر، ما هستيم.

سپس امام پرسيد: اي پيرمرد آيا اين آيه را خوانده‎اي؟
امام سجاد

«و آت ذي القربي حقه»(2)؛ «حق خويشاوندان و نزديکانت را پرداخت کن.»

مرد شامي: آيا شماييد «ذي القربي» و خويشاوند پيامبر؟

امام فرمود: بلي، ما هستيم. آيا سخن خدا را در قرآن خوانده‎اي که فرموده است:

«واعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي»(3)؛ «آنچه غنيمت به دست مي‎آوريد؛ يک پنجم آن از خدا و رسول و نزديکان اوست.»

مرد شامي گفت: آري خوانده‎ام.

امام فرمود: مقصود از ذي القربي در اين آيه نيز ما هستيم.

امام سجاد(عليه‎السلام) فرمود: آيا اين آيه را تلاوت کرده‎اي:

«انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا»(4)؛ «همانا خداوند اراده کرده است که پليدي و گناه از شما اهل بيت زدوده شود و شما را به گونه‎اي بي مانند پاک گرداند.»

اي مرد شامي! آيا در ميان مسلمانان کسي جز ما، «اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله» شناخته مي‎شود؟

مرد شامي دانست آنچه درباره اين اسيران شنيده درست نيست. آنان خارجي نيستند. اينان فرزندان رسول الله(صلي الله عليه و آله) هستند و از آنچه گفته بود پشيمان شده، با شرمساري دست‎هايش را به سوي آسمان بالا برد و به حالت توبه و استغفار گفت:

«اللهم اني اتوب اليک، اللهم اني اتوب اليک، اللهم اني اتوب اليک، من عداوة آل محمد صلي الله عليه و آله و ابرا اليک ممن قتل اهل بيت محمد صلي الله عليه و آله و لقد قرات القرآن منذ دهر فما شعرت بها قبل اليوم(5)؛ خدايا به سوي تو باز مي‎گردم، خدايا به سوي تو باز مي‎گردم، خدايا به سوي تو باز مي‎گردم از دشمني خاندان پيامبر بيزاري مي‎جويم و به سوي تو رو مي‎آورم. از کشندگان خاندان پيامبر صلي الله عليه وآله. من روزگاران طولاني قرآن تلاوت کرده‎ام ولي تا امروز مفاهيم و معارف آن را درک نکرده بودم.»

سخناني که بين امام سجاد(عليه‎السلام) و پيرمرد شامي گذشت، نداي بيدارباشي بود بر پندار خفته شاميان.

منبع: تبيان